جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درسی عرفانی در نیایشی از امام زین العابدین(ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    درسی عرفانی در نیایشی از امام زین العابدین(ع)




    درسی عرفانی در نیایشی از امام زین العابدین(ع):

    مراقبت قلبی، مراقبت زبانی
    رُوِيَ عَن عَليِّ‌بنِ الحُسَينِ عَليهِماالسّلام قالَ في مُناجاتِه:
    اللهُمَّ لَكَ قَلبي وَ لِسانِي وَ بِكَ نَجاتِي وَ اَمانِي وَ اَنتَ العالِمُ بِسِّري وَ اِعلاِني فَاَمِت قَلبي عَنِ‌البَغضاءِ وَ اَصمِت لِسانِي عَنِ‌الفَحشاءِ وَ اَخلِص سَريرَتي عَن عَلائِقِ الأَهواءِ
    بحار الانوار، جلد 91، صفحه 156

    خدايا! قلب و زبان من از آن توست و نجات و امنيّت من به دست توست و تو دانا به درون و بيرون من هستي، پس قلب مرا از اينكه با تو به دشمني بپردازد بميران و زبان مرا از گفتن حرف زشت ببند و يا بسته بدار و درون مرا از پيوندهاي هواهاي نفساني خالص و پاكيزه كن.

    آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی(ره):
    شرح روایت: حضرت مي فرمايد قلب و زبان من از آن توست. مگر بقيه اعضاء و جوارح مال خداوند نيست؟
    زيرا پندار و گفتار است كه انسان را بهشتي و يا نعوذبالله جهنّمي مي¬ كند و دل و زبان، اختيار بسياري از اعضاي بدن را دارند و اثر مي گذارند.

    نجات و امنيّت، يعني حفظ انسان از بلا و حوادث دنيوي و اخروي كه فقط به دست خداوند است و پول، مقام، شهرت و تمامي نيروهايي كه در دنيا هستند اگر خداوند نخواهد، نمي-توانند انسان را از بلايي حفظ كند و در روز قيامت هم تمام موجودات اگر بخواهند به انساني از آتش و عذاب الهي امان دهند نمي توانند، مگر اينكه خداوند بخواهد.

    پس خدايا! تو به نهان و آشكار آگاه هستي و حتي از خود من به ظاهر و باطن من عالم¬تر و آگاه تر مي باشي. پس بميران دل مرا که نكند با گناه و معصيت برخلاف اوامرت عمل كند و با تو به دشمني برخيزد. و لال و خاموش كن زبان مرا كه نكند آن چه را تو نمي خواهي و نمي‌ پسندي مانند غيبت، دروغ، فحش، تهمت، شماتت، آبروريزي، تكبّر و... ازاو صادر شود.

    انسان براي خالص و پاكيزه شدن درون از پيوندهاي نفساني دو حالت مراقبت بايد داشته باشد كه نجات بخش اوست؛ مراقبت قلبي و مراقبت زباني. كه آن با انجام اعمال صالح و دوري و اجتناب ازگناهان و با توفيق و امداد و عنايت خداوند به دست مي آيد؛ زيرا توان انجام هر عملي باز به دست خداوند است.

    درمناجات شعبانيّه آمده است: خدايا! تو را به حقّ خودت سوگند، كه مرا به جايگاه اهل اطاعت خود ملحق كني و به پايگاه صالح خرسندي خويش برساني.
    همانا كه من توانايي دفاع از خويشتن ندارم و مالك سودي براي خود نيستم.

    پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی(ره)


    http://jmaliahmad1.samenblog.com/

    درسی عرفانی در نیایشی از امام زین العابدین(ع)

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,308
    مورد تشکر
    747 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شناخت در سنامه عرفان (صحیفه سجادیه )
    در ابتدا باید اشاره گردد : صحیفه، کتاب دعا به معنى آن چه در ذهن بعضى تبادر مى کند نیست، بلکه کتابى است انسان ساز، مباحثى در قالب دعا، براى ساختن جمعى انسان آماده مبارزه. البته دعاهائى که در اسلام رسیده همه این چنین است.
    شاهد اول: راوى صحیفه شخصى است به نام «عمیر» از پدرش «متوکل » که توضیح مى دهد صحیفه چگونه به دستش رسیده وبه دنبال آن در بین مردم منتشر گشته است.
    متوکل مى گوید: «موقعى که یحیى بن زید- فرزند امام سجادعلیه السلام - عازم خراسان بود او را ملاقات کردم، سلام گفتم گفت: از کجا مى آیى؟ گفتم: از حج. او از من حال خانواده،بستگان، دوستان و پسر عموهایش را که در مدینه بودند پرسیدو درباره امام صادق علیه السلام آهسته سؤال کرد.
    حال و وضع آنها را برایش نقل کردم و گفتم از جریان شهادت پدر شما همه اراحت بودند، به اینجا که رسیدم گفت:«عمویم محمد بن على (امام محمدباقر علیه السلام) به پدرم گفت:صلاح نیست که الان مبارزه را شروع کنید.»
    بعد مى گوید از من سؤال کرد: آیا پسر عم من جعفر بن محمد را ملاقات کرده اى؟
    گفتم: من عذر مى خواهم، دوست ندارم آنچه را که شنیده ام براى شما نقل کنم.
    رو به من کرد و گفت: شما مرا از مرگ مى ترسانى؟ هر چه از امام صادق علیه السلام درباره من شنیدى بگو، گفتم: شنیدم مى گفت یحیى قیام مى کند، کشته مى شود و به دارش مى زنند همانگونه که با پدرش رفتار کردند.
    گفت: آیا از امام صادق علیه السلام نوشته اى همراه دارى؟ عرض کردم: بلى، مطالبى را به من فرمود و من نوشته ام، آن را به اودادم و یکى از اینها هم دعایى بود که آن حضرت املاء کرده و من نوشته بودم و فرموده بود این دعایى است که پدرش املاء نموده و او نوشته و به او خبر داده که از دعاهاى پدرش على بن الحسین علیه السلام و از دعاهاى صحیفه کامله است.
    یحیى آن را گرفت و تا آخر مطالعه کرد و گفت: آیا اجازه مى دهى من این را استنساخ کنم؟ گفتم: آیا اجازه استنساخ چیزى را از من مى خواهى که اصلش از خود شما است؟ گفت من هم در عوض صحیفه کاملى به تو خواهم داد; دعاهایى که از ناحیه پدرم زید است و به او از پدرش امام سجاد علیه السلام رسیده، ولى پدرم به من وصیت کرده که آن را حفظ کنم و به دست غیر اهلش ندهم.
    این چه دعائى بوده که امام سجادعلیه السلام به زید املاء کرده وزید هم به یحیى املاء کرده و به او گفته مواظب باش به دست غیر اهلش نیفتد؟
    دعا به معنى راز و نیاز به دست دیگران بیفتد که مانعى ندارد.
    عمیر مى گوید: پدرم گفت: بلند شدم و سر و صورت او را بوسیدم و مى افزاید: یحیى نوشته مرا به جوانى داده گفت: این دعا را با خط زیبا، خوانا و روشن بنویس و به من بده. من این دعا را مى خواستم از امام صادق علیه السلام بگیرم به من نمى داد.متوکل مى گوید: من پشیمان شدم که چرا این کار را کردم. ادامه مى دهد: در صندوقى را باز کرد، صحیفه قفل زده مهرکرده اى را از آن خارج ساخت، آن را بوسید، گریه کرد، سپس مهرش را شکست و قفل را باز کرد و بعد صحیفه را باز کرده بر چشم گذاشت و به صورت مالیده گفت: «به خدا قسم اى متوکل باتوجه به اینکه از قول امام صادق علیه السلام نقل کردى که ایشان ازپدرانشان این مطلب را شنیده اند مطمئنا واقع مى شود و من کشته شده به دار آویخته مى شوم، لذا این را به شما مى دهم.شما حفظش کنید.
    من از این مى ترسم که چنین دانشى به دست بنى امیه بیفتد و آن را در خزائنشان براى خود حفظ کنند. این را تحویل بگیر و فکر مرا از این جهت راحت کن.»
    صحیفه سجادیه که دست یحیى است، چه دعائى است که مى گوید: اگر قرار نبود من شهید و به دار آویخته شوم نمى دادم،چون مى ترسم به دست بنى امیه بیفتد و آنها این را در خزائن خود حفظ کنند؟
    بنابراین مشخص شد که سند صحیفه، باز گو کننده این است که صحیفه نوشته دیگرى غیر از دعا است.
    بعد یحیى اضافه کرد: وقتى جریان من و اینها تمام شد و من کشته شدم این یک امانت است تا آن را به پسر عموهاى من محمد و ابراهیم برسانى.
    متوکل مى گوید: من صحیفه را از ایشان گرفتم، وقتى یحیى شهید شد به مدینه رفتم، خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم وداستان یحیى را نقل کردم، امام صادق علیه السلام سخت گریه کرد وفرمود: خداوند پسر عمویم را رحمت کند و او را به اجدادش ملحق نماید، آنچه مانع بود که من دعا را به او بدهم همین بود که خودش از آن وحشت داشت (همان که پدرش وصیت کرده بودکه مى ترسم دعا به دست نااهل بیفتد.)
    بعد امام صادق علیه السلام فرمود: صحیفه اى که از یحیى در دست شماست، کجاست؟ گفتم: اینجا است.
    امام صادق علیه السلام آن را باز کرد و فرمود: به خدا قسم این خط عمویم زید و دعاى جدم على بن الحسین علیه السلام است.
    متوکل مى گوید: آن گاه امام صادق علیه السلام فرمود:
    اسماعیل بلند شو و آن دعایى را که تحویلت دادم و گفتم خوب حفظش کن بیاور.
    معلوم مى شود امام صادق علیه السلام دعا را دست هر کسى نمى داده، بلکه به دست اسماعیل پسر بزرگش داده است.
    اسماعیل صحیفه اى را آورد، درست مانند صحیفه اى که یحیى بن زید به من داد، امام صادق علیه السلام آن را بوسید و آن راروى چشمش گذاشت و فرمود: این خط پدرم امام باقرعلیه السلام واملاى جدم على بن الحسین علیه السلام است. من هم شاهد بودم و درحضور من نوشته شد. عرض کردم اگر اجازه مى دهى من این رادوباره مقابله کنم، فرمود من تو را اهل و شایسته دیدم که نشانت مى دهم; یعنى به نااهل نشان نمى دهم. پس من هر دو رابا هم مقابله کردم، هر دو یکى بود و حتى یک حرف را ندیدم که در این دو صحیفه با هم تفاوت داشته باشد. عرض کردم حال اگر اجازه فرمائید من صحیفه یحیى را به پسر عموهایش تحویل دهم.
    فرمود: خداوند امر فرموده که امانت ها را به اهلش برسانید.بعد که خواستم برخیزم و بروم فرمود: باش، سپس کسى رافرستاد دنبال محمد و ابراهیم که بیایند، وقتى آمدند امام فرمود: این میراث پسر عموى شما است که براى شما فرستاده، تحویل بگیرید ولى ما با شما یک شرط مى کنیم، عرض کردندبفرمائید، فرمودند: این صحیفه را از مدینه خارج نکنید.
    باز هم جاى این سؤال است: چه دعایى بوده که با آنهاچنین شرط مى شود؟ آیا طرح مبارزاتى بر ضد بنى امیه بوده که امام صادق علیه السلام مى فرماید: شرط مى کنم آن را از مدینه خارج نکنید که اگر از اینجا خارج شود و به دست بنى امیه بیفتد اسرارکشف مى شود؟! گفتند چرا خارج نکنیم آن حضرت فرمود:پسر عموى شما در مورد این صحیفه از چیزى مى ترسید که من هم ترس همان جریان را نسبت به شما دارم و آن این است که به دست دشمن بیفتد.
    به نظر مى رسد این کتاب که مجموعا 54 دعا است علاوه برآثارى که در معرفة الله و نیل به کمالات معنوى دارد یک طرح مبارزاتى بوده است ولى با استتار و تحت عناوین خاص.
    شما راحت مى توانید عناوین دعا را بخوانید و احساس نکنید که در ضمن دعا یک طرح سازندگى نیرو بر ضد بنى امیه و حاکمان غاصب است.
    اینکه گفته مى شود این کتاب یک طرح انسان سازى درجهات مختلف زندگى از جمله مبارزه براى به دست گرفتن حکومت بوده، ممکن است از بعضى روایات نیز بشود آن راکشف کرد. حدیثى داریم در جلد اول کافى، باب کراهة التوقیت از ابوحمزه ثمالى بدین گونه: خداوند قرارش بود که این امر(منظور تشکیل حکومت عدل اسلامى به دست ائمه اهل بیت علیهم السلام است) در سال هفتاد اتفاق بیفتد. وقتى مردم کمک نکردند و امام حسین علیه السلام در سال 61 شهید شد خداوند بر مردم خشم گرفت و آن را به سال یک صد و چهل تاخیر انداخت.اضافه مى فرماید: ما به شما شیعیان گفتیم که قرار است جریان در سال 140 به وقوع بپیوندد و بنا ست حکومت آن وقت تشکیل شود، اما شما جریان را فاش ساختید. وقتى افشاکردید دیگر خداوند وقتى تعیین نکرد.
    براى اینکه بدانیم سال 140 چه زمانى است در کافى آمده است:
    امام صادق علیه السلام در سال 83 متولد شد و در سال 148 ازجهان رحلت فرمود.
    ملاحظه مى شود که سند صحیفه مى گوید این مطلب بایدپنهان بماند و حدیث مى گوید: بنا بود جریان در سال 70 اتفاق افتد، کمک نکردند، تاخیر افتاد، بنا بودسال 140 اتفاق بیفتداسرار را افشا کردند و دیگر خداوند زمان آن را تعیین نکرد. پس شاهد اول اینکه، صحیفه سجادیه یک کتاب دعاى معمولى که فقط انسان بخواند براى اینکه حاجتش برآورده شود یا برود گوشه اى راز و نیاز کند نیست.
    شاهد دوم: فهرست ابواب این کتاب است. فهرستى که آقاى مظفر تهیه و آقاى انصاریان آن را تلخیص کرده، در آخرصحیفه اى که خانه فرهنگ جمهورى اسلامى ایران در دمشق چاپ نموده آمده است. وى 54 دعاى صحیفه را در نوزده باب آورده و زیر مجموعه هایى دارد:
    اول «باب توحید»: بحث درباره خدا و صفات خدا
    دوم «باب نبوت »: تمام مطالبى که امام سجاد علیه السلام در رابطه بابعثت انبیاء و رسل دارد.
    سوم «باب امامت »: مسئله رهبرى و امامت
    چهارم «باب المعاد»: مقصد اصلى از خلقت انسان
    پنجم «باب الاسلام »: معرفى اسلام
    ششم «باب الملائکه »: فرشتگان و ماموران خاص خداوند
    هفتم «باب الاخلاق ».
    هشتم «باب الطاعات »: نحوه اطاعت و عبادت خداوند
    نهم «باب الذکر و الدعا»: نحوه دعا کردن و دعا خواندن وچیزنوشتن
    دهم «باب السیاسة »: تدبیر کشور، شهر، بخش، خانه وتدبیر درکلیه امور.
    یازدهم «باب الاقتصاد»
    دوازدهم «باب الانسان »: معرفى اینکه انسان چیست.
    سیزدهم «باب الکون »: اصل هستى شناسى
    چهاردهم «باب الاجتماع »: توجه به اجتماع و شناخت اجتماعى و نحوه تصرف در آن
    پانزدهم «باب العلم »: ارزش دانش
    شانزدهم «باب الزمن »: مسئله زمان
    هفدهم «باب التاریخ »: شناخت تاریخ و عبرت از آن
    هجدهم «باب العسکریة »: مسائل نظامى و دفاع
    راستى این دعا است یا طرح حکومتى؟!



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود