جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تهمت عایشه همسر رسول الله به ماریه دیگر همسر رسول الله چه بود؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما تهمت عایشه همسر رسول الله به ماریه دیگر همسر رسول الله چه بود؟




    باسلام
    تهمت عایشه همسر رسول الله به ماریه دیگر همسر رسول الله چه بود؟
    و چه آیه ای برای تهمت چنین زنانی به هم بر پیامبر ص نازل شد؟!


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    799 پست
    حضور
    118 روز 11 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست



    تهمت عایشه همسر رسول الله به ماریه دیگر همسر رسول الله چه بود؟






    کارشناس بحث: استاد مقداد

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    تهمت عایشه همسر رسول الله به ماریه دیگر همسر رسول الله چه بود؟

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط M.Javad نمایش پست
    باسلام
    تهمت عایشه همسر رسول الله به ماریه دیگر همسر رسول الله چه بود؟
    و چه آیه ای برای تهمت چنین زنانی به هم بر پیامبر ص نازل شد؟!
    با عرض سلام و ادب
    در برخی روایات و گزارشات تاریخی اینگونه نقل شده است:
    روزى پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - ابراهيم ، فرزند خردسالش را در بغل گرفت و نزد عايشه آمد و فرمود: عايشه ! ببين اين بچه شبيه من است ! عايشه گويد: من از روى حسد گفتم : نه نمى بينم كه شباهتى به شما داشته باشد!! منظور عايشه تهمت زدن به مادر او ((ماريه ))، هووى خود بود، چون خود وى مى گويد: حالتى كه در اين هنگام به هر زنى دست مى دهد،بر من عارض شد.

    ولى خداوند، ابراهيم و مادرش ماريه را به دست اميرالمؤ منين على - عليه السّلام - از اين اتهام تبرئه كرد. حاكم نيشابورى داستان آن را در حديث صحيح مستدرك و ذهبى در تلخيص به نقل از خود عايشه آورده اند. به جلد چهارم مستدرك و تلخيص آن ، صفحه 39 مراجعه نمائيد.

    علی بن ابراهیم قمی با سلسله سندش از امام صادق(ع) روایت کرد چون ابراهیم فرزند پیامبر(ص) وفات کرد، پیامبر(ص) را حزنی شدید در برگرفت، عایشه گفت: «چرا بر این کودک می­گریی؟ او که فرزندت نبود، او فرزند خادمش جریح بود.»[1] پیامبر(ص) از این گفته عایشه به شدت عصبانی ­شد و علی(ع) را فرا ­خواندند و امر به قتل جریح دادند؛ علی(ع) به مشربه ام­ ابراهیم[2] رفت، جریح قبطی در حیاط بود، علی(ع) در زد، جریح پیش آمد تا در را باز کند، پس چون علی(ع) را با صورت برافروخته دید به عقب برگشت و فرار کرد، علی(ع) در را شکست و وارد شد و او را تعقیب کرد، او از ترس بر بالای درخت نخلی رفت، علی(ع) نیز به دنبالش رفت پس چون جریح بر بالای درخت خرما رسید بادی وزید و عورتش نمایان شد و معلوم شد که او از آلت مردانگی بی­ بهره است، پس علی(ع) برگشت و جریان را به رسول­خدا(ص) اطلاع داد بدین ترتیب ماریه از این اتهام تبرئه شد.[3]

    پس آیه نازل شد که «انّ الّذین جاءوا بالإفک عصبةٌ مّنکم لا تحسبوه شرّاً لّکم بل هو خیرٌ لّکم لکل امرئٍ مّنهم مّا أکتسب من الإثم و الّذی تولّی کبره منهم له عذابٌ عظیمٌ» مسلماً کسانی که آن تهمت عظیم را عنوان کردند گروهی(متشکل و توطئه­ گر) از شما بودند؛ اما گمان نکنید این ماجرا برای شما بد است بلکه خیر شما در آن است آنها هر کدام سهم خود را از این گناهی که مرتکب شدند دارند و از آنان کسی که بخش مهم آن را بر عهده داشت عذاب عظیمی برای اوست.[4]-[5] شکی نیست که متهم کردن ماریه قبطیه از مصادیق بارز تهمت­ زدن به زنان عفیف بوده است بر این اساس شیعه روایت کرده که آیات إفک در برائت ماریه نازل شده است.[6]

    اما این روایات و شأن نزول با اشکالاتی مواجه است و بزرگترین ایرادی که به این روایت می توان گرفت این است که نعوذبالله پیامبر بزرگوار اسلام (ص) را فردی چنان بی منطق و دهن بین و عجول معرفی کرده است که به محض شنیدن یک تهمت بی اساس بدون بررسی صحت و سقم مساله و بدون محاکمه و شنیدن حرفهای متهم و متهمه به سرعت دستور قتل انسانی بیگناه را می دهد و اگر شانس با آن فرد بخت برگشته یاری نمی کرد و عورتش بر اثر باد مکشوف نمی شد جانش را بر اثر این تصمیم عجولانه و نسنجیده از دست می داد.

    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج14.
    2. طباطبايي، محمد حسين، تفسير الميزان، ج15.
    3. زحيلي و هبه بي مصطفي، تفسير المنير، ج18.
    4. قمي مشهدي، محمد بن محمد رضا، تفسير کنز الدقائق و بحرالغرائب، ج9.
    5. طبرسي، فضل بن حسن، تفسير جوامع الجامع (مترجم)، ج4.

    پی نوشتها:
    [1]. قمی، علی بن ابراهیم؛ تفسیر قمی، قم، جزائری، چاپ سوم، 1404،ج2، ص99-100 و شیخ مفید؛ رسالة حول خبر ماریه، تحقیق مهدی الصباحی، هزاره شیخ مفید، چاپ اول، 1413، ص16.

    [2]. مَشْربه؛ يعني بستان يا زمين نرمي كه گياه به راحتي در آن مي رويد. به زميني هم كه در ميان آن تپه بلندي واقع شود، يا غرفه و بنايي در آن باشد، اطلاق مي شود. مشربه باغي بوده كه در ميان آن صفه يا غرفه‌اي بوده و در اين محل ماريه قبطيه، ابراهيم فرزند رسول خدا(صلي الله عليه وآله) را به دنيا آورده است.

    [3]. تفسیر قمی، پیشین،ج2، ص99-100 و رسالة حول خبر ماریه، ص17 و انساب الاشراف، پیشین،ص450 و الاستیعاب، پیشین، ص1912 .

    [4]. نور – آیه 11.

    [5]. تفسیر قمی، پیشین، ج2، 99.

    [6]. همان.
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۴/۰۲/۱۹ در ساعت ۰۳:۴۱
    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    490
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    طبق فرموده امام صادق علیه السلام هر حدیث و روایتی از ائمه نقل شد بایستی با قرآن تطبیق داده شود و اگر در تضاد با قرآن بود باید به زمین کوبید.
    این حکایت نه تنها با قرآن در تضاد هست. حتی تهمت به پیامبر اکرم و تضعیف ایشون میباشد. لذا بایستی هم از نشر آن جلوگیری نموده و هم هر جا که مشاهده شد به شدت برخورد نمود.
    یعنی حضرت رسول بدون شاهد و تحقیق و مدرک حکم به اعدام صادر کرد؟
    آیا اصلا اگر زنا اتفاق افتاده باشه حکم آن اعدام است یا سنگسار؟
    بر طبق داستان قرآنی که دو برادر به حضرت سلیمان برای حل اختلاف وارد شدند و حضرت سلیمان بدون شنیدن دفاع طرف مقابل و بدون حضور شاهد و مدرک حکم داد، سپس متوجه اشتباه خود شد و توبه کرد و .... این حکایت در تضاد با این داستان قرآنی است. و مردود می باشد.
    لطفا در ارسال مباحث دقت بیشتری بفرمایید.



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,209
    صلوات
    14920
    تعداد دلنوشته
    16
    مورد تشکر
    43 پست
    حضور
    36 روز 10 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط M.Javad نمایش پست
    تهمت عایشه همسر رسول الله به ماریه دیگر همسر رسول الله چه بود؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست
    روزى پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - ابراهيم ، فرزند خردسالش را در بغل گرفت و نزد عايشه آمد و فرمود: عايشه ! ببين اين بچه شبيه من است !
    عايشه گويد: من از روى حسد گفتم : نه نمى بينم كه شباهتى به شما داشته باشد!! منظور عايشه تهمت زدن به مادر او ((ماريه ))، هووى خود بود، چون خود وى مى گويد: حالتى كه در اين هنگام به هر زنى دست مى دهد،بر من عارض شد.

    ولى خداوند، ابراهيم و مادرش ماريه را به دست اميرالمؤ منين على - عليه السّلام - از اين اتهام تبرئه كرد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط shiaaa نمایش پست
    یعنی حضرت رسول بدون شاهد و تحقیق و مدرک حکم به اعدام صادر کرد؟
    إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ

    تفسیر نمونه:

    براى آيات فوق دو شان نزول نقل شده است :

    شان نزول اول كه مشهورتر است و در كتب تفسير اهل سنت آمده و در تفاسير شيعه نيز بالواسطه نقل شده چنين است :

    ((عايشه )) همسر پيامبر خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى گويد:
    پيامبر خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) هنگامى كه مى خواست سفرى برود، در ميان همسرانش قرعه مى افكند، قرعه به نام هر كس مى آمد او را با خود مى برد، در يكى از غزوات قرعه به نام من افتاد، من با پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) حركت كردم ، و چون آيه حجاب نازل شده بود در هودجى پوشيده بودم ، جنگ به پايان رسيد، و ما بازگشتيم نزديك مدينه رسيديم ، شب بود، من از لشكر گاه براى انجام حاجتى كمى دور شدم هنگامى كه بازگشتم متوجه شدم گردنبندى كه از مهره هاى يمانى داشتم پاره شده است به دنبال آن باز گشتم و معطل شدم هنگامى كه بازگشتم ديدم لشكر حركت كرده ، و هودج مرا بر شتر گذارده اند و رفته اند در حالى كه گمان مى كرده اند من در آنم ، زيرا زنان در آن زمان بر اثر كمبود غذا سبك جثه بودند بعلاوه من سن و سالى نداشتم ، به هر حال در آنجا تك و تنها ماندم ، و فكر كردم هنگامى كه به منزلگاه برسند و مرا نيابند به سراغ من باز مى گردند، شب را در آن بيابان ماندم .
    اتفاقا صفوان يكى از افراد لشكر مسلمين كه او هم از لشكر گاه دور مانده بود شب در آن بيابان بود، به هنگام صبح مرا از دور ديد نزديك آمد هنگامى كه مرا شناخت بى آنكه يك كلمه با من سخن بگويد جز اينكه ((انا لله و انا اليه راجعون )) را بر زبان جارى ساخت شتر خود را خواباند، و من بر آن سوار شدم او مهار ناقه را در دست داشت ، تا به لشكرگاه رسيديم ، اين منظره سبب شد كه گروهى درباره من شايعه پردازى كنند و خود را بدين سبب هلاك (و گرفتار مجازات الهى ) سازند.
    كسى كه بيش از همه به اين تهمت دامن مى زد، ((عبد الله بن ابى سلول )) بود.
    ما به مدينه رسيديم و اين شايعه در شهر پيچيد در حالى كه من هيچ از آن خبر نداشتم ، در اين هنگام بيمار شدم ، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به ديدن مى آمد ولى لطف سابق را در او نمى ديدم ، و نمى دانستم قضيه از چه قرار است ؟ حالم بهتر شد، بيرون آمدم و كم كم از بعضى از زنان نزديك از شايعه سازى منافقان آگاه شدم .
    بيماريم شدت گرفت ، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به ديدن من آمد، از او اجازه خواستم به خانه پدرم بروم ، هنگامى كه به خانه پدر آمدم از مادر پرسيدم مردم چه مى گويند؟ او به من گفت : غصه نخور به خدا سوگند زنانى كه امتيازى دارند و مورد حسد ديگران هستند درباره آنها سخن بسيار گفته مى شود.در اين هنگام پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) ((على بن ابى طالب )) (عليه السلام ) و ((اسامة بن زيد)) را مورد مشورت قرار داد كه در برابر اين گفتگوها چه كنم ؟
    اما اسامة گفت : اى رسولخدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) او خانواده تو است و ما جز خير از او نديده ايم (اعتنائى به سخنان مردم نكن ).
    و اما على (عليه السلام ) گفت : اى پيامبر! خداوند كار را بر تو سخت نكرده است ، غير از او همسر بسيار است ، از كنيز او در اين باره تحقيق كن .
    پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) كنيز مرا فرا خواند، و از او پرسيد آيا چيزى كه شك و شبهه اى پيرامون عايشه برانگيزد هرگز ديده اى ؟ كنيز گفت : به خدائى كه تو را به حق مبعوث كرده است من هيچ كار خلافى از او نديده ام .
    در اين هنگام پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) تصميم گرفت اين سخنان را با مردم در ميان بگذارد، بر سر منبر رفت و رو به مسلمانان كرد و گفت : اى گروه مسلمين ! هر گاه مردى (منظورش عبد الله بن ابى سلول بود) مرا در مورد خانواده ام كه جز پاكى از او نديده ام ناراحت كند اگر او را مجازات كنم معذورم ؟! و همچنين اگر دامنه اين اتهام دامان مردى را بگيرد كه من هرگز بدى از او نديده ام تكليف چيست ؟
    ((سعد بن معاذ انصارى )) برخاست عرض كرد: تو حق دارى ، اگر او از طايفه اوس باشد من گردنش را ميزنم (سعد بن معاذ بزرگ طايفه اوس بود) و اگر
    از برادران ما از طايفه خزرج باشد تو دستور بده تا دستورت را اجرا كنيم .
    ((سعد بن عباده )) كه بزرگ ((خزرج )) و مرد صالحى بود در اينجا تعصب قوميت او را فرو گرفت (عبد الله بن ابى كه اين شايعه دروغين را دامن مى زد از طايفه خزرج بود) رو به سعد كرد و گفت : تو دروغ ميگوئى ! به خدا سوگند توانائى بر كشتن چنين كسى را اگر از قبيله ما باشد نخواهى داشت !
    ((اسيد بن خضير)) كه پسر عموى ((سعد بن معاذ)) بود رو به ((سعد بن عباده )) كرد و گفت تو دروغ مى گوئى ! به خدا قسم ما چنين كسى را به قتل مى رسانيم ، تو منافقى ، و از منافقين دفاع مى كنى !.
    در اين هنگام چيزى نمانده بود كه قبيله ((اوس )) و ((خزرج )) بجان هم بيفتند و جنگ شروع شود، در حالى كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بر منبر ايستاده بود، حضرت بالاخره آنها را خاموش و ساكت كرد.
    اين وضع همچنان ادامه داشت و غم و اندوه شديد وجود مرا فرا گرفته بود و يكماه بود كه پيامبر هرگز در كنار من نمى نشست .
    من خود مى دانستم كه از اين تهمت پاكم و بالاخره خداوند مطلب را روشن خواهد كرد.
    سرانجام روزى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نزد من آمد در حالى كه خندان بود، و نخستين سخنش اين بود بشارت بر تو باد كه خداوند تو را از اين اتهام مبرا ساخت ، در اين هنگام بود كه آيات ان الذين جائوا بالافك … تا آخر آيات نازل گرديد.
    (و به دنبال نزول اين آيات آنها كه اين دروغ را پخش كرده بودند همگى حد قذف بر آنها جارى شد).

    شان نزول دوم كه در بعضى از كتب در كنار شان نزول اول ذكر شده است چنين است :

    آنچه در بالا آمده است .

    تحقيق و بررسى

    با اينكه نخستين شان نزول - همانگونه كه گفتيم - در بسيارى از منابع اسلامى آمده ولى جاى گفتگو و چون و چرا و نقاط مبهم در آن وجود دارد از جمله :

    1 - از تعبيرات مختلف اين حديث - با تفاوتهائى كه دارد - به خوبى استفاده مى شود كه پيامبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) تحت تاثير موج شايعه قرار گرفت تا آنجا كه با يارانش در اين زمينه به گفتگو و مشاوره نشست و حتى برخورد خود را با عايشه تغيير داد، و مدتى طولانى از او كناره گيرى نمود، و رفتارهاى ديگرى كه همه حاكى از اين است كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) طبق اين روايت شايعه را تا حد زيادى پذيرا شد.
    اين موضوع نه تنها با مقام عصمت سازگار نيست ، بلكه يك مسلمان با ايمان و ثابت القدم نيز نبايد اين چنين تحت تاثير شايعات بى دليل قرار گيرد، و اگر شايعه در فكر او تاثير ناخودآگاهى بگذارد در عمل نبايد روش خود را تغيير دهد و تسليم آن گردد، تا چه رسد به معصوم كه مقامش روشن است .
    آيا مى توان باور كرد كه عتابها و سرزنشهاى شديدى كه در آيات بعد خواهد آمد كه چرا گروهى از مؤ منان تحت تاءثير اين شايعه قرار گرفتند؟ چرا مطالبه چهار شاهد ننمودند؟ شامل شخص پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نيز بشود؟! اين يكى از ايرادهاى مهمى است كه ما را در صحت اين شاءن نزول لااقل گرفتار ترديد مى كند.

    2 - با اينكه ظاهر آيات چنين نشان مى دهد كه حكم مربوط به ((قذف )) (نسبت اتهام عمل منافى عفت ) قبل از داستان افك نازل شده است ، چرا پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در همان روز كه چنين تهمتى از ناحيه عبدالله بن ابى سلول و جمعى ديگر پخش شد، آنها را احضار نفرمود و حد الهى را در مورد آنها اجرا نكرد؟ (مگر اينكه گفته شود كه آيه قذف و آيات مربوط به افك همه يكجا نازل شده و يا به تعبير ديگر آن حكم نيز به تناسب اين موضوع تشريع گرديده كه در اين صورت اين ايراد منتفى مى شود ولى ايراد اول كاملا به قوت خود باقى است ).

    و اما در مورد شاءن نزول دوم ، مشكل از اين بيشتر است چرا كه :

    اولا: مطابق اين شان نزول كسى كه مرتكب تهمت زدن شد، يك نفر بيشتر نبود، در حالى كه آيات با صراحت مى گويد گروهى در اين مساله فعاليت داشتند، و شايعه را آنچنان پخش كردند كه تقريبا محيط را فرا گرفت ، و لذا ضميرها در مورد عتاب و سرزنش مؤ منانى كه در اين مساله درگير شدند همه به صورت جمع آمده است ، و اين با شان نزول به هيچ وجه سازگار نيست .

    ثانيا: اين سؤ ال باقى است كه اگر عايشه مرتكب چنين تهمتى شده بود و بعدا خلاف آن ثابت گرديد چرا پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) حد تهمت بر او اجرا نكرد؟

    ثالثا: چگونه امكان دارد پيامبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) تنها با شهادت يك زن حكم اعدام را در مورد يك متهم صادر كند، با اينكه رقابت در ميان زنانى كه داراى يك همسرند عادى است ، اين امر ايجاب مى كرد كه احتمال انحراف از حق و عدالت يا حداقل اشتباه و خطا در حق او بدهد.

    از قرائن موجود در آيه استفاده مى شود كه اين تهمت درباره فردى بود كه از اهميت ويژه اى در جامعه آن روز برخوردار بوده است .
    و نيز گروهى از منافقان و بظاهر مسلمانها مى خواستند از اين حادثه بهره بردارى غرض آلودى به نفع خويش و به زيان جامعه اسلامى كنند كه آيات فوق نازل شد و با قاطعيت بى نظيرى با اين حادثه برخورد كرد، و منحرفان بد زبان و منافقان تيره دل را محكم بر سر جاى خود نشاند.
    ویرایش توسط یا عزیز زهرا : ۱۳۹۳/۰۹/۰۵ در ساعت ۲۲:۲۹
    یا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ‏
    أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ‏
    الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو
    به فاطِمَةَ وَ اَبیهَا وَ بَعلِهَا وَ بَنیهَا


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    خدا از سر تقصیر همه ما بگذرد اگر شایسته بخششیم!
    امیدوارم طوری باشیم که حب علی درونمان باقی باشد و به دین رب العالمین بمیریم و از دوزخیان نباشیم.


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تهمت به ماریه قبطیه

    جمع بندی

    پرسش:

    تهمت عایشه همسر رسول الله به ماریه دیگر همسر رسول الله چه بود؟و چه آیه ای برای تهمت چنین زنانی به هم بر پیامبر (ص)نازل شد؟!

    پاسخ:
    در برخی روایات و گزارشات تاریخی اینگونه نقل شده است:
    روزى پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - ابراهيم ، فرزند خردسالش را در بغل گرفت و نزد عايشه آمد و فرمود: عايشه ! ببين اين بچه شبيه من است ! عايشه گويد: من از روى حسد گفتم : نه نمى بينم كه شباهتى به شما داشته باشد!! منظور عايشه تهمت زدن به مادر او ((ماريه ))، هووى خود بود، چون خود وى مى گويد: حالتى كه در اين هنگام به هر زنى دست مى دهد،بر من عارض شد.

    ولى خداوند، ابراهيم و مادرش ماريه را به دست اميرالمؤ منين على - عليه السّلام - از اين اتهام تبرئه كرد. حاكم نيشابورى داستان آن را در حديث صحيح مستدرك و ذهبى در تلخيص به نقل از خود عايشه آورده اند. به جلد چهارم مستدرك و تلخيص آن ، صفحه 39 مراجعه نمائيد.

    علی بن ابراهیم قمی با سلسله سندش از امام صادق(ع) روایت کرد چون ابراهیم فرزند پیامبر(ص) وفات کرد، پیامبر(ص) را حزنی شدید در برگرفت، عایشه گفت: «چرا بر این کودک می­گریی؟ او که فرزندت نبود، او فرزند خادمش جریح بود.»[1] پیامبر(ص) از این گفته عایشه به شدت عصبانی ­شد و علی(ع) را فرا ­خواندند و امر به قتل جریح دادند؛ علی(ع) به مشربه ام­ ابراهیم[2] رفت، جریح قبطی در حیاط بود، علی(ع) در زد، جریح پیش آمد تا در را باز کند، پس چون علی(ع) را با صورت برافروخته دید به عقب برگشت و فرار کرد، علی(ع) در را شکست و وارد شد و او را تعقیب کرد، او از ترس بر بالای درخت نخلی رفت، علی(ع) نیز به دنبالش رفت پس چون جریح بر بالای درخت خرما رسید بادی وزید و عورتش نمایان شد و معلوم شد که او از آلت مردانگی بی­ بهره است، پس علی(ع) برگشت و جریان را به رسول­خدا(ص) اطلاع داد بدین ترتیب ماریه از این اتهام تبرئه شد.[3]

    پس آیه نازل شد که «انّ الّذین جاءوا بالإفک عصبةٌ مّنکم لا تحسبوه شرّاً لّکم بل هو خیرٌ لّکم لکل امرئٍ مّنهم مّا أکتسب من الإثم و الّذی تولّی کبره منهم له عذابٌ عظیمٌ» مسلماً کسانی که آن تهمت عظیم را عنوان کردند گروهی(متشکل و توطئه­ گر) از شما بودند؛ اما گمان نکنید این ماجرا برای شما بد است بلکه خیر شما در آن است آنها هر کدام سهم خود را از این گناهی که مرتکب شدند دارند و از آنان کسی که بخش مهم آن را بر عهده داشت عذاب عظیمی برای اوست.[4]-[5] شکی نیست که متهم کردن ماریه قبطیه از مصادیق بارز تهمت­ زدن به زنان عفیف بوده است بر این اساس شیعه روایت کرده که آیات إفک در برائت ماریه نازل شده است.[6]

    اما این روایات و شأن نزول با اشکالاتی مواجه است و بزرگترین ایرادی که به این روایت می توان گرفت این است که نعوذبالله پیامبر بزرگوار اسلام (ص) را فردی چنان بی منطق و دهن بین و عجول معرفی کرده است که به محض شنیدن یک تهمت بی اساس بدون بررسی صحت و سقم مساله و بدون محاکمه و شنیدن حرفهای متهم و متهمه به سرعت دستور قتل انسانی بیگناه را می دهد و اگر شانس با آن فرد بخت برگشته یاری نمی کرد و عورتش بر اثر باد مکشوف نمی شد جانش را بر اثر این تصمیم عجولانه و نسنجیده از دست می داد.

    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج14.
    2. طباطبايي، محمد حسين، تفسير الميزان، ج15.
    3. زحيلي و هبه بي مصطفي، تفسير المنير، ج18.
    4. قمي مشهدي، محمد بن محمد رضا، تفسير کنز الدقائق و بحرالغرائب، ج9.
    5. طبرسي، فضل بن حسن، تفسير جوامع الجامع (مترجم)، ج4.

    پی نوشتها:
    [1]. قمی، علی بن ابراهیم؛ تفسیر قمی، قم، جزائری، چاپ سوم، 1404،ج2، ص99-100 و شیخ مفید؛ رسالة حول خبر ماریه، تحقیق مهدی الصباحی، هزاره شیخ مفید، چاپ اول، 1413، ص16.

    [2]. مَشْربه؛ يعني بستان يا زمين نرمي كه گياه به راحتي در آن مي رويد. به زميني هم كه در ميان آن تپه بلندي واقع شود، يا غرفه و بنايي در آن باشد، اطلاق مي شود. مشربه باغي بوده كه در ميان آن صفه يا غرفه‌اي بوده و در اين محل ماريه قبطيه، ابراهيم فرزند رسول خدا(صلي الله عليه وآله) را به دنيا آورده است.

    [3]. تفسیر قمی، پیشین،ج2، ص99-100 و رسالة حول خبر ماریه، ص17 و انساب الاشراف، پیشین،ص450 و الاستیعاب، پیشین، ص1912 .

    [4]. نور – آیه 11.

    [5]. تفسیر قمی، پیشین، ج2، 99.

    [6]. همان.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود