جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اقتصاد مقاومتي؛ اقتصاد دفاعي يا ترميمي؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    اقتصاد مقاومتي؛ اقتصاد دفاعي يا ترميمي؟




    اقتصاد مقاومتي را مي‌توان چهار گونه تعريف و چهار الگو از آن يا تركيبي از همه آنها را در كشور به عنوان پروژه‌هايي ملي پيگيري كرد.
    4 آذر 1393-12:56:00

    اقتصاد مقاومتي؛ اقتصاد دفاعي يا ترميمي؟خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: عادل پيغامي استاد اقتصاد و عضو هيأت علمي دانشگاه امام صادق عليه السلام طي يادداشتي ديدگاه‌هاي مختلف نسبت به «اقتصاد مقاومتي» و نيز الزامات تحقق آن را مورد تحليل و بررسي قرار داده كه در ادامه آمده است:
    امروزه جمهوري اسلامي در حوزه هاي اقتصادي خود با مسائل يا مفاهيمي مواجه است كه به هيچ عنوان تاكنون چه در عرصه نظر و در كتاب هاي درسي و چه در عرصه عمل و تجارب بشري مشابه و مابه ازاي واقعي نداشته است. بنابراين خود انقلاب اسلامي مكلّف به نوآوري و ابتكار و نظريه پردازي و الگوسازي در اين عرصه هاي جديد اقتصادي است. هر كشوري كه عَلم استكبارستيزي را برپا كند نيازمند چنين الگوهايي است. يكي از اين مفاهيم، «اقتصاد مقاومتي» است. اگر تمام دانش انباشته و كتاب هاي مرسوم اقتصادي دنيا را مطالعه كنيد، نظريه يا تجربه اي مدون و مكتوب درباره ي اقتصاد مقاومتي نخواهيد يافت. در تمام متون و كتاب هاي اقتصاد، هيچ پيشينه اي نظري يا عملي از تحريم بانك مركزي نخواهيد ديد و از آن جا كه اين امر تاكنون سابقه نداشته، چگونگي واكنش به آن هم امري بديع است. حتي اگر مطالعاتي هم در اين باره صورت گرفته باشد، در طبقه بندي هاي محرمانه و امنيتي قرار گرفته و امكان دسترسي به آن براي كارشناسان معمولي وجود ندارد. نتيجه اينكه اقتصاددان انقلاب اسلامي نمي تواند از نظريه هاي متداول براي حل مشكل و مسأله خود بهره بگيرد. لذاست كه جنبش نرم افزاري و الگوي اسلامي- ايراني اداره جامعه، شكل بديعي به خود مي گيرد كه الهام بخش جميع ملت هاي آزاده خواهد بود. چهار تعريف از اقتصاد مقاومتي مطلبي كه در اين نوشته درآمدي بر آن خواهم داشت، مسأله اقتصاد مقاومتي است. ابتدا لازم است كه يك تبيين و تعريف علمي از اقتصاد مقاومتي ارائه دهيم. اقتصاد مقاومتي را مي توان چهارگونه تعريف نمود و چهار الگو از آن يا تركيبي از همه آنها را در كشور به عنوان پروژه هايي ملي پيگيري كرد. * اقتصاد موازي تعريف اول از اقتصاد مقاومتي به مثابه «اقتصاد موازي» است؛ يعني همان طور كه انقلاب اسلامي با توجه به نياز خود به نهادهايي با روحيه و عملكرد انقلابي، اقدام به تأسيس نهادهايي مانند كميته امداد، جهاد سازندگي، سپاه پاسداران و بنياد مسكن نمود، امروز نيز بايستي براي تأمين اهداف انقلاب، اين پروژه را ادامه داده و تكميل كند؛ چرا كه انقلاب اسلامي به اقتصاد مقاومتي و به نهادسازي هاي مقاومتي در اقتصاد نياز دارد كه چه بسا ماهيتاً از عهده نهادهاي رسمي اقتصادي برنمي آيد. پس بايد نهادهايي موازي براي اين كارويژه ايجاد كند؛ يعني ما در كشورمان به «اقتصاد پريم» نياز داريم. اين امر البته به معناي نفي نهادهاي مرسوم نيست. كما اينكه اكنون ما همزمان از هر دو نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نهاد ارتش جمهوري اسلامي براي دفاع از انقلاب بهره منديم. البته اين الگو در مدل هاي حكمراني مرسوم در دنيا و اتفاقاً در كشورهايي كه از تجربه و توان حكمراني بيشتري برخوردار باشند وجود دارد و اين كشورها از نظام هاي چندلايه سياست گذاري و اداره امور عمومي برخوردارند. به عنوان مثال مي توانيم از حضور همزمان نهادهاي دولتي، سازمان هاي مردم نهاد، خيريه و بنگاه هاي خصوصي در عرصه ي بهداشت و سلامت يا حتي در عرصه دفاعي و امنيتي كشورهاي توسعه يافته غربي نام ببريم. البته مهم ترين مشكل اين الگو اين است كه حسب نيازهاي خاص انقلاب اسلامي و در عرصه اجرا با سؤالات نويني روبه رو خواهد بود، زيرا مثلاً هيچ تصوري از «بانك مركزي موازي» در يك كشور و سامان بخشي به عرصه ي پولي- مالي كشور در دو لايه ي دولتي و عمومي وجود ندارد. اما باز هم منطقاً نمي توان اين الگو را در زمره مدل هاي اداره نشدني و غيرمعقول به حساب آورد. * اقتصاد ترميمي تعريف دوم از اقتصاد مقاومتي عبارت از اقتصادي است كه در پي «مقاوم سازي»، «آسيب زدايي»، «خلل گيري» و «ترميم» ساختارها و نهادهاي فرسوده و ناكارآمد موجود اقتصادي است. يعني اگر در رويكرد قبلي مي گفتيم كه فلان نهاد نمي تواند انتظارات ما را برآورده كند، در رويكرد جديد به دنبال آن هستيم كه با بازتعريف سياست هاي نهادهاي موجود، كاري كنيم كه انتظارات ما را برآورند. مثلاً در اين تعريف، ما از بانك مركزي يا وزارت بازرگاني مي خواهيم كه كانون هاي ضعف و بحران را در نظام اقتصادي كشور شناسايي كنند و خود را بر اساس شرايط جديد اقتصادي، تحريم ها يا نيازهاي انقلاب اسلامي بازتعريف نمايند و در نتيجه عملكردي جهادي ارائه دهند. در مقام تمثيل مي توان گفت اين كار شبيه همان كاري است كه «پتروس فداكار» با فروبردن انگشت خود در تَرَك ديواره سد انجام داد؛ يعني بايد ترك هاي ساختاري ديوار نهادهاي اقتصادي را ترميم كنيم. اين مسأله يعني ترميم و مقاوم سازي ساختارهاي اجرايي و اداري كشور حسب نيازهاي مختلف و مقتضيات زمان و مكان هم امري دور از ذهن نيست. كشورهاي توسعه يافته نيز در برهه هايي از تاريخ اقتصادي خود، مجبور به مقاوم سازي ساختارهاي اقتصادي شدند. مثلاً غرب پس از دو شوك نفتي ۱۹۷۹ و ۱۹۸۳ ميلادي، اقدام به جايگزيني سوخت هاي فسيلي با ساير سوخت هاي نوين كرد؛ به طوري كه امروزه با قيمت هاي بالاي يك صد دلار نيز دچار شوك نفتي نمي شود. با اين توضيحات ما امروز فقط نيازمند عزمي ملي براي اجراي اين پروژه ملي و ارزشي هستيم. * اقتصاد دفاعي تعريف سوم از اقتصاد مقاومتي، متوجه «هجمه شناسي»، «آفندشناسي» و «پدافندشناسي» ما در برابر آن هجمه است. يعني ما بايد ابتدا بررسي كنيم كه مخالفان ما حمله به اقتصاد ايران و اخلال در آن را چگونه و با چه ابزارهايي صورت مي دهند. بنابراين وقتي به اقتصاد مقاومتي دست يافته ايم كه ابزارها و شيوه هاي هجمه دشمن را پيشاپيش شناخته باشيم و بر اساس آنها استراتژي مقاومت خود را عليه آنان تدوين و اجرا كنيم. بديهي است تا آفند دشمن شناخته نشود، مقاومت متناسب با آن نيز طراحي و اجرا نخواهد شد. * اقتصاد الگو چهارمين تعريف نيز اين است كه اساساً اقتصاد مقاومتي يك رويكرد كوتاه مدت سلبي و اقدامي صرفاً پدافندي نيست؛ بر خلاف سه تعريف قبلي كه اقتصاد مقاومتي را يا پدافندي يا كوتاه مدت مي دانستند، اين رويكرد چشم اندازي كلان به اقتصاد جمهوري اسلامي ايران دارد و يك اقدام بلندمدت را شامل مي شود. اين تعريف هم كه به نظر مي رسد دور از ديدگاه هاي رهبر معظم انقلاب نيست، رويكردي ايجابي و دورانديشانه دارد. در اين رويكرد، ما در پي «اقتصاد ايده آلي» هستيم كه هم اسلامي باشد و هم ما را به جايگاه اقتصاد اول منطقه برساند؛ اقتصادي كه براي جهان اسلام الهام بخش و كارآمد بوده و زمينه ساز تشكيل «تمدن بزرگ اسلامي» باشد. بدين معنا اساساً در الگوي اسلامي ايراني پيشرفت، يكي از مؤلفه هاي مهم الگو مي بايد متضمن مقاومت و تحقق آن باشد. در اين مقوله است كه اقتصاد مقاومتي مشتمل بر اقتصاد كارآفريني و ريسك پذيري و نوآوري مي شود. البته همه اين چهار تعريف از اقتصاد مقاومتي به نوعي با هم رابطه «عموم و خصوص مِن وجه» دارند، منتها برخي كوتاه مدت و برخي بلندمدت هستند و البته تركيبي از استراتژي هاي مطلوب را نيز برايمان به تصوير مي كشند.

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    بسيج؛ يادگار ماندگار امام خميني(ره)
    بسيج ماندگارترين يادگار بنيانگذار انقلاب اسلامي و ميراث پربركت امام خميني (ره) است و تشكيل بسيج با پيام نوراني آن پير سفركرده بدون ترديد از معجزات الهي و الهامات غيبي بوده است.
    4 آذر 1393-15:00:41

    اقتصاد مقاومتي؛ اقتصاد دفاعي يا ترميمي؟خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: بسيج از امتحان سرنوشت‌ساز دفاع مقدس سرافراز بيرون آمد، گرچه نقش بسيج در سال‌هاي دفاع مقدس چنان چشمگير و عظيم بود كه بر همه فعاليت‌هاي پس از آن سايه‌اي پررنگ‌ انداخت، اما امروز هم بنا به مقتضيات كنوني جامعه اسلامي توانسته است در زمينه توليد علم به موفقيت‌هاي بزرگي دست يابد. بسيج ماندگارترين يادگار بنيانگذار انقلاب اسلامي و ميراث پربركت امام خميني (ره) است و تشكيل بسيج با پيام نوراني آن پير سفركرده بدون ترديد از معجزات الهي و الهامات غيبي بوده است. انديشه شكل‌گيري بسيج را امام خميني(ره) قبل از پيروزي انقلاب اسلامي مطرح كردند. امام(ره) معتقد بودند اگر تفكر مردم در يك جهت قرار گرفته و همسو شود، با دست خالي كارهاي بزرگ را مي‌توان انجام داد و آن چيزي كه مي‌تواند تفكر مردم را همسو و هم‌جهت كند و خواسته‌هاي مردم را متعالي سازد اسلام و دين خداست و اين افراد را به صورت عمومي مي‌شود در جهت دين اسلامي متشكل و هم‌جهت كرد. همين تفكر امام(ره) قبل از پيروزي انقلاب آرام آرام مردم را همسو و متحد كرد و عليه رژيم ستمشاهي به پا خاستند. حضرت امام(ره) از نجف پيام مي‌فرستادند و مردم چون سخنان امام(ره) را الهي تلقي مي‌كردند كه منافع شخصي در آن وجود ندارد بسيج شدند و امام توانست با دست خالي رژيم شاه را ساقط و نظام اسلامي را برپا كند، و اين مفهوم بسيج است. اما تأسيس بسيج با صدور فرمان امام خميني(ره) ماه‌ها پيش از آغاز جنگ تحميلي و در تاريخ 4/9/58 در شرايطي تحقق يافت كه اصل انقلاب، ثبات و استقرار جمهوري اسلامي در معرض تهديد قرار داشت و اين تهديدات محدود به عرصه‌هاي نظامي نبود، بلكه تهديدات و خطرهايي همه‌جانبه را به تصوير مي‌كشيد. با اين توصيف حضرت امام فرمودند: «بايد ما همه قوايمان را مجتمع كنيم براي نجات دادن يك كشور، بايد اگر مسائلي برايمان پيش بيايد، هر چه هم سخت باشد، تحمل كنيم.» (صحيفه امام ج 11 ص 120-121) تاريخ تحولات انقلاب اسلامي بيانگر اين واقعيت است كه سازمان بسيج، پس از تسخير لانه جاسوسي امريكا در تهران توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، به فرمان رهبر كبير انقلاب تأسيس گرديد؛ زماني كه ابعاد و عمق توطئه‌هاي استكبار جهاني براي سلطه بر ملت‌هاي منطقه، به ويژه ملت ايران بيش از پيش آشكار شده و شيطان بزرگ كه از دست جوانان انقلابي كشور به شدت زخمي شده بود عزم خويش را در هجمه و فشار همه جانبه بر كشور جزم كرده و سوداي براندازي نظام را در سر مي‌پروراند. در چنين فضايي تشكيل بسيج در واقع انسجام بخشي به تمامي توانمندي‌ها و دارايي‌هاي كشور در برابر فتنه‌گري زورمداران قلمداد شد. بسيج تاكنون اين نقش را به خوبي ايفا كرده است و ماندگاري و سربلندي و امنيت و اقتدار همه‌جانبه كشور دليل گويا بر اين مدعاست. بسيج و بسيجي در هر عصر و نسلي براي انجام رسالت خطير حفاظت از دستاوردهاي انقلاب در ابعاد سياسي، فرهنگي و... از عهده مسئوليت‌هاي خطيري كه بر دوشش بوده برآمده است. بسيج از امتحان سرنوشت‌ساز دفاع مقدس سرافراز بيرون آمد، گرچه نقش بسيج در سال‌هاي دفاع مقدس چنان چشمگير و عظيم بود كه بر همه فعاليت‌هاي پس از آن سايه‌اي پررنگ‌ انداخت، اما امروز هم بنا به مقتضيات كنوني جامعه اسلامي توانسته است در زمينه توليد علم به موفقيت‌هاي بزرگي دست يابد. در اين مورد فقط همين اندازه اشاره مي‌كنيم كه بسياري از نخبگان كشور و جوانان مبتكر و مخترع، بسيجي هستند و توانسته‌اند در زمينه توليد علم و تكنولوژي در كشور و جهان افتخارآفرين باشند. بسيج در عرصه سازندگي هم سرافراز بيرون آمده است، نظير احداث راه‌هاي روستايي و برنامه‌هاي متنوع ديگري كه در قالب طرح هجرت انجام مي‌شود و مهم‌تر از همه ريشه كن كردن بيماري‌هايي مثل فلج‌اطفال و... حاصل تلاش شبانه‌روزي بسيجيان در واكسيناسيون مردم در دورافتاده‌ترين نقاط ايران هست و همينطور در عرصه‌هاي ورزشي، هنري و... كه به واسطه خواست عمومي بسيجيان و پرهيز از تبليغات براي گمنام كار كردن، فعاليت‌هايش آنچنان كه بايد و شايد در سطح جامعه انعكاس نيافته است. يكي ديگر از افتخارات بسيج حضور جوانان مؤمن و انقلابي در عرصه‌ ديني و فرهنگي كشور است. بسيج امروز بهترين مأمن براي تربيت جوانان و نوجوانان است. كادرسازي، فرهنگ‌سازي، انتخاب الگوي كارآمد و صحيح براي مشاركت در عرصه‌هاي سرنوشت‌ساز كشور به نحوي اطمينان‌بخش در اين سازو كار مقدس شكل مي‌گيرد. امروز حركت بسيجي حركتي روشنگرانه، هدايتگرانه، منطقي و هدفمند است كه با انقلاب اسلامي هم جهت و گره ‌خورده است و سرنوشت اين دو از يكديگر جدايي‌ناپذير است. سرنوشت نظام به ميزان حضور، صلابت و سلامت بسيج بستگي دارد. بدين لحاظ هدف و آرمان بسيج را حراست از دستاوردهاي انقلاب اسلامي برشمرده‌اند. طبيعي است كه بسيجيان بايد براي تحقق اهداف چشم‌انداز 20 ساله كشور بيشتر از همه نقش داشته باشند. روحيه و تفكر بسيجي در توليد علم و جنبش نرم‌افزاري، گره‌هاي كور و خلأهاي متعدد را از پيش رو برمي‌دارد و كارهاي بسيار بزرگي را رقم مي‌زند. بايد در اين مسير موانع توليد علم را شناسايي كرد و بسترهاي رشد نيروهاي نخبه را فراهم ساخت و انگيزه‌هاي آنان را براي يك جهاد علمي تقويت كرد. رهبر معظم انقلاب مي‌فرمايند: «روحيه بسيجي و معرفت بسيجي بايد فراگير شود تا اين كشور بتواند بار سنگيني را كه بر دوش دارد- كه همان بار هدايت الهي و سعادت انسان‌هاست- به سرمنزل مقصود برساند، لذا بسيج تمام‌شدني نيست.» (ديدار با فرماندهان بسيج 27/8/71) در يك كلام؛ بسيج بدنه فعال ملت است، نيروي كارآمد انقلاب و ميوه پرارزش نظام. بسيج بازوي توانمند كشور است. در هفته بسيج از خداي عزوجل مي‌خواهيم تا به همه توفيق دهد تا با نشان و بي‌نشان بسيجي باشند، چرا كه هر كس دل در گرو نظام و انقلاب دارد بسيجي است.

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    چفيه؛ گردن آويزي از جنس اقتدار، يادگاري از روزهاي خون
    چفيه اش را دور گردن مرتب كرد و با آن لباس هاي ساده و خاكي اش، سوار بر موتور به سمت جلو به حركت درآمد، هنوز چند متري پيش نرفته بود كه صداي به زمين خوردن خمپاره و پرتاب شدن از تركه موتورسيكلت، او را زمين گير كرد.
    1 آذر 1393-13:40:27

    اقتصاد مقاومتي؛ اقتصاد دفاعي يا ترميمي؟خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: شلوارش از زانو به پايين پاره پاره شده بود و خون پاي قطع شده اش بند نمي آمد، با هر جان كندني بود، چفيه را از دور گردن جدا كرد و به محل زخم محكم پيچيد. در مرز بين خواب و بيداري، آن هنگام كه نيروهاي تداركات براي جمع كردن افراد زخمي و شهدا به پشت خاكريز آمدند، صداي پزشكي كه چفيه را باز مي كرد شنيده شد كه گفت: «اگر اين چفيه نبود، در اثر خون ريزي جانش را از دست مي داد.» سال هاي سال از روزهاي جنگ و جبهه مي گذرد، اما هنوز چفيه سپيدش را هر موقع كه در آييني نظير راهپيمايي و ... حضور مي يابد با وجود آن كه روي ويلچر نشسته به گردن مي اندازد. امسال كه در عزاداري محرم چفيه سفيد را بر سر دختر چهارساله اش كه با سربند «يا ابوالفضل» مزين شده بود، ديدم؛ در ذهن گفتم: اين يادگار چقدر ارش يافته كه به عنوان نمادي براي حفظ حجاب فرزند برگزيده شده است. در نمايشگاه هاي آثار شهدا هنگام مناسبت هاي هفته دفاع مقدس كه در ايلام برپا مي شود، حتما چفيه هم به گونه اي بسيار زيبا به چشم مي خورد، همچون نشانه اي از يك ياد، يا خاطره اي با ارزش از دوراني ارزشمند و همچون بيرقي به نشانه يك شهيد سرافراز. محراب رضايي از رزمندگان دوران دفاع مقدس مي گويد: چفيه، يادگار روزهاي جبهه و همه رزمندگان و شهداست؛ چفيه من يادگار يكي از همرزمان شهيدم است كه هنوز به عنوان بهترين و گرانبهاترين داشته ام از آن مواظبت مي كنم. وي افزود: در دوران دفاع مقدس چفيه ما در روزهاي سرد زمستان به عنوان محافظ در مقابل سرما بود و خنكاي آن در روزهاي گرم و طاقت فرساي تابستان، وجود ما را طراوت مي بخشيد. اين يادگار دوران دفاع مقدش مي افزايد: چفيه هر رزمنده به عنوان مونس لحظه هاي مناجات با خدايش بود و تا آخرين لحظه اي كه شهيد مي شد و آن را روي صورتش مي انداختند، همراهش بود. اين رزمنده ايلامي بيان كرد: هر رزمنده اي كه در دوران دفاع مقدس در جبهه حضور داشته حتما خاطره اي زيبا از چفيه اش دارد و آن را مونس همه لحظه هايش مي داند. يونس مهدي زاده از بسيجيان ايلام نيز مي گويد: چفيه من، يادگار و بهترين ارثيه پدر شهيدم است؛ بيشتر راهپيمايي ها و مناسبت هايي مانند هفته دفاع مقدس، هفته بسيج و 22 بهمن اين چفيه را به نشانه ادامه راه پدرم بر گردن مي اندازم. وي ادامه داد: يكي از همرزمان پدرم تعريف مي كرد كه در سال 64 موقع تحويل سال نو از چفيه به عنوان سفره عيد استفاده كردند و ساعت، سربند سبز، سيب، مشتي از خاك سنگر، سوزن، سوهان و سبزه هفت سين سفره آنها بود.
    وي اظهار كرد: اين چفيه براي رزمندگاني كه سال هاي دوران دفاع مقدس را درك كرده اند، گرانبهاست و من مي خواهم به عنوان يك نماد ارزشمند از سال هاي جنگ و خون همواره آن را به دوستانم معرفي كنم. به راستي، حالا اهميت اين چفيه را كه سال هاي سال به عنوان يادگار بسيج و شهدا معرفي شده و بر گردن رهبر معظم انقلاب هبري در محافل و سخنراني ها مي بينم، درك مي كنم. در آستانه پنجم آذر سالروز فرمان امام خميني (ره) مبني بر تشكيل بسيج مستضعفين، گرامي باد همه روزهاي خون و بمباران و شهادت، همه روزهاي سخت جبهه و پر كشيدن عزيزان؛ زنده باد ياد و خاطره همه رزمندگاني كه تا آخرين لحظه ها، پاسدار آرمان و ارزش هاي انقلاب بودند.
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    روايت سرتيپ بسطامي از رمل‌هاي فتح‌المبين
    سرتيپ دوم پياده «علي عبدي بسطامي» كه در دوران دفاع مقدس به عنوان فرمانده گروهان پياده، افسر عمليات و رئيس ركن سوم گردان پياده، معاون گردان، سرپرست گردان و فرمانده گردان را بر عهده داشته است
    3 آذر 1393-11:00:35

    اقتصاد مقاومتي؛ اقتصاد دفاعي يا ترميمي؟خبرگزاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس: رزمندگان ايراني به وسيله «اسنيپر» و گاهي هم به وسيله «برنو»هاي لوله بلند‌، از جانب ضدانقلاب و تك‌تيراندازان عراقي بارها مورد اصابت قرار گرفته بودند. براي همين به ذهنم رسيد كه در آينده در سنگرهاي مقابل دشمن‌، افراد تيرانداز ويژه ما از وجود اين «اسلحه دروزن» بهره خوبي خواهند برد و تلافي خواهند كرد... سرتيپ دوم پياده «علي عبدي بسطامي» كه در دوران دفاع مقدس به عنوان فرمانده گروهان پياده، افسر عمليات و رئيس ركن سوم گردان پياده، معاون گردان، سرپرست گردان و فرمانده گردان را بر عهده داشته است در بخشي از خاطرات خود درباره عمليات «فتح‌المبين»مي گويد: در سطح «گردان 139» حدود 760 يا 670 قبضه تفنگ «كلاشينكف» و خانواده كلاش و «برنو» به پشتيباني تيپ تحويل داده شد. با توجه به اين سلاح‌هايي كه در اختيار داشتيم طرحي براي پيشروي به سمت تپه‌هاي«204» را در منطقه عملياتي «فتح‌المبين» كشيديم. با پيشروي موفق نيروهاي ايراني به اين موقعيت و تصرف برخي از مواضع دشمن، جعبه آكبند يك قبضه تفنگ لول بلند و بسيار زيبا به اسم آيين نامه‌اي«اسنيپر» كه مخصوص تك تيراندازان بود توجه ما را جلب كرد. اين سلاح از خانواده «دراگونف» و در اصطلاح رزمندگان به «قناسه» يا «گرينف» معروف بود. برد زياد، دقت تير و زيبايي چوب و لوله و تشكيلات آن خيره كننده است. اين اسلحه علاوه بر دستگاه نشانه روي مكانيكي‌، مجهز به دوربين مخصوص است و شبكه مدرج صفحه دوربين برد مفيد تيراندازي به افراد را مشخص مي‌كند و نشان مي‌دهد كه بهترين موقعيت شليك به افراد درچه مسافتي است و براي اندازه‌گيري ساير هدف‌هاي مورد نظر درجه‌بندي دارد در شب هم با استفاده از باطري مي‌توان صفحه مدرج را روشن و هدف را مورد اصابت قرار داد.سربازان همراهم جعبه را باز كردند و تفنگ بسته بندي شده در داخل حافظ گريس و رطوبت گير را به من دادند. اين تفنگ خوش دست و زيبا را مدتي در اختيار داشتم و چندين بار تيراندازي آزمايشي با آن انجام دادم. برد و دقت آن را همه تحسين مي‌كردند و من آن را به عنوان سلاح همراه در سنگر نگهداري مي‌كردم. به وسيله اين نمونه تفنگ دورزن توسط تك تيرانداز‌هاي عراقي و گاهي هم به وسيله برنوهاي لوله بلند‌، از جانب ضد انقلاب بارها افراد ما مورد اصابت قرار گرفته بودند. براي همين به ذهنم رسيد كه در آينده در سنگرهاي مقابل دشمن‌، افراد تيرانداز ويژه ما از وجود اين «اسلحه دروزن» بهره خوبي خواهند برد و تلافي خواهند كرد. ظرافت و دقت تير آن باعث حسادت بعضي از همكاران شده بود.هنگام تحويل سلاح‌ها به تيپ‌، من جهت شركت در جلسه‌اي كه در «دهلران» تشكيل شده بود گردان را ترك كرده بودم. فرمانده گروهان اركان به استناد دستور جمع‌آوري و تحويل سلاح‌هاي غنيمتي‌، اسلحه را به پشتيباني برده و به تيپ تحويل داده بود. براي اجراي اين امر ابتدا سرهنگ «فلاحتكار» فرمانده وقت گردان را از نگهداري آن ترسانده بود و گفته بود اگر اين تفنگ گم شود و يا كسي آن را براي خود ببرد‌، جنابعالي مسئول هستند و او را متقاعد كرده بود تا به بنده بگويد: «من دستور تحويل آن را داده‌ام.»زيبايي اين تفنگ سرهنگ دوم «بيرانوند» را نيز شيفته كرده بود و تا مدتي كه او در سمت فرمانده تيپ بود،‌ از آن تفنگ به صورت تفنني براي تيراندازي استفاده مي‌كرد. در اين مرحله با وجود انبوه غنائم رها شده در منطقه‌،از جمله چندين كانكس پر از قطعات خودرويي‌، تعدادي نفربر و تانك رها شده‌، سلاح‌هاي سبك فراوان و سنگرهايي كه لوازم زيادي در داخل آنها وجود داشت‌؛ افراد توجه چنداني به آنها نمي‌كردند و با يك نگاه به داخل آنها به جلو مي‌رفتند و خود را درگير جمع‌آوري غنائم نمي‌كردند. سرتيپ علي عبدي بسطامي نفر دوم از راست يكي ديگر از خاطرات حضورم در منطقه به بهار سال 1361 بازمي‌گردد. گردبادهاي شديد و حركت توده‌هاي ماسه‌اي در مناطقي از خوزستان و بخشي از «موسيان» استان ايلام به خصوص در بهار و تابستان و در ايامي كه نزول بارندگي به تاخير مي‌افتد‌، امري عادي است‌؛ كه در نقاط مختلف با توجه به وضعيت زمين شدت و ضعف دارد. من بخشي از حدود مرزي ايران و عراق را در طول خدمت خود از «نفت شهر» واقع در استان كرمانشاه تا شهر «بستان» واقع در استان خوزستان را كه جريان باد در آن مناطق گردباد ايجاد مي‌كند‌، به صورت حضور طولاني آزموده‌ام و شاهد طوفان ماسه و گردبادهاي متعدد در آن نقاط بوده‌ام. در بين اين قسمت از مرز‌، اطراف شمال بستان به خصوص محدوده «فكه»، «رقابيه»، «تنگ زليجان» و «چزابه» با داشتن تپه‌هاي ماسه‌اي و حركت ماسه در اين مناطق از شرايط ويژه‌اي برخوردار است. در بهار 61 كه براي اولين بار با اين پديده و گردبادهاي متعدد و وسيع مواجه شده بودم‌، به مشكلات زندگي در اين مناطق پي بردم يكي از علل استفاده عمومي افراد اين خطه از چفيه‌، دستار و داشتن عمامه به خاطر جلوگيري از نفوذ ماسه و گرد و خاك مي‌باشد .گردبادها و طوفان‌هاي شن بسيار آزار دهنده است و گاهي تا ساعتي مداومت دارد و ممكن است كار را تعطيل كند. در غرب «عين خوش‌»، «ابوغوير»‌، «شيخ موسي»‌، «شيخ حاوي يبيس» و كناره‌هاي «دويرج» در سال 61 مشكلات زياد ناشي از وزش ماسه و شن را تحمل كرديم‌؛ به خصوص هنگام احداث سنگرها و دستكاري كردن طبيعت اين معضل بيشتر خودنمايي مي‌كرد. در منطقه «يروه» گرچه در سنگر زيرزميني را با سه پيچ و خم به بيرون باز كرده بوديم و از در آن هم پتو آويزان بود،‌ اما وزش باد ماسه را به شدت مي‌پراكند و از هر روزنه و شكاف و فضايي مي‌گذراند اين ماسه‌هاي روان‌،خوراك و پوشاك و اثاثيه و همه اشيا را مي‌پوشاند حتي از لباس‌هاي زير عبور مي‌كند و باعث خارش در ناحيه گردن و سينه و سر مي‌شود. چشم و گوش و بيني از ماسه پر و گاهي نفس كشيدن دشوار مي‌شود. باعث از كار افتادگي سلاح‌، به خصوص تفنگ‌هاي «ژ-3» و تيربار مي‌شود. به كاربراتور و صافي هواي خودروها لطمه وارد مي‌كند و وارد صافي بنزين آنها مي‌شود اين ماسه‌هاي روان در منطقه رقابيه‌، تنگ زليجان‌، اطراف جنگل غمقر و شمال چزابه در عرض يك ساعت‌،جاده‌هاي ماشين روخاكي و آسفالت را مسدود مي‌كند طوري كه براي كنار زدن آن بايد از «لودر» استفاده كرد و گرنه حتي خودروهاي كمك دار قادر به عبور از آن نيستند گاهي بيش از پنجاه نفر سرباز ساعت‌ها با بيل به تخليه يك مسير 10 متري ماسه روان در عرضه جاده آسفالت رقابيه پرداخته‌اند و خسته و عاجز شده‌اند تا جاده را قابل عبور كنند.
    آن هم در عرض نيم ساعت دوباره مسدود مي‌شده و چه بسيار ماشين‌ها كه در مسير متوقف شده‌اند عبور از تپه‌هاي ماسه‌اي در محدوده بين چزابه – فكه و رقابيه در فصل هاي بهار و تابستان بسيار خطرناك و چنانچه هنگام وزش باد باشد و نيروي امدادي به موقع نرسد‌،فرد پياده تلف مي‌شود اخبار زيادي از مفقود شدن و هلاكت افراد ناآشنا و تعدادي از رزمندگان در عمليات‌ها در اثر طوفان ماسه و گرماي شديد اين منطقه شنيده شده است در جريان تك فريبنده روز 11 ارديبهشت‌ماه سال1361 توسط «لشكر 77» و بسيجيان تعدادي رزمنده پس از عبور از «تپه 182» در داخل «رَمل» گير افتادند و چند نفر از آنان نيز شهيد شدند و چنانچه هوانيروز به داد آنها نمي‌رسيد همگي به شهادت مي‌رسيدند. در «ابوغوير»‌، «حمه ئيد» و شيخ حاوي هنگام ورزش باد گاهي ملحفه و پتو بر خود مي‌پوشانيديم و سروصورت خود را در زير ملبوس پنهان مي‌كرديم‌؛اما باز هم از نفوذ ماسه به داخل لباس و روي پوست جلوگيري نمي‌شد. يك بار هنگام شناسايي حاشيه دويرج‌، روي پل «چهل دهنه» واقع بر روي رودخانه «چيخواب» گرفتار طوفاني عجيب و ترس‌آور از شن و ماسه شديم كه شدت و عظمت آن قابل وصف نيست. زمين و هوا پر از گرد وخاك و ماسه و هوا تيره و تار شده بود. صداي سوت وزش ماسه و شن‌هاي روان لحظه‌اي قطع نمي‌شد. شدت طوفان ما را تكان مي‌داد و چنانچه سرپا مي‌ايستاديم قطعا ما را به حركت در مي‌آورد و خطر سقوط از پل هم وجود داشت‌. هنگامي كه بر زمين تكيه دادم ماسه به شدت به تنم اصابت مي‌كرد و هر بار باد و طوفان مرا تكان مي‌داد وقتي از زمين بلند شدم‌، ديوار كوچكي به ارتفاع حدود 20 سانتيمتر در اطرافم تشكيل شده بود براي مدتي تشخيص سمت و جهت غيرممكن و تنفس دشوار مي‌شد. ادامه اين وضع غيرقابل تحمل بود. اين حادثه براي من واقعا عجيب و ترس‌آور بود و فكر مي‌كردم اگر كمي بيشتر ادامه پيدا كند خفه مي‌شوم و يا در زير ماسه روان كشته خواهم شد. نمي‌دانم بقيه هم واقعا احساس ترس كرده بودند يا خير؟ اما چند نفر از همراهان سريع‌تر خود را به يكي از دهانه‌هاي پل رسانده بودند و موقعيت بهتري داشتند. براي لحظاتي در عمق خطر بليّات طبيعي و شگفتي آثار عظمت خدا انديشه كردم به خدا پناه بردم و از اينكه در اوقاعت خوشي و استفاده بي‌دريغ از نعمت‌هاي الهي غافل مي‌شويم خود را سرزنش كردم.
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    mrc babate tapike khobeton

  7. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چهارشنبه سوري يا چهارشنبه سوزي؟!!
    توسط seyed133 در انجمن ویژه نامه های قرآنی
    پاسخ: 37
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۲/۲۷, ۱۸:۳۱
  2. جمع بندی حضرت آدم ابوالبشر به چه صورتي آفريده شده و در چه سنّي؟
    توسط raze_shab در انجمن حکومت ها ، اقوام و ملل و سنت های در قرآن
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۲۴, ۰۰:۳۷
  3. پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۴/۱۶, ۲۲:۱۳
  4. پيش اومده خدا رو فراموش كني؟
    توسط yasin_golam در انجمن اخلاق
    پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۸/۱۷, ۱۸:۴۵
  5. عرفان؛ روا‌انگاري؟
    توسط اخلاقي در انجمن نقد مكتب هاي اخلاقي و عرفاني
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۷/۰۴/۰۵, ۱۲:۰۶

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود