صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: انسان آرماني در نگاه قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    انسان آرماني در نگاه قرآن




    انسان آرماني در نگاه قرآن
    احمد ترابي
    نگاهمان را به قرآن با سخن امام سجاد(ع) آغاز مى كنيم كه مى فرمايد: (واجعل القرآن وسيلة لنا الى اشرف منازل الكرامة، و سلّماً نعرج فيه الى محلّ السلامة…)
    پروردگارا! قرآن را براى ما وسيله اى قرارده، به سوى شريف ترين جايگاه كرامت، و نردبانى قرارده تا در پرتو معارف آن به فراسوى (سلامت) عروج كنيم!
    زبان لطيف نيايش، از واقعيت ملموس، آرمانى شوق انگيز پديد آورده است و امام سجاد(ع) با اين عبارات، ماهيت و رسالت و نقش آفرينى قرآن را در زندگى انسان به او يادآور شده است، چرا كه اگر در ماهيت قرآن، تكريم و بزرگداشت انسان و سلامت مادى و معنوى او نهادينه نشده بود، تمنا داشتن كرامت و سلامت از ساحت آن، دور از حكمت و درايت مى نمود.
    مطالعه در آيات قرآن، به روشنى مى نماياند كه هدف و رسالت قرآن، تعالى بخشيدن به انسان است و شكوهمندترين ترسيمى كه از حيات طيبه انسان دارد، جايگاهى است كه سراسر امنيت و سلامت است. ولى در همين آغاز راه، پرسشى جدى مطرح مى شود و آن اين است كه آيا قرآن، همانند روان شناسان تنها به سلامت شخصيت انسان مى انديشد، يا هدف قرآن چيزى فراتر از سلامت شخصيت انسان است و سلامت را گذرگاهى به سوى رستگارى مى داند؟

    اين نكته اى است كه حتى ذهن روان شناسى چون فرانكل را به خود معطوف داشته است، چه اين كه او اظهار داشته است:
    (هدف مذهب و روان كاوى متفاوت است، با اين كه مذهب بسيار بيش تر از آنچه كه روان درمانى مى تواند به انسان بدهد، به او مى دهد، ولى بسيار بيش تر از آن نيز مى خواهد. مذهب خواستار رستگارى انسان، و روان درمانى خواستار سلامتى انسان است.)
    البته رستگارى، در نگاه وحى قابل تفكيك از سلامت در زندگى دنيا و آخرت نيست، چه اين كه در آيات قرآن، بشارت و نيكبختى هر دو جهان، مورد اهتمام دين معرفى شده است.
    (لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و الآخرة) يونس / 63
    اهل ايمان و تقوا كه در زمره اولياى خداوند قرار دارند، از بشارت در زندگى دنيا و آخرت برخوردارند.
    (وابتغ فيما آتاك اللّه الدار الآخرة و لا تنس نصيبك من الدنيا) قصص / 77
    در آنچه خداوند عطايت كرده است، زندگى آخرت را جويا باش و با اين حال، بهره خويش از زندگى دنيا را از ياد نبر.

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    نقش شخصيت انسان در زندگى عملى او


    هر نوع مطالعه درباره روان انسان تكيه بر اين نكته دارد كه ساختار وجودى انسان را چه بدانيم و چه نقشى براى ساختار وجودى او (كه همان شخصيت او را شكل مى دهد) در زندگى وى قائل باشيم.
    قرآن در تعبيرى بسيار كوتاه و در عين حال عميق بر اهميت و نقش شخصيت و شاكله وجودى انسان در زندگى او، تأكيد كرده است:
    (قل كلّ يعمل على شاكلته) اسراء / 84
    اى پيامبر بگو! هر انسانى بر اساس ساختار وجودى خود، عمل مى كند.
    اين عبارت كوتاه با همه صراحت و قاطعيت و تعيين نقش شخصيت درونى انسان در رفتار و هنجارهاى فردى ـ اجتماعى وى، پرسشهاى چندى را فرا روى پژوهشگر مى گذارد. از آن جمله اين كه اگر كردار آدمى، بر الگوى شخصيت درونى وى استوار است، پس چه عواملى شخصيت انسان را مى سازد؟ آيا انسانها همه در شخصيت و الگوى درونى مشتركند يا متفاوتند؟ تفاوت شخصيت و الگوى ساختار روانى انسانها معلول چه عواملى است؟ تا چه اندازه شخصيت انسان تحت تأثير عوامل جبرى است و تا چه اندازه اختيارى او است؟
    كدام شخصيت و با چه ويژگيهايى، شخصيت بهنجار و سالم شناخته مى شود، و كدام شخصيت نابهنجار و پريش به شمار مى آيد؟ آيا شاكله و ساختار شخصيت انسان در پرتو خرد او شكل مى گيرد يا امرى است فطرى و ذاتى او؟
    بديهى است كه هرگونه تلاش علمى در اين زمينه ها، بسته به تعريفى است كه ما از (شخصيت) داشته باشيم

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    تعريف (شخصيت)


    قبل از اينكه تعريف شخصيت يا شاكله وجودى را از قرآن جست وجو كنيم نگاهى خواهيم داشت به تعاريف روان شناسان.
    شخصيت و كيفيت شكل گيرى آن در مكتبهاى گو نه گون (مانند روان كاوى فرويد، بيهاوريسم، و رفتارگرايى واتسون و روان شناسان متأخرتر و انسان گرا) يك سان نيست، به همين دليل تعاريف شخصيت بسيار فراوان است، (آلپورت) 1949 (G. W . Allport) در اين باره پنجاه تعريف متفاوت را گرد آورده است، با اين حال، اين تفاوتها مربوط به اصل موضوع شخصيت نيست، بلكه متوجه مفهومى است كه از آن ساخته اند; و در نتيجه منعكس كننده ناهمگرايى هاى ديدگاه هاى نظرى مؤلفان است.
    الف. يكى از تعريفهاى بسيار ساده، تعريف مايلى ((R. Meili است، او مى نويسد:
    (شخصيت يك كليت روان شناختى است كه انسان خاصى را مشخص مى سازد.)
    و اضافه مى كند:
    (روان شناسى در بحث شخصيت همواره تفاوتهاى فردى را در مد نظر دارد، و هدف آن تعريف هر چه صحيح تر اين تفاوت ها و تعيين آنهاست.)
    ....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    .....
    و در باره عناصر تشكيل دهنده شخصيت نيز معتقد است كه:
    (وقتى مفهوم شخصيت به معناى گسترده مورد نظر باشد، طبعاً مفاهيم خوى، مزاج و استعداد را كه مبين سه جنبه خاص هستند در بر مى گيرد.)
    ب: تعريف ديگر، تعريف اريك فروم است.
    (شخصيت، مجموع كيفيتهاى موروثى و اكتسابى است كه خصوصيت فرد بوده و او را منحصر به فرد مى كند.)
    او در توضيح تعريف يادشده مى نويسد:
    (فرق بين كيفيتهاى موروثى و اكتسابى معدل فرق بين مزاج، استعدادها و كليه كيفيتهاى ذاتى از يك طرف و منش (character) از طرف ديگر است.)
    سپس براى رفع ابهام، تفاوت (مزاج) و (منش) را بسيار مفصل بحث مى كند، خلاصه سخن او اين است كه:
    (مزاج) به چگونگى واكنش دلالت دارد و ذاتى و تغيير ناپذير است، اما (منش) نتيجه تجربيات شخص، بويژه تجربيات سالهاى اولى زندگى بوده و تا حدى با درون گرايى و تجربيات نوين تغييرناپذير است. مثلاً اگر كسى (آتشى مزاج) است، كيفيت واكنش او تند و قوى است، ولى اين كه نسبت به چه چيز واكنش مزبور تند و قوى است مربوط به منش است، اگر بهره ور، دادگر و با محبت است، در عشق، در عصبانى شدن به علت بى عدالتى و متأثر شدن از يك فكر نو، واكنش تند و قوى نشان خواهد داد، و اگر داراى منش ويرانگر و ساديستيك است در ويرانگرى و خشونت تند و قوى مى شود…)
    ج: تعريف گوردون ويلارد آلپورت
    آلپورت يكى از اولين نظريه پردازان شخصيت است كه عينك فرويديسم را از چشم بر مى دارد و ديدگاه ساده انگارانه رفتارگرايى را به يك سو مى نهد.
    بر خلاف اريك فروم، كه سالهاى اوليه زندگى و دوره كودكى را بسيار مهم تلقى مى كند، آلپورت با دوره بلوغ به عنوان دوره اى به نسبت مستقل برخورد مى كند و بيش ترين نقش را نيز در تشكيل شخصيت به مقاصد و نيتهاى شخص مى دهد.

    ویرایش توسط Partofar : ۱۳۹۳/۰۹/۲۸ در ساعت ۰۳:۴۶ دلیل: اصلاح فونت
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ....
    مرحله دوم، مرحله اجراى پروژه و توليد عينى محصول مورد نظر است كه در اين مرحله گاهى بعضى از قطعات به صورت درست در جاى خود قرار نمى گيرد، يا در ضمن تركيب و سر هم كردن مى شكند، يا از نظر نوع ماده گرفتار مشكل مى شود و… به گونه اى كه وقتى صد هزار محصول از يك نمونه توليد مى شود، ممكن است هر يك از آنها، به شكلى با ديگرى تفاوتهايى داشته باشد.
    دراين مثال، مرحله نخست ـ طراحى و پى ريزى نظام توليد ـ همان چيزى است كه شخصيت عمومى نوع را تشكيل مى دهد. و مرحله دوم، شخصيت خاص فرد را تعيين مى نمايد.
    تنها فرق ـ و البته فرق مهمى ـ كه ميان مشبّه و مشبّه به در اين تشبيه و تمثيل هست اين است كه در مثال، مشخصات فردى، همواره جبرى است و معلول عوامل بيرونى مصنوع است، زيرا اگر يك ماشين، هنگام توليد درست و درجاى خود قرار نگرفته باشد، يا مسؤول آن مهندس و تكنسين ناظر است و يا ضعف دستگاه توليد و… ولى در مورد انسان عوامل مؤثر بر شخصيت خاص فردى انسانها به عوامل جبرى و عوامل اختيارى تقسيم مى شوند. و اين از ويژگيهاى خود انسان و نشأت يافته از نيروى اراده و انتخابگرى اوست.

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    مميزات شخصيت نوع انسان


    يك. انسان، داراى سرشت نيك و الهى

    (فأقم وجهك للدين حنيفاً فطرة اللّه التى فطر الناس عليها) روم / 30
    پس روى دل به سوى دين و يكتاپرستى بدار، اين سرشتى است كه خداوند مردمان را بر آن سرشته است.
    آنچه از اين آيه استفاده مى شود اين است كه انسان از ديدگاه وحى، داراى سرشت و بنياد و ساختار ارزشى و ارزشگراست. ولى اين كه حقيقت اين فطرت چيست، يك استعداد و آمادگى براى حق پذيرى و حق گرايى است يا يك كشش و نيروى گرايش دهنده به سوى ارزشها، نياز به دقت و مجال ديگرى دارد. و در اينجا همين اندازه مى توان اشاره داشت كه:
    (وجود فطرت در انسان به اين معنى نيست كه انسان از بدو تولد پاره اى از ادراكات يا گرايشها و خواستها را بالفعل دارد و به تعبير فلاسفه با عقل و اراده بالفعل متولد مى شود، همچنان كه درباره انسان، نظريه منكران فطرت از قبيل ماركسيستها و اگزيستانسياليستها را نمى پذيريم كه انسان در آغاز تولد پذيرا و منفعل محض است و هر نقشى به او داده شود بى تفاوت است، نظير يك صفحه سفيد كه نسبتش با هر نقشى كه روى آن ثبت شود متساوى است.)
    از ديگر آياتى كه مى تواند با بيان خاص خويش اشاره به سرشت حق گراى انسان داشته باشد آيه 172 سوره اعراف است:
    (و إذ أخذ ربّك من بنى آدم من ظهورهم ذرّيتهم و أشهدهم على أنفسهم ألست بربّكم قالوا بلى شهدنا)
    و چون پروردگار تو از پشت بنى آدم فرزندان شان را بيرون آورد و آنان را بر خودشان گواه گرفت و پرسيد: آيا من پروردگارتان نيستم؟ گفتند: آرى، گواهى مى دهيم.
    در تفسير و توضيح اين آيه، مفسران سخنان و آراى چندى بيان داشته اند كه پرداختن به آنها ما را از پى گيرى بحث دور مى دارد، ولى قدر مسلّم اين است كه اگر اين (مراسم دريافت پيمان) را مراسمى عينى و خارجى و فيزيكى ندانيم، حكايت از ساختار طبيعى وجود انسان دارد كه مى تواند به طور طبيعى ربوبيت خداى هستى را دريابد و بدان گواهى دهد.

    .....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    دو. انسان، داراى فضيلت و شايسته كرامت


    از نگاه قرآن اين ساختار واين شخصيت نوعى داراى كمال و شايسته كرامت و گرامى داشت است.
    (و لقد كرّمنا بنى آدم… و فضّلناهم على كثير ممّن خلقنا تفضيلاً) اسراء/ 70
    وما، فرزندان آدم را كرامت بخشيديم… و آنان را بر بسيارى از آفريده هاى خويش برترى داديم.
    تكريم شخصيت انسان از ديدگاه وحى تا آنجا اوج مى گيرد كه آفريدگار انسان به خاطر آفرينشى چنين بديع به خويش تبريك مى گويد!
    (و لقد خلقنا الانسان من سلالة من طين… ثم أنشأناه خلقاً آخر فتبارك اللّه أحسن الخالقين) مؤمنون / 14 ـ 12
    انسان را از گل خالص آفريديم… بار ديگر او را آفرينش ديگر داديم، پس خداوند شايسته تعظيم مى باشد كه بهترين آفرينندگان است.
    گر چه در اين آيه، تعظيم و تكريم و تبريك، نخست متوجه آفريننده است، ولى منطق سخن نشان مى دهد كه خداوند، بدين وسيله آفريده و مخلوق خود را نيز بزرگ داشته است; يعنى اگر خداوند (احسن الخالقين) است، از آن رواست كه انسان به عنوان مخلوق و آفريده او داراى (احسن تقويم) است.
    (لقد خلقنا الانسان فى أحسن تقويم) تين / 4
    ما انسان را در نيكوترين شكل و حد اعتدال آفريده ايم.

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    سه. انسان، موجودى دو قطبى و با دو گرايش


    ارجمندى و كرامت انسان، هرگز به معناى يك بعدى بودن او و حركت جبرى وى به سوى كمال نيست، بلكه انسان از آن رو شايسته آفريده شدن معرفى شده است كه مى تواند آگاه شود و انتخاب كند.
    انتخاب بر اساس آگاهى، آن گاه است كه انسان نيز در درون ساختار وجودى خود زمينه انتخاب را داشته است و در بيرون وجود خود، يعنى جهان عينيت و خارج نيز از اين زمينه برخوردار باشد.
    زمينه انتخاب، تنوع و چند بعدى بودن و دست كم دوبعدى بودن است. انسان در استعداد وجودى خود زمانى مى تواند انتخابگر باشد كه دست كم از استعداد تعالى يافتن و يا منحط شدن، الهى شدن يا شيطانى شدن، نورانى شدن و هدايت يافتن يا ظلمانى شدن و گمراه گشتن برخوردار باشد و ابزار و امكانات حركت در اين دو مسير را نيز دارا بوده و در عينيت زندگى نيز متناسب با آن گرايشهاى درونى و ابزار و امكانات، طريق و گذرگاه داشته باشد.
    ....

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    .....
    همه اين ويژگيها براى انسان، از قرآن استفاده مى شود و به تعبير صحيح تر، مطالعه آيات قرآن، اين ويژگيها را به دست داده است.
    الف. ساختار دو بعدى انسان (جسم و روح)
    (و بدأ خلق الانسان من طين… ثم سوّاه و نفخ فيه من روحه) سجده / 9 ـ 7
    خداوند آفرينش انسان را ازگل آغاز كرد… سپس او را سازمان هماهنگ بخشيد و از روح خود در او دميد.
    پس انسان آميخته اى است از (گل) عنصرى زمينى و نامقدس، و از (روح) مخلوق الهى و مقدس.
    ب. نفس آدمى داراى دو گرايش (تقوا و فجور)
    (و نفس و ما سوّاها فألهمها فجورها و تقواها) شمس / 7
    سوگند به نفس و جان آدمى و آنچه نيكو و متعادلش ساخته است، پس آن گاه بدى و پرهيزگارى را به آن الهام نموده است.
    ج. نفس آدمى داراى كاركردى دوگانه (امّاره و لوّامه)
    (ولااقسم بالنفس اللوّامة)
    سوگند به نفس آدمى كه وى را بر كجى ها و كجروى ها ملامت مى كند.
    (ان النفس لامّارة بالسوء)
    همانا نفس آدمى او را به سوى بدى فرمان مى دهد.
    ......

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ....
    د. مسيرهاى دوگانه در پيش روى انسان (راه تعالى، راه انحطاط)
    (قد تبيّن الرشد من الغيّ) بقره / 256
    راه رشد و تعالى، از راه ضلالت و گمراهى باز نمايانده شده است و هر يك قابل شناسايى است.
    (ألم نجعل له عينين. و لساناً و شفتين. و هديناه النجدين) بلد / 10 ـ 8
    آيا قرار نداديم براى انسان دو چشم و زبانى و دو لب، و آيا دو راه پيش پايش ننهاديم؟
    هـ. انسان، خود انتخابگر يكى از دو راه
    (إنّا هديناه السبيل إمّا شاكراً و إمّا كفوراً) انسان / 3
    راه را به انسان نشان داده ايم و او يا راه شكر و سپاس گزارى در پيش مى گيرد و يا راه كفران و ناسپاسى را.


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود