جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اهل جهنم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    اهل جهنم





    پرسش:
    آیا زنان اکثر اهل دوزخ را تشکیل می دهند؟

    پاسخ:
    در میان روایات گاه به مواردی بر می خوریم که کمیت زنان در دوزخ و یا کیفیت عذاب های ایشان را بیان کرده اند. روایات نامبرده را بسته به بیان کمیت یا کیفیت می توان به دو بخش تقسیم نمود:
    1. روایاتی که زنان را اکثر اهل دوزخ معرفی کرده اند.
    2. روایاتی که به مشاهدات پیامبر در معراج درباره زنان دوزخی و انواع عذاب آنها اشاره دارند.
    از روایاتی که به کمیت زنان در جهنم اشاره دارند مواردی را ذکر می کنیم:
    ـ روزی پیامبر از کنار گروهی از زنان عبور می کرد. آنها را که دید ایستاد و رو به ایشان فرمود: ای گروه زنان،... همانا دیدم که اکثر اهل آتش در روز قیامت شما زنان هستید پس هر چه می توانید در تقرب به سوی خدا تلاش کنید.[1]
    ـ پیامبر به زنی به نام حولاء چنین فرمود: سوگند به خدایی که مرا به حق به پیامبری و رسالت فرستاده، خداوند مرا به مقام محمود بر انگیخت و بهشت و دوزخ را به من نشان داد، پس دیدم بیشتر اهل دوزخ از زنان هستند. به جبرئیل گفتم: برای چه این گونه است؟ در پاسخ گفت: به سبب کفر ایشان. پرسیدم: آیا به خدا کفر می‌ورزند؟ پاسخ داد: نه! ولی به نعمت خدا کفر می‌ورزند. پرسیدم: چگونه؟ پاسخ داد: اگر شوهرشان در تمام مدت به آنان نیکی کند و هیچ بدی در حق ایشان اظهار نکند، زن می‌گوید: من هرگز از تو خیری ندیدم.[2]
    ـ پیامبر فرمود ای گروه زنان! صدقه دهید و زیاد استغفار کنید زیرا من شما را اکثریت اهل دوزخ دیدم.[3]
    در توضیح این قبیل روایات لازم است دو نکته مورد توجه قرار گیرد:
    1ـ در قبال این روایات، روایات مخالفی هم وجود دارد؛ از جمله:
    شخصی می گوید نزد امام صادق این گفته رایج میان مردم که «اکثریت اهل دوزخ در قیامت، زنان هستند» را بیان نمودم؛ امام فرمود چگونه چنین است در حالی که یک مرد بهشتی در آخرت با هزار زن بهشتی که همه از زنان دنیا بوده اند ازدواج می کند؟[4]
    همچنین در روایتی از امام صادق آمده است: اکثریت اهل بهشت از طبقه مستضعفین را زنان تشکیل می دهند؛ خداوند ناتوانی های آنها را دانسته و به ایشان رحم می کند.[5]
    با توجه به روایات مخالف شاید بتوان گفت منظور از واژه «اکثر» در روایات موافق اشاره ای کنایی به زیادی زنان دوزخی است نه اکثریت واقعی آنها. از اینروست که در برخی روایات دیگر، اکثریت اهل دوزخ چیزی دیگر معرفی شده است؛ به عنوان مثال:
    پیامبر فرمود: اکثر اهل دوزخ، غیرمتاهلین هستند.[6]
    همچنین پیامبر فرمود: اکثر اهل جهنم، متکبرین هستند.[7]
    2ـ با توجه به مجموع روایات موافق و مخالف می توان گفت احادیث یاد شده هشداری به زنان است تا نسبت به رفتارهای خود حساسیت بیشتری داشته باشند زیرا زنان به اقتضای خلقت طبیعی خود دارای زمینه های فساد انگیز بیشتری در خود و دیگران هستند. زن خصوصیات فیزیکی (مانند زیبایی و دلربایی) و روحی (مانند احساسات و عواطف قوی و شکننده) ویژه ای دارد که در عین حال که بجای خود بسیار ارزشمندند زمینه انحراف را هموارتر می کنند. وجود این ویژگیها دست زن در انتخاب را نمی بندد اما توجه بیشتری از ناحیه او را میطلبد که متاسفانه بطور شایعی جدی گرفته نمی شود.
    روایات یاد شده به زنان توصیه می کند دچار بی توجهی نشده و در پیشگیری از آسیب ها تلاش نمایند؛ رابطه خود را با خدا قویتر کرده و زندگی فردی و اجتماعی خود را با چارچوبی که اسلام معرفی نموده تطبیق دهند. به این ترتیب زن مومن از جرگه زنان گرفتار عذاب نخواهد بود خواه زنان دوزخی اکثریت اهل جهنم را تشکیل دهند یا گروه کثیری را.
    ـ اما در رابطه با روایاتی از معراج که به تفصیل درباره کیفیت عذاب زنان دوزخی توضیح داده اند مهمترین موردی که می توان بیان نمود حدیث ذیل است:
    امام علي (ع) مي فرمايد:
    من و فاطمه بر رسول خدا وارد شدیم. ایشان را در حالی که سخت می گریست یافتیم. عرض کردم: پدر و مادرم فدایت یا رسول اللَّه! چه باعث شده که شما این چنین گریه می کنید؟ فرمود: ای علی! شبی که مرا به آسمان بردند (معراج) زنانی از امّتم را در عذابی شدید نگریستم و آن وضع برای من سخت گران آمد. گریه ام از جهت عذاب سخت آنان است که به چشم خویش وضعشان را دیدم:
    زنی را دیدم که به مویش آویزان بود و مغز سر او می جوشید؛ و زنی را دیدم که به زبانش آویزان بود و آتش در حلقوم او ریخته می شد؛ و زنی را دیدم که به پستان هایش آویزان بود؛ و زنی را دیدم که گوشت بدن خویش را می خورد و آتش از زیر او شعله می کشید؛ و زنی را دیدم که پاهایش به دست هایش زنجیر شده بود و مارها و عقرب ها بر او مسلّط شده بودند؛ و زنی را دیدم کر و کور و لال که در تابوتی از آتش بود و مخ او از بینیش خارج می شد و همه بدنش قطعه قطعه از جذام و خوره و پیسی بود؛ و زنی را دیدم که در تنّوری از آتش به پاهایش آویزان بود؛ و زنی را دیدم که گوشت بدنش از پس و پیش با قیچی ای آتشین بریده می شد؛ و زنی را دیدم که صورت و دست هایش آتش گرفته بود و او مشغول خوردن روده های خویش بود؛ و زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ است و گرفتار هزاران نوع عذاب است؛ و زنی را با صورت سگ دیدم که آتش از عقبش وارد و از دهانش بیرون می ریخت و فرشتگان با گرزهائی آتشین بر سر و پیکر او می زدند.
    پس فاطمه به پدرش عرض کرد: ای حبیب من، و ای نور دیدگانم، به من بگو که اینان چه کرده بودند و رفتارشان چه بود که به این عقوبت گرفتار شدند.
    رسول خدا فرمود: ای دختر عزیزم،
    زنی که به موی سرش معلّق بود کسی است که موی سر خویش را از مردان نامحرم نمی پوشانید؛
    و زنی که به زبانش آویخته بود کسی است که شوهر خویش را آزار می داد؛
    و زنی که به پستان هایش آویزان بود کسی است که از آمیزش با شوهرش پرهیز می کرد؛
    و زنی که به پاهایش معلق بود کسی است که بدون اذن همسر خود، از خانه بیرون می رفت؛
    و زنی که گوشت بدن خویش را می خورد کسی است که خود را برای نامحرمان زینت می کرد؛
    و زنی که دست و پایش را به هم زنجیر کرده بودند و مارها و عقرب ها بر او مسلّط بودند کسی است که نسبت به وضو و پاکی لباسش بی توجه بود و غسل جنابت و حیض به جای نمی آورد و خود را تمیز و پاک نمی ساخت و به نماز اهمیت نمی داد؛
    و زنی که کر و کور و لال بود کسی است که از غیر شوهر خویش، دارای فرزند می شد و به شوهر خود نسبت می داد؛
    و زنی که گوشت بدنش را با قیچی ها می بریدند کسی است که خود را به مردان نامحرم عرضه می کرد؛
    و زنی که سر و رویش آتش گرفته بود و مشغول خوردن روده های خود بود کسی است که دلّال در وقوع زناست؛
    و زنی که سرش، سر خوک و بدنش بدن حمار بود کسی است که سخن چین دروغگوست؛
    و زنی که رخسارش رخسار سگ بود و آتش در پشت او می ریختند و از دهانش بیرون می آمد زن آوازه خوان و حسود است.[8]
    در توضیح این دست از روایات لازم است نکاتی را مورد توجه قرار دهیم:
    1. روایاتی که اتفاقات و مشاهدات پیامبر در معراج را بازگو می کنند متعدد هستند و تنها بخش کوچکی از این روایات به مسئله عذاب (اعم از عذاب مردان و عذاب زنان) اختصاص یافته است و عمدتا به مسایل دیگری همچون مسئله امامت امیرالمومنین، ملاقات های پیامبر با انبیای پیشین و ملائکه، مراحل و طبقاتی که پیامبر پیمود و گفتگوهایی که با خداوند داشته است و اموری از این دست، پرداخته شده است.
    2. در میان روایات عذاب، هم مشاهدات پیامبر درباره عذاب زنان وجود دارد و هم مردان که در ذیل به مواردی اشاره می کنیم:
    ـ سپس عبور کردم بر قومی که روبروی ایشان سفره هایی از گوشت پاک و گوشت ناپاک قرار داشت آنها گوشت ناپاک را می خوردند و گوشت پاک را وا می گذاردند از جبرئیل پرسیدم آنها کیستند گفت کسانی هستند که حرام می خورند و حلال را وا می گذارند. ایشان از امت تو هستند ای محمد. سپس عبور کردم به اقوامى كه لبهای بزرگی مانند لبهای شتران داشتند، گوشت از پهلوهايشان بريده و به دهانشان انداخته مى‏ شد، گفتم: جبرئيل اينها كيانند؟ گفت: اينان عيب‏جويان و طعنه ‏زنانند. ‏سپس رفتم تا به اقوامى رسيدم كه سرهايشان با سنگ شکسته می شد، گفتم: جبرئيل اين‌ها كيانند؟ گفت: اين‌ها كسانى هستند كه بدون خواندن نماز عشاء مى‏ خوابند. رفتم تا به جماعتى رسيدم كه به دهانشان آتش مى ‏انداختند و از ماتحت ایشان خارج مى ‏شد؛ پرسیدم جبرئيل اينها كيانند؟ گفت: اينان كسانى هستند كه اموال يتيمان را به ظلم مى‏ خوردند... سپس رفتم و به جماعتى برخوردم كه چون يكى از ایشان مى‏ خواست برخيزد از بزرگى شكمش نمى‏ توانست، گفتم: جبرئيل اينها کیستند؟ گفت: اينها كسانى هستند كه ربا مى‏ خوردند... [9]
    ـ سپس عبور کرد بر قومی که پوست بدن آنها با سوزنی از آتش دوخته می شد؛ از جبرئیل پرسید اینها کیستند؛ گفت اینها کسانی هستند که با زنها زنا می کردند. سپس عبور کرد بر مردی که دسته ای هیزم را با طنابی می بست و تلاش می کرد آنرا بلند کند اما نمی توانست. طناب را باز می کرد و بر مقدار هیزمها می افزود و بار را سنگینتر می کرد و طناب را می بست و دوباره سعی می کرد این دسته هیزم سنگینتر را بلند کند. پیامبر از جبرئیل پرسید ماجرای این مرد چیست؟ جبرئیل پاسخ داد: این مرد کسی است که چیزی را قرض گرفته و می خواهد آنرا بپردازد اما نمی تواند و بر این قرض افزوده می شود.[10]
    ـ سپس متوجه مردانی شدم که به آتش دوزخ انداخته می شدند؛ از جبرئیل پرسیدم اینها کیستند؟ گفت: آنها فرقه مرجئه و قدریه و حروریه و بنی امیه و ناصبی ها هستند.[11]
    3. با توجه به بخش دوم حدیث یاد شده و پرسش حضرت فاطمه درباره علت و چرایی عذاب آن زنان و توضیح پیامبر، روشن می شود که سرنوشت محتوم زنان این نیست که گرفتار آن عذابها باشند بلکه زنانی دچار می شوند که با اراده و اختیار خویش به گناهانی از قبیل آنچه در کلام پیامبر ذکر شده است تن می دهند. ضمنا توجه داشته باشیم این روایت همه جزئیات مربوط به وظائف زنان در قبال همسر یا خدا را بازگو نکرده است بلکه توضیح کامل هر وظیفه (مثلا خروج از منزل با اذن همسر، دوری نکردن از بستر شوهر و ...) و فلسفه هر یک و استثنائات هر کدام را باید در روایات و موارد دیگر مشاهده نمود.
    در پایان لازم است نکته مهمی را از یاد نبریم و آن اینکه روایات کمیت و کیفیت عذاب زنان، را باید در چارچوب کلی احکام و قوانین اسلام به قضاوت نشست. کسانی که با دیدی جزئی نگر به این روایات بنگرند ممکن است آنها را به وجود منش مردسالاری در اسلام تفسیر کنند در حالیکه اگر این روایات و هر روایت و قانونی که مختص زنان است را در چارچوب کلی قوانین اسلامی بنگریم لااقل اعتراف خواهیم نمود وضع این قوانین و آن مجازاتها خالی از وجوهی معقول و منطقی نیست.

    ____________
    (1) شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه (4 جلدی)، انتشارات جامعه مدرسين، 1413 ق، قم، ج 3، ص 391.
    (1) محدث نورى، مستدرك الوسائل (18 جلدی)، مؤسسه آل البيت، 1408 ق، قم، ج 14، ص 243.
    (3) همان، ص 309.
    (4) من‏ لايحضره ‏الفقيه ج 3، ص 468.
    (5) همان، ص 468.
    (6) همان، ص 384.
    (7) شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة (29 جلدی)، مؤسسه آل البيت، 1409 ق، قم، ج 15، ص 378.
    (8) علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء، 1404 ق، بيروت – لبنان، ج 18، ص 351.
    (9) همان، ص 323و324.
    (10) همان، ص 333.
    (11) همان، ص 392.



    لینک اصلی


  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود