جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا تکتف از بدعت عمر یا مالک است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    281
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    18

    آیا تکتف از بدعت عمر یا مالک است؟




    سلام. برخی می گویند که تکتف را عمر بن خطاب به نماز اضافه کرده است(منبع) و گویا برخی نیز این را به امام مالک از ائمه فقهی اهل سنت نسبت می دهند.

    ولی از قرار معلوم، اهل سنت، در سنت خودشان این را به رسول الله نسبت می دهند:


    حَدَّثَنَا زُهَيْرُ بْنُ حَرْبٍ ، حَدَّثَنَا عَفَّانُ ، حَدَّثَنَا هَمَّامٌ ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جُحَادَةَ ، حَدَّثَنِي عَبْدُ الْجَبَّارِ بْنُ وَائِلٍ ، عَنْ عَلْقَمَةَ بْنِ وَائِلٍوَمَوْلًى لهم ، أنهما حدثاه ، عَنْ أَبِيهِ وَائِلِ بْنِ حُجْرٍ ، " أَنَّهُ رَأَى النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، رَفَعَ يَدَيْهِ حِينَ دَخَلَ فِي الصَّلَاةِ كَبَّرَ ، وَصَفَ هَمَّامٌ حِيَالَ أُذُنَيْهِ ، ثُمَّ الْتَحَفَ بِثَوْبِهِ ، ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى ، فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ يَرْكَعَ ، أَخْرَجَ يَدَيْهِ مِنَ الثَّوْبِ ، ثُمَّ رَفَعَهُمَا ، ثُمَّ كَبَّرَ فَرَكَعَ ، فَلَمَّا قَالَ : سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ ، رَفَعَ يَدَيْهِ ، فَلَمَّا سَجَدَ ، سَجَدَ بَيْنَ كَفَّيْهِ " .
    صحیح مسلم، کتاب الصلاة، حدیث 613


    و ابن عبد البر نقل می کند:

    لم تختلف الآثار عن النَّبي - صلى الله عليه وسلم - في هذا الباب, ولا أَعلم من أَحد من الصحابة في ذلك خلافاً إِلاَّ شيء رُويَ عن ابن الزبير أَنه كان يُرسل يديه إِذا صلى, وقد رُويَ عنه خلافه مِمَّا قَدَّمْنَا ذِكْرَهُ عَنْه, وذلك قوله - صلى الله عليه وسلم -: وضع اليمين على الشمال من السنة, وعلى هذا جمهور التابعين, وأَكثر فقهاء المسلمين من أَهل الرأي والأَثر
    «التمهيد»: (20/ 74)
    و مانند این نقلها در بین اهل سنت موجود است.



    با این حساب، آیا صحیح است که تکتف را به عمر یا مالک نسبت بدهیم؟ این ادعا، ریشه در تشیع دارد یا اهل سنت نیز بر آن قائل هستند؟




    سلام هی حتی مطلع الفجر


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,620
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    796 پست
    حضور
    118 روز 10 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    آیا تکتف از بدعت عمر یا مالک است؟







    کارشناس بحث: استاد صدرا

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    آیا تکتف از بدعت عمر یا مالک است؟


  4. #3
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    مقدمه:

    یکی از اختلافات موجود در کیفیت انجام نماز میان شیعه و اکثر اهل سنت؛ به نحوه ی قرار گرفتن دستها در نماز باز می گردد.
    شیعه به تبع تبعیّت از دستور اهل بیت علیهم السلام معتقد است چنین عملی ریشه ی تشریعی نداشته؛ بلکه از بدعتهای صورت پذیرفته در زمان خلفا می باشد؛ اما در مقابل مذاهب فقهی حنفی و شافعی و حنبلی معتقد به مشروعیت چنین عملی و استحباب انجام آن در نماز می باشند؛ و معتقدند پیامبراکرم صلی الله علیه و آله اینگونه نماز خوانده و به این نحوه ایستادن در نماز نیز دستور داده اند؛ هر چند که پیروان این مذاهب، خود نیز در نحوه ی قرار دادن دست راست بر روی دست چپ، با یکدیگر اختلاف نظر دارند.

    گذاشتن دست راست بر روى دست چپ در حال قيام نماز، داراى اسامى مختلفى است كه عبارت است از: تَكتّف، تَكفير، قَبض، و به رها بودن دست‏ها در نماز، إِسْدَال، سَدْل، ارسال و إسبال، گفته مى‏ شود.

    اقوال اهل سنت در رابطه با «تکتف»:

    همه ی مسلمانان قائل به عدم وجوب تکتّف در حال نماز می باشند؛[1]‌ و اینکه اگر نمازگزار به شکل دست بسته نماز نخواند نماز وی صحیح می باشد[2] اما در اینکه این عمل چه حکمی از احکام تکلیفیه(غیر از وجوب)[3] را دارد دارای اختلاف می باشند.

    1. برخى مطلقاً قائل به استحباب
    چنين عملي هستند، چه در نماز واجب و چه در مستحب، كه اين قول حنفيه، شافعيه و حنابله است. و بنابر نقل نووى: قول امام علي عليه السلام؟[4] ابوهريره و عايشه و برخى ديگر از صحابه، و جماعتى از تابعين، امثال: سعيدبن جبير، نخعى،ابومجلد و تعدادى از فقها، از قبيل: سفيان ثوري، اسحاق، ابوثور، داود، و جمهور علما است.[5]

    2. استحباب انداختن و رها بودن دستان به هنگام نماز و کراهت تکتف و دست بسته نماز خواندن در نماز واجب و عدم کراهت آن در نماز مستحبی. (که در این فرض باز دو قول موجود است: استحباب در صورت طولانی بودن نماز مستحبی است؛ لذا در صورتی که نماز کوتاه است تکتف مستحب نمی باشد. قول دوم: در نماز مستحبی چه طولانی باشد وچه کوتاه باشد تکتف مستحب می باشد). که این قول مالک بن انس بنابر روایت ابن قاسم می باشد.[6]

    3. مباح بودن تکتف و دست بسته نماز خواندن؛ چه در نماز واجب و چه در نماز مستحبی. که
    این قول مالک بن انس بنابر روایت اشهب و نافع می باشد.

    4. تخییر میان قبض و ارسال.(مکلف مختار است که دست بسته نماز بخواند و یا اینکه با دستان باز نماز بخواند). که اوزاعی قائل به این قول بوده است .

    5. حرمت قبض (دست بسته نماز خواند) در نماز و بطلان نماز در صورت انجام آن. که این رای مشهور شیعه امامیه می باشد و سید مرتضی ادعای اجما بر آن نموده.[7] در این میان قول شاذ و نادری نیز در میان اهل سنت وجود دارد که قائل به منع تکتف شده است.[8]


    نظر مالک بن انس در رابطه با «تکتف»:

    گفته شد که دست بسته نماز خواندن بنا بر رای سه مذهب حنفی و شافعی و حنبلی مستحب می باشد.
    از مالک بن انس در رابطه با مساله ی قرار دادن دست راست بر روی دست چپ در حال قیام در نماز، اقوال مختلفی نقل شده است:


    1) در مدونة الکبری به روایت ابن قاسم بیان شده که مالک بن انس قائل به کراهت دست بسته نماز خواندن در نمازهای واجب شده است. ولی در نماز های مستحبی در صورت طولانی بودن اشکالی بر آن نمی دیده، که این قول مشهور از مالک می باشد.

    «وقال مالك: في وضع اليمنى على اليسرى في الصلاة؟ قال: لا أعرف ذلك في الفريضة وكان يكرهه ولكن في النوافل إذا طال القيام فلا بأس بذلك يعين به نفسه»[9]

    2) از «اشهب»، از «مالک بن انس»، روایت شده که وی قائل به مباح بودن دست بسته نماز خواندن در نماز واجب و مستحبی بوده است.

    3) از «مطرف» و «ابن ما شجون»، قول به استحسان و خوب شمردن دست بسته نماز خواندن نقل شده است.

    4) اهل عراق دو روایت از مالک نقل نموده اند:

    الف) استحسان و نیکو شمردن آن؛
    ب) منع از انجام آن.
    [10]


    [1]. فتاوی الازهر، ج8، ص460:«اتفق العلماء على أنه لم يرد ما يوجب على المصلى أن تكون يداه فى وضع معين وهو في قيام الصلاة، فليس ذلك ركنا ولا شرطا من شروط صحة الصلاة ».

    [2]
    . فتاوى الشبكة الإسلامية معدلة، ج18،ص1518، مکتبة الشاماة:«إن القبض -وهو وضع اليمين على الشمال في الصلاة أثناء القيام- سنة مؤكدة، إذا تركها المسلم لا يأثم بذلك، و لولم يكن في حالة إكراه، لكن يفوته أجر الاقتداء بالنبي صلى الله عليه وسلم في ذلك إن تركها غير مكره».

    [3]
    . البته شوکانی در «نیل الاوطار»، مایل به قول به وجوب می باشد. نیل الاوطار، الشوکانی، ج2، ص202: «( والحديث ) يصلح للاستدلال به على وجوب وضع اليد على اليد للتصريح من سهل بن سعد بأن الناس كانوا يؤمرون ولا يصلح لصرفه عن الوجوب ما في حديث علي الآتي بلفظ : ( إن من السنة في الصلاة ) وكذا ما في حديث ابن عباس بلفظ : ( ثلاث من سنن المرسلين تعجيل الفطر وتأخير السحور ووضع اليمين على الشمال ) لما تقرر من أن السنة في لسان أهل الشرع أعم منها في لسان أهل الأصول على أن الحديثين ضعيفان».

    [4]
    . روایات متعددی از امام علی علیه السلام در متون روایی اهل سنت موجود است که این روایات با نظر اهل بیت علیهم السلام مغایرت دارند؛ که این نقل نیز از این قبیل می باشد.

    [5]
    . المجموع شرح المهذّب،‌ النووی، ج3، ص313:«في مذاهب العلماء في وضع اليمنى على اليسرى: قد ذكرنا ان مذهبنا انه سنة وبه قال علي بن ابي طالب وابو هريرة وعائشة وآخرون من الصحابة رضى الله عنهم وسعيد بن جبير والنخعي وابو مجلد وآخرون من التابعين وسفيان الثوري وأبو حنيفة وأصحابه وأحمد واسحق وابو ثور وداود وجمهور العلماء ».

    [6]
    . الموسوعة الفقهیة الکویتیة،‌ج3،ص94: «اسْتِحْبَابُ الإْرْسَال وَكَرَاهِيَةُ الْقَبْضِ فِي الْفَرْضِ ، وَالْجَوَازُ فِي النَّفْل ، قِيل : مُطْلَقًا ، وَقِيل : إِنْ طَوَّل . وَهَذِهِ رِوَايَةُ ابْنِ الْقَاسِمِ عَنْ مَالِكٍ فِي الْمُدَوَّنَةِ ، وَإِلَيْهِ ذَهَبَ الشَّيْخُ خَلِيلٌ وَشُرَّاحُ مَتْنِهِ كَالدَّرْدِيرِ وَالدُّسُوقِيِّ».

    [7]
    .الانتصار، الشریف المرتضی،‌ص142:« وحجتنا على صحة ما ذهبنا إليه : ما تقدم ذكره من إجماع الطائفة ، ودليل سقوط الصلاة عن الذمة بيقين».

    [8]
    . الموسوعة الفقهية الكويتية، ج3، ص95:« مَنْعُ الْقَبْضِ فِيهِمَا، حَكَاهُ الْبَاجِيُّ، وَتَبِعَهُ ابْنُ عَرَفَةَ، وَلَكِنْ قَال الْمِسْنَاوِيُّ: هَذَا مِنَ الشُّذُوذِ».

    [9]
    .المدونة الكبرى، مالك بن أنس بن مالك بن عامر الأصبحي المدني (المتوفى : 179هـ)، ج1،ص169، دار الكتب العلمية بيروت ـ لبنان.

    [10] . المنتقى شرح الموطإ، أبو الوليد سليمان بن خلف بن سعد بن أيوب بن وارث التجيبي القرطبي الباجي الأندلسي (المتوفى: 474هـ)، ج1، ص281، مطبعة السعادة: « وقَدْ اخْتَلَفَ الرُّوَاةُ عَنْ مَالِكٍ فِي وَضْعِ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى فَرَوَى أَشْهَبُ عَنْ مَالِكٍ أَنَّهُ قَالَ لَا بَأْسَ بِذَلِكَ فِي النَّافِلَةِ وَالْفَرِيضَةِ وَرَوَى مُطَرِّفٌ وَابْنُ الْمَاجِشُونِ عَنْ مَالِكٍ أَنَّهُ اسْتَحْسَنَهُ . وَرَوَى الْعِرَاقِيُّونَ عَنْ أَصْحَابِنَا عَنْ مَالِكٍ فِي ذَلِكَ رِوَايَتَيْنِ:إحْدَاهُمَا الِاسْتِحْسَانُ. وَالثَّانِيَةُ: الْمَنْعُ. وَرَوَى ابْنُ الْقَاسِمِ عَنْ مَالِكٍ لَا بَأْسَ بِذَلِكَ فِي النَّافِلَةِ وَكَرِهَهُ فِي الْفَرِيضَةِ. وَقَالَ الْقَاضِي أَبُو مُحَمَّدٍ لَيْسَ هَذَا مِنْ بَابِ وَضْعِ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى وَإِنَّمَا هُوَ مِنْ بَابِ الِاعْتِمَادِ وَاَلَّذِي قَالَهُ هُوَ الصَّوَابُ فَإِنَّ وَضْعَ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى إنَّمَا اُخْتُلِفَ فِيهِ هَلْ هُوَ مِنْ هَيْئَةِ الصَّلَاةِ أَمْ لَا وَلَيْسَ فِيهِ اعْتِمَادٌ فَيُفَرَّقُ فِيهِ بَيْنَ النَّافِلَةِ وَالْفَرِيضَةِ».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۱۰/۱۵ در ساعت ۱۷:۱۵
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  5. تشکرها 4


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    434
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    4 روز 4 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست
    در مقابل مذاهب فقهی حنفی و شافعی و حنبلی معتقد به مشروعیت چنین عملی و استحباب انجام آن در نماز می باشند
    سلام
    مذاهب اهل سنت چهارتا است وشما نظر مذهب مالکی رو نفرمودید

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    833 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام من منطقه جنوب تدریس دارم که اهل سنت هم دارند من این مساله از خودشون شنیدم که زمان خلیفه دوم این امر اتفاق افتاده که جماعتی به دیدار خلیفه مسلمین آمدند و درحال احترام دست بسته ایستاده بودند که بعد از پرسش که چرا این گونه ایستاده اید گفتند مابرای حاکمان وبزرگانمان این گونه احترام می گذاریم

    که مورد پسند خلیفه دوم قرارگرفت که چه خوب است دربرابرخالق هم این گونه بایستیم

    ازشون شنیدما! فعلا
    آیا تکتف از بدعت عمر یا مالک است؟


  9. #6
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    موضع اهل بيت عليهم السلام در قبال مساله ي تكتف:
    در روايات اهل‏بيت عليهم‏السلام در خصوص قبض، دو نكته مهم بيان شده است: يكى نهى از قبض و تكفير، و ديگرى اين‏كه اين فعل و عمل مجوس(زرتشتيان) است، که ما به چند نمونه اشاره می نمائیم:

    1. حضرت على عليه السلام در حديث اربعمأه مى‏ فرمايند: «لا يجمع المسلم يديه فى صلاته و هو قائم بين يدى اللّه‏ عزوجل يتشبّه باهل الكفر يعنى المجوس»
    ؛[1] مسلمان نبايد دو دستان خود را در نمازش جمع كند؛ زيرا در حالى كه در پيشگاه خداوند ايستاده، به اهل كفر (زرتشتيان) شبيه مى‏ شود».

    2. امام باقر عليه‏ السلام مى ‏فرمايند:
    «و عليك بالاقبال على صلاتك... و لا تكفّر فانّما يفعل ذلك المجوس؛[2] بر تو باد كه در نمازت توجه به حضور قلب داشته باشى و تكفير نكن و همانا اين كار را مجوس انجام مى ‏دهند».


    3. امام باقر عليه ‏السلام مى‏ فرمايند: «اذا كنت قائماً فى الصلاة فلا تضع يدك اليمنى على اليسرى و لا اليسرى على اليمنى فان ذلك تكفير اهل الكتاب ولكن أرسلهما ارسالاً فانه أحرى ان لا يشغل نفسك عن الصلاة؛[4]هرگاه در نماز قيام نمودى، دست راست را بر روى دست چپ و بالعكس قرار نده؛ زيرا اين تكفير اهل كتاب است. پس دستان خود را رها كن؛ زيرا اين كار سزاوارتر است كه نفست از نماز روى‏گردان نشود.

    4. امام صادق عليه‏السلام مى‏ فرمايند: «اذا قمت فى صلاتك فاخشع فيها... و لا تكفّر...»
    ؛[3] هرگاه در نمازت قيام نمودى، خشوع داشته باش و تكفير نكن».



    [1].وسائل الشیعة، الحر العاملی، ج7، ص267،‌مؤسسة‌آل البیت.

    [2]. وسائل الشیعة،‌الحر العاملی، ج7،ص267،‌مؤسسة آل البیت.

    [3]. بحار الانوار،المجلسی، ج81، ص325.

    [4]. بحار الانوار، المجلسی،‌ ج81، ص221.
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  10. #7
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست


    ولی از قرار معلوم، اهل سنت، در سنت خودشان این را به رسول الله نسبت می دهند:


    حَدَّثَنَا زُهَيْرُ بْنُ حَرْبٍ ، حَدَّثَنَا عَفَّانُ ، حَدَّثَنَا هَمَّامٌ ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جُحَادَةَ ، حَدَّثَنِي عَبْدُ الْجَبَّارِ بْنُ وَائِلٍ ، عَنْ عَلْقَمَةَ بْنِ وَائِلٍوَمَوْلًى لهم ، أنهما حدثاه ، عَنْ أَبِيهِ وَائِلِ بْنِ حُجْرٍ ، " أَنَّهُ رَأَى النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، رَفَعَ يَدَيْهِ حِينَ دَخَلَ فِي الصَّلَاةِ كَبَّرَ ، وَصَفَ هَمَّامٌ حِيَالَ أُذُنَيْهِ ، ثُمَّ الْتَحَفَ بِثَوْبِهِ ، ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى ، فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ يَرْكَعَ ، أَخْرَجَ يَدَيْهِ مِنَ الثَّوْبِ ، ثُمَّ رَفَعَهُمَا ، ثُمَّ كَبَّرَ فَرَكَعَ ، فَلَمَّا قَالَ : سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ ، رَفَعَ يَدَيْهِ ، فَلَمَّا سَجَدَ ، سَجَدَ بَيْنَ كَفَّيْهِ " .
    صحیح مسلم، کتاب الصلاة، حدیث 613



    روایات اهل سنت در مورد مساله ی «تکتف»:

    در کتب روایی اهل سنت، احادیث مستحب بودن «تکتف»، از تعدادی از صحابه و تابعین نقل شده است که برخی از آنان عبارتند از:

    سهل‏ بن سعد، وائل‏ بن حجر، عبداللَّه‏ بن مسعود، جابربن عبداللَّه، على‏ بن ابى‏طالب عليه السلام، ابن عباس ،‌ ابى‏ هريره و...

    از نظر شیعه این احادیث قابل قبول نبوده،‌ و این روایات از حیث سند و یا دلالت دارای خدشه می باشند.

    یکی از این روایت، خبری است که مسلم در صحیح خود از «وَائِلِ بْنِ حُجْر»، روایت می کند.[1] مضمون این روایت اینگونه است که : وائل می گوید:

    پیامبر صلی الله علیه وآله را دیدم که به هنگام ورود به نماز دستهایش را بالا برده و تکبیر گفت. آنگاه پیراهنش را به خود پیچید و دست راست را روی دست چپ گذارد و هنگامی که خواست به رکوع رود دو دستش را از میان پیراهن بیرون آورده و تکبیر گفته و رکوع نمود.

    نقد اين حديث:

    صرف
    نظر از سند این روایت،[2]حدیث فوق فعل پيامبر را گزارش مى‏ نمايد. و فعل و عملکرد، لسان و زبان ندارد؛ لذا وجه آن مشخص نيست؛ زيرا از حديث فهميده مى‏شود كه پيامبر صلی الله علیه وآله گوشه‏ هاى لباس خود را جمع كرده و بدين وسيله، سينه‏ اش را پوشانده است و دست راست را روى دست چپ قرار داده، ولى آيا انجام چنين كارى در نماز بخاطر سنّت بودن انجام گرفته است، يا بدان جهت است كه لباسش پايين نيايد، بلكه به بدنش بچسبد تا از سرما در امان باشد؟ پس چون وجه آن معلوم نيست، نمى ‏توان به اين فعل پيامبر صلي الله عليه و آله، براى سنّت بودن قبض استدلال نمود.

    موفق باشید.


    [1].صحيح مسلم، بَابُ وَضْعِ يَدِهِ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى بَعْدَ تَكْبِيرَةِ الْإِحْرَامِ، ح401:«حَدَّثَنَا زُهَيْرُ بْنُ حَرْبٍ، حَدَّثَنَا عَفَّانُ، حَدَّثَنَا هَمَّامٌ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جُحَادَةَ، حَدَّثَنِي عَبْدُ الْجَبَّارِ بْنُ وَائِلٍ، عَنْ عَلْقَمَةَ بْنِ وَائِلٍ، وَمَوْلًى لَهُمْ أَنَّهُمَا حَدَّثَاهُ عَنْ أَبِيهِ وَائِلِ بْنِ حُجْرٍ: أَنَّهُ " رَأَى النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ رَفَعَ يَدَيْهِ حِينَ دَخَلَ فِي الصَّلَاةِ كَبَّرَ، - وَصَفَ هَمَّامٌ حِيَالَ أُذُنَيْهِ - ثُمَّ الْتَحَفَ بِثَوْبِهِ، ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى، فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ يَرْكَعَ أَخْرَجَ يَدَيْهِ مِنَ الثَّوْبِ، ثُمَّ رَفَعَهُمَا، ثُمَّ كَبَّرَ فَرَكَعَ، فَلَمَّا قَالَ: سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ رَفَعَ يَدَيْهِ فَلَمَّا، سَجَدَ سَجَدَ بَيْنَ كَفَّيْهِ ».

    [2]. از لحاظ سندى، روايت مرسله است؛ زيرا علقمة بن وائل، راوى حديث پس از وفات پدرش به دنيا آمده است. بنابراين، او نمى‏ توانسته از پدرش حديث نقل كند و حتماً واسطه‏ اى در كار بوده و آن واسطه مشخص نيست. البته برخى از رجالى‏ها معتقدند علقمة بن وائل، فرزند خردسالى بوده كه نمى ‏توانسته معناى افعال پدرش (نماز او) را درك نمايد.
    ابن‏ حجر در مورد او می نویسد: عسكرى از ابن معين حكايت كرده كه او گفته است: روايت علقمه بن وائل از پدرش مرسل است:«تهذیب التهذیب،‌ ابن حجر العسقلانی،ترجمه ی 488، ج7، ص280:« علقمة بن وائل بن حجر الحضرمي الكندي الكوفي. روى عن أبيه والمغيرة بن شعبة وطارق بن سويد على خلاف فيه...وحكى العسكري عن ابن معين أنه قال علقمة بن وائل عن أبيه مرسل».
    از سوى ديگر غير از علقمه، راوى ديگر «مولى لهم» است كه مجهول مى‏ باشد.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۱۰/۱۵ در ساعت ۱۷:۴۹
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  11. تشکرها 4


  12. #8
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایق نمایش پست
    سلام من منطقه جنوب تدریس دارم که اهل سنت هم دارند من این مساله از خودشون شنیدم که زمان خلیفه دوم این امر اتفاق افتاده که جماعتی به دیدار خلیفه مسلمین آمدند و درحال احترام دست بسته ایستاده بودند که بعد از پرسش که چرا این گونه ایستاده اید گفتند مابرای حاکمان وبزرگانمان این گونه احترام می گذاریم

    که مورد پسند خلیفه دوم قرارگرفت که چه خوب است دربرابرخالق هم این گونه بایستیم.
    با سلام و عرض ادب


    برخى از
    نويسندگان، كيفيت عبادت زرتشتيان را چنين نقل كرده ‏اند كه عبادت و نماز آنان اين بود كه در مقابل خدا مى ‏ايستادند و دست بندگى را بر سينه‏ ی خود مى‏ گذاشتند.[1]

    ظاهرا مسلمانان در اثر ارتباطى كه به ويژه پس از فتوحات اسلامى با ديگر ملت‏ها برقرار كردند، با آداب و سنن آنان آشنا شدند و در ميان آن‏ها، نكات مثبت و منفى وجود داشت. برخى از صحابه از روى اجتهاد و رأى خود اين نوع احترام و عمل را وارد نماز كردند.


    صاحب جواهر در اين زمينه مى‏ گويد:

    از عمر حكايت شده كه وقتى اسيران ايرانى را پيش او آوردند، به نشانه احترام جلوى او تكفير (قبض) انجام دادند. او از اين عمل پرسيد، پاسخ دادند كه ما اين كار را براى تواضع و خضوع پادشاهان خود انجام مى ‏دهيم، پس عمر اين كار (قبض) را در نماز نيكو شمرد.[2]

    موفق باشيد.



    [1] . به نقل از: آئینه ی آئین مزدکی، ص20.

    [2] . جواهر الکلام، ج11،ص19. «حكي عن عمر لما جئ بأسارى العجم كفروا أمامه فسأل عن ذلك فأجابوه بأنا نستعمله خضوعا وتواضعا لملوكنا ، فاستحسن هو فعله مع الله تعالى في الصلاة ، وغفل عن قبح التشبيه بالمجوس في الشرع...».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۱۰/۱۵ در ساعت ۱۸:۴۹
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  13. تشکرها 4


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    281
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    18



    سلام علیکم و رحمة الله.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست

    روایات اهل سنت در مورد مساله ی «تکتف»:

    در کتب روایی اهل سنت، احادیث مستحب بودن «تکتف»، از تعدادی از صحابه و تابعین نقل شده است که برخی از آنان عبارتند از:

    سهل‏ بن سعد، وائل‏ بن حجر، عبداللَّه‏ بن مسعود، جابربن عبداللَّه، على‏ بن ابى‏طالب عليه السلام، ابن عباس ،‌ ابى‏ هريره و...

    از نظر شیعه این احادیث قابل قبول نبوده،‌ و این روایات از حیث سند و یا دلالت دارای خدشه می باشند.

    یکی از این روایت، خبری است که مسلم در صحیح خود از «وَائِلِ بْنِ حُجْر»، روایت می کند.[1] مضمون این روایت اینگونه است که : وائل می گوید:

    پیامبر صلی الله علیه وآله را دیدم که به هنگام ورود به نماز دستهایش را بالا برده و تکبیر گفت. آنگاه پیراهنش را به خود پیچید و دست راست را روی دست چپ گذارد و هنگامی که خواست به رکوع رود دو دستش را از میان پیراهن بیرون آورده و تکبیر گفته و رکوع نمود.

    نقد اين حديث:

    صرف
    نظر از سند این روایت،[2]
    موفق باشید.


    [1].صحيح مسلم، بَابُ وَضْعِ يَدِهِ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى بَعْدَ تَكْبِيرَةِ الْإِحْرَامِ، ح401:«حَدَّثَنَا زُهَيْرُ بْنُ حَرْبٍ، حَدَّثَنَا عَفَّانُ، حَدَّثَنَا هَمَّامٌ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جُحَادَةَ، حَدَّثَنِي عَبْدُ الْجَبَّارِ بْنُ وَائِلٍ، عَنْ عَلْقَمَةَ بْنِ وَائِلٍ، وَمَوْلًى لَهُمْ أَنَّهُمَا حَدَّثَاهُ عَنْ أَبِيهِ وَائِلِ بْنِ حُجْرٍ: أَنَّهُ " رَأَى النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ رَفَعَ يَدَيْهِ حِينَ دَخَلَ فِي الصَّلَاةِ كَبَّرَ، - وَصَفَ هَمَّامٌ حِيَالَ أُذُنَيْهِ - ثُمَّ الْتَحَفَ بِثَوْبِهِ، ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى، فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ يَرْكَعَ أَخْرَجَ يَدَيْهِ مِنَ الثَّوْبِ، ثُمَّ رَفَعَهُمَا، ثُمَّ كَبَّرَ فَرَكَعَ، فَلَمَّا قَالَ: سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ رَفَعَ يَدَيْهِ فَلَمَّا، سَجَدَ سَجَدَ بَيْنَ كَفَّيْهِ ».

    [2]. از لحاظ سندى، روايت مرسله است؛ زيرا علقمة بن وائل، راوى حديث پس از وفات پدرش به دنيا آمده است. بنابراين، او نمى‏ توانسته از پدرش حديث نقل كند و حتماً واسطه‏ اى در كار بوده و آن واسطه مشخص نيست. البته برخى از رجالى‏ها معتقدند علقمة بن وائل، فرزند خردسالى بوده كه نمى ‏توانسته معناى افعال پدرش (نماز او) را درك نمايد.
    ابن‏ حجر در مورد او می نویسد: عسكرى از ابن معين حكايت كرده كه او گفته است: روايت علقمه بن وائل از پدرش مرسل است:«تهذیب التهذیب،‌ ابن حجر العسقلانی،ترجمه ی 488، ج7، ص280:« علقمة بن وائل بن حجر الحضرمي الكندي الكوفي. روى عن أبيه والمغيرة بن شعبة وطارق بن سويد على خلاف فيه...وحكى العسكري عن ابن معين أنه قال علقمة بن وائل عن أبيه مرسل».
    از سوى ديگر غير از علقمه، راوى ديگر «مولى لهم» است كه مجهول مى‏ باشد.



    آیا هیچیک از روایات در مورد تکتف صحیح نیستند؟

    آیا صحیح بخاری هیچ اشاره ای به تکتف ندارد؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست
    حدیث فوق فعل پيامبر را گزارش مى‏ نمايد. و فعل و عملکرد، لسان و زبان ندارد؛ لذا وجه آن مشخص نيست؛ زيرا از حديث فهميده مى‏شود كه پيامبر صلی الله علیه وآله گوشه‏ هاى لباس خود را جمع كرده و بدين وسيله، سينه‏ اش را پوشانده است و دست راست را روى دست چپ قرار داده، ولى آيا انجام چنين كارى در نماز بخاطر سنّت بودن انجام گرفته است، يا بدان جهت است كه لباسش پايين نيايد، بلكه به بدنش بچسبد تا از سرما در امان باشد؟ پس چون وجه آن معلوم نيست، نمى ‏توان به اين فعل پيامبر صلي الله عليه و آله، براى سنّت بودن قبض استدلال نمود.


    آیا موردی در روایات صحیح اهل سنت هست که پیامبر عملی را انجام بدهد ولی اهل سنت آنرا جزئی از سنت نداند؟

    اینکه این عمل برای حفظ از سرما یا پایین نیامدن لباس بوده را از کجا آورده اید؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست
    با سلام و عرض ادب


    برخى از
    نويسندگان، كيفيت عبادت زرتشتيان را چنين نقل كرده ‏اند كه عبادت و نماز آنان اين بود كه در مقابل خدا مى ‏ايستادند و دست بندگى را بر سينه‏ ی خود مى‏ گذاشتند.[1]

    ظاهرا مسلمانان در اثر ارتباطى كه به ويژه پس از فتوحات اسلامى با ديگر ملت‏ها برقرار كردند، با آداب و سنن آنان آشنا شدند و در ميان آن‏ها، نكات مثبت و منفى وجود داشت. برخى از صحابه از روى اجتهاد و رأى خود اين نوع احترام و عمل را وارد نماز كردند.


    صاحب جواهر در اين زمينه مى‏ گويد:

    از عمر حكايت شده كه وقتى اسيران ايرانى را پيش او آوردند، به نشانه احترام جلوى او تكفير (قبض) انجام دادند. او از اين عمل پرسيد، پاسخ دادند كه ما اين كار را براى تواضع و خضوع پادشاهان خود انجام مى ‏دهيم، پس عمر اين كار (قبض) را در نماز نيكو شمرد.[2]

    موفق باشيد.



    [1] . به نقل از: آئینه ی آئین مزدکی، ص20.

    [2] . جواهر الکلام، ج11،ص19. «حكي عن عمر لما جئ بأسارى العجم كفروا أمامه فسأل عن ذلك فأجابوه بأنا نستعمله خضوعا وتواضعا لملوكنا ، فاستحسن هو فعله مع الله تعالى في الصلاة ، وغفل عن قبح التشبيه بالمجوس في الشرع...».


    در بحثی در این سطح، سندی که برای عمل زرتشتیان ذکر کردید، یعنی آئینۀ آیین مزدکی، چندان معتبر نیست که مبنا قرار گیرد.

    در مورد سخن جواهر الکلام، آیا این سخن بدان معناست که عمر این کار را در نماز قرار داد یا فقط گفته که این کار را در نماز نیکو شمرد؟ به فرض که روایت برساند که عمر آنرا در نماز قرار داده است، آیا با اطمینان می توانیم بگوییم هرگز پیش از عمر، چنین نبوده است؟


    با سپاس











    سلام هی حتی مطلع الفجر

  15. تشکرها 3


  16. #10
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست


    آیا هیچیک از روایات در مورد تکتف صحیح نیستند؟

    آیا صحیح بخاری هیچ اشاره ای به تکتف ندارد؟

    آیا موردی در روایات صحیح اهل سنت هست که پیامبر عملی را انجام بدهد ولی اهل سنت آنرا جزئی از سنت نداند؟

    اینکه این عمل برای حفظ از سرما یا پایین نیامدن لباس بوده را از کجا آورده اید؟

    در بحثی در این سطح، سندی که برای عمل زرتشتیان ذکر کردید، یعنی آئینۀ آیین مزدکی، چندان معتبر نیست که مبنا قرار گیرد.

    در مورد سخن جواهر الکلام، آیا این سخن بدان معناست که عمر این کار را در نماز قرار داد یا فقط گفته که این کار را در نماز نیکو شمرد؟ به فرض که روایت برساند که عمر آنرا در نماز قرار داده است، آیا با اطمینان می توانیم بگوییم هرگز پیش از عمر، چنین نبوده است؟



    با سلام و عرض ادب

    1) از نظر شیعه روایات اهل سنت در باب «تکتف»، ‌مخالف با سنت می باشد؛ زیرا که اهل بیت علیهم السلام از آن نهی فرموده اند؛ همچنان که در روایات بیانیه که نحوه ی نماز خواندن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را بیان نموده، چنین امری مشاهده نمی گردد و بر طبق مذهب مالکی نیز این عمل در نماز واجب، مستحب نبوده، و همین توقف خود بیانگر عدم اطمینان آنها به مجموع روایات وارده در مورد تکتف از سوی اهل سنت می باشد.

    2) در صحیح بخاری که بنابر مبنای اهل سنت صحیحترین اسناد مطرح شده است در مورد تکتف یک روایت نقل شده است که اینچنین است:
    «حدثنا عبد الله بن مسلمة عن مالك عن أبي حازم عن سهل بن سعد قال: كان الناس يؤمرون أن يضع الرجل اليد اليمنى على ذراعه اليسرى في الصلاة . قال أبو حازم لاأعلمه إلا ينمي ذلك إلى النبي صلى الله عليه و سلم . قال إسماعيل ينمى ذلك ولم يقل ينمي»؛[1] از سهل بن سعد روایت است که گفت:به مردم امر می شد که مرد در نماز دست راست را بر دست چپ خود قرار دهد. ابوحازم گفته است: نمی دانم مگر آنکه «سهل بن سعد»، این امر را به پیامبر صلی الله علیه وآله نسبت می داد. اسماعیل گفته است: یُنمی(به صیغه ی مجهول گفته) و-یَنمی- به صیغه ی معلوم روایت نکرده است.

    اشکال به این نقل:

    در متن این حديث گفته شده كه مردم به چنين عملى امر شده‏اند، ولى مشخص نيست كه امر كننده چه كسى است. اگر امر كننده پيامبر صلی الله علیه وآله بوده است، حتماً براى اعتبار و پذيرش بهتر مردم، مطلب به آن حضرت استناد داده مى‏شد. از ذيل حديث هم استفاده مى‏شود كه امر كننده پيامبرصلی الله علیه وآله نبوده؛ زيرا ابو حازم گفته من در مورد حديث اطلاعى ندارم، ولى قبض به پيامبرصلی الله علیه وآله نسبت داده شده است.

    3) مسلم نیز در صحیح خود تنها یک روایت را از «وَائِلِ بْنِ حُجْر»، روایت می کند.[2] که ما قبلا آنرا بیان نمودیم: مضمون این روایت همچنان که گفته شد چنین است: وائل می گوید: پیامبر صلی الله علیه وآله را دیدم که به هنگام ورود به نماز دستهایش را بالا برده و تکبیر گفت. آنگاه پیراهنش را به خود پیچید و دست راست را روی دست چپ گذارد و هنگامی که خواست به رکوع رود دو دستش را از میان پیراهن بیرون آورده و تکبیر گفته و رکوع نمود.

    و ما در نقد اين حديث گفتیم:

    صرف نظر از سند این روایت،[3] حدیث فوق فعل پيامبر را گزارش مى‏ نمايد. و فعل و عملکرد، لسان و زبان ندارد؛ لذا وجه آن مشخص نيست؛ زيرا از حديث فهميده مى‏ شود كه پيامبر صلی الله علیه وآله گوشه‏ هاى لباس خود را جمع كرده و بدين وسيله، سينه ‏اش را پوشانده است و دست راست را روى دست چپ قرار داده، ولى آيا انجام چنين كارى در نماز بخاطر سنّت بودن انجام گرفته است، يا بدان جهت است كه لباسش پايين نيايد، بلكه به بدنش بچسبد تا از سرما در امان باشد؟ پس چون وجه آن معلوم نيست، نمى‏ توان به اين فعل پيامبر صلي الله عليه و آله، براى سنّت بودن قبض استدلال نمود.

    اینکه گفتیم از سرما محفوظ باشد بیان یک احتمال بود، ممکن است حضرت بخاطر پوشیده بودن بدن این کار را انجام داده باشند؛ در هر حال وجه این عمل مشخص نمی باشد و نمی توان به واسطه ی آن قائل به استحباب چنین عملی شد.

    3) اهل سنت مدعی تبعیت کامل از سنت پیامبر صلی الله علیه وآله می باشند؛ اما سخن ما این است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را به تمسک به قران و عترت دستور فرمود و نه قرآن و دیگرانغ لذا مشکل اصلی اهل سنت در آن است که هیچ توجهی به عترت در باب مرجعیت دینی ننمودند و حدیث و علم را از غیر آنان و بلکه منحرفین از عترت تلقی نمودند.

    4) همچنان که فرمودید استناد به کتاب ائینه ی آئین مزدکی هیچ ارزش علمی ای نخواهد داشت؛ ما هم بر این امر واقف بودیم؛ لذا آنرا تنها به عنوان مؤیدی ذکر نمودیم؛ لذا عمده همان روایات اهل بیت است که برخی از آنان بیان گردید.

    موفق باشید.


    [1] . كتاب صفة الصلاة، باب وضع اليمنى على اليسرى،‌ح:707، دار ابن كثير ، اليمامة – بيروت.

    [2]. صحيح مسلم، بَابُ وَضْعِ يَدِهِ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى بَعْدَ تَكْبِيرَةِ الْإِحْرَامِ، ح401:« حَدَّثَنَا زُهَيْرُ بْنُ حَرْبٍ، حَدَّثَنَا عَفَّانُ، حَدَّثَنَا هَمَّامٌ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جُحَادَةَ، حَدَّثَنِي عَبْدُ الْجَبَّارِ بْنُ وَائِلٍ، عَنْ عَلْقَمَةَ بْنِ وَائِلٍ، وَمَوْلًى لَهُمْ أَنَّهُمَا حَدَّثَاهُ عَنْ أَبِيهِ وَائِلِ بْنِ حُجْرٍ: أَنَّهُ " رَأَى النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ رَفَعَ يَدَيْهِ حِينَ دَخَلَ فِي الصَّلَاةِ كَبَّرَ، - وَصَفَ هَمَّامٌ حِيَالَ أُذُنَيْهِ - ثُمَّ الْتَحَفَ بِثَوْبِهِ، ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى، فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ يَرْكَعَ أَخْرَجَ يَدَيْهِ مِنَ الثَّوْبِ، ثُمَّ رَفَعَهُمَا، ثُمَّ كَبَّرَ فَرَكَعَ، فَلَمَّا قَالَ: سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ رَفَعَ يَدَيْهِ فَلَمَّا، سَجَدَ سَجَدَ بَيْنَ كَفَّيْهِ ».

    [3]. از لحاظ سندى، روايت مرسله است؛ زيرا علقمة بن وائل، راوى حديث پس از وفات پدرش به دنيا آمده است. بنابراين، او نمى‏توانسته از پدرش حديث نقل كند و حتماً واسطه‏اى در كار بوده و آن واسطه مشخص نيست. البته برخى از رجالى‏ها معتقدند علقمة بن وائل، فرزند خردسالى بوده كه نمى‏توانسته معناى افعال پدرش (نماز او) را درك نمايد. از سوى ديگر غير از علقمه، راوى ديگر «مولى لهم» است كه مجهول مى‏باشد. بر اين اساس، ابن‏حجر گفته است: عسكرى از ابن معين حكايت كرده كه او گفته است: روايت علقمه بن وائل از پدرش مرسل است:«تهذیب التهذیب،‌ ابن حجر العسقلانی،ترجمه ی 488، ج7، ص280:« علقمة بن وائل بن حجر الحضرمي الكندي الكوفي. روى عن أبيه والمغيرة بن شعبة وطارق بن سويد على خلاف فيه...وحكى العسكري عن ابن معين أنه قال علقمة بن وائل عن أبيه مرسل».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ در ساعت ۰۷:۲۸
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود