صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ** ثبات قدم**

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ** ثبات قدم**




    ثبات قدم در دوران غيبت و علائم آن


    ثبات قدم در اعتقاد به امامت و عملكرد آن حضرت در عالم وجود از مهمترين عوامل عاقبت بخيرى و سعادت و سلامت روح شمرده شده است.
    غير از آنكه حضرت ولى‏عصر ارواحنالتراب مقدمه‏الفداء «مصلح جهانى» و «موعود امم»ميباشد مأموريت‏هاى مهمى از طرف خداوند متعال به او واگذار شده از آنجمله : «... بِهِ يَدفَعُ‏البَلاءَ عَن اَهلِ‏الاَرضِ وَبه يُنَزِّلُ‏الغَيثَ وَ بِهِ يُخرِجُ بَركاتِ‏الاَرضِ(1)...»، (... به وسيله اوست كه خداوند بلا را از اهل زمين دفع مى‏كند ـ و الا با هجوم سنگهاى آسمانى از ديگر كرات و ... زندگى براى تمام موجودات زمينى مختل مى‏شد ـ و باران رحمت را نازل مى‏نمايد و بركات زمين را خارج مى‏سازد …)
    و در دعاى عديله راجع به آن سفره‏دار عالم هستى مى‏خوانيم : «بِيُمنِهِ رُزِقَ‏الوَرى و بِوجودهِ ثَبَتَتِ‏الارضُ والسّماءُ»، (به يمن وجود او به موجودات عالم روزى داده مى‏شود و به وجود اوست كه زمين و آسمان پا برجاست)

    هر موجودى كه روزى مى‏خورد چه بداند و چه نداند بر سفره احسان او نشسته و او هسته‏ى مركزى آفرينش است كه كل عالم به بقاى او باقى‏اند و اداره مى‏شوند. بيچاره آن انسانى كه از ولى‏نعمت خود غافل است و به جاى آنكه تمام عشق و محبت و علاقه خود را در وجود باهرالنور آن حضرت كانونى كند به امور مجازى و عشق‏هاى كاذب و علاقه‏هاى دنيوى و مادى پرداخته و در لحظات آخر عمر و بعد از مرگ آگاه خواهد شد كه چه سرمايه‏اى را از دست داده و چگونه خود را به‏دام عذابهاى سخت پروردگار - كه نتيجه‏ى همان اعمال و كردار و عشق‏ورزيهاى شيطانى اوست - گرفتار ساخته كه به هيچ وجه راه فرارى از آنها براى او وجود ندارد.

    همه‏ى ما در دوران غيبت كبراى آن حضرت به سر مى‏بريم كه از آن به «دوران هلاكت» تعبير شده‏است. حضرتامام حسن عسكرى عليه‏السلام در فرمايشات خود به احمد بن اسحاق قمى در باره‏ى طولانى شدن غيبت تنها فرزند گرامى خود فرمودند : «وَاللّه‏ لَيَغيبَنَّ غَيبتى لا يَنجو مِن‏الهَلَكَةِ فيها اِلّا مَن ثَبَّتَهُ‏اللّه‏ عَزَّ و جَلّ عَلى‏القَولِ بِامامَتِهِ وَ وَفَّقَهُ فيهالِلدّعاءِ بِتَعجيل فَرَجَهِ»(2)، (به خدا سوگند او آنچنان غيبتى مى‏كند ـ كه دوران، هلاكت بار مى‏گردد ـ و كسى از هلاكت و نابودى ايمان نجات پيدا نمى‏كند مگر اينكه خداوند او را در قول(عقيده) به امامت آن حضرت ثابت‏قدم بدارد و به‏او توفيق دعا نمودن جهت تعجيل در فرج آن بزرگوار مرحمت فرمايد.

    ادامه

    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوران پر مخاطره و سختى را پشت سر مى‏گذاريم براى نجات از هلاكت راه منحصر به فردى است و آن داشتن ثبات قدم در اعتقاد به امر امامت او ودعا براى فرج موفورالسّرور آن منجى عالم بشريت از صدق دل مى‏باشد، نبايد گول شايعات اهل باطل و مخالفين مهدويت و مدعيان كذاب را خورد و به دام دروغ پردازانى كه ادعا مى‏كنند با آن حضرت ارتباط تنگاتنگ دارد پيام مى‏برند و جواب مى‏گيرند زندانى شد كه متاسفانه جمعيت اين فرقه هم امروزه كم نيست. در اينجا لازم است به اين سؤال كه :


    «چه كسى در قول به امامت آن حضرت ثابت‏قدم است؟»


    پاسخ داده‏شود. پاسخ اين سؤال را از فرمايشات نورانى سيدالساجدين على بن الحسين عليهماالسلام ارائه مى‏دهيم. آن حضرت مى‏فرمايند : براى قائم ما دو غيبت است : يكى كوتاه مدت و اما ديگرى :
    «فَيَطولُ اَمَدُها حتّى يَرجِعَ عَن هذاالاَمرِ اَكثَرُ مَن يَقُولُ بِهِ، فَلايَثبُتُ عَلَيهِ الّا مَن قَوِىَ يَقينُهُ وَ صَحَّت مَعرِفَتُهُ وَ لَم‏يَجِد فى نَفسِهِ حَرجاً مِمّا قَضَينا وَسَلّم لَنااَهلَ‏البَيتِ»(3) به قدرى (دوره‏ى آن غيبت) طولانى خواهدشد كه بيشتر قائلين به آن از اعتقاد خود برمى‏گردند. كسى در امامت او ثابت‏قدم نمى‏ماند مگر آن كه ايمانش قوى و معرفتش (به خدا و رسول و امام و حقايق دين) صحيح بوده و در برابر داورى‏هاى ما ترديدى به خود راه ندهد و در برابر خواسته‏ها و دستورات ما كاملا تسليم باشد.

    به چهار ويژگى مه
    م و اساسى براى شخص منتظر واقعى و باثبات در عقيده‏ى به امامت آن بزرگوار در اين روايت شريف تصريح شده :

    ادامه



    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1 - تقويت يقين
    2 - صحت و سلامت معرفت( كه عرفان به خدا و مقدسات را نبايد از عرفاى صوفى و بيگانه‏ى با عترت طاهره عليهم‏السلام گرفت)
    3 - عدم ترديد در تشخيص و داورى‏هاى اهل‏بيت عصمت و طهارت عليهم‏السلام
    4 - تسليم محض بودن در مقابل اوامر و نواهى ايشان. با وجود اين چهار ويژگى است كه انسان از گرفتاريهاى هلاكت بار دوران غيبت در امان مانده و با دعا و تضرع به درگاه الهى جهت تسريع و تعجيل در امر ظهور آن حضرت، خود را آماده جانفشانى در ركاب فلك انتساب او خواهدكرد. در دوران غيبت جانكاه كبراى آن عزيز فاطمه، دلهاى عشاق متدين و منتظرين با اخلاص مقدم نورانيش ، در سينه نمى‏گنجد و دائما مترنم به اينگونه ابياتند:
    نشانى ده كه تا آيم به سويت
    نشينم لحظه‏اى در پيش رويت
    چرا پنهانى از چشم من زار؟
    كجا بايد نمايم جستجويت
    و يا :
    سر من گوى چوگان تو اى دوست
    تن من خاك ميدان تو اى دوست
    به هر دردى توانم ساخت، اما
    امان از درد هجران تو اى دوست
    امام حسن عسكرى عليه‏السلام ضمن خبر مفصلى به جگر گوشه عزيز خود حضرت مهدى عليه‏السلام مى‏فرمايد : پسرم ! دلهاى مردم دين‏دار و با اخلاص مانند پرندگانى كه شيفته‏ى آشيانه‏ى خويش مى‏باشند مشتاق لقاى تو هستند ...
    هر كس نمى‏تواند ادعاى داشتن چنين حال انتظار و شوق را داشته باشد مگر اين‏گونه باشد كه امام حسن عسكرى عليه‏السلام در ادامه فرمايش خود مى‏فرمايند: «وَ هُم مَعشَرٌ يَطلُعُونَ بِمَخائِلِ‏الذِّلَّةِ وَ الاستِكانَةِ، هُم عنداللّه‏ بَرَرَةٌ اَعِزّاءٌ، يَبرُزُونَ بِاَنفُسٍ مُختَلَّةٍ مُحتاجَةٍ، وَ هُم اَهلُ‏القِناعَةِ وَالاِعتِصامِ، أِستَنبَطواالدّين فَوازَروُهُ على مُجاهَدَةِ‏الاَضداد ...»، آنان (ظاهرا) در ميان مردم با خوارى زندگى مى‏كنند (مردم به چشم خوارى به آنها مى‏نگرند) ولى در پيشگاه خداوند عزيز و محبوبند. آنان خود را بيچاره و بى‏نقش نشان ميدهند ولى اهل قناعت و خويشتن‏دارى هستندو آنان دين خود را بوسيله مبارزه با ضددين، كامل نگه مى دارند...)
    در چند جمله‏ ديگر امام عسكرى عليه‏السلام در مورد يارى كنندگان فرزند دلبند خويش در هنگام ظهور مى‏فرمايد : قومى به آستانه‏ات گرد آيند كه خداوند آنها را از سرشتى پاك و ريشه‏اى پاكيزه و گرانبها آفريده است . دلهايشان از آلودگى نفاق و پليدى شقاق پاكيزه است. در مقابل دستورات دين خاضع و منقادند و دلهايشان از كينه و عداوت پيراسته، براى پذيرش حق استقبال مى‏نمايند و سيمايشان با نور فضل و كمال روشن و فقط آيين حق را مى‏پرستند و از اهل حق پيروى مى‏نمايند.(4)
    اگر با دقت تمام مجموعه فرمايشات امام زين‏ العابدين و امام حسن عسكرى عليهماالسلام را كه ذكر شد در نظر بگيريم خصوصيات يك عاشق و شيفته و منتظر ظهور حضرت بقية‏اللّه‏الاعظم حجة‏بن الحسن‏المهدى روحى له‏الفداء به طور دقيق و كامل مشخص مى‏شود.
    با ادعا كار درست نمى‏شود بايد در روحيه و عمل پابه پاى كلام معصوم حركت كرد تا بتوان با صداقت و راستى دعوى تشيع و معنويت و انتظار نمود. كسانى كه اسير نفس امّاره و گرفتار مظاهر فريبنده‏ى دنيا هستند بيش از هر كس به كذب ادعا و پليدى باطن خود آگاهند و تا وقتى كه توبه جدى و واقعى ننمايند و خود را در معرض مغفرت و آمرزش خداوند تعالى قرار ندهند در جهل خود ثابت و گامى به طرف سعادت و كمال و حريم تقرب خدا و ائمه هدى على‏الخصوص به طرف حريم وصال محبوب عاشقان و عارفان بردارند. *
    پى‏ نوشتها
    *اين مقاله بخشى از مقاله مبسوطى است كع توسط نگارنده ارسال شده بود كه بخشهاى باقيمانده در فرصتهاى آتى تقديم خواهد شد.
    1 - كمال‏الدين‏و تمام‏النعمه، ج2، ص 384، باب 38، ح1
    2 - همان مدرك ، ص384
    3 - كمال‏الدين و تمام‏النعمة، ج1، ص324، باب 31، ح8
    4 - بحارالانوار، ج52، ص 35و36، ح 28


    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,313
    مورد تشکر
    757 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در ابتدا باید اشاره شود طولانی شدن غیبت یک نوع امتحان است. از روایات استفاده می شود که امتحان به غیبت از دو جهت از شدیدترین امتحانات است:
    الف) چون اصل غیبت که بسیار طولانی می شود، بیش تر مردم در شک و تردید می افتند . جز اشخاص مخلص و دارای معرفت کامل، کسی بر عقیده به امامت باقی نخواهد ماند. پیامبر(ص) فرمود «لا یثبت فیها الامن امتحن الله قلبه للایمان» (1).
    جهت دوم ناگواری ها و سختی هایی که در زمان غیبت رخ می دهد . امام صادق(ع) فرمود : هر کس بخواهد در عصر غیبت به دینش ملتزم باشد، مثل کسی است که خارهای درخت خرما را با دست کنار بزند . غیبت طول می کشد تا سیه رویان در این محک معلوم شوند (2).
    امام صادق(ع) می‏فرماید: «دوران غیبت قائم چنان به درازا خواهد کشید، تا حق در خلوص خود رخ نماید. ایمان های خالص از ناخالص، جدا شود، کسانی که سرشت ناپاک داشته و ترس آن است که به هنگام پیروزی دولت قائم، منافقانه خود را در صف مؤمنان جای دهند،پیش قیام مهدی(ع) از آن جدا شوند.»، (3).
    یکی از وظایف منتظران، شناخت و معرفت به امام زمان است، نه فقط یادگیری نام‌ها و القاب و تاریخ ولادت و غیبت؛ بلکه معرفت داشتن به ویژگی‌ها و ابعاد وجودی حضرت و اندیشیدن در کلمات و اوامر حضرت و تأمل در حکمت نام‌ها و نشانه‌ها و علائم ظهور و شگفتی ولادت و حیات او، همچنین دانستن سبب و حکمت غیبت پر رمز و راز حضرت . وقتی انسان معرفت به این موارد پیدا کرد و اهداف و آرمان‌های او را فهمید ،خود را برای عملی کردن اهداف امام زمان آماده می‌سازد . خشنودی او را به خشنودی خود ترجیح می‌دهد . سعی می‌کند سرباز خوبی برای حضرت باشد.
    از رسول اکرم(ص) حکایت شده:«من مات و هو لایعرف امامَهُ ماتَ میتةً جاهلیةً؛(4)کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.»
    راه‌های شناخت امام زمان:
    از جمله راه‌های شناخت امام زمان عبارتند از:
    1. تلاش برای آگاهی بیش تر از حضرت یا از طریق شنیدن از بزرگان و یا مطالعه‌ کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته شده است، مانند کتاب مکیال المکارم که مرحوم آیت‌الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی تالیف کرده‌اند . طبق گفته نویسنده به فرمان امام زمان(عج) نوشته شده ؛ این کتاب یک دوره امام‌شناسی می باشد که ترجمه فارسی هم شده است.(5)
    2. راه دوم به وسیله ارتباط روحی و معنوی با دعا و توسل است: همان طور که در زیارت جامعه می‌فرماید: «خدایا از تو می‌خواهم که مرا از آشنایان به امامان و به حق و حقوق آنان قرار دهی!»(6)راه اول، راه معرفت علمی است، ولی راه دوم، راه شناخت قلبی و روحی است.
    2. اطاعت:
    اگر چه امام زمان غایب است، ولی اراده و فرمانش در میان همه‌ خلایق جاری است. دستوراتش را باید شناخت و فرمان‌هایش را باید اطاعت کرد.
    از امام صادق(ع) حکایت شده :خوشا به حال شیعیان مهدی قائم(ع) آنان که در دوران غیبت او چشم انتظار ظهور اویند و در دوران ظهورش سرسپردگان اوامر او.»(7)
    چگونه او امر و دستورات امام زمان(عج) را در زمان غیبت ایشان بدانیم و به آن ها عمل کنیم؟
    اگر چه در خصوص امام زمان ارتباط محسوس بین امام و مردم وجود ندارد ،ولی در هیچ یک از دو غیبت صغری و کبری امام زمان، پیوند امام با مردم به طور کلی قطع و گسسته نشده است، زیرا در هر دو غیبت، امر سفارت و نیابت وجود داشته و دارد . از طریق نایبان، پیوند امام با مردم برقرار بوده و هست. در زمان غیبت صغری نیابت نایبان خاص بوده و در زمان غیبت کبری نیابت نایبان حضرت عام می‌باشد .با توجه به شرایط و ضوابطی که مطرح می‌کنند، اطاعت فقهای جامع الشرایط لازم و در ردیف اطاعت از امام زمان می‌باشد. مخالفت با فقیه جامع الشرایط که نایب امام است، مخالفت با امام، و مخالفت با امام، مخالفت با خداوند می‌باشد.
    توقیع حضرت ولی عصر(عج):
    سوالاتی که برای مردم حاصل شده بود و برای خود «اسحاق بن یعقوب» مشکل بود، در ذیل نامه‌ای به وسیلة نایب دوم، یعنی محمد بن عثمان عمری به محضر حضرت مهدی(عج) فرستاد و پاسخ آن ها را طلبید ،از جمله‌ آن مسائل این بود که مردم در عصر غیبت در حوادث واقعه به چه کسی مراجعه کنند؟ حضرت پاسخ فرمود:«.... و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلی روات حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله؛ اما آنچه سوال کرده‌ای ،خدا تو را هدایت کند و ثابت قدم نماید... اما حوادثی که پیش می‌آید ،به راویان حدیث ما مراجعه کنید زیرا آن ها حجت و نمایندگان من هستند بر شما و من حجت خدا بر شما....»(8)

    پی نوشت ها:
    1. منتخب الاثر، آیت الله صافی گلپایگانی، فصل 1، باب 8، حدیث 45.
    2. کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ج 2، ص 16.
    3. کمال‏الدین، ص 356.
    4 . محاسن برقی، ج 1، ص 251 و بحارالانوار مرحوم مجلسی، ج 23، ص 76 2 .
    5. مکیال المکارم، ترجمه سید مهدی حائری.
    6. «اسألک ان تجعلنی فی جملة‌العارفین بهم و بحقهم» مفاتیح الجنان، فرازی از زیارت جامعه کبیره.
    7 . بحارالانوار، ج 52، ص 150.
    8 . شیخ صدوق، کمال الدین، ص 484.

  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ثبات قدم در ايمان

    مرحله ثبات قدم در ايمان چه زماني در زندگي انسان رخ مي دهد ؟ من احساس مي كنم در ثبات قدم در دين دچار ضعف روحي و معنوي هستم و با وجود اين كه صميمانه آرزوي دين داري و شيعه بودن خالصانه را دارم اما باز هم در عمل ضعيف هستم لطفا مرا راهنمايي كنيد با تشكر ؟




    تعهد و احساس مسئوليت شما نسبت به مسائل ديني قابل تقدير است و اميدواريم كه بتوانيد در سايه اين تعهد زندگي سعادتمندي را براي خود رقم بزنيد .
    در اين نوشتار در سه بخش به پاسخگويي موضوعاتي كه مطرح نموده ايد مي پردازيم كه با عنايت الهي برايتان مفيد خواهد بود
    بخش اول :
    همانگونه كه شما نيز بگونه اي به آن اشاره نموده ايد يكي مهمترين ويژگي هاي افراد مومن ثابت قدم بودن در مسائل ديني مي باشد
    رسول خدا در اين باره فرموده اند : الْمُؤْمِنُ أَشَدُّ فِي دِينِهِ مِنَ الْجِبَالِ الرَّاسِيَةِ وَ ذَلِكَ أَنَّ الْجَبَلَ قَدْ يُنْحَتُ مِنْهُ وَ الْمُؤْمِنُ لَا يَقْدِرُ أَحَدٌ عَلَى أَنْ يَنْحَتَ مِنْ دِينِهِ شَيْئاً وَ ذَلِكَ لِضَنِّهِ بِدِينِهِ وَ شُحِّهِ عَلَيْهِ (بحار الأنوار ج‏64 ص 299 ) ؛« مؤمن در دينش از كوه‏هاى بلند هم سخت‏تر و پابرجاتر مى‏باشد زيرا كوه‏ها را با كندن و تراشيدن مى‏توان در آن نقصان پديد آورد، ولى از مؤمن نمى‏توان چيزى كاست، زيرا او نسبت به دينش بخل مى‏ورزد و به ديگران نمى‏دهد »
    لذا اگر بخواهيم ما نيز به چنين مرتبه و جايگاهي از ايمان نائل گرديم ، بايد راههاي رسيدن به اين قله رفيع شناخته و در متن زندگي خود پياده نمائيم .


    ادامه


    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بطور خلاصه با لحاظ نمودن دو موضوع مي توان به اين هدف دست رسي پيدا كرد كه ما در اينجا بدليل ممانعت از طولاني شدن پاسخ ؛ بيشتر به فهرست و سرفصلهاي آنها اشاره مي نمائيم :
    موضوع اول : تقويت عواملي كه باعث استقرار و تثبيت ايمان در وجود انسان مي گردند
    1- تقويت ايمان با بالا بردن علم و يقين
    حضرت علي عليه السلام فرموده اند : قوّوا ايمانكم باليقين فانّه افضل الدّين.
    قوى و محكم گردانيد ايمان خود را بيقين پس بدرستى كه آن افزونترين دين است، و منظور از «يقين» اعتقاد ثابت جازمى است كه از روى دليل و برهان باشد.
    به اين معنا که اعتقاداتى كه انسان در دين بايد داشته باشد همه بمرتبه يقين برسد و بتقليد و دلايلى كه افاده يقين نكند اكتفا مكنيد، زيرا كه أفضل دينها آنست كه از روى يقين باشد. (شرح آقا جمال الدين خوانسارى بر غرر الحكم، ج‏4، ص: 512)
    2- تلاوت قرآن
    خداوند متعال در اين خصوص مي فرمايد : إنّما المؤمنون ... إذا تليت عليهم ءايته زادتهم إيمنا ....
    (أنفال / 2) مؤمنان، تنها كسانى هستند كه ...هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده مى‏شود، ايمانشان فزونتر مى‏گردد....
    3- عمل به احكام و مواعظ الهى، مايه افزايش ايمان:
    خداوند متعال در اين خصوص مي فرمايد : و لو أنّا كتبنا عليهم أن اقتلوا أنفسكم أو اخرجوا من ديركم مّا فعلوه إلّا قليل مّنهم ولو أنَّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيرا لَّهم وأشدَّ تثبيتا. (نساء /66 ) اگر(همانند بعضى از امتهاى پيشين،) به آنان دستور مى‏داديم: «يكديگر را به قتل برسانيد»، و يا: «از وطن و خانه خود، بيرون رويد»، تنها عده كمى از آنها عمل مى‏ كردند! و اگر اندرزهايى را كه به آنان داده مى‏شد انجام مى‏دادند، براى آنها بهتر بود؛ و موجب تقويت ايمان آنها مى‏شد.
    4- ترک بحث و جدل باعث تحکيم و تقويت ايمان است
    امام حسين( عليه السلام) هر كه ترك كرد مجادله را، پس به تحقيق كه محكم كرده است ايمان خود را (مصباح الشريعة-ترجمه عبد الرزاق گيلانى ص 308)
    5- پرهيزکاري مايه ثبات و پايدارى ايمان مي گردد
    امير المؤمنين على (ع) فرموده است، پارسايى و پرهيزکاري مايه ثبات و پايدارى ايمان است (روضة الواعظين-ترجمه مهدوى دامغانى ص 682 )
    6- محبت اهل بيت عليهم السلام انسان را در دينداري همچون کوه احد ثابت قدم مي کند
    امير المؤمنين عليه السّلام به اصحابش فرمود:... خوشا بحال كسى كه محبّت ما اهل بيت در قلب او رسوخ داشته باشد، ايمان در قلب چنين كسى ثابت‏تر از كوه احد در مكانش خواهد بود. (اسرار آل محمد عليهم السلام ص 516 )
    7- كتمان اسرار و رازدارى (ارشاد القلوب-ترجمه سلگى ج‏1 ص 362 )
    8- عفو و چشم پوشى از عيب مردم (ارشاد القلوب-ترجمه سلگى ج‏1 362 )
    9- صبر در خوشيها و ناخوشيها است (ارشاد القلوب-ترجمه سلگى ج‏1 362 )
    10 – نهادينه نمودن صفات مومنين در خود
    در اين خصوص تنها به يک روايت از پيامبر گرامي اسلام اکتفا مي نمائيم که فرمود: در مؤمن بيست خصلت بايد باشد و هر كه همه را ندارد ايمانش كامل نباشد اى على اخلاق مؤمن اينها است.


    ادامه

    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    - در صف نماز حاضرند- در پرداخت زكاة شتابانند- مستمندان را خوراك دهند- دست لطف بر سر يتيم كشند- ناخن خود را پاكيزه كنند- كمر خود را ببندند- اگر حديث گويند دروغ نگويند- اگر وعده دهند، تخلف نكنند- اگر سپرده ستانند خيانت نورزند- اگر سخن گويند راست گويند- در شب خداپرستند- در روز مردان نبردند- روزها را روزه‏اند- شبها را زنده دارند و عبادت كنند- همسايه را نيازارند- همسايه از آنها آزار نكشد- آرام روى زمين راه روند- بسوى مساجد گام بردارند- و بخانه بيوه زنان بروند (براي کمک و مساعدت آنها )
    - و بگورستانها سر بزنند، خدا ما و شما را از پرهيزكاران سازد « گنجينه معارف شيعه-ترجمه كنز الفوائد و التعجب ج‏1 ص 117 »
    11- طلب ياري خواستن از خداوند متعال جهت شعله ور ماندن ايمان در وجود انسان
    در يك تقسيم بندي از سوي معصومين عليهم السلام ايمان به دو نوع مستقر و ثابت و ايمان عاريه تقسيم بندي شده است
    الف - ايمان مستقر يعنى ايمانى كه ثابت و غير متزلزل باشد و بحوادث و ابتلائات و شبهات زائل يا متزلزل نگردد
    ب : مستودع يعنى ايمان عاريتى و امانتى كه بواسطه حوادث و شبهات و ابتلائات متزلزل يا زائل ميگردد
    امام صادق عليه السّلام فرمود: خداوند پيامبران را در نبوت خود ثابت قرار داده و آنها هرگز از مقام خود كنار نمى‏روند، و اوصياء آنها را هم به اين طريق قرار داده است گروهى از مؤمنان هم اين چنين هستند، گروهى هم ايمان عاريه دارند، اگر دعا كنند و اصرار بر دعا داشته باشند با ايمان از دنيا مى‏روند(ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار ج‏1 ص : 465)
    لذا ائمه اطهار (عليهم السلام ) در همين زمينه دعاهايي را توصيه نموده اند که از جمله آنها دعاي عديله مي باشد ( مفاتيح الجنان فصل ششم ) (1)
    موضوع دوم : ريشه كن نمودن عواملي كه با ايمان سازگاري نداشته و موجب زائل شدن و از بين رفتن ايمان شده و يا موجب مي شود تا انسان به حقيقت ايمان واصل نگردد .

    ادامه

    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در اين زمينه روايات متعددي از پيامبر اکرم و اهل بيت ايشان (عليهم السلام ) نقل شده که برخي از آنها به شرح ذيل مي باشد .
    1- نداشتن محبت اهل بيت پيامبر عليه السلام ايمان را ذوب مي کند.
    امير المؤمنين عليه السّلام به اصحابش فرمود:... و هر كس كه دوستى ما در قلب او جاى‏ نگيرد ايمان در قلب او مانند ذوب شدن نمك در آب ذوب مى‏شود. ( اسرار آل محمد عليهم السلام، ص: 515)
    2- هرگز دوستى با دشمنان خدا و رسول (صلى اللَّه عليه و آله و سلم) با داشتن ايمان قابل جمع نيست (2)
    3- دروغ گو مزه ايمان را درک نمي کند
    امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: بنده‏اى مزه ايمان را درك نمى‏كند مگر اينكه از دروغ چه جدى و يا شوخى دست باز دارد. (بحار الأنوار ، ج‏69، ص: 250)
    4- خيانت کننده به امانت ايمان ندارد
    رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: كسى كه امانتدار نيست ايمان ندارد، (نوادر راوندى-ترجمه صادقى اردستانى ص 168 )
    5- خنديدن بيش از حد ايمان را محو مي کند
    رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: خنديدن زياد ايمان را محو مى‏كند (ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار ج‏2 ص 467 )
    6- حرام خواري ايمان را دور مي کند
    پيامبر اکرم فرموده اند : حرام خوردن ايمان را دور مى‏كند (نصايح ص 219 )
    7- زنا کردن موجب مي شود تا روح ايمان از انسان جدا گردد (اصول كافى-ترجمه مصطفوى ج‏3 ص 388 )
    8- عمل ننمودن به دستورات ديني موجب تزلزل در ايمان مي گردد
    امام صادق عليه السّلام فرمود: ايمان بدون عمل ثبات ندارد و عمل از ايمان مى‏باشد.( ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار ج‏1 ص 408) لذا از محوري ترين برنامه هايي كه بايد داشته باشيد انجام واجبات و ترك محرمات مي باشد .
    9- حسادت ورزيدن به برادر مومن ايمان را در دل آب مي کند
    امام صادق عليه السلام در اين خصوص فرموده اند : هر كس بر مؤمنى حسادت كند، ايمان در دلش همچون نمك در آب ذوب شود.( تحف العقول-ترجمه جعفرى ص 284 )
    10- تهمت زدن به برادر ديني ايمان را ذوب مي کند
    امام صادق عليه السّلام فرمود: و هر گاه به برادر مومن خود تهمتى بزند ايمان از قلبش مى‏رود همان طور كه نمك در ميان آب ذوب مى‏شود (مشكاة الانوار-ترجمه هوشمند و محمدى متن ص 197 )
    11- بي صبري ايمان را مي برد
    حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود: نسبت صبر بايمان نسبت سر است به تن همچنان كه با رفتن سر تن هم از بين ميرود با رفتن صبر هم ايمان دوامى نخواهد داشت.( بحار الانوار-ترجمه جلد 67 و 68 ج‏2 )
    12- شوخي نمودن نور ايمان را از بين مي برد (3)
    امام موسى بن جعفر(ع) به يكى از فرزندان خود فرمود پسرم، از شوخى بپرهيز كه موجب از بين رفتن نور ايمان و شخصيت تو مى‏شود (مواعظ امامان عليهم السلام-ترجمه جلد هفدهم بحار ص 276 )
    13- بي حياء ايمان ندارد
    امام صادق عليه السّلام فرمود: ايمان ندارد آن كس كه شرم و حياء ندارد. الحديت-روايات تربيتى ج‏1 ص 277 )
    14- بخل از محو کننده ايمان است
    امام صادق «ع»: هيچ چيز به اندازه بخل در محو كردن (كاستن و برانداختن) ايمان كارگر نمى‏شود. سپس فرمود: اين بخل را (در نفس انسان) حركتى است آرام و پيوسته مانند
    راه رفتن مورچه ؛ و آن (بخل) را شاخه‏هايى است مانند شاخه‏هاى شرك. (الحياة با ترجمه احمد آرام، ج‏6، ص: 99)
    15- طمع ورزي انسان را از ايمان بيرون مي کند
    امام صادق (ع) فرموده اند: چيزى كه انسان را از ايمان بيرون مى‏كند طمع است. (خصال-ترجمه جعفرى ج‏1 21 )
    16- عمل کردن بر خلاف حق انسان را از ايمان بيرون مي کند
    ابو الربيع گويد: از امام عليه السّلام پرسيدم چه كلماتى مرد را از ايمان خارج مى‏گرداند فرمود: هر گاه نظريه‏اى داد و آن نظريه بر خلافت حق بود اگر او در اجراى آن كوشش كند از ايمان بيرون مى‏شود. (ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار ج‏1 405 )
    ----------
    پي نوشت :
    1- در همين زمينه دعايي نيز از شيخ طوسي نقل گرديده که در همان فصل ششم مفاتيح ذکر شده است .
    2- «لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ...» ( آيه 22 سوره مجادله )
    3- به نظر مي رسد مراد از اين روايت در خصوص کساني است که شوخي و لودگي را سرلوحه زندگي خود قرار داده اند و اهل شوخي هاي بي مورد مي باشند چرا که اسلام خود به شادابي و مزاح و ايجاد نشاط در بين اطرافيان تاکيد فراوان دارد .

    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ایمان عاریه ای چه ایمانی است؟


    قرآن کتابِ رمز نیست. قرآن یک کتابی است که باید آن را خواند به قصد فهمیدن، و فهمید به قصد افزون شدن و نیرومندتر شدن ایمان «وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا».

    ایمان مستقر ؛ ایمان عاریه‌ای

    «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ اللَّـهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ» (انفال،2) مؤمنان آن کسانی هستند که چون خدا یاد شود، قلب آنها به وَجَل، به ترس و بیم و رعب، به احساس عظمت در پروردگار و حقارت در خود، قلب آنها از این احساس پر می‌شود.
    «وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا» (انفال،2) نشانه دیگر مؤمن این است که وقتی آیات خدا بر آنان فروخوانده می‌شود، یا خودشان می‌خوانند، یا کس دیگری برای آنها این آیات را فرومی‌خواند، ایمانشان افزون می‌گردد.«زَادَتْهُمْ إِیمَانًا» این ایمان مانند بذری در دل او و روح او رشد می‌کند، بزرگ می‌شود، مانند گیاهی بالا می‌آید. مانند درختی ساقه و ریشه‌اش سِتبر می‌شود. آن‌چنانی که امکان ریشه‌کن کردن آن از میان می‌رود. ایمان به صورت یک آب راکد در وجود مؤمن معنی ندارد.
    مؤمن راستین آن مؤمنی است که اگر یک کلمه از حقایق و معارف دینی و الهی در دل اوست، آن یک کلمه را با تدبر، با دقت نظر، با اندیشیدن ایمان خود را زیادتر کردن، این ایمان را از زائل شدن نجات دهد. مؤمن واقعی این است. از این آیه و از این جمله ما استفاده می‌کنیم که با تلاوت قرآن ایمان انسان مؤمن باید زیاد بشود و از این جمله اتخاذ سند می‌کنیم و به آن کسانی که می‌گویند قرآن را ترجمه نکنید، معنا نکنید، تفسیر نکنید که عقل ما نمی‌رسد. به آنها می‌گوییم که اگر ما قرآن را نمی‌توانستیم بفهمیم چگونه ایمان ما با خواندن قرآن زیاد می‌شد؟ پیداست قرآن کتابِ رمز، پس نیست. قرآن یک کتابی است که باید آن را خواند به قصد فهمیدن، و فهمید به قصد افزون شدن و نیرومندتر شدن ایمان «وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا».

    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ایمان دو نوع است؛ یك‌ نوع ایمان مقلّدانه، متعصبانه، چون پدران و بزرگتران باور كرده بودند ما هم باور كردیم، چون در كتاب ما، در حوزه‌ى دین ما این‌جور مى‌گویند ما هم این‌جور مى‌گوئیم؛ ولو تو دلیل بیاورى، بی‌خود آوردى حرف تو را قبول نمى‌كنیم، ایمانى است یا از روى تقلید، یا از روى تعصب؛ اگر بپرسى آقا از كجا گفتى كه پیغمبر اسلام حق است هیچ نمى‌دانند، چون پدرها گفتند، چون معلم توى مدرسه گفته، چون مردم كوچه بازار معمولاً مى‌گویند پیغمبر حق است این هم مى‌گوید پیغمبر حق است، ایمان هم داردها؛ یعنى واقعاً باورش آمده كه پیغمبر حق است، اما این باور از زبان این و آن و از روى تقلید و چشم بسته به دست آمده.
    ایمان متعصبانه ؛ چون دین اسلام چنین مى‌گوید این درست و چون ادیان دیگر مى‌گویند غلط است، چون فلان عمل را ما مسلمانها انجام مى‌دهیم این درست است، چون دیگران فلان عمل دیگر را انجام مى‌دهند این غلط است، یك ایمانى داردها، اما این ایمان متكى به دلیل نیست فقط از روى تعصب است.

    چه ایمانی در اسلام ارزش دارد؟

    آن ایمانى كه در اسلام ارزش دارد ایمان مقلّدانه و متعصبانه نیست؛ یعنى ایمان مقلّدانه و متعصبانه قیمتى ندارد. دلیل مى‌خواهید؟ از دهها دلیل یكیش را بگویم و آن یك دلیل این است كه ایمان وقتى از روى تقلید و تعصب بود زائل شدنش هم به آسانىِ خودِ ایمان تقلیدى آسان است.
    همان‌طور كه بچه بدون هیچ زحمتى و شاگرد بدون هیچگونه تلاشى از پدر و مادر یا اولیاى مدرسه‌اش یك ایمانى را مُفت گرفت به همین صورت هم دزدان ایمان، این ایمان را از او مُفت مى‌گیرند و ناگهان وقتى نگاه مى‌كنى یك نسل بى‌ایمان، ایمانها همه غارت زده، از بین رفته، ایمانها همه پوچ شده، در مقابل شعله‌ى مادیّت، ایمانها مثل برفى در چله‌ى تابستان آب شده و به زمین فرو رفته.
    خوشا به حال آن كسانى كه ایمان خود را از روى آگاهى، از روى درك، از روى شعور، از روى فهم انتخاب مى‌كنند، سیل مى‌آید درختهاى تناور را مى‌برد، اما آن گیاهى كه اگر چه باریك و نازك و لطیف است، اما دو برابر خود، ریشه‌اش زیر زمین است؛ او همچنان سالم مى‌ماند، او مى‌ماند. آنچه كه از بنیان است زائل‌شدنى نیست با این حرفها!

    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود