جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا در هر مرحله استاد و راهنما لازم است ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آيا در هر مرحله استاد و راهنما لازم است ؟




    بسيارى از علماى سِير و سلوك عقيده دارند كه رهروان راه كمال و فضيلت و تقوا و اخلاق و قرب الى اللّه بايد زير نظر استادى كار كنند؛ همان گونه كه در بحث گذشته از رساله سِير و سلوك منسوب به محقّق بحرالعلوم و رساله لبّاللّباب تقريرات مرحوم علّامه طباطبايى نقل كرديم كه فصل بيست و يكم وظائف سالك الى اللّه را كاركردن زير نظر مربّى و استاد شمرده اند، اعم از استادان خاصّ الهى كه پيشوايان معصومند واستادان عام كه بزرگان پوينده اين راهند.
    ولى آگاهان ذى فن هشدار مى دهند كه رهروان راه تقوا و تهذيب نفس نبايد به آسانى خود را به اين و آن بسپارند، و تا كسى را به قدر كافى آزمايش ‍ نكنند و از صلاحيّت علمى و دينى آگاه نگردند، خود را در اختيار آنها قرار ندهند، و حتّى به ظاهر شدن كارهاى خارق العاده و خبر از اسرار پنهانى يا مربوط به آينده و حتّى عبور از روى آب و آتش قناعت نكنند، چرا كه صدور اين گونه اعمال از مرتاضان غير مهذّب نيز امكان پذير است .
    بعضى از آنان لزوم رجوع به استاد را فقط در ابتداى لازم دانسته اند، امّا پس ‍ از پيمودن مراحل قابل ملاحضه اى ديگر همراهى آنها را لازم نمى دانند؛ ولى بهره گيرى از استاد خاص يعنى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه وآله و سلّم و پيشوايان معصوم عليه السّلام در تمام مراحل لازم است .
    به هر حال ، گاه براى لزوم انتخاب استاد و ارشاد كننده طريق ، به آيه ((فاسئلوا اءهل الذّكر اءن كنتم لاتعلمون ؛ از آگاهان بپرسيد اگر نمى دانيد!)) (سوره انبياء آيه 7) استدلال كرده اند كه سخن از تعليم مى گويد نه از تربيت ؛ ولى از آنجا كه تربيت در بسيارى از موارد متّكى برتعليم است ، بى شك بايد در اين گونه موارد از آگاهان كمك گرفت ، و اين معنى با انتخاب يك فرد خاص براى نظارت بر اعمال و اخلاق او، تفاوت روشن دارد.
    و گاه در اينجا از داستان موسى و خضر كه در قرآن بطور مشروح آمده كمك گرفته مى شود، چرا كه موسى با آن كه پيامبر اولوالعزم بود، بى نياز از خضر نبود، و بخشى از راه را به كمك او پيمود؛ آنها مى گويند:
    طىّ اين مرحله بى همرهى خضر مكن
    ظلمات است بترس از خطر گمراهى ولى با دقّت در داستان خضر و موسى عليه السّلام مى توان دريافت كه شاگردى موسى عليه السّلام نزد خضر، به فرمان الهى صورت گرفت و براى فراگيرى علوم خاصّى از اسرار حكمت خداوند در مورد حوادث مختلف اين جهان بود، و در واقع علم موسى عليه السّلام علم ظاهر بود (و مربوط به دائره تكاليف ) و علم خضر، علم باطن بود (و مربوط به دائره فوق تكليف )(104)
    و اين مساءله با انتخاب يك استاد خصوصى در تمام مراحل تهذيب نفس و پيمودن راه تقوا، تفاوت دارد، هر چند اجمالا به اهمّيّت كسب فضيلت از محضر استاد اشاره دارد.
    و گاه در اينجا به مساءله لقمان و فرزندش اشاره مى شود كه اين استاد الهى ، اخلاقِ فرزندش را زير نظر گرفت و در پيمودن راه كمال به او كمك كرد.(105)
    علّامه مجلسى در بحارالانوار در حديثى از امام علىّ بن الحسين عليه السّلام نقل مى كند كه فرمود: ((هلك من ليس له حكيم يرشده ؛ كسى كه دانشمند و حكيمى او را ارشاد نكند، هلاك مى شود!))(106)
    ولى از مجموع آنچه گفته شد اين اءمر استفاده نمى شود كه در مباحث اخلاقى هميشه استاد خصوصى لازم است بطورى كه اگر نباشد برنامه تربيت و پرورش اخلاق و تقوا و ادامه سير و سلوك مختل گردد، چه بسيارند كسانى كه با استفاده از آيات قرآن و روايات اسلامى و كلمات بزرگان در كتب اخلاقى و التزام عملى به آنها، اين راه را پيموده و به مقامات والايى رسيده اند، هر چند نمى توان انكار كرد كه وجود استاد خصوصى و مدد گرفتن از انفاس قدسيّه نيكان و پاكان وسيله خوبى براى نيل كمال وطىّ طريق در كوتاهترين مدّت و حلّ مشكلات اخلاقى مى باشد.
    در نهج البلاغه نيز آمده است : ((اءيّها النّاس استصبحوا من شعلة مصباح واعظ متّعظ؛ اى مردم چراغ دل را از شعله گفتار واعظى با عمل ، روشن سازيد!))(107)
    ولى متاءسّفانه در بسيارى از اين موارد نتيجه معكوس حاصل شده است ، و افرادى به عناوين مختلف ، خود را به عنوان مربّى اخلاق و استاد مقام ارشاد قلمداد كرده ، در حالى كه از رهزنان اين راه بوده اند و افراد پاكدل و حق طلب را به راه تصوّف يا طريق انحرافى ديگر، و يا خداى نكرده به مفاسد اخلاقى ننگين كشانيده اند، به همين دليل ، ما به تمام پويندگان اين راه هشدار مى دهيم كه اگر مى خواهند استادى براى مسائل اخلاقى انتخاب كنندبسيار با احتياط گام بردارند و در اين انتخاب سختگير و دقيق باشند و هرگز به ظواهر عمل نكنند و به سوابق اشخاص ، خوب بنگرند و با مشورت با آگاهان دست به چنين انتخابى بزنند تا به مقصود خود نائل گردند
    104- شرح بيشتر در اين باره را در تفسير نمونه ، جلد 12، ذيل آيات 60 تا 82 سوره كهف مطالعه فرماييد.
    105- براى توضيح بيشتر به تفسير سوره لقمان جلد 17 تفسير نمونه مراجعه شود.
    106- بحارالانوار، جلد 75، صفحه 159.
    107- نهج البلاغه ، خطبه 105.



  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    52
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام چگونه می توان استاد خصوصی اخلاق پیدا کرد؟
    آیا گوش دادن به نوار آنها هم کفایت می کند یا باید حتما به صورت حضوری باشد
    اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا
    يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك


  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت استاد و راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط اخلاقي نمایش پست
    بسيارى از علماى سِير و سلوك عقيده دارند كه رهروان راه كمال و فضيلت و تقوا و اخلاق و قرب الى اللّه بايد زير نظر استادى كار كنند؛ همان گونه كه در بحث گذشته از رساله سِير و سلوك منسوب به محقّق بحرالعلوم و رساله لبّاللّباب تقريرات مرحوم علّامه طباطبايى نقل كرديم كه فصل بيست و يكم وظائف سالك الى اللّه را كاركردن زير نظر مربّى و استاد شمرده اند، اعم از استادان خاصّ الهى كه پيشوايان معصومند واستادان عام كه بزرگان پوينده اين راهند.
    ولى آگاهان ذى فن هشدار مى دهند كه رهروان راه تقوا و تهذيب نفس نبايد به آسانى خود را به اين و آن بسپارند، و تا كسى را به قدر كافى آزمايش ‍ نكنند و از صلاحيّت علمى و دينى آگاه نگردند، خود را در اختيار آنها قرار ندهند، و حتّى به ظاهر شدن كارهاى خارق العاده و خبر از اسرار پنهانى يا مربوط به آينده و حتّى عبور از روى آب و آتش قناعت نكنند، چرا كه صدور اين گونه اعمال از مرتاضان غير مهذّب نيز امكان پذير است .
    بعضى از آنان لزوم رجوع به استاد را فقط در ابتداى لازم دانسته اند، امّا پس ‍ از پيمودن مراحل قابل ملاحضه اى ديگر همراهى آنها را لازم نمى دانند؛ ولى بهره گيرى از استاد خاص يعنى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه وآله و سلّم و پيشوايان معصوم عليه السّلام در تمام مراحل لازم است .
    به هر حال ، گاه براى لزوم انتخاب استاد و ارشاد كننده طريق ، به آيه ((فاسئلوا اءهل الذّكر اءن كنتم لاتعلمون ؛ از آگاهان بپرسيد اگر نمى دانيد!)) (سوره انبياء آيه 7) استدلال كرده اند كه سخن از تعليم مى گويد نه از تربيت ؛ ولى از آنجا كه تربيت در بسيارى از موارد متّكى برتعليم است ، بى شك بايد در اين گونه موارد از آگاهان كمك گرفت ، و اين معنى با انتخاب يك فرد خاص براى نظارت بر اعمال و اخلاق او، تفاوت روشن دارد.
    و گاه در اينجا از داستان موسى و خضر كه در قرآن بطور مشروح آمده كمك گرفته مى شود، چرا كه موسى با آن كه پيامبر اولوالعزم بود، بى نياز از خضر نبود، و بخشى از راه را به كمك او پيمود؛ آنها مى گويند:
    طىّ اين مرحله بى همرهى خضر مكن
    ظلمات است بترس از خطر گمراهى ولى با دقّت در داستان خضر و موسى عليه السّلام مى توان دريافت كه شاگردى موسى عليه السّلام نزد خضر، به فرمان الهى صورت گرفت و براى فراگيرى علوم خاصّى از اسرار حكمت خداوند در مورد حوادث مختلف اين جهان بود، و در واقع علم موسى عليه السّلام علم ظاهر بود (و مربوط به دائره تكاليف ) و علم خضر، علم باطن بود (و مربوط به دائره فوق تكليف )(104)
    و اين مساءله با انتخاب يك استاد خصوصى در تمام مراحل تهذيب نفس و پيمودن راه تقوا، تفاوت دارد، هر چند اجمالا به اهمّيّت كسب فضيلت از محضر استاد اشاره دارد.
    و گاه در اينجا به مساءله لقمان و فرزندش اشاره مى شود كه اين استاد الهى ، اخلاقِ فرزندش را زير نظر گرفت و در پيمودن راه كمال به او كمك كرد.(105)
    علّامه مجلسى در بحارالانوار در حديثى از امام علىّ بن الحسين عليه السّلام نقل مى كند كه فرمود: ((هلك من ليس له حكيم يرشده ؛ كسى كه دانشمند و حكيمى او را ارشاد نكند، هلاك مى شود!))(106)
    ولى از مجموع آنچه گفته شد اين اءمر استفاده نمى شود كه در مباحث اخلاقى هميشه استاد خصوصى لازم است بطورى كه اگر نباشد برنامه تربيت و پرورش اخلاق و تقوا و ادامه سير و سلوك مختل گردد، چه بسيارند كسانى كه با استفاده از آيات قرآن و روايات اسلامى و كلمات بزرگان در كتب اخلاقى و التزام عملى به آنها، اين راه را پيموده و به مقامات والايى رسيده اند، هر چند نمى توان انكار كرد كه وجود استاد خصوصى و مدد گرفتن از انفاس قدسيّه نيكان و پاكان وسيله خوبى براى نيل كمال وطىّ طريق در كوتاهترين مدّت و حلّ مشكلات اخلاقى مى باشد.
    در نهج البلاغه نيز آمده است : ((اءيّها النّاس استصبحوا من شعلة مصباح واعظ متّعظ؛ اى مردم چراغ دل را از شعله گفتار واعظى با عمل ، روشن سازيد!))(107)
    ولى متاءسّفانه در بسيارى از اين موارد نتيجه معكوس حاصل شده است ، و افرادى به عناوين مختلف ، خود را به عنوان مربّى اخلاق و استاد مقام ارشاد قلمداد كرده ، در حالى كه از رهزنان اين راه بوده اند و افراد پاكدل و حق طلب را به راه تصوّف يا طريق انحرافى ديگر، و يا خداى نكرده به مفاسد اخلاقى ننگين كشانيده اند، به همين دليل ، ما به تمام پويندگان اين راه هشدار مى دهيم كه اگر مى خواهند استادى براى مسائل اخلاقى انتخاب كنندبسيار با احتياط گام بردارند و در اين انتخاب سختگير و دقيق باشند و هرگز به ظواهر عمل نكنند و به سوابق اشخاص ، خوب بنگرند و با مشورت با آگاهان دست به چنين انتخابى بزنند تا به مقصود خود نائل گردند
    104- شرح بيشتر در اين باره را در تفسير نمونه ، جلد 12، ذيل آيات 60 تا 82 سوره كهف مطالعه فرماييد.
    105- براى توضيح بيشتر به تفسير سوره لقمان جلد 17 تفسير نمونه مراجعه شود.
    106- بحارالانوار، جلد 75، صفحه 159.
    107- نهج البلاغه ، خطبه 105.


    با سلام

    آنچه درباره استاد و راهنما فرمودید کاملا صحیح است و کبرای آن عقلی است ،

    یعنی عقل میگوید در هر کاری به سراغ متخصص برو اما عمده مشکلی که شما مطرح

    کردید در پیدا کردن مصداق صحیح استاد واقعی بود و برای حل این مشکل به سراغ

    همان اهل الذکر (اهل بیت عصمت و طهارت - علیهم السلام- ) که فر مودید می رویم.

    امام حسن عسکری - علیه السلام- فرمودند:

    ...فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ

    فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّيعَةِ لَا كُلَّهُمْ فَإِنَّ مَنْ رَكِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ

    الْفَوَاحِشِ مَرَاكِبَ عُلَمَاءِ الْعَامَّةِ فَلَا تَقْبَلُوا مِنْهُمْ عَنَّا شَيْئا...


    اما از میان فقها آن فقیهی که

    1-نفس خود را کنترل میکند ،

    2-از دینش محافظت میکند ،

    3- با هوای نفسش مخالفت میکند ،

    4- مطیع امر اهل بیت -علیهم السلام -است ،

    پس مردم باید دنباله رو او باشند . وآن هم همه فقهای شیعه نیستند بلکه برخی از آنان

    میباشند . پس هر یک از علماء شیعه مانند علمای اهل سنت ،مرتکب اعمال قبیح و

    زشت شد، دیگر سخنی را از او به عنوان کلام ما نپذیرید.

    وسائل الشیعه ج 27 ص 131

    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت استاد خصوصی




    نقل قول نوشته اصلی توسط kohsorkhi نمایش پست
    سلام چگونه می توان استاد خصوصی اخلاق پیدا کرد؟
    آیا گوش دادن به نوار آنها هم کفایت می کند یا باید حتما به صورت حضوری باشد


    با سلام

    استاد خصوصی یا عمومی ؟!!!

    در اوائل طلبگی خدمت آیت الله بهجت(ره) رسیدم و از ایشان خواستم که استاد خصوصی من

    شوند، ایشان فرمودند : (أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَه‏ ...)36 الزمر

    آيا خداوند براى (نجات و دفاع از) بنده‏اش كافى نيست؟

    شما به آنچه می دانید عمل کنید ، خداوند آنچه را نمی دانید به شما می آموزد .

    حجه الاسلام والمسلمین میر شفیعی استاد حوزه علمیه قم

    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۰/۰۹/۱۶ در ساعت ۲۲:۵۴
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود