صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: توجيه كامل افريده نشدن انسان چيست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    توجيه كامل افريده نشدن انسان چيست ؟




    با سلام

    لطفا در پاسخ اين چالش، هميشه ميشنويم كه اين همه بلايا و در رنج آفريده شدن انسان به جهت سير تكامل و رسيدن به كمال انساني است
    آيا خداوند نمي توانست انسان را نيز چون فرشته ها در كمال بيافريند كه نيازمند تحمل اين همه سختي در دنيا براي رسيدن به كمال نباشد؟؟
    اينكه گفته ميشود در عالم ذر از انسان پرسيده شد كه آيا اين چالش را براي رسيدن به كمال ميپذيري و ما پذيرفته ايم و به اين دنيا آمده ايم حقيقتا براي من قابل پذيرش نيست


    مگر خداوندي كه كمال مطلق است و الطاف بي پايان دارد ، آيا نمي تواند به همه مخلوقاتش نهايت كمال را بدهد و همگان را در جوار خودش و در نهايت نعمت بيافريند ؟
    معمولا پاسخ داده ميشود اين يك مسابقه است كه براي رسيدن به كمال بايد تلاش كرد وگرنه هدف خلقت و افرينش انسان بي معني ميشد.
    اگر در دنيا مسابقه يا كنكوري برگزار ميشود علتش اين است كه جوايز و ورود به مثلا دانشگاه داراي محدوديت است. مگر مي توان گفت بهشت خدا و جوار رحمت حق تعالي نيز داراي محدوديت است ؟؟؟

    خدايي كه ذاتش لطف مطلق است مگر نياز به قدرت نمايي در برابر مخلوقات ناچيزش دارد ؟؟؟ لطفا در اين خصوص توضيح و راهنمايي بفرماييد

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,642
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    826 پست
    حضور
    119 روز 8 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام الله




    توجيه كامل افريده نشدن انسان چيست ؟




    کارشناس بحث: استاد سعید

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۳/۰۸/۱۱ در ساعت ۱۰:۲۳
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    توجيه كامل افريده نشدن انسان چيست ؟

  5. تشکرها 3


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    64
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پاسخ




    نقل قول نوشته اصلی توسط mehdi3 نمایش پست
    با سلام

    لطفا در پاسخ اين چالش، هميشه ميشنويم كه اين همه بلايا و در رنج آفريده شدن انسان به جهت سير تكامل و رسيدن به كمال انساني است
    آيا خداوند نمي توانست انسان را نيز چون فرشته ها در كمال بيافريند كه نيازمند تحمل اين همه سختي در دنيا براي رسيدن به كمال نباشد؟؟
    اينكه گفته ميشود در عالم ذر از انسان پرسيده شد كه آيا اين چالش را براي رسيدن به كمال ميپذيري و ما پذيرفته ايم و به اين دنيا آمده ايم حقيقتا براي من قابل پذيرش نيست


    مگر خداوندي كه كمال مطلق است و الطاف بي پايان دارد ، آيا نمي تواند به همه مخلوقاتش نهايت كمال را بدهد و همگان را در جوار خودش و در نهايت نعمت بيافريند ؟
    معمولا پاسخ داده ميشود اين يك مسابقه است كه براي رسيدن به كمال بايد تلاش كرد وگرنه هدف خلقت و افرينش انسان بي معني ميشد.
    اگر در دنيا مسابقه يا كنكوري برگزار ميشود علتش اين است كه جوايز و ورود به مثلا دانشگاه داراي محدوديت است. مگر مي توان گفت بهشت خدا و جوار رحمت حق تعالي نيز داراي محدوديت است ؟؟؟

    خدايي كه ذاتش لطف مطلق است مگر نياز به قدرت نمايي در برابر مخلوقات ناچيزش دارد ؟؟؟ لطفا در اين خصوص توضيح و راهنمايي بفرماييد
    سلام علیکم و رحمة الله
    لطف و رحمت خداوند همانند همه کمالات دیگر او نامحدود و مطلق است، اما مشکل اصلی سوال آن است که تصور نموده اید تجلی رحمت و مهربانی خداوند تنها در ارائه خوشی و لذت و آسودگی به بندگان است ، حال آن که حقیقت این گونه نیست؛ به عنوان مثال مادری را تصور کنید که در بیمارستان نشسته و ناله فرزندش از درد و فشار معالجه پزشک را می شنود یا بعد از عمل ،فرياد جان سوز فرزندش برای خوردن آب را می شنود. اما توجهی به این امر نمی کند ؛ یا این که رنج و فشار کودک خردسال از مصرف داروی بسيار تلخ و تهوع آور را می بیند. اما بر ادامه مصرف دارو اصرار می ورزد. به ناله ها و التماس های کودک اهمیتی نمی دهد. معتقدیم که سختی ها و رنج هایی که در دنیا به بندگان می رسد،عین مهربانی و لطف در حق بندگان است. معتقدیم خداوند همه موجودات را بر اساس فلسفه معینی خلق نموده است. فلسفه آفرینش و شکوه داستان خلقت با زندگي انسان ها در نعمت بهشت رقم نمي خورد، بلكه اين امر با بهشتي شدن اختياري بشر حاصل مي شود. زیبایی و شکوه داستان به آن است که همه افراد به طور مساوی از فرصت خود برای رسیدن به بهشت بهره ببرند . خدا کسی را جهنمی و کس دیگر را بهشتی نمی کند. فرجام بهشت یا دوزخ برای انسان از مقوله «شدنی ها»ست؛ یعنی باید به دنیا بیاییم تا بهشتی یا جهنمی«بشویم»؛ ظرف وجود ما با حضور در دنیا و طی مراحل علمی و عملی و گذر از فراز و نشیب ها شکل می گیرد. بنابراین تا به دنیا نیاییم، پاداش و کیفر معنا پیدا نمی کند. خدا انسان را موجودی مختار خلق نموده و امکان انتخاب مسیر صحیح و ناصحیح را هم به او داده ؛ انسان است که می تواند در این صحنه آزمون سرنوشت خود را مطابق اراده و آزادی که در اختیارش قرار گرفته ،رقم بزند. در نتیجه هر سرنوشتی که پیش رویش قرار بگیرد، به خودش مربوط است. اين همه زيبايي آفرينش است كه در اين نگاه حتي جهنمي شدن جهنميان هم زيبا و با شكوه است . اما چرا بندگان در دنیا گرفتار رنج و مشقت و درد می شوند؟
    بخشی ازدردها و رنج های بشر ناشی از اعمال خودشان است . ارتباطی با خداوند و خواست مستقیمش ندارد. خداوند ساختار عالم را بر اساس رابطه علی و معلولی تعریف کرده است. در مسیر زندگی طبیعی برای هر علتی معلولی تعریف نموده و از طريق مختلف نتایج مطلوب و نامطلوب را به بشر گوشزد کرده؛ اما او است که گاه مسیرهایی را می پیماید که در نهایت به درد و رنج و غم منتهی می گردد .
    خداوند در آیه
    «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ» (1) می فرماید: هر مصيبتى به شما رسد، به خاطر اعمالى است كه انجام داده‏ايد، و بسيارى را نيز عفو مى‏ كند.
    اما در کنار همه این موارد به یقین مواردی از درد و رنج و غم برای بشر تصور می شود كه لازمه ساختار عالم است. به طور طبیعی عموم بشر با آن دست به گریبان اند ؛ غم ازدست دادن عزیزان و رنج تنهایی ها و جدایی ها و ... همه اموری از این دست هستند؛ چرا خداوند این امر را برای بشر پسندید؟
    در این زمینه با توجه به مقدمه اول باید گفت: مهم ترین فلسفه این امر آن است که خداوند به وسیله حوادث، انسان ها را امتحان می کند. قرآن می فرماید: "قطعاً همه شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی، و کمبود میوه ها آزمایش می کنیم و بشارت ده استقامت کنندگان را". (2) خداوند برای شکوفا کردن استعدادها و پرورش دادن بندگانش، آنان را با گرفتاری ها می آزماید، یعنی همان گونه که فولاد را برای استحکام بیش تر در کوره می گذارند تا به اصطلاح آبدیده شود و فلز خالص به دست آید، آدمی را نیز در کوره حوادث سخت پرورش می دهد تا مقاوم گردد و در نهایت خالص گشته لایق بهشت شود .
    امام علی (علیه السلام) فرمود: "در حوادث روزگار جوهر مردان شناخته می شود". (3) وی همچنین فرمود : "سازندگی بلا و گرفتاری ها برای مؤمن موثر تر است از اثر باران در زمین ". (4)
    امام صادق (علیه السلام) فرمود: "بلا زینت مؤمن است". (5)
    پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: "خداوند بنده مؤمنش را با بلا تغذیه می کند، همان گونه که مادر فرزندش را با شیر تغذیه می کند". (6)
    امام صادق (علیه السلام) فرمود: مؤمن به منزله کفه ترازو است. هر اندازه ایمانش زیاد شود، گرفتاریش زیاد می شود. (7)
    از این نکات به دست می آید که همه رنج ها و درد ها عین لطف و محبت خداوند به بندگان و زمینه رسیدن آن ها به مقصد نهایی، یعنی بهشت است حتی دردها و رنج هایی که بشر به خاطر اعمال نادرست خود بر خود تحمیل می کند ،نوعی زمینه تطهیر برای اوست. زمینه برطرف کردن مشکل در دنیا و راحتی در آخرت را فراهم می آورد . رنج و درد دنیایی به نوعی کفاره عمل نادرست و انتخاب غلط در دنیا خواهد بود . این مکافات آسان دنیایی لطف خداوند در حق بندگان گنهکار است . نکته مهم در سرتاسر موضوع آن است که نگاه خود را به زندگى در این جهان نباید محدود کنیم. این بخش از زندگى را باید در پیوست با بخش عظیم‏تر از زندگى و حیات جاودانه و عالم برتر و حقیقى‏ تر نگاه کنیم. اگر نگاه ما به زندگى محدود به دنیا بود، اشکال وجود برخی رنج ها در دنیا به جا بود، در حالى که هر چیزى در دنیا، آزمایشى براى انسان است که در عالم دیگر نتیجه آن را خواهیم دید.

    منابع و مآخذ:
    1. شوری: 42/ 30.
    2. بقره: 2/ 155.
    3. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، 1404ق، واژه بلا، حدیث1891.
    4. همان، حدیث 1899.
    5. همان، حدیث 1831.
    6. همان، حدیث 1950.
    7. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1363ش، ج2،
    ص253.

    وآخر دعونا الحمد لله رب العالمین
    ویرایش توسط سعید : ۱۳۹۳/۱۱/۰۵ در ساعت ۱۴:۲۸

  7. تشکرها 3


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام مجدد و تشكر از پاسخ مفصل و مبسوط شما

    در خصوص شروع اين بحث هر چند در بسياري موارد هم نظر و هم عقيده با شما هستم ولي جواب قطعي خود را جهت قانع كردن خود و ديگران نگرفتم
    اگر بحث را ادامه ميدهم به اين جهت نيست كه منكر اين حقايق و بديهيات شوم ولي با عرض پوزش بحث را به جهت نگرفتن بخشي از جواب ادامه ميدهم

    در تكميل و تاييد فرمايشات شما، شكي در اين نيست كه دنيا بخش بسيار جزيي از خلقت و افرينش است. چند وقت پيش كليپ جالبي را ديدم كه افرينش خلقت را به 24 ساعت يك روز تشبيه كرده بود و در اين تشبيه كل زمان موجوديت انسان از خلقت آدم (ع) تا امروز فقط در چند ثانيه پاياني اين روز قرار ميگرفت
    پس ميتوان نتيجه گرفت كه عمر كوتاه انسان چه بخش جزيي از زمان زندگي او در برابر عمر دنيا - و نه حتي عمر جاويد وعده داده شده - است

    و همين طور در خصوص ناچيز بودن خود انسان همين بس كه اگر بخواهيم اندازه انسان را در برابر خلقت آسمان و كهكشانهايي كه چندين هزار سال نوري با هم فاصله دارند و تا كنون كشف شده -و نه انچه هنوز بشر پي نبرده و نه كل افرينش غير دنياي مادي - مقايسه كنيم براحتي پي به ناچيز بودن عمر و موجوديت انسان در اين دنياي فاني خواهيم برد

    دنيا همه لحظه اي و عمر تو دمي
    وين يكدم عمر را به دنيا مفروش

    پس كاملا بديهي، عاقلانه و شايسته است كه انسان در اين مدت كوتاه عمر براي آخرت و آباداني عمر جاويدش بكوشد و امتحانات الهي را به جان بخرد
    همانطور كه بارها در آيات و احاديث ذكر شده كه دنيا در مقابل آخرت بازيچه اي بيش نيست و انسان در اين دنيا در رنج آفريده شده است
    با ذكر اين مقدمه خواستم بگويم بحثي در اين خصوص نيست و در عدل خداوند هم شكي نيست

    انچه مسلم است و با هم هم عقيده ايم اين است هدف غايي هر انسان رسيدن به نعمتهاي اخروي و جوار رحمت حق است . اما انچه مورد سوال است اين بود كه چرا شرط كمال انسان در تحمل اين رنج است. سوال اين است كه اصلا آفرينش اين عمر كوتاه دنيوي چه دليلي دارد .

    به حديث جالبي از پيامبر اشاره فرموديد كه "خداوند بنده مؤمنش را با بلا تغذيه مي کند، همان گونه که مادر فرزندش را با شير تغذيه مي کند"‍‏
    سوال اين است كه چرا؟
    درست است كه هر دو (مومن و طفل ) تغذيه ميشوند و به تكامل ميرسند. اما خوردن شير براي كودك لذت بخش است ولي تحمل رنج براي مومن سخت و دشوار
    خدايي كه رحمت بي پايان است و نعمت بي پايان دارد چرا از ابتدا همچون فرشته ها انسان را در كمال نيافريد و چرا براي تكامل بايد رنج كشيد.
    مگر خدا نياز به خودنمايي و اثبات قدرت خود به بشر ناچيز داشت ؟

    به قول شما فلسفه آفرينش و شکوه داستان خلقت با زندگي انسان ها در نعمت بهشت رقم نمي خورد، بلكه اين امر با بهشتي شدن اختياري بشر حاصل مي شود
    سوال اين است كه چرا و كدام انسان در پا گذاشتن به اين چالش دخالت و اختيار داشته است
    چرا خدايي كه رحمت مطلق است در قبال تحمل رنج بنده اش پاداش بهشت را ميدهد و چرا بي تحمل اين رنج اين پاداش را نمي دهد.

    حتي با قبول اين چالش، نبايد انسان در انتخاب اين كه قبل از انسان شدنش ميتوانست انتخاب كند كه انسان ، حيوان ، جن يا فرشته باشد ، اختياري ميداشت ؟

    اميدوارم ادامه اين بحث روشنگر سوالات و شكي باشد كه ذهن بسياري را درگير نموده است
    با تشكر از وقت و حوصله شما در مطالعه و پاسخ به سوالات

  9. تشکرها 3


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    29
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سوال زیبایست و حتما جواب زیبایی هم باید داشته باشد ، و دلیل اینکه این با وجود توضیح این همه روایت باز هم پاسخ دلنشین نیست ، خودش جواب این معما است .
    جواب به این پرسش فقط به نیاز به دو ایه راهنما دارد، که با انها میشود به جواب زیبا رسید

    کلید اول : الَّذِی أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الانـْسَانِ مِنْ طِينٍ ـ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ ـ ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالافْئِدَةَ قَلِيلاً مَا تَشْكُرُونَ: خدائی که آفرینش هر چیزی را بهتر نمود و آفرینش انسان را در گِل آغاز نمود ـ مدت درازی بعد نسل وی را از چکیده ای از آب بی ارزشی قرار داد ـ مدت درازی بعد او را راست (قامت) نمود و از روح خود در او دمید. همینطور شنوائی و بینائیها و احساسات (حس چشائی، لامسه و بويائی) برای شما درست کرد. افراد کمی از شما سپاسگذار هستند».

    کلید دوم: «فتبارک الله احسن الخالقين» در قرآن کریم تنها در هنگام خلق انسان به کار رفته است ،

    با همین دو ایه راه تا انتها روشن میشود.
    ابتدا بابد نگاهی بیندازیم به عالم منهای انسان ، عالم هستی بزرگتر است از انچه تصور بتوان کرد و در ذهن ها جا داد ، سیارات ستارگان منظومه ها کهکشان ها ، بیش از 13 ملیارد سال نوری ، بیشه از یک ملیون کهکشان ، حیوانات گیاهان فرشتگان جن ، هرچه که میدانیم و نمیدانیم ، ایا به راستی بزرگ نیست کافی نیست ، خداوند همه را در شش روز افرید ، مطمن هستم اگر میخواست به انی می افرید شش روز شاید سر دیگر دارد ، تا نوبت انسان شد ، در عالم هر که اگاه شد و زبان داشت به خدا شکایت برد ، که عالم را خراب نکن فساد و تباهی بر عالم نخواه ، ابلیس را به پای این مخلوق جدید، حتی قربانی کرد تا انسان را بیافریند از پست ترین ها خاک ، ولی این جسم پست را با چیزی همراه ساخت که در تمام کائنانت مانندش نیست و نبود ، روح خودش ، فرستاد که خلیفه شود ،

    تا اینجا شاید تکراری بود . ولی کلید دوم مانده است برای در دوم ،؛ فتبارک الله احسن الخالقين ، چرا ، چه بود، که در همه عالم نبود جز انسان .

    اینجاست که باید باز از کلید اول استفاده کرد روح خدا ، خلیفه خدا ، این روح است که میداند جواب را و به این حرف ها راضی نمیشود . باز کنم جواب را با یک مثال

    همه ما خانه های میسازیم از چوب و سنگ و اهن ، بزرگ است و زیبا ، توانمندی خود را با خانه ها و ماشین های خود به رخ هم میکشیم ؛ به یک بانک میریم در لحظه ای پول هزار باغ و خانه و ماشین را میگیریم و خرج میکنیم ، باغی با هزار لاله را میخریم، زیباست ، در خانه میشینیم و به تمام دارای خود نگاه میکنیم شاد هستیم ، بگذارید لحظه کفر بگویم ، هرچه دارم خانه ماشین باغ گل همه را یک جا با پول اوردم ، این دیوار مگر میتواند محکم نباشد در حالی که من ان را محکم خریدم ؛ مگر میشود این ماشین راه نرود ، وقتی من انرا راهور خریدم ، ولی واقعا این اوج قدرت من است ، که یکباره بخرم ؛ اری علم ساختن این دیوار را دارم پولش را هم دارم ، ایا دیوار بسازم ؛ دیوار خوب است با خاک بازی میکنم ، ولی چه سود من فقط دیوار را میفهمم ، دیوار خشتیست که بر خشتی دیگر میگذارم ، مرا نمیفهمد چه بسازم که هم کامل نباشد مثل این دیوار و هم بفهمد؟ مانند این ضبط صوت خواننده ای نباشد چون فرشتگانی که هستند تا بخوانند ، نه زیبایی انچه میخوانند میفهمند نه من در ان هویدا هستم ، باید چیزی باشد که از من بیاموزد از سر من ، چیزی باشد که اگر نباشم خراب شود ، نه مانند این خانه که اگر رفتم و چراغ را خاموش کردم باز این دیوار سرپا بماند، چیزی که اگر نباشم بیمار شود تباه شود ، اگر خوب بهش برسم رشد کند ، برای لحظه به لحظه ان برنامه داشته باشم ، از همه مهمتر دوستم بدارد اگر مرا شناخت ، خانه ماشین باغ دارم ولی دوستشان ندارم این خانه با ان خانه برایم یکیست ، چیزی میخواهم که دوستش بدارم نگرانش بشوم ، مرا به او نیازی نباشد و او را به من نیاز ، اگر نشناخت مرا انگار چیزی را گم کرده است حیرانم باشد ؛ چیست انچه که میخواهم ، به خود مینگرم ، از خاکم ، دلم خاک بازی میخواهد ولی خشت نمیخواهم بسازم ، چیزی که میخواهم که در من باشد از من جدا باشد ، مانند خود که محال است ولی از جنس عشق باشد و عشق بورزد ، پس گل میکارم ، در خاکی که من از ان هستم ، به پایش بیدار میمانم و هرسش میکنم هر چند بترسد و بگوید که مرا میخواهی قطع کنی! نمیداند هرس برای رشدش لازم است ، گل میدهد ، معطر میشود ؛ مرا به او نیازی نیست ولی او مرا نمیبیند ، گمان میکند از من بی نیاز هست ، به پایش کود میریزم دشنامم میدهد ، من باغبانم ناراحت نمیشوم از گل خود ؛ به راستی محبتی که به گل کردم اگر به سنگ میکردم پیکره ی زیبا از تجسمی بی جان میشد و وجودش تحسین من میشد ، ولی من بی نیازم از تحسین ، میخواهم تو بفهمی من چیستم
    گل میدهی بزرگ میشوی نگاهت میکنم و بر تو و رشدکنندگان سلام میگویم ؛ این خانه این دیوار سرد و خاموش ، این ماشین اهنی همه را گر لازم شود به پای رشدت میدهم ، رشد میکنی به راستی که تو نماینده منی بالاتر همه چیز منی ، احسنت بر من روزی که تو گل را کاشتم ، میدانستم روزی رشد میکنی ، به راستی انان که گفتند گلستان داری باغ داری ، یک گل را از همه برتر نکن ، ان گل تو را ازار میدهد خارش به دستت میرود .

    براستی که خداوند روحش را بر ما دمید ، امید است هدایتش را ببینیم هرسش را بلا ندانیم ، تا باغبان ما انکه از مادر مهربان تر است و از پدر نزدیک تر ، تا انکه را دوستش دارد خشک شده ببیند ، خدا هرکه را بخواهد هدایت میکند و هر که را نخواهد بر چشمش مهر میزند

    به راستی وقتی نهالی را میکاریم به او میگویم ای تخم کوچک ای شاخه شکسته به تو میگویم که امروز کوچکی و حقیر من تو را میکارم و رشدت میدهم بزرگ میشوی رنج میبینی ولی روزی گل میدهی روزی میوه میدهی ، ایا بیعت میکنی با من با دانستن این که درد دارد دانه ای درختی شود از اینجا تا فلک ؟
    کدام تخم ناچیز است که با باغبانش برای درخت شدن بیعت نکند ، مشکل اینجاست چون درختی کوچک اما ریشه دار شد سختی دید ، میگوید نمیخواهم بزرگ شوم کاش درختی مرده بودم ، فراموش میکند درخت نبود تخمی بود ، من درختش کردم ، امروز ناشکری میکند




    ویرایش توسط hamid_Reza : ۱۳۹۳/۰۸/۱۸ در ساعت ۱۷:۲۳

  11. تشکرها 3


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و تشكر از جواب زيباي شما
    باور كنيد چند روز و هر روز چند بار اين جواب را خواندم. زيبا بود و قابل تامل . جامع بود ولي مانع نبود. بگذار بيشتر بحث كنيم. ميدانم سوالم جواب دارد ولي ميخواهم بيشتر بحث كنيم.
    در تمامي مواردي كه فرموديد شكي نيست اما باز ابهامي در ذهن من است.
    خداوند متعال دوست داشتني مهربان در سوره فاطر آيه 15 ميفرمايد : "يا ايها اناس انتم الفقراء الي الله والله هو الغني الحميد"
    در تاييد صحبت هاي شما شكي نيست كه ما هيچ نبوديم و هيچ نيستيم و هيچ نخواهيم بود مگر به اذن و رحمت پروردگار كه اگر بخواهد و بخواهيم رشد مي يابيم و درختي ميشويم سر به فلك كشيده
    .
    شكي در اين نيست كه انسان فقير افريده شده.و اوست غني حميد
    اما باز هم سوالم را تكرار مي كنم . چرا ؟
    چرا انسان را اينقدر حقير و فقير آفريد. قبول دارم كه او خالق است و ما مخلوق بي قدر ولي با اينكار چه را مي خواهد ثابت كند ؟
    مگر نه قرار است كه اين تخم ناچيز درختي تنومند شود؟ مگر نه قرار است ابدي شويم؟ پس چرا از اول نبوديم
    با اين زندگي كوتاه دنيوي چه چيز را ميخواهد به انسان بفهماند
    بله. جمادات و نبادات و فرشتگان همه چيزهايي بودند كه براي او بدون اختيار سر تعظيم فرود مي اورند.
    مگر نه قرار است كه آخرسر انسان هم اگر درختي شود كه در جوارش آرامش ابدي يابد
    آخرش چه ؟
    چرا از الان نه. چرا يك عمر كوتاه دنيايي را بايد بگذراند

    مگر او نيازي به اثبات خود به انسان دارد. مگر او نيازي به خودنمايي دارد؟ اگر خير پس چرا اينگونه آفريد؟ولي اگر بله مگر نه اينكه از روحش در ما دميده ؟
    پس چرا خودنمايي براي انسان مذموم است و براي او ممدوح

    اگر ميخواست من بفهمم او چيست ميتوانست راحت تر به بنده اش نشان دهد كه چيست
    البته من نشسته در فرش دنيايي كوچكتر از آنم كه براي خدايي كه بر عرش كبريايي نشسته تعيين تكليف كنم
    ميدانم بنده ام و او معبود. من فقيرم و او غني

    فقط به دنبال چرايش هستم

  13. تشکرها 3


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    29
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوست عزیز خدت نیازی به خود نمایی ندارد ، چیزی که مطرح است عظمت وجودی اوست که یا باید یک باره به انسان منتقل شود که میشود افرینش فرشته و ملایک

    مثال شما مادر خودت رو دوست داری من هم مادر خودم رو ، ولی خالی از تعارفات مادر شما برای من غریبه ایست و مادر من هم برای شما غریبه است
    انچه مادران ما را در پش چشمان ما منحصر به فرد میکند ، زندگی است که ما با خانوداه کردیم شاید کتک هم از مادر خود بخوریم ولی میدانیم ان کتک هم نعمت است برای خودمان است ، قهر و محبت مادر را دیدیم ، حال شما حساب کنید برای درک خدای که از مادر مهربان تر است باید چقدر تلاش کنیم
    این نیاز خدا نیست که ما را افریده ، این کوچکی ماست
    فکر کن زیباترین فیلمی که دیدید یکی براتون ادامه فیلم رو بخواد تعریف کنه
    اگه هدف پایان فیلم و نتیجه اون هست پس چه فرقی میکنه یک ادم اون رو تعریف کنه یا اینکه پشت سیستم پخشی بشینید که انگار خودت درون فیلم حضور دارید

    و مطمين باش هدف از خلقت انسان و اوج خوشبختي رفتن به بهشت نيست اول در بهشت بوديم ادم و حوا ، پس چرا رانده شديم
    هبوط انسان
    سرش را بگيري به دنيايي سوال ميرسي كه جواب دارد ولي مراد از ان رسيدن به پاسخ نيست ، فهميست كه به ان ميرسي
    ویرایش توسط hamid_Reza : ۱۳۹۳/۰۸/۲۴ در ساعت ۱۲:۰۳

  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    متوجه مثالتون نشدم. ظاهرا شما رو خسته كردم. به هر حال ممنون

  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    29
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خستگی در کار نیست
    سلسله مراتب برایتان بهم ریخته شده ، انسان انجا مفهوم میگیرد ، که بر خلاف موجودات دیگر میتواند خدا را بفهمد ، نه از طریق دیدن خدا ، بلکه از طریق دیدن اثار خدا ،
    بهشت هم یک مشت درخت و باغ و گل و عسل نیست ، اگر بخواهیم یک دفعه به ان برسیم
    بهشت فهمیدن خداست ، اگر خدا را بفهمیم لذت میبریم ، اگر فقط گل و بلبل و درخت بود ، که در زمین هم پر است ، شداد که زیباترین بهشت را ساخت .

  19. تشکرها 2


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    64
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mehdi3 نمایش پست
    با سلام مجدد و تشكر از پاسخ مفصل و مبسوط شما

    در خصوص شروع اين بحث هر چند در بسياري موارد هم نظر و هم عقيده با شما هستم ولي جواب قطعي خود را جهت قانع كردن خود و ديگران نگرفتم
    اگر بحث را ادامه ميدهم به اين جهت نيست كه منكر اين حقايق و بديهيات شوم ولي با عرض پوزش بحث را به جهت نگرفتن بخشي از جواب ادامه ميدهم

    در تكميل و تاييد فرمايشات شما، شكي در اين نيست كه دنيا بخش بسيار جزيي از خلقت و افرينش است. چند وقت پيش كليپ جالبي را ديدم كه افرينش خلقت را به 24 ساعت يك روز تشبيه كرده بود و در اين تشبيه كل زمان موجوديت انسان از خلقت آدم (ع) تا امروز فقط در چند ثانيه پاياني اين روز قرار ميگرفت
    پس ميتوان نتيجه گرفت كه عمر كوتاه انسان چه بخش جزيي از زمان زندگي او در برابر عمر دنيا - و نه حتي عمر جاويد وعده داده شده - است

    و همين طور در خصوص ناچيز بودن خود انسان همين بس كه اگر بخواهيم اندازه انسان را در برابر خلقت آسمان و كهكشانهايي كه چندين هزار سال نوري با هم فاصله دارند و تا كنون كشف شده -و نه انچه هنوز بشر پي نبرده و نه كل افرينش غير دنياي مادي - مقايسه كنيم براحتي پي به ناچيز بودن عمر و موجوديت انسان در اين دنياي فاني خواهيم برد

    دنيا همه لحظه اي و عمر تو دمي
    وين يكدم عمر را به دنيا مفروش

    پس كاملا بديهي، عاقلانه و شايسته است كه انسان در اين مدت كوتاه عمر براي آخرت و آباداني عمر جاويدش بكوشد و امتحانات الهي را به جان بخرد
    همانطور كه بارها در آيات و احاديث ذكر شده كه دنيا در مقابل آخرت بازيچه اي بيش نيست و انسان در اين دنيا در رنج آفريده شده است
    با ذكر اين مقدمه خواستم بگويم بحثي در اين خصوص نيست و در عدل خداوند هم شكي نيست

    انچه مسلم است و با هم هم عقيده ايم اين است هدف غايي هر انسان رسيدن به نعمتهاي اخروي و جوار رحمت حق است . اما انچه مورد سوال است اين بود كه چرا شرط كمال انسان در تحمل اين رنج است. سوال اين است كه اصلا آفرينش اين عمر كوتاه دنيوي چه دليلي دارد .

    به حديث جالبي از پيامبر اشاره فرموديد كه "خداوند بنده مؤمنش را با بلا تغذيه مي کند، همان گونه که مادر فرزندش را با شير تغذيه مي کند"‍‏
    سوال اين است كه چرا؟
    درست است كه هر دو (مومن و طفل ) تغذيه ميشوند و به تكامل ميرسند. اما خوردن شير براي كودك لذت بخش است ولي تحمل رنج براي مومن سخت و دشوار
    خدايي كه رحمت بي پايان است و نعمت بي پايان دارد چرا از ابتدا همچون فرشته ها انسان را در كمال نيافريد و چرا براي تكامل بايد رنج كشيد.
    مگر خدا نياز به خودنمايي و اثبات قدرت خود به بشر ناچيز داشت ؟

    به قول شما فلسفه آفرينش و شکوه داستان خلقت با زندگي انسان ها در نعمت بهشت رقم نمي خورد، بلكه اين امر با بهشتي شدن اختياري بشر حاصل مي شود
    سوال اين است كه چرا و كدام انسان در پا گذاشتن به اين چالش دخالت و اختيار داشته است
    چرا خدايي كه رحمت مطلق است در قبال تحمل رنج بنده اش پاداش بهشت را ميدهد و چرا بي تحمل اين رنج اين پاداش را نمي دهد.

    حتي با قبول اين چالش، نبايد انسان در انتخاب اين كه قبل از انسان شدنش ميتوانست انتخاب كند كه انسان ، حيوان ، جن يا فرشته باشد ، اختياري ميداشت ؟

    اميدوارم ادامه اين بحث روشنگر سوالات و شكي باشد كه ذهن بسياري را درگير نموده است
    با تشكر از وقت و حوصله شما در مطالعه و پاسخ به سوالات
    سلام علیکم
    دلیل این همه رنج در این دنیا، این است که خداوند در مرحله عمل ببیند که کدام شخص، خودش را به سختی و تلاش می زند تا به درجات بالای کمالات معنوی و پاداش عظیم الهی و مراتب بالای بهشت برسد.
    خداوند در آیه
    «وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِين» (1) می فرماید: «ما کسانی را که پیش از آنان بودند آزموده ایم چرا که باید علم خدا در مورد کسانی که راست مي گویند و کسانی که دروغ مي گویند تحقق یابد.»
    این آزمایش ها تنها با انداختن انسان در سختی، امکان خواهد داشت. سختی مقصود، تنها فقر و نداری نیست، بلکه گاهری سختی، عبارت است از مبارزه با نفس یا جهاد در راه خدا و ...، اگرچه شخص تن سالم و مال فراوان و قدرت زیاد داشته باشد.
    خداوند در آیه
    «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ» (2) نیز می فرماید: همانا ما شما را می آزماییم تا مجاهدین و صابرین شما را بدانیم و اخبار شما را بیازماییم.
    منابع و مآخذ:
    1. عنکبوت/ 3.
    2. محمد/ 31.


  21. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود