صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: طبق روایت خمس چه افرادی (مشاغلی) از طرف امام عصر عج پذیرفته نیست!؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما طبق روایت خمس چه افرادی (مشاغلی) از طرف امام عصر عج پذیرفته نیست!؟




    باسلام
    دوست دارم بدانم امام عصر عج خمس همه افراد را قبول میکند؟
    اگر قبول نمیکند چه مشاغلی را شامل میشود و چگونه حلال از حرام تشخیص داده میشود؟!

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,642
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    826 پست
    حضور
    119 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام الله




    طبق روایت خمس چه افرادی (مشاغلی) از طرف امام عصر عج پذیرفته نیست!؟




    کارشناس بحث: پیام

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    طبق روایت خمس چه افرادی (مشاغلی) از طرف امام عصر عج پذیرفته نیست!؟


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام "سوال شما خیلی کلی ونامفهومه وببیشترمربوط به بخش احکامه.



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست
    سلام "سوال شما خیلی کلی ونامفهومه وببیشترمربوط به بخش احکامه.
    باسلام
    بیشتر خواستم بدانم امام عصر عج ما را دعوت میکند که به چه شغل هایی رو بیاوریم و از چه شغل هایی دوری کنیم.
    چون ماهیت پرداخت خمس پاک شدن است.


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برای شناخت نظر اسلام وامامان معصوم(ع)و از آن­جا که تجارت و کسب نقش مهمی در زندگی مردم و رشد اقتصادی جامعه دارد و اقتصاد سالم مرهون آن است؛ از این‌رو لازم است که یک فرد تاجر و کاسب پیش از کار تجارت، نسبت به موضوعات و قوانین و احکام فقهی آن آشنا گردد، تا در معاملات و داد و ستد در مسیر ربا و معاملات نامشروع قرار نگیرد؛ همان‌طور که امام علی(ع) می‌فرماید: «اى تجّار و کسبه! اوّل احکام معاملات و تجارت را یاد بگیرید، آن‌گاه به کار تجارت بپردازید».[1]
    یکی از موارد شناخت احکام معاملات، اقسام مکاسب است. تجارت و کسب مال به احکام پنج‌گانه تقسیم می‌شود: 1. کسب‌های‌ واجب: کسب‌های‌ واجب آن کسب‌های حلالی هستند که فرد آن‌را شغل و پیشه خود قرار داده و غیر از آن درآمد دیگری برای زندگی ندارد؛[2] مانند کسب و کار و تلاش براى زندگى از طریق تجارت، زراعت، صنعت و مانند آن براى کسانى که مخارج همسر و فرزند خود را ندارند، همچنین کسب و کار براى حفظ نظام و تأمین احتیاجات جامعه‌ی اسلامى.[3] 2. کسب‌های مستحب: کسب‌هایی که برای کارهای مستحبی انجام شود؛ مانند کسب برای وسعت و گشایش روزی بر خانواده (زیادتر از هزینه واجب)، و یا برای دستگیری از فقرا.[4] 3. کسب‌های حرام: درآمد‌هایی که فرد آن‌را از راه حرام به ­دست می­آورد و این به شکل‌های مختلفى امکان‌پذیر است؛ مانند کسب به ابزار موسیقی حرام، کسب به ابزار قمار و مانند اینها.[5] 4. کسب‌های مکروه: کسب‌هایی که به جهت آثاری که دارد، انجام آن، شایسته نیست؛[6] همان­طور که در روایاتی از شغل‌هایی؛ مانند کفن فروشی و برده‌فروشی نکوهش شده است.[7] 5. کسب‌های مباح: کسب‌هایی که غیر از موارد بالا باشد و نسبت به انجام و یا ترک آن هیچ رجحانی نباشد.[8] گفتنی است؛ برخی از کسب‌های مستحب، یا مکروه و یا مباح می‌تواند به جهت نیازهای ضروری زندگی واجب شود.
    [1]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 5، ص 150، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.
    [2]. علامه حلّى، حسن بن یوسف، تبصرة المتعلمین فی أحکام الدین، محقق و مصحح: یوسفى غروى، محمد هادى، ص 93، مؤسسه چاپ و نشر وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، تهران، چاپ اول، 1411ق.
    [3]. مکارم شیرازى، ناصر، رساله توضیح المسائل، ص 324، م 1748، انتشارات مدرسه امام على بن ابى طالب(ع)، قم، چاپ پنجاه و دوم، 1429ق.
    [4]. تبصرة المتعلمین فی أحکام الدین، ص 93؛ امام خمینى، توضیح المسائل، محقق و مصحح: قلى‌پور، مسلم، ص 420، م 1946، چاپ ‌اول، 1426ق.
    [5]. تبصرة المتعلمین فی أحکام الدین، ص 93.
    [6]. ر.ک: ابن فهد حلّی، جمال الدین احمد بن محمد، المهذب البارع فی شرح المختصر النافع، محقق و مصحح: عراقی‌، مجتبی، ج 2، ص 352، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1407ق؛ علامه حلّی، حسن بن یوسف، إرشاد الأذهان إلی أحکام الإیمان، محقق و مصحح: حسون‌، فارس، ج 1، ص 356، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1410ق.
    [7]. الکافی، ج 5، ص 114؛ و ر.ک: شیخ بهایی، ساوجی، نظام بن حسین، جامع عباسی و تکمیل آن(محشی)، ص 476 - 477، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1429ق.
    [8]. جامع عباسی و تکمیل آن(محشی)، ص 476.


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جهت کلّی این تنزیه‌ها و ترغیب‌های شرعی نسبت به مشاغل و حرفه‌ها، این است که شارع نسبت به آثار تخریبی و یا سازندگی این حرفه‌ها بر روی روح انسان‌ها نظر داشته است، لذا برخی از شغل‌ها را مورد تحسین قرار داده است، چون برای انسان نقش سازندگی داشته و برخی از حرفه‌ها را مذمّت کرده است، چون نقش تخریبی داشته است.
    انسان به طور معمول، در چهار محیط روش می‏گیرد. این یادگیری از محیط خانوادگی شروع شده، در محیط آموزشی ادامه می‌یابد، در محیط سوم یعنی فضای رفاقتی و چهارمین محیط که محیط شغلی است، کامل می‌شود.
    این مباحث بر گرفته از بیانات حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی می باشد که به صورت هفتگی در مسجد جامع بازار ایراد می گردد .
    قبلا در مورد محیط دوستی و تأثیراتش باید ها و نبایدها سخنان ایشان را به شما عزیزان منتقل کردیم و هم اکنون وارد بحث محیط کاری میشوییم . انشائ الله که بشنوییم و آویز ه ی گوشمان قرار دهیم .
    یک تذکر؛ تأثیر تربیتی تدریجی است
    انسان با دیدار، گفتار و همچنین کردار، روش می‏گیرد، امّا این امر در صورتی است که آن عمل تکرار شود. اگر عملی تکرار شد، به تدریج برای انسان به صورت ملکه در ‏آمده و ما اسم آن را «روش» می‏گذاریم. روش یعنی چه؟ یعنی همان ملکه‏ای که بر اثر تکرار عمل برای انسان حاصل شده است.
    سه بحث محوری پیرامون محیط شغلی:
    بحث محیط شغلی از بحث خود شغل جداست ما در صدد هستیم که بیشتر تأثیرات محیط شغلی را بررسی کنیم .

    نکاتی که باید به آن ها توجه داشت :


    اوّل؛ تأثیر شغل‌‌ها از نظر تربیتی
    اما اوّل؛ نفس شغل و حرفه. ما در اسلام راجع به حرفه‏ها احکام متفاوتی داریم. مثلاً حرفه‏هایی هست که حرام هستند و برخی حرفه‌ها مکروه‌اند و ... ما به سراغ حرفه‏های حرام نمی‏رویم ، لذا بحث ما در مورد شغل‌های غیر حرام است.
    بررسی انواع شغل‌های غیر حرام :
    ما می‏بینیم که شارع مقدّس، از بعضی مشاغل به نوعی تنزیه کرده و به اصطلاح آنها را به عنوان شغل‌های مکروه معرفی نموده است. مثلاً گفته است که فلان شغل، مکروه است. یک دسته از مشاغل و حرفه‌ها را هم می‏بینیم برعکس ترغیب کرده و گفته است که مستحب است. هر دو مورد اشکال شرعی ندارد ولی یکی مکروه و دیگری مستحب است. چرا این‌طور است که نسبت به یک شغل، تنزیه شرعی وجود دارد و به یکی ترغیب شده است؟
    امام صادق(علیه‌السلام) درباره فلّاحان سؤال کردم؛ حضرت فرمودند: آنها کشاورز بودند و هیچ کاری نزد خداوند از کشاورزی بهتر نیست. هیچ پیغمبری نبود مگر آن‌که زراعت می‏کرد جز إدریس که خیاط بود. من این روایت را برای مقابله با روایت قبلی آوردم

    جهت کراهت داشتن برخی شغل‌ها


    در روایاتی که ‏درباره نهی از بعضی شغل‌ها و حرفه‌ها وارد شده است، اشاره‌ای هم به جهت حکم هم وجود دارد. مثلاً در روایاتی این‌طور آمده است که شما به دنبال این حرفه نباشید و به نروید سراغ آن نروید، در ادامه هم به جهت این کراهت اشاره کرده‌اند که دلیل این حکم آن است که این شغل، بر روی روح شما نقش تخریبی دارد. به‌طور کلّی نقش تخریبی یک حرفه نسبت به روح انسان، دلیل کراهت داشتن آن شغل است. این همان نکته‌ای است که ما در باب تربیت می‏گوییم که انسان باید مواظب چیزهایی که بر روی روش و ملکات او تأثیر می‌گذارند باشد؛ لذا چون این شغل‌ها بر روی روح انسان اثر منفی گذاشته و به آدمی‏ملکه و روشی می‏دهد که زشت است، به ضرر انسان بوده و مکروه است.
    عکس این قضیه هم در شرع وجود دارد که شارع بعضی از مشاغل را تحسین کرده و گفته است که فلان شغل و حرفه نه تنها نقش تخریبی ندارد، بلکه سازنده است. آن وقت نقش تخریبی و سازندگی مشاغل نسبت به روح انسان که مبحثی جدا میطلبد و در این مجال نمی گنجد.

    آثار تخریبی شغل

    جهت کلّی این تنزیه‌ها و ترغیب‌های شرعی نسبت به مشاغل و حرفه‌ها، این است که شارع نسبت به آثار تخریبی و یا سازندگی این حرفه‌ها بر روی روح انسان‌ها نظر داشته است، لذا برخی از شغل‌ها را مورد تحسین قرار داده است، چون برای انسان نقش سازندگی داشته و برخی از حرفه‌ها را مذمّت کرده است، چون نقش تخریبی داشته است. (توجه کنید که بحث ما در مورد خود شغل است، مراحل بعدی را بعداً بررسی می‌کنیم. این کلی قضیه بود.)

    بررسی معیار انتخاب شغل از منظر ائمه اطهار(علیهم‌السلام):


    من می‌خواهم بعضی از مشاغل را به عنوان مثال ذکر کنم و این مطلب را در مورد آنها توضیح و تطبیق دهم. ما در مجموعه روایاتمان، روایات متعددی نسبت به مشاغل‏ داریم که شارع مقدس بعضی از آنها را نهی کرده است. در روایت مفصلی از امام صادق(علیه‌السلام) که اسحاق‌بن‌عمار آن را نقل می‏کند، آمده است که: اسحاق به حضرت وارد شد و به ایشان گفت: خداوند پسری را به من داده است و... اسحاق می‌گوید: به حضرت عرض کردم: «فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فِی أَیِّ الْأَعْمَالِ أَضَعُهُ؟» من می‏خواهم فرزندم را بر سر یک کار گذاشته و شغلی برایش انتخاب کنم. چه کنم و او را بر سر چه کاری بفرستم؟ سائل از حضرت می‌پرسد که شما دوست دارید پسرم چه کاره شود؟

    1. زرگری نزدیک به ربا است!


    حضرت به او فرمودند: او را بر سر یک‌سری از کارها مگذار! «لَا تُسْلِمْهُ صَیْرَفِیّاً»، او را به زرگری نفرست. جهت آن را هم گفتند و من عین آن را می‏خوانم: «فَإِنَّ الصَّیْرَفِیَّ لَا یَسْلَمُ مِنَ الرِّبَا»1، اگر او را به زرگری بفرستی، سر از ربا در می‌آورد. چون شما می‏دانید که زرگری از شغل‌ها و معاملاتی است که به سرعت ربا در آن پیدا می‌شود. مثلاً در تبدیل طلا به طلا، اگر یک گرم اضافه‏تر شود، این ربا است. آدم یک‌باره به چاله حرام‏خواری می‌افتد. این شغل مخاطره دارد. اصل شغل حرام نیست ولی چون ممکن است تو را به گناه بیاندازد، و گناه هم روح تو را تخریب کرده و استمرار آن روش صحیح تو را تخریب می‌کند، لذا شغل مکروهی است و از آن نهی شده است.
    امام صادق علیه السلام فرمودند: فرزندت را به کفن‌فروشی هم نفرست. ما در روایات داریم که این شغل هم مکروه است. چون کفن‌فروش، دائماً در فکر این است که مردم زودتر بمیرند تا او کفن‏هایش را بفروشد

    زراعت کار انبیاء است



    حالا من می‌خواهم به یک نکته روانی اشاره کنم که در روایاتمان هست و آن مقابل این حرف است. یعنی در روایات ما نسبت به زرگری نهی وجود دارد و در مقابل آن نسبت به شغلی دیگر ترغیب و تشویق وجود دارد که اینها از نظر روانی در مقابل هم هستند. یکی نهی است، حالا مقابلش آن شغلی که امر است را نگاه کنید! تا ببینیم چه نکته‌ای از آن به دست می‌آید. در میان مشاغل، شغلی که به آن بسیار امر شده است «فلاحت و زراعت» است. هارون واسطی که از اصحاب امام صادق‌(علیه‌السلام) است، می‌گوید: «سَأَلْتُ جَعْفَرَبْنَ‌مُحَمَّدٍ علیهماالسلام عَنِ الْفَلَّاحِینَ» از امام صادق(علیه‌السلام) درباره فلّاحان سؤال کردم؛ «فَقَالَ هُمُ الزَّارِعُونَ كُنُوزُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ مَا فِی الْأَعْمَالِ شَیْ‏ءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنَ الزِّرَاعَةِ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً إِلَّا زَارِعاً إِلَّا إِدْرِیسَ عَلیهِ‌السَّلامُ فَإِنَّهُ كَانَ خَیَّاطاً للفلاحین»2 حضرت فرمودند: آنها کشاورز بودند و هیچ کاری نزد خداوند از کشاورزی بهتر نیست. هیچ پیغمبری نبود مگر آن‌که زراعت می‏کرد جز إدریس که خیاط بود. من این روایت را برای مقابله با روایت قبلی آوردم.

    کار با «گِرَم» و کار با «خروار» فرق دارد!


    من می‏خواهم نکته دقیقی را عرض کنم؛ این شغل‏ها از نظر اثرگذاری بر روی روح، کاملاً تقابل دارند. یکی تنگ‏نظری می‏آورد، یکی وسعت‌نظر می‏آورد. چرا این را نهی‏ می‏کند و به آن امر می‏کند؟ چون زرگری، با وزن کم یعنی مثقال و گرم سر و ‏کار دارد و تنگ‏نظری می‏آورد. آدمی‏که هر روز با «گرم» کار می‏کند، از نظر روحی تنگ‏نظری پیدا می‌کند. امّا زراعت کاری است که سر و کار آدم با خروار است و روح انسان را کوچک نمی‌کند. این شغل از نظر روانی حسن دارد و برای آدم بلندنظری می‏آورد. معارف ما خیلی دقیق است.
    به اندازه مطمئن وزن کنید!
    این مطالبی را که من می‌گویم، از خودم نیست، همه از آیات و روایات ما گرفته شده است و محصَّل معارف ما است. «وَ زِنوا بِالقِسطاسِ المُستَقیم»3 با مکیال و ترازوی دقیق وزن کنید. کم گذاشتن که حرام است، منظور این است که طوری وزن کنید که مطمئن شوید، کم نگذاشته‌اید. این کار، با روحیه تنگ‌نظری قابل انجام نیست. لذا حضرت در روایت قبلی به این سراشیبی اشاره می‏کنند که این حرفه انسان را به سمت سقوط در گناه سوق می‌دهد. بسیار احتمال دارد که انسان در این شغل به حرام آلوده شود. وقتی تنگ‌نظر شدی، به ربا می‌افتی، ربایی که در روایات و در آیات قرآن کریم شدیداً از آن نهی شده است.

    شکسته شدن قبح ربا


    انسان با چنین شغلی، از نظر روحی و روانی، حریمش نسبت به ربا، از بین می‏رود. یعنی یک انسان مسلمان، که آیات و روایات، اینهمه دارند او را از ربا می‌ترسانند، وقتی وارد این کار می‌شود، کم‌کم ترسش از بین می‌رود و آرام‏آرام به رباخواری عادت می‏کند. حرمت این کار شکسته می‏شود و کار تمام می‌شود. این شغل اثر سوء روی روح می‏گذارد. وقتی هم که رباخواری عادی شد که دیگر وامصیبت است! به این می‏گویند: نقش تخریبی در بعد دینی و حضرت هم به همین مطلب اشاره می‏کنند، لذا نهی می‏کنند که فرزندت را بر سر این کار نگذار!

    تأثیر تدریجی از تکرار عمل :


    البته این‌طور نیست که فقط به همین خاطر از این کار نهی شده باشد و چه بسا ابعاد گوناگون و نقش‏های دیگری وجود داشته باشد، که به خاطر آنها از این شغل‌ها نهی کرده‌اند، ولی آنچه اشاره شده است این جنبه است. روح با استمرار یک عمل، روش می‏گیرد و کار برایش عادی می‏شود. وقتی یک چیز عادت شد یعنی ملکه شده است و ملکه هم همان تربیت است. در اینجا محیط شغلی و خود شغل، مربی من شده است. «شغل» چگونه دارد من را تربیت می‏کند؟ با تکرار عمل، تربیت تخریبی و اثر سوء دارد. چنین روشی را می‏دهد که قبح برخی گناهان را از بین می‏برد. زرگری قبح رباخواری را پیش من از بین می‏برد.
    انسان با ربا، از نظر روحی و روانی، حریمش نسبت به ربا، از بین می‏رود. یعنی یک انسان مسلمان، که آیات و روایات، اینهمه دارند او را از ربا می‌ترسانند، وقتی وارد این کار می‌شود، کم‌کم ترسش از بین می‌رود و آرام‏آرام به رباخواری عادت می‏کند. حرمت این کار شکسته می‏شود و کار تمام می‌شود

    2. کفن‌فروش، مرگ مردم را می‌خواهد!


    «وَ لَا تُسْلِمْهُ بَیَّاعَ الْأَكْفَانِ فَإِنَّ صَاحِبَ الْأَكْفَانِ یَسُرُّهُ الْوَبَاءُ إِذَا كَانَ»، حضرت در ادامه فرمودند: فرزندت را به کفن‌فروشی هم نفرست. ما در روایات داریم که این شغل هم مکروه است. چون کفن‌فروش، دائماً در فکر این است که مردم زودتر بمیرند تا او کفن‏هایش را بفروشد. بدانید جمله به جمله این مطالبی که من می‌گویم، متن روایات است و من از خودم حرفی ندارم. در روایت آمده است که کفن‌فروش می‌گوید: هر چه مرده بیشتر شود، برای من بهتر است؛ لذا این شغل هم مکروه است. نفس شغل بر روی روح اثر سوء دارد.

    3. قصّاب دل‌سخت می‌شود!


    بعد در ادامه حدیث دارد: «وَ لَا تُسْلِمْهُ جَزَّاراً»، جزار یعنی سلّاخ؛ حضرت فرمودند: فرزندت را به کار سلاخی نگمار! در روایت دیگری که آن هم از امام صادق(علیه‌السلام) است آمده است که امام صادق از پیغمبر اکرم نقل می‏کند: «عن أبی عبدالله جعفربن‌محمد(علیهماالسلام) قال: إن رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه وآله‌وسلم) قال:» پیغمبر فرمودند که من به خاله‌ام غلامی‏را هدیه دادم و گفتم: «إِنِّی أَعْطَیْتُ خَالَتِی غُلَاماً وَ نَهَیْتُهَا أَنْ تَجْعَلَهُ قَصَّاباً»، این غلام را برای کار قصابی نگذار! «أَوْ حَجَّاماً أَوْ صَائِغاً»4 «صائغ» همان زرگر است.

    قصاب با گوشت فروش فرق دارد


    در روایت قبلی داشت «جزار» و در اینجا دارد «قصاب» که البته معنای اینها قصابی به معنایی که امروزه متداوّل است، نیست. اصل آن از نظر لغت، به کسی گفته می‌شود که شتر و گوسفند را سر می‏برد، یعنی کارش سر بریدن است نه گوشت فروختن.5 روایت می‌گوید ولو این‌که قصاب سر حیوان را می‏برد، ولی این شغل و حرفه، از نظر تربیتی اثر سوء دارد. حضرت در ادامه جهت این نهی را بیان می‏فرماید که: «فَإِنَّ الْجَزَّارَ تُسْلَبُ مِنْهُ الرَّحْمَةُ»، چرا که قصاب، مهربانی‌اش را از دست می‌دهد. در روایت دیگر در مورد جهت این نهی آمده است: «وَ امّا الْقَصَّابُ فَإِنَّهُ یَذْبَحُ حَتَّى تَذْهَبَ الرَّحْمَةُ مِنْ قَلْبِهِ»7 قصاب آن‌قدر ذبح می‌کند تا مهر و عطوفت از دلش می‌رود.6

    تضعیف روحیّات و ملکات فطری


    انسان از نظر فطری این‌گونه است که از کشتار بدش می‏آید. این جزء فطرت همه ما است. انسان از کشتن بدش می‏آید. چه بسا انسان از کشتن بعضی از جانوران موذی هم خوشش نمی‌آید. اگر بنا شود که کشتار، حرفه آدم شود، این روحیه ملکه خواهد شد.


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اسلام برای اینکه روابط اقتصادی نیز همانند روابط اجتماعی با صداقت و راستی و از روی عدالت و رضایت انجام پذیرد و مصالح فردی و اجتماعی تأمین گردد و نیز از هر گونه هرج و مرج و اختلاف و درگیری جلوگیری شود و مردم در تمام عرصه‌های زندگی از جمله معاملات با خیال راحت و خوشی و خرّمی و آرامش زندگی کنند، در زمینه تجارت و معاملات نیز احکام و قوانینی مقرر داشته است تا با اجرای آنها بتوانند زندگی سالم و خداپسندانه‌ای داشته باشند.
    کسب و کار و معاملات و سایر مشاغل از نظر اسلام همانند اعمال دیگر پنج قسم دارد:
    1. واجب: همانند کار و کسب و معامله‌ای که برای تأمین مخارج زندگی خود و خانواده انسان و حفظ آبرو باشد.
    2. مستحب: همانند اشتغالاتی که برای جامعه و خانواده مفید و سودمند باشد.
    3. مکروه: همانند اشتغال به کفن فروشی و امثال آن به عنوان یک شغل و تجارت در آن کالا.
    4. مباح: مانند معاملاتی که نه موجب زیان افراد و جامعه است و نه مورد نیاز آنان.
    5. حرام: مانند معاملاتی که مربوط به مواد مخدر و اجناس مضرّ و غیر پاکیزه همانند هروئین و مشروبات الکلی و اموال مسروقه انجام می‌گیرد.
    عموم حرفه‌ها و اشتغال‌های تولیدی و توزیعی و خدماتی مثل کار بنگاه‌داری و آژانس و امثال آن در صورتی که با شرایط صحیح و طبق دستور شرع انجام گیرد، علاوه بر تأمین زندگی خود و خانواده و حفظ آبروی شخص و خانواده یک نوع خدمت به خلق است که آن هم گاهی واجب و گاهی مستحب است و ثواب زیادی به همراه خواهد داشت و عبادت حساب می‌شود. این کارها در واقع یکی از مصادیق و نمونه‌های کارگشایی برای مردم و خوشحال کردن و زدودن غم و اندوه از همنوعان است که در روایات، به آن تشویق و ترغیب و آثار زیادی برای آن بیان شده است.
    فردی که ساعت‌ها در محل کسب و کار، بنگاه یا آژانس می‌نشیند و منتظر می‌ماند تا فردی که به خانه یا ماشین نیاز دارد، نیاز او را برطرف و مشکل او را حل کند، در واقع در حال عبادت و بندگی است و کار او در نزد خدا و مردم ارزش دارد.
    اینک روایاتی را در این زمینه مرور می‌کنیم:
    مشکل گشایی
    1. پیامبر اکرم (ص) فرمود:
    «والله لقضاء حاجة المؤمن خیر من صیام شهر و اعتکافه[1]؛ به خدا قسم، برآوردن حاجت مردم از روزه و اعتکاف یک ماه بهتر است».
    2. امام صادق (ع) فرمود:
    «قضاء حاجة المؤمن أفضل من طواف و طواف و طواف و...[2]؛ حتی عَدّ عشراً؛ برآوردن نیاز مؤمن از طواف و طواف و طواف و ... بهتر است و آن حضرت تا ده بار طواف را شمرد؛ یعنی حتی از ده بار طواف هم بهتر است».
    3. پیامبر اکرم (ص) فرمود:
    «إنّ الله فی عون المؤمن مادام المؤمن فی عون أخیه المؤمن[3]؛ تا زمانی که مؤمن در یاری برادر مؤمن خود باشد، خدا هم در کمک و یاری او خواهد بود».
    4. از پیامبر اعظم (ص) سؤال شد: محبوب‌ترین مردم پیش خدا چه کسی است؟ پیامبر فرمود:
    «کسی که بیشترین سود و خدمت را به مردم ارائه دهد».
    بنابراین در معاملات باید به فکر رساندن سود بیشتر به دیگران بود، نه اینکه انسان فقط به فکر سود خود باشد.
    5. امام صادق(ع) در حدیثی فرمود:
    خداوند متعال فرموده است: «مردم خانواده من هستند، پس محبوب‌ترین آنان پیش من کسانی‌اند که با مردم مهربان‌تر باشند و در تأمین نیاز‌های آنان کوشاتر باشند».
    6. و نیز فرمود:
    «وقتی برادر مسلمانی پیش انسان بیاید و نیاز خود را مطرح کند، اگر به کمک و یاری او برخیزد، همانند کسی است که در راه خدا جهاد کند».
    خوشحال کردن دیگران
    7. رسول الله (ص) فرمود:
    «من سرّ مؤمناً فقد سرّنی و من سرّنی فقد سرّ الله[4]؛ کسی که مؤمنی را خوشحال کند، مرا خوشحال کرده و کسی که مرا خوشحال کند، خدا را خوشحال کرده است.
    8. و در حدیث دیگری فرمود:
    «محبوب‌ترین اعمال در پیشگاه الهی سه چیز است: ایجاد خوشحالی در دل مؤمن، رفع گرسنگی، زدودن غم و اندوه از چهرۀ او».[5]
    چه زدودن غمی بالاتر از اینکه انسان، مشکل شخصی را که به مسکن یا وسیله نقلیه‌ای نیاز دارد و گرفتار تنگناهای زندگی است، حل و او را خوشحال کند و غم و اندوهش را برطرف سازد و آسایش او را تأمین کند.
    حرکت برای خدمت
    9. امام صادق (ع) فرمود:
    «مشیُ المسلم فی حاجة المسلم خیر من سبعین طوافاً بالبیت الحرام[6]؛ حرکت مسلمان در مسیر برآوردن حاجت مسلمان دیگر از هفتاد طواف خانه خدا بهتر است».
    10. و در حدیث دیگر فرمود:
    «به خدا و پیامبر (ص) ایمان نیاورده کسی که وقتی برادر مؤمنش نیازش را پیش او مطرح می‌کند، با خوشرویی برخورد نکند. پس در صورتی که قدرت دارد، نیاز او را برطرف کند و اگر خودش نتوانست با کمک دیگری اقدام می‌کند تا آن را برطرف نماید. اگر مؤمنی چنین عملی نکند، ولایتی بین ما اهل بیت و او نخواهد بود».[7]
    11. امام باقر (ع) فرمود:
    «کسی که در مسیر برطرف کردن نیاز برادر مسلمانش حرکت کند و کوشش نماید تا آن را به اتمام برساند، خداوند قدم‌های او را در روزی که قدم‌ها می‌لرزد ثابت و استوار خواهد کرد».[8]
    12. امام صادق (ع) فرمود:
    «من عرقت جبهته فی حاجة أخیه فی الله عزّوجل لم یعذّبه بعد ذلک[9]؛ کسی که پیشانی‌اش در مسیر برآوردن نیاز برادر دینی خود عرق کند، خداوند او را بعد از آن عذاب نخواهد کرد».
    هدف صحیح در کارها
    یکی از مهم‌ترین ارکان هر کار، هدف آن است؛ هر کاری با شناخت هدف شروع شود سریع‌تر و بهتر به نتیجه می‌رسد. پیامبر اعظم (ص) فرمود:
    «یا أیّها النّاس إنّما الأعمال بالنیّات[10]؛ ارزش و اهمیت کارها به نیت و هدف بستگی دارد».
    از نظر اسلام تمام کارهای انسان می‌تواند با داشتن هدف صحیح عبادت به حساب آید، تا هم مورد توجه پروردگار قرار گیرد و هم انسان با انجام دادن آنها به هدف نهایی خود نزدیک‌تر گردد.
    اگر انسان در همین کارهای تجاری و مبادلات هم توجه به هدف و شرائط آن داشته باشد، می‌تواند همه آنها را به عنوان اطاعت الهی انجام دهد و خود را به هدف برساند.
    تا در طلب گوهر کانی، کانی
    ور در پی عمر جاودانی، جانی
    من فاش کنم حقیقت مطلب را
    هر چیز که در جستن آنی، آنی
    پیامبر اکرم (ص) فرمود:
    «طلب الحلال فریضة علی کل مسلم و مسلمة[11]؛ در پی مال حلال بودن، بر هر مرد و زن مسلمان لازم و واجب است».
    امام باقر (ع) در حدیثی از پیامبر عظیم الشأن (ص) نقل کرده که فرمود:
    «العبادة سبعون جزءاً أفضلها طلب الحلال[12]؛ عبادت هفتاد قسمت است و برترین آن پی روزی حلال رفتن است».
    و از امام هفتم (ع) نقل شده است که فرمود:
    «من طلب هذا الرزق من حلّه لیعود به علی نفسه و عیاله کان کالمجاهد فی سبیل الله[13]؛ کسی که در جستجوی رزق و روزی از راه حلال آن باشد تا خود و خانواده خود را اداره کند، همانند کسی است که در راه خدا جهاد کند».
    از این احادیث می‌توان این نتیجه را گرفت که انسان مسلمان می‌تواند به تمام کارهای خود را رنگ خدایی بزند و همیشه و در همه حال در حال عبادت و بندگی باشد و این در صورتی است که دنیا را وسیله قرار دهد و به عنوان وسیله به آن نگاه کند تا به وسیله آن به هدف اصلی خود که همان بندگی خداست، برسد و بنده کامل خدا و انسان واقعی شود. در قرآن هم هدف از خلقت چنین بیان شده است: «من جن و انس را آفریدم تا بندگی کنند»[14]؛ یعنی همیشه در حال بندگی باشند و این کار، همیشگی است و در همه حال و همه جا می‌توان در حال بندگی خدا بود.
    انسان اگر در اندیشه بندگی خدا باشد و هدف اصلی او انسان کامل و بنده واقعی شدن باشد، می‌تواند تمام کارهای خود را برای خدا و در راه رسیدن به بندگی قرار دهد؛ حتی خوردن و خوابیدن، لباس پوشیدن، راه رفتن، کار کردن، تجارت کردن، ازدواج کردن، کمک کردن به دیگران و ... . اگر همۀ اینها را انسان برای خدا انجام دهد و برای این باشد که وظایف فردی و اجتماعی و سیاسی خود را انجام دهد و زندگی سالم و خداپسندانه‌ای داشته باشد، همۀ این امور عبادت به حساب می‌آید. به عبارت دیگر، خوردن و خوابیدن و ... را با این هدف انجام می‌دهد که وظایف خود را در مقابل خدا و خلق انجام دهد و اگر کار با این هدف انجام گیرد، طبیعی است همیشه خدا را در نظر می‌گیرد و هیچ کاری را که رضای خدا در آن نیست، انجام نمی‌دهد. از این روست که وقتی دیدگاه اسلام را در رابطه با دنیا مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم این دید را به انسان القا می‌کند که دنیا وسیله است و سفارش می‌کند که از دنیا به عنوان وسیله استفاده کنید.
    امیرمؤمنان (ع) می‌فرماید:
    «شما را از دنیا برحذر می‌دارم؛ زیرا دنیا منزل کوچ کردن است، نه جای اقامت».[15]
    یعنی هدف جای دیگری است و اینجا محل عبور و توشه برداشتن است؛ همان طور که طبق نقلی، پیامبر اکرم (ص) فرمود:
    «الدنیا مزرعة الآخرة»[16]یعنی دنیا محل کشت و زرع برای آخرت است و هدف اصلی آخرت است که باید برای آنجا کار و تلاش کرد و کِشت.
    امیرمؤمنان در نهج البلاغه به صورت هشدار می‌فرماید:
    «یا أیها الناس، انّما الدنیا دار مجاز، و الاخرة دار قرار، فخذوا من ممرّکم لمقرّکم[17]؛ ای مردم! دنیا سرای گذر است و آخرت خانه قرار و همیشگی. پس، از گذرگاه خویش برای قرارگاه که هدف اصلی است، توشه تهیه کنید.
    بنابراین انسان مسلمان و مؤمن باید زیرک و هشیار باشد؛ همان طور که در روایت هم آمده است که مؤمن زیرک است. او باید از این دنیا و از این وسیله بیشترین بهره‌برداری را بکند و خود را برای زندگی جاودانه آماده سازد، و زیور و زینت و ظاهر دنیا او را از هدف اصلی بازندارد و او را کر و لال نکند تا از هدف اصلی و حیات جاودانه غافل بماند.
    امیرمؤمنان (ع) در نهج البلاغه می‌فرماید:
    «من أبصر بها بصّرته، و من أبصر الیها اعمته[18]؛ کسی که به عنوان وسیله به دنیا بنگرد خدا به او بصیرت می‌دهد و آن کس که به عنوان هدف به آن بیندیشد، کورش می‌کند».
    دنیا همانند عینک است. اگر از آن به عنوان وسیله دید نگاه کنی و به عنوان عینک از آن استفاده کنی، دنیا و حقایق آن را برای تو نشان می‌دهد و روشن می‌کند؛ امّا اگر عینک را به دست خود بگیری و به خودش نگاه کنی و هدف، نگاه کردن به حقیقت و جنس خود عینک باشد فقط عینک را می‌بینی و نگاه به عینک به عنوان عینک و جنس آن، تو را از دنیا و آنچه از پشت آن می‌شود دید، غافل می‌کند.
    بنابراین انسان مسلمان از دنیا هم همانند عینک باید به عنوان وسیله و نردبان ترقی و کارخانه انسان‌سازی استفاده کند و از آن برای ارتقای معنوی خود و رسیدن به مقام انسانیت و قرب الهی بهره برد و خود را به دنیا نفروشد؛ چون به فرمودۀ پیامبر (ص) :
    «فان الدُّنیا خُلقت لکم و انتم خُلقتم للاخرة؛[19]
    دنیا برای شما آفریده شده است (نه شما برای دنیا) و شما برای حیات جاودانه و آخرت آفریده شده‌اید».
    پس هدف از آفرینش دنیا شما هستید؛ خدا دنیا را آفریده تا شما از آن، حیات جاودانه بسازید و هدف شما بالاتر از دنیاست.
    با این دید، انسان مسلمان در هر پست و مقام و هر شغلی باشد، می‌تواند در تمام کارها خدا را طرف حساب خود قرار دهد و همه چیز را به حساب خدا بگذارد.
    بنابراین در همۀ شغل‌ها از جمله تجارت و معاملات، انسان مسلمان می‌تواند شغل خود و فعالیت‌های خود را که در واقع یک نوع کارگشایی است، به عنوان بهترین عبادت به حساب آورد و علاوه بر پاداش دنیوی، از ثواب‌های اخروی و الهی برخوردار گردد. البته روشن است انسان در صورتی می‌تواند به این کار رنگ خدایی بخشد و آن را به حساب خدا بگذارد که در همه حال، شرایط و آداب آن و دستورهایی را که خدا در مورد هر کاری مشخص کرده است، مراعات کند و از حدود و ثغور آن تجاوز نکند.

    پی‌نوشت‌ها
    [1] . بحارالانوار، ج74، ص285، ح6.
    [2] . ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، باب 752، ح22.
    [3] . بحارالانوار، ج74، ص312، ح69.
    [4] . همان، ج74، ص287، ح14.
    [5] . فروغ حدیث، ص187، ح2.
    [6] . همان، ص193، ح20.
    [7] . بحارالانوار، ج75، ص176، ذیل ح12.
    [8] . مستدرک الوسائل، ج2، ص407.
    [9] . ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، باب 752، ح19.
    [10] . میزان الحکمه، ج13، ص6570، ح20961.
    [11] . جامع الاخبار، ص398، ح1079.
    [12] . وسائل الشیعة، ج12، ص11، ح6.
    [13] . همان، ح4.
    [14] . قرآن می‌فرماید: )و ما خلقت الجن و الانس ألا لیعبدون(.
    [15] . نهج البلاغه، خطبه113.
    [16] . عوالی اللئالی، ج1، ص267، ح6.
    [17] . نهج البلاغه، خطبه203.
    [18] . همان، خطبه82؛ میزان الحکمة، ج2، ص899، ح5796.
    [19] . میزان الحکمه، ج2، ص891، ح5753.


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نظرشریف امام زمان (عج)چیزی جز نظر سایر امامان معصوم(ع)که ذکر گردید نیست.


  11. تشکرها 2


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باید از شغل ودر آمدبه عنوان وسیله مایه ی گذر استفاده کند و از آن برای ارتقای معنوی خود و رسیدن به مقام انسانیت و قرب الهی بهره برد.چرا که زمینه ی بی نیازی مارا از دیگران فراهم میسازد.


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نگرش به تاریخ و ادیان و سیره انبیاء الهی و معصومین، به این واقعیت مهم می‌رسیم که در طول قرون متمادی، هادیان بشر علاوه بر نقش بزرگ رسالت و هدایت انبیاء بشر، در کنار آن مسؤلیت سنگین، به امر اشتغال ـ کارگری ـ مشغول بودند تا بتوانند معیشت و اقتصاد خانواده و جامعه را به پویایی و کمال برسانند در این بین، علاوه بر انبیاء گذشته، فرستاده آخر خدا از این امر مستثنی نبوده و تاریخ گواه این مدعاست. وقتی سیره، علمی در آثار بر جای مانده از کار و زندگی حضرت علی(ع) را مرور می‌کنیم در گوشه سرزمین وحی(حجاز) و به خصوص مدینه منوره، یادبودهای کار دستی و تلاش عملی و پایدار امیر‌المؤمنان(ع) را می‌یابیم که با تمام دشمنی‌های آشکار حکام ستمگر در محو نام و تخریب آثار و نابودی به عمل آورده‌اند. باز در آن سرزمین مقدس و شهر و حومه مدینه، آثاری از بئر علی(چاه علی) عین علی(چشمه علی) و نخلستان‌های خرمایی باقی است، که هر یک به نمونه خود یادبودی عزیز و مقدس از ایثار و کار طاقت‌فرسای آن مظلوم تاریخ است و برای پیرامون ایشان درسی است از چگونگی ارزش کار و تقدس آن. خداوند سبحان کار می‌کند: آیا خداوند سبحان کار میکند؟ باید گفت: آری، خدا کار می‌کند، ان ‌الله یفعل ما یرید. فعل خدا، خلق عالم خلقت و موجودات است و همه عالم هستی، از کار خداست، و انسان در این امتیاز بسیار بزرگ، یعنی خلق و خلقت با خدای عظیم قرین است. انسان فعال و کارگر، در خلق اثر و هنر و... در حقیقت به رسالت خود که در حقیقت امر خداست عمل کرده است.


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود