جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند سؤال عرفانی!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چند سؤال عرفانی!




    سلام.

    1.از دید عرفا، که دل به جای عقل محوریت دارد، جایگاه عقل چیست؟ نظر عرفا در مورد حدیث صحیح السندی که در ابتدای کتاب اصول کافی هست مبنی بر اینکه دین و حیا در جایی هستند که عقل باشد، چیست؟

    2.اگر رابطه بین خدا و بنده باید عاشقانه باشد و نه تاجرانه، چرا قرآن می فرماید: «إن الله اشترى من المؤمنين أنفسهم وأموالهم بأن لهم الجنة»
    روزگار غریبی است


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    799 پست
    حضور
    118 روز 11 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    چند سؤال عرفانی!







    کارشناس بحث: استاد سمیع

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۳/۱۰/۱۰ در ساعت ۰۴:۴۲
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چند سؤال عرفانی!


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست
    سلام.

    1.از دید عرفا، که دل به جای عقل محوریت دارد، جایگاه عقل چیست؟ نظر عرفا در مورد حدیث صحیح السندی که در ابتدای کتاب اصول کافی هست مبنی بر اینکه دین و حیا در جایی هستند که عقل باشد، چیست؟

    2.اگر رابطه بین خدا و بنده باید عاشقانه باشد و نه تاجرانه، چرا قرآن می فرماید: «إن الله اشترى من المؤمنين أنفسهم وأموالهم بأن لهم الجنة»
    باسمه تعالی
    باسلام:
    1- اهل عرفان با اين كه به ارزش و اعتبار عقل، استدلال و برهان عقلي اقرار دارند، معرفت حاصل از مكاشفات و مشاهدات را بر نتايج حاصل از براهين عقلي ترجيح مي دهند و اصالت را براي معرفت شهودي و حضوري قائلند.
    برخي از آنان تصريح نمودند براين كه (عقل) به حقايق اشيا و مبادي عالي اصلاً راه ندارد، و تمسك به برهان عقلي تنها از باب رعايت لسان قوم و جادلهم بالتي هي أحسن است.(1).
    عارفان معتقدند كه حواس انسان و همچنين قواي عقلي او با ظاهر عالم و ماهيات و تعيّنات سرو كار دارد، ولي انسان از راه ارتباط باطني و حضوري و با رها ساختن تعلقات ظاهري و دنيوى، مي تواند نسبت به حقيقت واحد جهان و مبادي عالي و حقايق اشيا، معرفت شهودي و حضوري پيدا كند:.
    هركه در خلوت به بينش يافت راه
    او زدانش ها نجويد دستگاه.
    با جمال جان چو شد هم كاسه اى
    باشدش زاخبار و دانش تاسه اي

    عرفا (بينش) عرفاني را بر دانش عقلي و فلسفي ترجيح مي دهند و براي كشف حقايق همان معرفت و شهود را كافي مي دانند.(2).
    اهل عرفان معتقدند معرفت و عشق عرفانى، همواره با عقل و برهان رو به روست؛ با او در مناظره و مبارزه است و در اين مبارزه هميشه عشق و معرفت پيروز است و عقل را شكست مي دهد.(3).
    آنچه كه از رسائل خواجه عبداللّه انصاري و رساله نجم الدين رازي بر مي آيد اين است كه: عقل، عبوس و خشك و حسابگر و محتاط و استدلالي و بازدارنده است، اما عشق و شهود كه كار دل است، شادي بخش، گرم رو، محرك، مشوق و بي پروا، مايه تزكيه نفس و سبب شناخت حقيقت هستي است.





    به گفته استاد شهيد مطهري براي رسيدن به مقام انسان كامل، حكيم قهراً از عقل و استدلال كمك مي گيرد، ولي عارف استدلال را تحقير مي كند و از مجاهده و رياضت و تهذيب نفس و عشق و سلوك مدد مي گيرد و آن راه را كافي ندانسته و جايز الخطا مي داند.(4).
    عقل در كوي عشق ره نبرد
    تو از آن كور چشم، چشم مدار.
    كي توان گفت سرّ عشق به عقل
    كي توان سفت سنگ خاره به خار(5).
    فريد الدين محمد عطار نيز چنين مي گويد:.
    عقل اندر حق شناسي كامل است
    ليك كامل تر ازو، جان و دل است.
    گر كمال عشق مي بايد تو را
    جز زدل، اين پرده نگشايد تو را (6).
    و در جاي ديگر مي گويد:.
    پير گفتش هست دل درياي عشق
    موج او پر گوهر سوداي عشق.
    درد عشق آمد دواي هر دلى
    حل نشد بي عشق هرگز مشكلى‏(7).
    مولوي نيز در مثنوي چنين مي گويد:.
    تو تصور مي كني كاين عقل رنگ
    دارد از گلزار معني بو و رنگ.
    عقل جزوي عقل استخراج نيست
    جز پذيراي فن و محتاج نيست‏(8).
    عين القضات همداني نيز درباره جايگاه عقل چنين مي گويد:.
    نسبت چشم عقل با چشم بصيرت، مانند نسبت پرتو آفتاب است با ذات خورشيد و عقل در اصل، براي دريافت اوّلياتي كه در آنها، احتياجي به مقدمات نيست، آفريده شده است.(9).
    و در جاي ديگر مي گويد:.
    عقل بر اثبات واجب الوجود قادر است ... اما از درك حقايق امور الهى، يعني ماوراي طبيعت، عاجز است.(10).
    باز مي گويد:.
    آخرين مرحله از مراحل مدركات معقول، آن است كه عقل ناتواني خود را، از دريافت بيشتر موجودات دريابد و اين ناتوانى، اولين چيزي است كه در خور ماوراي عقل، جلوه گر مي شود ....(11).
    در ابتداي منطق الطير نيز چنين آمده است.
    نامه عشق ازل برپاي بند
    تا ابد آن نامه را، مگشاي بند.
    عقل مادرزاد كن با دل بدل
    تا يكي بيني ابد را، تا ازل‏(12).
    بنابراین چون در مقوله دل اسرار وسیع تری قابل کشف است،لاجرم از مقوله عقل بالاتر وکامل تر است
    موفق باشید
    2- چنین حدیثی مورد قبول عرفا هست
    3- آن عبادت عاشقانه مرحله نهایی عبادت است که عبادت احراری نام دارد. ولکن «بایدی» در کار نیست. چون انسانها از جهت ظرفیت متفاوت می باشند، و عبادت برای به انگیزه بهشت و ترس از جهنم هم عبادت محسوب می شود ، ایه شریفه ناظر به مراحل پایین عبادت است

    پی نوشت:
    1. ر.ك: داود، قيصرى، رساله التوحيد و النبوة و الولايه، ص‏7 و 22 و 69.
    2. ر.ك: مقدمه قيصري بر شرح تائيه ابن فارض، و مقدمه او بر فصوص الحكم.
    3. ر.ك: خواجه عبداللّه انصارى، رساله كنز السالكين، باب اول و نجم الدين رازى، رساله عقل، تصحيح تقي تفضلي و نيز سيد ضياء الدين سجادى، عقل و عشق در ادب فارسى.
    4. مرتضي مطهرى، تماشاگه راز، ص‏140.
    5. ديوان سنايى، تصحيح مدرس رضوى، ص‏196.
    6. فريد الدين محمد عطار، مصيبت نامه، تصحيح وصال نورانى، ص‏337.
    7. همان، ص‏346.
    8. لب لباب مثنوى، ص.
    9. تمهيدات، مقدمه، ص‏113.
    10. همان، ص‏124.
    11. همان، ص‏124.
    12. منطق الطير، ص‏36

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۱۰/۱۰ در ساعت ۱۹:۲۲


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست
    سلام.

    1.از دید عرفا، که دل به جای عقل محوریت دارد، جایگاه عقل چیست؟ نظر عرفا در مورد حدیث صحیح السندی که در ابتدای کتاب اصول کافی هست مبنی بر اینکه دین و حیا در جایی هستند که عقل باشد، چیست؟

    2.اگر رابطه بین خدا و بنده باید عاشقانه باشد و نه تاجرانه، چرا قرآن می فرماید: «إن الله اشترى من المؤمنين أنفسهم وأموالهم بأن لهم الجنة»
    حدیث امام صادق‏ علیه السلام مى‏فرماید:
    «العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان»
    عقل آنچیزی است که با آن خدا را عبادت شود و بهشت با آن کسب گردد
    اصول كافى ج 1 ص‏8.
    با اجازه از کارشناس محترم
    در این حدیث معتبر دقیقاً جواب سئوالات هردوسئوال شما آمده است
    یا علی صلوة الله علیه و آله

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست


    باسمه تعالی
    باسلام:
    1- اهل عرفان با اين كه به ارزش و اعتبار عقل، استدلال و برهان عقلي اقرار دارند، معرفت حاصل از مكاشفات و مشاهدات را بر نتايج حاصل از براهين عقلي ترجيح مي دهند و اصالت را براي معرفت شهودي و حضوري قائلند.
    برخي از آنان تصريح نمودند براين كه (عقل) به حقايق اشيا و مبادي عالي اصلاً راه ندارد، و تمسك به برهان عقلي تنها از باب رعايت لسان قوم و جادلهم بالتي هي أحسن است.(1).
    عارفان معتقدند كه حواس انسان و همچنين قواي عقلي او با ظاهر عالم و ماهيات و تعيّنات سرو كار دارد، ولي انسان از راه ارتباط باطني و حضوري و با رها ساختن تعلقات ظاهري و دنيوى، مي تواند نسبت به حقيقت واحد جهان و مبادي عالي و حقايق اشيا، معرفت شهودي و حضوري پيدا كند:.
    هركه در خلوت به بينش يافت راه
    او زدانش ها نجويد دستگاه.
    با جمال جان چو شد هم كاسه اى
    باشدش زاخبار و دانش تاسه اي

    عرفا (بينش) عرفاني را بر دانش عقلي و فلسفي ترجيح مي دهند و براي كشف حقايق همان معرفت و شهود را كافي مي دانند.(2).
    اهل عرفان معتقدند معرفت و عشق عرفانى، همواره با عقل و برهان رو به روست؛ با او در مناظره و مبارزه است و در اين مبارزه هميشه عشق و معرفت پيروز است و عقل را شكست مي دهد.(3).
    آنچه كه از رسائل خواجه عبداللّه انصاري و رساله نجم الدين رازي بر مي آيد اين است كه: عقل، عبوس و خشك و حسابگر و محتاط و استدلالي و بازدارنده است، اما عشق و شهود كه كار دل است، شادي بخش، گرم رو، محرك، مشوق و بي پروا، مايه تزكيه نفس و سبب شناخت حقيقت هستي است.





    به گفته استاد شهيد مطهري براي رسيدن به مقام انسان كامل، حكيم قهراً از عقل و استدلال كمك مي گيرد، ولي عارف استدلال را تحقير مي كند و از مجاهده و رياضت و تهذيب نفس و عشق و سلوك مدد مي گيرد و آن راه را كافي ندانسته و جايز الخطا مي داند.(4).
    عقل در كوي عشق ره نبرد
    تو از آن كور چشم، چشم مدار.
    كي توان گفت سرّ عشق به عقل
    كي توان سفت سنگ خاره به خار(5).
    فريد الدين محمد عطار نيز چنين مي گويد:.
    عقل اندر حق شناسي كامل است
    ليك كامل تر ازو، جان و دل است.
    گر كمال عشق مي بايد تو را
    جز زدل، اين پرده نگشايد تو را (6).
    و در جاي ديگر مي گويد:.
    پير گفتش هست دل درياي عشق
    موج او پر گوهر سوداي عشق.
    درد عشق آمد دواي هر دلى
    حل نشد بي عشق هرگز مشكلى‏(7).
    مولوي نيز در مثنوي چنين مي گويد:.
    تو تصور مي كني كاين عقل رنگ
    دارد از گلزار معني بو و رنگ.
    عقل جزوي عقل استخراج نيست
    جز پذيراي فن و محتاج نيست‏(8).
    عين القضات همداني نيز درباره جايگاه عقل چنين مي گويد:.
    نسبت چشم عقل با چشم بصيرت، مانند نسبت پرتو آفتاب است با ذات خورشيد و عقل در اصل، براي دريافت اوّلياتي كه در آنها، احتياجي به مقدمات نيست، آفريده شده است.(9).
    و در جاي ديگر مي گويد:.
    عقل بر اثبات واجب الوجود قادر است ... اما از درك حقايق امور الهى، يعني ماوراي طبيعت، عاجز است.(10).
    باز مي گويد:.
    آخرين مرحله از مراحل مدركات معقول، آن است كه عقل ناتواني خود را، از دريافت بيشتر موجودات دريابد و اين ناتوانى، اولين چيزي است كه در خور ماوراي عقل، جلوه گر مي شود ....(11).
    در ابتداي منطق الطير نيز چنين آمده است.
    نامه عشق ازل برپاي بند
    تا ابد آن نامه را، مگشاي بند.
    عقل مادرزاد كن با دل بدل
    تا يكي بيني ابد را، تا ازل‏(12).
    بنابراین چون در مقوله دل اسرار وسیع تری قابل کشف است،لاجرم از مقوله عقل بالاتر وکامل تر است

    2- چنین حدیثی مورد قبول عرفا هست
    3- آن عبادت عاشقانه مرحله نهایی عبادت است که عبادت احراری نام دارد. ولکن «بایدی» در کار نیست. چون انسانها از جهت ظرفیت متفاوت می باشند، و عبادت برای به انگیزه بهشت و ترس از جهنم هم عبادت محسوب می شود ، ایه شریفه ناظر به مراحل پایین عبادت است
    موفق باشید

    پی نوشت:
    1. ر.ك: داود، قيصرى، رساله التوحيد و النبوة و الولايه، ص‏7 و 22 و 69.
    2. ر.ك: مقدمه قيصري بر شرح تائيه ابن فارض، و مقدمه او بر فصوص الحكم.
    3. ر.ك: خواجه عبداللّه انصارى، رساله كنز السالكين، باب اول و نجم الدين رازى، رساله عقل، تصحيح تقي تفضلي و نيز سيد ضياء الدين سجادى، عقل و عشق در ادب فارسى.
    4. مرتضي مطهرى، تماشاگه راز، ص‏140.
    5. ديوان سنايى، تصحيح مدرس رضوى، ص‏196.
    6. فريد الدين محمد عطار، مصيبت نامه، تصحيح وصال نورانى، ص‏337.
    7. همان، ص‏346.
    8. لب لباب مثنوى، ص.
    9. تمهيدات، مقدمه، ص‏113.
    10. همان، ص‏124.
    11. همان، ص‏124.
    12. منطق الطير، ص‏36


    سلام.

    از توضیحاتتان بسیار ممنونم، ولی شما در نهایت توضیح ندادید که وقتی عقل چیزی است که هر جا باشد دین و حیا نیز همانجاست، چرا در بین عرفا تحقیر شده است؟ طبق این حدیث، هر جا عقل نباشد، دین هم نیست، پس آیا جایی که عارف عقل را کنار می گذارد و با دل پیش می رود، همچنان یک دیندار است؟

    بعلاوه به سؤال دومم، مسئله اینجاست که همیشه نگاه معامله گرانه به عبادت مذمت می شود و حضرت علی هم به عبادت کنندگان را به دسته تقسیم می کنند، کسانی که تاجران می نامند را پایینترین دسته معرفی می کنند. خب چرا قرآن چنین رابطه ای را بین خدا و مؤمنین، برقرار می داند؟


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۱۰/۱۴ در ساعت ۲۰:۵۶
    روزگار غریبی است


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست


    سلام.

    از توضیحاتتان بسیار ممنونم، ولی شما در نهایت توضیح ندادید که وقتی عقل چیزی است که هر جا باشد دین و حیا نیز همانجاست، چرا در بین عرفا تحقیر شده است؟ طبق این حدیث، هر جا عقل نباشد، دین هم نیست، پس آیا جایی که عارف عقل را کنار می گذارد و با دل پیش می رود، همچنان یک دیندار است؟

    بعلاوه به سؤال دومم، مسئله اینجاست که همیشه نگاه معامله گرانه به عبادت مذمت می شود و حضرت علی هم به عبادت کنندگان را به دسته تقسیم می کنند، کسانی که تاجران می نامند را پایینترین دسته معرفی می کنند. خب چرا قرآن چنین رابطه ای را بین خدا و مؤمنین، برقرار می داند؟


    باسمه تعالی
    1-عرفا عقل را کنار نمی گذارند، بلکه از آن استفاده می کنند اتفاقا بعضی از عرفا مسئل عرفانی را برهانی و عقلی کرده اند مانند صاحب تمهید القواعد، و صاحب مصباح الانس
    و اگر نکوهشی نسبت به عقل دارند منظورشان این نیست که عقل بد است و نباید از آن استفاده نمود ، بلکه مقصودشان این است که عقل، ابزار نهایی نیست، بلکه بالاتر از عقل هم وجود دارد و آن دل است چنانچه در پست قبلی هم از قول جناب عطار عرض کردم:
    عقل اندر حق شناسي كامل است
    ليك كامل تر ازو، جان و دل است.
    گر كمال عشق مي بايد تو را
    جز زدل، اين پرده نگشايد تو را


    2- چون انسانها از جهت ظرفیت وجودی متفاوتند و همه نمی توانند به آن درجه عالیه از نیت عبادت برسند. و خداوند در این بیان ناظر به درجات پایین ار مردم هستند.خود امیرالمومنین علیه السلام که آن تقسیم بندی سه گانه را در مورد نیت عبادت دارند، در بیانی می فرمایند:

    «إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ‏ ثَمَنٌ‏ إِلَّا الْجَنَّةُ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا.»[1].«. براى جان هاى شما بهايى جز بهشت نيست، پس آنها را جز به بهشت مفروشيد. »

    پی نوشت:
    [1].غررالحکم و دررالکلم،ص177


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    1. از دید عرفا، که دل به جای عقل محوریت دارد، جایگاه عقل چیست؟ نظر عرفا در مورد حدیث صحیح السندی که در ابتدای کتاب اصول کافی هست مبنی بر این که دین و حیا در جایی هستند که عقل باشد، چیست.؟
    2. اگر رابطه بین خدا و بنده باید عاشقانه باشد و نه تاجرانه، چرا قرآن می فرماید: «إن الله اشترى من المؤمنين أنفسهم وأموالهم بأن لهم الجنة»


    پاسخ:
    1- اهل عرفان با اين كه به ارزش و اعتبار عقل، استدلال و برهان عقلي اقرار دارند، معرفت حاصل از مكاشفات و مشاهدات را بر نتايج حاصل از براهين عقلي ترجيح مي دهند و اصالت را براي معرفت شهودي و حضوري قائلند.
    برخی از آنان تصريح نمودند بر اين كه (عقل) به حقايق اشيا و مبادی عالی اصلاً راه ندارد، و تمسك به برهان عقلی تنها از باب رعايت لسان قوم و جادلهم بالتي هي أحسن است.(1).
    عارفان معتقدند كه حواس انسان و همچنين قوای عقلی او با ظاهر عالم و ماهيات و تعيّنات سر و كار دارد، ولی انسان از راه ارتباط باطنی و حضوری و با رها ساختن تعلقات ظاهری و دنيوى، می تواند نسبت به حقيقت واحد جهان و مبادی عالي و حقايق اشيا، معرفت شهودی و حضوری پيدا كند:
    هركه در خلوت به بينش يافت راه
    او ز دانش ها نجويد دستگاه.
    با جمال جان چو شد هم كاسه اى
    باشدش ز اخبار و دانش تاسه ای

    عرفا (بينش) عرفاني را بر دانش عقلی و فلسفی ترجيح می دهند و براي كشف حقايق همان معرفت و شهود را كافي می دانند.(2).
    اهل عرفان معتقدند معرفت و عشق عرفانى، همواره با عقل و برهان رو به روست؛ با او در مناظره و مبارزه است و در اين مبارزه هميشه عشق و معرفت پيروز است و عقل را شكست می دهد.(3).
    آن چه كه از رسائل خواجه عبداللّه انصاری و رساله نجم الدين رازی بر می آيد اين است كه: عقل، عبوس و خشك، حسابگر؛ محتاط، استدلالی و بازدارنده است، اما عشق و شهود كه كار دل است، شادی بخش، گرم رو، محرك، مشوق و بی پروا، مايه تزكيه نفس و سبب شناخت حقيقت هستی است.

    به گفته استاد شهيد مطهری براي رسيدن به مقام انسان كامل، حكيم قهراً از عقل و استدلال كمك می گيرد، ولي عارف استدلال را تحقير می كند و از مجاهده و رياضت و تهذيب نفس و عشق و سلوك مدد می گيرد و آن راه را كافی ندانسته و جايز الخطا می داند.(4).
    عقل در كوی عشق ره نبرد
    تو از آن كور چشم، چشم مدار.
    كی توان گفت سرّ عشق به عقل
    كی توان سفت سنگ خاره به خار(5).

    فريد الدين محمد عطار نيز چنين می گويد:.
    عقل اندر حق شناسی كامل است
    ليك كامل تر از او، جان و دل است.
    گر كمال عشق می بايد تو را
    جز ز دل، اين پرده نگشايد تو را (6).

    و در جای ديگر می گويد:.
    پير گفتش هست دل دريای عشق
    موج او پر گوهر سودای عشق.
    درد عشق آمد دوای هر دلى
    حل نشد بی عشق هرگز مشكلى‏(7).

    مولوی نيز در مثنوی چنين می گويد:.
    تو تصور می كني كاين عقل رنگ
    دارد از گلزار معنی بو و رنگ.
    عقل جزوی عقل استخراج نيست
    جز پذيرای فن و محتاج نيست‏(8).

    عين القضات همداني نيز درباره جايگاه عقل چنين می گويد:
    نسبت چشم عقل با چشم بصيرت، مانند نسبت پرتو آفتاب است با ذات خورشيد و عقل در اصل، براي دريافت اوّلياتی كه در آن ها، احتياجی به مقدمات نيست، آفريده شده است.(9).
    و در جای ديگر می گويد: عقل بر اثبات واجب الوجود قادر است ... اما از درك حقايق امور الهى، يعني ماورای طبيعت، عاجز است.(10).
    باز مي گويد: آخرين مرحله از مراحل مدركات معقول، آن است كه عقل ناتوانی خود را، از دريافت بيشتر موجودات دريابد و اين ناتوانى، اولين چيزی است كه در خور ماورای عقل، جلوه گر می شود... .(11).

    در ابتداي منطق الطير نيز چنين آمده است.
    نامه عشق ازل برپای بند
    تا ابد آن نامه را، مگشای بند.
    عقل مادر زاد كن با دل بدل
    تا يكی بينی ابد را، تا ازل‏(12).
    بنا بر این چون در مقوله دل اسرار وسیع تری قابل کشف است، لاجرم از مقوله عقل بالاتر و کامل تر است.

    2- چنین حدیثی مورد قبول عرفا هست
    3- آن عبادت عاشقانه مرحله نهایی عبادت است که عبادت احراری نام دارد. ولکن «بایدی» در کار نیست. چون انسان ها از جهت ظرفیت متفاوت می باشند، و عبادت برای انگیزه بهشت و ترس از جهنم هم عبادت محسوب می شود ، آیه شریفه ناظر به مراحل پایین عبادت است.

    چون انسان ها از جهت ظرفیت وجودی متفاوتند و همه نمی توانند به آن درجه عالیه از نیت عبادت برسند. و خداوند در این بیان ناظر به درجات پایین از مردم هستند.خود امیرالمومنین (علیه السلام) که آن تقسیم بندی سه گانه را در مورد نیت عبادت دارند، در بیانی می فرمایند: «إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ‏ ثَمَنٌ‏ إِلَّا الْجَنَّةُ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا.»؛ براى جان هاى شما بهايى جز بهشت نيست، پس آن ها را جز به بهشت مفروشيد.»(13)

    _________
    (1) داود، قيصرى، رساله التوحيد و النبوة و الولايه، ص‏7 و 22 و 69.
    (2) مقدمه قيصري بر شرح تائيه ابن فارض، و مقدمه او بر فصوص الحكم.
    (3) خواجه عبداللّه انصارى، رساله كنز السالكين، باب اول و نجم الدين رازى، رساله عقل، تصحيح تقي تفضلي و نيز سيد ضياء الدين سجادى، عقل و عشق در ادب فارسى.
    (4) مرتضي مطهرى، تماشاگه راز، ص‏140.
    (5) ديوان سنايى، تصحيح مدرس رضوى، ص‏196.
    (6) فريد الدين محمد عطار، مصيبت نامه، تصحيح وصال نورانى، ص‏337.
    (7) همان، ص‏346.
    (8) لب لباب مثنوى، ص.
    (9) تمهيدات، مقدمه، ص‏113.
    (10) همان، ص‏124.
    (11) همان، ص‏124.
    (12) منطق الطير، ص‏36.
    (13) غررالحکم و دررالکلم،ص177.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۲/۰۶ در ساعت ۰۸:۵۰


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود