صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تمایز امور وجودی در خدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    281
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    18

    تمایز امور وجودی در خدا




    سلام. جناب صدیق در بحث دیگری، در پاسخ به این سؤال بنده که «آیا امور وجودی، از هم متمایزند؟ اگر آری آیا منجر به مرکب شدن وجود از این امور وجودی نمی شوند؟» به من فرموده بودند:

    تمایز امور وجودی در خدا نوشته اصلی توسط صدیق


    خیر، این نوع تمایز، تمایز تشکیکی است نه تباینی. درست مانند نور خورشید و نور شمع که هر دو نور هستند و در این جهت مشترکند و اختلافشان نیز در نورشان است. به تعبیر فلسفی مابه الامتیاز آنها(که همان نورانیت آنها) عین ما به الاشتراکشان(که همان نور بودنشان است) است. در اینجا هم دو وجود یا دو امر وجودی، در عین اشتراک در وجود بودن، در شدت و ضعف وجودی با یکدیگر تمایز و اختلاف دارند و این اختلاف چون در همان جهت اشتراک است موجب ترکیب در امور وجودی نمیشود.


    در آنجا قرار بر این شد که در این مورد در محل دیگری بحث شود و بنده گمان می کنم اکنون وقت آن رسیده است که چنین بحثی مطرح گردد.

    برای شروع بحث از ایشان خواهشمندم که کمی توضیح بفرمایند که با چه تصوری تمایز امور وجودی، از نوع تمایز تشکیکی است.
    سلام هی حتی مطلع الفجر


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    698
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    16 روز 11 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    2



    با نام و یاد دوست



    تمایز امور وجودی در خدا






    کارشناس بحث: استاد صدیق



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام
    مسئله تشکیک در وجود از ابتکارات جناب ملاصدرا است.
    وی در این مسئله، به دنبال اثبات اصالت وجود و نیز اشتراک معنوی وجود در میان مصادیقش، با این سوال روبرو بود که این مصادیق متعدد وجود که در وجود داشتن مشترکند، آن هم وجود داشتن خارجی نه صرف مفهوم ذهنی وجود، رابطه بین این موجودات ومصادیق خارجی وجود چیست؟
    آیا رابطه انها به چه نحوی است. تباین یا اشتراک. در اشتراک نیز به صورت متواطی است یا تشکیک.
    ایا موجودات چنانکه سینویان معتقدند، با تمام ذات خود از یکدیگر متباین هستند و تشابه انها صرفا در مفهوم وجود است نه در مصداق آن یا اینکه وجود هر یک عین وجود دیگری است یا به نحو دیگری است؟
    بر اساس نگاه صدرالمتالهین، اشتراک میان موجودات به نحو تشکیک است. به این صورت که وجه اشتراک آنها همان وجه اختلاف آنهاست.
    مانند نور خورشید و نور شمع که در نور بودن اشتراک دارند اما همین وجه اشتراک، و شدت و ضعف آن، باعث اختلاف آنها نیز میشود.
    برای اثبات تشکیک در وجود دو نحوه استدلال اقامه شده است. که در ادامه به یکی از آنها اشاره میشود.(1)

    بسیاری از اختلافات (از قبیل اولویت، اولیت، اشدیت و...) بازگشت به وجود دارد نه به ماهیت. بنابراین باید جهت وحدتی باشد تا این اختلافات با توجه به اشتراک معنوی وجود به ان بازگردد.و ان همان تشکیکی بودن وجود است.
    توضیح اینکه؛

    اولا: موجودات مختلف با یگدیگر اختلاف دارند و یکسان نیستند. وجود برای برخی از انها عین ذاتشان است و به همین دلیل تقدم بر دیگران دارند و برخی دیگر، به این دلیل که علت دیگران هستند، بر آنها تقدم دارند و از نظر وجودی تکامل بیشتری دارند.
    مثلا واجب الوجود بر ممکنات تقدم دارد و وجودش نسبت به آنها کمال دارد و به همین مقدم بر آنها می باشد و یا عالم عقول بر عالم مثال مقدم است و از کمال بیشتری برخوردار است و هر یک از عقول مجرده نیز بر عقول بعد از خود نیز تقدم دارند.

    ثانیا: این تقدم و تاخر به واسطه ماهیت نیست بلکه وجود است که منشا تقدم و تاخر و تشکیک است. چون
    ماهیت فی نفسه چیزی نیست جز خودش (الماهیه من حیث هی لیست الا هی) و هیچ ماهیتی با اشیاء دیگر نسبتی ندراد تا بگوییم مقدم است یا اقوی. (1)

    بنابراین، از آنجا که غیر از وجود و ماهیت چیزی در یک موجود نیست و اینکه ماهیت منشأ تفاوت موجودات نیستند، بنابراین این تفاوت به واسطه وجود آنهاست.
    از نظر وجودی، برخی از مصادیق اولی از دیگری یا مقدم بر دیگری است و اتصاف اشیاء به موجودیت، یکسان نیست و بین آنها تقدم و تأخر وجود دارد.

    ثالثا: این اختلافات، بر خلاف آنچه در باب مفاهیم و ماهیات وجود دارد، هرگز به امری خارج از امور سابق و یا لاحق استناد پیدا نمی کند بلکه در اینجا آنچه ملاک سبق و لحوق است با آنچه سابق ویا لاحق است یگانه است.

    به عبارت دیگر، "ما فیه التقدم و التاخر" با "ما به التقدم و التاخر" یگانه است. زیرا قوی تر و ضعیف تر بودن و اولویت و اوّل بودن برای هر مرتبه از وجود، عین ذات همان مرتبه و در حکم مقوم آن است. و این عینیت خصوصیات با وجودهای خود، موجب می شود تا تبدیل مراتب مذکور به مرتبه ای دیگر امر محال و غیر ممکن شود و حتی حکمای مشاء نیز اگرچه قائل به تباین وجودها هستند به آن اعتراف دارند.(3) پس اختلافات میان وجودات عینی، به نحو تشکیک است نه تباین.(4)


    1. ر.ک: نهایه الحکمه، علامه طباطبایی، مرحله اول، فصل 3
    2. شرح جلد اول اسفار، مصباح یزدی، ج1، ص 140.
    3. رحیق مختوم، عبدالله جوادی آملی، ج1، ص 262.
    4.
    ملاصدرا شیرازی، صدرالدین محمد،؛ الحکمه المتعالیه فی الاسفارالعقلیه الاربعه، قم، مصطفوی، 1368ش، دوم، چ 1، ص 37.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    281
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    18



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست
    باسلام
    مسئله تشکیک در وجود از ابتکارات جناب ملاصدرا است.
    وی در این مسئله، به دنبال اثبات اصالت وجود و نیز اشتراک معنوی وجود در میان مصادیقش، با این سوال روبرو بود که این مصادیق متعدد وجود که در وجود داشتن مشترکند، آن هم وجود داشتن خارجی نه صرف مفهوم ذهنی وجود، رابطه بین این موجودات ومصادیق خارجی وجود چیست؟
    آیا رابطه انها به چه نحوی است. تباین یا اشتراک. در اشتراک نیز به صورت متواطی است یا تشکیک.
    ایا موجودات چنانکه سینویان معتقدند، با تمام ذات خود از یکدیگر متباین هستند و تشابه انها صرفا در مفهوم وجود است نه در مصداق آن یا اینکه وجود هر یک عین وجود دیگری است یا به نحو دیگری است؟
    بر اساس نگاه صدرالمتالهین، اشتراک میان موجودات به نحو تشکیک است. به این صورت که وجه اشتراک آنها همان وجه اختلاف آنهاست.
    مانند نور خورشید و نور شمع که در نور بودن اشتراک دارند اما همین وجه اشتراک، و شدت و ضعف آن، باعث اختلاف آنها نیز میشود.
    برای اثبات تشکیک در وجود دو نحوه استدلال اقامه شده است. که در ادامه به یکی از آنها اشاره میشود.(1)

    بسیاری از اختلافات (از قبیل اولویت، اولیت، اشدیت و...) بازگشت به وجود دارد نه به ماهیت. بنابراین باید جهت وحدتی باشد تا این اختلافات با توجه به اشتراک معنوی وجود به ان بازگردد.و ان همان تشکیکی بودن وجود است.
    توضیح اینکه؛

    اولا: موجودات مختلف با یگدیگر اختلاف دارند و یکسان نیستند. وجود برای برخی از انها عین ذاتشان است و به همین دلیل تقدم بر دیگران دارند و برخی دیگر، به این دلیل که علت دیگران هستند، بر آنها تقدم دارند و از نظر وجودی تکامل بیشتری دارند.
    مثلا واجب الوجود بر ممکنات تقدم دارد و وجودش نسبت به آنها کمال دارد و به همین مقدم بر آنها می باشد و یا عالم عقول بر عالم مثال مقدم است و از کمال بیشتری برخوردار است و هر یک از عقول مجرده نیز بر عقول بعد از خود نیز تقدم دارند.

    ثانیا: این تقدم و تاخر به واسطه ماهیت نیست بلکه وجود است که منشا تقدم و تاخر و تشکیک است. چون
    ماهیت فی نفسه چیزی نیست جز خودش (الماهیه من حیث هی لیست الا هی) و هیچ ماهیتی با اشیاء دیگر نسبتی ندراد تا بگوییم مقدم است یا اقوی. (1)

    بنابراین، از آنجا که غیر از وجود و ماهیت چیزی در یک موجود نیست و اینکه ماهیت منشأ تفاوت موجودات نیستند، بنابراین این تفاوت به واسطه وجود آنهاست.
    از نظر وجودی، برخی از مصادیق اولی از دیگری یا مقدم بر دیگری است و اتصاف اشیاء به موجودیت، یکسان نیست و بین آنها تقدم و تأخر وجود دارد.

    ثالثا: این اختلافات، بر خلاف آنچه در باب مفاهیم و ماهیات وجود دارد، هرگز به امری خارج از امور سابق و یا لاحق استناد پیدا نمی کند بلکه در اینجا آنچه ملاک سبق و لحوق است با آنچه سابق ویا لاحق است یگانه است.

    به عبارت دیگر، "ما فیه التقدم و التاخر" با "ما به التقدم و التاخر" یگانه است. زیرا قوی تر و ضعیف تر بودن و اولویت و اوّل بودن برای هر مرتبه از وجود، عین ذات همان مرتبه و در حکم مقوم آن است. و این عینیت خصوصیات با وجودهای خود، موجب می شود تا تبدیل مراتب مذکور به مرتبه ای دیگر امر محال و غیر ممکن شود و حتی حکمای مشاء نیز اگرچه قائل به تباین وجودها هستند به آن اعتراف دارند.(3) پس اختلافات میان وجودات عینی، به نحو تشکیک است نه تباین.(4)


    1. ر.ک: نهایه الحکمه، علامه طباطبایی، مرحله اول، فصل 3
    2. شرح جلد اول اسفار، مصباح یزدی، ج1، ص 140.
    3. رحیق مختوم، عبدالله جوادی آملی، ج1، ص 262.
    4.
    ملاصدرا شیرازی، صدرالدین محمد،؛ الحکمه المتعالیه فی الاسفارالعقلیه الاربعه، قم، مصطفوی، 1368ش، دوم، چ 1، ص 37.


    سلام علیکم و رحمة الله.

    ابتدا اجازه بفرمایید که ببینیم بنده درست شده ام یا خیر:

    1.شما می فرمایید که موجوداتی که در طول یکدیگر قرار دارند و نه در عرض یکدیگر نیز، وجه تمایزشان در شدت وجود است و نه تباین؟

    2.امور وجودی هم مثل همین موجودات عینی تلقی می گردند و به شکل فوق، در شدت وجود تمایز پیدا می کنند؟

    سلام هی حتی مطلع الفجر


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست
    ابتدا اجازه بفرمایید که ببینیم بنده درست شده ام یا خیر:

    1.شما می فرمایید که موجوداتی که در طول یکدیگر قرار دارند و نه در عرض یکدیگر نیز، وجه تمایزشان در شدت وجود است و نه تباین؟

    2.امور وجودی هم مثل همین موجودات عینی تلقی می گردند و به شکل فوق، در شدت وجود تمایز پیدا می کنند؟
    باسلام و عرض تسلیت
    بله نکاتی که در خلاصه بیان کردید درست است.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    281
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    18



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست
    باسلام و عرض تسلیت
    بله نکاتی که در خلاصه بیان کردید درست است.

    سلام علیکم و رحمة الله. ضمن عرض تسلیت.

    آیا این برداشت درست است که از آنجایی که هر شدتی از وجود در خدا حاضر است، باید بگوییم هر امر وجودی در خدا حاضر است؟ یعنی مثل تمثیل چونکه صد آمد نود هم پیش ماست، نظر به اینکه هر امر وجودی، یک شدتی از وجود را دارد که خدا دارای آن شدت نیز هست، پس آن امر وجودی در خدا نیز حاضر است.

    بعلاوه آیا با این توصیف، حکمت متعالیه، به کل تمایز تقابلی و تباینی به معنای وجود صفتی در یکی و نبود آن در دیگری، برای دو امر متمایز را انکار می کند؟
    سلام هی حتی مطلع الفجر


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست
    آیا این برداشت درست است که از آنجایی که هر شدتی از وجود در خدا حاضر است، باید بگوییم هر امر وجودی در خدا حاضر است؟ یعنی مثل تمثیل چونکه صد آمد نود هم پیش ماست، نظر به اینکه هر امر وجودی، یک شدتی از وجود را دارد که خدا دارای آن شدت نیز هست، پس آن امر وجودی در خدا نیز حاضر است.
    هر امر وجودی به نحو تام و با درجه شدیدترش در خداوند حاضر است. اما دقت کنیدکه امر وجودی شامل مادیات نمیشود زیرا بنابر نظر صدرا و عرفا، مادیت، محدودیت و قالب وجود است نه اینکه خودش وجود داشته باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست
    بعلاوه آیا با این توصیف، حکمت متعالیه، به کل تمایز تقابلی و تباینی به معنای وجود صفتی در یکی و نبود آن در دیگری، برای دو امر متمایز را انکار می کند؟
    نگاه صدرا به مسئله وحدت وجود، به این صورت است که موجدات عالم از یکدیگر متمایز هستند. اما این تمایز به معنای تباین نیست. همه ظل و سایه ای از وجود حقیقی ذات حق تعالی هستند. رد این نگاه، نه تنها تباینی بین موجودات نیست، بلکه تقابل نیز نیست. زیرا تقابل بین دو موجود مستقل است. در حالیکه در عالم، همه ما سوی الله عین ربط به خداوند هستند و استقلالی از او ندارند. بنابراین تقابل نیز بین انان وجود ندارد.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    281
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    18



    سلام علیکم و رحمة الله

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست

    هر امر وجودی به نحو تام و با درجه شدیدترش در خداوند حاضر است.
    برداشت من این است که از آنجایی که هر امر وجودی شدتی دارد، مثلاً شدت وجودی امری 1000، از آنجا که شدت وجود خدا بینهایت است، این هزار هم در بینهایت هست و از این حیث این امر وجودی هم در خدا حاضر است.

    آیا این برداشت صحیح است؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست

    اما دقت کنیدکه امر وجودی شامل مادیات نمیشود زیرا بنابر نظر صدرا و عرفا، مادیت، محدودیت و قالب وجود است نه اینکه خودش وجود داشته باشد.

    آیا صحیح است که بگوییم مادیت، فقدان یک امر وجودی مثل تجرد است؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست
    نگاه صدرا به مسئله وحدت وجود، به این صورت است که موجدات عالم از یکدیگر متمایز هستند. اما این تمایز به معنای تباین نیست. همه ظل و سایه ای از وجود حقیقی ذات حق تعالی هستند. رد این نگاه، نه تنها تباینی بین موجودات نیست، بلکه تقابل نیز نیست. زیرا تقابل بین دو موجود مستقل است. در حالیکه در عالم، همه ما سوی الله عین ربط به خداوند هستند و استقلالی از او ندارند. بنابراین تقابل نیز بین انان وجود ندارد.

    لطفاً مفهوم دقیق "ربط به خدا بودن" را روشن فرمایید.

    با سپاس

    سلام هی حتی مطلع الفجر


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست
    برداشت من این است که از آنجایی که هر امر وجودی شدتی دارد، مثلاً شدت وجودی امری 1000، از آنجا که شدت وجود خدا بینهایت است، این هزار هم در بینهایت هست و از این حیث این امر وجودی هم در خدا حاضر است.
    خداوند هیچ محدودیتی ندارد. بنابراین اینکه یک امر محدود درخداوند وجود داشته باشد به این معناست که خداوند متعال واجد تمام کمالات وجودی آن موجود است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست
    آیا صحیح است که بگوییم مادیت، فقدان یک امر وجودی مثل تجرد است؟
    چون هرچه درجه وجودی و شدت وجودی یک موجود کمتر باشد، محدودیتهای آن بیشتر میشود، مادیت خودش محدودیت است و نقصان است و نشانه شدت کم وجودی. اما تجرد، به دو صورت قابل ترسیم است. در یک تفسیر، تجرد یعنی نداشتن قید و در تفسیر دیگر، یعنی شدت وجودی بیشتری از مادیات. در تفسیر اول، تجرد یک مفهوم سلبی است. بنابراین وجودی نیست. اما در تفسیر دوم که مراد شما هم همان است، تجرد مرتبه ای از وجود است که فهمش برای ما سخت است و به همین جهت به صورت سلبی آنرا توصیف میکنیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست
    لطفاً مفهوم دقیق "ربط به خدا بودن" را روشن فرمایید
    وقتی شما یک تصویر تخیلی را در ذهن خود ایجاد میکنید، آن تصویر وابسته به شماست. شما آنرا ایجاد کرده اید و باقی ماندن آن تصویر در ساحت ذهن شما، آن به آن، وابسته به اراده شماست. اگر حتی یک لحظه توجه خود را به چیز دیگری مشغول کنید، آن تصویر از بین میرود. این همان وابستگی است. اگر آن تصویر از خود استقلالی داشت، میتوانست بدون توجه نفس نیز باقی بماند، اما می بینید که از بین میرود. بنابراین، همانطور که وجود ابتدایی و ادامه وجود آن تصویر، لحظه به لحظه وابسته به نفس شما بود، وجود مخلوقات نیز آن به آن وابسته به خداوند است و هیچ استقلالی از خود ندارند.



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    281
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    18



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست
    باسلام

    خداوند هیچ محدودیتی ندارد. بنابراین اینکه یک امر محدود درخداوند وجود داشته باشد به این معناست که خداوند متعال واجد تمام کمالات وجودی آن موجود است.


    سلام علیکم و رحمة الله

    من می خواستم از جهت بحث تشکیک این مسئله را استنباط کنم. به همین خاطر عرض کردم که وقتی شدت یک امر وجودی 1000 باشد و شدت وجود خدا بینهایت است، این شدت 1000 نیز در آن شدت بینهایت هست و از این حیث خدا دارای کمال آن امر وجودی هم هست. حال نمی دانم این برداشت من صحیح است یا نه.

    بعلاوه منظور من بیشتر فهم چرایی حضور امور وجودی در خداست تا مفهوم چنین واجدیتی.

    با سپاس


    سلام هی حتی مطلع الفجر


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود