جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ذبح اسماعیل و وسوسه شیطان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 12 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    ذبح اسماعیل و وسوسه شیطان






    پرسش:
    شیطان چگونه ابراهیم(علیه السلام) را وسوسه کرد تا از ذبح اسماعیل صرف نظر کند؟ آیا وسوسه او تاثیری گذاشت؟

    پاسخ:

    «فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى‏ فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى‏ قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُني‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرينَ»؛ هنگامى كه با او به مقام سعى و كوشش رسيد، گفت: «پسرم! من در خواب ديدم كه تو را ذبح مى‏ كنم، نظر تو چيست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور دارى اجرا كن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت.»(1)
    فرزند موعود ابراهيم طبق بشارت الهى متولد شد، و قلب پدر را كه در انتظار فرزندى صالح سال ها چشم به راه بود روشن ساخت، دوران طفوليت را پشت سر گذاشت و به سن نوجوانى رسيد. در اين جا قرآن مى ‏گويد: هنگامى كه با او به مقام سعى و كوشش رسيد، «فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ»، يعنى به مرحله ‏اى رسيد كه مى ‏توانست در مسائل مختلف زندگى همراه پدر تلاش و كوشش كند و او را يارى دهد.
    بعضى "سعى" را در اين جا به معنى عبادت و كار براى خدا دانسته ‏اند، البته سعى مفهوم وسيعى دارد كه اين معنى را نيز شامل مى‏ شود ولى منحصر به آن نيست، و تعبير "معه" (با پدرش) نشان مى ‏دهد كه منظور معاونت پدر در امور زندگى است.
    به هر حال به گفته جمعى از مفسران، فرزندش در آن وقت 13 ساله بود كه ابراهيم خواب عجيب و شگفت‏ انگيزى مى‏ بيند كه بيانگر شروع يك آزمايش بزرگ ديگر در مورد اين پيامبر عظيم الشان است، در خواب مى‏ بيند كه از سوى خداوند به او دستور داده شد تا فرزند يگانه‏ اش را با دست خود قربانى كند و سر ببرد.
    ابراهيم وحشت ‏زده از خواب بيدار شد، مى‏ دانست كه خواب پيامبران واقعيت دارد و از وسوسه‏ هاى شيطانى دور است، اما با اين حال دو شب ديگر همان خواب تكرار شد كه تاكيدى بود بر لزوم اين امر و فوريت آن.
    ابراهيم (علیه السلام) كه بارها از كوره داغ امتحان الهى سرافراز بيرون آمده بود، اين بار نيز بايد دل به دريا بزند و سر بر فرمان حق بگذارد، و فرزندى را كه يك عمر در انتظارش بوده و اكنون نوجوانى برومند شده است با دست خود سر ببرد! ولى بايد قبل از هر چيز فرزند را آماده اين كار كند، رو به سوى او كرد و "گفت: فرزندم من در خواب ديدم كه بايد تو را ذبح كنم، بنگر نظر تو چيست".؟! (قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى‏ فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى‏)
    فرزندش با صراحت و قاطعيت "گفت: پدرم هر دستورى به تو داده شده است اجرا كن" (قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ)
    و از ناحيه من فكر تو راحت باشد كه "به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت" (سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ)
    بعضى نوشته‏ اند: فرزند فداكار براى اين كه پدر را در انجام اين ماموريت كمک كند، و هم از رنج و اندوه مادر بكاهد، هنگامى كه او را به قربانگاه در ميان كوه‏ هاى خشک و سوزان سرزمين "منى" آورد به پدر گفت: پدرم ريسمان را محكم ببند تا هنگام اجراى فرمان الهى دست و پا نزنم، مى ‏ترسم از پاداشم كاسته شود! پدر جان كارد را تيز كن و با سرعت بر گلويم بگذران تا تحملش بر من (و بر تو) آسان تر باشد! پدرم قبلا پيراهنم را از تن بيرون كن كه به خون آلوده نشود، چرا كه بيم دارم چون مادرم آن را ببيند عنان صبر از كفش بيرون رود.
    آن گاه افزود سلامم را به مادرم برسان و اگر مانعى نديدى پيراهنم را برايش ببر كه باعث تسلى خاطر و تسكين دردهاى او است، چرا كه بوى فرزندش را از آن خواهد يافت، و هر گاه دلتنگ شود آن را در آغوش مى ‏فشارد و سوز درونش را تخفيف خواهد داد.(2)
    بنا بر این، حضرت ابراهیم (علیه السلام) و حضرت اسماعیل (علیه السلام) با موفقیت دستور خداوند را اجرا کردند و شیطان نتوانست در اراده آنان خللی ایجاد کند.

    ــــــــــــــــــ
    (1) صافات/ 102.
    (2) تفسير نمونه، ج‏ 19، ص 111-114 با تلخیص.




    لینک اصلی


    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۵/۱۲/۰۳ در ساعت ۲۳:۴۳

  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود