جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا ما 14 معصوم داریم؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ایا ما 14 معصوم داریم؟




    بازم نقل قول

    نمی دانم ولی کسی است که بتواند ثابت کند که این بزرگان معصوم اند؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    445
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نمی دانم ولی کسی است که بتواند ثابت کند که این بزرگان معصوم اند؟
    سلام.

    ما نخست باید ثابت کنیم که وجود افراد معصوم لازم است. در واقع در بحث امامت و رهبری، نخست ثابت میکنیم که برای رهبری جامعۀ اسلامی، رهبری امامی معصوم لازم است.

    پس از عبور از این مرحله با تجزیه و تحلیل بحثهای روایی، باید ثابت کنیم که چه کسانی لایق این رهبری هستند که اینرا با استفاده از مناظرات و سخنان علمی ایشان و معجزات اثبات میکنیم.

    البته بین شاخه های مختلف شیعه بر سر اینکه چه کسانی معصوم هستند اختلاف نظر وجود دارد.


  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    85
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط andishmand نمایش پست
    سلام.

    ما نخست باید ثابت کنیم که وجود افراد معصوم لازم است. در واقع در بحث امامت و رهبری، نخست ثابت میکنیم که برای رهبری جامعۀ اسلامی، رهبری امامی معصوم لازم است.

    پس از عبور از این مرحله با تجزیه و تحلیل بحثهای روایی، باید ثابت کنیم که چه کسانی لایق این رهبری هستند که اینرا با استفاده از مناظرات و سخنان علمی ایشان و معجزات اثبات میکنیم.

    البته بین شاخه های مختلف شیعه بر سر اینکه چه کسانی معصوم هستند اختلاف نظر وجود دارد.
    انديشمند جان! فكر كنم اول بايد ثابت كنيم كه معصوميت يعني چه و معصوم كيه و چرا به اون معصوم اطلاق مي كنند؟ بعد در مورد لزوم معصوم صحبت كنيم.
    فرياد علي(ع) پس از 1400 سال هنوز مي آيد.

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوستان بالاخره نتیجه چی شد؟

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    102
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط doki_doki18 نمایش پست
    دوستان بالاخره نتیجه چی شد؟


    با سلام خدمت شما دوست گرامی ،

    پاسخ این سؤال شما پیچیده و بسیار طولانی است و نیازمند پیشروی مرحله به مرحله است . باید خود پرسش کننده حضور داشته باشد تا ببینیم که اعتقادات او در چه سطحی است . آیا به خدا عقیده ی کامل دارد ؟ چه تعریفی از خدا در ذهنش دارد ؟ آیا بعثت انبیاء را می پذیرد ؟ و چندین و چند سؤال دیگر ...

    موفق باشید ...

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامي
    پاسخ اين پرسش را مي توان به دو صورت ارائه كرد؛ يكي دلايل عقلي عصمت ائمه و ديگري دلايل نقلي ، بنده به دو دليل از دلايل عقلي عصمت ائمه (عليهم السلام) اشاره مي كنم و در پست بعد دلايل نقلي را خدمت شما عرض خواهم كرد:

    الف: از جمله شئون نبی اکرم (ص) ، بیان حکم شرعی و تفسیر دین است. پس امام نیز که جانشین همه جانبه ی اوست باید صاحب این شأن باشد. اگر چنین امامی معصوم نباشد ممکن است در بیان حکم دین یا تفسیر دین دچار خطا شود ؛ و چون اطاعت مطلق او ــ از نظر هر دو فرقه ــ بر همه ی مسلمین واجب است ، خطای او موجب می شود که همه ی مسلمین حکم و دین خدا را غلط دریافت کنند. ــ کما اینکه خطاهای خلفای سه گانه در تفسیر دین و بیان حکم خدا موجب انحراف هزار و چهار صد ساله ی اهل سنّت شده است. ــ و ازخدای حکیم قبیح است که چنین امری را اجازه دهد؛ چرا که چنین کاری برخلاف غرض ارسال انبیاء و دین است.

    یعنی خدا دین را فرستاده است تا درست به دست مردم برسد ؛ حال اگر تفسیر و بیان آن را به دست کسی بسپارد که احتمال خطا دارد یا ممکن است از آن سرپیچی نماید ، نقض غرض لازم می آید. چون در این صورت ممکن است دین به صورت نادرست به دست مردم برسد. و نقض غرض به حکم عقل بر حکیم قبیح است. و خدا حکیم است و امر قبیح از ساحت او دور است .پس اگر خدا اطاعت بی قید و شرط اولوالامر را واجب کرده است معلوم می شود که آنها معصوم از خطا در فهم و ارائه و عمل به دین معصومند.


    ب: ارسال نبی از جانب خدا به این سبب است که مردم معصوم نیستند و خطا می کنند لذا خداوند متعال انبیاء را ارسال می کند تا خطای مردم را در اعتقادات ، اخلاقیات و اعمال برطرف سازند. یکی از اصلی ترین دلایل وجوب وجود امام نیز همین مطلب است. اگر مردم بعد از نزول دین معصوم می شدند و احتمال خطا و اشتباه نداشتند روشن است که نیازی به امام هم نداشتند. پس یکی از کارهای امام این است که خطا و اشتباه مردم را روشن سازد و از آن جلوگیری نماید. به عبارت دیگر امام باید معیار سنجش اعتقادات و اخلاقیّات و اعمال مردم باشد. ــ اهل سنّت برای تک تک اصحاب چنین شأنی را قائلند کجا رسد به امام ــ حال اگر امام معصوم نباشد لازم می آید که خودش نیز امامی داشته باشد تا از خطای خود او جلوگیری کند. امام امام نیز اگر معصوم نباشد باید امامی دیگر داشته باشد. به همین ترتیب سلسله بالا می رود تا در نهایت به امام معصوم برسد و الّا تسلسل لازم می آید.بنا بر این ، از معصوم نبودن امام ، تسلسل ائمه در یک زمان لازم می آید که عقلاً محال است.





  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عصمت امامان دوازده گانه، از طریق نقل، قطعی است.ما به چند مورد اکتفا می کنیم:

    1. آنان به حکم حدیث ثقلین، عدل و همتای قرآن اند و لازمة همتایی، همگونی و همسانی است. از آنجا که قرآن، سخن حق است و سر سوزنی از واقع و درستی منحرف نمی شود، همتای آنها نیز باید چنین باشد؛ زیرا در غیر این صورت، همتای قرآن نخواهند بود.

    به دیگر سخن، از آنجا که پیامبر (ص) قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) را تا روز رستاخیز وسیلة هدایت معرفی می کند، تا زمانی که هر دو در کنار حوض کوثر به وی برسند، باید هر دو از خلاف و اشتباه مصون باشند، زیرا امکان ندارد افرادی که وسیلة هدایت بشر تا روز رستاخیز هستند، خطا و اشتباهی مرتکب شوند.

    2. اگر بر عصمت مجموع پیامبران و یا خصوص پیامبر گرامی یک سلسله آیات قرآن گواهی می دهند، بر عصمت و پیراستگی «امام» به صورت کلی نیز آیاتی دلالت دارند.

    و در این مورد به تشریح دو آیه می پردازیم:

    1. آیه مربوط به امامت «ابراهیم».

    2. آیه مربوط به تطهیر «اهل بیت».

    و از تشریح آیات دیگر که ممکن است بتوان با آنها بر عصمت امام استدلال کرد، خودداری می نماییم.

    عصمت امام در آیه ی ابتلاء

    از مفاهیم شایسته بررسی، تحلیل مفهوم «امام» در قرآن است، مفهوم «امام» بسان مفاهیم «نبی» ، «رسول» ، «صدیقین»، «شهدا» و «صالحین» شایسته تفسیر و بررسی دقیق می باشد.

    قرآن مجید مجموع این مفاهیم جز «امام» را در آیه ای گرد آورده آنجا که می فرماید:

    (وَمَنْ یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ مِنَالنَّبِیِّینَ وَالصِّدّیقینَ وَالشُّهَداءِوَالصّالِحین َ وَحَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً).( نساء 69)

    «کسانی که خدا و رسول او را اطاعت می کنند آنان کسانی هستند که خداوند به آنان نعمت بخشیده یعنی پیامبران، صدیقان، شهدا وصالحان، چه نیکو همنشینانی هستند!».

    به حق، هر یک از این مفاهیم در خور تحلیل و توضیح می باشند، در حالی که قرآن در این آیه مفاهیم پنجگانه را مطرح می نماید در آیات دیگر موضوع «امام» و «ائمه» را مطرح نموده و درباره ی آن سخن می گوید وبارزترین آیه ای که پیرامون «امام» وارد شده است آیه یاد شده در زیر می باشد:

    (وَإِذِ ابْتَلی إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِمات فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظّالِمینَ) .(بقره 24)

    «آنگاه که پروردگار ابراهیم او را با پاره ای از تکالیف و امور، آزمود، خدا (یا ابراهیم) آنها را به پایان رسانید(و به خوبی از عهده امتحان بر آمد) خدا گفت: تو را برای مردم امام قرار می دهم، گفت از فرزندانم نیز امام قرار بده، فرمود: عهد من به ستمگران نمی رسد».




  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چگونگی دلالت آیه بر عصمت امام

    بحث های پیشین که پیرامون آیه صورت گرفت، دلالت آیه را بر لزوم عصمت در امام آشکار می سازد.

    اینک بیان اجمالی:

    1. امام، پیشوا و الگو است و فرد غیر معصوم نمی تواند اسوه و الگو باشد و به دیگر سخن باید امت رفتار و گفتار خود را با رفتار و گفتار امام خود تطبیق کند و فرد غیر پیراسته از گناه و خلاف، چگونه می تواند برای این کار الگو و نمونه شمرده شود؟

    2. امام یک فرد مطاع است که بدون قید و شرط و بدون چون و چرا اطاعت او لازم و واجب است; چنین مطاعی که اطاعت او بدون قید و شرط واجب باشد، جز فرد معصوم نمی تواند باشد.

    3. آیه با صراحت کامل، محرومیت ظالمان را از نیل به این منصب اعلام داشته است و در بحث قبل به صورت کامل توضیح داده شد که درخواست ابراهیم فقط درباره ی یک گروه پذیرفته شده است و آن گروهی است که در صفحه زندگی آنان هیچ گونه نقطه ضعفی وجود نداشته باشد و دیگر گروه ها هر چند در حال تصدی طاهر و تایب باشند، مشمول نفی الهی می باشند.( منشور جاوید، ج5،. ص 214 278)





  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیه تطهیر یکی از دلایل عصمت «اهل بیت»

    آشنایان با قرآن، با آیه «تطهیر» کمال آشنایی را دارند، حتی معمولاً آن گروه ازمردم که انس زیادی با قرآن ندارند، آن را به حفظ دارند، و متن آیه چنین است:

    (وَقَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلَیَّةِ الأُولی وَأَقِمْنَالصَّلاةَ وَآتینَ الزَّکاةَ وَأَطعْنَ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّما یُرِیدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً) .(احزاب 33)

    «در خانه های خود بمانید و همچون جاهلیت نخستین ظاهر نشوید، نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید، خدا و پیامبر را اطاعت نمایید. خداوند فقط می خواهد پلیدی را از خصوص شما اهل بیت دور کند و شما را کاملاً پاک گرداند».

    علمای شیعه از نخستین روز تدوین حدیث و تفسیر با این آیه بر عصمت «اهل بیت» استدلال کرده و آن را یکی از دلایل عصمت این گروه دانسته اند.

    یکی از مسایل مورد نظر در آیه، توضیح معنای «رجس» است لغت شناس بزرگ عرب، ابن فارس آن را به معنای «قذر» (کثافت و آلودگی) می داند(المقاییس، ج2، ص 49) و در قرآن این لفظ بیش از هشت بار وارد شده و موضوعاتی مانند: میته، خون، گوشت خوک، شراب و قمار و بت و ازلام(نوعی از قمار به شکل بخت آزمایی) و کافر(به المعجم المفهرس، ماده ی «رجس» مراجعه فرمایید) و مانند آنها به آن توصیف شده است و از ملاحظه مجموع آیات، می توان گفت که این لفظ معادل لفظ «پلیدی» و «آلودگی» و یا کثافت و قذارت است خواه به صورت محسوس و آشکار. مانند خون و میته و گوشت خوک و یا به صورت معنوی و نامحسوس، مانند بت و قمار و کافر که چه بسا از نظر ظاهر تمیز و نظیف باشند ولی با توجه به مفاسدی که در استعمال قمار و نیایش بت و عقاید کافر وجود دارد، همه این موضوعات «رجس» خوانده شده اند.

    شکی نیست که مقصود از آن در آیه ی مورد بحث «قذارت» ظاهری و آلودگی حسی نیست، بلکه مقصود پلیدی های معنوی است که در افراد کافر و عاصی وجود دارد و آن جز «گناه» و نافرمانی چیز دیگری نخواهد بود و پاکی انسانی از این نوع قذارت ها و پلیدی ها، ملازم با عصمت و پیراستگی از گناه می باشد.

    گواه این مطلب جمله (وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً) که به عنوان تأکید جمله قبل (لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ)وارد شده و همین جمله در قرآن در مورد پاکی از گناه و پیراستگی از خلاف به کار رفته است مانند:

    (إِنَّ اللّهَ اصْطَفیکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفیکِ عَلی نِساءِ الْعالَمینَ).(آل عمران/42)

    «خدا تو را (ای مریم!) برگزید و پاکیزه گردانید و نسبت به زنان دیگر برتری بخشیده است».

    این تطهیر جز پاکی از پلیدی های روحی و قذارت های معنوی که ملازم با عصمت است چیز دیگری نیست.

    البته«تطهیر» دارای مراتب و درجاتی است و همه مراتب آن ملازم با عصمت نیست، چنان که قرآن مجید درباره ی مسجد قبا و نمازگزاران در آن مسجد می فرماید:

    (...فیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا وَ اللّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرینَ) .(توبه 108)

    «در آنجا شخصیتهایی است که می خواهند پاکیزه گردند خداوند نیز افراد پاکیزه را دوست دارد».

    ولی از آنجا که در آیه، پلیدی به صورت مطلق و همراه با (الف و لام) جنس، (الرجس)وارد شده و به حکم مضمون (لیذهب)طبیعت (الرجس)از آنان نفی شده و آنگاه با جمله (لیطهّرکم تطهیراً) مورد تأکید قرار گرفته است، قطعاً مقصود، نفی همه نوع پلیدی خواهد بود و یک چنین نفی و به تعبیر قرآن (اذهاب الرجس)، ملازم با عصمت خواهد بود و اگر مقصود نفی مرتبه ای از «رجس» مانند گناه کبیره بود، نفی رجس به صورت نفی(جنس) و تأکید آن با جمله (لِیُطَهِّرَکُمْ)مناسب نبود.

    خلاصه به دو دلیل باید گفت: مطلق پلیدی وآلودگی معنوی اعم از صغیره و کبیره از اهل بیت نفی شده است:

    1. جنس وطبیعت «رجس» و «پلیدی» از آنان سلب شده است و نفی جنس ملازم با نفی تمام مراتب و افراد آن است.

    2. نفی پلیدی با جمله (لِیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً) مؤکد شده است واگر مقصود نفی تمام مراحل نبود، تأکید چندان مناسب نمی باشد.

    از این بیان روشن می گردد که نظریه برخی از مفسران که می گویند: مقصود از (الرِّجْسُ)شرک و یا گناهان کبیره است ، پایه ای ندارد وبا ظاهر آیه مخالف می باشد; زیرا «رجس» نه به معنای بت پرستی است و نه به معنای گناه کبیره، بلکه معنای وسیع و گسترده ای دارد که به صورت مطلق از اهل بیت نفی شده است و نفی یک شیء به صورت مطلق و بدون قید و شرط، ملازم با نفی تمام مراتب آن است نه مرتبه ای از آن; مانند: «لا رجل فی الدار»: «اصلاً مردی در خانه نیست» و یا «لا خیر فی الحیاة» : «اصلاً خیری در زندگی وجود ندارد».( منشور جاوید، ج5، ص 281 284)





اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود