جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شرح حال جناب سلمان محمدی (رحمه الله )

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما شرح حال جناب سلمان محمدی (رحمه الله )




    اوّل سلمان محمدي است رضوان اللّه عليه (امام صادق عليه السلام فرمود به او سلمان فارسي نگوئيد بلكه بگوئيد سلمان محمدي. . . ر. ك امالي شيخ طوسي ص 133، مجلس پنجم، حديث 214)، كه اوّل اركان اربعه و مخصوص به شرافت (سَلْمانُ منَّا اَهْلَ الْبَيْتِ) (اختصاص ص 12) و منخرط در سلك اهل بيت نبوّت و عصمت است و در فضيلت او، جناب رسول خدا صلي اللّه عليه و آله و سلّم فرموده سلْمانُ بحرٌ لاينزَفٌ وَكنز لاينفَدُ، سلمانُ مِنّا اَهْلَ الْبَيْتِ يَمْنَحُ الْحِكمَةَ وَيُؤتي الْبُرهانَ. (بحارالانوار 22/348) و حضرت اميرالمؤمنين عليه السّلام او را مثل لقمان حكيم بلكه حضرت صادق عليه السّلام او را بهتر از لقمان فرموده و حضرت باقر عليه السلام او را از (متوسمين) (متوسمين يعني به فراست احوال مردم را مي دانست علامه مجلسي رحمه اللّه) شمرده است. (رجال كشّي 1/56) و از روايات مستفاد شده كه آن جناب (اسم اعظم) مي دانست (رجال كشّي 1/56) و از محدَّثين (محدَّث يعني كسي كه فرشتگان با او سخن مي گويند ويراستار) (به فتح دال) بوده. و از براي ايمان ده درجه است و او در درجه دهم بوده و عالم به غيب و منايا و از تحف بهشت در دنيا ميل فرموده و بهشت مشتاق و عاشق او بوده و خدا و رسول صلي اللّه عليه و آله و سلم او را دوست مي داشتند. و حق تعالي پيغمبر صلي اللّه عليه و آله و سلّم را امر فرموده به محبّت چهار نفر كه سلمان يكي از ايشان است و آياتي در مدح او و اَقران او نازل شده و جبرئيل هر وقت بر حضرت رسول صلي اللّه عليه و آله و سلّم نازل مي شد امر مي كرده از جانب پروردگار كه سلمان را سلام برساند و مطلع گرداند او را به علم منايا و بلايا و اَنساب (ر. ك به كتاب ارزنده نفس الرحمان في فضائل سلمان تاءليف علامه محدّث نوري رحمه اللّه)، و شبها براي او در خدمت رسول خدا صلي اللّه عليه و آله و سلّم مجلس خلوتي بوده و حضرت رسول و اميرالمؤمنين صلوات اللّه عليهما و آلهما چيزهائي تعليم او فرمودند از مكنون و مخزون علم اللّه كه احدي غير او قابل و قوّه تحمّل آن را نداشته، و رسيده به مرتبه اي كه حضرت صادق عليه السّلام فرموده (اَدْرَكَ سلْمانُ الْعلْمَ الاَوَّلَ وَالْعلْمَ الاخر وهوَ بحرٌ لا ينزَحُ وَهوَ منا اَهلَ الْبَيْتِ). (بحارالانوار 22/373) سلمان درك كرد علم اوّل و آخر را و او دريائي است كه هرچه از او برداشته شود تمام نشود و او از ما اهل بيت است. قاضي نوراللّه فرموده (سلمان فارسي از عنفوان صبا در طلب دين حقّ ساعي بود و نزد علماء اديان از يهود و نصاري و غيرهم تردّد مي نمود و در شدائدي كه از اين ممَرّ به او مي رسيد صبر مي ورزيد تا آنكه در سلوك اين طريق زياده از ده خواجه او را فروختند و آخر الا مر نوبت به خواجه كاينات عليه و آله افضل الصلوة رسيد و او را از قوم يهود به مبلغي خريد و محبّت و اخلاص و مودّت و اختصاص او نسبت به آستان نبوي به جائي رسيد كه از زبان مبارك آن سرور به مضمون عنايت مشحون سَلْمانُ مِنّا اَهْلَ الْبَيْتِ سرافراز گرديد وَلَنِعْمَ م ا قيلَ شعر كانَتْ مَوَدَّةُ سَلْمان لَهُ نَسَبا وَلَمْ يَكُنْ بَيْنَ نُوحٍ وَابْنِه رَحِما). (مجالس المؤمنين 1/205) شيخ اجلّ ابوجعفر طوسي نَوَّرَاللّهُ مَشْهَدَهُ در كتاب (امالي) از منصور بن بزرج روايت نموده كه گفت به حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام گفتم كه اي مولاي من از شما بسيار ذكر سلمان فارسي مي شنوم سبب آن چيست؟ آن حضرت در جواب فرمودند كه مگو سلمان فارسي بگو سلمان محمّدي و بدان كه باعث بر كثرت ذكر من او را سه فضيلت عظيم است كه به آن آراسته بود، اوّل اختيار نمودن اوهواي اميرالمؤمنين عليه السّلام را بر هواي نفس خود، ديگر دوست داشتن او فقرا را و اختيار او ايشان را بر اغنياء و صاحبان ثروت و مال، ديگر محبّت او به علم و علماء. اِنَّ سَلْمانَ كانَ عَبْدا صالحا حَنيفا مُسْلِما وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ (امالي شيخ طوسي ص 133، مجلس پنجم، حديث 214) و همچنين روايت نموده به اسناد خود از سُدَيْر صيرفي از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام كه جماعتي از صحابه با هم نشسته بودند و ذكر نسب خود مي نمودند و به آن افتخار مي كردند و سلمان نيز در آن ميان بود، پس عُمر رو به جانب سلمان كرد و گفت اي سلمان ! اصل و نسب تو چيست؟ فقالَ سلْمانُ اَنا سلْمانُ بْنُ عَبْدِاللّهِ كُنْتُ ضالاً فَهَد انِي اللّهُ بِمُحمَّدٍ صَلَّي اللّهُ علَيهِ وَ آلِهوَكنتُ عائِلاً فاَغنانِي اللّهُ بِمُحمَّدِّ صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَكُنْتُ مَمْلوكا فاَعتقني اللّهُ تعالي بمُحَمَّدٍ صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَهذا حَسَبي وَنَسَبي يا عُمَرُ. انتهي. (نفس الرحمان في فضائل سلمان محدّث نوري، ص 520، چاپ آفاق) و در خبر است كه وقتي ابوذر بر سلمان وارد شد در حالتي كه ديگي روي آتش گذاشته بود ساعتي با هم نشستند و حديث مي كردند ناگاه ديگ از روي سه پايه غلطيد و سرنگون شد و ابدا از آنچه در ديگ بود قطره اي نريخت، سلمان آن را برداشت و به جاي خود گذاشت، باز زماني نگذشته بودكه دوباره سرنگون شد و چيزي از آن نريخت، ديگر باره سلمان آن را برداشت و به جاي خود گذاشت. ابوذر وحشت زده از نزد سلمان بيرون شد و به حالت تفكّر بود كه جناب اميرالمؤمنين عليه السّلام را ملاقات نمود و حكايت را براي آن حضرت بگفت، آن جناب فرمود اي ابوذر! اگر خبر دهد سلمان ترا به آنچه مي داند هرآينه خواهي گفت رَحِم اللّهُ قاتِلَ سَلْمانَ! اي ابوذر سلمان باب اللّه است در زمين، هر كه معرفت به حال او داشته باشد مؤمن است و هركه انكار او كند كافر است و سلمان از ما اهل بيت است. (رجال كَشّي ص 14، حديث 33. بحارالانوار 22/373) و هم وقتي مقداد بر سلمان وارد شد ديد ديگي سر بار گذاشته بدون آتش مي جوشد، به سلمان گفت اي ابوعبداللّه ! ديگ بدون آتش مي جوشد؟! سلمان دودانه سنگ برداشت و در زير ديگ گذاشت سنگها شعله كشيدند مانند هيزم ديگ جوشش زيادتر شد. سلمان فرمود جوش ديگ را تسكين كن. مقداد گفت چيزي نيست كه در ديگ بزنم تا جوش او را فرو نشانم. سلمان دست مبارك خود را مانند كفچه داخل در ديگ كرد و ديگ را بر هم زد تا جوشش ساكن شد و مقداري از آن آش برداشت با دست خود و با مقداد ميل فرمود. مقداد از اين واقعه خيلي تعجّب كرد و قصّه را براي رسول خدا صلي اللّه عليه و آله و سلّم نقل كرد. (نفس الرحمان. . . محدّث نوري رحمه اللّه ص 352، باب نهم) بالجمله، روايات در مدح او زياده از آن است كه ذكر شود و بيايد جمله اي از آنها در احوال حضرت ابوذر رضي اللّه عنه. در سنه 36 در مدائن وفات كرد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السّلام در همان شب از مدينه به (طي الارض) بر سر جنازه او حاضر شد و او را غسل داد و كفن كرد و نماز بر او خواند و در همانجا به خاك رفت. و در روايتي است كه چون اميرالمؤمنين عليه السّلام بر سر جنازه سلمان وارد شد رِداء از صورت او برداشت سلمان به صورت آن جناب تبسّمي كرد حضرت فرمود (مرْحبا ي ااَبا عَبْداللّهِ اِذا لَقيتَ رَسُولَ اللّهِ صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وآلِهِ فَقُلْ لَهُ مامَرَّ عَلي اَخيك مِنْ قَوْمِكَ). پس حضرت او را تجهيز كرد و بعد از تجهيز و تكفين ايستاد به نماز بر او، حضرت جعفر طيّار و حضرت خضر در نماز حضرت سلمان حاضر شدند در حالتي كه با هر كدام از آن دو نفر هفتاد صف از ملائكه بود كه در هر صفي هزار هزار فرشته بود. (بحارالانوار 22/373) و حضرت امير عليه السّلام در همان شب به مدينه مراجعت فرمود و فعلاً قبر شريف سلمان در مدائن بابقعه و صحن بزرگي ظاهر و مزار هر بادي و حاضر است. و من در (هدية الزّائرين) و (مفاتيح) زيارت آن جناب را نقل كرده ام. (هدية الزّائرين و بهجة الناظرين ص 57 59، چاپ تبريز، سال 1343 ق. مفاتيح الجنان باب سوم، فصل هشتم)


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 10 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام
    با تشکر از متن خوب و به موقع شما
    سالروز ضایعه از دست دادن این اسوه ایمان رو تسلیت میگم
    بزرگی میفرمایند ما ایرانیان دین خود را مدیون دعایی هستیم که حضرت سلمان محمّدی (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
    در حقمان کردند، هر روز برای ایشان فاتحه ای هدیه کنید.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود