جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ما "خامنه‌ای " را دوست داریم؛ ما خانه نداریم...

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    25 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    ما "خامنه‌ای " را دوست داریم؛ ما خانه نداریم...




    نامه تکان دهنده دختر بچه روستایی به گروه جهادی؛




    ما "خامنه‌ای " را دوست داریم؛ ما خانه نداریم... ما "خامنه‌ای " را دوست داریم؛ ما خانه نداریم...



    نامه ای که اشک را مهمان چشم های بچه‌های جهادی می‌کند...


    ما "خامنه‌ای " را دوست داریم؛ ما خانه نداریم...








    به گزارش خبرنگار حوزه فرهنگ عمومی «خبرگزاری دانشجو»،‌ کلا از این جور اتفاق ها خیلی در اردوهای جهادی می افتد. نامه هایی که بچه ها می نویسند، درد دل هایی که مادر ها دارند،‌بغضی که می توانی رد آن را در نگاه سنگین پدرها ببینی...

    بچه های جهادی دل‌شان صندوقچه این جور حرف هاست. حرف های دلی. حرفهایی که مالِ دل کویر است. فقط می توانی در روستا آن ها را ببینی و بشنوی. حالا هر چه قدر هم من بگویم،‌بچه مرفه های تهرانی که اوج سختی کشیدن شان ترافیک اتوبان صدر است،‌چه می فهمند از حرف های من؟ چه می فهمند که خانه نداشتن کبری چه دردی به جان بچه های حهادی می دهد. چه می فهمند این که کبری "خامنه ای" را دوست می دارد چه قندی در دل ما آب می کند...

    هیچ. این را بخوانید. این یکی از هزار نامه جهادی است. نامه ای که کبری نوشته برای بچه های جهادی. نامه ای که اشک را مهمان چشم های بچه‌های جهادی می‌کند...

    اما ما مخلص توییم کبری جان...

    ما "خامنه‌ای " را دوست داریم؛ ما خانه نداریم... This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 1600x1096.
    ما "خامنه‌ای " را دوست داریم؛ ما خانه نداریم...

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,209
    صلوات
    14920
    تعداد دلنوشته
    16
    مورد تشکر
    44 پست
    حضور
    36 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سیدتی زینب نمایش پست
    ما "خامنه‌ای " را دوست داریم؛
    ما "خامنه‌ای " را دوست داریم؛ ما خانه نداریم...

    یا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ‏
    أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ‏
    الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو
    به فاطِمَةَ وَ اَبیهَا وَ بَعلِهَا وَ بَنیهَا

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    29
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مسمع نقل می کند:
    ما در سرزمین منا در محضر امام صادق علیه السلام بودیم، مقداری انگور که در اختیار ما بود، می خوردیم، گدایی آمد و از امام کمک خواست.
    امام دستور داد که یک خوشه انگور به او بدهند!
    گدا گفت: احتیاج به انگور ندارم. اگر پول هست بدهید!
    امام فرمود: خداوند به تو وسعت دهد. گدا رفت و امام چیزی به او نداد.گدا پس از چند قدم که رفته بود پشیمان شد، برگشت و گفت:
    پس همان خوشه انگور را بدهید! امام دیگر آن خوشه را هم به او نداد.
    گدایی دیگر آمد. امام خوشه ای انگور به ایشان داد. گدا گرفت و گفت: شکر خدای جهانیان را که به من روزی عطا فرمود.
    امام خوشش امد، فرمود: بایست و نرو!
    آن گاه از غلام پرسید: چقدر پول داری؟
    غلام گفت: تقریباً بیست درهم.
    امام فرمود: آنها را نیزبه این فقیر بده!
    سائل گرفت. باز زبان به سپاس گذاری گشود و گفت:
    خدایا! تو را شکرگذارم، پروردگاره این نعمت از توست و تو یکتا و بی همتایی.
    خواست برود، امام فرمود: نرو!
    سپس پیراهن خود را از تن بیرون آورد و به فقیر داد و فرمود: بپوش!
    گدا پوشید و گفت: خدا را سپاس گذارم که به من لباس داد و پوشانید.
    سپس روی به امام کرد و گفت: خداوند به شما جزای خیر بدهد.جز این دعا چیزی نگفت و برگشت و رفت.
    راوی می گوید: ما گمان کردیم که اگر این دفعه نیز به شکر و سپاس گذاری خدا می پرداخت و امام را دعا نمی کرد، حضرت چیزی به او عنایت می کرد و همچنان کمک ادامه می یافت.
    ولی چون گدا لحن خود را عوض کرد، به جای شکر خدا، امام را دعا نمود، به این جهت کمک ادامه پیدا نکرد و حضرت احسانش را قطع نمود.
    (بحار، جلد47 ، صفحه 42)

  6. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. """ به قضاوت خود نشسته اید؟؟؟ """
    توسط nasim7 در انجمن اخلاق
    پاسخ: 19
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۱۲, ۲۰:۲۶
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۳۰, ۱۳:۰۹
  3. """درسهايي از علامه طباطبائي""""
    توسط The Praises to God در انجمن افلاکیان خاک نشین
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۰۳, ۱۳:۴۵
  4. پاسخ: 804
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۱۴, ۲۳:۱۳
  5. آیا "دین داری" با "تقلید ازمراجع" رابطه ای داره؟؟؟؟
    توسط کهیعص در انجمن اجتهاد و تقلید
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۰, ۰۳:۱۹

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود