صفحه 27 از 27 نخست ... 717252627
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تسخير كاخ مداين توسط اعراب و سرنوشت فرش بهارستان

  1. #261

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    3,849 پست
    حضور
    4 روز 13 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    با سلام
    همچنان منتظرم
    یاحق
    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

  2. #262

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    700
    مورد تشکر
    1,151 پست
    حضور
    1 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب




    [QUOTE=پاسخگوی تاريخي;399120]
    جناب اشک عاشق،بنده هم با شما موافقم که کسی با جنایاتی که برخی اعراب مسلمان در زمان حمله به ایران مرتکب شدند،موافق نبوده و نیست و هر انسان منصفی اونو محکوم می کنه،بنده بارها عرض کردم که متأسفانه در جریان حمله به ایران،برخی از مسلمانان و حاکمانی که از اسلام واقعی بهره ای نداشته اند،دست به اقداماتی زدند که بهانه به دست مخالفین و معاندین اسلام داد تا هر چه می توانند بر ضد اسلام بگویند و از هیچ کوششی دریغ نکنند.
    اما غافل از اینکه هیچ انسان عاقل و منصفی،اقدامات نادرست پیروان یک دین را به نام آن دین ثبت نمی کند،همانگونه که ما هیچگاه جنایات و وحشیگری هایی که امروز توسط سردمداران غربی و اسرائیل،را نباید به پای دین مسیحیت و یهودیت نوشت.
    بنده در پستهای قبلی هم به تبعیضات نژادی ای که خلیفه دوم و به تبع او حاکمان اموی بر ضد ایرانیان مرتکب شده اند را بیان کردم و همین اقدامات بود که مردم ایران بر علیه چنین حاکمانی قیام کردند،ولی هیچگاه بر ضد اصل اسلام نه،حتی ایرانیان زمانی که آنقدر قدرت پیدا کرده بودند که نقش اصلی را در سرنگونی حکومت امویان داشتند،به این فکر نیفتادند که دین و ایین خود را زنده کنند و اسلام را نابود کنند.
    جناب اشک عاشق، شما که سراسر این حمله را وحشی گری و قتل و خونریزی می دانید،اگر به تاریخ مراجعه کنید خواهید دید که اینطوری که شما وانمود می کنید نبوده است،وجود پیروان فراوان زرتشتی تا حدود قرن چهارم هجری دلیل این مدعاست.
    اما در مورد تعریف و تمجیدی که شما از جناب دکتر زرین کوب کرده اید،هر چند ایشان شخصیتی علمی و قابل اعتماد است،اما این بیانات شما فقط بخاطر این است که برخی مطالبی که در این کتاب آمده است،کاملاً مورد میل شماست،دوست عزیز،اگر وقت کردید کتاب«کارنامه اسلام» جناب دکتر زرین کوب را هم مطالعه ای بفرمایید.
    مطالعه تاریخ ایران قبل از ورود اسلام و بعد از آن این واقعیت را روشن می کند که اسلام نه تنها باعث انحطاط ایران نشد،بلکه سبب پیشرفت و سربلندی ایران وایرانیان شد،بعنوان مثال شما تعداد دانشمندان ایرانی در قبل از ورود اسلام به ایران را با تعداد دانشمندان ایرانی بعد از ورد اسلام مقایسه کنید.
    خدمات اسلام به ايران ابعاد مختلفي دارد و در موارد متعددي اسلام باعث شكوفايي و احياي استعدادهاي شگفت و خلاقيت‏ها و نوآوري‏هاي بسياري گرديده است. قبل از پرداختن به تأثير اسلام در رشد علمي، فرهنگي،ادبي، سياسي ايران لازم است به اين نكته توجه داشته باشيد كه آنچه در رابطه با تمدن ايران باستان آمده و به نظربرخي از ايرانشناسان مانند: پروفسور پوپ تمدن يونان كهن نيز متأثر از ايران بوده است ربطي به زمان ورود اسلام به ايران ندارد، زيرا زمان بعثت پيامبر اكرم(ص) ايران در بدترين وضعيت سياسي و اجتماعي در طول تاريخ خود به سرمي‏برده است. نظام بسته و شديد طبقاتي به گونه‏اي كه حتي اجازه تحصيل دانش به توده‏ها داده نمي‏شد . ظلم و تعدي نسبت به توده‏ها، انحرافات فكري و عقيدتي، جنگ قدرت، به گونه‏ايكه پدر و پسر و برادر براي چند صباحي حكومت خون يكديگر را بريزند و مفاسد بسيار ديگر از اموري بوده است كه موجب افول ستاره تمدن ايران شده و موجب انفجار عظيمي در ميان توده‏ها گرديده و آنان را منتظر يك برنامه اصلاح‏گرانه انقلابي و همه جانبه ساخته بود كه با ورود اسلام و احكام ارزشمند آن ايرانیان همه آمال خود در آن يافته ونه تنها به سرعت به اسلام گرويدند،بلكه از جان و دل به ياري مجاهدان اسلام شتافته و همگام با آنان دژهاي طاغوت را در هم شكسته و حتي شاه ايران به دست يك آسيابان ايراني به قتل رسيد. اما برخي از خدماتي كه اسلام به ايران نمود به طور فشرده عبارتند از:
    1- تصحيح عقايد و ارائه جهان‏بيني و ايدئولوژي صحيح و منطبق با عقل و از بين بردن پندارها و خرافات، كه بررسي اين مسأله خود كتابي مستقل مي‏طلبد.
    2- اصلاح نظام سياسي و از بين بردن نظام طبقاتي و برقراريمساوات در تمام سطوح و لايه‏ هاي اجتماعي.
    3- تقويت و ایجاد زمينه‏هاي رشد استعدادها در ابعاد مختلف علمي، ادبي و... در پي اين مسأله بود كه هنرمندان،شاعران ودانشمندان بسيار برجسته‏اي پديد آمده و علم و دانش و هنر در ايران حياتي نو يافت و تأثير آن اقصي نقاط عالم را درنورديد و هنوز كه هنوز است آثار دانشمنداني چون بوعلي‏سينا، ابوريحان، ذكرياي رازي و... در سطح جهان چون خورشيد درخشش دارد.
    تأثيرات اسلام در ايران ابعاد گسترده ديگري نيز دارد كه لازم است شما در رابطه با تاريخ ايران قبل وبعد از اسلام مطالعات بيشتري انجام دهید.
    براي آگاهي بيشتر ر.ك:
    1- خدمات متقابل اسلام وايران، شهيد مطهري
    2- فرهنگ اسلام در اروپا ، زيگريد هونكه
    3- تاريخ ايران ، دكتر زرين‏كوب.
    در مورد نقد کتاب دوقرن سکوت،به لینک زیر مراجعه فرمایید:
    http://www.askquran.ir/showpost.php?p=383120&postcount=15[/QUOTE]





    سلام بر اهل آسمون
    پیش از هرحرفی، از یزدگرد گرانمایه و همه ی بزرگواران که در این بحث، حق آب و گل دارن، عذر می خوام که ناخونده وارد شدم.
    جناب پاسخگو، از حسن نظر عالی سپاسگزارم و از اینکه حقیر رو درخور بحث یافتید، کمال امتنان رو دارم. برادرانه عذرخواهی می کنم از اینکه پاسخگویی از جانب من اینهمه با تأخیر همراه بود. اصولاً از اونجایی که نمی تونم زیاد بیام به این خونه ی گرم و دوست داشتنی سر بزنم، از همون ابتدای عضویتم بنا رو بر این گذاشتم که توی مباحثات اینچنینی که مستلزم حضور و پیگیری جریان بحثه، شرکت نکنم. اما این بار پای غرور ملی وسط بود و ایضاً احترام به قلم و اندیشه شما که در پاسخ به مکتوب حقیر به جنبش در اومدن. آرزومندم که این هر دو هرگز نفرسایند.

    جناب پاسخگو، از آنجایی که پست جنابعالی بلافاصله به دنبال پست من اومد، احساس می کنم لزومی نداشت ازمن نقل قول بفرمایین، علی ایحال، حالا که اراده عالی بر این امر دایر شد، شایسته تر این بود که همه ی نوشتار رو نقل میکردین تا فضای کلی اون به خواننده القاء بشه.
    نوشتار پیش رو، در پاسخ به قسمتهایی از نقل قول جستار عالمانه ی شماست که به رنگ قرمز مشخص شده.


    عزیز دل انگیز، به نظر می رسه سوراخ دعا از نظرتون مفقود شده. اصلاً من درمورد اسلام حرفی زدم؟ من جنایات بربری تازیان پلشت و دیوسرشت جاهلی رو کِی و کجا به اسلام منتسب کردم؟ جنابعالی که این همه بنده رو به مطالعه و تدقیق در تاریخ فرا خوندین، اگر امکان داره نه تاریخ، بلکه همین متن دو ماه پیش حقیر رو که هنوز جوهرش خشک نشده و به تاریخ نپیوسته، مطالعه ی مجدد بفرمایید، تا برای شخص شخیص حضرت والا تبیین بشه که من، از عده ای بی تمدن و بی فرهنگ و عقب مونده ی ذهنی صحبت کردم که اسلام هنوز نتونسته بوده آدمشون کنه. اگه شما می فرمایین که تونسته بوده، میشه روش بحث کرد. حالا تونسته بوده؟
    عزیز فرهیخته، ایران در بدترین دوره ی حیات اجتماعیش بود. این حقیقت محضه، و هرکس که قبولش نکنه، دگم و کور و لجوجه. اما آیا ضعف ملتی، به ملت دیگه مجوز تاراج میده؟ آیا هربار که ایران دچار انحطاط ملوک و امرا شد، چشم انتظار دست امداد همسایگانش بود که براش ایده بیارن و مشکلش رو حل کنن؟ آیا این، توهین به شعور ملی و توان حرکتی توده های ایرانی نیست؟
    این فقط و تنها فقط یک روند طبیعی در اون تاریخ بوده. اعراب، برای بسط ایده شون نیاز به پایگاه و منابع داشتن، و ایران غنی ترین و در دسترس ترین منبع بوده. به ما حمله شده و ما ناتوان بودیم، در مقابل تجاوز عرب، کم آوردیم، و گذشت آنچه که بر ما گذشت. این که توجیه لازم نداره.

    جناب پاسخگو، البته از فرصت پیش اومده، حسن استفاده کردین و بر علیه خلفا شوریدین و فجایع رو به اسم اونا تموم کردین. این، یعنی اینکه قبول کردین که اتفاقاتی افتاده که نباید. بحث من با شما دقیقاً همینجا تمومه. من که دنبال مقصر و مسبب نیستم عزیز دل انگیز، فقط دنبال این بودم و هستم که از اعراب نامتمدن، چشم بسته حمایت نشه.

    اما اینکه فرمودین من اینجور وانمود کردم که جنایتی واقع شده، کم لطفیه جناب مستطاب. در پستهای قبلی، دوستان، الی ماشاء الله، متن و منبع و سند تاریخی از وقوع این فجایع ارائه کردن، که ذکر مجددشون کلام رو مطوّل می کنه. منصف باشیم.

    جالبه شما گواه مدعاتون بر عدم وقوع جنایت گسترده رو، وجود پیروان «فراوان» زرتشت تا حدود قرن چهارم هجری ذکر می فرمایین، اما در جای دیگه، می فرمایین ایرانیان تشنه ی ایده ی نوین بودن و با شتاب زیاد به اون گرویدن. این تناقض، یه کمی شباهت به قضیه ی دم خروس و قسم حضرت عباس نداره؟

    در مورد احترامی که نسبت به محقق زرین قلم، زرین فکر، زرین روش و زرین منش، حضرت استاد، دکتر عبد الحسین زرین کوب به جا آوردم، شرمنده ام. شرمنده ام و از پیشگاه رفیع اون بزرگوار بلند نظر عذر می خوام که نتونستم حق مطلبو در مورد ایشون ادا کنم، که ایشون در زمانی حرف حقی رو زدن که تصورش هم جرم بود. ایشون همون پسربچه ای بودن که عریانی و برهنگی اون شاه رو برنتابید، و با صدای بلند فریاد زد که « این شاه که لباس تنش نیست ! »
    ضمناً، ایشون به میل من مطلبی ننوشتن گرامی.

    از دعوتتون به مطالعه ی « کارنامه اسلام »، اثر این بزرگ اهل قلم، متشکرم. اما ارتباطی بین کارنامه ی اسلام و کارنامه ی اعراب بربر نمی بینم.

    اما اینکه مقایسه ی ایران قبل وبعد اسلام، نشون میده که ایران پس از اسلام، رشد چشمگیری داشته، باز هم موضوعی نبود که مورد تعرض من قرار گرفته باشه، و نمی دونم از چه جهت ذکر شد.
    به هر حال، دلیل این حقیقت محض تاریخی، واضحه. ایرانی، مترقی بوده. ایرانی، با اصول و مبانی مدنیت وتمدن، قرنها زندگی کرده بوده. ایرانی، تشنه ی قانون بوده. ایرانی، موفق شده که از پس چهره ی زشت اعراب، پیام زیبای اسلام رو درک کنه. این، بخاطر رسایی این پیام بوده، و هزار البته به دلیل نبوغ و استعداد ایرانی. کسی هست که این ادعا رو رد کنه؟ هست؟
    بله، می پذیرم و پذیرفتنیه که اسلام، روح تازه ای در کالبد فرسوده ی ایرانی بود، و کیه که تایید نکنه اسلام تأثیر شگرفی بر ترقی بیشتر ایرانیان مترقی گذاشت، اما بپذیریم که به همان اندازه و اندی بیش از آنکه اسلام بر ایرانی تأثیر گذاشته، وامدار نبوغ و تدبیر او نیز هست.

    می گذریم. مؤکداً میگم که بحث من اصلاً اسلام نبوده و نیست. من پلشتی وفساد رو محکوم کردم، چه از نادر ایرانی و چه از عمر و هر عرب دیگه ای، و چه ازمغولها و مقدونیها و ...

    یزدگرد توسط یک آسیابان ایرانی کشته شد. جناب پاسخگو، چگونه انگیزه ی اون آسیابان رو به این زیبایی تحلیل فرمودین؟ چطور و با چه ابزاری، با چه متری، اینطور قضاوت کردین که این کار اون آسیابان، بخاطر « علاقه قلبی او به اسلام و کمک به مجاهدان در فرو ریختن بنیان های طاغوت » بوده؟ آیا واقعاً هیچ دلیل دیگه ای، طمعی، ترسی، . . . هیچ عامل دیگه ای وجود نداشته؟ آیا شما مطمئنین؟ می بخشین که می پرسم، بلاشک شما اصولی برای قضاوت دارین. ممکنه بپرسم این اصول چی چی هستن؟

    جناب پاسخگو، در بند دوم خدمات اسلام که به صورت فهرست وار در پایان فرمایشاتتون آوردین، فرمودین که « اصلاح نظام سياسي و از بين بردن نظام طبقاتي و برقراري مساوات در تمام سطوح و لايه‏ هاي اجتماعي. »
    واقعاً این اتفاق افتاده؟ میشه آدرس تاریخی اون دوره ای رو که این امر عظیم واقع شده، بفرمایین؟ کی، عمر؟ اصلاح کرده؟ اذیت نکنین دل انگیز.
    بله، این شعار عقیدتی اسلام بوده، اما بعد از پیامبر اسلام،حتی در خود حجاز هم این شعار عمر کوتاهی داشته و زندگی طبقاتی بعد از خلفای راشدین، به جامعه ی اسلامی اعراب برگشته، این بار شدیدتر از گذشته، چون حالا دیگه فروغ اشرافیت ایرانی هم در این زندگی جلوه گر بوده. عربها خوب یاد گرفتن این مسائل رو، قبول ندارین؟
    حالا با این اوصاف، اسلامی که شعار مبارزه با اختلاف طبقاتیش حتی در مبدأ و زادگاهش ابتر مونده بوده، چگونه و چه زمانی در ایران، این ساختار طبقاتی رو، اونم « در تمام سطوح و لایه های اجتماعی » شکسته؟ کدوم دوره؟ دقیقاً چه تاریخی مد نظرتونه عزیز فرزانه؟ خواهش می کنم بی نصیب نذارین ما رو از دونستن این نکته که اسلامی که اندکی بعد از فتح ایران، برای رتق و فتق امور خودش دست نیاز به تدبیر ایرانی دراز کرد،کِی و کجا ساختار سیاسی ایران رو اصلاح کرد؟
    اتفاقی که افتاد این بود: ابتدا ساختار سیاسی مغلوب ایران، تحت تأثیر ساختار سیاسی غالب قرار گرفت. شاهنشاه ایران، جای خود رو به خلیفه ی عرب داد، مدتی این روال ادامه یافت تا اینکه خلفای بعدی، هوس کردن به سیاق سلاطین پارسی، حکومت کنن. رفتن تو کار کاخ و دربار و این حرفا، و دوست من، این یعنی اینکه نظام سیاسی ایران، حتی مرده ش ، نظام سیاسی اسلام رو ماهیتاً تغییر داد. غیر اینه؟

    ممنون که لزوم مطالعه رو به حقیر گوشزد فرمودین. بله، مطالعه لازمه.

    اما اوج کم لطفی جناب عالی و گلایه ی برادرانه ی من، برمیگرده به اون لینک آخر پستتون. انصاف اسلامی! میگه بهتر بود لینک خود کتاب رو هم میذاشتین تا خواننده، بتونه کتاب رو بخونه و بعد، هم خودش نسبت به منصفانه بودن اون قضاوت کنه، و هم اینکه اون رو در بوته ی نقد دیگران بذاره.
    اینجوریش رو ندیده بودیم واقعاً که لینک نقد اثر گذاشته بشه، اما اثری از خود اثر نباشه. ببخشین، این سانسور که میگن، احیاناً روم به دیوار همین نیست؟

    در پایان، مجدداً عرض میکنم که هرکسی چیزی داره که بهش بباله، و من صد باره و هزار باره با افتخار فریاد میزنم که:
    من یک گیلانی هستم. همون ایرانی که هیچ وقت، تسلیم شمشیر خونریز عرب نشد.

    دلاتون دریایی . . . اوقاتتون به عشق
    نوبهارتون فرّخ . . .

    ویرایش توسط اشك عاشق : ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۹:۲۴
    اي بس كه نباشيم و جهان خواهد بود ... ني نام ز ما و ني نشان خواهد بود

    زين پيش نبوديم و نبد هيچ خلل ... زين پس چو نباشيم، همان خواهد بود

  3. #263

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,232
    مورد تشکر
    5,554 پست
    حضور
    18 روز 15 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بررسي سند گزارش فرش بهارستان

    طبق تحقیق که به عمل آمده تنی چند از مورخین، ماجرا فرش بهارستان را ذکر کرده اند که عبارتند از: طبری (310هـ)، ابن اثیر (630هـ)، ابن کثیر (774هـ)، و ابن خلدون (808هـ).
    رجوع کنید به:
    تاریخ الطبری، الطبری، ج 3 ص 129 و 130

    الکامل فی التاریخ، ابن الأثیر، ج 2 ص 518 و 519

    البدایة والنهایة، ابن کثیر، ج 7 ص 76 - 78

    تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، ج 2 ق 2 ص 101 و102.

    اما اینها از چه کسی نقل کرده اند؟؟؟

    الف :ابن اثیر اگرچه مدرک نقل خود را در هنگام ذکر ماجرا نیاورده، ولی در مقدمه ی کتابش تصریح می کند که منبع اصلی کتاب وی، همان تاریخ طبری است:
    أقول إنی قد جمعت فی کتابی هذا ما لم یجتمع فی کتاب واحد ومن تأمله علم صحة ذلک . فابتدأت بالتاریخ الکبیر الذی صنفه الإمام أبو جعفر الطبری.(1)

    ب:
    ابن کثیر هم کلیه ی وقایع مربوط به فتوحات را از ابن جریر یا همان طبری نقل می کند. در آغاز نقل این ماجرا هم می نویسد:
    وذکر سیف فی روایته ...(2)
    و سیف راوی اصلی این ماجرا در کتاب تاریخ طبری است.

    ج:ابن خلدون نیز به مانند ابن اثیر نامی از منبع نقلش نیاورده، اما در پایان بحث خلافت خلفا و فتوحات و جنگ ها، به صراحت می گوید که این مطالب را از کتاب طبری نقل نموده است:
    ( وهذا ) آخر الکلام فی الخلافة الاسلامیة وما کان فیها من الردة والفتوحات والحروب ثم الاتفاق والجماعة أوردتها ملخصة عیونها ومجامعها من کتاب محمد بن جریر الطبری وهو تاریخه الکبیر.(3)

    نتیجه: اصل ماجرای فرش بهارستان در هیچ کتاب شیعی نیامده، و همه ی مدارک دیگر برای اهل سنت هستند. اگر هم در برخی کتب شیعی اثری از این ماجرا می بینیم، همگی به کتاب تاریخ طبری که از اهل سنت است باز می گردد.

    اما طبری از کجا نقل کرده؟؟

    ماجرای فرش بهارستان را طبری در دو روایت که هر دو از طریق سیف بن عمر است، نقل می کند:
    کتب إلی السری عن شعیب عن سیف عن محمد وطلحة وزیاد والمهلب وشارکهم عمرو وسعید ...
    کتب إلی السری عن شعیب عن سیف عن عبد الملک ابن عمیر ...(4)

    سیف بن عمر کیست ؟
    وی کتاب معروفی دارد به نام "الردة والفتوح" که فهرست نویسان آن را برای وی ذکر کرده اند. باید دانست که طبری استفاده ی فراوانی از آن در کتاب تاریخش کرده است. این ماجرا هم حتماً از کتاب فتوح سیف نقل شده است.

    ترمذی حدیثی از او در سنن خود نقل کرده است. خود وی پس از نقل حدیث می نویسد:
    این حدیث منکری است که آن را جز از این طریق نمی شناسیم. و نضر و سیف مجهول هستند.
    قال أبو عیسى هذا حدیث منکر لا نعرفه من حدیث عبید الله بن عمر إلا من هذا الوجه و النضر مجهول و سیف مجهول .(5)

    اما علمای رجال اهل سنت به شدت سیف را تضعیف کرده و برخی او را متهم به حدیث سازی و حتی زندقه نموده اند!!!

    قال یحیى بن معین : ضعیف الحدیث ، فلس خیر منه .

    و قال أبو حاتم : متروک الحدیث . ضعیف ، منکر الحدیث .

    و قال أبو داود : لیس بشىء .

    و قال النسائى ، و الدارقطنى : ضعیف .

    و قال أبو أحمد بن عدى : بعض أحادیثه مشهورة و عامتها منکرة لم یتابع علیها ، و هو إلى الضعف أقرب منه إلى الصدق .

    و قال أبو حاتم بن حبان : یروى الموضوعات عن الأثبات و قالوا : إنه کان یضع الحدیث . اتهم بالزندقة .

    و قال الدارقطنى : متروک .

    و قال الحاکم : اتهم بالزندقة ، و هو فى الروایة ساقط .

    و قال ابن السکن : ضعیف .

    و قال الخطیب : لیس بحجة إذا خالف .

    و قال ابن حجر : ضعیف الحدیث عمدة فی التاریخ .(6)


    بنابراین حتی اگر بخواهیم از موضع مسلمانان اهل سنت هم به این ماجرا بنگریم، باز هم روایات مربوط به آن مردود و از درجه ی اعتبار ساقط است.

    پي نوشتها:

    1-
    الکامل فی التاریخ، ابن الأثیر، ج 1 ص 3.
    2-
    البدایة والنهایة، ابن کثیر، ج 7 ص 76.
    3- تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، ج 2 ق2 ص 187 و 188.
    4- تاریخ الطبری، الطبری، ج 3 ص 129 و 130.
    5- الجامع الصحیح سنن الترمذی، کتاب المناقب (50)، باب 60، ح 3866 ، ج 5 ص 697 ، دار إحیاء التراث العربی - بیروت.
    6- تهذیب التهذیب، ابن حجر، ج 4 ص 254 و 255 ، رقم 517. تقریب التهذیب، ابن حجر، ص 262 ، رقم 2724. الإصابة فی تمییز الصحابة، ابن حجر، ج 2 ص 279 ، رقم 2254 ؛ج 5 ص 451 ، رقم 7132. الجرح والتعدیل، الرازی، ج 7 ص 136 ، رقم 2194.



صفحه 27 از 27 نخست ... 717252627

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود