جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خداوند عادل

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    خداوند عادل





    پرسش:
    اگر خداوند عادل و قادر و مهربان است، پس چرا اینقدر ظلم در جهان وجود دارد؟ پس وقتی ظلم وجود دارد می فهمیم یا خدا نیست یا این صفات را ندارد؟

    پاسخ:
    برای پاسخ به این سوال، ابتدا لازم است عدالت خداوند را اثبات کنیم، سپس به بررسی استدلال شما بپردازیم و در نهایت موارد نقض مطرح شده را بررسی کنیم:
    اما بخش اول: عدالت خداوند در وهله اول با دلیل عقلی اثبات می شود و در وهله بعد به کمک ادله نقلی تایید می شود.
    اما دلیل عقلی بر عدالت خداوند به دو صورت قابل بیان است.
    دلیل اول: ظلم، قبیح است. از نظر عقلی انجام کار قبیح از شخص حکیم محال است،(بر اساس قاعده حسن و قبح عقلی). نتیجه این که انجام ظلم از سوی شخص حکیم محال است.
    دلیل دوم: علت انجام کار ظالمانه منحصر در چند چیز است: نیازمندی، جهل، خودخواهی، ضعف، انتقامجویی، حسد.
    هیچ یک از این امور در خداوند راه ندارد. زیرا هر کدام از اینها، ناشی از نوعی نقص و ضعف در وجود فرد است و چون خداوند کامل مطلق است، پس این امور ضعیف نیز در او راه ندارد. پس در نتیجه، خداوند ظلم نمی کند.(1)
    در کنار این دو دلیل عقلی، ادله نقلی زیادی وجود دارد که ثابت می کند خداوند به هیچ کس ظلم نمی کند. مانند این آیه شریفه: «ان الله لیس بظلام للعبید»(2)
    اما بخش دوم:
    استدلالی که شما مطرح کردید به نام دلیل و قرینه ای بر ضد خدا مطرح است. اما این استدلال از چند جهت ایراد دارد.
    اولا: وجود خدا با صفات او فرق دارد. هیچ کس در ابتدا برای اثبات خدا، سراغ صفات او نمیرود، حتی وحدانیت او.
    ثانیا: برفرض اصرار داشته باشید که خدایی را می توانید قبول کنید که این صفات را داشته باشد و خدایی که این صفات را ندارد، خدا نیست، اشکال در نوع استدلال شماست؛ زیرا استدلالی که در مقدمه دوم ذکر شد، از نوع قیاس استثنایی است. برای اثبات یک مطلب به کمک قیاس استثنایی، لازم است هم ملازمه میان دو طرف(مقدم و تالی) اثبات شود و هم بخش دوم(تالی) باطل شود.
    در استدلال مقدمه دوم شما بیان شده است: اگر خدا باشد، بی عدالتی نباید باشد. بی عدالتی هست. پس خدا نیست.
    در این استدلال که در مقدمه دوم ذکر شده، بین وجودخدا و عدم وجود بی عدالتی در جهان ملازمه برقرار شده است. و با قبول بی عدالتی در جهان، "عدم وجود بی عدالتی" باطل شده و در نتیجه بخش اول استدلال(وجود خدا: مقدم) باطل شده است.
    اما نه ملازمه درست است و نه تالی باطل. ملازمه درست نیست زیرا حتی اگر بگوییم خدایی خداست که صفات کمال را داشته باشد و مثلا ظالم نباشد، عالم باشد و ...، باز هم این ملازمه که ذکر شد درست نیست. بی عدالتی اگر از جانب خداوند بود، درست بود اما در دنیا چیزی به نام شری که منشأ آن خداوند باشد نداریم.
    توضیح: اموری که به عنوان ظلم در جان وجود دارد و در فلسفه و کلام به نام شرور معروفند، بر دو دسته اند.
    برخی شرور اخلاقی اند و برخی طبیعی.
    شرور اخلاقی، اموری هستند که به صورت مستقیم مربوط به اعمال و افعال اختیاری انسان است. شرور طبیعی، اموری هستند که به صورت مستقیم ربطی به افعال اختیاری انسان ندارد مثل زلزله، سیل و ...
    در استدلالی که شما ذکر کردید، شرور اخلاقی هیچ ربطی به عدالت خداوند ندارد، چون مربوط به عملکرد خدا نیست. خداوند انسان را بر اساس حکمتش مختار آفریده و به او اختیار داده کاری را انجام دهد یا ندهد، هرچند از او خواسته کارهای خوب را انجام و کارهای بد را ترک کند. حال اگر این انسان با اختیار خود کار ناپسندی انجام دهد و در حق دیگران ظلم کند، خدا مقصر است؟ اگر کسی به انسانی پولی هدیه بدهد و او برود با این پولش بمب بخرد و دیگران را بکشد، شخص هدیه دهنده مقصر است؟ آیا او نیز مجرم است؟
    شرور طبیعی نیز ربطی به عدالت خداوند ندارد. زیرا عدالت به معنای "قرار دادن هر چیزی در جا و موضع خودش" است. خداوند با علم و حکمتی که دارد، سیل و زلزله را ایجاد می کند. این سیل و زلزله چند علت و حکمت دارد.
    هم به خاطر تزاحمات عالم ماده است یعنی عالم ماده بیش از این کشش ندارد و نمی تواند بدون تعارض باشد. گازی که درون زمین تولید می شود، خواه ناخواه باید خارج شود و این خارج شدن مستلزم خرابی قسمتی از سطح زمین است که موجب زلزله می شود. اما خداوند این خسارتها را در سرای دیگر جبران می کند. با توجه به اینکه دنیا، سرای ابدی ما نیست و انسان برای آخرت آفریده شده است، پس ضرر چند روزه دنیا اگر با محبت ابدی پروردگار جبران شود، نه تنها ظلم نیست، بلکه عین محبت است.
    البته در عین اینکه به واسطه تزاحمات مادی است، خودش مایه کمال و قرب صابرین نیز هست. یعنی اگر کسی که در زلزله مصیبت می بیند، در برابر مصبیت صبر کند و بی تابی نکند، خداوند نیز به او پاداش زیادی داده و این صبرش باعث کمال وسعادتمندی اش می شود.
    البته عامل برخی از حوادث طبیعی، به صورت مستقیم و غیر مستقیم، انسان است. مثلا با آزمایش اتمی درون زمین، باعث برهم خوردن تعادل و ایجاد گاز درون زمین می شود یا باعث ایجاد تکانهای شدید می شود. این صورت نیز به شرور اخلاقی ملحق می شود و ربطی به خداوند ندارد.
    بطلان تالی نیز نادرست است؛ زیرا بی عدالتی ربطی به خداوند ندارد پس بی عدالتی وجود ندارد.
    بنابراین این استدلال شما از چند جهت نادرست است.
    اما بخش سوم:
    این بخش در مورد مواردی مطرح میشود که در ظاهر با عدالت خداوند ناسازگار است. مثلا بلایای طبیعی و مرض ها و گرفتاری های اجتماعی مانند جنگها و فقر و ...
    پاسخ این است که: حوادث ناگوار طبیعی، لازمه کنش و واکنش طبیعت و تزاحم عوامل مادی است و چون خیر آنها بیشتر از شرشان است، مخالف حکمت نیز نیست.
    پدید آمدن فسادهای اجتماعی نیز لازمه مختار بودن انسان است که خودش مقتضای حکمت خداوند است. البته در عین حال ،مصالح زندگی اجتماعی، بیش از مفاسد آن است. خداوند انسان را مختار افریده است و به او راه درست و غلط را نشان داده و از او خواسته که به راه راست برود. خب قطعا عده ای از این اختیار خود سوء استفاده می کنند و با سوء استفاده خود، هم به خود و هم به دیگران آسیب می رسانند. که هم خود آن فرد تقاص این کار خود را خواهد کشید و هم به این فردی که مظلوم واقع شده، در صورتی که خودش در این آسیب دیدن تقصیری نداشته باشد، در این دنیا یا سرای آخرت، به نحو کامل و خوبی جبران خواهد شد.(3)

    ــــــــــــــــــــــــ
    (1) فرهنگ شیعه، ص 341.
    (2) سوره آل عمران، آیه 182
    (3) آموزش عقائد، مصباح یزدی، درس بیستم.



    لینک اصلی


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود