جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اشتباه داوود در قضاوت چگونه قابل توجیه است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشتباه داوود در قضاوت چگونه قابل توجیه است؟




    آیات 21 تا 25 سوره مبارکه ص داستان قضاوت داوود نبی و عجله او در قضاوت را بیان میکند و قرآن میفرماید همین عجله اشتباه وی بود و البته در پی آن استغفار و نهایتا خداوند اورا بخشید.
    1- چرا داوود در قضاوت اشتباه کرد درحالیکه نبی خداوند بود؟
    2- حد و مرز عصمت انبیای غیر اولی العظم بر اساس قرآن چیست؟
    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۳/۰۹/۲۲ در ساعت ۱۴:۲۵


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,638
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    815 پست
    حضور
    119 روز 3 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    اشتباه داوود در قضاوت چگونه قابل توجیه است؟







    کارشناس بحث: استاد پیام

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    اشتباه داوود در قضاوت چگونه قابل توجیه است؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آنچه از قرآن مجيد استفاده مى شود بيش از اين نيست كه دو برادر به عنوان دادخواهى از محراب داود بالا رفتند و نزد او حاضر شدند، او نخست وحشت كرد، سپس به شكايت شاكى گوش فرا داد كه يكى از آن دو 99 گوسفند ماده داشته و ديگرى فقط يك گوسفند، در حالى كه صاحب نود و نه گوسفند از برادرش تقاضا داشته كه يكى را هم به او واگذار كند، او حق را به شاكى داد، و اين تقاضا را ظلم و تعدى خواند، سپس از كار خود پشيمان گشت، و از خداوند تقاضاى عفو كرد و خدا او را بخشيد.
    در اين ماجرا دو تعبير قابل دقت است: يكى مساله آزمايش و ديگرى مسئله استغفار و توبه. قرآن در اين دو قسمت روى نقطه مشخصى انگشت نگذاشته، اما با توجه به قرائن موجود در اين آيات و روايات اسلامى كه در تفسير اين آيات آمده، داود اطلاعات و مهارت فراوانى در امر قضا داشت، و خدا مى خواست او را آزمايش كند، لذا يك چنين شرائط غير عادى (وارد شدن بر داوود از طريق غير معمول از بالاى محراب) براى او پيش آورد، او گرفتار دستپاچگى و عجله شد، و پيش از آنكه از طرف مقابل توضيحى بخواهد داورى كرد، هر چند داورى عادلانه بود. گر چه او به زودى متوجه لغزش خود شد، و پيش از گذشتن وقت جبران نمود، ولى هر چه بود كارى از او سر زد كه شايسته مقام والاى نبوت نبود، لذا از اين ترك اولى استغفار كرد، خداوند هم او را مشمول عفو و بخشش قرار داد.
    دليل بر اين حقيقت كه آن حضرت دچار گناه يا خطا و نسيان نشده اين است كه قرآن كريم او را پس از چنين قضاوتي به داشتن مقام والا و سرانجام نيكو ياد كرده و مي فرمايد: « فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ ‏» (2) ما اين عمل را بر او بخشيديم، و او نزد ما داراي مقام والا و آينده نيك است. و سپس فرمان مي دهد كه به عنوان خليفه خدا در زمين، ميان مردم داوري كند؛ يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ ‏(3)؛ اي داود! ما تو را در زمين نماينده (خود) ساخته‌ايم ( و بر جاي پيغمبران پيشين نشانده‌ايم) پس در ميان مردم به حق داوري كن و از هواي نفس پيروي مكن كه تو را از راه خدا منحرف مي‌سازد. بي‌گمان كساني كه از راه خدا منحرف مي‌گردند عذاب سختي به خاطر فراموش كردن روز حساب و كتاب ( قيامت ) دارند.‏ اين تعابير نشان مى دهد كه لغزش داوود در طرز قضاوت و داورى بوده است. به اين ترتيب در آيات فوق چيزى كه مخالف شان و مقام اين پيامبر بزرگ باشد وجود ندارد.
    در نتيجه حضرت داود (ع) هيچ گناهي را مرتكب نشده است و بر اساس آيات قرآن تنها ترك اولي (عجله در قضاوت) را مرتكب شده است و بعدا از درگاه خداوند طلب توبه و استغفار كرده است و اين با عصمت ايشان منافاتي ندارد، چون گناه براي انسان هاي معمولي عبارت است از انجام دادن محرمات و ترك واجبات؛ ولي براي پيامبران الهي و امامان معصوم: كه با اختلاف درجاتشان در اوج كمال و قرب الهي قرار داشته اند، گناه مفهومي وسيع تر دارد و ترك اولي را نيز شامل مي شود؛ زيرا آنان براي خود وظايفي فوق وظايف ديگران قائل بودند و چه بسا هرگونه توجه به غير خدا و معبود و محبوبشان را گناهي بزرگ مي شمرده اند از اين رو در مقام عذرخواهي برمي آمدند.
    پس عصمت آن ها به اين معنا نيست كه از هر كاري كه بتوان آن را به گونه اي گناه ناميد ـ حتي ترك اولي ـ مصون باشند؛ بلكه مقصود، مصونيت از همان گناه به معناي ترك واجبات و انجام دادن محرمات است.
    و اما در مورد گناه نكردن پيامبران و عصمت آنها مي گوييم كه درباره اين كه پيامبران تا چه اندازه مصون از ارتكاب گناه هستند بين طوايف مسلمين اختلاف نظر است شيعيان اثناعشري معتقدند كه پيامبران از آغاز تولد تا پايان عمر از همه گناهان اعم از كبيره و صغيره معصومند و حتي از روي سهو و نسيان هم گناهي از ايشان سر نمي زند. ولي بعضي از طوايف ديگر عصمت انبياء را تنها از كبائر مي دانند و بعضي ديگر از هنگام بلوغ و برخي از هنگام نبوت و از بعضي از طوايف اهل سنت نقل شده كه اساسا منكر عصمت انبياء شده اند و صدور هر گناهي را از ايشان حتي در زمان نبوت و بصورت عمدي هم ممكن پنداشته اند.(4)
    و نا گفته نماند كه منظور از عصمت پيامبران تنها عدم ارتكاب گناه نيست. بلكه منظور اين است كه اين شخص داراي ملكه نفساني نيرومندي باشد كه در سخت ترين شرايط هم او را از ارتكاب گناه باز دارد ملكه اي كه از آگاهي كامل و دائم به زشتي گناه و اراده قوي بر مهار كردن تمايلات نفساني حاصل مي گردد بنابراين براي پيامبران دو نوع عصمت مطرح است. يكي عصمت عملي است كه مصونيت از گناه مي باشد و ديگري عصمت علمي است كه عصمت از خطا و اشتباه بر آن اطلاق مي شود.
    و نيز منظور از گناه كه شخص معصوم مصونيت ارتكاب آن دارد عملي است كه در لسان فقه حرام ناميده مي شود و همچنين ترك عملي است كه در لسان فقه واجب شمرده مي شود. اما واژه گناه و معادل هاي آن مانند ذنب و عصيان كاربرد وسيعتري دارد و شامل ترك اولي هم مي شود و انجام دادن چنين گناهي منافاتي با عصمت ندارد.(5)
    پي نوشت ها:

    1. ص (38)آيه 24.
    2. همان آيه 25.
    3. همان آيه 26.
    4. محمد تقي مصباح يزدي، آموزش عقايد، شركت چاپ و نشر بين الملل، تهران، چاپ هفتم، 1381، ص197.
    5. همان.

  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    http://tahoor.com/fa/Article/View/113375 آدرس مذکور هم مطالب مفیدی درباره این سوا داره.

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دیدگاه علامه طباطبایی در مورد آیه:
    علامه می فرماید: داوود (ع) دانست که واقعه مراجعه قوم متخاصم نزدش و حکم او امتحانى بوده که خداوند وى را با آن بیازمود و فهمید که در طریقه قضاوت خطا رفته: «و ظن داود أنما فتناه فاستغفر ربه و خر راکعا و أناب» ترجمه: داوود فهمید که ما با این صحنه او را بیازمودیم پس طلب آمرزش کرد و به رکوع درآمد و توبه کرد (سوره ص آیه 24). پس، از پروردگار خود طلب آمرزش کرد از آنچه از او سرزده و بى درنگ به حالت رکوع درآمد و توبه کرد. اکثر مفسرین به تبع روایات بر این اعتقادند که این قوم که به مخاصمه بر داوود وارد شدند، ملائکه خدا بودند، و خدا آنان را به سوى وى فرستاد تا امتحانش کند. لیکن خصوصیات این داستان دلالت مى کند بر اینکه این واقعه یک واقعه طبیعى، (هر چند به صورت ملائکه) نبوده، چون اگر طبیعى بود باید آن اشخاص که یا انسان بوده اند و یا ملک، از راه طبیعى بر داوود وارد مى شدند، نه از دیوار. و نیز با اطلاع وارد مى شدند، نه به طورى که او را دچار فزع کنند. و دیگر اینکه اگر امرى عادى بود، داوود از کجا فهمید که جریان صحنه اى بوده براى امتحان وى. و نیز از جمله «فاحکم بین الناس بالحق و لا تتبع الهوى» ترجمه: پس بین مردم به حق داورى کن و به دنبال هواى نفس مرو (سوره داوود آیه 26) بر مى آید که خداى تعالى او را با این صحنه بیازموده تا راه داورى را به او یاد بدهد و او را در خلافت و حکمرانى در بین مردم استاد سازد. همه اینها تأیید مى کنند این احتمال را که مراجعه کنندگان به وى ملائکه بوده اند که به صورت مردانى از جنس بشر ممثل شده بودند. در نتیجه این احتمال قوى به نظر مى رسد که واقعه مذکور چیزى بیش از یک تمثل نظیر رؤیا نبوده که در آن حالت افرادى را دیده که از دیوار محراب بالا آمدند، و به ناگهان بر او وارد شدند یکى گفته است: من یک میش دارم و این دیگرى نود و نه میش دارد، تازه مى خواهد یک میش مرا هم از من بگیرد. و در آن حالت به صاحب یک میش گفته: رفیق تو به تو ظلم مى کند ...
    پس سخن داوود (ع) - به فرضى که حکم رسمى و قطعى او بوده باشد - در حقیقت حکمى است در ظرف تمثل هم چنان که اگر این صحنه را در خواب دیده بود، و در آن عالم حکمى برخلاف کرده بود گناه شمرده نمى شد، و حکم در عالم تمثل گناه و خلاف نیست، چون عالم تمثل مانند عالم خواب عالم تکلیف نیست، و تکلیف ظرفش تنها در عالم مشهود و بیدارى است، که عالم ماده است. و در عالم مشهود و واقع نه کسى به داوود (ع) مراجعه کرد و نه میشى در کار بود و نه میشهایى، پس خطاى داوود (ع) خطاى در عالم تمثل بوده، که گفتیم در آنجا تکلیف نیست، هم چنان که درباره خطا و عصیان آدم هم می گوییم که عصیان در بهشت بوده، چون در بهشت از درخت خورد که هنوز به زمین هبوط نکرده بود و هنوز شریعتى و دینى نیامده بود.
    شاید گفته شود: پس استغفار و توبه چه معنا دارد؟ در پاسخ باید گفت: استغفار و توبه آن عالم هم مانند خطاى در آن عالم و در خور آن است، مانند استغفار و توبه آدم از آنچه که از او سر زد. همه این حرفها را بدان جهت زدیم، که خواننده متوجه باشد که ساحت مقدس داوود (ع) منزه از نافرمانى خداست، چون خود خداى تعالى آن جناب را خلیفه خود خوانده، همان طور که به خلافت آدم (ع) در کلام خود تصریح نموده است. و اما بنابر اینکه بعضى از مفسرین گفته اند که دو طرف دعوا که بر داوود (ع) وارد شدند از جنس بشر بوده اند، و داستان به همان ظاهرش حمل مى شود. ناگزیر باید براى جمله «لقد ظلمک» ترجمه: قطعا او به تو ظلم کرده است(سوره ص آیه 24) چاره اى اندیشید، و چاره اش این است که حکم داوود (ع) فرضى و تقدیرى است، و معنایش این است که: اگر واقع داستان همین باشد که تو گفتى رفیق تو به تو ظلم کرده، مگر آنکه دلیلى قاطع بیاورد که یک میش هم مال اوست.
    دلیل بر اینکه باید کلام داوود (ع) را فرضى گرفت، این است که عقل و نقل حکم مى کنند بر اینکه انبیاء (ع) به عصمت خدایى معصوم از گناه و خطا هستند. چه گناه بزرگ و چه کوچک. علاوه بر این، خداى سبحان در خصوص داوود (ع) قبلا تصریح کرده بود به اینکه حکمت و فصل خطابش داده و چنین مقامى با خطاى در حکم نمى سازد. «و إن له عندنا لزلفى و حسن مآب» کلمه زلفى و زلفه به معناى مقام و منزلت است. و کلمه ماب به معناى مرجع است و کلمه زلفى و ماب را نکره (یعنى بدون الف و لام) آورد تا بر عظمت مقام و مرجع دلالت کند.
    «و لا تتبع الهوى فیضلک عن سبیل الله» عطف این جمله به جمله ما قبل و مقابل آن قرار گرفتن، این معنا را به آیه مى دهد که،«در داورى در بین مردم پیروى هواى نفس مکن که از حق گمراهت کند، حقى که همان راه خداست» و در نتیجه مى فهماند که سبیل خدا حق است. بعضى از مفسرین گفته اند در اینکه داوود (ع) را امر کرد به اینکه به حق حکم کند و نهى فرمود از پیروى هواى نفس، تنبیهى است براى دیگران یعنى هر کسى که سرپرست امور مردم مى شود، باید در بین آنان به حق حکم نموده و از پیروى باطل بر حذر باشد، و گر نه آن جناب به خاطر عصمتى که داشته هرگز جز به حق حکم ننموده، و پیروى از باطل نمى کرده. ولى این اشکال بر او وارد است که صرف اینکه خطاب متوجه به او، براى تنبیه دیگران است، دلیل نمى شود بر اینکه به خاطر عصمت اصلا متوجه خود او نباشد، چون عصمت باعث سلب اختیار نمى گردد، (وگرنه باید معصومین هیچ فضیلتى بر دیگران نداشته باشند، و فضائل آنان چون بوى خوش گلهاى خوشبو باشد) بلکه با داشتن عصمت باز اختیارشان به جاى خود باقى است، و مادام که اختیار باقى است تکلیف صحیح است، بلکه واجب است، همان طور که نسبت به دیگران صحیح است چون اگر تکلیف متوجه آنان نشود، نسبت به ایشان دیگر واجب و حرامى تصور ندارد و طاعت از معصیت متمایز نمى شود، و همین خود باعث مى شود عصمت لغو گردد، چون وقتى مى گوییم داوود (ع) معصوم است، معنایش این است که آن جناب گناه نمى کند، در حالی که گناه فرع تکلیف است. «إن الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب» این جمله نهى از پیروى هواى نفس را تعلیل مى کند به اینکه این کار باعث مى شود انسان از روز حساب غافل شود و فراموشى روز قیامت هم عذاب شدید دارد و منظور از فراموش کردن آن بى اعتنایى به امر آن است. در این آیه شریفه دلالتى است بر اینکه هیچ ضلالتى از سبیل خدا، و یا به عبارت دیگر هیچ معصیتى از معاصى منفک از نسیان روز حساب نیست.


  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با توجه به قراين موجود در اين آيات و روايات اسلامى داود(عليه السلام) اطلاعات و مهارت فراوانى در امر قضاوت داشت و خداوند مى‏خواست او را آزمايش كند؛ لذا يك چنين شرايط غير عادى (وارد شدن بر داود از طريق غير معمول در بالاى محراب)، براى او پيش آورد. او گرفتار شتابزدگى شد و پيش از آنكه از طرف مقابل توضيحى بخواهد، داورى كرد؛ البته او متوجه لغزش خود شد، و پيش از گذشتن وقت جبران نمود، ولى هر چه بود كارى از او سر زد كه ترك آن شايسته‏تر بود. لذا از اين «ترك اولى» استغفار كرد؛ خداوند هم او را مشمول عفو و بخشش قرار داد.ترجمه تفسير الميزان، ج 17،

  11. تشکرها 2


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درصورت علاقه مندی به بحث پیرامون عصمت انبیا می توانید آن سوال را در بخش کلام واعتقادات نیز مطرح نمایید.

  13. تشکرها 2


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب پیام، سلام. بسیار ممنونم از پاسخ شما و معذرت میخوام از اینکه دیرجواب میدم.
    بنده کارشناس قرآنی نیستم و مسلما اطلاعات کمتری از شما دارم. ولی موارد زیر برای من سوال باقی مانده اند:


    1- فرموده اید"...در نتیجه حضرت داود (ع) هيچ گناهي را مرتكب نشده است و بر اساس آيات قرآن تنها ترك اولي (عجله در قضاوت) را مرتكب شده است ..."
    سوال: در آیات اشاره ای به اینکه قضاوت داوود (ع) اشتباه بود یا نه نشده چه برسد به اینکه گفته شود عجله کرده. کدام قسمت فرموده داوود(ع) عجله کرد؟


    2- در مورد اینکه این واقعه در عالم تمثل بوده یا مشهود ،
    سوال: چه دلیلی داریم بغیر از آنچه علامه طباطبایی میفرماید در تفاسیر و روایات هست؟ چه زحمتی برای خداوند داشت تا یک کلمه اشاره میفرمود ایندو ملک بودند. تنها، خداوند آنهم به ظن داوود تعبیر فتنه را به کار میبرد.

    سوال 3- چه دلیلی وجود دارد که فکر کنیم ایندو از دیوار به محراب پریدند؟ "اذ تسوروا المحراب" چگونه تاب چنین تفسیری دارد؟ فقط میتوان فهمید داوود دچار فزع شد یا به تعبیری از جا پرید که خود میتواند به علت سرزده وارد شدن دو انسان معمولی باشد.
    سوال 4- اینکه داوود شک کرده که آیا این یک امتحان بوده دلیل نمیشود که آندو فرشته بوده اند و کل ماجرا را شکل دیگری تفسیر کنیم.


    بنده در جایگاهی نیستم که از قرآن تفسیری ارائه بدهم ولی تصور میکنم این دو برداشت صحیح تر باشند:


    1- شاید داوود(ع) عجله ای نکرده و کل ماجرا هم در دنیای مشهود اتفاق افتاده ولی صرفا بحث احتیاط وی و تقوی مطرح است.
    2- داوود (شاید) مضطرب یا به عبارتی حواس پرت شده و حکمی میدهد و این البته این حکم از سوی خداوند مهر تایید و صحت میخورد ولی چون بر اساس یک روش صحیح ایفاد نشده است داوود را به شک می اندازد و از خداوند میخواهد که (اگر حکمش ناصحیح است) او را ببخشاید.

  15. تشکر


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تفسیر آيات قرآن را بدون هيچ شرحى در اينجا بيان مى‏كنيم تا خوانندگان با ذهن خالى مفهوم آيات را دريابند و بعد از پايان اين تفسير كوتاه به سراغ گفتگوهاى مختلفى كه در اين زمينه شده است مى‏رويم.
    تفسير نمونه، ج‏19، ص: 245
    مطالعه تفصیلی این بحث در آدرس فوق بسیار مفید است.
    اما عجله بجهت عدم بررسی کامل مقدمات قضاوت ویا به دلیلی که امام رضا(ع)فرموده اند ودر تفسیر نمونه آمده است.
    به هر حال سخن وتفسیر ما باید مستند به ادله محکمی باشد وبرای برداشت خویش دلیلی بیان نماییم.


  17. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود