صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سلمان فارسی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سلمان فارسی




    سلمان كيست؟
    حدود دويست و شانزده يا سيصد و شانزده سال قبل از هجرت، در روستاى «جى‏» (از روستاهاى اصفهان) فرزندى به دنيا آمد، كه نامش را «روزبه‏» گذاشتند و بعدها پيامبر اسلام(ص) او را «سلمان‏» ناميد.

    پدر سلمان «بدخشان كاهن‏» (روحانى زرتشتى) بود و كار هميشگى‏اش هيزم نهادن بر شعله آتش. با اينكه سلمان در ميان خاندان و محيطى زرتشتى ديده به جهان گشود، ولى هرگز در برابر آتش سر فرود نياورد و به خداى يكتا اعتقاد يافت. سلمان در دوران كودكى مادرش را از دست داد و عمه‏اش سرپرستى او را به عهده گرفت.

    سلمان، بعد از آنكه دريافت قرار است او را شش ماه با اعمال شاقه زندانى سازند و پس از آن اگر به آيين نياكانش ايمان نياورد اعدامش كنند، با همكارى عمه‏اش گريخت و روانه بيابان شد. در بيابان كاروانى ديد كه به سوى شام مى‏رفت; پس به مسافران پيوست و رهسپار سرزمينهاى ناشناخته گرديد.

    سرانجام سلمان، در همان آغاز هجرت گمشده‏اش را يافت و در حالى كه برده يك يهودى بود، در محضر رسول خدا(ص) مسلمان شد. (1)

    آزادى و نامگذارى سلمان
    پيامبر گرامى اسلام(ص) سلمان را به مبلغ چهل نهال خرما و چهل وقيه (هر وقيه معادل چهل درهم)، از مرد يهودى، خريد و آزادش ساخت و نام زيباى «سلمان‏» را بر او نهاد. (2) اين تغيير نام، بيانگر آن است كه:

    1 - برخى از نامهاى عصر جاهليت، شايسته يك مسلمان نيست; 2 - واژه «سلمان‏» از سلامتى و تسليم گرفته شده است. انتخاب اين نام زيبا از سوى پيامبر(ص) نشانه پاكى و سلامت روح سلمان است.

    فضيلتهاى برجسته سلمان
    سلمان، الگوى مسلمان كمال‏جو، وارسته و خودساخته است و ارزشهاى متعالى بسيارى در خويش گردآورده بود. بخشى از اين فضايل عبارت است از:

    1 - نزديكى به رسول خدا(ص)
    سلمان، پس از پذيرفتن اسلام، چنان در راه ايمان و معرفت اسلامى پيش رفت كه نزد رسول خدا جايگاهى والا يافت و مورد ستايش معصومان(ع) قرار گرفت. بخشى از سخنان آن بزرگان در باره سلمان چنين است:

    الف) در ماجراى جنگ خندق، كه در سال پنجم هجرى رخ داد و به پيشنهاد سلمان پيرامون شهر خندق كندند. هر گروهى مى‏خواست‏سلمان با آنها باشد; مهاجران مى‏گفتند: سلمان از ما است. انصار مى‏گفتند: او از ما است. پيامبر(ص) فرمود: «سلمان منا اهل البيت‏» (3) ; سلمان از اهل بيت ما است.

    عارف معروف، محى‏الدين بن‏عربى، با اينكه از علماى اهل تسنن است، در شرح اين سخن پيامبر اكرم(ص) مى‏گويد: پيوند سلمان به اهل بيت (عليهم السلام) در اين عبارت، بيانگر گواهى رسول خدا(ص) به مقام عالى، طهارت و سلامت نفس سلمان است; زيرا منظور از اينكه سلمان از اهل بيت (عليهم السلام) است، پيوند نسبى نيست; اين پيوند بر اساس صفات عالى انسانى است. (4)

    ب) جابر نقل مى‏كند كه رسول خدا(ص) فرمود:

    «همانا اشتياق بهشت‏به سلمان بيش از اشتياق سلمان به بهشت است; و بهشت‏به ديدار سلمان عاشق‏تر از ديدار سلمان به بهشت است.» (5)

    ج) پيامبر اكرم(ص) فرمود:

    «هر كه مى‏خواهد به مردى بنگرد كه خداوند قلبش را به ايمان درخشان كرده، به سلمان بنگرد.» (6)

    د) آن بزرگوار همچنين فرمود:

    «سلمان از من است، كسى كه به او ستم كند به من ستم كرده است و كسى كه او را بيازارد مرا آزرده است.»

    و) امام صادق(ع) فرمود:

    «سلمان علم الاسم الاعظم‏» (7) ; سلمان اسم اعظم را مى‏دانست.

    اين سخن بدان معناست كه سلمان از نظر عرفان، به مقامى رسيده بود كه حاصل اسم اعظم الهى بود. اگر كسى چنين لياقتى داشته باشد، دعايش به اجابت مى‏رسد و كرامات عظيمى از او سر مى‏زند.

    2 - علم سلمان
    پيامبر اسلام(ص) فرموده است: «اگر دين در ثريا بود، سلمان به آن دسترسى پيدا مى‏كرد.» (8)

    وسعت و عمق آگاهيهاى سلمان به حدى بود كه براى هر كس قابل هضم نيست. امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) و على(ع) اسرارى را كه ديگران قدرت تحمل آن را نداشتند به سلمان مى‏گفتند و او را لايق نگهدارى علم مخزون و اسرار مى‏دانستند; از اينرو يكى از القاب سلمان، «محدث‏» است. (9)

    سلمان داراى علم بلايا و منايا (حوادث آينده) بود و همچنين از متولمان(قيافه‏شناسان) و محدثان به شمار مى‏رفت. جايگاه علمى سلمان چنان بود كه امام صادق(ع) در باره‏اش فرمود: «در اسلام، مردى كه فقيه‏تر از همه مردم باشد، همچون سلمان، آفريده نشده است.» (10)

    پيامبر اسلام(ص) فرمود: «سلمان درياى علم است كه نمى‏توان به عمق آن رسيد.» (11)

    البته دانش سلمان، به معارف فكرى محدود نمى‏شد و آگاهيهاى فنى او نيز در حد بالايى بود. در جنگ خندق، طرح كندن خندق را سلمان خدمت پيامبر(ص) پيشنهاد كرد و عملى شد. همچنين در جنگ طائف، طرح ساختن «منجنيق‏» براى درهم كوبيدن قلعه‏هاى مشركان از ابتكاراتى است كه به سلمان نسبت داده شده است.

    بنابراين، سلمان حق دارد از مقام علمى‏اش چنين تعبير كند:

    اى مردم! اگر من شما را از آنچه مى‏دانستم مطلع مى‏كردم، مى‏گفتيد، سلمان ديوانه است، يا به كسى كه سلمان را بكشد درود مى‏فرستاديد. (12)

    3 - عبادت سلمان
    آنچه به عبادت سلمان ارزش بيشترى مى‏دهد، علم و آگاهى اوست. چرا كه عبادت آگاهانه و پرستش از روى بصيرت از عبادت سطحى و ظاهرى ارزشمندتر است.

    امام صادق(ع) فرمود: روزى پيامبر اسلام(ص) به ياران خود فرمود: كدام يك از شما تمام روزها را روزه مى‏دارد.

    سلمان گفت: من، يا رسول الله.

    پيامبر(ص) پرسيد: كدام يك از شما تمام شبها را به عبادت مى‏گذراند؟

    سلمان گفت: من، يا رسول الله.

    حضرت پرسيد: آيا كسى از شما هست كه روزى يك بار قرآن را ختم كند؟

    سلمان گفت: من يا رسول الله.

    يكى از حاضران كه جوابهاى سلمان را خودستايى و فخرفروشى مى‏پنداشت، گفت: اكثر روزها ديده‏ام كه سلمان روزه نيست، بيشتر شب را هم مى‏خوابد و بيشتر روز را به سكوت مى‏گذراند، پس چگونه هميشه روزه است و هر شب براى نيايش با خدا بيدار مى‏ماند و روزى يك بار قرآن را ختم مى‏كند؟!

    پيامبر(ص) فرمود: ساكت‏باش! تو را با همسان لقمان چه كار؟ اگر مى‏خواهى چگونگى‏اش را از خودش بپرس تا خبر دهد.

    سلمان گفت: در ماه سه روز روزه مى‏گيرم و خداوند فرموده است: «هر كس عمل نيكى انجام دهد پاداش ده برابر دارد. از طرف ديگر، روز آخر شعبان را روزه گرفته و آن را به روزه ماه رمضان متصل مى‏كنم و هر كه چنين كند، پاداش روزه هميشه را دارد. از رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود: هر كس با طهارت بخوابد، در ثواب، چنان است كه تمام شب را عبادت كرده باشد. اما ختم قرآن، رسول خدا(ص) فرمود: هر كس يك بار سوره «قل هوالله‏» را بخواند، پاداش يك سوم قرآن را دارد و هر كه دو بار بخواند، دو ثلث قرآن را خوانده است و هر كه سه بار بخواند، گويا قرآن را ختم كرده است. و نيز حضرت فرمود: يا على، هر كس تو را با زبان دوست‏بدارد يك سوم ايمانش كامل شده، هر كه با دل و زبان وستت‏بدارد، دو ثلث ايمان او كامل شده; و هر كه با دل و زبانش دوستت‏بدارد و با دست هم يارى‏ات كند، تمام ايمان را به دست آورده است.» (13)

    4 - زهد سلمان
    آيات و روايات نشان مى‏دهد كه «زهد» به معناى حرام ساختن نعمتهاى الهى بر خود نيست. زهد به معناى عدم دلبستگى به امور مادى است. يكى از مواردى كه در تمام زواياى زندگى سلمان، از آغاز تا پايان عمر، ديده مى‏شود زهد، پارسايى و بى‏رغبتى او به دنياست.

    سلمان، كه پيرو راستين پيامبر(ص) و حضرت على(ع) بود، راه آنان را پيش گرفت و حتى وقتى فرماندار مدائن بود، ساده‏زيستى را رها نكرد. زهد و وارستگى سلمان از ايمان عميق او سرچشمه مى‏گرفت; زيرا هر كس ايمان قويتر داشته باشد، از جاذبه‏هاى دنيوى آزادتر است. امام صادق(ع) فرمود:

    «ايمان ده درجه دارد، مقداد در درجه هشتم و ابوذر در درجه نهم و سلمان در درجه دهم ايمان است.» (14)

    سلمان، خانه نداشت و هرگز دل به خانه‏سازى نمى‏داد. شخصى از او خواست تا برايش خانه‏اى بسازد ولى سلمان راضى نشد. سرانجام به سبب اصرار شخص نيكوكار اجازه داد برايش خانه بسازد، ولى سفارش كرد خانه چنان باشد كه هنگام ايستادن سر به سقف آن بخورد و هنگام خوابيدن پا به ديوار برسد. (15)

    سلمان پارسا، حتى حقوق اندك سالانه (16) خود را هم به نيازمندان مى‏داد و بسيار اندك براى خود برمى‏داشت.

    5 - دفاع از حريم ولايت
    آنچه در زندگى سلمان، بسيار چشمگير و جالب است عدم بى‏تفاوتى اوست. او با هوشيارى و جديت كامل در صحنه‏هاى مختلف حضور داشت و در پيروى از امام‏حق لحظه‏اى ترديد نكرد. او همواره، از هر فرصتى، براى گفتن حق بهره مى‏برد و مسلمانان را به امامت‏حضرت على(ع) فرا مى‏خواند. آن بزرگوار پيوسته اين سخن رسول خدا را براى مردم تكرار مى‏كرد:

    «همانا على(ع) درى است كه خداوند گشوده است. هر كس در آن وارد شود، مؤمن است و هر كس كه از آن خارج گردد، كافر است.» (17) - «بهترين فرد اين امت، على(ع) است.» (18)

    بعد از رحلت جانسوز رسول خدا(ص)، غصب خلافت و مظلوميت‏حضرت على(ع)، سلمان در خطبه‏اى بسيار فصيح، كه مى‏توان آن را «كوبنده و افشاگرانه‏» خواند، چنين گفت:

    «اى مردم! هر گاه فتنه‏ها و آشوبها را همچون پاره ظلمانى شب ديديد كه برجستگان در آن به هلاكت مى‏رسند، بر شما باد به آل محمد(ص) چرا كه آنها راهنمايان به سوى بهشتند، و بر شما باد على(ع). اى مردم! ولايت را در ميان خود همانند سر قرار دهيد.»

    يعنى اگر ولايت اهل بيت (عليهم السلام) را نداشته باشيد، مسلمان حقيقى نيستيد و دين شما سودى ندارد. (19)

    ابن‏عباس سلمان را در خواب ديد و از او پرسيد: در بهشت، پس از ايمان به خدا و رسول، چه چيز برتر است؟ سلمان پاسخ داد: پس از ايمان به خدا و پيامبر، هيچ چيز با ارزشتر و برتر از دوستى و ولايت على بن‏ابى‏طالب(ع) و پيرورى از او نيست. (20)

    نقش سلمان در تشيع ايرانيان
    يكى از كارهاى بسيار مهم سلمان، كه بخش اعظم زندگى او را فرا گرفته بود، تلاش پيگير او در معرفى اسلام ناب و تشيع راستين بعد از رحلت رسول خدا(ص) است. او در اين راستا در مدينه جهاد كرد و از هر فرصتى بهره برد. وقتى به مدائن آمد، همين عقيده را دنبال كرد و نقش بسيارى در تشيع ايرانيان داشت.

    مى‏پرسند: با اينكه اسلام در عصر خلافت‏خليفه دوم وارد ايران شد، چرا اكثريت قاطع مردم ايران، شيعه حضرت على(ع) هستند؟

    در پاسخ بايد گفت: عوامل متعددى سبب اين گرايش است. از نخستين عوامل اين گرايش، وجود سلمان در مدائن و رفت و آمد او به كوفه و حوالى آن و حتى اصفهان و ... بود. سلمان پيام‏آور اسلام ناب، منادى تشيع و نويدبخش مذهب اهل بيت (عليهم السلام) بود و اكثر ايرانيان اين ندا و نويد را شنيدند و پذيرفتند. (21)

    وفات
    سلمان سرانجام، پس از عمرى طولانى و بابركت، در اواخر خلافت عثمان در سال 35ه .ق وفات يافت. (22) حضرت على(ع) پيكرش را غسل داد، كفن كرد و بر آن نماز گزارد. همراه آن حضرت، جعفر بن‏ابى‏طالب و حضرت خضر، در حالى كه با هر يك از آن دو هفتاد صف از فرشتگان بودند بر پيكر سلمان نماز گزاردند. (23) بعضى از راويان چنين نقل كرده‏اند كه حضرت على(ع) بر كفن سلمان شعرى نوشت كه معناى آن چنين است:

    «بر شخص كريم و بزرگوارى وارد شدم، بى‏آنكه توشه نيك و قلب پاك داشته باشم; ولى بردن توشه نزد شخص كريم و بزرگوار، زشت‏ترين كار است.» (24)

    مرقد شريف حضرت سلمان(س) در مدائن، در پنج فرسخى بغداد، نزديك تاق كسرى قرار دارد.

    در اين دنياى پرتلاطم و پرزرق و برق كه انسان را در گرداب گناه غرق مى‏كند، هر كس الگويى مى‏خواهد تا با سرمشق قرار دادن روش و كردارش كشتى وجودش را سالم به ساحل سعادت برساند; و زندگى سلمان فارسى براى ما ايرانيان الگويى شايسته است.


    --------------------------------------------------------------------------------

    پى‏نوشتها:
    1- بحار، ج 22، ص‏366.

    2- الدرجات الرفيعه، ص‏203.

    3- مجمع‏البيان، ج 2، ص‏427.

    4- شرح نهج‏البلاغه ابن ابى‏الحديد، ج 18، ص‏36.

    5- بحار، ج 22، ص 341.

    6- احتجاج طبرسى، ج 1، ص 150.

    7- اعيان الشيعه، ج‏7، ص‏287.

    8- شرح نهج‏البلاغه ابن ابى‏الحديد، ج 18، ص‏36.

    9- بحار، ج 22، ص 331.

    10- تنقيح المقال، ج 2، ص‏47.

    11- اختصاص شيخ مفيد، ص 222.

    12- رجال كشى، ص 20.

    13- بحارالانوار، ج 22، ص‏317.

    14- همان، ص 341.

    15- شرح نهج‏البلاغه ابن ابى‏الحديد، ص‏36.

    16- حدود چهار تا شش هزار درهم.

    17- كتاب سليم بن‏قيس، ص 251.

    18- اعيان الشيعه، ج‏7، ص‏287.

    19- بهجة‏الآمال، ج 4، ص 418.

    20- بحارالانوار، ج 22، ص 341.

    21- كتاب ايرانيان مسلمان در صدر اسلام، ص 201.

    22- بحار، ج 22، ص 391 - 392.

    23- همان، ص‏373.

    24- طرائف الحقائق، ج 2، ص 5.

    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دینی که با شمشیر به دیگران تلقین شود نتیجه اش انتقام گیری آن تازه دینداران از آن دین است !! ایرانیان با شیعه شدنشان و فرقه های تولیدی خود و یهودیان به با نفوذ به اسلام روایاتی را درست کردند که به عقل هیچ عربی هم درست بنظر نمی آید چه رسد به عقل هیچ آدم عاقلی !! یکی نیست بگه آخه آدم عاقل !! کدام آدمی سیصد سال عمر می کنه ! مگر زرتشتیان آتش پرستند ؟ آنها خدای یکتا راهزاران سال قبل از اجداد اعراب می پرستیدند !! اگر ظاهر بینی ارزش است پس مسلمانان هم سنگ پرست هستند !! سری به مکه بزنید تا ببینید ! واقعا که اسلام دین عزیزی است!!!

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    676
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    76
    آپلود
    0
    گالری
    27



    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    دینی که با شمشیر به دیگران تلقین شود نتیجه اش انتقام گیری آن تازه دینداران از آن دین است !! ایرانیان با شیعه شدنشان و فرقه های تولیدی خود و یهودیان به با نفوذ به اسلام روایاتی را درست کردند که به عقل هیچ عربی هم درست بنظر نمی آید چه رسد به عقل هیچ آدم عاقلی !! یکی نیست بگه آخه آدم عاقل !! کدام آدمی سیصد سال عمر می کنه ! مگر زرتشتیان آتش پرستند ؟ آنها خدای یکتا راهزاران سال قبل از اجداد اعراب می پرستیدند !! اگر ظاهر بینی ارزش است پس مسلمانان هم سنگ پرست هستند !! سری به مکه بزنید تا ببینید ! واقعا که اسلام دین عزیزی است!!!
    شما چرا حرف بی منطق میزنی ؟اگر عاملی با زور ایجاد شده باشد وقتی که رفع زور شد اون عامل هم از بین می رود .اما چرا بعد از سلطعه ی اعراب بر ایران از بین نرفت؟
    الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک

    صبرت علی حر نارک فکیف اصبر عن النظر الی کرامتک

    ام کیف اسکن فی النار و رجائی عفوک

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    دینی که با شمشیر به دیگران تلقین شود نتیجه اش انتقام گیری آن تازه دینداران از آن دین است !! ایرانیان با شیعه شدنشان و فرقه های تولیدی خود و یهودیان به با نفوذ به اسلام روایاتی را درست کردند که به عقل هیچ عربی هم درست بنظر نمی آید چه رسد به عقل هیچ آدم عاقلی !! یکی نیست بگه آخه آدم عاقل !! کدام آدمی سیصد سال عمر می کنه ! مگر زرتشتیان آتش پرستند ؟ آنها خدای یکتا راهزاران سال قبل از اجداد اعراب می پرستیدند !! اگر ظاهر بینی ارزش است پس مسلمانان هم سنگ پرست هستند !! سری به مکه بزنید تا ببینید ! واقعا که اسلام دین عزیزی است!!!
    اولا از شما که در این سایت وارد شده اید تشکر می کنم .
    دوم، چه شایسته است که بحثها به صورت منطقی پیش رود تا نتیجه عاقلانه ای از صحبت ها گرفته شود. تمامی آنچه را که شما نوشته اید در قالب کتابها و مقالات گوناگون بحث و بررسی
    شده است و رد شده است .اینکه آدمها چرا بعضی زیاد و بعضی کم عمر می کنند همواره مورد بحث بوده است و در تاریخ بارها از این نمونه ها را دیده ایم .می توانی در حال حاضر به کتاب رکوردها یا به کتابهای قدیمی که درباره معمرین نوشته شده مراجعه کنی .اما اینکه گقته اند سلمان سیصد سال عمر کرده تنها یک نظر است نه اینکه حتما واقع شده باشد .امروزه ما در دنیا افرادی را از طریق رادیو و تلویزیون می شناسیم که 140یا 150 سال عمر کرده اند آیا می توانید این را باور کنید ؟ در بدن هر انسانی هم نشانه ای برای اثبات این وجود دارد مثلا در حالی که موهای سر و صورت شما در هر دو هفته نیاز حتمی به سلمانی دارد در این حال موهای ابروی شما در طول عمرتان شاید هرگز نیاز به اصلاح پیدا نکند .پس عمر موهای ابرو خیلی بیشتر از موهای سرو صورت است .و درکل جوابهای زیادی وجود دارد که به این مختصر اشاره شد

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdi66 نمایش پست
    شما چرا حرف بی منطق میزنی ؟اگر عاملی با زور ایجاد شده باشد وقتی که رفع زور شد اون عامل هم از بین می رود .اما چرا بعد از سلطعه ی اعراب بر ایران از بین نرفت؟

    دوست عزیز نمی دانم کدام قسمت حرف من بی منطق بود ! اگر منظورتان رفع زور و شمسیر و سلطه اعراب است که این امر بعد از حمله مغول و سقوط عباسیان توسط هلاکو خان اتفاق افتاد یعنی بیش از 600 سال سلطه شمشیر عرب !! تا آن زمان تمامی حکام سرزمین شما از بغدا د حکم تنفیذ می گرفتند ! دوم اینکه دین ایرانیان مانند اروپائیان عقبه نداشت تا بتواند زنده بماند نه از باب صحت و اصالت بلکه از باب جمعیت و پشتیبانی ! اگر اسلام اسپانیا و اندلس را فتح کرد و با صلاح الدین ایوبی (کرد ایرانی) توانست چند ین سال دوام بیاورد ، پس از شکست از صلیبیون، از آنجائی که اروپای مسیحی در پشت سر اسپانیا حضور داشت نگذاشت که آئین مسیحیت بمیرد ، چیزی که برای ایران اتفاق نیفتاد !! کلا تمام ادیان سامی اول شمشیر می کشند و بعد حرف می زنند : موفق باشید

    الجنه تحت ظلال السیوف

    ضمنا فراموش کردم توصیه کنم ، که کتاب مستطاب " الفرق بین الفرق " نوشته بغدادی که بیش از هزار سال پیش نوشته شده است را بخوانید تا به فرقه های ایجاد شده در اسلام بیشتر آشنا شوید . موفق باشید

    نقل قول نوشته اصلی توسط کلات نمایش پست
    اولا از شما که در این سایت وارد شده اید تشکر می کنم .
    دوم، چه شایسته است که بحثها به صورت منطقی پیش رود تا نتیجه عاقلانه ای از صحبت ها گرفته شود. تمامی آنچه را که شما نوشته اید در قالب کتابها و مقالات گوناگون بحث و بررسی
    شده است و رد شده است .اینکه آدمها چرا بعضی زیاد و بعضی کم عمر می کنند همواره مورد بحث بوده است و در تاریخ بارها از این نمونه ها را دیده ایم .می توانی در حال حاضر به کتاب رکوردها یا به کتابهای قدیمی که درباره معمرین نوشته شده مراجعه کنی .اما اینکه گقته اند سلمان سیصد سال عمر کرده تنها یک نظر است نه اینکه حتما واقع شده باشد .امروزه ما در دنیا افرادی را از طریق رادیو و تلویزیون می شناسیم که 140یا 150 سال عمر کرده اند آیا می توانید این را باور کنید ؟ در بدن هر انسانی هم نشانه ای برای اثبات این وجود دارد مثلا در حالی که موهای سر و صورت شما در هر دو هفته نیاز حتمی به سلمانی دارد در این حال موهای ابروی شما در طول عمرتان شاید هرگز نیاز به اصلاح پیدا نکند .پس عمر موهای ابرو خیلی بیشتر از موهای سرو صورت است .و درکل جوابهای زیادی وجود دارد که به این مختصر اشاره شد

    تشکر از حضرتعالی و پاسخ شما :
    کاملا درست است که کلیه مباحثات بطور منطقی پیش برود !
    بنده با اطلاعات خود از علم بیو لوژی و نیز استعلام از علمای این علم امکان زنده ماندن سلولها را بیش از 130-140 سال محال می داند چه رسد به وضع بهداشت و سلامت 1400 پیش ! پیشنها د می کنم عزیزان سعی نکنند که سخنان محمد باقر مجلسی را توجیه علمی کنند چرا که به دام می افتند !! بعضی اوقات ایشان حرفهائی می زنند که بهتر است جزو روایات مشکوک تلقی شود و گرنه وای بحال ناقلان حدیثهای ایشان !! چه زجری خواهند کشید در باب رفوی این جملات !
    موفق باشید

    ضمنا جناب کلات عزیز! دوست دارم شماهمانطور که در عنوانتان مذکور است از منظر تاریخی به مسائل پاسخ بدهید نه علوم زیستی ! آن را به زیست شناسان و پزشکان وا می گذاریم !! این منطقی تر است مگه نه ؟!!
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۹/۰۱/۰۴ در ساعت ۱۱:۲۹

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    islamophobia




    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    دینی که با شمشیر به دیگران تلقین شود نتیجه اش انتقام گیری آن تازه دینداران از آن دین است !! ایرانیان با شیعه شدنشان و فرقه های تولیدی خود و یهودیان به با نفوذ به اسلام روایاتی را درست کردند که به عقل هیچ عربی هم درست بنظر نمی آید چه رسد به عقل هیچ آدم عاقلی !! یکی نیست بگه آخه آدم عاقل !! کدام آدمی سیصد سال عمر می کنه ! مگر زرتشتیان آتش پرستند ؟ آنها خدای یکتا راهزاران سال قبل از اجداد اعراب می پرستیدند !! اگر ظاهر بینی ارزش است پس مسلمانان هم سنگ پرست هستند !! سری به مکه بزنید تا ببینید ! واقعا که اسلام دین عزیزی است!!!
    سلام
    دوست عزيز هميشه تلقين شدن اسلام به شمشير به خاطر ستيزگري نيست آيه شريفه قرآن كه مسلمانان را به آمادگي براي حملات احتمالي دعوت مي كند نيز مؤيد همين مطلب است كه همواره چون دين اسلام مورد شكنجه و جنگ بوده مجبور بوده براي دفاع از خود اسم شمشير بياورد نمونه آن را امروز در فلسطين و غزه مي بينيد از يك سو مسلمانان را در دنيا به تروريست و جنگجو متهم مي كنند ولي در مقام عمل مي بينيم اين تنها مسلمانان هستند كه در دنيا مظلوم تر از همه واقع شدند و بيشترين آمار كشته شده ها در دنيا را هم آن ها تشكيل مي دهند. آيا فكر نمي كني اين اسلاموفوبيايي كه در دنيا به جهانيان تلقين مي شود نوعي تبليغ و در واقع توپ را در خانه حريف انداختن است؟
    ضمن اين كه مسئله عمر 300 سال هم امري شدني است و غير قابل انكار در پست هاي بعدي به آن اشاره مي كنم

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    طول عمر امري طبيعي است




    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    یکی نیست بگه آخه آدم عاقل !! کدام آدمی سیصد سال عمر می کنه ! مگر زرتشتیان آتش پرستند ؟ آنها خدای یکتا راهزاران سال قبل از اجداد اعراب می پرستیدند !!
    خداوند متعال مى فرمايد : «و مَن نّعمّره ننكّسه فى الخلق أفلا يعقلون ; (يس ، 68) هر كس را طول عمر دهيم ، در آفرينش واژگونه اش مى كنيم ]و به ناتوانى كودكى باز مى گردانيم[ ; آيا انديشه نمى كنند ؟!»
    همان خدايى كه قادر به تنكيس (واژگون ساختن ) است ، قادر به عدم آن نيز مى باشد ; چنان كه قرآن كريم مى فرمايد : «و هو على كلّ شىء قدير... ; (مائده ، 120) و او ]خدا[ بر هر چيزى تواناست .. .» .
    مطالعات و تحقيقات علوم طبيعى نيز نشان داده كه طول عمر ، امرى ممكن و طبيعى بوده و نمونه كسانى كه عمر طولانى داشته اند ، تنها در سلمان فارسي خلاصه نمي شود بسيار زياد رخ داده است .


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5

    اسرائيليات




    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    ایرانیان با شیعه شدنشان و فرقه های تولیدی خود و یهودیان به با نفوذ به اسلام روایاتی را درست کردند که به عقل هیچ عربی هم درست بنظر نمی آید چه رسد به عقل هیچ آدم عاقلی!!!
    دوست عزيز آن چه شما اشاره كردين امري است كه خود شيعه به آن توجه كامل داشته است
    اگر اطلاعاتي در اين زمينه نداريد بدانيد:
    اسرائيليات ـ روايات ساخته شده اهل كتاب مخصوصاً يهوديان تازه مسلمان مانند: عبدالله بن سلام، كعب احبار، وهب بن منبه، تميم دارى ـ است كه در بين روايات نفوذ كرده است. وجود اسرائيليات در كتاب هاى روايى و تفسيرى به چشم مى خورد كه در كتاب هاى اهل سنت بيشتر از كتاب هاى شيعه است; بنابراين بايد متخصصان حديث شناس روايات مربوط به قصه هاى قرآن را از لحاظ سند و دلالت نقد كنند تا معلوم شود كدام روايت قابل قبول است و كدام روايت جزو اسرائيليات مى باشد.
    براى توضيح كامل و بيشتر مى توانيد به كتاب پژوهش در باب اسرائيليات در تفاسير قرآن، نگارش دكتر محمدتقى ديارى، ناشر دفتر پژوهش و نشر سهروردى، مراجعه نماييد
    بنابراين انديشمندان ما براي جلو گيري از اين كه روايات اسرائيليات را به مردم ارائه ندهند فيلتر هاي فراواني را ساخته اند كه امروزه به علومي بسيار گسترده همچون علم درايةا لحديث و رجال و علومي از اين قبيل تبديل شده است كه اگر كسي بخواهد در اين فنون و علوم متبحر شود بايد سال ها پاي درس انديشمندان و كارشناسان اين رشته تلمز كند.


  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط از قرآن بپرس نمایش پست
    سلام
    دوست عزيز هميشه تلقين شدن اسلام به شمشير به خاطر ستيزگري نيست آيه شريفه قرآن كه مسلمانان را به آمادگي براي حملات احتمالي دعوت مي كند نيز مؤيد همين مطلب است كه همواره چون دين اسلام مورد شكنجه و جنگ بوده مجبور بوده براي دفاع از خود اسم شمشير بياورد نمونه آن را امروز در فلسطين و غزه مي بينيد از يك سو مسلمانان را در دنيا به تروريست و جنگجو متهم مي كنند ولي در مقام عمل مي بينيم اين تنها مسلمانان هستند كه در دنيا مظلوم تر از همه واقع شدند و بيشترين آمار كشته شده ها در دنيا را هم آن ها تشكيل مي دهند. آيا فكر نمي كني اين اسلاموفوبيايي كه در دنيا به جهانيان تلقين مي شود نوعي تبليغ و در واقع توپ را در خانه حريف انداختن است؟
    ضمن اين كه مسئله عمر 300 سال هم امري شدني است و غير قابل انكار در پست هاي بعدي به آن اشاره مي كنم

    دوست عزیز و کارشناس من :
    درود بر شما
    اینکه می فرمائید که دفاع از سر حدات و ثغور از اوجب واجبات است ؛ هیچ عقل سلیمی منکر آن نیست ! و قرآن نیز براین امر صراحت دارد اما ...
    من بجای محاجه شخصی، بسنده می کنم به ذکر تواریخ معتبر، خود قضاوت کنید که ایرانیان برای اسلام خطر بودند و به سرحدات اسلام و حجاز تعرض کردند یا اینکه لذت غارت ؛ مسلمانان بی پول را سرمست کرده بود :

    ... و چون عمر(خطاب) بدانست که پارسیان تن به جنگ نمی دهند به سعد و مسلمانان دستور داد که به حدود سرزمین آنها فرود آیند و همچنان بمانند و مزاحم آنها باشند . .( ترجمه تاریخ طبری ج 5 ص 1679).


    عمرو گفت: مردم سواد به یزدگرد پسر شهریار بنالیدند و کس پیش او فرستادند که عربان در قادسیه فرود آمده اند و پیداست که سر جنگ دارند و از هنگامی که به قادسیه آمده اند هر چه را میان آنها و فرات بوده ویران کرده اند و جز در قلعه ها مردم نمانده و چهار پا وآذوقه که در قلعه ها جا نگرفته از دست برفته و چیزی نمانده که ما را نیز از قلعه ها فرود آرند ، اگر کمک بما نرسد بناچار تسلیم آنها می شویم .....(ترجمه تاریخ طبری ج 5 ص 1671).


    .... عربان در قادسیه فرود آمدند و مصمم بودند صبوری کنند و بجای مانند که الله می خواست نور خویش را کامل کند ، بماندند و اطمینان یافتند و در سواد به غارت پرداختند و اطراف خویش را به ویرانی دادند و به تصرف آوردند و برای اقامت طولانی آماده شدند ، مصمم بودند بدین حال بمانند تا الله فیروزشان کند و" عمر" در اینگونه کارها تایید شان می کرد .( ترجمه تاریخ طبری ج 5 ص 1679).

    .... سعد با دوازده هزار کس به قادسیه رسید ، که جنگاوران ایام پیش بودند و نیز مردم بادیه که دعوت مسلما نان را پذیرفته بودند و به کمکشان آمده بودند و بعضیشان پیش از جنگ مسلمان شدند و بعضی دیگر پس از جنگ مسلمان شدند و در غنیمت شریک بودند و مانند جنگاوران قادسیه دو هزار هزار (دو میلیون) سهم گرفتند . .( ترجمه تاریخ طبری ج 5 ص 1683).

    در این روایات ذکر متعددی از عمر بن خطاب می شود چون این وقایع در سال 14 هجری رخ داده است ! و شما ممکن است بگوئید که ما شیعیان هم از عمر دل خوشی نداریم !! اما دقت کنید که مشاور اصلی عمر در این قضایا امام علی بوده اند (سن ایشان در آن زمان حدود35 سال بوده است ). و توصیه معروف ایشان به عمر در خصوص ماندن در مدینه و نرفتن به جنگ با ایرانیان معروف است !
    ----------------------------------------------------
    من به چند جمله بسنده می کنم از قرآن و از نهج البلاغه و نهج الفصاحه که شبهه اسرا ئیلیات در آن نباشد ! :

    سوره محمد آیه 4 : فاذالقیتم الذین کفروا فضرب الرقاب ...
    هنگامی که با کافران روبرو شدید گردنشان را بزنید ....

    خطبه 150 نهج البلاغه : ... حملوا بصا ئرهم علی اسیا فهم ....

    الجنه تحت ظلال السیوف (بهشت زیر سایه شمشیر قرار دارد )

    البته نمی دانم اسلاموفوبیا یک امر واقعی است یا نه ولی دید یک غربی با ما نسبت به تاریخ فرق دارد .!
    مثلا یک امریکائی و انگلیسی هیچوقت اسم بچه اش را آدولف هیتلر نمی گذارد اما ما بزرگترین شاعرمان " عمر" نام دارد (خیام) یا بسیاری از عزیزان وبستگانمان نامشان اسکندر و تیمور و چنگیز است !!!!بدون اینکه به تاریخ بدیده عبرت نگاه کنیم. فکر می کنیم تاریخ قصه ای برای تفریح و سرگرمی است !! کلا ماایرانیان طرفدار افراد غالب هستیم بدون اینکه توجه کنیم این فاتحین قاتلین پدرانمان و متجاوزین به نوامیسمان بوده اند !!
    شما اگر کتب تاریخی که ذکر کردم را بخوانید متوجه خواهید شد که شبیه ترین مسلمانان امروز به مسلمانان صدر اسلام وصحابه و تابعین ؛ همین طالبان پاکستان هستند نه امثال شریعتی که ملقمه ای از دموکراسی غربی و عرفان ایرانی را بنام اسلام قلمداد کرده است !!


    طبیعی است که یک غربی با خواندن تاریخ ودیدن زمانی که اسلام قدرت و شمشیر در دست داشت ؛ از او بترسد و نگران تکرار تاریخ شود !

    موفق و منصف باشیم انشاءالله

    نقل قول نوشته اصلی توسط از قرآن بپرس نمایش پست
    دوست عزيز آن چه شما اشاره كردين امري است كه خود شيعه به آن توجه كامل داشته است
    اگر اطلاعاتي در اين زمينه نداريد بدانيد:
    اسرائيليات ـ روايات ساخته شده اهل كتاب مخصوصاً يهوديان تازه مسلمان مانند: عبدالله بن سلام، كعب احبار، وهب بن منبه، تميم دارى ـ است كه در بين روايات نفوذ كرده است. وجود اسرائيليات در كتاب هاى روايى و تفسيرى به چشم مى خورد كه در كتاب هاى اهل سنت بيشتر از كتاب هاى شيعه است; بنابراين بايد متخصصان حديث شناس روايات مربوط به قصه هاى قرآن را از لحاظ سند و دلالت نقد كنند تا معلوم شود كدام روايت قابل قبول است و كدام روايت جزو اسرائيليات مى باشد.
    براى توضيح كامل و بيشتر مى توانيد به كتاب پژوهش در باب اسرائيليات در تفاسير قرآن، نگارش دكتر محمدتقى ديارى، ناشر دفتر پژوهش و نشر سهروردى، مراجعه نماييد
    بنابراين انديشمندان ما براي جلو گيري از اين كه روايات اسرائيليات را به مردم ارائه ندهند فيلتر هاي فراواني را ساخته اند كه امروزه به علومي بسيار گسترده همچون علم درايةا لحديث و رجال و علومي از اين قبيل تبديل شده است كه اگر كسي بخواهد در اين فنون و علوم متبحر شود بايد سال ها پاي درس انديشمندان و كارشناسان اين رشته تلمز كند.

    دوست عزیز از اسامی که شمردید و آنهائی که من نام می برم بعضی از دوستان نزدیک و یاران پیامبر بوده اند که اینجانب نمی تواند بپذیرد که پیامبر از آینده خبر نداشته باشند و در صحت اعمالشان شک کنم .اینها همه یهودی بوده اند :
    - کعب الاحبار ( یکی از چهار کاتب قرآن )
    - ابن ابی الکعب (کاتب قرآن و سیذ القراء و از دوستان صمیمی پیامبر )
    - ابو موسی اشعری مسلمان شده در جنگ خیبر: تمامی خاندان اشعری درفتح قم شرکت داشتند و سرزمین قم و مردمان آن دیار را او وخانواده اش مسلمان کردند ! منبع تاریخ قم : محمد بن حسن بن حسن قمی (بیش از هزار سال پیش ).

    - مروان داماد عثمان (یهودی زاده بوده) ذکر شده در نهج البلاغه (خطبه 73) .

    - صفیه همسریهودی پیامبر

    بالاخره این همه یهودی تازه مسلمان قطعا برای هر دینی تهدید محسوب می شوند !
    من به یک جمله از عایشه همسر محبوب و جوان پیامبر که نظرش را در مورد صفیه به پیامبر اعلام کرد ؛ ختم می کنم :
    پیامبر از (عایشه پرسید ) : او(صفیه) را چگونه می بینی ؟
    عایشه گفت : او بظاهر مسلمان است و یهودی بیش نیست ! و پیامبر خندید !
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۹/۰۱/۰۴ در ساعت ۱۱:۳۵ دلیل: ترکیب پستها

  15. تشکر


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    طبری 1679:

    قدام حارثى گويد: رستم مردم حيره را پيش خواند، خيمه‏گاه او بر كنار دير بود، به آنها گفت: «اى دشمنان خدا! خوشدل شده‏ايد كه عربان به ديار ما آمده‏اند و خبر گير آنها شده‏ايد و با مال خويش قوتشان داده‏ايد.» كسان، ابن بقيله را پيش انداختند و گفتند: «تو با او سخن كن» ابن بقيله پيش رفت و گفت: «اينكه گفتى از آمدن عربان خوشدل شده‏ايم، چه كرده‏اند كه خوشدل باشيم، به پندار آنها ما بندگانشان هستيم، بر دين ما نيستند و ما را جهنمى مى‏شمارند. اينكه گفتى خبر گيران آنها بوده‏ايم آنها را چه حاجت كه ما خبرگيرشان باشيم، ياران تو از مقابل آنها گريخته و دهكده‏ها را خالى كرده‏اند و هر كجا به چپ و راست خواهند روند و كس مانعشان نيست. اينكه گفتى با مال خويش قوتشان داده‏ايم با مالمان جانهايمان را از آنها محفوظ داشته‏ايم ( مبلغ مصالحه100هزار درهم) كه (مابه شما باج می دادیم و) شما از ما دفاع نكرديد و بيم داشتيم كه اسيرمان كنند و جنگ اندازند و جنگاورانمان را بكشند. كسانى از شما كه با آنها مقابل شدند مقاومت نيارستند و ما از آنها زبونتريم، بجان خودم كه شما را بيشتر از آنها دوست داريم و رفتارتان را بهتر مى‏پسنديم، ما را در مقابل عربان حفظ كنيد تا يار شما باشيم كه ما چون بوميان سواد، بندگان غالبيم.» رستم گفت «اين مرد سخن راست آورد.» ابن رفيل به نقل از پدرش گويد: رستم در دير به خواب ديد كه فرشته‏اى به اردوى پارسيان آمد و همه سلاحها را مهر زد
    ________________-
    البته این سخن این مرد درواقع برای دل خوشی رستم بود چنانکه میخوانیم :
    یحیی بن ادم در کتاب الخراج اورده که روسای سواد عراق ، پس پیروزی مسلمین به خلیفه نوشتند : « وضع ما چنان بود که ایرانیان برما چیره شدند و در حق ما اسیب و ظلم روا داشتند و از بدیها و ستمهای ایشان سخن گفتند تا به جایی که از نوامیس و زنان خود یاد کردند انگاه به خلیفه گفتند چون خدا شما را به دیار ما اورد از امدنتان شادمان شدیم و نه شما را از کاری بازداشتیم و نه با شما کارزار کردیم تا انان را از سرزمین ما بیرون راندید» الخراج نوشته یحیی بن ادم ص 50 +شبیه این امده در: الاموال اثر عبید قاسم بن سلام ص 204

    ادامه طبری 1679:

    نضر گويد: «وقتى رستم اطمينان يافت جالنوس را از نجف روان كرد و او با پيشاهنگان سپاه برفت و ما بين نجف و سليحين اردو زد آنگاه رستم حركت كرد و در نجف فرود آمد، از آن وقت كه رستم از مداين در آمد و در ساباط اردو زد تا وقتى كه از آنجا در آمد و با سعد مقابل شد چهار ماه بود كه پيش نمى‏رفت و جنگ نمى‏كرد به اين اميد كه عربان از ماندن خسته شوند و بروند كه جنگ با آنها را خوش نداشت و بيم داشت بدو نيز آن رسد كه به پيشينيان وى رسيده بود. همچنان تعلل مى‏كرد اما شاه وى را به شتاب و حركت و پيش روى واداشت تا دل به جنگ داد.
    و چون رستم در نجف فرود آمد، خوابش تجديد شد و همان فرشته را به خواب ديد كه پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم و عمر با وى بودند و فرشته سلاح پارسيان را بگرفت 509) (510 و مهر زد و به پيمبر خدا داد و او نيز همه را به عمر داد. صبحگاهان رستم سخت غمگين بود و چون رفيل اين را بديد به اسلام راغب شد و همين قضيه سبب مسلمانى وى شد.
    و چون عمر بدانست كه پارسيان تن به جنگ نمى‏دهند به سعد و مسلمانان دستور داد كه به حدود سرزمين آنها فرود آيند و همچنان بمانند و مزاحم آنها باشند.
    عربان در قادسيه فرود آمدند و مصمم بودند صبورى كنند و بجاى بمانند كه خدا مى‏خواست نور خويش را كامل كند، بماندند و اطمينان يافتند و در سواد به غارت پرداختند و اطراف خويش را به ويرانى دادند و به تصرف آوردند و براى اقامت طولانى آماده شدند، مصمم بودند بدين حال بمانند تا خداى فيروزشان كند و عمر در اينگونه كارها تأييدشان مى‏كرد.
    و چون شاه و رستم اين بديدند و حال عربان را بدانستند و از كارشان خبر يافتند بدانستند كه اين قوم دست برداشتنى نيستند و شاه بدانست كه اگر ساكت بماند او را نخواهند گذاشت و لازم ديد كه رستم را بفرستد .


    رفتار عمر با مردم ان دیار در بین النهرین چنین بود :
    تاريخ‏الطبري/ رویه :2040

    عمر بن خطاب سخن كرد و گفت: «اى مردم، بخدا من عاملان را سوى شما نمى‏فرستم كه شما را بزنند يا اموالتان را بگيرند بلكه ميفرستمشان كه شما را دين و سنت آموزند و هر كه با وى جز اين كنند پيش من آرد، بخدايى كه جان عمر را به فرمان دارد از او قصاص مى‏گيرم» در اين وقت عمرو بن عاص برجست و گفت: «اى امير مؤمنان اگر يكى از امراى مسلمانان كه بر رعيت گماشته شده يكى از رعيت خويش را تاديب كند قصاصش مى‏كنى؟»
    گفت: «آرى بخدايى كه جان عمر را به فرمان دارد از او قصاص مى‏گيرم چگونه قصاص نگيرم كه پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم را ديدم كه از خويشتن قصاص مى‏گرفت، مسلمانان را مزنيد كه ذليل شوند و دور از وطن بسيار نگهداريد كه به فتنه افتند از حقوقشان بازشان مداريد كه كافر شوند و در باتلاقها مقرشان ندهيد كه تباه شوند.» و چنان بود كه عمر شخصاً عسسى مى‏كرد و بر منازل مسلمانان مى‏گذشت و از وضع ايشان خبر مى‏گرفت.

    رفتار عمر چنان بود(طبری 2064) :
    اسود بن يزيد گويد: وقتى فرستادگان پيش عمر مى‏آمدند در باره اميرشان مى‏پرسيد و نكوئى او مى‏گفتند.
    مى‏گفت: «به عيادت بيمار مى‏رود؟» مى‏گفتند: «آرى.» مى‏گفت: «رفتار وى با ضعيف چگونه است. آيا بر در معطل نمى‏ماند؟» اگر در باره يكى از اين خصايل، جواب منفى بود او را عزل مى‏كرد.""

    عمر میگفت " کسی که به مسلمان یا غیر مسلمانی زیان رساند (وجبران ننماید) ملعون است. " الخراج قاضی یوسف رویه 107

    از اینرو عمر به ابو عبیده نامه نوشت و فرمان داد که " مسلمانان را از انکه بر کسی از اهل ذمه ستم کنند بازدارد" همان

    کعب الاحبار ( یکی از چهار کاتب قرآن )
    - ابن ابی الکعب (کاتب قرآن و سیذ القراء و از دوستان صمیمی پیامبر )

    عجب اطلاعات عمیقی!

    کعب الحبار : کعب بن ماتم معروف به کعب الاحبار در اغاز از علمای یهود حمیر بوده که در عهد عمر بن خطاب اسلام اورده است و اخبار و روایات زیادی از وی نقل شده که بیشتر اسرائیلیات است (دهخدا) و ابن ابی الحدید گوید نسبت به علی انحراف داشته است.

    در ضمن گفته عایشه نیز از روی حسودی زنانه بوده است

    ابو موسی نیز بنا بروایتی در سال هفتم و بنا روایتی در سال نهم مسلمان شد ونیز اهل یمن بوده ربطی به یهود خیبر ندارد
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۸/۰۸/۱۰ در ساعت ۰۹:۱۶

  17. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود