جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کرب‏لا حلقه ذکر خداست

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13

    کرب‏لا حلقه ذکر خداست




    خلاصه
    کرب‏بلا حلقه ذکر خداست حق حق عشاق به شوق بلاست یک طرف از خیل حرامی سپاه سوی دگر شعشعه مهر و ماه دشت و عطش، آتش و خون باهمند شعله و خورشید به هم محرمند حضرت عباس، علیه‏السلام بسته کمر پیش امام همام کای به فدای تو، شهادت بده جام بلاغت‏به ارادت بده گاه بلوغ است‏خدا را بریز از خم اخلاص، صفا را بریز باده مخواه اینهمه خالی مرا هست‏به می همت عالی مرا تشنه آبم؟ نه; خدا شاهد است تشنه مرگم، و بلا شاهد است هر چه بلا هست‏به جانم بریز تا بشوم در طلبت ریز ریز دست و دل و دیده فدای تو باد اینهمه از بهر رضای تو باد گر تو نباشی همه عالم مباد سایه‏ات از اهل ولا کم مباد گفت‏حسین بن علی با نگاه سر پس پرده و

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    اسرار راه:
    کرب‏لا حلقه ذکر خداست
    «ای تو علمدار سپاه حسین ماه بنی‏هاشم و ماه حسین وی قمر لشگر هفتاد و دو تاج سرلشگر هفتاد و دو می‏روی و می‏رود از دل قرار می‏روی و مانده زمین ذوالفقار می‏شکند پشت‏حسینت ولی می‏شوی اسرار علی منجلی‏» بعد سخنها که بدین سان گذشت حضرت عباس هم از جان گذشت شد دگر از دست، توان و شکیب نصر من‏الله و فتح قریب معرکه ماند و علمی بی‏سوار ناله و فریاد و غمی بی‏شمار آب که از مشک اباالفضل ریخت آینه از اشک اباالفضل ریخت آینه‏ها جلوه ساقی شدند هر چه شکستند ایاغی شدند گشت عدو باعث تکثیر نور کرد خدا باز به نوعی ظهور دشت، پر از حضرت عباس شد کرب‏بلا مزرعه یاس شد عطر شهادت همه جا را گرفت دست‏خدا دست‏خدا را گرفت شد ز کفم باز توان و شکیب نصر من‏الله و فتح قریب
    قطعه‏ای از شعر بلند عاشورایی امیر عاملی

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    آيا يوسف زهرا تويي
    روز تـــاريخي عــاشورا گــذشت *** سـرگذشت عشـق بود ، اما گذشت
    مـي كشـان افـتاده و سـاقي نـماند *** جـرعه اي در سـاغري باقي نـماند
    جــام هاي وصل را نوشيده اند *** جامه هاي خون به تن پوشيده اند
    عـاشق و مـعشوق يكـجا ، سـوخته *** سـاخته با سـوز دل تـا سـوخته
    هاي و هويي نيست سوي هو شده *** از من و ما رفته يكسر او شده
    هم سبو بشكسته ، هم خُم ريخته *** مه خسوف آورده ، انجم ريخته
    پاره پاره ، عاشقان سينه چاك *** سينه هاي چاك و چون آيينه پاك
    پيكر قرآن ناطق ، چاك بود *** ناطق قرآن ، به روي خاك بود
    ســــينه ها بــر تــيرها آمـــاج شــد *** بـــــاغ ســر ســبز ولا تــاراج شــد
    هـر چـه گـل ، در بـاغ يكسر چيده شـد *** بــزم عشــق و عـاشقي بـرچـيده شـد
    بـاغ عشـق است و گـلش نـاچيدني است *** گـر چـه يك گـل هم ندارد ، ديدني است
    بسكــه بـد مشـتاق ، از بـاغ جـنان *** بـاغبان آمــد بـه سـير گـلستان
    آمــد ، امـا طـاقت ديدن نـداشت *** رفت و بـاغ خود به بلبل واگذاشت
    بـلبلي ، دل سـوخته ، جـان سـوخته *** آشــيان او ، چــو بسـتان سـوخته
    چـون نسيمي ، رو به سوي باغ كرد *** دشت را چون لاله ها پر داغ كرد
    با چــراغ اشك ، گــرم جسـتجو *** خـاك را بـا يـاد گـل مي كرد بو
    تـاب ديگــر در تــن بلبل نبود *** بوي گـل مي آمد ، امـا گـل نبود
    نـاگــهان از زيــر شـاخ و بـرگها *** داد گـل آوا ، كه ايـن سـويم ، بيا !
    آمـد و زد شـاخه ها را بـر كــنار *** كم كم آن گم گشته گرديد آشكار
    يـافت آن گـل را ، ولي پرپر شـده *** پـاره پـاره پيكري بي سـر شـده
    داغ لاله ، در بـر گـل جـا گـرفت *** كــار عشـق و عـاشقي بـالا گـرفت
    ديـد آن تـن ، زخـم پـا تا سر شده *** آســمان عشــق ، پـر اخـتر شـده
    گــفت : آيـا يـوسف زهـرا تـويي ؟ *** آنكـه مـن گـم كـرده ام آيـا تـويي؟
    اي گُلم ! اي هر چه گل پيش تو خار *** زخم تو چون درد خواهر ، بي شمار
    جاي سالم از هر چه در اين جسم نيست؟ *** باقي از اين جسم غير از اسم نيست!
    پاي تا سر ، غرقه در خوني چرا ؟ *** آفــتاب مــن ! شــفق گوني چـرا ؟
    اي كــتاب ! اي مــعني امّ الكـتاب ! *** از چه گشتي فصل فصل و باب باب
    عـاشقان را بـعد تو آوازه نيست *** در كـتاب عـاشقي شـيرازه نيست
    اي شـده با خـون ، نـمازت را وضو *** تــا قــيامت آب شـد ، بـي آبرو
    از نــمازت سـر بلند اهــل نــماز *** بـلكه مسجود از سجودت سر فرا
    اي تـرا صد چشمة جوشان ز خون *** زخـم تـو بـيرون و زخـم مـن درون
    رفــتم و بــاشد ، بــهنگام ســفر *** جان به پيش اين تن و تن ، پشت سر
    مـي نهم در ره گـر ايـن هـنگام ، گـام *** مـي كنم روز عــدود در شـام ، شـام
    نـاگهان آن طفل دْردانه رسيد *** بلبل و گل بود ، و پروانه رسيد !

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    زينب در سوگ مادر
    از آن دمي كه رفتي ، مادر تو از برمن *** شد خاك غم از آن شب ، والله بر سر من
    غم خوار من تو بودي *** صبر از دلم ربودي
    بابا بداد غسلت ، آن شب به حال خسته *** ديدم كفن نمودت ، با پهلوي شكسته
    روي تو بود نيلي *** آن هم ز ضرب سيلي
    من چار ساله دختر ، آن شب چها كشيدم *** پاي برهنه مادر ، دنبال تو دويدم
    رفتي تو از كنارم *** من ياوري ندارم
    در كودكي چرا من ، رخت سيه بپوشم *** آن ناله هاي جانسوز ، نايد دگر به گوشم
    رفتي ز آشيانه *** تاريك گشته خانه
    در پشت در بديدم ، تو نقش بر زميني *** گفتي به چشم گريان يا فُضَّهْ خُذيني !
    مسمار خون آلوده *** گناه تو چه بوده ؟

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم




  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    51
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 4 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مثل عباس کسی هست دلاورباشد؛
    باهمه تشنگی اش یادبرادرباشد؛مثل عباس کسی هست که سقاباشد؛
    جگرسوخته اش حسرت دریاباشد؛
    مثل عباس کسی هست ابابیل شود؛
    بال وپرسوخته همسایه جبریل شود ؛
    هیچکس مثل اباالفضل وفادارنبود؛
    لایق تشنگی و اسم علمدارنبود؛پشت این پنجره برطبل عزایش بزنید؛
    یااباالفضل بگوئیدوصدایش بزنید؛پشت این پنجره خوب است مناجات کنید؛
    خواهش ازصاحب این قبله حاجات کنید؛
    هرکسی خواست که فردابه شفاعت برسد؛
    یااباالفضل بگویدبه سلامت برسد
    سلام برعلمدارکربلا


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود