جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مشکل بی اعتمادی به نامزد

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مشکل بی اعتمادی به نامزد




    سلام و خسته نباشید
    مدتی است مشکلات جدی برای من پیش آمده ، که هر چه تلاش میکنم برای حل این مشکل به نتیجه نمیرسم و بدتر میشه
    به شکل کوتاه داستان خودم رو براتون میگم و امیدوارم بتونم از کمک های شما بهره مند شم

    حدودا 9 ماه پیش با خانومی آشنا شدیم و پس از طی قرار بین ما صیغه محرمیتی خوانده شده و به اصطلاح نامزد شدیم (بهمن ماه )
    در این مدت به شکل دو طرفه به هم شدیدا علاقمند شدیم و من به ایشون اعتماد کامل داشتم
    قبل از نامزدی به من گفت که با یک پسر چند ماهی دوست بوده ولی این رابطه یک طرفه بوده و خیلی وقت پیش بهم زدن و تمام شده
    من هم راحت قبول کردم (شایان ذکره من خودم هم با کسی دوست بودم قبلا که قضیه تمام شده از دید من )
    ا اینکه یک روز متوجه شدم پسر هنوز به طرق مختلف به ایشون و خواهرش پیغام میده که هنوز دوست دارم و فلان
    با پیگیری بیشتر و کلی دعوا مرافه با خانم که چرا به من نگفتی
    ایشون داستنی رو بازگو کردن که چند ماه زندگی منو مختل کرده
    از قرار ایشون با این آقا(مخفیانه) دوست میشه و بعد از اینکه میبینن خیلی هم علاقه ندارند کم کم میخواسته جدا بشه
    از طرفی روزی این اقا به در خونه خانم میاد و و خلاصه میگه تنهایی و باید بیام پیشت و ....
    و به نقل مستقیم از خود خانمم از ترسش که اون پسر آبرو ریزی نکنه راهش نداده و توی ذهنش بوده که اگر هم پیشنهاد بی شرمانه ای مطرح شد مقاومت میکنه
    اما خوب به خاطر جسته نحیفش نتونسته مقومت کنه و ..... (هر چند اتفاق خیلی سطحی بوده و ایشون باکره هستند از قرار تا حدودی به زور )
    خلاصه بعد از این اتفاق

    من از نظر روانی بهم ریختم
    همش منتظرم خبر های دیگه ای از گذشته اش بشنوم
    بعضی شب ها خوابم نمیبره و فکر و خیالات احمقانه به سرم میزنه
    گاها بی دلیل درگیر میشم باهاش
    اکثرا بی دلیل استرس میگیرم
    از طرف دیگه هم این شخص دائما مزاحمت ایجاد میکنه و چون رابطه مخفیانه بوده بیشتر سعی میکنیم با بی اعتنایی شر این آدم رو کم کنیم

    و خلاصه دارم به مرز روانی شدن میرسم

    از طرف دیگه کاملا علاقمند هستم بهش و اطمینان صد در صدی از علاقه اش به خودم دارم این قدرت رو از نظر عاطفی ندارم که رابطه رو به اتمام برسونیم


    تورو خدا شما راهنماییم کنید
    چه کنم؟
    از اواسط مرداد ماه تا همین الان این مسئله در ذهن من حل نشده و بد تر هم شده
    چطور دوباره اعتماد کنم؟؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,642
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    829 پست
    حضور
    119 روز 12 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام الله




    مشکل بی اعتمادی به نامزد


    کارشناس بحث: استاد راهنما

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    مشکل بی اعتمادی به نامزد


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    13 روز 17 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اين سؤال بهتر بگويم اين ترديد چون پس از ازدواج و پيمان زناشويى به ذهن تان آمده و در پى كشف و اطلاع يافتن از حال و هواى قبل از ازدواج و زمان تجرد وى هستيد. هرگز نبايد به آن ترتيب اثر داد و به عبارت ديگر هرگز نبايد در اين زمينه جستجو كرد. اين موضوع مربوط به قبل از ازدواج و تصميم گيرى براى انتخاب يك همسر است. اين گونه شبهه ها به جاى تحكيم نظام خانواده و افزايش روابط عاطفى بين زن و شوهر، به سستى پيوند دو زوج مى انجامد و از يك بدبينى و ترديد جزئى آغاز مى شود و با تفحص و تجسسى غيرقابل قبول و غيرمنطقى پيگيرى مى شود و در نهايت به فروپاشى نظام خانواده و سردى روابط زن و شوهر و... انجامد. زمانى اين سؤال را بايد پيگيرى كرد كه حق انتخاب شما محفوظ و امكان گزينش بين گزينه هاى مختلف وجود دارد. نه آن زمان كه پس از انتخاب و اجراى صيغه نكاح و تشكيل خانواده، به سراغ برخى لغزش هاى گذشته كه چه بسا ريشه آن هم احتمالاتى سست و بى پايه و اساسى بيش نيست، برويد.
    بنابراين تأكيد مى شود كه هرگز پس از ازدواج به سراغ اين احتمالات و ترديدها و تجسس هاى غيرمنطقى نرويد.
    شما خود نیز بنا بر حرف خودتون قبل از ازدواجتون دوستیهایی داشته اید این رو بدانید که در اسلام تاکید روی بخشش است پس اگر هم اتفاقی افتاده بود بنا بر بخشش و ادامه زندگی با شادی می باشد چه برسد به اینجا که نه تنها اتفاقی نیافتاده است بلکه احتمال می باشد
    مزاحمت آن فرد را با درایت و تدبیر دفع نمایید و سعی کنید صمیمیت و محبت را در بین خود و همسرتون بیشتر نمایید
    هرگز به آن فرد و میزان رابطه اش با همسرتون فکر نکنید و در این باره از مهارتهای کنترل افکار استفاده نمایید(مانند اینکه کشی به دور دست خود بپیچید و وقتی آن فکر به سراغ شما آمد کش را محکم بکشید و رها کنید درد ایجاد شده موجب از بین رفتن فکر شما می شود)
    در پناه قران و عترت موفق باشید
    یا علی


    گفت و گو های خودمانی

    مشکل بی اعتمادی به نامزد
    فراز و نشیب های زندگی(عدم تعادل) نشان دهنده زنده بودن انسان است و کسی که در زندگی اش فراز و نشیب ندارد مانند فردی است که اصلا زنده نیست پس تعادل = مرگ


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    13 روز 17 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام مجدد
    مواردی که در قسمت قبل اشاره کردم در صورتی می باشد که
    1 - شما بتونید نامزدتون رو ببخشید بگونه ایکه دیگر به روی او نیاورید والبته با این توصیفاتی که از روحیه خود کردید به نظر می رسد که نتونید این مورد را انجام دهید اگر نمی تونید این ازدواج برای شما مشکل آفرین خواهد بود
    2 - همانطور که می دونید دوستی با نامحرم حرام می باشد و گناه است لذا هردوی شما باید توبه کنید در مورد نامزدتون هم اگر ایشون از کار خود توبه کرده باشد و بدونید که مجددا به سراغ دوستیها و روابط قبل نمی رود
    والا این ازدواج به شما توصیه نمی شود

    هردواین موارد باید باشد و اگر یکی نبود این ازدواج مناسب نیست و مشکل آفرین خواهد بود
    در پناه قرآن و عترت موفق باشد
    یا علی

    ویرایش توسط صدیقه طاهره : ۱۳۹۳/۰۷/۲۷ در ساعت ۲۲:۰۰
    گفت و گو های خودمانی

    مشکل بی اعتمادی به نامزد
    فراز و نشیب های زندگی(عدم تعادل) نشان دهنده زنده بودن انسان است و کسی که در زندگی اش فراز و نشیب ندارد مانند فردی است که اصلا زنده نیست پس تعادل = مرگ


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    60
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مزاحمت طرف رو به پلیس اطلاع بدید و خودتان را درگیر این مسایل که مربوط به قبل از ازدواج هست نکنید.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خوب مسئله اینست که من به واسطه شغلم
    از قدرت تجسم و تصور بالایی برخوردارم
    و اقسام تفکرات عجیب به ذهنم میرسد
    چطور ذهنم خودم رو تحت کنترل در بیارم


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    تنها راهش اینه که اول اون دوتا رو بکشی بعدش خودتو بکشی.وسلام ..... اگه مشاوره ی دیگه ای خواستی یه راست بیا پیش خودم راهنماییت کنم


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    13 روز 17 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مرصوص نمایش پست
    چطور ذهنم خودم رو تحت کنترل در بیارم
    با عرض سلام خدمت شما
    مهارتهای کنترل افکار
    جهت حل مشكل، بيان چند نكته لازم و شايسته است:
    1 حل چنين مشكلاتى- به خصوص اگر وسواس فكرى باشد- نيازمند زمان است و بايد با صبر و حوصله كافى و از طريق مشاوره حضورى يا مكاتبات متعدد، راه كارهاى ارائه شده پى‏گيرى و مورد عمل قرار گيرد.
    2 براى تنظيم اوقات شبانه روز، جدولى تهيه نموده و كارها و فعاليت‏هاى شبانه روزى خود را در آن يادداشت كنيد و بكوشيد در برنامه، زمان خالى نداشته باشيد. اين برنامه بايد متناسب با توانايى جسمى و روانى شما باشد و از هر گونه افراط و تفريط خوددارى گردد. اوقات فراغت را نيز با نوعى فعاليت ورزشى، نظافت اتاق، مطالعه روزنامه، انجام فعاليت‏هاى هنرى و هر كار مورد علاقه ديگرى، پر كنيد.
    3 از آنجا كه معمولاً افكار مزاحم در تنهايى به ذهن افراد وارد مى‏شود تا حد امكان از قرار گرفتن در مكان‏هاى خلوت به مدت زياد بپرهيزيد حتى مطالعات خود را در كتابخانه و قرائت خانه عمومى انجام دهيد. در اتاق، تنها نخوابيد هنگام غذا خوردن، تنها نباشيد و تنها مسافرت نكنيد.
    هرگاه احساس تنهايى كرديد، از جاى خود برخيزيد و با ديگران گفت و گو كنيد. ورزش‏هاى دسته جمعى انجام دهيد و ارتباط خود را با افراد متدين، بيشتر كنيد و از گوشه‏گيرى بپرهيزيد.
    4 در طى 24 ساعت اوقات شبانه روز، زمانى را براى فكر كردن درباره همان مسائل و موضوعات مزاحم و اذيت كننده قرار دهيد و هرگاه آن افكار در غير آن ساعت مقرر، به ذهنتان وارد شد، به خودتان وعده دهيد كه زمان فكر كردن در اين باره فلان زمان معين و مقرر شده است و از طرف ديگر در آن زمان ثابت و معين، بنشينيد و در آن باره فكر كنيد و بگذاريد آن افكار، آن قدر به ذهنتان بيايد كه شما را اذيت كند.
    فرمان ايست: در منابع علمى جديد، براى متوقف كردن افكار وسواسى، علاوه بر درمانهاى دارويى و قبل از آن درمانها، از روشهاى خاصى استفاده مى شود كه مهمترين آنها روش توقيف فكر نام دارد، بدين ترتيب كه از بيمار خواسته مى شود كه به طور عمد افكار وسواسى خود را آزاد بگذارد و در اين بين ناگهان درمانگر با صداى بلند و بيزار كننده، فرياد مى زند: ايست؟ به نظر مى رسد اين عمل جريان فكر وسواسى را متوقف مى كند. بنابراين هرگاه اين افكار به سراغتان آمد و متوجه شديد، وسط افكار به خود بگوييد: «بس است ديگر» و بدين وسيله رشته افكار مزاحم را قطع كرده و به سراغ مطلبى ديگر خواهيد رفت

    5 هميشه روى صفحه‏اى از كاغذ، موضوعات مختلف علمى و غير علمى را يادداشت كنيد تا در صورت هجوم افكار مزاحم، از آنها استفاده كنيد (به عنوان جايگزين) با اختيار خود در آن باره بينديشيد و آن فكر مزاحم، كنار بگذاريد. به هر حال هميشه موضوع جايگزين براى فكر كردن داشته باشيد.
    6 اگر در عمل نتوانستيد، موضوعات جايگزين را به جاى افكار مزاحم خود قرار دهيد، كش نازكى را دور مچ دست خود ببنديد و هرگاه بدون اختيار افكار مزاحم به سراغتان آمد، آن كش را بكشيد و رها كنيد تا با احساس درد، از آن فضاى روانى بيرون آييد ناخودآگاه موضوع ذهنى‏تان عوض خواهد شد.

    ویرایش توسط راهنما : ۱۳۹۳/۰۸/۰۲ در ساعت ۰۷:۰۸
    گفت و گو های خودمانی

    مشکل بی اعتمادی به نامزد
    فراز و نشیب های زندگی(عدم تعادل) نشان دهنده زنده بودن انسان است و کسی که در زندگی اش فراز و نشیب ندارد مانند فردی است که اصلا زنده نیست پس تعادل = مرگ


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    13 روز 17 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در احاديث معصومين (عليهم السلام) نيز راه حل هايى براى رهايى از وسوسه هاى فكرى مطرح گرديده كه در اينجا برخى از آنها را ذكرنمائيم:
    در حديثى راوى مى گويد: از امام عليه السلام (پرسيدم: اگر وسوسه هاى فراوانى در درونم باشد چه كنم؟ حضرت فرمود: مشكلى نيست، هنگام هجوم وسوسه بگو: لا اله الا الله..(2)
    - در روايت ديگر آمده است: سه روز از هر ماه را روزه گرفتن، معادل روزه همه عمر است و وسوسه ها را از دل مى زدايد..(3)
    - حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: حضرت آدم (عليه السلام) از حديث و وسوسه نفس و غم و غصه به خداوند شكايت كرد، جبرئيل (عليه السلام) نازل شد و به ايشان فرمود: اى آدم چنين بگو: «لاحول و لاقوه الا بالله»، آدم (عليه السلام) اين ذكر را گفت و وسوسه و اندوه از او برطرف گرديد..(4)
    در خصال شيخ صدوق (ره) از اميرمؤمنان (عليه السلام) چنين نقل مى كند: وقتى شيطان در شما وسوسه اى ايجاد كرد به خداوند پناه برده و بگوييد: «آمنت بالله و برسوله مخلصا له الدين».(5) (به خداوند و پيامبرش ايمان آوردم در حالى كه در دينم اخلاص دارم.»

    در پناه قرآن و عترت موفق باشبد
    یا علی

    گفت و گو های خودمانی

    مشکل بی اعتمادی به نامزد
    فراز و نشیب های زندگی(عدم تعادل) نشان دهنده زنده بودن انسان است و کسی که در زندگی اش فراز و نشیب ندارد مانند فردی است که اصلا زنده نیست پس تعادل = مرگ


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود