صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اسرار آل محمد ص

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما اسرار آل محمد ص




    باسلام و احترام
    اسرار آل محمد عليهم السلام: ترجمه كتاب سليم بن قيس هلالى، اولین کتاب حدیثی و تاریخی از قرن اول هجری
    شاید شما هم مانند امام جعفر صادق ع دوست داشته باشید هر مسلمانی از اسرار آل محمد باخبر شود که چه ظلم هایی به این خاندان شد.

    اگر مدیریت سایت موافق باشد ان شاالله هر شب (نهایت سعیم را میکنم که همچنان خوش قول بمانم) مقداری از این کتاب به رشته تحریر درآمده را در اینجا قرار داده و عاقلان از آن بهره مند شوند.

    ------------------------------------------------------------------------
    برای کوتاه شدن مطالب از فهرست آن خود داری کرده و مطالب را قرار میدهم.
    ------------------------------------------------------------------------
    به استقبال كتاب سليم

    خوانندۀ گرامى اينك الفباى شيعۀ اثنا عشرى و سرى از اسرار آل محمد عليهم السّلام را پيش رو داريم.
    اين نوشتار سليم است كه با همۀ وجود خود در راه تأليف آن فداكارى كرده، و اين امانتى است كه نسلهاى گذشته طى  ١۴  قرن در حفظ آن كوشيده‌اند تا امروز كه در اختيار ما قرار گرفته است.
    اكنون با توجهى عميق به استقبال كتابى مى‌رويم كه در زمان امير المؤمنين عليه السّلام تأليف شده و ائمه عليهم السّلام آن را تأييد كرده‌اند، و با نگاهى ژرف به اوّلين كتاب در تاريخ و معارف اسلام آن را مورد مطالعه قرار مى‌دهيم.
    كتابى كه در زمانى بس پيچيده و ظلمانى، با رويارويى حكومتهاى غاصب و مانعين از تأليف و تدوين، به رشتۀ تحرير در آمده است.


    اين كتاب گزارشى است از:
    فتنه‌هاى  ٢۴  ساعت آخر عمر پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله.
    پايه‌هاى انحرافى كه در سقيفه-پايۀ ضلالت و تحريف- بنيان گذارى شد.
    آنچه در  ٧۵  روز اوّل پس رحلت پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله رخ داد و به شهادت سيدۀ نساء العالمين و فرزندش محسن عليهما السّلام انجاميد.
    تاريخ  ٢۵  سالۀ غصب خلافت.
    امتحانهاى پنج سالۀ امت در حكومت امير المؤمنين عليه السّلام.
    اقدامات خصمانۀ معاويه طى  ١۵  سال حكومت ظالمانۀ او.
    كتابى كه گوياى وصاياى پيامبر اكرم صلى اللّٰه عليه و آله در بارۀ اهل بيت عليهم السّلام است، و از برخوردهاى پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله با منافقين و مقابلۀ آنان با حضرتش گزارش مى‌دهد.
    اين كتاب بيانگر ظلمى است كه بر امامان شيعه رفته، و نشانگر آن است كه مذهب الهى شيعه چه قربانيانى در راه حفظ مفاهيم اصيل اسلام داده، و چه شهدا و مظلومين والامقامى در راه مقابله با بدعتها و تحريفها تقديم كرده است.
    باشد كه با قدرشناسى از زحمات يك هزار و چهار صد سالۀ امانتداران شيعه، در شمار محافظين ودايع تشيّع باشيم، و براى رسيدن به مبانى صحيح اعتقادى اين كتاب را مورد مطالعه قرار دهيم، و بدين وسيله در راه احياى امر اهل بيت عليهم السّلام انجام وظيفه نموده باشيم.

    سخنان پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله در آخرين لحظات:

    گريۀ حضرت زهرا عليها السّلام هنگام وفات پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله، آل محمد عليهم السّلام منتخبين خدا در زمين، معرفى دوازده امام عليهم السّلام، كرامت خداوند به حضرت زهرا عليها السّلام، فضائل اختصاصى امير المؤمنين عليه السّلام، فضائل اختصاصى اهل بيت عليهم السّلام، درجات هر يك از اهل بيت عليهم السّلام، پيشگوئى پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله از مظلوميت امير المؤمنين عليه السّلام.
    سخنان پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله در آخرين لحظات

    گريۀ حضرت زهرا عليها السّلام هنگام وفات پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله

    سليم مى‌گويد: از سلمان فارسى شنيدم كه مى‌گفت: در مرضى كه پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله از دنيا رفت نزد آن حضرت نشسته بودم. حضرت زهرا عليها السّلام وارد شد و چون حال ضعف پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله را ديد بغض گلويش را گرفت بطورى كه اشك بر گونه‌هايش جارى شد.
    پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله فرمود: دخترم، چرا گريه مى‌كنى؟ عرض كرد: يا رسول اللّٰه، بعد از تو بر خودم و بر فرزندانم از بى‌اعتنائى مردم و تضييع حقّمان مى‌ترسم.

    آل محمد عليهم السّلام منتخبين خدا در زمين

    پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله در حالى كه چشمانش اشك آلود شده بود فرمود: اى فاطمه، مگر نمى‌دانى ما اهل بيتى هستيم كه خداوند براى ما آخرت را بر دنيا ترجيح داده و فنا را بر همۀ خلقش حتمى نموده است.
    خداوند تبارك و تعالى توجّهى به زمين نمود و مرا از ميان آنان انتخاب كرد و به پيامبرى برگزيد. سپس براى بار دوم توجّهى به زمين نمود و همسر تو را انتخاب كرد، و به من دستور داد تا تو را به ازدواج وى در آورم، و او را بعنوان برادر و وزير و وصىّ و جانشين خود در امّتم قرار دهم.




    پس پدر تو بهترين انبياء و رسولان خداوند است، و شوهر تو بهترين اوصياء و وزيران است، و تو اوّل كسى از خاندان من هستى كه به من ملحق مى‌شوى.
    سپس خداوند توجّه سومى به زمين كرد و تو را و يازده نفر از فرزندانت و فرزندان برادرم و شوهرت را كه از نسل تو هستند  ١ انتخاب نمود.

    معرفى دوازده امام عليهم السّلام

    پس تو سيّدۀ زنهاى اهل بهشت هستى، و دو پسرت حسن و حسين دو آقاى جوانان اهل بهشتند، و من و برادرم و يازده امام-كه جانشينان من تا روز قيامت هستند-همگى هدايت‌كننده و هدايت‌شده‌ايم.
    اوّلين نفر از جانشينان پس از برادرم، حسن است و بعد از او حسين و سپس نه نفر از فرزندان حسين، كه در بهشت در يك منزل خواهند بود. منزلى از منزل من به خدا نزديك‌تر نيست  ٢ ، و سپس منزل ابراهيم و آل ابراهيم است.

    كرامت خداوند به حضرت زهرا عليها السّلام

    دخترم، آيا نمى‌دانى از جمله كرامت‌هاى خداوند بر تو آن است كه تو را به ازدواج بهترين امتم و بهترين اهل بيتم در آورده است. او كه در قبول اسلام از همه پيشتر، در حلم و بردبارى از همه بالاتر، در علم از همه بيشتر، روحش از همه بزرگوارتر، زبانش راستگوتر، قلبش شجاعتر، دستش بخشنده‌تر، نسبت به دنيا از همه زاهدتر، و در كوشش و جديّت از همه شديدتر است.
    حضرت زهرا عليها السّلام از آنچه پدرش فرمود مسرور و خوشحال شد.

     ١ ) يعنى اين انتخاب‌شدگان كسانى‌اند كه پدرشان على عليه السّلام و مادرشان فاطمه عليها السّلام باشد. و بنا بر اين شامل ساير فرزندان امير المؤمنين عليه السّلام كه از همسران ديگر حضرت بوده‌اند نمى‌شود.
     ٢ ) منظور در اينجا يا منزلت و مقام بهشتى حضرت است كه از همه نزد خداوند مقرب‌تر است، و يا منزل و خانۀ بهشتى است كه از نظر شرائط معنوى و محبوبيت به درگاه الهى بر سايرين برترى دارد.

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فضائل اختصاصى امير المؤمنين عليه السّلام

    سپس پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله به حضرت زهرا عليها السّلام فرمود: على بن ابى طالب هشت دندان برنده و شكافنده  ٣ دارد و مناقبى دارد كه هيچ يك از مردم ندارند:
    ايمان او به خدا و رسولش قبل از هر كسى، كه احدى از امّتم در اين باره بر او سبقت نگرفته است. علم او به كتاب خدا و سنّتم كه احدى از امّت بجز همسرت همۀ علم مرا نمى‌داند، چرا كه خداوند علمى را به من آموخته است كه غير از من و او آن را نمى‌داند، و به ملائكه و پيامبرانش هم نياموخته و فقط به من آموخته، و مرا امر كرده كه آن را به على بياموزم و من اين كار را انجام دادم. بنا بر اين هيچ كس از امتم همۀ علم و فهم و حكمت مرا بطور كامل غير او نمى‌داند. ديگر اينكه تو اى دخترم همسر او هستى، و دو پسرش حسن و حسين نوه‌هاى من هستند و آنها دو سبط امّتم هستند. و امر به معروف و نهى از منكر او، و اينكه خداوند-جلّ ثنائه-به او حكمت و حلّ و فصل بين حقّ و باطل را  ۴ آموخته است.

    فضائل اختصاصى اهل بيت عليهم السّلام

    دخترم، ما اهل بيتى هستيم كه خداوند هفت چيز به ما عطا كرده كه به احدى از اوّلين و آخرين بجز ما عطا نكرده است: من آقاى پيامبران و مرسلين و بهترين آنانم، و جانشين من بهترين جانشينان است، و وزيرم بعد از من بهترين وزيران است، و شهيد ما بهترين شهيدان است، كه مقصود عمويم حمزه است.
    حضرت زهرا عليها السّلام عرض كرد: يا رسول اللّٰه، آيا او آقاى شهيدانى است كه همراه تو كشته شده‌اند؟ فرمود: نه، بلكه آقاى شهيدان از اوّلين و آخرين-بجز انبياء و اوصياء- است  ۵ .

     ٣ ) دندان برنده و شكافنده كنايه از فضائلى است كه هر دشمنى با شنيدن آن به زانو در مى‌آيد و تسليم مى‌شود.
     ۴ ) كلمۀ «فصل الخطاب» داراى معناى دقيقى است، ولى اجمالا مراد علمى است كه به وسيلۀ آن حكم قطعى بين حق و باطل صادر مى‌شود و شبهه و شكى نمى‌ماند.
     ۵ ) منظور اين است كه انبياء و اوصياء و بخصوص چهارده معصوم عليهم السّلام قابل مقايسه با ديگران نيستند، و روايات متواتر وارد شده كه حضرت امام حسين عليه السّلام آقاى شهيدان اوّلين و آخرين است.

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و جعفر بن ابى طالب  ۶ كه دو بار هجرت نمود  ٧ و صاحب دو بال خونين است كه با آنها در بهشت همراه ملائكه پرواز مى‌كند. و دو پسرت حسن و حسين دو سبط امّتم و دو آقاى جوانان اهل بهشتند. قسم به آنكه جانم بدست اوست، از ماست مهدى اين امت كه خداوند به وسيلۀ او زمين را پر از عدل و داد مى‌كند همان طور كه از ظلم و ستم پر شده باشد.

    درجات هر يك از اهل بيت عليهم السّلام

    حضرت زهرا عليها السّلام عرض كرد: يا رسول اللّٰه، كداميك از اينان كه نام بردى افضل‌اند؟ پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله فرمود: برادرم على افضل امّتم است. حمزه و جعفر، اين دو افضل امت من بعد از على و تو و دو پسر و نوه‌ام حسن و حسين و جانشينان از فرزندان اين پسرم هستند-و پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله با دست اشاره به امام حسين عليه السّلام فرمودند-و مهدى از ايشان است. آنكه قبل از (مهدى) است از او افضل است. اوّلى كه مقدم است افضل از مؤخّر است، زيرا امام او است و اين وصىّ آن است  ٨ . ما اهل بيتى هستيم كه خداوند براى ما آخرت را بر دنيا ترجيح داده است.

    پيشگوئى پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله از مظلوميّت امير المؤمنين عليه السّلام

    سپس پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله به فاطمه و همسر او و دو پسرش نگاهى كرد و فرمود: اى سلمان،

     ۶ ) از اينجا عطف به فضائل هفت‌گانه اهل بيت عليهم السّلام است كه فرمود: شهيد ما (يعنى حمزه) بهترين شهيدان است. ذكر حمزه و جعفر هم قبل از امام حسن و امام حسين عليهما السّلام به خاطر تقدم زمانى است چنان كه در دنبالۀ حديث روشن است.
     ٧ ) حضرت جعفر بن ابى طالب يك بار از مكه به حبشه هجرت كرد و يك بار هم از حبشه بازگشت و به مدينه هجرت نمود.
     ٨ ) با توجه به اينكه همۀ چهارده معصوم عليهم السّلام نور واحد هستند فضيلت هر يك بر ديگرى با توجه به جوانب وجودى و خصايص هر يك از ايشان است، و ممكن است هر يك از جهتى فضيلت داشته باشند. حضرت مهدى عليه السّلام از جهاتى بر ساير ائمه عليهم السّلام فضيلت دارد، و در عين حال ائمۀ قبل از جهت تقدم در امامت بر آن حضرت فضيلت دارند. همۀ اين فضائل يك جنبۀ ظاهرى است و به مسألۀ نور واحد بودن ايشان ربطى ندارد.

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدا را شاهد مى‌گيرم كه من با كسانى كه با اينان بجنگند روى جنگ دارم و با كسانى كه با اينان روى صلح داشته باشند روى صلح دارم. بدانيد كه اينان در بهشت همراه منند.
    سپس پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله رو به على عليه السّلام كرد و فرمود: يا على تو بزودى بعد از من، از قريش و متحدشدنشان بر عليه تو و ظلمشان بر تو سختى خواهى كشيد. اگر بر عليه آنان يارانى يافتى با آنان جهاد كن و با مخالفين خود بوسيلۀ موافقينت جنگ كن، و اگر يارى نيافتى صبر كن و دست خود را نگهدار و با دست خويش خود را در هلاكت مينداز. تو نسبت به من بمنزلۀ هارون نسبت به موسى هستى، و تو از هارون اسوه و روش خوبى خواهى داشت كه به برادرش موسى گفت: إِنَّ اَلْقَوْمَ اِسْتَضْعَفُونِي وَ كٰادُوا يَقْتُلُونَنِي  ٩ ، اين قوم مرا ضعيف شمردند و نزديك بود مرا بكشند» .
    روايت از كتاب سليم:
     ١ . بحار: ج  ٢٨  ص  ۵۴  ح  ٢٢ .
    روايت با سند به سليم:
     ١ . كمال الدين: ج  ١  ص  ٢۶٢ .
     ٢ . الصراط المستقيم (بياضى) : ج  ٢  ص  ١١٩ .
    روايت از غير سليم:
     ١ . كفاية الاثر: ص  ۶٢ .
     ٢ . امالى شيخ طوسى: ج  ١  ص  ١۵۴ .
     ٣ . امالى شيخ طوسى: ج  ٢  ص  ٢١٩ .
     ۴ . ارشاد القلوب: ج  ٢  ص  ۴١٩ .
     ۵ . ملحقات احقاق الحق: ج  ٩  ص  ٢۶٢ .

     ٩ ) سورۀ اعراف: آيۀ  ١۵٠ 

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



     ٢ 
    باغ امير المؤمنين عليه السّلام در بهشت، شهيد تنها، برنامۀ امير المؤمنين عليه السّلام
    پس از پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله، اختلاف امت براى امتحان الهى.


    باغ امير المؤمنين عليه السّلام در بهشت

    سليم مى‌گويد: امير المؤمنين عليه السّلام برايم حديث نمود و فرمود: در يكى از راههاى مدينه بهمراه پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله راه مى‌رفتيم، تا اينكه به باغى رسيديم. عرض كردم: يا رسول اللّٰه، چه باغ زيبايى است! فرمود: «چه زيباست! ولى براى تو در بهشت زيباتر از اين هست» .
    به باغ ديگرى رسيديم. عرض كردم: يا رسول اللّٰه، چه باغ زيبايى است! فرمود: «چه زيباست، ولى براى تو در بهشت زيباتر از اين هست» . تا آنكه از هفت باغ گذشتيم. در هر كدام من عرض مى‌كردم: يا رسول اللّٰه، چه زيباست! و حضرت مى‌فرمود: «براى تو در بهشت زيباتر از اين هست» .

    شهيد تنها

    وقتى راه خلوت شد پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله مرا در آغوش گرفت و در حالى كه گريه‌اش گرفته بود فرمود: «پدرم فداى تنهاى شهيد» ! عرض كردم: يا رسول اللّٰه، چرا گريه مى‌كنى؟ فرمود: از كينه‌هايى كه در دل اقوامى است و آن را برايت ظاهر نمى‌كنند مگر بعد از من، و آن كينه‌هاى بدر و خونهاى احد است.
    عرض كردم: آيا دينم در آن هنگام سلامت خواهد بود؟ فرمود: دينت در سلامت خواهد بود.

    برنامۀ امير المؤمنين عليه السّلام پس از پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله

    يا على، بشارت باد تو را كه زندگى و مرگ تو با من است، و تو برادر و جانشين من

  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هستى. تو انتخاب‌شدۀ من و وزيرم و وارثم و اداكننده از جانب من هستى. تو قرض مرا ادا مى‌كنى و وعده‌هاى مرا از جانب من وفا مى‌نمايى، و تو ذمّۀ مرا برئ مى‌كنى و امانت مرا باز مى‌گردانى و طبق سنّت من با ناكثين و قاسطين و مارقين از امتم مى‌جنگى. تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى، و تو از هارون اسوه و روش خوبى خواهى داشت آن هنگام كه قومش او را ضعيف شمردند و نزديك بود او را بكشند.
    پس بر ظلم قريش و اتحادشان در مقابلت صبر كن، چرا كه تو همچون هارون نسبت به موسى و پيروانش هستى و آنان همچون گوساله و پيروانش هستند. هنگامى كه موسى هارون را جانشين خود در قومش قرار داد به او چنين دستور داد كه اگر گمراه شدند و او يارانى پيدا كرد به كمك ايشان با آنان جهاد كند، و اگر يارانى پيدا نكرد دست نگه دارد و خونش را حفظ كند و بين آنان اختلاف ايجاد نكند.

    اختلاف امت براى امتحان الهى

    يا على، خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاده مگر آنكه گروهى به اختيار خود و گروهى ديگر بدون خواست قلبى تسليم او شدند. خداوند آنان را كه به اكراه تسليم شدند بر آنان كه به اختيار خود تسليم شدند مسلّط نمود و آنان را كشتند تا اجرشان عظيم‌تر شود.
    يا على، هيچ امّتى بعد از پيامبرشان اختلاف نمى‌كنند مگر آنكه اهل باطل آنان بر اهل حقّشان غالب مى‌شوند.
    خداوند تفرقه و اختلاف را براى اين امت مقدّر كرده است، و اگر مى‌خواست آنان را بر هدايت مجتمع مى‌كرد تا دو نفر از خلقش اختلاف نكنند و در چيزى از امر خداوند نزاع در نگيرد، و مفضول  ١ فضيلت صاحب فضل را انكار نكند. اگر خدا مى‌خواست انتقامش را زودتر مى‌فرستاد و نعمت را بر آنان تغيير مى‌داد تا ظالم تكذيب شود و دانسته شود كه راه حق كدام است، ولى خداوند دنيا را خانۀ اعمال و آخرت را خانۀ استقرار قرار

     ١ ) مفضول يعنى كسى كه در فضل پائين‌تر است.

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    داده است لِيَجْزِيَ اَلَّذِينَ أَسٰاؤُا بِمٰا عَمِلُوا وَ يَجْزِيَ اَلَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى  ٢ ، «تا آنان كه بد كردند مطابق عملشان جزا داده شوند و آنان كه نيكى كردند به نيكى جزا داده شوند» .
    (على عليه السّلام مى‌فرمايد من عرض كردم: سپاس خدا را بعنوان شكر بر نعمتهايش و صبر بر بلايش و تسليم و رضايت به مقدّراتش.
    روايت از كتاب سليم:
     ١ . بحار: ج  ٢٨  ص  ۵۴ .
    روايت با سند به سليم:
     ١ . كمال الدين: ج  ١  ص  ٢۶٢ .
    روايت از غير سليم:
     ١ . تفسير امام عسكرى عليه السّلام: ص  ١٨۵ .
     ٢ . مناقب ابن شهرآشوب: ج  ١  ص  ٣٢٣ .
     ٣ . كشف الغمة: ج  ١  ص  ١٣٠ .
     ۴ . طرائف: ص  ١٢٩ .
     ۵ . شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد: ج  ١  ص  ٣٢٣ .
     ۶ . احقاق الحق: ج  ۶  ص  ١٨٠ .

     ٢ ) سورۀ نجم: آيۀ  ٣١ .

  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وقايع سقيفه از لسان براء بن عازب:

    كيفيت غسل پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله، كيفيت خروج اصحاب سقيفه و بيعت آنان، بنى هاشم در جريان سقيفه، مذاكرات شبانۀ عده‌اى از صحابه در جريان سقيفه، توطئۀ اصحاب سقيفه براى جلب عباس بن عبد المطلب، عكس العمل عباس در مقابل نقشۀ اصحاب سقيفه، اشعار عباس در بارۀ غصب خلافت.
    وقايع سقيفه از لسان براء بن عازب

    كيفيت غسل پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله

    سليم گفت: از براء بن عازب شنيدم كه مى‌گفت: بنى هاشم را چه در حيات پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله و چه بعد از وفات آن حضرت شديدا دوست مى‌داشتم.
    هنگامى كه پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله از دنيا رفت به على عليه السّلام وصيّت كرد كه غسلش را غير او بر عهده نگيرد، و براى احدى غير او سزاوار نيست عورتش را ببيند، و هيچ كس عورت پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله را نمى‌بيند مگر آنكه بينائيش از بين مى‌رود  ١ .
    على عليه السّلام عرض كرد: يا رسول اللّٰه، چه كسى مرا در غسل تو كمك مى‌كند؟ فرمود:
    جبرئيل با گروهى از ملائكه.
    و چنين شد كه على عليه السّلام آن حضرت را غسل مى‌داد، و فضل بن عباس با چشمان بسته آب مى‌ريخت، و ملائكه بدن حضرت را آن طور كه على عليه السّلام مى‌خواست مى‌گردانيدند.
    على عليه السّلام خواست پيراهن پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله را از تنش بيرون آورد، كه صيحه زننده‌اى به او ندا داد:
    «اى على، پيراهن پيامبرت را بيرون مياور» . لذا دستش را از زير پيراهن داخل كرد و او را

     ١ ) احتمالا منظور اين باشد كه هر كس چشمش به عورت پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله بيفتد ديده‌اش كور مى‌شود اگر چه از روى عمد نباشد، و چون در هنگام غسل احتمال رؤيت-و لو غير عمدى-وجود دارد، لذا اين مسأله فقط براى امير المؤمنين عليه السّلام اجازه داده شده است.

  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    غسل داد و سپس حنوط كرد و كفن نمود، و هنگام كفن كردن و حنوط پيراهن را بيرون آورد.

    كيفيت خروج اصحاب سقيفه و بيعت آنان

    براء بن عازب مى‌گويد: هنگامى كه پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله از دنيا رفت از آن ترس داشتم كه قريش براى اخراج امر خلافت از بنى هاشم متّحد شوند.
    وقتى مردم كار خود را در بارۀ بيعت ابو بكر به انجام رساندند حالت شخص متحيّر فرزند از دست داده‌اى مرا گرفت، اضافه بر حزنى كه از وفات پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله داشتم.
    من در رفت و آمد بودم و بزرگان مردم را زير نظر داشتم، و اين در حالى بود كه بنى هاشم براى غسل و حنوط كنار بدن پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله جمع شده بودند. از سوى ديگر سخن سعد بن عباده و آن دسته از اصحاب جاهلش كه تابع او شده بودند به من رسيد  ٢ ، و با آنان جمع نشدم و دانستم به نتيجه‌اى نخواهد رسيد.
    همچنان بين آنان و مسجد رفت و آمد مى‌كردم و در جستجوى بزرگان قريش بودم. در همان حال متوجه شدم ابو بكر و عمر هم نيستند. ولى طولى نكشيد كه با آن دو و ابو عبيده روبرو شدم كه در ميان اهل سقيفه پيش مى‌آمدند و لباسهاى صنعانى  ٣ پوشيده بودند. هيچ كس از كنارشان عبور نمى‌كرد مگر آنكه متعرّض او مى‌شدند، و وقتى او را مى‌شناختند دست او را مى‌گرفتند و بر دست ابو بكر (بعنوان بيعت) مى‌كشيدند، چه به اين كار مايل بود و چه ابا مى‌كرد  ۴ !

     ٢ ) «سعد بن عباده» رئيس انصار بود و از طرف انصار به عنوان خليفه در مقابل ابو بكر و عمر معرفى شده بود و انصار تصميم داشتند او را امير قرار دهند.
     ٣ ) منظور از لباسهاى صنعانى نوعى لباس بوده كه در يمن ساخته مى‌شد.
     ۴ ) شيخ مفيد در كتاب «جمل» ص  ۵٩  روايت كرده است: عده‌اى از اعراب وارد مدينه شده بودند تا لوازم زندگى براى خود بخرند. مردم بخاطر وفات پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله از معامله با آنها مشغول به اين امور شدند. آنان هم در بيعت و مسألۀ خلافت حضور يافتند. عمر سراغ آنان فرستاد و ايشان را فرا خواند و گفت: «مبلغى براى بيعت خليفۀ پيامبر برداريد و به سراغ مردم بيرون رويد و آنان را دست جمعى بفرستيد تا بيعت كنند، و هر كس امتناع ورزيد به سر و پيشانى بزنيد» . راوى مى‌گويد: بخدا قسم اعراب را مى‌ديدم كه لباسهاى صنعانى به كمر بسته بودند و مسلح شده بودند و چوب بدست گرفته بيرون آمدند و مردم را زدند و به اجبار براى بيعت آوردند.

  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنى هاشم در جريان سقيفه

    براء بن عازب مى‌گويد: از شدت ناراحتى عقل از كف داده بودم، اضافه بر مصيبتى كه در بارۀ پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله داشتم. لذا به سرعت بيرون آمدم تا به مسجد رسيدم و نزد بنى هاشم آمدم در حالى كه درب بر روى غير آنان بسته بود.
    درب را به شدّت زدم و گفتم: «اى اهل خانه» ! فضل بن عباس بيرون آمد. گفتم:
    مردم با ابو بكر بيعت كردند! عباس گفت: «دستتان تا آخر روزگار از آن غبار آلود شد. من شما را امر نمودم، ولى شما سرپيچى نموديد» . من مكثى نمودم و آنچه در درونم مى‌گذشت تحمّل كردم.

    مذاكرات شبانۀ عده‌اى از صحابه در جريان سقيفه

    چون شب شد به مسجد رفتم. وقتى در آنجا قرار گرفتم بياد آوردم كه من زمزمۀ قرآن پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله را مى‌شنيدم. از جا برخاستم و به طرف «فضاى بنى بياضه» بيرون آمدم و در آنجا چند نفر را ديدم كه آهسته با يك ديگر صحبت مى‌كردند. وقتى به آنان نزديك شدم ساكت شدند و من هم برگشتم. آنان مرا شناختند ولى من ايشان را نشناختم. لذا مرا صدا زدند و من نزد آنان آمدم و ديدم آنان مقداد و ابو ذر و سلمان و عمار بن ياسر و عبادة بن صامت و حذيفة بن يمان و زبير بن عوام هستند، و حذيفه مى‌گويد: «بخدا قسم آنچه به شما خبر دادم انجام خواهند داد، بخدا قسم دروغ نمى‌گويم و به من دروغ گفته نشده است» .
    تا آنجا كه قومى مى‌خواستند مسأله را بصورت شورا بين مهاجرين و انصار برگردانند. حذيفه گفت: نزد ابىّ بن كعب برويم كه آنچه من مى‌دانم او هم مى‌داند.

  21. تشکر


صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود