جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درسی از امام صادق علیه السلام.

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,324
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,240 پست
    حضور
    122 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    درسی از امام صادق علیه السلام.




    امام صادق علیه السلام می فرمایند : اگر کسی در استانه مرگ قرار گیرد. و جان سپردن او با دشواری و شکنجه همراه گردد.
    او را به نماز گاهش منتقل سازید . و یا روی سجاده نمازش بخوابانید. "
    و بار دیگر می فرمایند : افراد مومن که به هنگام جان دادن . قطرات اشک چشم از انها فرو میریزد .بدین علت است که رسول خدا را با حال رضایت دیدار میکنند. و مسرور می شوند.
    ندیده اید که هنگام مسرت و شادی قلب انسان شکفته می شود. و اشک از دیدگانش فرو میریزد. "


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدمت به پدر و مادر

    شخصي نزد امام جعفرصادق(ع) آمد و گفت: يابن رسول الله! پدرم پير و ضعيف شده است، به طوري که همانند بچه کوچک، بايد در خدمت او باشم. حضرت فرمود:«چنانچه توان داشته باشي، بايد اين کار را ادامه دهي. بايد با کمال ملاطفت و مهرباني برايش لقمه بگيري و در دهانش بگذاري. انجام اين امور، در فرداي قيامت، راه ورود به بهشت را برايت آسان مي گرداند».


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    رفتار با فقير شاکر

    يکي از ياران امام صادق(ع) گويد: درمنا نزد حضرت مشغول خوردن انگور بوديم که فقيري آمد و از امام درخواست کمک کرد. امام خوشه اي انگور به او داد، ولي او نپذيرفت و گفت: اگر پول هست، بدهيد. امام فرمود: خدا برايت برساند. فقير رفت و برگشت همان خوشه انگور را خواست، ولي امام فرمود: خدا برايت برساند و چيزي به او نداد. فقير ديگري آمد. امام سه حبه انگور به او داد. او گرفت و گفت: سپاس خداي را که پروردگار جهانيان است و مرا روزي داد. امام هر دو دست را پر از انگور کرد و به او داد. فقير گرفت و گفت: سپاس خداي را که پروردگار جهانيان است. امام فرمود: بايست و از غلام خود پرسيد: چه قدر پول همراه داري؟ گويا بيست درهم داشت. آنها را نيز به فقير داد. او گفت: سپاس خداي را. خداوندا! اين نعمت از توست. تو يکتايي و شريکي براي تو نيست. امام فرمود: بمان و پيراهني به او داد و فرمود: بپوش. سائل پيراهن را پوشيد و گفت: سپاس خداي را که به من لباس داد و مرا پوشانيد و به امام رو کرد و گفت: خدا به تو جزاي خير دهد. به نظر مي آمد اگر اين بار هم امام را دعا نمي کرد و فقط به شکر و سپاس خدا مي پرداخت، حضرت باز به او عطا مي کرد.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود