جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: راز سلوكي مردان خدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    راز سلوكي مردان خدا




    راز سلوكي مردان خدابنام تو اي قرار هستيراز سلوكي مردان خدا




    براي پي بردن به راز سلوكي مردان خدا و دستيابي به سري كه شاكله عرفاني انان را به تصوير مي كشد ، آشنايي با زندگينامه پر فراز و نشيبي كه داشته اند ؛ و نيز مشي ويژه اي كه براي وصول به مقامات رفيع معنوي در پيش گرفته اند ، لازم و ضروري است .
    اگر چه در سلوك الي الله با شيوه هاي متفاوتي رو به رو هستيم كه : الطرق الي الله بعدد انفاس الخلائق ولي در يك نگرش كلي مي توان سالكان كوي حضرت دوست راه به دو دسته عمده و گروه مشخص تقسيم كرد :
    1)مجذوبان سالك
    2)سالكان مجذوب كه خود به دو دسته اند
    الف ) سالكان مجذوبي كه روش خانقاهي دارند
    ب) سالكان مجذوبي كه مشي سلوكي انان كاملاً بر مباني اخلاق اسلامي استوار است .
    مجذوبان سالك به سالكاني گفته مي شود كه پيرو مربي ظاهري ندارند و در اثر مددهاي باطني و عنايت هاي غيبي تربيت پيدا مي كنند و داراي نفوس پاك و رحماني مي شوند و تعداد اين گروه از سالكان در هر منطقه جغرافيايي و مقطع زماني شايد از تعداد انگشتان دست تجاوز نكند و هر كدام از انان در منطقه اي از كره زمين زير نظر ولي زمان انجام وظيفه مي نمايند و پس از در گذشت هر يك سالك ديگري جايگزين وي مي گردد . اين نحوه سلوك را سلوك اويسي مي نامند و شايد راز وجه تسميه آن در سلوك پر رمز و راز اويس قرني نهفته باشد زيرااويس با اين كه در زمان رسول گرامي اسلام عليه السلام زندگي مي كرد و از اصحاب سر امير مومنان نداشت و در شهر يمن با مادر پير خود روزگار مي گذارنيد و خود را روز و شب وقف خدمت مادر سالخورده كرده بود با اين همه ، اشراقات باطني او را از سير وري در آفاق اين دو خورشيد هميشه نوراني حد و حصري نداشت ولي پس از در گذشت مادرش به خدمت امير مومنان شتافت و به حمايت بي چون و چرا از آن حضرت همت گماشت تا در يكي از جنگها به شرف شهادت نايل آمد و اگر بخواهيم مداق كاملي در ميان سالكان براي اين بيت شعر پيدا كنيم :
    گرچه دوريم ولي با تو سخن مي گوييم
    بعد منزل نبود در سفر روحاني
    بايستي بيشتر به سراغ مجذوبان سالك رفت كه همانند اويس ، ظاهراً پير و مرشدي ندارند و در گوشه اي از اين كره خاكي بدون آن كه كسي آنان را بشناسد به مسير سلوكي خود ادامه مي دهند و باطناً با برقراري ارتباطي تنگاتنگ با حضرات معصومين عليه السلام چراغ فروزاني را فرا راه خود روشن مي كنند كه هرگز خاموشي ندارد . معروف است كه اويس قرني براي مشاهده جمال ملكوتي رسول خدا صلي الله عليه واله كارش به بيتابي كشيد و از مادر سالخورده او نيز به شرط آن كه عمر سفر او از چند روز تجاوز نكند به وي اجازه داد كه قدم در راه ديدار يار بگذارد . اويس بر شتر خود سوار شد و با اشتياقي توصيف ناپذير عازم مدينه گرديد ولي وقتي كه در مسجد مدينه جاي خالي رسول خدا صلي الله و عليه واله را مشاهده كرد دريافت كه حتي در اين سفر نيز توفيق زيارت آن جناب را پيدا نخواهد كرد چرا كه اگر در انتظار آمدن رسول خدا صلي الله و عليه واله بنشيند ، نمي تواند به وعده اي كه دل مادر سالخورده خود را به ان خوش كرده بود عمل كند و به موقع به شهر و ديار خود برسد لذا اين حرمان را به جان خود خريد و براي رعايت حرمت وعده اي كه داده بود و نيز براي پرهيز از دلتنگي هاي مادر پير خود ، پاي در ركاب كرد و عازم يمن شد . پس از رفتن اويس ، حضرت رسول اكرم صلي الله و عليه واله كه براي انجام كاري به خارج از شهر مدينه رفته بودن ، به مدينه بازگشتند و همين كه در مسجد حضور يافتند فرمودند : بوي برادرم اويس را مي شنوم ! و اصحاب عرضه داشتند كه اويس به اشتياق ديدار شما امده بود ولي نتوانس در انتظار ديدار بنشيند و به ناچار به شهر خود بازگشت ! از اين روي در ادبيات عرفاني ما بر اين دقيقه كلامي پاي مي فشارند كه در سفرهاي روحاني ، دوري راه وجود ندارد و ارتباطات روحي و معنوي براي مردان راه كار دشواري نيست . اين خداوند كريم است كه از ميان هزاراهن سالك دست مجذوبان سالك را مي گيرد و در حلقه تربيت ولي زمان شان مي نشاند . سير مجذوبان سالك در مسير سلوكي خود به سرعت برق است و مسيري را كه ديگر سالكان در مدت زماني چندين ساله طي مي كنند ، اينان در فرصت كوتاهي از آن مراحل سلوكي دست افشان و پاي كوبان عبور مي كنند بي آنكه گردي بر دامن انان بنشيند .
    بعد از ين نور به آفاق دهيم از دل خويش
    كه به خورشيد رسيديم و غبار آخر شد [1]
    همان گونه كه سير مجذوبان سالك ، برق آسا است و به عقابي مي مانند كه با چشم تيز بين و بالهاي گسترده در فراز ابرها حركت مي كنند و مشي لاك پشتي ما را مي نگرند و مي روند بي انكه نازي به ما بفروشند ، سقوط آنان نيز همانند سير سلوكي آنان برق آسا و هول انگيز است . اگر آدمي از يك ارتفاع بسيار كوتاهي به طرف زمين سقوط كند آسيب چنداني نمي بيند و مي تواند پس از لحظاتي درنگ به راه خود ادامه دهد ولي اگر اين سقوط از يك ارتفاع چند هزار متري باشد ، روشن است كه بر سر ادمي چه مي آيد و از او چه مي ماند ؟
    1/2) سالكان مجذوب خانقاهي به رهرواني گفته مي شود كه مربي ظاهري دارند و متاسفانه در پيشينه سلوكي ما كم نبوده اند مدعياني كه تعدادي از همين سالكان مجذوب را در حلقه ارادت خود در آورده اند . اين دجالان كه زشتي و پلشتي آنان براي اين صافي دلان مستور بوده است با ادعاي مهدويت نوعي و اينكه قطب زمانه خود و مهدي دوران خويش اند ! مسير سلوكي آنان را از صراط مستقيم هدايت به سنگلاخ ضلالت تغيير جهت داده اند و در تيه سر گرداني رهايشان ساخته اند و در زانه ما نيز از اين قماش افراد ناصالح و مدعي به وفور يافت مي شوند و كار تميز آنان را بايد به رهروان دل آگاهي سپرد كه بر دقيقه اي سلوكي و نكته هاي عرفاني اشراف كامل دارند و مردان راه را از غولان راه تشخيص مي دهند و در كمند فريب اين دجالان متمهدي و داعيه داران مهدويت گرفتار نمي آيند و از اين روي عارفان راه شناس هميشه بر اين نكته پاي فشرده اند كه نبايد دستوراتي كه مربيان براي رهروان راه معرفت در نظر مي گيرند و شيوه سلوكي آنان را مشخص مي سازند ، كمترين تضادي با دستورات شرع مقدس اسلام داشته باشد ، چرا كه طريقت : عمل كردن به اداب شريعت است و حقيقت نتيجه اي است كه سالك از عمل كردن به دستورات شرع مي گرد و اين سه اصل : يعني شريعت ، طريقت و حقيقت سه ضلع يك مثلث سلوكي را ي سازند كه در صورت جدائي ، از شاكله واقعي خود فاصله مي گيرند و هيچ يك بدون دو اصل ديگر نمي تواند به اين مهم دست يابد .
    اين كه گفته مي شود :ما شريعت را پشت سر نهاده ايم و در وادي طريقعت ره مي سپاريم يك مغلطه آشكار بيش نيست زيرا همان گونه كه گفتيم طريقت عمل كردن به اداب شريعت است و با پشت سر انداختن شريعت نمي توان در وادي طريقت قدم نهاد و اين درست به ان مي ماند كه كسي مدعي شود كه از وادي شريعت به حقيقت رسيده است بي انكه در وادي طريقت قدم بگذارد !
    لسان الغيب حافظ شيرازي در زمره مجذوبان سالكي است كه حضور مدعيان سير و سلوك را در زمانه خود بر نمي تايد و به سالكان مجذوب هشدار مي دهد كه دست بر دامان كسي زنند كه از مردان خدا باشند :
    صوفي نهاد دام بر سر حقه باز كرد
    بنياد مكر با فلك حقه باز كرد [2]
    نقد صوفي نه همين صافي بي غش باشد
    اي بسا خرقه كه مستوجب اتش باشد [3]
    كجات صوفي دجال كيش ملحد شكل ؟
    بگو بسوز كه مهدي دين پناه رسيد [4]
    صوفي شهر بين كه چون لقمه شبهه مي خورد
    پار دمش دراز باد اين حيوان خوش علف [5]
    خدا را كم نشين با خرقه پوشان
    رخ از رندان بي سامان مپوشان
    درين خرقه بسي آلودگي هست
    خوشا وقت قباي مي فروشان
    تو نازك طبعي و طاقت نياري
    گراني هاي مشتي دلق پوشان
    درين صوفي وشان دردي نديدم
    كه صافي باد عيش درد نوشان [6]
    دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
    مرد يزدان شو و ايمن گذر از اهرمنان [7]
    نه هر كه چهره بر افروخت ، دلبري داند
    نه هر كه آينه سازد ، سكندري داند
    نه هر كسي كه كله كج نهاد و تند نشست
    كلاهداري و آيين سروري داند
    هزار نكته باريكتر ز مو اينجاست
    نه هر كه سر بتراشد [8]قلندري داند [9]
    نشان اهل خدا عاشقي است با خود دار
    كه در مشايخ شهر اين نشان نمي بينم [10]
    ملاحظه مي كنيد هنگامي كه حافظ مي خواهد نشانه اهل خدا را به دست دهد از عاشقي نام مي برد ، همان بارقه خدايي كه مجذوبان سالك در كمنديش گرفتار امده اند ولي مشايخ طريقت از آن نصيبي ندارند .
    فرق عمده مجذوبان سالك و سالكان مجذوب در اين است كه اينان پس از صدور حواله هاي غيبي ماموريت دارند آنها را به صاحبان شان ابلاغ كنند و به تشخيص خود هرگز كاري انجام نمي دهند و كلمه من بر زبان انان نمي نشيند و كشف و كرامات عديده خود را ناشي از عنايت حضرت باري و الطاف كريمانه حضرات معصومين عليه السلام مي دانند و در صورت مشكل گشائي از كار بندگان خدا ان را نه به خود كه به تفاوت مورد به يكي از امامان معصوم عليه السلام نسبت مي دهند ،در حالي كه سالكان مجذوب مشي حواله اي ندارند و انان بر اساس معيارهاي سلوكي خود عمل مي كنند و لذا جاذبه رفتاري سالكان مجذوب با مجذوبان سالك قابل قياس نيست . دومين فرق عمده اي كه در ميانه اين دو گروه سلوكي وجود دارد اين است كه مجذوبان سالك همانند نسيم مي آيند به سان نسيم نيز رخت بر مي چينند و مي روند و دسترسي به انان از طرق عادي و مرسوم امكان پذير نيست . در حالي كه سالكان مجذوب در محل معيني زندگي مي كنند و به دستگيري از طالبان مي پردازند و ملاقات با انان تابع تشريفات صوري و ظاهري است .
    بس كه سبك مي گذرم چون نسيم
    نيست به گيتي اثر پاي من [11]
    مجذوبان سالك بر حالات سالكان مجذوب اشراف كامل دارند در حالي كه سالكان مجذوب را از مقام و شور و حال مجذوبان سالك نصيبي نيست و اوج پرواز انان براي اينان غير قابل تصور است و چرا كه آنان با بال عشق به پرواز در مي آيند و اينان با پاي ذكر و فكر مسير سلوكي خود را طي مي كنند .
    بي آنكه بخواهيم تلاش سالكان مجذوب را براي رسيدن به مقامات عاليه معرفتي ناديده بگيريم و مشرب صادقان سينه سوخته اين قبيله را گرامي نداريم و از كنار صفاي باطني اين دل افروختگان بيدردانه عبور كنيم ، ولي ناگزير از ذكر اين مطلبيم كه در زمانه ما نااهلان نامرد بر مردان مرد پيشي گرفته اند و چهره زشت و كريه خود را در نقاب سلوك خانقاهي پنهان داشته اند و غولان راه در كسوت راه شناسان دل اگاه در امده اند تا كسي انها را نشناسد و به نيات سوء آنان پي نبرد .
    اگر در پيشينه سلوك خانقاهي ، مرسوم بوده است كه به اقتضاي حال به طالبان راه ذكر مي دادند و حالات انان را در خلوت با خود و خدا دقيقاً در نظر مي گرفتند ، امروزه چه بسيارند مدعيان دستگيري از خلق خدا كه شيوه ارشادي آنان آدمي راه ياد نسخه هاي حكيم مهدي مي اندازد !
    حكيم مهدي طبيب سالخورده اي بوده كه در قم زندگي مي كرده است و اگر روزي پنجاه نفر بيماري براي درمان به مطب او مراجعه داشتند براي همگي آنان نسخه واحده اي تجويز مي كرده است ! جمعي از سالخوردگان قمي روايت مي كنند كه حكيم مهدي اين نسخه هاي كذايي را از كشوي ميز خود بيرون مي كشيد و به دست بيمار مي داد و حق العلاج خود را دريافت مي كرد ! حال ، بيمار مبتلا به سنگ كليه بود يا سيل ريه فرقي نمي كرد ! كار اين مدعيان خدا ناشناس نيز بي شباهت به كار حكيم مهدي ها نيست ، چرا كه اينان به تمامي تشنگان وادي سلوك يك ذكر مي دهند بي آنكه نيازهاي باطني آنان را در نظر بگيرند و يا بر آتش درد مزمني كه باطنا گرفتار آمده اند آبي بپاشند او پس از دادن ذكر نيز به خاطر عدم بصيرت برحال مريدان خود اشرافي ندارند و براي آنان فرقي نمي كند كه مريد جوان باشد يا پير راه رفته باشد يا تازه راه مقلد باشد و يا كنجكاو و اهل بصيرت و درس خوانده و با سواد باشد يا عامي و بيسواد اينان مريدي مي طلبند كه بر گرده او سوار شوند و يك عمر همانند زالو, اكسيژن خون او را بمكند و از او ارتزاق كنند ولي در ميان همين طايفه افراد صالحي را نيز مي توان نشان داد كه به ترفندهاي اين غولان راه آشنايند و از اين كه مي بينند طالبان ساده دل, فريب مظهر آنان را مي خورند و در دام فريب شان مي افتند به درگاه خدا مي نالند ولي اين ناله ها در زمانه ما راه به جايي نمي برد چرا كه مردم عامي را با عقل و منطق كار نيست:
    آه!آه!از دست صرافان گوهر ناشناس
    هر زمان خرمهره را با در برابر مي كنند![12]
    2/2) سالكان مجذوبي كه روش اخلاقي دارند, زير نظر معلمان بزرگ اخلاق تربيت مي شوند و به زيور سجاياي اخلاقي و مراتب معنوي آراسته مي گردند. مشي سلوكي اينان كاملا با آموزه هاي ديني منطبق است در حالي كه مشي سلوكي خانقاهي معمولاً با بدعت ها و انحراف هايي همراه است كه قبلاً به مواردي از ان اشاره شد.
    سالكان مجذوبي كه داراي روش اخلاقي اند, با تأسي به سيره اخلاقي و رفتاري حضرات معصومين (ع) زير نظر معلمان بزرگ اخلاق تربيت مي گردند و به مقامات شامخ معنوي نيز نايل مي شوند. علماي بزرگ شيعي غالباً از اين شيوه سلوكي پيروي كرده اند. بزرگاني همانند: مقدس اردبيلي, مرحوم سيد بحرالعلوم, مرحوم سيدعلي قاضي طباطبائي, مرحوم انصاري همداني, مرحوم بهاري همداني, مرحوم آخوند ملاحسينقلي همداني, مرحوم شيخ حسنعلي نخودكي اصفهاني, مرحوم علامه طباطبايي و علماي عامل ديگر داراي روش اخلاقي بوده اند و از مفاخر اهل سلوك به شمار مي رفتند

    راز سلوكي مردان خدا



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    222
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    البته بد نبود اشاره ای هم داشتید که مجذوب سالک چون راه و رسم سلوک را به شیوه دانش آموختگان طی نکرده در مقام ارشاد و مربی نمی تواند قرار بگیرد چون همان جذبه و استغراق الهی مانع از انتقال مفاهیم است.
    لذا مطالبه حقیقت از این دسته ممکن و مقدور و میسور نیست چون جایی برای قال ومقال ندارند.
    در خصوص سالک مجذوب و ادعای مهدویت داعیه داران سلوک خانقاهی بد نیست نگاهی به تاریخ مدعیان داشته باشیم که تنها یک موردش از دجال خانقاهی بوده که مربوط به فرقه نوربشیه است و سایرین از طبقه دیگری بوده اند که دستی در علوم حوزوی داشته اند و جالب اینجاست پیر فرقه نوریخشیه یعنی محمد نوربخش خودش از جامعه حوزوی بوده. و بی شک از جمله افرادی بوده که نتوانسته از مشرب خالص دین و شرع در حوزه فکری و عملی اهل مکتب بهره وافی و کافی ببرد وگرنه در میان بزرگان حوزوی شخصیتهایی که اشاره داشتید صاحب نام و کمال بوده اند.
    این ترک شریع و تشرف به طریقت و حقیقت کار همان طبقه عوام است وگرنه خواص سلوک سیر در طریقت را تنها در جاده شریعت و بستر آن فراهم میدانند.
    خداوند ما را از جمله کسانی قرار دهد که عامل به قول باشیم و معتقد به آن.
    استفاده بردیم از فرمایشات شما خانم فاطمی (الهی)


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با تشكر زيبا بود

    اين وادي تنها مكانيست شعائرو قيل و قال معنا ندارد وادي عمل و وادي دل مي باشد

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    معجزه قرآن




    بنام حضرت دوست

    ماجراي‌كسي‌كه ‌توسط فرعون‌مسلمان شد

    هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981ميلادي زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایش‌ها و تحقیقات به فرانسه منتقل شود.
    هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست، بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.
    پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستان‌شناس به همراه بهترین جراحان و کالبدشکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.
    رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد را داشتند او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.
    تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب، نتایج نهایی ظاهر شد؛ بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده‌اند. اما مسئله‌ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالم‌تر از سایر اجساد باقی مانده، درحالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
    پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است.
    ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.
    در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را خبر داده است.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بی زحمت به چند سوال من جواب بدید:
    1)مگه حافظ شیعه مرتضی علی بوده؟
    2)اگر هم بوده طبق کدوم روایت ما مجاز به مدح می و .. هستیم
    3)اگه شیعه بوده پس این چیه
    بارها گفته ام و بار دگر میگویم که منه دلشده این ره نبخود میپویم و ...
    مگه نه این که
    قال الصادق(ع) کذب من زعم انه یعرفنا و هو متمسک بعروه غیرنا(خالی میبنده کسی که خیال میکنه که از شیعیان ما است در حالی که متمسک بدست اویزی غیر ما است/.وسایل 27/117
    پس حدیث ثقلین رو چه میکنید
    و السلام
    محمد صادق علوی.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    42
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohhamad$adeq نمایش پست
    1)مگه حافظ شیعه مرتضی علی بوده؟
    فکر می کنم سنی بوده. حالا منظور؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohhamad$adeq نمایش پست
    2)اگر هم بوده طبق کدوم روایت ما مجاز به مدح می و .. هستیم
    جواب از حافظ:
    ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم / ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما

    ویرایش توسط شبهای باران : ۱۳۸۹/۰۴/۰۱ در ساعت ۱۷:۲۷ دلیل: اشتباه تایپی

    باغ بهشت و سایه طوبی و قصر حور
    با خاک کوی دوست برابر نمی کنم
    " حافظ "

    آنکس که تو را شناخت، جان را چه کند
    فرزند و عیال و خانمان را چه کند
    دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشی
    دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
    " مولانا "

    به مجمعی که در آیند شاهدان دو عالم
    نظر به سوی تو دارم، غلام روی تو باشم
    " سعدی "




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خدا رو كي منت مي‌گذاره؟
    توسط behnam-soft در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۲۲:۱۹
  2. دوست داشتني ترين لحظه زندگيتون كي بوده؟
    توسط شاماهي در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 105
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۸/۱۸, ۱۷:۴۱
  3. محمد علي لساني فشاركي
    توسط ریحانه در انجمن هنرمندان و قرآن پژوهان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۷/۲۹, ۱۲:۰۱
  4. خشكي و خارش پوست در زمستان
    توسط sarseda در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۱/۳۱, ۱۱:۲۵

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود