صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفاوت هاي سحر، معجزه و کرامت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304

    تفاوت هاي سحر، معجزه و کرامت




    تفاوت هاي سحر، معجزه و کرامت


    يکي از مهم ترين راه هاي اثبات نبوّت و رسالت، معجزات انبياي الهي است که البته با سحر تفاوت ماهوي دارد. پس بايد هر کدام از اين دو را به صورتي عميق و دقيق شناخت تا اشتباهي صورت نپذيرد و حق از باطل و صادق از کاذب جدا گرد
    د.

    ابن سکيت بعد از آن که امام رضا (عليه السلام) معجزات انبيا را براي او بيان نمودند، از امام سؤال کرد:
    اکنون چه چيزي بر مردم حجت است؟ امام فرمود: « امروز عقل حجت است تا آن کس به خدا دروغ مي بندد را تکذيب و آن که را راست مي گويد تصديق نمايي ».(1)

    ابن سکيت بعد از اين جواب امام گفت: به خدا قسم، اين جواب است.

    ابوبصير نيز از امام صادق (عليه السلام) سؤال کرد:
    به چه دليلي خداوند عزوجل به پيامبران، فرستادگانش و شما معجزه اعطا کرده است؟ امام فرمود: « تا دليلي قاطع بر صدق معجزه گران باشد. معجزه نشانه اي از سوي خداست مخصوص به انبيا و حجت هاي خدا بر روي زمين، تا راستي راستگو از دروغ دروغ گو جدا گردد. »(2)

    خواجه نصير طوسي در کتاب تجريد مي نويسد:
    « راه شناخت راستيِ يک مدعيِ رسالت، نمايش معجزه به وسيله ي اوست. معجزه يا کاري غير عادي و يا جلوگيري از يک کار عادي و متعارف است که همه اين ها بايد خارق العاده و برابر با ادعايي باشد که آن نبي مدعي آن است. »(3)

    علامه حلي ذيل عبارت خواجه طوسي مي نويسد: « نفي و اثبات در معجزه يکسان است و تفاوتي نمي کند که عصا تبديل به مار شود و يا کسي از برداشتن کوچک ترين اشياء ناتوان شود. البته شرط معجزه خرق عادت است، زيرا کارهاي معمولي دلالتي بر صدق فاعل آن ندارد و اين که معجزه بايد همسان ادعاي مدعيِ نبوّت باشد، به اين دليل است که اگر مدعي پيامبري ادعا کرد که مي توان شخص کور را شفا بخشد، اما آن شخص لال شد و بينا نگرديد صادق نيست. و معجزه شرط هايي دارد:

    1. امتي که او به سوي آن ها معبوث شده است بايد از انجام اين کار و يا شبيه آن عاجز باشند؛
    2. معجزه يا از سوي خدا باشد و يا به اذن او؛
    3. معجزه در همان زمان رخ دهد که مدعي نبوّت ادعاي نبوّت نموده است. حتي اگر کسي نبوّت ديگري را در زماني متفاوت مدعي شود باز نياز به معجزه دارد ... و
    4. آن کار، خارق العاده باشد. »(4)

    منبع



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    60
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقه طاهره نمایش پست
    ابوبصير نيز از امام صادق (عليه السلام) سؤال کرد: به چه دليلي خداوند عزوجل به پيامبران، فرستادگانش و شما معجزه اعطا کرده است؟ امام فرمود: « تا دليلي قاطع بر صدق معجزه گران باشد. معجزه نشانه اي از سوي خداست مخصوص به انبيا و حجت هاي خدا بر روي زمين، تا راستي راستگو از دروغ دروغ گو جدا گردد. »(2)
    امام صادق مگه معجزه داشته است؟
    عنوان تاپیک کرامت هم گفتید ولی تو متن من چیزی در این مورد ندیدم/


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    عرض ادب و احترام و خسته نباشید
    دوست بزرگوار اگر کمی صبر و تامل داشته باشید در ادامه تاپیک
    حتما به جواب سوالتان خواهید رسید.
    ممنون و متشکر از همیاریتان
    التماس دعا



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    خواجه طوسي در ادامه مي نويسد: « مسئله پنجم در مورد کرامات است. داستان مريم (عليها السلام) و ديگران ثابت مي کند که انجام کرامت به دست اشخاص صالح و متقي امکان دارد. »(5)

    علامه حلي (قدس سره) در شرح عبارت خواجه مي نويسد:
    « مصنف (قدس سره) به داستان مريم استدلال کرده است و اين دلالت مي کند که براي مريم و ديگران نيز معجزه رخ مي دهد، مانند قضيه آصف بن برخيا و قضاياي بي شماري که در مورد اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) و ساير امامان (عليهم السلام) نقل شده است. »(6)

    خواجه طوسي در ادامه مي گويد:

    و لا يَلزمُ خُروجُه عَنِ الإعجازِ و لاالنفوِر، و لا عدم التميّزِ و لا إبطال دلالتِه و لا العموميّة.(7)

    علامه در شرح اين کلام خواجه مي نويسد:
    « معجزه و ادعاي نبوّت به پيامبر خدا اختصاص دارد و کسي که معجزه اي مي کند، يا مدعي نبوّت است و يا نيست؛ اگر ادعاي نبوّت کرد راست گويي اش روشن مي شود، زيرا معجزه به وسيله دروغ گو از نظر عقلي قبيح است. و اگر ادعاي نبوّت نکرد، پس او را نبايد فرستاده خدا دانست. نتيجه اين که معجزه از ابتدا دلالتي بر نبوّت ندارد بلکه آشکار مي سازد که مدعي در ادعايش صادق است؛ اگر ادعاي نبوّت و رسالت باشد که معجزه ثابت مي شود. البته هر راست گويي براي اثبات مدعاي خودش نياز به معجزه ندارد، بلکه معجزه فقط براي مدعاي اثبات مقام نبوّت است.... تفاوتي که پيامبر خدا از سايرين دارد اين است که بايد همراه ادعاي نبوّتش معجزه داشته باشد. »(8)



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    ميرزا ابوالقاسم قمي (قدس سره) (9) در رساله في اصول دين مي نويسد: « مقام امام نيز به معجزه شناخته مي شود و هر کسي که ادعاي امامت کرد، معجزه نشانگر راستي مدعي امامت است، معجزه نشانگر راستي مدعي امامت است، همان گونه که در مورد پيامبران نيز چنين است. »(10)

    علامه حلي در کتاب انوار الملکوت مي فرمايد: « معجزه کاري است خارق العاده و همراه با تحدي، و خارق العاده بودنش براي اين است که از ساير کارهاي مانند سحر و شعبده شناخته شود، زيرا سحر و شعبده گرچه بر اکثر مردم مخفي است اما خارق عادت نيست و اين که در معجزه علاوه بر خرق عادت بايد تحدي نيز باشد، براي اين است که معجزه از کرامات شناخته شود. »(11)

    حکيم متبحر ملا محمد مهدي نراقي نيز مي گويد:
    « هر کس ادعاي نبوّت و يا امامت کرد و معجزه آورد، نبي يا امام است و هر کس ادعاي نبوّت و يا امامت نکرد و از او کاري شگفت زد، او صاحب کرامت است... فرق بين معجزه و سحر و شعبده اين است که سحر و شعبده از کارهاي معمولي و عادي است که علت آن بر بيشتر مردم مخفي است، بر خلاف معجزه که کار عادي نيست و علتي براي آن يافت نمي شود. »(12)



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,308
    مورد تشکر
    747 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام وتقدیر از این تاپیک مفید و علمی تان .
    در ابتدا باید گفت : کرامت مثل اعجاز عبارت است از یک امر خارق العاده که برای اثبات امری الهی به کار می رود. ولی فرقش با اعجاز در این است که انسان دارای معجزه ادعای نبوت دارد. بنابراین مختص پیامبران است. ولی شخص صاحب کرامت ادعای نبوت ندارد. مثل کراماتی که از امامان شیعه و یا از اولیای الهی سر می زند .(1)
    اما جادو يا سحر در لغت به معنای کار لطیف، ظریف و عجیبی است که علّت آن مخفی است و در عرف شرع به کاری می‏گویند که سبب و علّتش مخفی باشد و انسان خیال کند که واقعیت دارد، ولی خدعه و فریب‏کاری باشد.(2) سحر را با جادو و کهانت به یک معنا می‏دانند. سحر گاهی تصرّف در چشم بیننده است که چیزی را بر خلاف آن چه هست، به چشم او آورد و گاه کاری باشد که چیزی را بر خلاف صورت و جنس آن مصوّر سازد که غالباً همراه با نیرنگ و خدعه و تردستی و خیال پروری است.(3)
    کارهایی که پیامبران و امامان و اولياي الهي انجام می دهند. تفاوت هایی اساسی با عمل مرتاضان و ساحران دارد که برخی از آنها چنین است:
    1. ریاضت های روحی پیامبران و اولیای الهی ـ علیهم السلام ـ جز از طریق عبادت های شرعی صورت نمی گیرد، در حالی که مرتاضان و کاهنان و... از هر گونه ریاضت روحی که در تقویت روح و چیره شدن آن بر عالم ماده مؤثر باشد، استفاده می کنند.
    2. عامل غیبی مؤثر در تحقق معجزات و كرامتها توسط پیامبران و اولیای الهی، عنایت و مشیت ویژه خداوند است، ولی عامل نامریی که مرتاضان و ساحران را کمک می دهد، شیاطین یا جن يا برخي قدرت هاي طبيعي روحي می باشند.
    3. کارهای مرتاضان چون از نوع و گونه کارهای بشری است ، افراد دیگر نیز می توانند با پیمودن همان راه ها و همان آموزش ها و ریاضت ها، به قابلیت های مرتاضان دست یابند ، اما اعجاز پیامبران و كرامت امامان قابل تعلیم و یاد گیری نیست و قابل معارضه و مثل آوردن نیست.
    4. پیامبران و اولیای خداوند، از کارهای خارق العاده، جز در مسیر رضای خدا و مصالح بندگان خدا استفاده نمی کنند، و هرگز آن را برای مقاصد فردی و نفسانی به کار نمی برند، در حالی که دیگران تنها مصالح و منافع خود را مدنظر دارند، و به انگیزه کسب مال یا مقام یا انتقام جویی های شخصی، از کارهای خارق العاده استفاده می کنند.
    5. معجزه های پیامبران و كرامات اولیای الهی، ‌غیرقابل معارضه و شکست ناپذیر است، زیرا متکی به اراده و عنایت ویژه الهی است که مقهور چیزی نیست؛ ولی کارهای خارق العاده ساحران و مرتاضان، قابل معارضه و شکست پذیر است و اولاً: مغلوب معجزه های پیامبران می باشد و ثانیاً: برخی از آن ها بر برخی دیگر غلبه می کنند.
    6 . از آن جا که پشتوانه معجزه های پیامبران، مشیت و عنایت ویژه الهی است، معجزه های آن ها، منحصر به نوع یا صنف خاصی از کارها نمی باشد، بلکه به حکم مقتضیات احوال و شرایط مختلف،‌ کارهای خارق العاده گوناگونی را انجام می دهند، در حالی که مرتاضان یا ساحران تنها از عهده انجام کارهای خارق العاده معینی برمی آیند.


    پي نوشتها:
    1. مصباح يزدي، محمدتقي، آموزش عقايد، چاپ و نشر بين الملل، تهران، 1381،ص221و222.
    2. علامه مجلسي ، بحارالأنوار، ج 56، ص 277.موسسه الوفاء بيروت 1404 ق.
    3. سید مصطفی دشتی، معارف و معاریف، ج 6، کلمه سحر، لغت نامه دهخدا، ج 8، کلمه سحر.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    توضيح کلام ملامحمد مهدي نراقي

    کارهايي که در نظام طبيعت عادي اند و عادت خدا بر جريان آن هاست دو نوع اند:

    1. اموري که علت وقوع آن ها آشکار است. حال يا علت هاي زميني دارند، مانند اثر برخي غذاها يا دواها و تبديل نطفه به انسان و مانند اين ها و يا علت هاي آسماني دارند، مانند حرارتي که از خورشيد ساطع مي شود، يا تأثير دعايي خاص در زماني مخصوص يا نوشته اي خاص در وقت خاص که همه اين ها بنابر ناموس طبيعت و عادت الهي ساري و جاري است و بيشتر مردم نيز قادر به انجام آن مي باشند

    2. اموري که اسباب آن ها زميني يا آسماني است اما بر بيشتر مردم پنهان است مانند سحر و شعبده و طلسم و علم حيل و جادو که اين امور نيز قابل يادگيري است و هر کس اين علوم را ياد بگيرد مي تواند به ديگران نيز بياموزد؛ ولي معجزه چنين نيست، مانند شق القمر که يک عطيه الهي است که خداوند به دست هر کس اراده فرمايد انجام مي گردد؛ بنابراين معجزه گر نمي تواند معجزه را به ديگران بياموزد، زيرا تنها علت وقوع معجزه اراده الهي است. پس معجزه قابل تعليم نيست و يک امر خلاف عادت است.

    سحر و کهانت (13) و شعبده نيز خارق العاده نيستند، بلکه کارهايي هستند که علت آن ها بر بيشتر مردم مخفي است.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    بنابراين تفاوت بين معجزه و جادو و شعبده با اندک دقتي روشن مي شود و از همين روست که ساحران زودتر از ديگران معجزه را تشخيص مي دهند و اولين کساني که به موسي (عليه السلام) ايمان آوردند جادوگران بودند. البته از آن جا که اين تفاوت براي مردم ساده دل مخفي و شبهه ناک است، ايشان بايد به صاحبان معرفت و دانش رجوع کنند تا نور حقيقت در دل آن ها نيز بتابد.

    يکي ديگر از تفاوت هاي معجزه و سحر و جادو اين است که اگر در هر زمان و مکاني از صاحب معجزه، براي اتمام حجت درخواست معجزه شود، او بر آن تواناست. البته پر واضح است که درخواست معجزه نبايد به انگيزه عناد و لجبازي با حجت خدا باشد، مانند آنچه عده اي از مشرکانِ معاند و لجوج از پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) و ساير انبياي بزرگ خدا مي طلبيدند. اما ساحر تنها برخي کارها را مي تواند انجام دهد و از انجام دادن ساير کارهاي شگفت عاجز است و هيچ ساحري نيست که هر کاري از او بخواهند، انجام دهد.

    بنابر اشاره گفته شد معجزه خرق عادتي است که مدعي نبوّت يا امامت براي اثبات ادعايش آشکار مي سازد و معجزات انبيا تا روز قيامت، توسط ديگران قابل تکرار نخواهد بود؛
    مثلاً معجزه صالح نبي که بيرون آوردن ناقه از کوه است. بشر با همه ي پيشرفت علمي نمي تواند اين کار را انجام دهد. هم چنين تبديل عصاي موسي (عليه السلام) به اژدها و بلعيدن لوازم جادوگران، يا زنده نمودن مردگان يا بينا کردن کور مادرزاد و شفاي بيماران توسط حضرت عيسي (عليه السلام) و يا دو نيم کردن ماه و نزول قرآن کريم بر پيامبر اعظم اسلام. (صلي الله عليه و آله و سلم) براي روشن معناي معجزه، بايد کارهاي خارق العاده بازشناخته شود و معلوم شود کرامت هاي اولياي الهي معجزه نيستند، زيرا آن ها خود ادعايي ندارند و اگر هم ادعاي باطلي مي نمودند، خداوند اين کرامات را بدان ها اعطا نمي فرمود و اين يک سنت الهي است تا حجتش بر مردمان تمام گردد.



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    علامه ي طباطبايي (قدس سره) در تفسير الميزان در مورد قدرت انبيا و اوليا مي فرمايد: « مردم به دليل گرفتاري به عالم ماده و طبيعت و توجه به احکام و قوانين آن و سنت هاي اجتماعي و انسي که با کثرت و جدايي دارند، نسبت به بزرگي و هيمنه خداوند در غفلت اند و او را به آنچه در عالم ماده با آن مأنوس شده اند قياس مي کنند؛ لذا جايگاه خدا در نزد مردم مانند يکي از حکام قدرتمند در برابر رعيتش بيش نيست... ».

    اما برهان هاي حتمي و يقيني همه اين گمان ها را باطل مي کنند، زيرا همه موجوداتِ ممکن در ذات وجودشان و آثار وجودي شان در فقر و نيازند و هر موجودي که در اصل وجودش به خداوند تعالي نيازمند باشد، محال است که از او مستقل و جدا گردد، زيرا استقلال هر موجودي چه در وجودش و چه در يکي از آثار وجودي اش به هر صورتي که باشد، به معناي استقلال و استغناي از خدا در همان جهت است و اين محال است. پس هر موجود ممکني چه در ذات و چه در آثار ذاتش مستقل نيست و خداوند سبحان تنها موجودي است که در ذات وجودش، مستقل است و به هيچ چيز نياز ندارد و هيچ کمال وجودي از او دور نيست، مانند حيات و قدرت و علم، و هيچ چيزي نمي تواند ذات او را محدود نمايد؛ بنابراين موجودات ممکن هر گونه وجود و حيات و قدرت و علمي که دارند همه به او تعلق دارد و به هيچ وجه مستقل از ذات او نيستند و فرقي بين کم و زياد وجود ندارد. اين از جهت عقل و دليل عقلي، اما دليل هاي نقلي کتاب الهي گرچه درباره اختصاص بعضي از صفات و افعال به خداوند متعال گوياست، اما اين قبيل آيات به وسيله آيات ديگر تفسير مي شوند:

    (عَالِمُ الْغَيْبِ فَلاَ يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ )؛(14)



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    داناى نهان اوست، و هيچ کس را بر اسرار غيبش آگاه نمى سازد.

    (قُلْ يَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ )؛(15)

    بگو: فرشته مرگ که بر شما مأمور شده [ روح ] شما را مي گيرد.

    (وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ کَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَکُونُ طَيْراً بِإِذْنِي)؛(16)

    و هنگامي که به فرمان من، از گل چيزي به صورت پرنده ساختي و در آن دميدي و به فرمان من پرنده اي شد.


    وقتي اين آيات را در کنار ساير آيات مربوط بگذاريم شکي باقي نمي ماند که برخي آيات که نفي اين اعمال مي کنند، استقلال شخص در عمل خارق العاده را نفي مي کنند و آياتي که امکان وقوع بعضي خوارق را در مورد غير خدا اثبات مي کنند، منظورشان اثبات اين امر به صورت غيرمستقل و تبعيه است. پس اگر در مورد شخصي علم مکنوني يا قدرت غيبي ثابت شد، مراد علمي است که بدون فکر و انديشه و يا قدرتي است که از راهي غير معمول حاصل شده است، مانند انبياء و يا اولياي الهي، در عين حال اصالت و استقلال آن مراد الهي در علم يا قدرت منتفي شده است و هر چيزي که از آن بزرگواران بروز کرده به واسطه خداوند و افاضه وجودش بوده است و هر کسي که چيزي را به صورت مستقل و اصيل به بزرگي نسبت دهد، اگر چه آن را مستند به خداوند و فيض رحمتش نمايد، خالي از غلو نيست و مشمول آياتي نظير آيه ي زير مي شود:

    (لاَ تَغْلُوا فِي دِينِکُمْ وَ لاَ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ)؛

    در دينتان غلو نکنيد و به خداوند به غير از حقيقت نسبت ندهيد.



صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود