جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تاریخ ایران , اسلام و قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    51
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاد تاریخ ایران , اسلام و قرآن




    سلام به شما دوستان قرآنی .

    یادتونه ازتون خواستم که بیاید تاریخ بخونیم . رفتم دنبال دلایل علمی خوندن تاریخ باور کنید هر چی پیدا کردم تصدیق همون حدیثی بود که از امیرالمومنین علی (ع) براتون نوشتم .
    در نتیجه برای مقدمه به یک نکته دیگر اکتفا کرده به ادامه مطلب می پردازم .

    یک نکته: آیا اگر کسی از پیشینه واقعه ای مطلع نباشد , درمورد اون مطلب حرفی برای گفتن دارد؟؟؟

    دوستان به نظرشما یه مسلمون ایرانی باید از چه وقایع تاریخی مطلع باشه ؟؟؟
    بله درسته چون ایرانیه از تاریخ کشور ایران و چون مسلمونه از وقایع تاریخی دین اسلام . حالا هر دینی یه رسول داره و رسول اون دین یه معجزه که افتخار متدینین به اون دین محسوب میشه .
    مگه میشه وقتی میخوای از این معجزه که افتخارت محسوب میشه صحبت کنی ,حتی ندونی چگونه رخ داده؟؟؟

    در اخر بگم که زشته من و تو که مسلمونیم نتونیم دو کلام از پیشینه دینمون صحبت کنیم و از اون به خوبی دفاع کنیم پس:

    بیاید تاریخ بخوانیم. تاریخ ایران, تاریخ اسلام و تاریخ قرآن .

    و من الله التوفیق .
    ویرایش توسط تسنیم : ۱۳۸۷/۰۶/۱۰ در ساعت ۱۹:۱۸
    ما زنده به آنیم که آرام نمانیم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوند متعال در آيات مختلف انسان را به مطالعه ي تاريخ و سرگذشت پيشينيان دعوت كرده كه ضرورت توجه به اون رو مي رسونه، از جمله:

    أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا الْأَرْضَ وَعَمَرُوهَا أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿روم- 9)


    آيا در زمين نگرديده‏اند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنان بودند چگونه بوده است آنها بس نيرومندتر از ايشان بودند و زمين را زير و رو كردند و بيش از آنچه آنها آبادش كردند آن را آباد ساختند و پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان آوردند بنابراين خدا بر آن نبود كه بر ايشان ستم كند ليكن خودشان بر خود ستم مى‏كردند.

    أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا ﴿محمدص-10﴾

    مگر در زمين نگشته‏اند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها بودند به كجا انجاميده ست‏خدا زير و زبرشان كرد و كافران را نظاير [همين كيفرها در پيش] است.

    قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانْظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذَّبِينَ ﴿آل عمران-137﴾

    قطعا پيش از شما سنتهايى [بوده و] سپرى شده است پس در زمين بگرديد و بنگريد كه فرجام تكذيب‏كنندگان چگونه بوده است.
    علم و عمل اي دوست به مايي و مني نيست

    هر كس به بَرَش خرقه، اويس قرني نيست

    هر شيشه ي گلرنگ عقيق يمني نيست

    خوبي به خوش اندامي و سيمين زَقَني نيست

    حُسن آيت روح است، به نازك بدني نيست


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    211
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    با سلام به همه اساتید محترم
    من در یک سایت یک سخنرانی از دکتر خزاعی خوندم که در رابطه با دلایل شکست ایرانیان از اعراب در آن بحث شده است.این مطالب رو شخصی به نام Crusadur در سایت مذکور قرار داده بوند.
    من بخشی از صحبتهای دکتر خسرو خزاعی رو در اینجا قرار میدم .
    خیلی مایل هستم تا تحلیل شما رو از این صحبتها بدونم.

    اگر ایرانیان روزی بخواهند خود را از زنجیرهای فرهنگ عرب رها کنند باید حتما دلیل درست این شکست را بدانند.

    سخنرانی دکتر خسرو خزاعی ( پرديس)در « مرکز زرتشتيان کاليفرنيا» در آمريکا
    اين سخنرانی در روز ِيکشنبه 6 ژانويه 2007 انجام گرفت


    دوستان ارجمند، سروران گرامی،
    اگر شخصی در زندگی اشتباهی کند و کوشش نکند دليل و سر چشمه اين اشتباه را پيدا کند، شانس بسيار زيادی است که باز دوباره اين اشتباه را تکرار کند.
    همچنين ايرانيانی که نخواستند دليل درست بزرگترین فاجعه تاریخ خودشان ، يعنی شکست از عربها در سده هفتم ميلادی را منصفانه ارزيابی کرده و آنرا بفهمند، ناگزير شدند تا اين شکست را برای دومين بار در سال 1979 ميلادی به نوعی ديگر باز تکرار کنند و فاجعه ديگری را برای خود و کشورشان بوجود آورند .
    در اين زمينه است که اجازه ميخواهم امروز کمی در اين باره با يک ارزيابی نوين گفتگو کنم. چون من به اين باورم اگر ایرانیان روزی بخواهند خود را از زنجیرهای يک فرهنگ بيگانه يعنی فرهنگ شبه جزيره عربستان که 1400 سال است بزور به آنها تحميل شده و از نسلی به نسل ديگری منتقل شده رها کنند باید حتما دلیل درست این شکست را بدانند.
    دوستان ارجمند،

    این شکست وحشتناک که نسلهای پی در پی ایرانیان تا به امروز بار سنگین آنرا به دوش میکشند مورد بررسی و پژوهشهای گوناگون واقع شده و بسیاری از پژوهشگران درباره آن نظر داده اند . این نظریه ها از « معجزه » گرفته تا کشمکشهای سیاسی در دربار ساسانیان يا جنگ با رومیان یا ناخشنودی مردم یا دخالت موبدان ساسانی در کارهای دولتی و یا طبقه بندی اجتماعی دور میزند .
    بدبختانه تاکنون هیچ کس نتوانسته پاسخی قانع کننده برای آن پیدا کند. تا آنجا که من ميدانم هيچکس تا کنون نتوانسته با دليلهای خرد پزير بگويد که چگونه سپاهيان کوچک عرب که تا آن زمان جز جنگهای قبيله ای تجربه ديگری در دانش نظامی گری نداشتند توانستند با آن سرعت نيرمندترين ارتش جهان آن زمان را يعنی ارتش امپراتوری ساسانی را که نه بار ارتش امپراتوری رم را به زانو در آورده بود و از مرز های چين تا مصر را زير قلمرو خود داشت شکست بدهند.
    برای نمونه نوشتار جامعی که در 40 رویه سالها پیش بوسیله شادروان استاد ابراهیم پورداوود در زیر همین فرنام نوشته شده، قانع کننده نیست و از کنار بسیاری از واقعیت ها گزشته و خواننده را به کژراهی مياندازد. ایشان شکست ایرانیان را از تازیان به علت رقابتها و کشمکشهای سیاسی در درون دستگاه حکومتی ساسانیان و جنگ با رومی ها میدانند که میتوان آنرا به صورت زیر خلاصه کرد :


    1ـ جنگهای خسرو پرویز با بهرام چوبینه
    2ـ جنگهای پایان ناپزیر با رم
    3ـ کشته شدن عده ای از سران به دست شیرویه .
    4ـ طغیان دجله و فرات
    5ـ طاعون
    6ـ به پادشاهی رسیدن چند زن و کودک در زمانی کوتاه
    7ـ شکست خوردن رومیان از تازیان و باز شدن راه به تیسفون
    8ـ برخاستن تند بادی در چهارمین روز نبرد در قادسیه و کشته شدن رستم فرخزاد سردار یزدگرد و افتادن درفش کاویانی .
    ویرایش توسط احسان زمانی : ۱۳۸۷/۰۶/۰۳ در ساعت ۰۹:۴۹


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    211
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    استاد پورداود در اینجا برای توجیه شکست ایرانیان از تازیان یک تابلوی سیاهی از جزئیات پايان دوران ساسانیان ترسیم میکند که بکلی با نیرومندی افسانه ای دولت ساسانی در تضاد است .
    برای توجیه تئوری خود استاد پورداود در نوشتار خود چند نکته اساسی را فراموش میکند از جمله:
    (این نکات را ارسال کنند مطلب جناب Crusadur نوشته است)
    1ـ ايشان فراموش ميکند که در سال 610 ميلادی در زمان خسرو پرويز يعنی درست زمانی که محمد در کوير های عربستان اعلام پيغمبری ميکند ایران نیرومند ترین کشور جهان است . ایران نه تنها تمام خاورمیانه و روم شرقی ( بیزانس ) را زیر تسلط خود دارد بلکه با شکست دادن امپراتوری رم برای نهمین بار صلیب عیسی را هم از اورشلیم ( قدس ) به ایران می آورد و در سال 616 مصر را فتح میکند.
    2 ـ ايشان فراموش ميکند که اگر کشمکشهای سيا سی در در بار ساسانيان دليل شکست بود پس چه بگوئيم در باره قبائل عرب که در همان زمان چنان به جان هم افتاده بودند و چنان يکديگر را کشتار ميکردند که کشمکشهای سيا سی در بار ساسانيان در برابر آنها هيچ بود.
    3ـ ايشان فراموش ميکند که عربها نه تنها ايران را گرفتند بلکه امپراتوری روم شرقی را سرنگون کرده، اسپانيا را گرفته و تا قلب اروپا در شهر « پواتيه» در جنوب فرانسه پيش رفتند و اگر کمبود لوژيستيک نداشتند شانس زيادی داشتند تا تمام اروپا را بگيرند.
    پس چه شد که سپاهيان کوچک و ژنده پوش عرب توانستند بر دو ابر نيروی آن زمان ايران و رم پيروز شوند ؟
    همانطور که پیش از این گفتم ، زمانی که در سال 610 میلادی محمد پیغمبری خود را اعلام کرد، ایران در اوج قدرت خود بود .و در سطح جهان نه یکی از نیرومندترین بلکه نیرومندترین کشور حهان به شمار می آمد . در همان زمان عربستان کشور کم جمعیت و بسیار عقب مانده ای بود که دریک کشور بی آب و علف از 360 قبیله گوناگون درست شده بود که دائماً برای به دست آوردن منابع آبی و زمین های کشتی در حال جنگ و جدال با یکدیگر بودند . اگر چه تمام مردم این شبیه جزیره همه عرب بودند ولی هیچ یک از آنها نه ملیت می شناختند و نه کشور . آنها فقط خود را وابسته به قبیله خود می نامیدند.
    بیشتر مردم عربستان بت پرست بودند و هر قبیله ای برای خود بتی داشت که آنرا می پرستیدند . با اینکه در جوار آنها قبائل مسیحی و یهودی هم زندگی میکردند ولی هر قبیله ای خود را یک بخش مستقل می نامید و دیالکت و باورهای مربوط به خود داشت و هیچ احساس میهنی یا مردمی در آنها نبود. هر یک از قبیله ها که افراد آن در چادر زندگی میکردند سازمان مربوط به خود را داشت . افراد هر قبیله ای برای خودش شخصی را بنام « شیخ » تعیین میکرد که رئیس قبیله می شد . نام هر قبیله ای با واژه « بنی » آغاز می شد و افراد هر قبیله ای به اضافه نام خود ، نام قبیله خود را هم پس از نام کوچک می آورد . همانطور که گفتم هر یک از این قبیله ها برای خود بتی یا خدائی داشتند . این قبائل برعکس کشورهای مجاور ، معبد و نیایشگاهی برای خدایان خود نداشتند . مکانهای مقدس برای عربها از چاه و غار و درخت یا سنگهای متئوریت درست شده بود . در میان خدایان قبائل عرب ، الله خدای قبیله قریش یکی از مهمترین بود . الله سه دختر داشت به نامهای ال لات ، ال اوزا و ال مناح که خدایان مکه بودند . در این دوران هیچ فرهنگی که بشود نام فرهنگ روی آن گزاشت در عربستان وجود نداشت . یعنی نه دولت مرکزی بود، نه سیستم اداری وجود داشت نه خطی وجود داشت که بوسیله آن چیزی بنویسند ، نه هنری مانند نقاشی یا مجسمه سازی يا معماری و يا موسيقی وجود داشت و نه داستانهای استوره ای . با اینکه در کشور مجاور آنها در جنوب عراق ، یک مردم غیر عرب به نام سومریها نخستین خط را در 3200 سال پیش از میلاد به وجود آورده بودند و زندگی شهر نشینی را پی ریزی کرده بودند. نتها چیزی که در عربستان رونق داشت شعر و شاعری بود .
    محمد که از قبیله قریش بود و در سال 570 میلادی در مکه به دنیا آمده بود ، خیلی زود فهمید که قبیله های عربستان نیاز به یک باور و یک « ایده الوژی » مشترکی دارند . ولی او نه میتوانست بخواند و نه بنویسد . بنابراین کوشش کرد که ابزارهای این ایده الوژی را از آداب و رسوم اطراف خود بوسيله گفتگو و شنيدن بگیرد . اگر ما کتاب قرآن را که بوسیله محمد آورده شده بخوانیم و آنرا با شیوه زندگی عربهای پیش از اسلام مقایسه کنیم می بینیم که مهمترین عامل نوئی که محمد در مقایسه با آن شیوه زندگی آورد ، واژه « الله اکبر» بود . یعنی الله خدای قبیله قریش بزرگتر از دیگر خدایان قبیله های عربستان است . بقیه مطالب قرآن تقریباً همان شیوه زندگی ، کردار و رفتار اعراب پیش از اسلام است که با داستانهائی که از قبائل یهودی و مسیحی گرفته شده آمیخته گردیده .
    جمله « الله اکبر » بنیاد ایده الوژی سیاسی محمد شد . در آغاز « الله » خدائی نبود که برای همه مردمان دنیا باشد ، بلکه خدائی بود که محمد میگفت از دیگر خدایان قبیله های عربستان بزرگتر است .
    همین جمله باعث شد که بزرگترین جنگهای میان قبیله ای در عربستان به وجود بیاید که کشمکشهای درباری دوره ساسانیان در برابر آنها هیچ بود . در این زمان محمد هنوز خود را « پیام آور الله » نمی خواند . او زمانی خود را « پیام آور الله » خواند که پس از 14 سال ازدواج با خدیجه که زنی یکتاپرست بود ، و با ثروت خود کمکهای مادی زیادی به محمد میکرد و بر محمد نفوذ داشت سرانجام به ماموریت جدید خود پی برد و خود را فرستاده الله نامید . از این پس ایده الوژی محمد به سرعت در حال شکل گرفتن شد . او در مدت 13 سالی که در مکه بود موضوع دیگری را کشف کرد و آن این بود که با گفتگو و استدلال و دلیل آوردن نمیشود مردم را به ایده الوژی خود در آورد . بلکه مهمترین ابزار برای اینکار
    « زور» است . او میدید که در 13 سالی که او میخواست با استدلال مردم را به سوی خود بکشد فقط دورو بر 80 نفر به او پیوستند .
    بنابراین ایده الوژی او در اینجا بر دو ستون استوار شد : یکی الله یزرگتر از دیگر خدایان است و دیگری کشتار و ترور و ایجاد ترس برای پزیراندن الله لازم است . او این کشف جدید خود را به خوبی در مکه و در سوره های مکی به نمایش گزاشت و آنرا در پارامترهای سیاسی خود وارد کرد .
    کم کم الله که برای محمد فقط بزرگتر از سایر خدایان قبیله ای بود ، زیر تاثیر ادیان یهودی و مسیحی به خدای جهان و آفریدگار کل هستی تبدیل شد ، و مطالبی مانند بهشت و جهنم و روز قصاص که از ادیان یهودی و مسیحی گرفته شده بود، به پیش آورده شد که در این ایده الوزی جای خود را باز کردند .
    در این زمان جنگ و جدالهای میان قبیله ای عربستان بسیار شدت پیدا کرد . برای نمونه در جنگ بدر در سال دوم هجرت ، سپاهیان محمد بسیاری از بزرگان و افراد قبیله قریش را که قبیله خود محمد بود کشتند و لشکر محمد با پیروزی وارد مدینه شد . با این پیروزی بسیاری از عربها و سران آنها که از پزیرفتن اسلام سرباز زده بودند کشته شدند . طایفه یهودی بنی قنینا و بنی النفیر به تبعید فرستاده شدند و کل اموال و دارائیهای آنها به غنیمت گرفته شد
    ویرایش توسط احسان زمانی : ۱۳۸۷/۰۶/۰۳ در ساعت ۰۹:۴۹


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    211
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ارتش نیرومند ساسانیان برای کشورگشائی و دفاع از مرزهای بسیار گسترده امپراتوری درست شده بود نه برای یک جنگ ایده الوژیکی . اصلاً ایرانیان نمیدانستند جنگ ایده الوژیکی چی است . ایرانیان در درازای امپراتوری های خود ، چه هخامنشی چه اشکانی و چه ساسانی هیچ گاه کوشش نکرده بودند که باورهای خود را به دیگر ملتها تحمیل بکنند بقول Paul de Brail ، یکی از بزرگترین زرتشت شناسان فرانسوی ، اگر ایرانیان میخواستند اندیشه و فرهنگ و آئین خود را به دیگر ملتها به زور تحمیل کنند اکنون از هند تا یونان و مصر همگی زرتشتی شده بودند . امپراتوری هخامنشی که امپراتوری جهانی درست کرده بود هیچگاه کوشش نکرد که یک نفر را بزور به آئین زرتشت بیاورد و همچنین اشکانیان و ساسانیان چنین کوششی نکردند .
    در سده هفتم میلادی هنوز جنگ دینی یعنی جنگ برای تحمیل یک دین تا حد زیادی در دنیا ناشناخته بود . حتی مسیحیان در آن زمان در سدد تحمیل دین خود بوسیله جنگ به ملتهای دیگر نیامدند . جنگهای دینی ، مانند جنگهای صلیبی ، همگی پس از پیدایش اسلام صورت گرفت . بنابراین حکومت ساسانی در برابر قومی کوچک و بی فرهنگ قرار گرفت که به بزرگترین نیروی نظامی آن زمان میگفت یا خدای ما الله را بعنوان خدای خود بپزیر و در سیستم قبیله ای ما وارد شو یا مالیات و جزيه بده یا با شما جنگ خواهیم کرد !
    تصور کنيد امروز چنین در خواستی بوسیله کشور کوچک کوبا به بزرگترین ابر قدرت جهان یعنی آمریکا بشود و دولت کوبا بگوید یا سیستم کمونیستی و مارکسيست لنینيستی ما را بپزیرید یا باید به ما مالیات و جزبه بدهید یا آماده جنگ باشید ، واکنش دولت آمریکا چه خواه بود ؟ یا میگویند ، اينها یعنی کوبائیها دیوانه شده اند و هذيان ميگويند، یا دارند شوخی میکنند ، یا اصلاً روی خود نخواهند آورد .
    همین واکنش از سوی ایرانیان شد . هيچ کس این خطر را در آغاز نه جدی گرفت و نه اعتنائی به آن کرد . درخواست عربها که برای گرفتن بصره و کوفه و خوزستان نبود . درخواست عربها یک درخواست شکفت آوری برای پزیرفتن خدای آنها بود و بس !
    رستم فرخزاد ، سپهبد ارتش ساسانیان در جبهه غرب اعتنائی به آن نکرد و فکر میکرد که این قوم یعنی اعراب در دنیای خواب و رویا هذیانهائی میگویند و نیازی که حتی به آن توجهی شود نیست .
    ولی چیزی که نه یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی و نه سردار او رستم فرخزاد میدانستند این بود که قوم پراکنده ای را که ایرانیان تحقیر میکردند ، اکنون صاحب یک ایده الوژی شده اند که تا رگ و پود خود به آن ایمان دارند و حاضرند به خاطر آن جان بدهند .
    برپایه باور به اين سیستم، که در اين دنيا غنيمت و چپاول را به آنها وعده ميداد و در آن دنيا حوری و جويهای آب و عسل را، عربها بیش از پیش جرات پيدا کردند و رفته رفته در برابر ارتش ساسانیان جبهه گرفتند و حتی دو سه بار هم به آن تاخت و تازی کردند . تا سرانجام آن روز تعین کننده فرا رسید :
    ما در سال 636 میلادی هستیم در ناحیه ای بنام قادسیه که امروز در شرق عراق نزديک دجله واقع شده : در یکسو سپاهیان ایران با سدو بیست هزار لشکر ، مجهز به مدرن ترین اسلحه های آن زمان به رهبری رستم فرخزاد . در سوی دیگر نزدیک به سی هزار نفر سپاهیان عرب با شمشیر های زنگ زده و ابتدائی به فرماندهی سعد بن وقاص . در یک سو سپاهیان ایران ، بدون تقریباً هیچ سیستم اندیشه ای یا عقیدتی و باورهای ضد و نقیض و باز دارنده . در سوی دیگر سپاهاین عرب با یک سیستم عقیدتی که به آن تا جان خود باور داشتند . به آنها گفته بودند ، اگر ایرانیان را بکشید ، در راه الله کشته اید و تمام مال و ثروت ایرانیان را میتوانید به غنیمت و تاراج ببرید و آنها را به بردگی و زنان آنها را به کنیزی بگیرید . اگر هم بوسیله ایرانیان کشته شدید پس به بهشت الله خواهید رفت و با حوریها همزیست خواهید شد و از جوی های عسل و آب چشمه بهره خواهید گرفت . چه نیروی ایده الوژیکی میتوانست به عربها نیروی بیشتری بدهد که این جمله ها که در قالب یک سیستم بسته پیاده شده بودند .
    بیش از چهار ماه در قادسیه دو لشکر در مقابل هم بودند ولی از آغاز جنگ اجتناب میکردند . رستم فکر میکرد که اعراب سرانجام از گرسنگی بی ساز و برگی خسته خواهند شد و خواهند رفت . سپاهیان ایران که سربازان ژنده پوش عرب را می دیدند ، آنها را در خور تحقیر می یافتند ، نیزه های آنها را به دوک پیر زنان تشبیه می کردند و می خندیدند . شمشیر هایشان را بسبب آنکه غلافهایشان فرسوده و کهنه است در خور ریشخند می دیدند . در عوض فرستادگان عرب که به مکان رستم فرخزاد می آمدند لشکریان ایران را غرق در اسلحه میدیدند و رستم را بر تخت زرین می یابتند که تاج بر سر نهاده و بر بالشهای زرین تکیه کرده . سوارانشان را با جامه های گرانبها می دیدند که بر فرشهای هنگفت ایستاده اند . ....
    به هر روی در سال 636 میلادی سرانجام جنگ در منطقه قادسیه که آنسوی رودخانه دجله که در عراق امروز واقع شده میان سپاهیان رستم فرخزاد و سپاهیان سعد بن وقاص در گرفت . و همانگونه که همه میدانیم در این جنگ تعیین کننده ، امپراتوری ایران که از زمان کورش بزرگ شکل گرفته بود و مدت 1100 سال بر جهان فرمانروائی کرده بود ، به نقطه پایانی خود نزدیک میشد . در این جنگ پس از وارد شدن شکست سختی به سپاه ایرانیان و کشته شدن رستم فرخزدا و فرو افتادن درفش سرخ و زرد و بنفش کاویانی ، عربها به پیشروی خود به سوی بیستون ادامه دادند . سپاهیان سعد بن وقاص که در آغاز بیست هزار نفر بودند در میان راه با پیوستن بسیاری از عربها و حتی ایرانیان به آنها به شست هزار رسیدند.
    همه به راه افتادند چون میدانستند شاه ایران یزدگرد هم به زودی خواهد رفت . همانگونه که در سال 1979 ، زمانیکه مردم فهمیدند که محمد رضا شاه در حال رفتن است هزاران هزار نفر به همان ایده الوژی عربهای 1400 سال پیش پیوستند و تاریخ را به نوع دیگری تکرار کردند .
    زمانی که عربها به پايتخت ساسانيان، تیسفون رسیدند ، شهری را دیدند که مجلل ترین و زیباترین کاخ های آن زمان را در سینه خود داشت . ثروتی که در آن شهر بود در هیچ تصوری نمی گنجید . مردمان تیسفون برای نجات جان خود ، خانه های خود را رها کرده و فرار کرده بودند . یزدگرد هم فرصت نکرده بود که اندوخته های گرانبهای کشور را با خود ببرد . نوشته های تاریخی گوناگون چه از سوی ایرانیان و چه از سوی عربها پر از نگارش صحنه های چپاول و تاراج کاخها و خانه های آن شهر است .
    می نویسند بیش از یک هفته هزاران نفر از سپاهیان عرب و تاراج گرانی که با آنها همراه شده بودند ، کاخهای مجلل و خانه های مردم را تاراج میکردند و اشیای گران قیمت را به غنیمت میگرفتند . میگویند به هر سرباز عرب دوازده هزار درهم رسید و یک پنجم کل دارائی های تاراج شده را برای عمر خلیفه مسلمانان فرستادند . در این جریان هزاران مرد ایرانی به بردگی و زنان ایرانی به کنیزی گرفته شدند .
    و داستانهائی که در این زمینه موجود است بحدی دلخراش و افسوس بار است که در اینجا جز « ذکر مصیبت » چیزی بر پیام این سخنرانی افزوده نخواهد کرد . کسانی که پس از بهمن 1979 در ایران ماندند میتوانند تصویر کوچکی را از آنچه در سال 636 میلادی در تیسفون گزشت مجسم کنند . به هر روی ، با آخرین جنگ میان ایرانیان و عربها در نهاوند و آخرین شکست بزرگ در سال 642 ایران بعنوان یک نیرو در صحنه جهان از میان رفت . یزدگرد هم در سال 651 میلادی در مزرهای شمالی ایران در شهر مرو در ترکمنستان کشته شد .



    ***************

    دوستان ارجمند ، اگر این شکست سهمناک در 1400 سال پیش رخ داد ولی اثرات و پیامدهای آن تا به امروز به قوت خود باقی است . نسلهای گوناگون ایرانیان ، که هیچگاه فرصت پیدا نکردند ، فرهنگ درهم شکسته خود را بازسازی کنند ، هنوز اثرات و مانده های این شکست را در دلها و زندگی خود ، حتی زندگی روزانه خود، احساس میکنند . چون این شکست هنوز ادامه دارد . اگر عربها ، دویست سال پس از تسخیر ایران که به آن دویست سال سکوت میگویند ، دیگر قدرت سیاسی خود را در ایران از دست دادند ، ولی ایده الوژی که آنها بوسیله آن بر ایران پیروز شدند هنوز پس از 1400 سال به همان قدرت باقی است . این ایده الوژی که بصورت فرهنگ درآمده در بیشتر جنبه های اجتماعی ایرانیان به چشم میخورد ، در زبان ، در برخورد ها ، در غذا خوردن ، در لباس پوشیدن ، در نیمه پنداشتن زنان ، در شیوه نگاه کردن به زندگی و رخدادهای زندگی، در سيستم قضائی و غیره همگی، هنوز در سده بيست و يکم، شديدا زير تاثير
    ايده اولوژی عرب است . تجربه سده ها نشان داده که این فرهنگ که ايرانيان پس از آن شکست خانمان برانداز وارث آن شدند نه تغییر پزیر است و نه توانائی پزیرش آزادی یا چیزی که در غرب به آن
    « دمکراسی » میگویند دارد . تنها راهی که برای ایرانیان برای جبران آن شکست تاریخی مانده ، بازسازی فرهنگی است که ارزشهای آن از ژرفنای تاریخ خودشان بیرون آمده و این بازسازی فرهنگی برای مقابله با سیستم ایده الوژی عرب نیاز به بازسازی یک سیستم ایده الوژیکی نیرومند ايرانی دارد . یعنی ارزشهای فرهنگی ایرانی را که بصورت پراکنده هستند و بنابراین کاربردی ندارند، در یک سیستم نيرومند پیاده کرد. امروز با آگاه شدن بیش از بیش ایرانیان ، بویژه جوانان به این موضوع ، مردم به آئین زرتشت روی
    آورده اند چون در این آئین پتانسیل و نيرو و امکان به وجود آوردن چنین سیستمی را احساس میکنند . آئین زرتشتی را که امروز جوانان ایرانی در پی آن هستند ، دیگر آئین زرتشتی که در پایان دوران ساسانی بود نیست . در آن زمان ، سخنان زرتشت یعنی گاتها از یادها رفته بود و آداب و رسوم بیگانه به آئین زرتشت جای آنرا گرفته بود .
    امروز ما شاهد یک رنسانس یعنی نوزادی و رستاخيز هویتی و فرهنگی آئین زرتشت هستیم . تمام ارزشهای فرهنگی ایرانی که نه تنها با ارزشهای سده 21 برابری میکند بلکه بسیار از آن هم پیشی دارد در سیستم گاتهای زرتشت پیاده شده.
    ولی گاتهای زرتشت به خودی خود قدرتی ندارد . نیرو و قدرت این کتاب بستگی به رابطه ای است که ایرانیان با این کتاب برقرار میکنند . این رابطه باید به اندازه ای نیرومند باشد که بتواند رابطه ای را که ایرانیان در پیامد آن شکست 1400 سال پیش و با زور با کتاب اعراب یعنی « قرآن » برقرار کردند بشکند ، و دورانی دیگر را از شکوه و سربلندی برای کشورشان درست کنند .


    سخنرانی دکتر خسرو خزاعی ( پرديس) در « مرکز زرتشتيان کاليفرنيا» در آمريکا 6 ژانويه 2008☼☼☼☼☼


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    711
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    براي نقد اين سخنراني ابتدا بايد متن آن را خوب بررسيد و تحليل كرد و بعد به نقد و ارزيابي آن پرداخت. بنده گاهي كه فرصت دست دهد به اميد خدا سعي مي كنم ملاحظاتم را ارائه بدهم.
    دكتر خسرو خزاعي (پرديس) يكي از نويسندگان برجسته زرتشتي و مدير كانون اروپايي زرتشتيان است كه در بلژيك ساكن مي باشد. وي نسبت به ساير تئوريزيسين هاي زرتشتي درشت خويانه تر و جسورمندانه تر بر اسلام خشم مي افشاند. ايشان كه در ناآگاهي از انديشه هاي مردم ايران به سر مي برد و تازي ستيزي وي ، پرده بر چشمانش افكنده و مردم ايران را تازي مي پندارد در نوشته هاي گونه گونش دلريش است كه چرا مسلمانان ايران به آيينش دروغ بسته اند. از جمله دروغ هايي كه مي پندارد به آيين ايشان بسته اند اين است كه مسلمانان به جوانان زرتشتي دروغ مي‌افكنند كه : وجود زرتشت افسانه است. اين پندار ايشان در حالي است كه مسلمانان نه تنها اشو زرتشت را افسانه نمي دانند بلكه ايشان را پيامبري الهي برمي‌شمرند. جالب آن كه خود دكتر خزاعي باورمند است زرتشت پيامبر نبود. تنها مصلحي بود براي گسترش خرد ورزي و انتشار سخن نيك و پندار نيك و كرد و كار نيك.
    نكته جالب ديگر اين كه خاندان خزاعي كه دكتر خسرو خزاعي نيز منتسب به ايشان است ، منتسب به قبيله خزاعه يكي از قبايل عرب صدر اسلام در مكه هستند و گويا اين نسب را فراموش كرده اند.
    متني را كه احسان عزيز نقل قول كرده اند سخنراني ايشان درمرکز زرتشتيان کاليفرنيا در آمريکا است و در سطح وسيعي در اينترنت انتشار يافته است كه اكنون به بررسي آن مي پردازيم .


    دوستان ارجمند، سروران گرامی،
    اگر شخصی در زندگی اشتباهی کند و کوشش نکند دليل و سر چشمه اين اشتباه را پيدا کند، شانس بسيار زيادی است که باز دوباره اين اشتباه را تکرار کند.
    همچنين ايرانيانی که نخواستند دليل درست بزرگترین فاجعه تاریخ خودشان ، يعنی شکست از عربها در سده هفتم ميلادی را منصفانه ارزيابی کرده و آنرا بفهمند، ناگزير شدند تا اين شکست را برای دومين بار در سال 1979 ميلادی به نوعی ديگر باز تکرار کنند و فاجعه ديگری را برای خود و کشورشان بوجود آورند .

    ايشان در سرنامه سخنراني خود دو شكست و فاجعه بزرگ را در تاريخ ايران برشمرده كه ايرانيان به دليل بي توجهي به علت رخ داد فاجعه نخست ، دچار فاجعه دوم شدند.
    شكست اول ايرانيان از اعراب:
    منظور وي از فاجعه اول پيروزي اعراب بر ايران در عصر عمر بود. در سال 636 ميلادي سپاه زرتشتي ايران در محل قادسيه با سپاه اعراب به فرماندهي سعد بن ابي وقاص روبرو شد. با وجود تجهيزات بسيار مدرن، سپاه زرتشتي آن روزگار(عهد ساساني)، طي 4 روز از اعرابي كه حتي كفش و سلاح درستي نيز نداشتند شكست خورد .يزدگرد متواري و به دست آسياباني كشته شد و غنايم بسيار بسيار زيادي از ايران به دست اعراب افتاد . در سال 640 نبرد ديگري در ناحيه نهاوند بين ايران و اعراب رخ داد كه فيروزان سردار ايراني نيز كشته شد ( در منطقه فيروزان ) و اعراب ايران را به تصرف خود در آوردند . زبان عربي را زبان رسمي ايران كردند و با كمك برخي از ايرانيان بر ايران حكومت كردند . پوسيدگي رژيم ساساني از درون ،سخت گيري هاي بيش از حد مغان زرتشتي در آيين مذهبي زرتشتي كه با اصول اوليه زرتشت نيز فاصله زيادي گرفته بود .و خلاصه نفرت ايرانيان ازوضعيت ايران در آن زمان و نيز برخي باورهاي ايراني از جمله باور هاي هزاره اي ،يكي از عوامل سست بودن ايرانيان در دفاع از كشور بود . به وجهي كه در برخي جنگها خود مردم ، سربازان ايراني را با زنجير مي‌بستند تا فرار نكنند ! همان سربازاني كه امپراطوري روم از آنان مي‌هراسيد !
    اين جا مجال اين نيست كه تاريخ مفصل اين جنگ را بر شما بگشاييم ولي از همين تاريخ مختصر هم به خوبي در مي يابيد كه فتح ايران براي ايرانيان توسط اعراب براي مردم آن عصر فاجعه نبود. گويا امروزه تعريف فاجعه در قاموس هاي واژه شناسي تغيير يافته است. ايا اگر كسي بيايد و شما را از نفرتي خفقان آور نجات دهد ، براي شما فاجعه يا شكست رخ داده ، يا پيروزي و به‌روزي؟
    مردمي كه سربازان خود را با زنجير مي‌بستند تا فرار نكنند و مسلمانان آنان را دستگير كنند ،‌ آيا با اين كار خود مي‌خواستند به استقبال فاجعه بروند؟ اگر پاسخ آري باشد كه در اين صورت آن مردمان فرهيخته را بيمار رواني فرض كردن است واين توهيني است به نسلي سترگ و ژرف و خرد ورز از پدران ما و اين توهين از دكتر خزاعي پذيرفته نيست.
    اگر هم جواب خير باشد كه خوب اين ديگر شكست نيست . آنها به استقبال فيروزمندي چنين مي كردند.

    بنا بر اين ادعاي نخست دكتر خزاعي كه از قبيله خزاعه است و اجداد خود ايشان در همان جنگ عليه ايرانيان شركت داشتند ، صحيح نيست.

    شكست دوم ايرانيان از اعراب :
    دكتر خزاعي در مقدمه دوم سخنراني اش مدعي شده است:
    همچنين ايرانيانی که نخواستند دليل درست بزرگترین فاجعه تاریخ خودشان ، يعنی شکست از عربها در سده هفتم ميلادی را منصفانه ارزيابی کرده و آنرا بفهمند، ناگزير شدند تا اين شکست را برای دومين بار در سال 1979 ميلادی به نوعی ديگر باز تکرار کنند و فاجعه ديگری را برای خود و کشورشان بوجود آورند .
    خوب . منظور ايشان از شكست دوم در سال 1979 چيست؟ منظور ايشان همان پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 است . گويا به اين علت كه سفير ايران در جلسه حضور داشته نخواسته به اين مطلب تصريح كند و چنان كه عادت مالوف ايشان است ، سخن در لفاف افكنده. به هر حال مهم نيست . مهم اين است كه ايشان پيروزي انقلاب اسلامي را نيز در قياسي مع الفارق ،‌ شكست ايرانيان از اعراب دانسته است.
    خوب در اينجا گويا مراد ايشان از ايرانيان تنها محمد رضا شاه و چند صد نفر اطرافيانش بوده و نيز منظورش از اعراب چند ميليون ايراني مخالف رژيم پهلوي. اكنون تعريف ايراني بودن و تازي بودن نيز بر ما اشكار شد! بگذريم . باز از ايشان سوال مي كنيم ايا چيزي از دموكراسي شنيده اند؟ آيا اگر جنبشي مردم خيز رخ بنمايد و خود بساط حكومتي را برچيند و از خويش حكومتي خودخواسته بنيان گذارد ، نام چنين خيزشي فاجعه است يا رهايي . آيا اگر چند ميليون ايراني به خواسته خودشان با ريختن خون خود و فرزندانشان جامه عمل بپوشانند و بعد به نتيجه برسند ، دچار فاجعه شده اند يا اين كه به فيروزمندي رسيده اند؟ پاسخ روشن است. اگر بر خلاف خواسته مردم ايران اتفاق مي افتاد ، فاجعه و شكست بود. اما نشد. پس اين كه خواسته مردم به بار نشسته است، پيروزي است.
    بنا بر اين ادعاي دوم دكتر خزاعي نيز صحيح نيست و فاجعه اي رخ نداده بلكه ، ظفر مندي بوده است.

    اكنون در تحليل نخست‌مان از سرنامه يا همان مقدمه سخن راني ايشان ، به ايشان مژده مي‌دهيم كه ايرانيان در دو برهه تاريخي دو پيروزي بزرگ به دست آوردند. يكي اين كه با حفظ اصالت خويش آيين خرد را در جان خود نشاندند . و ديگر اين كه با بالنده كردن نهال خرد در جان خويش در طي سده ها ، اين نهال به درختي برومند سر بر افراشت. اميد است به زودي ميوه‌اش نيز در كام نسل ها خوش نشيند.
    ویرایش توسط بچه با حال : ۱۳۸۷/۰۶/۰۳ در ساعت ۱۸:۰۶


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    711
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در بند بعدي سخنراني دكتر خزاعي آمده است :

    در اين زمينه است که اجازه ميخواهم امروز کمی در اين باره با يک ارزيابی نوين گفتگوکنم. چون من به اين باورم اگر ایرانیان روزی بخواهند خود را از زنجیرهای يک فرهنگبيگانه يعنی فرهنگ شبه جزيره عربستان که 1400 سال است بزور به آنها تحميل شده و ازنسلی به نسل ديگری منتقل شده رها کنند باید حتما دلیل درست این شکست را بدانند.


    ايشان و ساير اعضاي كانون اروپايي شان كه براي ايرانيان دل مي‌سوزانند و از تاثير فرهنگ بيگانه بر ايرانيان مي‌هراسند، يك عكس دسته جمعي دارند. فرتور يا همان عكس ايشان را در اينجا قرار مي دهم.
    به لباس ايشان و تاثيري كه فرهنگ بيگانه بر آنان گذاشته است دقت كنيد.
    دو فرتور ديگر هم مي گذارم. يكي مربوط است به لباس يك مرد زرتشتي باستان كه قديمي ترين نقاشي از يك مرد زرتشتي است و ديگري تصويري از يك زن زرتشتي و لباس وي.
    اين تصاوير را با يكديگر مقايسه كنيد. لباس آن خانم زرتشتي باستان را نگاه كنيد و با لباس خانم زرتشتي داخل عكس مقايسه كنيد.
    لباس مردان دلسوز كانون اروپايي را بنگريد و آن را با لباس مرد زرتشتي باستان مقايسه كنيد.
    اكنون به اين سوالات من پاسخ دهيد.
    چه كساني در زنجير يك فرهنگ بيگانه اسير شده اند؟ مردم ايران يا اين ها كه كراوات بر گردنشان آويخته شده است؟
    چه كساني عفت بانوي زرتشتي باستان را كنار گذاشته اند؟ ايرانيان يا خانمي كه در ميان اين همه مرد با ميني ژوپ نشسته است؟!
    بايد اين سوال را از خانم داخل فرتور پرسيد كه اگر ايرانيان مي خواستند لباس شما را به تن كنند ، پس چرا رضا خان به زور هم نتوانست لباس ايراني را از تن آنان بيرون كند و لباس شما را به تنشان نمايد؟
    آيا رضا خان در صدد بود تا لباس زن زرتشتي باستان را بازگرداند يا لباس فرهنگ بيگانه اروپا را؟
    دكتر خزاعي از فرهنگ شبه جزيره عربستان كه منظورش همان اسلام است به فرهنگ بيگانه تعبير كرده است. در پاسخ اولا فرهنگ اسلام با فرهنگ شبه جزيره تفاوت فراوان دارد. در شبه جزيره مسيحي و يهودي و مشرك و ... هم وجود دارند كه تعريف شما را ناقص مي كنند. ثانيا آيا فقط فرهنگ اسلام فرهنگ بيگانه است؟ گويا تعريف بيگانه براي شما در قاموسي فردي و اختصاصي نوشته شده است. آيا فرهنگ غرب و فرهنگ اين آقايان و خانمي كه در تصوير دسته جمعي وجود دارند بيگانه نيست؟ جناب دكتر آيا فرهنگي كه ظاهر شما بدان آراسته شده خودش بيگانه نيست؟
    جناب خزاعي شما كه اگر شما در يك جمع مسيحي باشيد ،‌ آيا اگر هموطن شما كه شما را از قبل نشناسد در كنار شما باشد‌، خواهد فهميد شما زرتشتي هستيد؟
    جناب دكتر اگر كسي در گفتارش گفتار نيك را به نگر در آورده باشد ، آيا نخست نبايد از خود شروع كند؟ پس چرا از خودتان شروع نمي كنيد؟ از خود شروع كنيد تا باور كنيم كه نمي خواهيد فرهنگي رضاخاني را به ايران باستان تحميل كنيد. فرهنگي كه آتاتورك بر تركيه تحميل كرد و فرهنگ باستان آن را نابود نمود.
    تصاوير کوچک فايل پيوست تصاوير کوچک فايل پيوست برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  zartoshtyan.JPG
مشاهده: 1667
حجم:  27.0 کیلو بایت   برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  ZManDrawingYazd19thcentury.jpg
مشاهده: 1096
حجم:  132.2 کیلو بایت   برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  zanezartoshti.jpg
مشاهده: 214
حجم:  43.6 کیلو بایت   برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  pardis.jpg
مشاهده: 276
حجم:  21.0 کیلو بایت  


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود