جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: انتقام بنی صدر از دانشجویان خط امام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    انتقام بنی صدر از دانشجویان خط امام




    انتقام بنی صدر از دانشجویان خط امام

    Research@kayhan.ir
    تالیف: کامران غضنفری
    سردار محمد کوثری نقل می کند که بچه های سپاه که سلاح نداشتند و می خواستند از ارتش بگیرند تا کمک شان کنند ، بنی‌صدر گفته بود که حق ندارید به سپاه یک فشنگ هم بدهید .
    در این راستا وقتی که بنی صدر مطلع می شود که سرگرد صیاد شیرازی به نیروهای سپاه و بسیج مهمات داده بود ، وی را عزل کرد و درجه هایش را گرفت .
    پس از سقوط خرمشهر ، بنی صدر می خواست به گونه ای برنامه ریزی کند تا آبادان نیز مانند خرمشهر سقوط کند . لذا نمی گذاشت تا از امکانات ارتش برای شکستن محاصره آبادان استفاده شود . حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در مورد کارشکنی بنی صدر در شکستن محاصره آبادان چنین نقل می کند :
    « ما توپ های دوربردی داشتیم که در اختیار ارتش بود و پشت آبادان مستقر بودند ، ما می گفتیم برای حمایت از نیروهای محاصره شده در آبادان باید دشمن با این توپ ها هدف آتش قرار بگیرد و ارتش هم این عملیات را به نفع نیروهای محاصره شده می دانست . ولی بنی صدر می‌گفت این گلوله ها گران است ، تعداد کمی گلوله داریم ، گلوله توپ گیرمان نمی آید و نباید از این توپ ها استفاده کنیم . بعدها کشف شد که وی خلاف می گوید . »
    علی محمد بشارتی عضو اولین شورای فرماندهی سپاه ، طی مصاحبه ای نقل می کند که تا سال 1360 که بنی صدر فرمانده کل قوا بود ، هیچ پولی به سپاه پاسداران نمی داد چون با آن مخالف بود .
    یکی دیگر از خیانت های بنی صدر در جنگ ، نقشه وی برای سقوط سوسنگرد بود . سرتیپ سید تراب ذاکری فرمانده گروه اطلاعات نظامی وابسته به لشکر 92 زرهی اهواز در زمان جنگ ، در مورد عکس العمل بنی صدر در مورد محاصره سوسنگرد توسط نیروهای زرهی عراق می گوید :
    « روز 24 آبان 59 ، حلقه محاصره سوسنگرد بسته شد ... در جلسه ای با حضور آقا [ مقام معظم رهبری ] و آقای چمران و فرمانده لشکر و چند نفر دیگر ، تصمیم گرفته شد که صبح روز 26 آبان ، تیپ 2 دزفول علیه نیروهای دشمن حمله کند . اما ساعت 11 شب 25 آبان بنی صدر به ظهیرنژاد دستور داد که به سرهنگ قاسمی فرمانده لشکر ، بگو فردا تیپ 2 وارد عمل نشود ... هنگامی که این خبر به امام خمینی منتقل می شود ، وی با سلب اختیار فرماندهی کل قوا از بنی صدر ـ فقط برای این عملیات ـ به لشکر اهواز دستور می‌دهد که وارد عمل شود و به این ترتیب محاصره سوسنگرد شکسته می‌شود. خیانت بنی صدر تعمدی بود . بنی صدر می دانست چه خبر است . می‌دانست که اگر سوسنگرد اشغال بشود ، اشغال حمیدیه و اهواز کاری ندارد . »
    سردار سید محمد باقرزاده نیز در مورد خیانت بنی صدر در جنگ می گوید :
    « در خیانت آگاهانه بنی صدر ، همین بس که ایشان معتقد بود ما در خوزستان باید حداقل 120 کیلومتر از شهر اهواز عقب نشینی کنیم و بیائیم در کوه های بهبهان مستقر شویم و بعد به روش جنگ و گریز اشکانیان ، خوزستان را از دشمن پس بگیریم ! ایشان در پی این بود که نیروها را به کوه های بهبهان که در حقیقت دروازه شرقی استان خوزستان است ، گسیل بدارد و عملاً زمینه شکست و تجزیه کامل استان خوزستان را فراهم کند .»
    هنگامی که بنی صدر دید نقشه های وی یکی پس از دیگری خنثی می‌شود و نیروهای انقلابی نمی گذارند تا خوزستان به طور کامل سقوط کند ، در صدد انتقام گیری برآمد . وی که مطلع شده بود تعداد قابل توجهی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام ـ که در ماجرای تصرف سفارت آمریکا در تهران دست داشتند ـ به جبهه آمده و در محور هویزه و سوسنگرد مستقر شده‌اند ، در هنگام عملیات طراحی شده در دی ماه 59 ، دستور عقب نشینی به نیروهای ارتشی می دهد و دانشجویان را در مقابل تانک های عراقی تنها می‌گذارد تا به این ترتیب از کسانی که هیمنه ابرقدرتی آمریکا را درهم شکسته بودند ، انتقام بگیرد . در این ماجرا ، تعداد قابل توجهی از دانشجویان از جمله حسین علم الهدی ، به شهادت می رسند . حیدر رحیم پور ازغدی خاطره ای بعد از این ماجرا را چنین نقل می کند :
    « به دیدن آقا [ مقام معظم رهبری ] رفتم . ایشان تا مرا دید شروع کرد به گریه کردن . گفت حیدر آقا ! بنی صدر بسیاری از بچه های لانه جاسوسی را کشت . آن جریان هویزه و شهید علم الهدی را می دانید که؟ جریان را تعریف کرد و زار زار گریه کرد . شدیداً گریه می کرد و می گفت [بنی‌صدر] بچه ها را کشت ! بچه ها را کشت ؛ به همین راحتی .»
    محمد کریم عابدی از خلبانان دوران جنگ و همرزم شهید چمران نیز در این مورد چنین می گوید :
    « از همان روزهای اول ، عملیات چریکی علیه نیروهای دشمن شروع شد . در یکی از این عملیات ها ، دانشجویان پیرو خط امام در تپه های الله اکبر وارد شدند که البته به دلیل کارشکنی و سوء مدیریت بنی‌صدر، همه قتل عام شدند . »
    بنی صدر و گروهک های ضدانقلاب در کردستان :
    بنی صدر هم به طور مستقیم و هم به طور غیر مستقیم ، با گروهک های ضدانقلاب در کردستان رابطه داشته و از آنها حمایت می کرد . در این راستا وی در کتاب خاطراتش می گوید :
    « هر دو سازمان ـ حزب دموکرات کردستان ایران و گروه کومله ـ در سال 58 تقاضا کرده بودند که به آنها تأمین داده بشود و پس از آن ، آنها اسلحه های خود را زمین بگذارند . من نامه ای به [امام] خمینی نوشتم و در آن نامه نوشتم اگر شما مثل پیغمبر به اینها امان بدهید ، گویا مشکل حل می شود . ولی [امام] خمینی حاضر نشد آن امان را بدهد . من هم اخلاقاً نتوانستم آنها را فریب بدهم و بگویم اسلحه تان را زمین بگذارید تا سرتان را ببرند [!] گفتم این جور است ، اگر اسلحه را زمین بگذارید ، سرتان را می برند . »
    بعدها عبدالرحمان قاسملو سرکرده حزب دموکرات کردستان ، همین مسئله را تأیید کرد و گفت که بنی صدر به ما پیغام داد اگر اسلحه تان را زمین بگذارید ، سرتان را می برند .
    این در حالی بود که نیروهای پاسدار و بسیجی و جهاد سازندگی ، به دست اعضای حزب دمکرات و کومله سربریده می شدند . اما بنی صدر با خباثت هرچه تمامتر ، سربریدن را به جمهوری اسلامی نسبت می‌دهد !
    یکی از سران اکراد حزب دموکرات مریوان به نام آشتیانی ، پس از دستگیری اعتراف کرد که بنی صدر با شیخ عزالدین حسینی ـ روحانی کرد ضد انقلاب که در زمان شاه نیز با ساواک ارتباط داشت ـ رابطه داشته و حتی یک بار هم مخفیانه به وی نامه نوشته است .
    یکی دیگر از اقدامات ضدانقلابی بنی صدر ، کمک به گروه های محارب و ضدانقلاب ، از بودجه ارتش بود . دکتر اسرافیلیان نماینده سابق مجلس شورای اسلامی ، در این مورد طی مصاحبه ای نقل می کند :
    « یک بار شخصی به نام مهذب که از طرف بنی صدر مسئول ذی‌حسابی ارتش شده بود ، نزد من آمد و گفت که اسناد و مدارکی مبنی بر کمک بنی‌صدر به حزب دموکرات و کومله و مجاهدین [ منافقین ] و دیگر گروه های چپ از بودجه ارتش دارد . گفت اگر می خواهی فردا بیا تا آنها را به تو بدهم . ما هم رفتیم و مدارک را گرفتیم . حدود 63 سند درباره کمک مالی بنی صدر به گروه های چپ بود . من از این اسناد چند سری کپی گرفتم . یادم هست که یک سری را به مرحوم آیت دادم و یک سری را هم به مرحوم بهشتی دادم و یک سری هم به آقای هاشمی رفسنجانی . یادم نمی آید که به آقای خامنه‌ای هم دادم یا نه . ولی در بحث عدم کفایت بنی صدر ، تنها کسی که به این اسناد اشاره و از آنها استفاده کرد ، آقای خامنه ای بودند . »




    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود