صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***منتظر واقعی***

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ***منتظر واقعی***




    ***منتظر واقعی***

    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏

    در آثار اسلامى و شيعى از انتظار ظهور حضرت مهدى تعبير شده است به انتظار فرج. فرج يعنى چه؟ يعنى گشايش. كِى انسان انتظار فرج و گشايش دارد؟ وقتى يك فروبستگى‏اى وجود داشته باشد، وقتى گره و مشكلى هست. در زمينه‏ى وجود مشكل، انسان احتياج پيدا مي‌كند به فرج؛ يعنى سرانگشتِ گره‏گشا؛ بازكننده‏ى عقده‏هاى فروبسته. اين نكته‏ى مهمى است.

    انتظار فرج اين نيست كه انسان بنشيند، دست به هيچ كارى نزند، هيچ اصلاحى را وجهه‏ى همت خود نكند، صرفاً دل خوش كند به اينكه ما منتظر امام هستيم !
    معناى انتظار فرج به عنوان عبارة أخراى انتظار ظهور، اين است كه مؤمنِ به اسلام، مؤمنِ به مذهب اهل‏بيت عليهم السّلام وضعيتى را كه در دنياى واقعى وجود دارد، عقده و گره در زندگى بشر مي‌شناسد. واقعِ قضيه هم همين است. منتظر است كه اين فروبستگىِ كار بشر، اين گرفتارى عمومى انسانيت گشايش پيدا بكند. مسئله، مسئله‏ى گره در كار شخص من و شخص شما نيست. امام زمان عليه الصّلاة و السّلام براى اينكه فرج براى همه‏ى بشريت به وجود بياورد، ظهور مي‌كند كه انسان را از فروبستگى نجات بدهد؛ جامعه‏ى بشريت بلكه تاريخ آينده‏ى بشر را نجات بدهد.
    اين معنايش اين است كه آنچه را كه امروز وجود دارد؛ اين نظم بشرى غيرعادلانه، اين نظم بشرى‏اى كه در آن انسانهاى بي‌شمارى مظلوم واقع مي‌شوند، دلهاى بي‌شمارى گمراه مي‌شوند، انسانهاى بيشمارى فرصت عبوديت خدا را پيدا نمي‌كنند، مورد رد و اعتراض بشرى است كه منتظر ظهور امام زمان است. انتظار فرج يعنى قبول نكردن و رد كردن آن وضعيتى كه بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگى انسانيت حاكم شده است. اين معنى انتظار فرج است.
    امروز شما به اوضاع دنيا نگاه كنيد، همان چيزى كه در رواياتِ مربوط به ظهور ولى عصر (ارواحنا فداه) وجود دارد، امروز در دنيا حاكم است؛ پر شدن دنيا از ظلم و جور. امروز دنيا از ظلم و جور پر است. در روايت و ادعيه‏ى گوناگون و زيارات مختلف مربوط به ولى‏عصر (ارواحنا فداه) دارد كه «يملأ اللَّه به الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا»؛ چنانكه روزى همه‏ى عالم از ظلم و جور پر بوده است همانطور خداى متعال در زمان او عدل و داد را وضع حاكم بر بشريت قرار خواهد داد.

    ادامه

    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امروز همين است؛ امروز ظلم و جور حاكم بر بشريت است. زندگى بشرِ امروز زندگى مغلوب و مقهورِ دست ظلم و استبداد در همه‏ى دنياست. در همه‏جا اين جور است. بشريت، امروز بر اثر غلبه‏ى ظلم، غلبه‏ى اغراض و هواهاى نفسانى دچار مشكلات فراوانند. دو ميليارد گرسنه در دنياى امروز، وجود ميليونها انسانى كه در نظامهاى طاغوتى مغلوب هواى نفس قدرتمندان طاغوتى هستند، حتّى فشار بر مؤمنين و مجاهدين فى سبيل اللَّه و مبارزان راه حق و ملتى مثل ملت ايران كه توانسته است در يك مجموعه‏ى محدودى، در يك فضاى معينى، پرچم عدل و داد را بلند بكند و فشار بر مجاهدان فى سبيل اللَّه، همه نشانه‏ى سيطره‏ى ظلم و جور بر دنياست. اين، انتظار فرج را با وضعيت كنونى زندگى انسان در دوره‏هاى مختلف معنا مي‌كند.

    امروز ما انتظار فرج داريم. يعنى منتظريم كه دست قدرتمند عدالت‏گسترى بيايد و اين غلبه‏ى ظلم و جور را كه همه‏ى بشريت را تقريباً مقهور خود كرده است، بشكند و اين فضاى ظلم و جور را دگرگون كند و نسيم عدل را بر زندگى انسانها بوزاند، تا انسانها احساس عدالت كنند. اين نيازِ هميشگى يك انسان زنده و يك انسان آگاه است؛ انسانى كه سر در پيله‏ى خود نكرده باشد، به زندگى خود دل خوش نكرده باشد. انسانى كه به زندگى عمومى بشر با نگاه كلان نگاه ميكند، به طور طبيعى حالت انتظار دارد. اين معناى انتظار است. انتظار يعنى قانع نشدن، قبول نكردن وضع موجودِ زندگى انسان و تلاش براى رسيدن به وضع مطلوب، كه مسلّم است اين وضع مطلوب با دست قدرتمند ولى خدا، حضرت حجت‏بن‏الحسن، مهدى صاحب زمان (صلوات اللَّه عليه و عجّل اللَّه فرجه و ارواحنا فداه) تحقق پيدا خواهد كرد. بايد خود را به عنوان يك سرباز، به عنوان انسانى كه حاضر است براى آنچنان شرائطى مجاهدت كند، آماده كنيم.

    انتظار فرج معنايش اين نيست كه انسان بنشيند، دست به هيچ كارى نزند، هيچ اصلاحى را وجهه‏ى همت خود نكند، صرفاً دل خوش كند به اينكه ما منتظر امام زمان (عليه الصّلاة و السّلام) هستيم.
    انتظارِ دست قاهرِ قدرتمندِ الهىِ ملكوتى است كه بايد بيايد و با كمك همين انسانها سيطره‏ى ظلم را از بين ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگى مردم حاكم كند و پرچم توحيد را بلند كند؛ انسانها را بنده‏ى واقعى خدا بكند. بايد براى اين كار آماده بود. تشكيل نظام جمهورى اسلامى يكى از مقدمات اين حركت عظيم تاريخى است. هر اقدامى در جهت استقرار عدالت، يك قدم به سمت آن هدف والاست.

    ادامه


    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    انتظار حركت است؛ انتظار سكون نيست؛ انتظار رها كردن و نشستن براى اينكه كار به خودى خود صورت بگيرد، نيست. انتظار حركت است. انتظار آمادگى است. اين آمادگى را بايد در وجود خودمان، در محيط پيرامون خودمان حفظ كنيم. و خداى متعال نعمت داده است به مردم عزيز ما، به ملت ايران، كه توانسته‏اند اين قدم بزرگ را بردارند و فضاى انتظار را آماده كنند. اين معناى انتظار فرج است.
    انتظار فرج يعنى كمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت براى آن هدفى كه امام زمان (عليه الصّلاة والسّلام) براى آن هدف قيام خواهد كرد، آماده كردن. آن انقلاب بزرگ تاريخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ايجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى، عبوديت خدا؛ اين معناى انتظار فرج است.


    ان‏شاءاللَّه ظرفيت دلها و چشمها و ظرفيت جهان آماده براى آن انقلاب عظيم الهى بشود.
    والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏
    برگرفته از پايگاه معظم له
    تنظيم و تلخيص: گروه دين و انديشه - حسين عسگري



    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,308
    مورد تشکر
    747 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وظایف یک منتظر؟

    ظهور مصلح بزرگ جهانی و تحقق عدالت فراگیر، دارای ابعاد مختلف نظری، اعتقادی و عملی است که یک انسان منتظر باید به آنها توجه داشته و تا جایی که امکان دارد، به آنها دست یابد.
    ابعاد اعتقادی و نظری:
    1. بُعد توحید
    منتظر همواره چشم به راه فرجی است که به قدرت مطلق الهی تحقق خواهد یافت.
    منتظران باید همیشه متوجّه درگاه کبریای الهی‏باشند و روی دل به سوی خدا کنند و از پیشگاه ازلی، طلب گشایش و فرج نمایند. «افضل اعمال امتی انتظار الفرج من اللَّه؛(1) بهترین اعمال امّت من انتظار فرج از خدای عزیز و جلیل است».
    2. بُعد نبوّت‏
    مهدی«علیه السلام» از اهل بیت است. او دوازدهمین وصی و جانشین پیامبر است. آنگاه که ظاهر گردد، پرچم پیامبر را در دست گیرد و به سنّت او عمل کند. شخص منتظر خود را مسئول عمل به سنّت پیامبر از طریق اهل بیت می‏داند و جهت حاکمیت سنّت رسول تلاش می‏کند.
    امام صادق «علیه السلام» می‏فرماید: «هر کسی از شما در حال انتظار ظهور حاکمیت دین خدا بمیرد، مانند کسی
    است که خدمت قائم باشد و در خیمه او. . . نه بلکه مانند کسی است که در رکاب قائم بجنگد؛ نه به خدا سوگند بلکه مانند کسی است که در رکاب پیامبر شهید شده باشد». (2)
    3. بُعد قرآن‏
    امر مهم دیگری که هر منتظری باید متوجّه آن باشد، کتاب خدا قرآن کریم است. مهدی«علیه السلام» زنده کننده همه احکام قرآن است. منتظران در احیای احکام قرآن و علوم قرآنی در ابعاد مختلف تلاش می‏کنند و عمل کننده به آن هستند.
    4. امامت‏
    همچنین در احادیث و آموزه‌های ائمه طاهرین«علیهم السلام» تأکید شده است در عصر غیبت راه امامان را بپیمایید. از تعالیم و احکام آن پیروی کنید. از قرار گرفتن در خط مخالفان تبرا و بیزاری جویید. اصل تولی و تبری را در شئون زندگی حاکم کنید تا از منتظران واقعی باشید.
    5. عدل‏
    انتظار یعنی چشم به راه امامی داشتن که تصمیم دارد جهان را از عدل و داد پر سازد، پس از آن که ظلم و جور همه امور را فرا گرفته است. شخصی که در انتظار عدل است، به عدل روی می‏آورد و به رعایت آن مقید بوده و برای حاکمیت آن جهاد می‏کند.
    6. معاد
    انتظار موعود روابطی بسیار عمیق با اصل اعتقادی معاد دارد. بدین سان می‏نگریم انتظار نمایانگر ابعاد عقاید حقّ است. تا او نیاید و حکومت عدل را در جهان برپا ندارد. عمر جهان به سرنمی‏رسد و قیامت برپا نمی‏گردد.
    ابعاد عملی مکتب‏
    1. دینداری‏
    از ویژگی‌های انسان منتظر دینداری است. انسان در دوران غیبت باید مواظب دین خود و دینداری و درستی کردار خود باشد.
    امام صادق «علیه السلام» می‏فرماید: «برای صاحب‏الامر غیبتی طولانی است. در این دوران هر کسی باید تقوا پیشه سازد و به دین حق تمسک بجوید. »(3)
    2. پارسایی‏
    منتظر علاوه بر دینداری باید پارسا باشد و خود را چنان که آن پیشوا دوست دارد بسازد.
    امام صادق«علیه السلام» می‏فرماید: «هر کس در شمار اصحاب قائم باشد، باید چشم به راه باشد و پارسایی پیش گیرد و کردار با ورع داشته باشد».(4)
    3. پایبندی مکتبی‏
    انسانیت و رعایت ارزش انسان تنها در تعالیم علی«علیه السلام» و آل علی جلوه‏گر است. انسان منتظر مهدی آل محمّد«صلی الله علیه وآله» چنین است، یعنی در خط آنان و بلکه خصم هر راه غیر آل محمّد است.
    پیامبر می‏فرماید: «خوشا به حال منتظرانی که به حضور قائم برسند. آنان که پیش از قیام او نیز پیرو اویند، با دوست او عاشقانه دوستند و موافق، و با دشمن او خصمانه دشمنند و مخالف».(5)
    4. امر به معروف و نهی از منکر
    یکی از تکالیف عمده دینی امر به معروف و نهی از منکر است. با این دو عمل است که احکام و واجبات الهی برقرار می‏ماند. انسان منتظر نمی‏تواند در این باره بی‏اعتنا باشد. پیامبر اکرم فرمود: «طوبی لمن ادرک قائم اهل بیتی و هو مقتدٍ به قبل قیامه؛ خوشا به حال کسی که قائم اهل بیت مرا دریابد و پیش از قیامش، ‌از او پیروی کرده باشد». شاخص مهم اقتدا انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر است.
    5. اخلاق اسلامی‏
    انسان منتظر باید دارای اخلاق اسلامی باشد و جامعه اسلامی باید مظهر اخلاق اسلامی باشد. امام صادق«علیه السلام» فرمود: «هر کس خوش دارد در شمار اصحاب قائم باشد، باید در عصر انتظار، مظهر اخلاق نیک اسلامی باشد. چنین کسی اگر پیش از قیام قائم بمیرد، پاداش او مانند کسانی باشد که قائم را درک کنند و به حضور او برسند. پس در دینداری و آراستگی به اخلاق اسلامی بکوشید و در حال انتظار ظهور حق به سر برید این(کردار پاک و افکار تابناک) گوارا باد بر شما ای گروهی که رحمت خدا شامل حال شماست». (6)
    6. آمادگی نظامی‏
    مسلمان باید همیشه آمادگی نظامی و نیروی سلحشوری داشته باشد تا به هنگام پیدایش حق، به صف پیکارگران مهدی«علیه السلام» بپیوندد.
    امام صادق(ع) فرمود: «هر که از شما برای خروج قائم اسلحه تهیه کنید، اگر چه یک نیزه باشد، چون وقتی که خداوند متعال ببیند کسی به نیت یاری مهدی اسلحه تهیه کرده، امید است عمر او را طولانی کند تا ظهور را درک نماید و از یاوران مهدی باشد». (7)
    7. نگهبان ایمان‏
    در روزگار غیبت امام و طولانی شدن عصر انتظار ممکن است شبهه‏هایی در ذهن برخی به وجود آید، یا شیاطین پنهان و آشکار، به سست کردن پایه‏های اعتقادی افراد به ویژه جوانان برخیزند. انسان منتظر باید در رفع شبهات و روشن کردن پوچی آنها بکوشد. در احادیث و تعالیم از اهمیت ایمان در عصر غیبت به گونه‏هایی عجیب یاد شده است و منتظران مؤمن دارای مقام و منزلت، شمشیر زنان در رکاب پیامبر دانسته شده‏اند، از این بالاتر پیامبر آنان را برادران خود خوانده است.
    8. انتظار، تمرین و ریاضت‏
    منتظران با اخلاص در مرحله تربیت نفس و خودسازی به امر دیگر پرداخته و آن دور بودن از رفاه و تن پروری است. امام صادق می‏فرماید: «درباره خروج قائم خیلی عجله دارید؟! به خدا سوگند! او جامه مویین می‏پوشد و نان جوین می‏خورد و روزگار قیام او روزگار به کار بردن شمشیر است و(جنگ با فاسدان و مفسدان و جباران). نیز مرگ در سایه شمشیر. او شبانگاهان به دردمندان و نیازمندان سرمی‏زند و روزها به نبرد در راه دین می‏پردازد». (8)
    9. انتظار عدل و احسان‏
    منتظر باید در گسترش عدل و احسان بکوشد و در معاملات و حقوق و قوانین خود عدالت را عملی سازد. اگر
    چنین نباشد، صدق این گونه مردم در انتظار از کجا نمودار خواهد گشت؟!
    10. انتظار شناخت و موضع‏
    هر عقیده‏ای که انسان دارد، باید از روی شناخت و بصیرت باشد. این مسئله در عصر غیبت بیشتر از وقت‌های دیگر اهمیت پیدا می‏کند. دختر رُشید هَجَری شیعه معروف می‏گوید: به پدرم گفتم: چه بسیار در عبادت خدا رنج می‏بری و کوشش می‏کنی! گفت: دخترم پس از ما مردمی می‏آیند که بصیرت و شناختی که در دین دارند، از این کوشش‌ها و رنج ها برتر است. (9)
    11. تحمّل و پایداری‏
    اگر انسان به درستی حق و راه حق را شناخت، در راه آن پایداری می‏کند. امام جعفر صادق از پیامبر روایت کرده: «پس از شما مردمی خواهند آمد که به یک تن از آنان اجر پنجاه تن از شما را خواهند داد». اصحاب گفتند: در جنگ‌های بدر و اُحُد و حُنین با تو بوده‏ایم و درباره ما آیاتی نازل شده است. این امر چگونه خواهد بود، فرمود: اگر شما در وضعی که آنان قرار می‏گیرند، قرار بگیرید تحمّل و شکیبایی را که آنان دارند نخواهید داشت». (10)
    انسان در عصر غیبت باید دارای شناختی درست و بصیرتی درخشان باشد تا بتواند اعتقاد حق را حفظ کند.
    12. پیروی از خط رهبر
    هنگام غیبت امام باید از آداب و احکام امامان پیشین پیروی کرد و راه را چنان که فرموده‏اند بپیمایید. امام صادق می‏فرماید: «هرگاه زمان غیبت فرا رسید، به دستور امامان پیشین چنگ زنید تا امام آخرین ظهور کند . هرگاه روزی رسید که امامی از آل محمّد میان خود نداشتید، همان امامانی را که دوست می‏داشتید دوست بدارید. همان کسان را که دشمن می‏داشتید، دشمن بدارید . همواره در خط رهبری و ولایت حق جای داشته باشید. صبح و شام در حالت انتظار به سر ببرید تا خداوند ستاره هدایت شما را طالع سازد. تا خداوند صاحب دین را برساند». (11)
    13. انتظار بسیج عمومی‏
    انتظار یک بسیج عمومی است. مکتب تشیع علوی در عصر انتظار پیروانی می‏خواهد که همیشه از نظر قدرت‌های ایمانی و روحی و نیروهای بدنی و سلاحی آمادگی داشته باشند، نیز از جهت تمرین‌های عملی و نظامی،
    پرورش‌های اخلاقی و اجتماعی و سازماندهی‌های سیاسی و مردمی آماده باشند.
    14. انتظار و ضد انتظار
    نمی‏توان پذیرفت که دین اسلام و امامان «علیهم السلام» صبر بر ظلم و ترک امر به معروف و نهی از منکر را روا دانسته باشند. دینی که می‏گوید همه کارهای خیر و جنگ در راه خدا در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر مانند آب ظرفی است در برابر دریایی موج خیز، امر به معروف و نهی از منکر کردن، نه اجل کسی را نزدیک می‏کند و نه روزی کسی را می‏کاهد. از همه اینها برتر، سخن گفتن درباره عدل نزد حاکم جابر و ستمگر است.
    15. نقش نیروهای مردمی‏
    حضور نیروهای مردمی در تشکیل حکومت مهدی«علیه السلام» از احادیث و تعالیم دین گرفته شده است. منتظران در تلاشند نیروهای مردمی را برای حاکمیت حکومت مهدی«علیه السلام» آماده کرده و خود در صف مقدّم مبارزه باشند.
    امام مهدی از مردم یاری می‏طلبد. یکی از یاران خود را می‏خواهد و به او می‏فرماید: « نزد مردم مکه برو و بگو: ای مکیان؛ من فرستاده مهدی‏ام. او می‏گوید: ما خاندان رحمت هستیم. ما ذریه محمّد«صلی الله علیه وآله» از سلاله پیامبرانیم. ظالمان به ما ستم کردند و بر ما جفا روا داشتند و از هنگام درگذشت پیامبر تا امروز حق ما را ستاندند. اکنون از شما یاری می‏طلبم. به یاری من بشتابید». (12)
    16. حضور شیعه در صحنه‏
    شیعه باید همواره حضور اعتقادی و اجتماعی خویش، تشکیلات سیاسی و نظامی خود را در صحنه تاریخ نگاه دارد تا سرانجام به هنگام ظهور در جریان اصلی خود قرار گیرد.
    هنگامی که قائم قیام کند، خداوند شیعیان را از همه شهرها نزد او گرد می‏آورد(13). هنگامی که قائم قیام کند، خداوند هر عیبی و کاستی را از شیعیان برطرف می‏کند . دل‌های آنان را مانند پاره‏های فولاد می‏گرداند. قدرت هر مرد از آنان را به اندازه قدرت چهل مرد قرار می‏دهد . آن گاه حاکمان و فرمانروایان زمین خواهند بود و سران بزرگوار جهان.(14)
    17. دوری از نومیدی و مبارزه با آن‏
    لازم است منتظران حکومت توحید و عدل، از هیچ امر و عاملی به ویژه از طول کشیدن عصر غیبت و فزون شدن قدرت کاذب قدرتمندان جهان، یأس به دل راه ندهند: «انتظروا الفرج و لاتیاسوا مِن رَوح اللَّه فإن أحَبَ الأعمال الی اللَّه انتظار الفرج؛ چشم به راه رسیدن فرج باشید و از کارگشایی و آسایش رسانی الهی‏نومید مباشید، زیرا بهترین اعمال انتظار رسیدن فرج و گشایش از سوی خدا است.
    18. استقامت و شکیبایی‏
    توصیه به صبر برای انسان منتظر به معنای لزوم شکیبایی است در زمان غیبت امام و برای رفع دغدغه خاطر و نفی تزلزل است: «انتظار الفرج بالصبر عبادة؛(15) چشم به راه فرج داشتن با صبر و بردباری عبادت است».

    پی‌نوشت‌ها:
    1. بحارالانوار، ج 52، ص 128.
    2. همان، ص126.
    3. همان، ص135.
    4. همان، ص140.
    5. همان، ص130.
    6. همان، ص140.
    7. همان، ص366.
    8. همان، ص354.
    9. همان، ص130.
    10. همان، ‌ص131.
    11. همان، ‌ص133.
    12. همان، ‌ص 307.
    13. همان، ص 291.
    14. همان، ص 37.
    15. همان، ص 122.

  9. تشکرها 3


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شرایط یك منتظر واقعی


    مقدمه

    قبل از اينكه براي اين مطلب مطالعه‌اي بكنيم در مقابل اين سوال كه ايمان چيست؟ شايد فقط جواب مي‌داديم كه اعتقاد به يك روش و آيين تعريف شده كه البته تاحدي نيز صحيح است، ولي با مطالعات مختصري كه براي اين تحقيق نموديم متوجه شديم كه گسترة اين لغت بسيار زياد است و در اين چند كلمه نمي‌گنجد.

    براي آنكه بهتر با ايمان آشنا شويم بايد ماهيت ايمان و مؤلفه‌هاي تشكيل دهنده‌ي آن را بررسي كنيم. براي همين ما ايمان را به سر فصل‌هاي زير تقسيم مي‌كنيم.

    1ـ تعريف لغوي و اصطلاحي ايمان

    2ـ جايگاه ايمان در آيات و احاديث

    3ـ عوامل تحقق ايمان در انسان

    4ـ موانع تحقق ايمان در انسان

    5ـ رابطه ايمان و انتظار



    بخش اول: فصل اول

    تعريف لغوي و اصطلاحي ايمان

    با مراجعه به كتاب لغتنامه متوجه مي‌شويم اولين معني راجع به ايمان عبارتند از يمين و بركت ها و توانايي‌هاست[1] و در جاهاي ديگر يمين به دست راست معني شده است. در ادامه ايمان به اين مطلب مي‌رسيم.

    به يمين در آمدن، به سوي راست رفتن، اعتماد كردن، زنهار دادن، امن گردانيدن، ايمن گردانيدن، فروتني نمودن، تصديق كردن كسي را و گرويدن به او و قبول شريعت وي كردن و... و در مقابل اين كلمه كفر واقع شده است.[2]

    با توجه به اين تعاريف كه در لغتنامه خوانديم به نظر مي‌رسد كه كلمه يمين ارتباط مستقيم با آية شريفه قرآن راجع به اصحاب يمين دارد.

    «وَ اَصْحابُ الْيَمينِ مَا اَصحابُ الْيَمين» (اما راستان و اصحاب يمين آنها هم چه خوش روزگارند).[3]

    در توضيح اين كلمه تعريف‌هاي ديگري نيز در لغت‌نامه آمده كه ما به دو مورد آن اشاره مي‌كنيم ايمان در شرع عبارتست از اعتقاد به قلب و اقرار به زبان.

    ايمان تصديق چيزي است كه پيامبر مي‌فرمايد: و مظاهر آن اقرار به لسان و تصديق به دل و عمل به اركان است.

    در فرهنگ لغت معين، ايمان «قبول كردن، عقيده داشتن» معني شده است.

    در كتاب كنترل غرايز در زندگي انسان به تعريف جالبي برمي‌خوريم كه ايمان را به دو قسمت تقسيم كرده است.

    قسم اول: ايماني كه مربوط به عقل است، برهان و استدلال است كه به اين ايمان در فلسفه مي‌گوييم «علم». علم به وجود خدا، علم به نبوت، معاد و امامت، اين علم از راه برهان پيدا مي‌شود.

    ادامه



    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قسم دوم: ايمان عاطفي يا ايمان قلبي است و نه عقلي، كه ايمان قلبي را از نظر فلسفه معرفت مي‌گويند.[4]

    با اين تعريف و تقسيم بندي به اين نتيجه مي‌رسيم كه لزوم ايمان به هر چيزي علم به وجود و چگونگي و شكل آن دارد. مثلاً لزوم ايمان به خدا اين است كه خدا را بشناسيم و وجود او را درك كنيم و گرنه بدون شناخت ايمان بي‌معناست، كه اين مهم بوسيلة عقل حاصل شود. ولي با توجه به اينكه عقل به تنهايي نمي‌تواند انسان را به سر منزل مقصود برساند، عامل دوم وارد عمل مي‌شود و آن قلب و احساس است چرا كه ممكن است گاهي اوقات عقل و منطق به مطلبي دست پيدا مي‌كند ولي علم به اين مطلب باعث تغيير عمل در رفتار نشود ولي اگر قلباً به مطلبي دست پيدا كند آن را قبول كند. در همين كتاب راجع به قسم دوم يعني ايمان قلبي اين چنين بيان مي‌كند كه هيچ چيز جز ايمان قلبي نمي‌تواند انسان را كنترل كند و اين ايمان از 3 چيز حاصل مي‌شود.
    [5]

    1ـ تقيد به ظواهر شرع 2ـ صبر در بحرانها و مصائب 3ـ رفع صفات رذيله

    شهيد مطهري نيز تعريفي به همين مضامين دارد كه بهتر ديديم در اينجا به آن اشاره شود. ايمان يعني اعتقاد و گرايش، ايمان يعني مجذوب شدن به يك فكر و پذيرفتن يك فكر.
    [6]

    آقاي مهدي عليزاده نيز ايمان را اين طور تعريف كرده است:

    ايمان گرايش بنيادين و ژرف و متعالي است كه بر پاية يك بينش استوار است.
    [7]

    مطالب زياد ديگري نيز وجود دارد كه در مجال اين تحقيق نمي‌گنجد به علاوه معني لغوي هم نمي‌تواند همة اين گستره را در برگيرد پس ما به همين اندك بسنده مي‌كنيم: و به ابعاد اين لغت مي‌پردازيم.

    فصل دوم: آثار ايمان در آيات و احاديث

    با توجه به اينكه علم ما انسان‌ها محدود است و علم خداوند نامحدود وكامل است.

    ادامه

    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    براي فهم بهتر اين مطالب بايد به آيات و روايات مراجعه كرد.

    با توجه به اينكه در قرآن كريم اشارات زيادي به كلمة ايمان شده است و استفاده زيادي از مشتقات ايمان مانند مانند اَمَنوا، مؤمن، مؤمنين و مؤمنان شده است، مشخص مي‌شود كه قرآن توجه بسيار زيادي به اين مطالب دارد. همين طور در روايات كلمة ايمان جايگاه خاص دارد. به عنوان اولين مطلب مي‌توان به سورة والعصر اشاره كنيم.

    «والْعَصر* اِنَّ الانسانَ لفي خسر* الا الذين آمَنوا وَ عَملو الصالحاتِ وَ تَواصَوا بالحقِّ و تواصوا بالصبر»

    «قسم به عصر (نوراني رسول يا دوران ظهور ولي‌عصر كه انسان همه در خسارت و زيانست مگر آنان كه به خدا ايمان آورده و نيكوكار شدند و به درستي و راستي و پايداري در دين يكديگر را سفارش كردند»

    اين سوره به اين موضوع اشاره مي‌كند كه همة مردم در زيان هستند مگر آنانكه ايمان آورده‌اند و عمل صالح انجام مي‌دهند. شايد اين سورة شريف تا حد زيادي تكليف ما را با ايمان مشخص كند. چرا كه اين سوره هر كه با ايمان است را لايق فلاح و رستگاري مي‌داند و آنچه غير از اين است موجب زيان و خُسران مي‌داند.

    در ادامة اين سوره به مطالب بسيار مهمي اشاره مي‌كند و آن توصيه به صبر است «و تواصوا بالحق و تواصو بالصبر» به درستي و راستي و پايداري در دين يكديگر را سفارش كردند»

    اين توصيه به صبر نشان مي‌دهد كه يكي از مهمترين مؤلفه‌هاي ايمان صبر است كه اگر صبر نباشد درخت ايمان به كوچكترين فشاري خم مي‌شود. اگر كمي در ارتباط ايمان و صبر بيشتر مطالعه كنيم به حديثي از علي عليه السلام مي‌رسيم كه مي‌فرمايد:«نسبت صبر به ايمان به مانند سر نسبت به بدن است».

    روايت ديگري نيز از اميرالمؤمنين راجع به ايمان است كه ايمان را متكي به چهار ستون مي‌داند.
    [8]

    ستون صبر: شوق و ترس، زهد و انتظار

    ستون يقين: ‌زيركي، سنجش درست، درك عبرت، توجه به روش پيشينيان

    ستون عدالت: فهم عميق و دانش فراوان، شكوفة حكم و بستان بردباري

    ستون جهاد: ‌امر به معروف و نهي از منكر و راستگويي در هر حال (استقامت در هر جبهه) دشمني با فاسقان

    دركتاب ايمان 2 ص 177 نوشته شهيد دستغيب تحليلي راجع به آيه 265 سورة بقره دارد كه اشاره به آن به مبحث ما كمك مي‌كند.
    [9]

    «سعادت دنيا و حيوة طيبه و نهايت امنيت در ايمان به خداست»

    «اگر از ساعت مرگ مي‌خواهيد الي الابد در امان باشيد آن را در ايمان به خدا و روز جزا بيابيد». آيت الله مظاهري در كتاب عوامل كنترل غرايز و زندگي انسان، ايمان را از نظر قرآن و روايات به سه نوع منحصر مي‌شود.
    [10]

    يكي: ايمان لساني كه قرآن به آن ايمان حرفي مي‌گويد، يعني ايماني كه رسوخ در دل و عقل نكرده است.

    دومي‌: ايماني كه از راه برهان رسوخ، در عقل كرده و شخص توانسته است عقل را قانع كرده، اضطراب و شك را از او بگيرد.

    سومي: ايماني است كه رسوخ در دل كرده و دل باور كرده است.

    ادامه

    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل سوم: عوامل تحقيق ايمان در انسان

    پيداكردن انگيزه براي رسيدن به يك عامل وابسته به احتياج به آن است. مثلاً تا احساس گرسنگي و كمبود غذا نباشد، انسان درصدد يافتن آن برنمي‌آيد.

    دانشجويي كه احساس نياز به بعضي از دروس خود نمي‌كند به دنبال يادگيري و تكميل اطلاعات خود راجع به آن درس نيست. با اين مثال مشخص مي‌شود كه تحقق ايمان در انسان به ايمان باز‌مي‌گردد. اگر روح انسان به ايمان نياز داشته باشد غريزتاً به دنبال آن مي‌گردد.

    براي درك بهتر، انسان بدون ايمان را در نظر مي‌آوريم كه در زندگي خود چه كمبودهايي دارد شايد يكي از بزرگترين مظاهر بي‌ايماني كمونيسم باشد يا اينكه اطلاعات ما نسبت به اين مكتب كم است ولي باز هم مي‌توانيم مشاهده كنيم كه چطور بعد از هر شكست دنيوي پيروان اين مكتب به بن‌بست مي‌رسند، در انقلاب اسلامي ديديم كه حزب توده كه برگرفته از مكتب كمونيسم شوروي بود. با اينكه با جلوة خروشان و سریع و دكوري ظاهراً عظيم وارد معركه مبارزه با رژيم شده بود به همين سرعت نيز از معركه بيرون رفت مثلاً با شكنجه‌هاي ساواك به سرعت از عقيده خود باز مي‌گشتند و علت آن چيزي نبود جز فقدان ايمان در حركت و افراد آن، ولي در همين زمان افرادي بودند كه تا سرحد مرگ از هدف خود روي گردان نبودند.

    افرادي مانند شهيد آيت‌الله سعيدي كه با وجود شكنجه‌هاي شديد و جان فرسا باز هم از هدف خود باز نگشت و وصف پايداري او بر كسي پوشيده نيست.

    مهمترين تفاوت بين اين دو مكتب ايمان است وقتي ايمان نباشد هر چقدر هم امكانات باشد انسان خلائي در زندگي خود حس مي‌كند كه با هيچ چيز قابل پركردن نيست و نتيجة اين بي‌ايماني چيزي جز پوچي نيست.

    هرچه ايمان در دل بيشتر جا بگيرد، ظرفيت انسان نيز بيشتر مي‌شود.

    ادامه

    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شهيد دستغيب در كتاب خود به اين موضوع اشاره مهمي نموده است.

    دل انسان ظرف ايمان است نه اينكه زبان يا بدن باشد بلكه بدن محل ظهور است ايمان در دل و نفس است «دل انساني در اثر مشاغل و غفلات و شهوات و آمال و آرزوهاي حالي عارضش مي‌شود كه آن را قساوت گويند.
    [11]

    در جاهاي ديگر از اين كتاب مطلبي دارد كه گواهي ديگر براي لزوم تحقق ايمان در انسان است. «منشأ دردها بي‌ايماني و درمان ايمانست».
    [12]

    فصل چهارم:

    موانع تحقق ايمان در انسان

    شايد اين عنوان براي همه مؤلفه‌هاي مثبت اخلاقي قابل بررسي باشد.

    سؤال اين است كه چرا با اينكه همه مي دانند و ثابت شده است كه ايمان عامل نجات انسان است و به قول قرآن غير از اهل ايمان همه در زيانند.

    چرا بعضي از مردم از ايمان دور مي‌شوند يكي از علت‌هاي دوري انسان از ايمان اين است كه انسانها شناخت صحيحي نسبت به ايمان ندارند و اين نداشتن شناخت باعث مي‌شود كه احساس نياز به آن نيز حس نشود.

    عامل ديگر سرگرم شدن انسان است به مسائل دنيوي.

    منظور اين است كه ما براي فرار از كمبودهاي روحي خود رو به مسائل سرگرم كننده مي‌آوریم ولي غافل از اينكه در اين مشكلات و كمبودها دوايي جز ايمان محكم ندارد.

    عمل صالح جان انسان را بالا مي‌برد و به مقام قرب الهي مي‌رساند و حيات طيّب و زيبا برايش فراهم مي‌سازد، ولي مشروط به اينكه ايمان داشته باشد.

    جان بي‌ايمان تاريك و ظلماني است و لياقت قرب الهي و حيات طيب را ندارد.
    [13]

    انسان كافر كه به وجود خدا و معاد ايمان ندارد از عالم كمال قطع شده و يكسره به سوي ماده و ماديات و تأمين خواسته‌هاي حيواني روي‌ آورده است.

    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل پنجم:

    رابطه ايمان و انتظار

    اولين شرط براي انتظار ايمان است، چرا كه تا ايمان به يك اتفاق به وجود نيايد، انتظار آن اتفاق بي‌معناست. وقتي شما مطمئن باشيد كه در آخر ماه حق خود را بابت زحمت ماهانه دريافت مي‌كنيد. انتظار آن را نيز مي‌كشيد.

    ولي اگر شك داشته باشيد كه آخر ماه دستمزد خود رادريافت مي‌كنيد، سعي مي‌كنيد خود را از اين انتظار نامعلوم رها كنيد.

    يقين قوي و محكم در اين مسأله رابطة مستقيم با ايمان و اعتقاد شخص به وعده‌هاي قرآن و سنت دارد و هر قدر كه اين ايمان و اعتقاد راسخ‌تر و عميق‌تر شود، خود به خود انتظارش نسبت به وقوع آن هم شديدتر خواهد شد.

    يكي از راه‌هاي تشخيص قوت ايمان و ميزان پاي‌بندي افراد به دستورهاي اوليای الهي، عمل كرد آنان در دورة غيبت رهبران الهي است.

    بخش دوم: فصل اول

    تعريف لغوي و اصطلاحي تقوا

    اولين معني فارسي كه در كتاب لغت نامه براي لغت تقوا نوشته شده پرهيزكاري است كه به نظر مي‌رسد معني كامل نباشد، چرا كه بعضي معتقدند كه پرهيزكاري آن است كه انسان خود را از محلهاي گناه دور كند، تا مبادا درگير گناه شود ولي معني تقوي آن است كه با وجود حضور در كنار گناه انسان بتواند خود را دور نگه دارد.

    معاني ديگر راجع به تقوا اين چنين آمده است: پرهيز، پرهيزكاري، و ترس يعني ترسيدن از حق تعالي جل شأنه است، در عواقب امور يا ترس نفس خود كه مبادا كرده او را در مهالك بعد و جحات مبتلا سازد.
    [14]

    تعريف مهم و جالب ديگر در كتاب لغت نامه است كه باز به آن اشاره مي‌كنيم.

    «در شرح تعرف است كه اصل تقوي بر دو معني است يكي ترسيدن و ديگري پرهيز كردن و تقواي بنده از خداوند بر دو معني است، يا خوف از عقاب است و يا از فراق و علامت آن اين است كه از اوامر و نواهي خدا سرپيچي نكند و اگر از خوف فراق باشد از غير حق پرهيز كند و يا غير او نيارامد تا از خدا جدا نماند و پرهيز كند از آنچه بدان ميل نمايد، زيرا كه هر اندازه كه به غير حق مايل باشد از حق دور باشد.
    [15]

    «محمد بن سبحان گويد: تقوي ترك غير از خداست».

    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  21. تشکر


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود