صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دروغ مصلحت آمیز،بحثی در مفهوم و گستره آن

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,256
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    702 پست
    حضور
    155 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611

    دروغ مصلحت آمیز،بحثی در مفهوم و گستره آن




    بسم الله الرحمن الرحیم
    دروغ مصلحت آمیز،بحثی در مفهوم و گستره آن
    نویسنده: سید حسن اسلامی


    لینک دانلود کتاب
    دروغ مصلحت آمیز،بحثی در مفهوم و گستره آن
    فهرست مطالب


       


    فصل اول : كليات
    واژه شناسى اخلاق
    علم اخلاق
    ضرورت اخلاق
    حوزه هاى اخلاق
    چكيده فصل
    فصل دوم : ده درس كوتاه درباره دروغ
    چكيده فصل
    فصل سوم : دروغ چيست
    مفهوم دروغ
    تعريف ها
    سه ديدگاه
    1. دروغ ، گزارش خلاف واقع است
    نقد اين ديدگاه
    2. دروغ ، گزارش خلاف واقع است با علم به آن
    نقد اين ديدگاه
    3. دروغ ، گزارش خلاف عقيده است
    دلايل اين ديدگاه
    به سوى تعريفى كاراتر
    چكيده فصل
    فصل چهارم : دروغ مصلحت آميز كدام است ؟
    غرب و سعدى
    اقتراح آينده
    نظر دشتى
    نظر درگاهى
    نظر اعتصام زاده
    نظر نثرى
    چكيده فصل
    فصل پنجم : آيا مى توان هرگز دروغ نگفت ؟
    ديدگاه ها
    چكيده فصل
    فصل ششم : چرا گاهى مى توان دروغ گفت ؟
    ديدگاه راغب
    بررسى اين ديدگاه
    ديدگاه غزالى
    بررسى اين ديدگاه
    ديدگاه آيت الله مصباح
    بررسى اين ديدگاه
    ديدگاه آيت الله مطهرى
    بررسى اين ديدگاه
    چكيده فصل
    فصل هفتم : كانت و مسئله دروغ خيرخواهانه
    نتيجه گرايى و وظيفه گرايى
    ديدگاه كانت
    نقد كانت
    دفاع كانت
    نقد اين ديدگاه
    دفاع از كانت
    معيار اخلاق كانتى
    چكيده فصل
    فصل هشتم : حق دروغ گفتن
    الف ) قاعده زرين
    اشكال اول : حق ويژه
    پاسخ ‌
    اشكال دوم : اباحه محرمات
    پاسخ ‌
    ب ) قاعده ابزار ستم واقع نشدن
    حفظ حريم خصوصى
    اشكال
    پاسخ ‌
    چكيده فصل
    بخش دوم : بررسى هاى موردى
    فصل اول : دروغ در جنگ
    روايات
    تفسيرها
    دروغ تنها در حالت جنگى مجاز است
    دروغ در جنگ ، به معناى اصطلاحى نيست
    چرا دروغ در جنگ مجاز است ؟
    ديدگاه ها
    1. دروغ تعبدا در جنگ مجاز است
    2. دروغ از سر ضرورت در جنگ مجاز مى باشد
    3. دروغ در جنگ مجاز نيست ، نيرنگ مجاز است
    4. اساسا در جنگ ، مفهوم دروغ منتفى است
    كاربست دو قاعده
    چكيده فصل
    فصل دوم : دروغ براى اصلاح
    دلايل
    تفسيرها
    ديدگاه ها
    1.براى اصلاح ، دروغ صريح مجاز است
    2. براى اصلاح ، دروغ صريح مجاز نيست ، بلكه تعريض و توريه مجاز مى باشد
    3. براى اصلاح ، نه دروغ صريح مجاز است و نه توريه و تعريض ، بلكه مقصود سكوت در مورد پاره اى حقايق گزنده است
    چرا دروغ گويى براى اصلاح مجاز است ؟
    آيا دروغ براى اصلاح ضرورى است ؟
    مضمون روايات اصلاح چيست ؟
    چكيده فصل
    فصل سوم : دروغ به زن
    دلايل
    دروغ مرد به زن يا زن و شوهر به يكديگر؟
    قرائت ها
    دروغ شامل حقوق زن و شوهر نمى شود
    مقصود از دروغ به زن چيست ؟
    الف ) مقصود از دروغ ، وعده هاى غير جدى است
    ب ) مقصود از دروغ ، ابراز محبت و مبالغه در آن است
    آيا دروغ به زن مجاز است ؟
    آيا دروغ به زن ضرورى است ؟
    جمع بندى
    چكيده فصل
    فصل چهارم : دروغ به كودكان
    طرح مسئله
    روايات چه مى گويند؟
    موافقان دروغ گويى چه مى گويند؟
    بررسى اين تفسير
    آيا دروغ گويى به كودكان ضرورى است ؟
    ديدگاه مدافعان دروغ گويى به كودكان
    نقد اين ديدگاه
    آيا دروغ آموزى به كودكان مجاز است ؟
    جمع بندى
    چكيده فصل
    فصل پنجم : دروغ به بيماران دم مرگ
    طرح مسئله
    پيشينه بحث
    ديدگاه موافقان دروغ گويى به بيماران
    الف ) بيماران ترجيح مى دهند كه حقيقت را ندانند
    ب ) گفتن حقيقت به زيان بيماران است
    مراحل رويارويى با مرگ
    مرگ انديشى
    چرا از گفتن حقيقت مى هراسيم ؟
    جمع بندى
    چكيده فصل
    فصل ششم : دروغ براى مصالح دينى
    طرح مسئله
    جاعلان درست كار
    مفروضات اين مسئله
    1. شريعت به تقويت ، حمايت و ترويج نياز دارد
    2. هرچه به سود و مصلحت مردم باشد، خوب است
    3. تاءثير وعد و وعيدهاى شارع ، به تدريج كم رنگ مى شود
    سه ادعا
    جمع بندى
    چكيده فصل
    فصل هفتم : دروغ براى مصالح سياسى
    طرح مسئله
    نسبت اخلاق با سياست
    الف ) اخلاق ، از سياست جداست
    ب ) اخلاق ، تابع سياست است
    ج ) اخلاق در سطح فردى با اخلاق در سطح اجتماعى متفاوت است
    د) اخلاق ، بنياد سياست است
    طرح مجدد مسئله
    ديدگاه مدافعان دروغ گويى
    نقد اين ديدگاه
    جمع بندى
    چكيده فصل
    فصل هشتم : دروغ هاى بى ضرر
    مدافعان دروغ هاى بى ضرر
    نقد اين ديدگاه
    سنت دينى در اين مسئله
    جمع بندى
    چكيده فصل
    پى گفتار
    پيوست
    محمد غزالى
    ايمانوئل كانت (1) در باب حق پندارى دروغ گفتن به انگيزه هاى انسان دوستانه
    ايمانوئل كانت (2)
    مهدى نراقى
    احمد نراقى : صفت هيجدهم : دروغ گفتن
    على دشتى : دروغ مصلحت آميز
    غلام رضا كيان پور: دروغ مصلحت آميز، تحشيه اى بر عبارت افصح المتكلمين
    اعتصام زاده : دروغ از لحاظ علمى
    درگاهى خاندانى كرمانى : دروغ مصلحت آميز
    نثرى : دروغ مصلحت آميز
    حسين على راشد : دروغ مصلحت آميز
    مرتضى مطهرى
    على قدوسى : مقايسه دو مكتب اخلاقى در مورد دروغ
    محمد رضا مهدوى كنى : مواردى كه دروغ گفتن جايز است
    محمد تقى مصباح يزدى
    محمد لگنهاوزن : راست گويى و دروغ گويى در فلسفه اخلاق
    سيد رضا صدر: دروغ هاى روا


    ویرایش توسط یوسف : ۱۳۹۳/۰۸/۰۶ در ساعت ۰۹:۵۲
    دروغ مصلحت آمیز،بحثی در مفهوم و گستره آن
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,256
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    702 پست
    حضور
    155 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611



    بخش اول : مباحث نظرى
    فصل اول : كليات
    اخلاق از كهن ترين مفاهيم شناخته شده بشرى است . در هر جامعه اى مى توان جاى پاى اخلاق را ديد؛ به گونه اى كه به سادگى مى توان ادعا كرد كه هيچ جامعه اى بى اخلاق وجود ندارد. اساسا اجتماع مردم و تحقق جامعه در گرو تن دادن به قواعد رفتارى خاصى است كه پاره اى از آن ها به عنوان اخلاق شناخته مى شود. به سخن ديگر مى توان اخلاق را هم زاد بشر دانست ريشه يابى واژگانى اين اصطلاح در زبان عربى و انگليسى گواه اين ادعاست .

    دروغ مصلحت آمیز،بحثی در مفهوم و گستره آن
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,256
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    702 پست
    حضور
    155 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611



    واژه شناسى اخلاق
    واژه (( اخلاق )) جمع خلق است .(5) به گفته راغب اصفهانى ، لغت شناس بزرگ ، اين واژه با كلمه خلق آفرينش هم ريشه است ؛ يعنى هر دو واژه به معناى آفريدن و خلقت مى باشد. راغب اين دو را مانند شَرب و شُرب آشاميدن مى داند كه تنها از نظر آوايى با يكديگر متفاوتند، نه معنايى ؛ اما به گفته همو، طبق يك توافق ناگفته در موارد متفاوتى به كار مى روند. اگر بخواهيم به شكل ظاهرى افراد اشاره كنيم و خلقت صورى آنان مد نظرمان باشد، از تعبير خلق با زير استفاده مى كنيم اما اگر بخواهيم از ويژگى هاى درونى افراد كه با چشم ديده نمى شوند ياد كنيم ، از واژه خلق با پيش بهره مى گيريم . به تعبير ديگر آن چه كه با چشم سر ديده مى شود خلق است و آن چه تنها با چشم دل ديده مى شود، خلق نام مى گيرد.(6) گاه به جاى خُلق از خُلُق (با دو ضمه ) استفاده مى شود كه باز به همان معناست ؛ مانند آن جا كه خداوند پيامبرش را به خوش خويى ستوده مى فرمايد: (و انك لعلى خلق عظيم ؛ تو داراى خويى والا هستى (7) ) بدين ترتيب مى توان اخلاق را به معناى ويژگى هاى روحى و نفسانى دانست . براى اين كه صفتى عنوان اخلاق به خود گيرد، بايد پايدار باشد؛ بدين معنا كه اين صفت خاص چنان با شخص درهم آميخته باشد كه گويى جزئى از سرشت اوست عالمان اخلاق از اين پايايى به عنوان ملكه ياد مى كنند؛ يعنى صفتى چنان در فرد ريشه بدواند كه بى هيچ تكلفى و به صرافت طبع خود را نشان بدهد؛ براى مثال آدم بزدلى كه در شب از سايه خودش نيز مى ترسد اگر به خاطر شرط بندى شبى را تا به صبح يك تنه در گورستانى متروك به سر ببرد و در شرط بندى نيز برنده شود، به او نترس گفته نمى شود و از نظر اخلاقى شجاع به شمار نمى آيد، چرا كه آن چه از او سر زده ، با تكلفات بسيار بوده است . از اين منظر شجاع كسى است كه دلاورى و عكس العمل از موضع نترسى عادتش ‍ شده باشد؛ بنابراين اخلاق عبارت است از ويژگى هاى پايدار نفسانى . ملا مهدى نراقى عالم اخلاقى قرن سيزدهم هجرى اين اخلاق را چنين تعريف مى كند: خلق عبارت است از ملكه اى نفسانى كه مقتضى صدور افعال به راحتى و بدون نياز به فكر و انديشه (8) است .


    دروغ مصلحت آمیز،بحثی در مفهوم و گستره آن
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,256
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    702 پست
    حضور
    155 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611



    مقصود از (( ملكه )) كه در سخن عالمان اخلاق فراوان به كار مى رود، كيفيتى است درونى و ديرپا كه به سادگى برطرف نمى شود البته مراد آن نيست كه اين گونه خصوصيات هميشه ثابت هستند و به هيچ روى دگرگون نمى شود، اگر چنين باشد، ديگر سخن از اخلاق نابه جاست ، چرا كه صفات اخلاقى در اختيار هيچ كس نيست و هر كس همان گونه كه سرشته شده است رفتار مى كند. اين بحث مربوط به حوزه تعليم و تربيت است ، از اين رو به آن نمى پردازيم . اخلاق به اين معنا، مشمول ارزش ‍ داورى نيست . به عبارت ديگر هر كس داراى اخلاق و ويژگى هايى است ؛ كسى دست و دل باز است و ديگرى ، حساب گر. به گفته حافظ:

    گنج زر گر نبود، كُنج قناعت باقى ست
    آن كه آن داد به شاهان ، به گدايان اين داد

    از اين منظر، اخلاق همه خصوصيات نفسانى پايدار چه خوب و چه بد را در بر مى گيرد.

    اخلاق گاه به معناى ديگرى نيز به كار مى رود. در معناى دوم . اخلاق به معناى رفتار يا خصوصياتى است كه در حوزه آگاهى ما قرار دارد و تابع اراده ماست ؛ براى مثال اگر غافل گيرانه دست خود را با سرعت به چشم كسى نزديك كنيم ، به گونه اى غير ارادى چشم خود را خواهد بست . اين عكس العمل را نمى توان اخلاقى يا غير اخلاقى دانست ، چرا كه در حوزه رفتارهاى اختيارى او نيست . در اين جا اخلاق تنها رفتارهاى قابل كنترل انسانى چه خوب و چه بد را در بر مى گيرد.

    اخلاق معناى سومى نيز دارد. در اين معنا، اخلاق تنها به معناى ارزش ها و خصوصيات مثبت به كار مى رود. به تعبير ديگر، اخلاقى يعنى خوب و غير اخلاقى يعنى بد؛ حال آن كه در معناى دوم اخلاقى به معناى رفتارهاى ارادى و تحت حوزه آگاهى بود. بدين ترتيب در معناى سوم ، شاهد گونه اى داورى هستيم ؛ براى مثال هنگامى كه مى گوييم شجاعت اخلاقى است ؛ يعنى آن را ستايش كرده و نيك مى دانيم و هنگامى كه مى گويم بزدلى ، غير اخلاقى مى باشد؛ يعنى آن كه آن را بد و ناپسنديده مى شماريم ؛ در نتيجه مى توان گفت كه اين اصطلاح به سه معنا به كار مى رود:
    الف ) ويژگى پايدار نفسانى ؛
    ب ) صفت نفسانى ارادى ؛
    ج ) خصوصيت مثبت و پسنديده .(9)
    طبق معناى سوم ، مفروض آن است كه صفاتى داريم كه خوب اند و صفاتى وجود دارند كه بد و ناخوشايند مى باشند. از ويژگى هاى خوب به عنوان (( فضايل )) و از صفات بد به عنوان (( رذايل )) نام برده مى شود.
    علم اخلاق......

    دروغ مصلحت آمیز،بحثی در مفهوم و گستره آن
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,256
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    702 پست
    حضور
    155 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611



    علم اخلاق
    دانشى كه اين دو دسته صفات را بررسى مى كند و آن ها را تعريف و طبقه بندى مى نمايد و راه نهادينه ساختن فضايل و ريشه كنى رذايل را نشان مى دهد، علم اخلاق است . خواجه نصيرالدين طوسى اين دانش را چنين تعريف مى كند: (( علم است بدان كه نفس انسانى را چگونه خلقى اكتساب توان كرد، كه جملگى افعالى كه به ارادت ازو صادر شود جميل و محمود بود )) .(10) تكيه بر صدور آسان افعال از سوى فاعل اخلاقى ، ابن مسكويه را بر آن داشته است تا اخلاق را اين گونه تعريف نمايد: (( علم اخلاق ، دانش اخلاق و سجايايى است كه موجب مى شود جميع كردار انسان زيبا باشد و در عين حال آسان و سهل از او صادر شود )) .(11)

    در اين دانش انواع ويژگى هاى اختيارى مطلوب و نامطلوب و نحوه پرهيز از اين و به دست آوردن آن يك بحث مى شود، از اين رو گاه آن را چنين معرفى كرده اند: (( علم اخلاق ، علمى است كه صفات نفسانى خوب و بد و اعمال و رفتار اختيارى متناسب با آن ها را معرفى مى كند و شيوه تحصيل صفات نفسانى خوب و انجام اعمال پسنديده و دورى از صفات نفسانى بد و اعمال ناپسند را نشان مى دهد. )) (12)
    گاه نيز به سادگى و اختصار، اين دانش را دانش (( چگونه زيستن )) معرفى مى كنند و مى گويند اين دانش درباره نحوه زيستن درست و چرايى آن بحث مى نمايد.(13) بدين معنا كه در اين دانش چندين محور بحث مى شود: يكى آن كه صفات نفسانى خوب و بد چيستند؟ دوم آن كه چرا اين ويژگى ها خوب يا بد هستند؟ و سوم آن كه چگونه مى توان اين گونه خصوصيات را پديد آورد يا آن ها را از ميان برداشت

    ضرورت اخلاق....
    دروغ مصلحت آمیز،بحثی در مفهوم و گستره آن
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    ضرورت اخلاق

    از دل تعريف هايى كه براى اخلاق ارائه شده است ، مى توان ضرورت آن را نيز به دست آورد. انسان موجود ساخته و پرداخته اى نيست كه ديگر نتواند خود را دگرگون كند و خود را بازسازى نمايد. تنها موجودى كه مى تواند از اين امكان برخوردار شود، انسان است . زمينه اين امكان در دل نيروهاى درونى اوست نيروهايى كه به همان اندازه كه ارجمندند، مى توانند خطرناك باشند. اين نيروهاى عظيم درونى اگر درست هدايت شوند، انسان را به جايى مى رسانند كه (( به جز خدا نبيند )) اما اگر مهار نگردند، آدمى را به مغاك تباهى در مى افكنند. دانش اخلاق نيز در پى آن است تا انسان را از افق حيوانيت تا به افق فرشتگان بركشاند و او را در جايگاه شايسته اش قرار دهد، از اين رو غالبا گذشتگان اين دانش را برترين دانش به شمار آورده و در عظمت آن سخن ها گفته اند.(14) اگر كسى هم به ارزش هاى والاى انسانى باور جدى نداشته باشد و تنها از منظرى ملموس و بيرونى به انسان بنگرد، باز ضرورت اخلاق را نمى تواند منكر شود. در حقيقت بيرونى ترين سطح كاركرد اخلاق عبارت است از فراهم آوردن زمينه حيات اجتماعى سالم .
    انسان بى زندگى اجتماعى فقط ظاهرى از انسانيت را دارد. زندگى اجتماعى نيز مستلزم تن دادن به قواعدى است كه تبيين ترسيم و طبقه بندى آن ها بر عهده اخلاق است . افراد خميره بى شكلى هستند كه در كوره اجتماع شكل مى گيرند و به گونه هاى مطلوبى در مى آيند. در اين جاست كه اخلاق پاى به ميان مى گذارد و بايد و نبايدها را معين مى سازد. بحث فضيلت و رذيلت نه تنها بحثى ذهنى كه ضرورتى براى زندگانى اجتماعى است . كسى كه تحمل ديدن خوش بختى ديگران را ندارد، نه فقط از نظر اخلاقى دچار رذيلت (( حسد )) است ، بلكه دچار يك بيمارى اجتماعى جدى است كه هم سازى او را با ديگران ناممكن مى كند و زمينه هم بستگى اجتماعى را از ميان بر مى دارد. چنين كسى هم ديگران را به رنج مى افكند و هم خودش را مى آزارد. به تعبير دقيق تر اگر هم ديگران از شر بيمارى او راحت باشند، او خود از دست اين درد، آسايش نخواهد داشت . به گفته سعدى :


    توانم آن كه نيازارم اندرون كسى

    حسود را چه كنم كو ز خود به رنج درست ؟
    بمير تا برهى ، اى حسود، كاين رنجى است
    كه از مشقت آن جز به مرگ نتوان رست (15)




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    سخن كوتاه ، اخلاق در سه سطح ضرورت دارد:

    نخست در سطح فردى و براى بهداشت روان . در اين سطح اخلاق به ما مى آموزد كه بهترين شيوه سالم زيستن چيست ؛ به ما رذيلت ها را مى شناساند و راه دورى از آن ها را به ما نشان مى دهد؛ فضايل را مى نماياند و راه به دست آوردن آن ها را معين مى سازد و در نهايت بهداشت فردى و سلامت روان ما را تضمين مى نمايد.
    ديگر آن كه اخلاق امكان زيست بهتر فرد را در جامعه فراهم مى آورد و به او مى آموزد كه براى زندگى سالم در جامعه و داشتن مناسبات درست با ديگران چه بايد كرد و چگونه بايد بهداشت اجتماعى را تضمين نمود.

    در سطح سوم كه عالى ترين سطح اخلاق است و در حقيقت آن دو سطح مقدمه آن به شمار مى روند، فرد مى آموزد تا چگونه همه استعدادهاى خود را شكوفا سازد و از چه راهى براى رسيدن به كمالات نهايى خويش ‍ اقدام كند. با توجه به اين نكات است كه رسول خدا، حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله وظيفه خود را تكميل و تتميم اخلاق دانسته مى فرمايد: (( انما بعثت لاءتمم مكارم الاخلاق ؛(16) برانگيخته شدم تا مكارم اخلاق را به كمال رسانم )) ؛ بنابراين هر چه در اين قسمت سرمايه گذارى شود، سودش دو چندان به خود انسان باز مى گردد.

    حوزه هاى اخلاق


  9. #8
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,256
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    702 پست
    حضور
    155 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611



    حوزه هاى اخلاق
    در اين جا بحث ديگرى نيز مطرح مى شود كه در حوزه اخلاق قرار مى گيرد و آن عبارت است از تحليل مفاهيمى چون (( خوب )) و (( بد )) در علم اخلاق غالبا از مفاهيمى چون بايد و نبايد، تكليف و وظيفه و پر بسامدتر از همه ، خوب و بد سخن مى رود. واقعا خوب در اخلاق به چه معناست ؟ براى مثال هواى خوب ، يعنى هواى مطبوع يا سازگار و ملايم طبع ما، اما كارد خوب ، يعنى كاردى كه به اندازه كافى تيز باشد و بتواند اشياى مورد نظر را به دو نيم كند. غذاى خوب نيز، به معنى غذاى لذت بخش است .
    حال جاى اين پرسش است كه خوب در گزاره هايى چون (( شجاعت خوب است )) به كدام يك از معانى فوق به كار رفته است ؟ به تعبير ديگر گاه مى پرسيم آيا شجاعت خوب است ؟ و گاه مى پرسيم (( خوب ! )) يعنى چه ؟ معمولا چنين تلقى مى شود كه خوب ! و بد از مفاهيم روشن و بديهى است و نياز به هيچ توضيحى ندارد؛ حال آن كه واقعا اين گونه نيست از اين رو تبيين معناى خوب ! يا ايضاح مقصود، لازم است .

    دروغ مصلحت آمیز،بحثی در مفهوم و گستره آن
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  10. #9
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,256
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    702 پست
    حضور
    155 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611



    اين جاست كه نوبت به شاخه ديگرى از علم اخلاق فرا مى رسد كه به اين گونه پرسش ها مى پردازد و مى كوشد به آن ها پاسخى درخور بدهد. به اين شاخه از اخلاق ، غالبا فلسفه اخلاق گفته مى شود. فلسفه اخلاق عبارت از: (( تفكر فلسفى درباره اخلاق هنگامى پديدار مى شود كه همچون سقراط از مرحله اى كه در آن به وسيله قواعد سنتى اداره مى شويم و حتى از مرحله اى كه قواعد در آن به نحوى درونى شده اند كه مى توان گفت هدايت شده درون هستيم به سوى مرحله اى گذر كنيم كه در آن مستقلا و با مفاهيم دقيق و كلى بينديشيم . )) (17)
    ماموريت اين شاخه از اخلاق تنها بررسى و پاسخ دادن به پرسش فوق نيست . بلكه در عرصه اخلاق پرسشهاى فراوانى است كه بايد به آن ها پاسخ داده شود. گاه نيز فلسفه اخلاق به معنايى بسيار عام كه همه مباحث اخلاقى را فرا مى گيرد به كار مى رود، از اين رو براى ابهام ودايى بد نيست كه به اختصار شاخه ها يا حوزه هاى گوناگون اخلاق معرفى شود.


    گاه هدف بررسى پاره اى نظامهاى اخلاقى موجود يا تاريخى است ؛ براى مثال مى خواهيم بدانيم كه فضايل اخلاقى در آيين مسيحيت چيستند يا آيين بودا درباره جان دار آزارى چه مى گويد. در اين جا با شاخه اى از اخلاق رو به رو هستيم كه در پى شناخت و توصيف نظام هاى اخلاقى خاصى است . دانشى كه به اين گونه مسائل مى پردازد، اخلاق توصيفى (Descriptive ethics) ناميده مى شود در اينجا محقق در پى شناخت تمدن هاى موجود يا در گذشته و اخلاق رايج ميان آن هاست ، بى آنكه در صدد ارزش داورى باشد.

    گاه نيز در پى شناخت و معرفى ديگر نظام هاى اخلاقى نيستيم بلكه مى خواهيم بدانيم چه خوب ! و چه بد است فرض كنيم از ما مى خواهند فهرستى از رذايل و فضايل ارائه كنيم تا در جامعه براساس آن ها عمل شود در اينجا ناگزير از ارزش داورى هستيم مى گوييم اين كار خوب ! و اينكار بد است . دانشى كه مى كوشد چنين انگاره اى از فضايل و رذايل اخلاقى ارائه دهد، اخلاق هنجارى (Normative ethics يا Prescriptive ethics) ناميده مى شود گاه به اين شاخه ، اخلاق دستورى يا اخلاق تجويزى نيز گفته مى شود در اين جا هدف فقط تبيين اخلاق اين يا آن مكتب نيست ، بلكه مقصود تجويز فضايل خاص و دفاع از درستى آن ها است .


    دروغ مصلحت آمیز،بحثی در مفهوم و گستره آن
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  11. #10
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,256
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    702 پست
    حضور
    155 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611



    گاه نيز مقصود، تبيين معناى واژه هايى است كه در گزاره هاى اخلاقى ، محمول واقع مى شوند؛ يعنى تعابيرى چون فضيلت ، رذيلت تكليف مسئوليت خوب ! و بد. در اين جا با گوهر مباحث فلسفه اخلاق رو به رو هستيم . چه فلسفه اخلاق را به معناى عام آن در نظر بگيريم و چه به معناى كاملا خاص اين گونه مسائل در متن فلسفه اخلاق قرار مى گيرد. اين شاخه را اخلاق تحليلى (Analitic ethics) يا فرا اخلاق (Metaethics ) مى نامند.

    خود اين شاخه به سه حوزه اساسى و متمايز تقسيم مى گردد:
    يكى معناشناسى اخلاق است (Moral semantics) كه مشخصا به تبيين معانى واژه هايى چون خوب و بد مى پردازد.
    دوم معرفت شناسى اخلاق (Moral epistemology) مى باشد كه به نحوه استدلال بر مدعيات اخلاقى مى پردازد؛ براى مثال اگر گفتيم دروغ بد است ، سپس كوشيديم براى اين گزاره اخلاقى دليل بياوريم ، كوشش هاى ما در حوزه معرفت شناسى اخلاق خواهد بود.
    سومين حوزه ، وجودشناسى اخلاق (Moral ontology) است . در وجودشناسى اخلاق (( بحث بر سر اين است كه آيا واقعيت هاى اخلاقى در عالم وجود دارند يا اين واقعيت ها را ما پديد مى آوريم . )) (18) به تعبير ديگر خوبى يا بدى ، واقعيتى بيرونى و مستقل از اراده ماست كه مفاهيم اخلاقى از آن پرده برمى دارند يا آن كه اين گونه مفاهيم ساخته ما و نتيجه قرارداد اجتماعى انسان هاست .

    در كنار اين شاخه هاى اساسى اخلاق مى توان از شاخه هايى چون روان شناسى اخلاق كه نحوه درونى ساختن گزاره هاى اخلاقى و تربيت اخلاقى را بررسى مى كند، جامعه شناسى اخلاق كه تاثيرات اخلاقى زيستن را در جامعه پى مى گيرد و تاريخ ‌شناسى اخلاق نام برد كه به تطورات اخلاق در طول تاريخ مى پردازد.(19)


    دروغ مصلحت آمیز،بحثی در مفهوم و گستره آن
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود