جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا در قرآن تشابه وجود دارد؟-روش ائمه اهل بیت علیهم السلام در محکم و متشابه قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    چرا در قرآن تشابه وجود دارد؟-روش ائمه اهل بیت علیهم السلام در محکم و متشابه قرآن




    روش ائمه اهل بیت علیهم السلام در محکم و متشابه قرآن


    آنچه از بیانات مختلف ائمه اهل بیت (ع) بدست میآید اینست که در قرآن مجید متشابه بمعنی آیه‏ ای که مدلول حقیقی خود را بهیچ وسیله‏ ای بدست ندهد وجود ندارد.بلکه هر آیه‏ ای اگر در افاده مدلول حقیقی خود مستقل نباشد بواسطه آیات دیگری میتوان بمدلول حقیقی آن پی برد و این همان ارجاع متشابه است‏ بمحکم چنانکه آیه: «الرحمن علی العرش استوی‏» (1) ترجمه:خدا بر تخت‏خود قرار گرفت) و آیه: «و جاء ربک‏» (2) ترجمه:و خدای تو آمد) ظاهرند در جسمیت و مادیت ولی باارجاع این دو آیه بآیه کریمه: «لیس کمثله شی‏ء» (3) معلوم میشود مراد از قرار گرفتن و آمدن که بخدای متعال نسبت داده شده معنائی است غیر از استقرار در مکان و انتقال از مکان بمکان.
    پیغمبر اکرم (ص) در وصف قرآن مجید میفرماید (4): «و ان القرآن لم ینزل لیکذب بعضه بعضا و لکن نزل یصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعملوا به و ما تشابه علیکم فآمنوا به‏» (ترجمه:بدرستی قرآن نازل نشده برای اینکه برخی از آن برخی دیگر را تکذیب کند ولی نازل شده که برخی از آن برخی دیگر را تصدیق نماید پس آنچه را که فهمیدید بآن عمل کنید و آنچه بشما متشابه شد بآن-تنها-ایمان بیاورید) .
    و در کلمات امیر المؤمنین (ع) (5) است: «یشهد بعضه بعضا و ینطق بعضه بعضا» (ترجمه:شهادت میدهد برخی از قرآن بر برخی دیگر و بیان میکند برخی از آن برخی دیگر را) .
    و امام ششم (ع) (6) میفرماید: «المحکم ما یعمل به و المتشابه ما اشتبه علی جاهله‏» (ترجمه:محکم قرآن آن است که بآن بتوان عمل کرد و متشابه آنست که بکسی که نداند مشتبه شود) و از روایت استفاده میشود که محکم و متشابه نسبی میباشند و ممکن است آیه ‏ای نسبت‏ بکسی محکم و نسبت‏ بکس دیگر متشابه باشد.
    و از امام هشتم (7) منقول است که فرمود:«من رد متشابه القرآن الی محکمه هدی الی صراط مستقیم-ثم قال-ان فی اخبار نامتشابها کمتشابه القرآن فردوا متشابها الی محکمها و لا تتبعوا متشابها فتضلوا» (ترجمه:کسیکه متشابه ‏قرآن را بمحکم آن رد کرد براه راست هدایت ‏یافت.پس از آن فرمود:بدرستی در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آنها را بسوی محکم آنها برگردانید و از خود متشابه پیروی مکنید که گمراه میشوید) .
    چنانکه مشاهده میشود روایات و خاصه خبر اخیر صریح است در اینکه متشابه آیه‏ایست که استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و بواسطه رد بسوی محکمات روشن خواهد شد،نه اینکه هیچگونه راهی برای فهم مدلول آن در دسترس نباشد.



    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    پی ‏نوشتها:



    1-سوره طه آیه 5.
    2-سوره فجر آیه 24
    3-سوره شوری آیه 11
    4-در المنثور ج 2 ص 8
    5-نهج البلاغه خطبه 131
    6-تفسیر عیاشی ج 1 ص 162
    7-عیون اخبار الرضا ج 1 ص 290

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    چرا در قرآن تشابه وجود دارد؟




    چرا در قرآن تشابه وجود دارد؟


    وجود گروه دوم متشابهات،تشابه اصلی،کاملا طبیعی می‏نماید،زیرا این گونه‏ تشابه در اثر بیان معانی ژرف توسط الفاظ متداول عرب-که برای معانی سطحی ‏ساخته شده-پدید آمد.قرآن در افاده معانی عالیه راهی پیموده که هم برای عامه‏ مردم جنبه اقناعی داشته باشد و هم علما و دانش مندان را متقاعد سازد.لذا دربیانات خود،بیش‏تر فن خطابه و برهان را به هم آمیخته،از مشهورات و یقینیات،هردو یک واحد منسجم ساخته است.با آن که در ظاهر این دو فن از هم متنافرند،میان‏آن‏ها سازش داده است،و این خود، یکی از دلایل اعجاز قرآن به شمار می‏رود.
    ابن رشد اندلسی-دانش‏مند و فیلسوف معروف-(متوفای سال 595)در این‏ زمینه می‏گوید:«مردم،در برخورد با تعالیم عالیه شریعت‏ سه دسته‏ اند:
    دسته اول،کسانی ‏اند که از حکمت متعالیه برخوردار بوده،صاحب فکر واندیشه‏ اند،در برخورد با حوادث استوار و با متانت رفتار می‏کنند.
    دسته دوم،عامه مردم هستند که طبقه جمهور را تشکیل می‏دهند.اینان ممکن ‏است چندان با علم و دانش سر و کاری نداشته باشند اما طبعی سلیم،نیتی پاک ودلی تابناک دارند.
    دسته سوم،میانه این دو قرار دارند،نه از طبقه علمای راستین به شمار می‏روند ونه خود را از جمهور مردم به حساب می‏ آورند
    .خود را از سطح همگانی برتر و درردیف دانش‏مندان می‏دانند،در صورتی که صلاحیت عرض اندام در آن عرصه والارا ندارند».
    گوید:«تشابه،صرفا درباره دسته سوم است،زیرا دانشمندان در سایه دانش ‏سرشار خود و با اندیشه و متانت‏ شایسته خویش که در راه رسیدن به حقایق مبذول‏ می‏دارند،هرگز تشابهی بر سر راه آنان قرار نمی‏گیرد.طبقه جمهور،با ذهن صاف وساده‏ ای که دارند، هیچ‏گاه شبه ه‏ای در تعالیم شریعت احساس نمی‏کنند،زیرا به‏ ظاهر الفاظ و تعابیر بسنده کرده،نگرانی به خود راه نمی‏دهند».
    گوید:«تعالیم شریعت،هم چون غذای سالم و پاکیزه برای بدن‏های سالم و طبع‏ های ناآلوده،نافع و مفید خواهد بود.که بیش‏ترین مردم را تشکیل می‏دهند.

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    گرچه برای برخی که در اقلیت ‏اند زیان آفرین می‏گردد،چنان چه خداوند فرموده: وما یضل به الا الفاسقین (1) ،یعنی در سایه تعالیم الهی گم راه نمی‏گردد،جز کسانی که ازمرز طبیعی مردمی بیرون زده‏ اند.این حالت،صرفا در برخی از آیات برای برخی ازمردم رخ می‏دهد و در آیاتی است که از عالم ماورای حس سخن گفته،که در عالم‏ شهود همانندی ندارد.لذا برای تقریب به اذهان،از نزدیک‏ترین چیزی که بتواند شاهد و مثالی باشد تا واقع را ارائه دهد،استفاده کرده است.همین امر سبب گردیده ‏تا برخی به ظاهر مثال اخذ کرده،تصور کنند آن چه در تعبیر آمده عین واقع است،از این‏رو در حیرت و شک باقی می‏مانند.متشابهات که موجب شبهه می‏گردند،ازاین قبیل هستند.ولی نه برای دانشمندان و نه برای طبقه جمهور،زیرا اینان ازسلامت طبع و صحت نفس برخور دارند،غذای سالم برایشان کاملا نافع و مفید می‏ افتد.ولی بیرون از این دو دسته کسانی‏ اند مریض،که نفسی ناسالم دارند، غذا هر چند کامل و سالم باشد،بر مذاق اینان لذت بخش و نافع نخواهد بود.لذاخداوند فرموده: فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاءتاویله (2) ،اما کسانی که در دل‏های شان انحراف است،برای فتنه جویی و طلب تاویل‏آن[به دل خواه خود]از متشابه آن پیروی می‏کنند».
    گوید:«اینان،همان ارباب جدل و صاحبان مکتب‏های کلامی می‏باشند».و نیزمی‏گوید:«شریعت در تعالیم و برنامه‏ های خویش، روشی در پیش گرفته تا طبقه‏ جمهور بهره‏ مند شده و هم دانش مندان پذیرا باشند.از این‏رو قرآن الفاظ وعبارت‏هایی به کار برده که برای هر دو گروه قابل درک باشد.عامه مردم به ظاهر مثال‏بسنده کرده،گمان می‏برند مورد مثال چیزی همانند آن و نزدیک به آن می‏ب اشد و به‏ همین اندازه قناعت کرده و پیش‏تر نم ی‏روند و دانش‏مندان نیز حقیقتی را که در طی‏ مثال نهفته دریافت می‏کنند.
    مثلا چون‏«نور»رفیع‏ترین موجود در عالم حس به شمار می‏رود،آن را مورد مثال قرار داده و گفته است: الله نور السماوات و الارض.. (3) و با این گونه تصور برای طبقه‏ جمهور امکان درک موجودات ماورای حس فراهم گردیده است،به این معنا که ازآن چه هست‏ با کمک قوه متخیله خود سنجیده،بر ایشان قابل پذیرش خواهد بود.
    آن گاه که شریعت در صفات باری تعالی سخن بگوید،راه شک و شبهه را بسته‏ است.پس هرگاه بگوید خدا نور است،حجابی از نور دارد. مؤمنان او را در آخرت ‏نظاره کنند هم چون آفتاب در بلندای روز.برای جمهور هیچ گونه شک و شبه ه‏ای رخ‏ نمی‏دهد و به ظاهر این تعابیر گرفته بی‏ تردید می‏پذیرند.
    ...


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    هم چنین برای علما شبه ه‏ای دست نمی‏دهد، زیرا می‏دانند که مقصود از این گونه ‏تعابیر تنها مزید علم و یقین است.چه بسا اگر به عامه مردم گفته شود که این تعابیر،ظاهری بیش نیست و حقیقت جز این است،در آن صورت نپذیرفته اصلا زیر بار نروند،زیرا پیش خود چنین تصور می‏کنند که هر چه قابل حسن نباشد وجود ندارد وهر نامحسوسی با عدم مساوی است.مثلا اگر گفته شود:در آن جا موجودی هست‏ که دارای جسم نیست و هر چه از لوازم جسمیت می‏دانند در او نیست،امکان تخیل ‏از آنان برداشته شده و چنین چیزی را معدوم مطلق می‏پندارند.مخصوصا اگر به ‏آنان گفته شود نه از جهان بیرون است و نه در درون جهان جایی دارد.نه بالا است ونه پایین.لذا هرگز شریعت تصریح به نفی جسمیت نفرموده،صرفا گفته: لیس کمثله ‏شی‏ء و هو السمیع البصیر... (4). لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف‏ الخبیر... (5).
    گوید:«و اگر تامل کنی خواهی یافت که شریعت‏ با آن که برای مردم در افاده ‏این گونه معانی به مثال پرداخته و راهی جز این وجود نداشت تا آنان را به پذیرش وا دارد، در عین حال علما را بر دقایق و اسرار این گونه تعابیر واقف ساخته،حقایق رابر ایشان مکشوف نموده است.» (6).
    پر روشن است در تشبیه غیر محسوس به محسوس،بهترین مثالی که می‏تواند کاملا نمودار ذات حق تعالی باشد همان تشبیه به نور است.حقیقتی که:«الظاهر فی ‏نفسه و المظهر لغیره،خود نمودار خود است،و نمود هر چیزی به او بستگی دارد».
    حقیقتی که:«فی عین الظهور،هو فی غایة الخفاء،خود،پیداترین موجود در جهان‏ هستی است،ولی در عین حال حقیقت و کنه آن در نهایت ‏خفا و پنهان از دیدگان ‏است.تاکنون کسی به حقیقت آن راه نیافته و نخواهد یافت‏».
    این گونه صفات و نعوت که خاص ذات پروردگار است،مانندی برای آن-درجهان حس و شهود-جز نور نمی‏توان یافت.در این زمینه امام فخر رازی و شیخ ‏محمد عبده و علامه طباطبایی،شیوه ابن رشد را دنبال کرده ‏اند (7).

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    پی ‏نوشتها:



    1- بقره 2:26.
    2- آل عمران 3:7.
    3- نور 24:35.
    4- شوری 42:11.
    5- انعام 6:103.
    6- ر.ک:ابن رشد اندلسی،الکشف عن مناهج الادلة،ص 89 و 97-96 و 107.
    7- ر.ک:تفسیر کبیر فخر رازی،ج 7،ص 172.رشید رضا،تفسیر المنار،ج 3،ص 170،علامه طباطبایی،تفسیر المیزان،ج 3،ص 62-58

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود