جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا با علم و یقین به طاهر بودن امام معصوم برخی فرزندان ناصالح داشتند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما چرا با علم و یقین به طاهر بودن امام معصوم برخی فرزندان ناصالح داشتند؟




    چرا با علم و یقین به طاهر بودن امام معصوم برخی فرزندان ناصالح داشتند؟
    استغفرالله آنها که در روزی حلال کوشا بودند؟
    در تربیت هم نمونه بودند ولی چرا برخی از فرزندان راه پدر را ادامه ندادند و جهنمیی شدند؟
    فرزندان امامانی که عاقبت بخیر نشدند را بیان فرمائید.

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,632
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    807 پست
    حضور
    118 روز 20 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست




    چرا با علم و یقین به طاهر بودن امام معصوم برخی فرزندان ناصالح داشتند؟






    کارشناس بحث: استاد شعیب

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چرا با علم و یقین به طاهر بودن امام معصوم برخی فرزندان ناصالح داشتند؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    انسان به عنوان موجودی مختار در بستر خانواده و جامعه بزرگ می شود و خود تصمیمات اصلی زندگی خود را می گیرد.
    تربیت ، محیط و خانواده همه و همه در تصمیمات و اختیار انسان تاثیر گذار هستند ولی این گونه نیست که تمام العله برای تصمیمات فرد باشند بلکه بیشتر به عنوان زمینه ساز این تصمیمات هستند.
    پس کسی که در یک خانواده خوب با تربیت عالی واقع شده است می تواند صالح زندگی کند و می تواند ناصالح باشد این بستگی به اختیار و اراده او دارد. و بر عکس.

    خدا به این حقیقت در آیه ای اشاره می فرماید:
    «تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ»(1)
    « خداوند زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مى‏آورد».
    همين تفسیر در روايتى از پيامبر اسلام (ص) به ما رسيده است چنانكه از سلمان فارسى نقل شده كه رسول خدا (ص) در تفسير آيه: «تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ ...»، فرمود: يعنى مؤمن را از صلب كافر و كافر را از صلب مؤمن خارج مى‏سازد. (2)

    گاه مى شود بر اثر عواملى از حضرت نوح عليه السلام پسرى ناخلف بنام كنعان و يا از حضرت آدم عليه السلام پسرى متمرد بنام قابيل به وجود مى آيد . حضرت امام هادى عليه السلام داراى 5 فرزند بنام هاى امام حسن عسکری عليه السلام ، حسين ، محمد ، جعفر و عليه بود . در ميان اين فرزندان جعفر بسيار ناخلف بود كه لقب كذّاب (دروغگو) را گرفت . امام هادى (ع) درباره او فرمود : « از فرزندم جعفر دورى كنيد ، نسبت او به من همچون نسبت كنعان به نوح عليه السلام است » . امام حسن عسكرى (ع) فرمود : « مثل من و جعفر مانند هابيل و قابيل دو فرزند آدم (ع) است . اگر كشتن من براى جعفر ممكن بود ، مرا مى كشت ولى خداوند متعال جلو او را گرفت » . جعفر کذّاب از افرادى بود كه ادعاى امامت داشت و پس از رحلت پدر مى گفت : « امام مردم من هستم نه برادرم حسن » . حتى پس از رحلت پدر نزد خليفه وقت رفت و گفت : « 20 هزار اشرفى براى تو مى فرستم و از شما خواهش دارم كه فرمان دهى تا بر مسند امامت بنشينم و اين مقام از برادرم حسن سلب گردد » . خليفه در جواب گفت : « عجب آدم احمقی هستى ، اگر امامت در دست ما مى بود آن را براى خود قرار مى داديم . اگر امام شناسان و شيعيان آنچه از برادرت و پدرت از معجزات و ... ديدند از تو ببينند ، تو را امام خود مى دانند ، ديگر نيازى به كمك ما ندارى و گرنه هرگز به تو ايمان نخواهند آورد . »



    1. آل عمران آیه 14
    2.علامه طباطبائي، الميزان في تفسير القرآن، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1417ق ، ج‏3، ص 143.

    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۳/۰۹/۰۸ در ساعت ۲۲:۱۶
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    با علم و یقین به طاهر بودن امام معصوم، روزی حلال داشتن و تربیت صحیح، چرا برخی از آن ها فرزندان ناصالح داشتند؟ فرزندان امامانی که عاقبت بخیر نشدند کدامند؟


    پاسخ:
    انسان به عنوان موجودی مختار در بستر خانواده و جامعه بزرگ می شود و خود تصمیمات اصلی زندگی خود را می گیرد.
    تربیت، محیط و خانواده همه و همه در تصمیمات و اختیار انسان تاثیر گذار هستند، ولی این گونه نیست که تمام العله برای تصمیمات فرد باشند، بلکه بیشتر به عنوان زمینه ساز این تصمیمات هستند.
    پس کسی که در یک خانواده خوب با تربیت عالی واقع شده است می تواند صالح زندگی کند و می تواند ناصالح باشد؛ این بستگی به اختیار و اراده او دارد؛ و بر عکس.
    خدا به این حقیقت در قرآن اشاره می فرماید: «تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ»؛ خداوند زنده را از مرده، و مرده را از زنده بيرون مى ‏آورد.(1)

    همين تفسیر در روايتى از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به ما رسيده است، چنان كه از سلمان فارسى نقل شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در تفسير آيه: «تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ ...»، فرمود: يعنى مؤمن را از صلب كافر و كافر را از صلب مؤمن خارج مى ‏سازد.(2)
    گاه مى شود بر اثر عواملى از حضرت نوح (عليه السلام) پسرى ناخلف به نام كنعان، و يا از حضرت آدم (عليه السلام) پسرى متمرد به نام قابيل به وجود مى آيد. هم چنین حضرت امام هادى (عليه السلام) داراى 5 فرزند به نام هاى امام حسن عسکری (عليه السلام)، حسين، محمد، جعفر و عليه بود. در ميان اين فرزندان جعفر بسيار ناخلف بود كه لقب كذّاب (دروغگو) را گرفت. امام هادى (علیه السلام) درباره او فرمود: «از فرزندم جعفر دورى كنيد، نسبت او به من، هم چون نسبت كنعان به نوح (عليه السلام) است.»(3)

    امام حسن عسكرى (علیه السلام) فرمود: «مثل من و جعفر، مانند هابيل و قابيل دو فرزند آدم (علیه السلام) است. اگر كشتن من براى جعفر ممكن بود، مرا مى كشت ولى خداوند متعال جلو او را گرفت». جعفر کذّاب از افرادى بود كه ادعاى امامت داشت و پس از رحلت پدر مى گفت: «امام مردم من هستم نه برادرم حسن». حتى پس از رحلت پدر نزد خليفه وقت رفت و گفت: « 20 هزار اشرفى براى تو مى فرستم و از شما خواهش دارم كه فرمان دهى تا بر مسند امامت بنشينم و اين مقام از برادرم حسن سلب گردد».
    خليفه در جواب گفت: «عجب آدم احمقی هستى، اگر امامت در دست ما مى بود آن را براى خود قرار مى داديم. اگر امام شناسان و شيعيان آن چه از برادرت و پدرت از معجزات و ... ديدند از تو ببينند، تو را امام خود مى دانند، ديگر نيازى به كمک ما ندارى و گرنه هرگز به تو ايمان نخواهند آورد.»(4)


    __________
    (1) آل عمران/ 14.
    (2) علامه طباطبائي، الميزان في تفسير القرآن، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1417ق، ج ‏3، ص 143.
    (3) محمدی اشتهاردی، محمد، حضرت مهدی فروغ تابان ولایت، فصل اول، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ دوم، 1376.
    (4) قمی، حاج شیخ عباس، منتهی الآمال، ج 2، ص 261 و باب سیزدهم در فصل پنجم.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۳/۰۲ در ساعت ۱۲:۵۸ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود