جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم




    گزارشی از دردهای یک جانباز اعصاب و روان و مادرش

    مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم


    مادر، حالا فقط می‌خواهد که پسرش زودتر از این همه درد و رنج رها شود. شاید او در دلش به رفتن پسرش هم راحت باشد و وقتی هشدار پزشکان درباره ازدواج مهرداد را می‌گوید، نفسی با آه می‌کشد که قلب هر شنونده ای را به درد می آورد.


    گروه جهاد و مقاومت مشرق - یکی از کوچه‌های‌ حاشیه‌ای رباط‌کریم مقصد ما بود تا به دیدار «هاجر میرشکار» مادر جانباز اعصاب و روان «مهرداد امینی» برویم. در یک صبح سرد پاییزی و دقیقا همان ساعاتی که مردم کم کم برای کار روزانه گرم می‌شدند و هر کسی سرگرم گرفتاری‌های خود بود، خیابان فدائیان ما را به کوچه‌ای رساند که خانه‌های نوسازی داشت اما خیلی از زمین‌هایش خالی افتاده بود و به خوبی حس و حال حاشیه یک شهر اقماری را القا می‌کرد.

    مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم

    خانم میرشکار سفره صبحانه را هم پهن کرده بود اما مگر می شد پای دردهای این مادر نشست و صبحانه هم خورد؟! مادری که برای گذران زندگی خود و فرزند جانبازش مجبور بود با سنی بالای 60 سال، به خانه این و آن برود و کار کند! دستش را رد نکردیم و بیسکویتی را به زور استکانی چای پایین دادیم.

    مهرداد امینی در روزهای گرم و سوزان جنگ، با خانواده اش در اهواز زندگی می کرد و وقتی خودش را شناخت و توانست اسلحه به دست بگیرد به یگان های رزمی رفت و شد رزمنده‌ای پا به کار که به خاطر جنوبی بودنش به درد کارهای اطلاعات – عملیات می خورد.

    مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم

    خانواده امینی هم در زیر بمباران‌های دشمن اهواز را ترک نکردند و بعضی مواقع که فشار جنگ زیاد می شد، به روستاهای اطراف اهواز می رفتند. اما در این روزها هم مهرداد به جبهه می رفت.

    حالا مهرداد، جانباز است و از ناحیه اعصاب و روان رنج می‌برد. به او که شب و روزش یکی شده و مدام نماز می‌خواند و عبادت می‌کند، فقط 25 درصد جانبازی داده‌اند و این یعنی کمترین امکانات برای جانبازی که به خاطر جانبازی اش نتوانست ازدواج کند و حالا حتی مادر هم برای نگهداری او مجبور به کارگری در خانه‌های مردم است! البته خودش می گوید که کم خونی دارد و دیگر حتی نمی تواند کارگری کند...

    مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم
    مهرداد امینی سمت چپ تصویر دیده می شود

    خانم میرشکار می‌گوید حتی وقتی که دست مهرداد در جنگ آسیب دید و به بیمارستانی در مشهد منتقل شد، هزینه جراحی‌اش را ما دادیم چون هیچگونه بیمه‌ای نداشت. نزدیک بود دست مهرداد از کار بیفتد اما کم کم، عصب‌هایش به هم متصل و خوب شد.

    مادر مهرداد به یک بیماری صعب العلاج مبتلا شد اما به لطف خدا بعد از گذراندن دوران شیمی درمانی بهبود یافت اما چیزی نگذشته بود که به عمل جراحی باز قلب، نیاز پیدا کرد و بعد از آن بود که پزشکان به او امر کردند که به خوزستان برنگردد و در تهران زندگی کند اما او که شوهر را با بیماری دیابت و یکی از پسرانش را با بیماری نامعلوم از دست داده بود، توانست در حاشیه رباط‌کریم خانه‌ای را برای خود و فرزند جانبازش دست و پا کند.

    مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم

    دیدار با جانباز مهرداد امینی برای ما میسر نشد، چون روز قبل از دیدار ما، خانم میرشکار، مهرداد را به بیمارستان‌های مختلفی برده بود اما هیچکدام حاضر به پذیرش نشده بودند تا اینکه یکی از بیمارستان‌های روانپزشکی به خاطر سوابق درمانی مهرداد در آن بیمارستان، حاضر به بستری او شد. از مهرداد فقط عکسی به دیوار بود که جوانی پر انرژی را نشان می‌داد. جوانی زیبا‌رو با چهره‌ای دلنشین که حالا احتمالا با غم و دردهایش حتما چروکیده و تکیده شده است.

    مادر، حالا فقط می‌خواهد که پسرش زودتر از این همه درد و رنج رها شود. شاید او در دلش به رفتن پسرش هم راحت باشد و وقتی هشدار پزشکان درباره ازدواج مهرداد را می‌گوید، نفسی با آه می‌کشد که قلب هر شنونده ای را به درد می آورد.

    مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم
    وسائل ناچیز آشپزخانه که دوستان و آشنایان به خانم میرشکار داده اند


    ما کمتر از یک ساعت مهمان این مادر رنجدیده بودیم و شاید بیشترین درخواست او، حل شدن مشکلاتش برای بستری فرزند جانباز و امرار معاش اوست. خواسته‌هایی که می‌تواند عرق شرم را بر پیشانی هر مسئول و خواننده این گزارش بنشاند. خانم میرشکار حالا بعد از گذشت سال‌ها از اتمام جنگ، دیگر توانایی جنگیدن با مشکلات برای زنده ماندن فرزندش را ندارد.

    فیلم گزیده‌ای از صحبت‌های مادر جانباز مهرداد امینی را نیز ببینید و با او همدردی کنید...


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط سیدتی زینب نمایش پست
    گزارشی از دردهای یک جانباز اعصاب و روان و مادرش

    مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم


    مادر، حالا فقط می‌خواهد که پسرش زودتر از این همه درد و رنج رها شود. شاید او در دلش به رفتن پسرش هم راحت باشد و وقتی هشدار پزشکان درباره ازدواج مهرداد را می‌گوید، نفسی با آه می‌کشد که قلب هر شنونده ای را به درد می آورد.


    گروه جهاد و مقاومت مشرق - یکی از کوچه‌های‌ حاشیه‌ای رباط‌کریم مقصد ما بود تا به دیدار «هاجر میرشکار» مادر جانباز اعصاب و روان «مهرداد امینی» برویم. در یک صبح سرد پاییزی و دقیقا همان ساعاتی که مردم کم کم برای کار روزانه گرم می‌شدند و هر کسی سرگرم گرفتاری‌های خود بود، خیابان فدائیان ما را به کوچه‌ای رساند که خانه‌های نوسازی داشت اما خیلی از زمین‌هایش خالی افتاده بود و به خوبی حس و حال حاشیه یک شهر اقماری را القا می‌کرد.

    مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم

    خانم میرشکار سفره صبحانه را هم پهن کرده بود اما مگر می شد پای دردهای این مادر نشست و صبحانه هم خورد؟! مادری که برای گذران زندگی خود و فرزند جانبازش مجبور بود با سنی بالای 60 سال، به خانه این و آن برود و کار کند! دستش را رد نکردیم و بیسکویتی را به زور استکانی چای پایین دادیم.

    مهرداد امینی در روزهای گرم و سوزان جنگ، با خانواده اش در اهواز زندگی می کرد و وقتی خودش را شناخت و توانست اسلحه به دست بگیرد به یگان های رزمی رفت و شد رزمنده‌ای پا به کار که به خاطر جنوبی بودنش به درد کارهای اطلاعات – عملیات می خورد.

    مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم

    خانواده امینی هم در زیر بمباران‌های دشمن اهواز را ترک نکردند و بعضی مواقع که فشار جنگ زیاد می شد، به روستاهای اطراف اهواز می رفتند. اما در این روزها هم مهرداد به جبهه می رفت.

    حالا مهرداد، جانباز است و از ناحیه اعصاب و روان رنج می‌برد. به او که شب و روزش یکی شده و مدام نماز می‌خواند و عبادت می‌کند، فقط 25 درصد جانبازی داده‌اند و این یعنی کمترین امکانات برای جانبازی که به خاطر جانبازی اش نتوانست ازدواج کند و حالا حتی مادر هم برای نگهداری او مجبور به کارگری در خانه‌های مردم است! البته خودش می گوید که کم خونی دارد و دیگر حتی نمی تواند کارگری کند...

    مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم
    مهرداد امینی سمت چپ تصویر دیده می شود

    خانم میرشکار می‌گوید حتی وقتی که دست مهرداد در جنگ آسیب دید و به بیمارستانی در مشهد منتقل شد، هزینه جراحی‌اش را ما دادیم چون هیچگونه بیمه‌ای نداشت. نزدیک بود دست مهرداد از کار بیفتد اما کم کم، عصب‌هایش به هم متصل و خوب شد.

    مادر مهرداد به یک بیماری صعب العلاج مبتلا شد اما به لطف خدا بعد از گذراندن دوران شیمی درمانی بهبود یافت اما چیزی نگذشته بود که به عمل جراحی باز قلب، نیاز پیدا کرد و بعد از آن بود که پزشکان به او امر کردند که به خوزستان برنگردد و در تهران زندگی کند اما او که شوهر را با بیماری دیابت و یکی از پسرانش را با بیماری نامعلوم از دست داده بود، توانست در حاشیه رباط‌کریم خانه‌ای را برای خود و فرزند جانبازش دست و پا کند.

    مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم

    دیدار با جانباز مهرداد امینی برای ما میسر نشد، چون روز قبل از دیدار ما، خانم میرشکار، مهرداد را به بیمارستان‌های مختلفی برده بود اما هیچکدام حاضر به پذیرش نشده بودند تا اینکه یکی از بیمارستان‌های روانپزشکی به خاطر سوابق درمانی مهرداد در آن بیمارستان، حاضر به بستری او شد. از مهرداد فقط عکسی به دیوار بود که جوانی پر انرژی را نشان می‌داد. جوانی زیبا‌رو با چهره‌ای دلنشین که حالا احتمالا با غم و دردهایش حتما چروکیده و تکیده شده است.

    مادر، حالا فقط می‌خواهد که پسرش زودتر از این همه درد و رنج رها شود. شاید او در دلش به رفتن پسرش هم راحت باشد و وقتی هشدار پزشکان درباره ازدواج مهرداد را می‌گوید، نفسی با آه می‌کشد که قلب هر شنونده ای را به درد می آورد.

    مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم
    وسائل ناچیز آشپزخانه که دوستان و آشنایان به خانم میرشکار داده اند


    ما کمتر از یک ساعت مهمان این مادر رنجدیده بودیم و شاید بیشترین درخواست او، حل شدن مشکلاتش برای بستری فرزند جانباز و امرار معاش اوست. خواسته‌هایی که می‌تواند عرق شرم را بر پیشانی هر مسئول و خواننده این گزارش بنشاند. خانم میرشکار حالا بعد از گذشت سال‌ها از اتمام جنگ، دیگر توانایی جنگیدن با مشکلات برای زنده ماندن فرزندش را ندارد.

    فیلم گزیده‌ای از صحبت‌های مادر جانباز مهرداد امینی را نیز ببینید و با او همدردی کنید...

    سلام
    بله حقیقت دارد!
    اگر مرد پیدا بشه و بره کمک!
    تازه بره کمک هم تازه اول گرفتاری ها شروع می شود!
    اولین مسئله این است که شما از کدام نهادی!
    بعد که مشخص شود برای هیچ کجا نیستی و شخصی عمل می کنی با سوءاستفاده از مقام و موقعیتشان ترکه ات می کنند!!!هزار تا فحش ناموسی هم می شنوی.دوست داشتم که دنبال این جور کارها بود ولی بهش انگی زدند تا برای همیشه این جور کارها را بوسید و گذاشت کنار!تلفنش را عوض کرد تا دیگر کسی ازش خبر ینگیرد مزاحمش نشوند دم به دقیقه زنگ نزنند بهش!
    قبل از خداحافظی می گفت بهم اول انگ زدند که پولهائی که خرج می کنی دزدی است.گفتم از حقوق خودمه.گفتند از کجا آوردی؟؟؟گفتم مرد حسابی از حقوق خودمه.گفتند از کجا خط می گیری؟تا الان کجا بودی که الان رسیدی به قدری اذیت کردند که خانواده بدبخت فکر کرد این دوست ما از سازمان مجاهدین خلقه!!!
    بگذریم که این عزیزان به اصطلاح نظامی یا سپاهی یا برای هر جائی چقدر فشار آوردند که باید به ما هم پول بدهی وگرنه.........می بریمت پرونده برات درست می کنیم!هر برچسبی هم می توانیم بهت بزنیم!
    ما خودمان برای شهداء کار می کنیم هزار تا انگ بهمون زدند برگه بردم چاپ کردم به من می گه پولش را از کی گرفتی!!!خنده دار نیست!وقتی پایگاه بودجه ای ندارد از جیب باباس فرمانده برداشتم!مردک از جیب خودم بوده!منم باید شماره ام را عوض کنم!از دست این بسیجی ها نادان و احمق امروزی که به جای کار و تلاش فرهنگی فقط دنبال حاشیه هستند.فلان هیئت رفتیم این جوری بود مداحه این را گفت شب بیا برویم هیئت!!!بعد بهش بگی کارت چیه؟می گه دارم دنبال کار می کردم.فعلا چند تا جا رفتم جوابی ندادند بعد یک من ریش می گذارد سر و ته ریش را با تیغ درست می کنه یک دسته گل می رود خواستگاری دختر مردم.بعد که مردم گول ظاهر را خوردند دختر می دهند پسره هم قبول می کنه حالا چند سکه هم باشه مسئله ای نیست.وقتی سرشان به سنگ خورد چاره ای ندارند مجبورند حمایت و پشتیبانی کنند دختر و پسر را .می شناسم کسی را که این طوری کرده.پسره الان نزدیک 5 سال است ازدواج کرده یک روز هم سر کار نرفته.خانواده دختر هر قدر اصرار و التماس و زو ر اجبار کردند پسره نرفت سرکار.برای حفظ آبروی خدشان که شده به پسر و دخترشون پول می دهند.برای پسره ماشین خریدند!خانه گرفتند.پسره فقط می خوره و می خوابه!
    از بحث منحرف شدیم.
    الان خانواده های شهداء به قدری مشکلات دارند که حد ندارد.کارشون گیره.پدر پیر مادر پیر.بچه های خودشون هم کاری نمی کنند می بینند که سیستم چطوریه.با پارتی بازی باید کارت را توی بنیاد شهید راه بیندازی مگر اینکه طرفت در بنیاد آدم با پدر مادر دار یباشد.وجدان داشته باشد!
    بگذریم خدا انشاءالله به این مادر عزیز کمک کنه.ما از مسئولین کلا قطع امید کرده ایم!
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.

  4. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود