جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: *** از خدا خواهیم توفیق عمل***

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    *** از خدا خواهیم توفیق عمل***




    معنای کسب توفیق در انجام عبادات از زبان آیت‌الله بهجت(ره)


    آیت‌الله بهجت می‌گویند: انسان خیال می‌کند که در انجام اعمال خیر، فاعل حقیقی خودش است و اوست که می‌تواند هر کاری را انجام دهد در حالی که نمی‌داند چقدر عمر خواهد کرد و آیا می‌تواند تا انتها آن را انجام دهد یا نه؟!

    توفیق یعنی چه؟

    توفیق از مباحث دینی است که بسیار به آن توصیه شده است. در محاورات عرفی نیز مردم به یکدیگر می‌گویند: «خدا به شما توفیق دهد».
    انجام کارهای خیر و عمل صالح، توفیق الهی را می‌طلبد یعنی چه؟ و آیا این موضوع با اختیار ما منافاتی ندارد؟ می‌گوید:اگر توفیق و دستگیری خداوند نباشد، مگر کارهای اختیاری انسان انجام می‌گیرد؟!
    توفیق یعنی فراهم‌شدن اسباب . امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: التَّوْفِیقُ عِنَایَةُ الرَّحْمَنِ. توفیق عنایت خداوند رحمن است. (تصنیف غرر الحكم و درر الكلم)
    باید دستگیری و توفیق از ناحیه خداوند باشد تا با اِعمال اختیار و اراده از سوی بنده، کارهای اختیاری انجام گیرد. تازه انجام افعال اختیاری مشروط به بقای حیات و صحت و عدم موانع است.
    مثلاً برای انجام نماز باید بنده ساجد و ... باشد و عنوان سجود به قیام مبدل شود و شخص قائم، راکع و ساجد شود این‌ها همه از خداوند تعالی و به اوست؛ زیرا نه تنها وجود و ایجاد، بلکه حرکات و سکنات، همگی تحت اراده او است چنان که می‌فرماید:
    «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللّهَ رَمَى»؛ آن هنگام که (سنگریزه‌ها را) پرتاب نمودی این تو نبودی که انداختی، بلکه خدا آن را انداخت.
    ما همین اندازه می‌دانیم که خداوند امر فرموده و نهی کرده و ما در فعل و ترک کار، مضطر نیستیم و بین افعال مضطر و غیر مضطر فاصله است همین مصحّح عقوبت است و نیز بالوجدان ثابت است که خود را در مورد تکلیف، فاعل ما یشاء و مختار و خالق فعل می‌دانیم، حال این که همگی مخلوق خداست و اختیار بنده نیز بر فرض ابقای خداست و باید خدا او را باقی بدارد تا فعل را «عن إرادته و إختیارٍ» انجام دهد.
    انسان «فاعل ما بِهِ» است نه «فاعل ما مِنْهُ»؛ یعنی علت مُعدّ و زمینه ساز فاعل حقیقی است نه فاعل حقیقی و ایجادی.
    وی خیال می‌کند که «فاعل ما مِنْهُ» است و این فعل از او صادر می‌شود و حال آنکه نمی‌داند چقدر طول می‌کشد و یا به آخر می‌رسد یا نه؟ و یا اینکه اصلاً تا آخر، موفق به انجام آن کار می‌شود یا نه؛ با این که از اول قصد انجام فعل را تا آخر آن دارد.

    تفاوت جد و جهد با توفیق

    انسان باید کوشش کند که اسباب عادی یک کار را فراهم کند، که به آن جد و جهد و تلاش گویند و خداوند نیز اسباب معنوی را فراهم می‌کند که به آن توفیق می‌گویند.
    امام جواد (علیه السلام) در روایتی می‌فرمایند که مۆمن باید سه خصلت داشته باشد، که نخستین آن توفیق از سوی خدا است، یعنی آدمی که در کردار و اعمال و... توفیق الهی نداشته باشد، به درد نمی‌خورد و دومین و سومین خصلت نیز داشتن واعظ درونی و پذیرفتن نصیحت دیگران است
    توصیه آیت الله مرعشی (ره)

    آیت‌الله سید محمود مرعشی می‌گوید: آیت الله‌ مرعشی نجفی (ره) به خویشاوندان و نزدیكان و بویژه فرزندان خود سفارش می كرد كه در منزل هیچ وقت قرآن را دور از دسترس قرار ندهند، بلكه در جایی بگذارند تا همیشه دیده شود و می فرمود: «یادتان نرود كه هرگاه چشمتان به آن می افتد، چند آیه ای از آن تلاوت كنید و كوشش نمایید تا آیاتی را از آن حفظ كنید» و توصیه می‌كردند كه حتماً با وضو و طهارت قرآن را تلاوت كنید. اگر می خواهید توفیق از شما سلب نشود هر روز یك جزء یا هر مقدار كه می توانید، قرآن بخوانید؛ زیرا قرآن به شما آرامش خاطر و امنیت می بخشد. (بشارت ج3 ص 27)
    در روایات، توفیق بدون تلاش و کوشش وجود ندارد، به این معنا که خداوند توفیق دهد و ما کوشش نداشته باشیم.
    تلاش و کوشش انسان، بدون توفیق نیز معنا ندارد و به سامان نمی‌رسد.
    امام رضا علیه السلام فرمودند: وَ مَنْ سَأَلَ اللَّهَ التَّوْفِیقَ وَ لَمْ یَجْتَهِدْ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ؛ هر كس از خدا توفیق بخواهد و كوشش ننماید خود را مسخره كرده است. (بحار الأنوارج‏75، ص: 356)

    توفیق درتفسیر قرآن

    آیت الله جوادی آملی می‌گویند: مرحوم علامه طباطبایی هر جا سخن از بحث تفسیر می شد، مرتب آیه را می خواند و تفسیرش را بیان می نمود. اگر گوشه ای از قرآن در شخصی ظهور پیدا كرد و آن شخص هم امین وحی خدا و در محضر قرآن بود، مشمول وعده خداوند می شود. ایشان تلاش می كردند كه با ابزار عقل، در محضر قرآن و سنت باشد، مواظب بود كه هر غذایی را نخورد، هر كتابی را مطالعه نكند، هر درسی را نگوید و هر حرفی را گوش ندهد. (نشریه بشارت – موسسه امام رضا(علیه السلام) ش 8 ص 30-31 )
    داشتن توفیق اولین ویژگی مۆمن است

    اگر می‌خواهیم ببینیم که خدا از ما راضی است باید به قلب خودمان مراجعه بکنیم، اگر دیدیم که ما از خدا راضی هستیم، پس متوجه خواهیم شد که خدا نیز از ما راضی است.
    امام جواد (علیه السلام) در روایتی می‌فرمایند که مۆمن باید سه خصلت داشته باشد، که نخستین آن توفیق از سوی خدا است، یعنی آدمی که در کردار و اعمال و... توفیق الهی نداشته باشد، به درد نمی‌خورد و دومین و سومین خصلت نیز داشتن واعظ درونی و پذیرفتن نصیحت دیگران است.
    به واسطه توفیق الهی، مسیرهای سعادت در دنیا و آخرت برای انسان هموار می‌گردد،‌ پرهیز از گناهان سبب می‌شود که توفیقات الهی متوجه انسان شود.
    مرحوم محدث قمی در کتاب کنی والالقاب نقل می‌کند که سبب توفیق‌یافتن «بشر حافی» برای توبه این بود که وی روزی در راه قطعه کاغذی یافت که در آن بسم‌الله الرحمن الرحیم نوشته شده بود و ناخواه پایمال می‌شود،‌ بشر برای احترام به اسم خدا آن را برداشت و پاکیزه کرد و در جای مناسبی قرار داد و این امر سبب هدایت و توبه او شد.
    فرآوری : زهرا اجلال
    بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

    منابع :
    بیانات آیت الله بهجت در خبرگزاری فارس
    سایت حوزه
    سایت پرسمان
    سایت ایکس شبهه


    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    756 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چرا بعضی افراد با عمری عبادت عاقبت به خیر نمی شوند و بعضی با یک تحول روحی عاقبت به خیر می شوند ؟

    امیر مؤمنان(ع) در خطبه قاصعه بیان معناداری در این خصوص دارد:
    «فاعتبروا بما کان من فعل الله بإبلیس إذ حبط عمله الطویل. . . ؛(1) پس از آنچه خداوند نسبت به ابلیس انجام داد، عبرت گیرید. . . »
    زیرا اعمال فراوان و کوشش‌های مداوم او شش هزار سال عبادت کرد که مشخص نمی‌باشد از سال‌های دنیا یا آخرت است اما با ساعتی تکبّر همه را نابود کرد. چگونه ممکن است پس از ابلیس، فرد دیگری همان اشتباه را تکرار کند و سالم بماند؟ هرگز خداوند انسانی را برای عملی وارد بهشت نمی‌کند که برای همان عمل فرشته‌ای را محروم سازد. فرمان خدا در آسمان و زمین یکسان است.
    از بیان حضرت معلوم می‌شود که این یک اصل کلی و سنتی تغییر ناپذیر است که هر گاه فردی لحظه‌ای از روی عناد و تعمد و با علم و آگاهی از خدا غفلت کند و خود را در برابر خدا، صاحب نظر توهم نماید و مطرح سازد، اگر به اندازة ابلیس عبادت شش هزار ساله هم داشته باشد، سقوط می‌کند، چه اینکه ابلیس بعد از آن همه عبادت، به دلیل تکبّر و خود بزرگ‌بینی سقوط کرد.
    برخی به دلیل عبادت‌های ظاهری ممکن است گرفتار عُجب بشوند. خداوند آنان را مورد امتحان قرار می‌دهد تا بفهماند نباید نسبت به اعمال ظاهری خود مغرور شد و خود را طلب‌کار تصور نمود.
    امیرمؤمنان(ع) می‌گوید:
    «لکن الله یبتلی خلقه ببعض ما یجهلون أصله، تمییزاً بالاختبار لهم؛(2) خداوند مخلوقات را با اموری که آگاهی ندارند، آزمایش می‌کند تا بدان خوب تشخیص داده شود».
    بنابر این چون انسان پیوسته در معرض امتحان الهی قرار دارد، اگر از آزمون موفق بیرون نیامد، گرچه سابقه عبادت فراوان داشته باشد، عاقبت او بد می‌شود. از این رو خداوند
    واجب نموده که دست‌کم هر شبانه روز ده بار این آیه را در نماز خود تلاوت کنند:
    «اهدانا الصراط المستقیم؛(3) خداوندا، ما را به راه راست و درست هدایت نما».
    چون آدمی پیوسته در حال انتخاب و گزینش است. گاهی ممکن است درست انتخاب نکند، و گرفتار بدعاقبتی می‌شود. ممکن است کسی در بخشی از عمر خود گرفتار گناه باشد، ولی بالاخره بر اثر عوامل نهفته توفیقی نصیب او بشود و توبه نماید. در ادامه عمر خود درست گزینش کند و راه صحیح را برود و عاقبت به خیر بشود.
    اما اینکه این دو جریان چگونه با عدالت سازگار است؟
    باید گفت: اگر مفهوم عدالت روشن گردد، معلوم خواهد شد که این دو رخداد (خوش عاقبت و بد عاقبت شدن ) عین عدالت است. دربارة معنای عدالت گفته شده:
    «العدل یضع الأُمور مواضعها؛(4) عدل گذاشتن هر چیز در جای خود است».
    بنابر این وقتی فردی بر اثر توفیقاتی که نصیب او می‌شود، راه درست را انتخاب می‌کند، حق دارد عاقبت به خیر شود، ولی کسی که بر اثر عوامل نفسانی و شیطانی پس از عمری تلاش بالاخره به دام نفس اماره گرفتار می‌شود، حقش آن است که بد عاقبت شود، گرچه اعمالی نیک که تا آن زمان از او سر زده، به نحوی در دنیا و آخرت از سوی خداوند جبران خواهد شد، ولی عاقبت کار او ناخوشایند است.
    به هر حال اصل عاقبت به خیر یا عاقبت به شر، ریشه در وجود خود انسان دارد. در واقع در درون خود انسان نهفته است. در پایان عمر این موضوع نمایان شده، یا در جهان دیگر نمایان می شود.
    تشخیص و قضاوت در بارة افراد که چه کسی عاقبت به خیر شده و چه کسی عاقبت به خیر نشده، کار دشوار و ناپسند است، چون غیر از خداوند کسی از نیت و باطن اعمال مردم آگاهی ندارد.
    نباید به صِرف برخی تحولات ظاهری افراد زود دربارة این مسئله قضاوت نمود.
    پی‌نوشت‌ها:

    1. نهج البلاغه، خطبه 192 (قاصعه).
    2. همان.
    3. حمد (1) آیه 4.
    4. نهج البلاغه، حکمت 437.



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4 عامل برای انجام عمل صالح



    باید دانست که عواملی برای موفق شدن به انجام عمل صالح وجود دارد که به نوعی زمینه صدور عمل صالح را مهیا می‌سازد. بدیهی است که هر چه مقدمات تحقق یک موضوع آماده‌تر باشد، امکان تحقق آن بیشترخواهد بود.

    *** از خدا خواهیم توفیق عمل***
    در این مبحث مهم‌ترین مقتضیات عمل صالح بر اساس آیات قرآن کریم مطرح خواهد شد.
    1. یاد خدا

    «وَهُمْ یَصْطَرِخُونَ فِیهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَیْرَ الَّذِی كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا یَتَذَكَّرُ فِیهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَاءكُمُ النَّذِیرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِینَ مِن نَّصِیرٍ »؛ (فاطر، 37) دوزخیان آرزو می‌کنند که به دنیا باز گردند و عمل صالح انجام دهند. به ایشان خطاب می‌شود مگر به شما مهلت عمر داده نشد که برای کسی که می‌خواست یاد خدا کند و متذکر گردد کافی بود؟ از این آیه فهمیده می‌شود که یاد خدا و یادآوری حقایق زمینه ساز عمل صالح است. چنانکه به صراحت در آیه ذیل از این عامل یاد شده است: «إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِیرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ »؛ (شعرا، 227) یعنی:مگر کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح به جا آوردند و خدا را یاد کردند...

    2. توبه

    توبه که به معنی بازگشت به سوی خداست از مهمترین مقدمات گرایش مؤمن به سوی اعمال صالح است. چنانکه فرمود: «إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا »؛ (فرقان، 70) یعنی: مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح به جا آورند، پس خداوند گناهان ایشان را به حسنات تبدیل خواهد کرد و خداوند آمرزنده‌ی مهربان است. «وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا »؛ (فرقان، 71) یعنی: و هرکس توبه کند و عمل صالح انجام دهد، به راستی چنین کسی به سوی خدا بازگشته است. «إِلاَّ الَّذِینَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِیمٌ»؛ (آل عمران، 89)
    «یَا أَیُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّی بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ »؛ (مؤمنون، 51) یعنی:ای پیامبران از روزی‌های حلال و پاکیزه بخورید و عمل صالح انجام دهید. این آیه به روشنی دلالت دارد که روزی حلال یاور مؤمن در انجام عمل صالح است
    3. صبر

    از آنجا که انجام اعمال صالح با مشقت و سختی همراه است، توفیق انجام عمل صالح نیازمند شکیبایی در برابر سختی مخالفت با نفس است. این مطلب از چند آیه به دست می‌آید که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود: «إِلاَّ الَّذِینَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَـئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِیرٌ »؛ (هود، 11) یعنی: مگر آنان که شکیبایی کردند و اعمال صالح به جای آوردند، آمرزش و پاداش بزرگ از آن ایشان است. «وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ »؛ (قصص، 80) یعنی:کسانی که به ایشان علم داده شده بود گفتند: و ای بر شما پاداش خدا برای کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند بهتر است و جز صابران موفق به عمل صالح نمی‌گردند. (خوشدل، 1382 ش، ص 86)
    4.روزی حلال

    «یَا أَیُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّی بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ »؛ (مؤمنون، 51) یعنی:ای پیامبران از روزی‌های حلال و پاکیزه بخورید و عمل صالح انجام دهید. این آیه به روشنی دلالت دارد که روزی حلال یاور مؤمن در انجام عمل صالح است. (شرباصی، 1407، ج 4، ص 211).
    بخش قرآن تبیان

    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ایمان و عمل صالح، برادران جدا نشدنی


    *** از خدا خواهیم توفیق عمل***

    گاهی اوقات دیده می شود که مردم به در و دیوار ، زمان و زمانه بد و بیراه می گویند و آن را به باد نفرین می گیرند .
    در مقابل ین دوستان عرض می کنیم که : دوست عزیز ! زمان و زمانه بد نیستند که اگر چنین بود خداوند به آن قسم نمی خورد .
    خداوند به همه قطعات زمان قسم خورده است ؛ «وَ الْفَجْرِ» (فجر/1)، قسم به طلوع فجر. «وَ الصُّبْحِ» (مدثر/34) ، قسم به صبح. «وَ اللَّیْلِ» (مدثر/33). «وَ النَّهارِ» (لیل/2). «وَ الضُّحى‏» (ضحى/1).

    زمانی که از همه ی زمان ها ارزشمند تر است
    همان طور که گفته شد ، قرآن کریم به تمام زمان ها قسم یاد کرده اما به یکی از آنها که سحر باشد سه بار قسم خورده است ؛ «وَ اللَّیْلِ إِذا یَسْرِ» (فجر/4)، «وَ اللَّیْلِ إِذا عَسْعَسَ» (تكویر/17)، «وَ اللَّیْلِ إِذ اَدْبَر» (مدثّر/33). و این نشان دهنده این است که یکی از بهترین زمان ها ، سحر است .خسارت یا ضرر ؟!


    ضرر جایی است كه نرخ سود دهی پایین بیاید .
    خسارت را در جایی بیان می کنند که سرمایه و هستی فرد به کل از بین برود .
    در آیه «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْرٍ» ، به این نکته اشاره می کند که ‌ای انسان ! مواظب سرمایه ات باش که از بین نرود ، مثل یخ فروشی نباشی که تمام سرمایه اش با کوچک ترین آسیب و بی توجهی از بین می رود و آب می شود .
    «وَ الْعَصْرِ»، قرآن کریم در سوره عصر ، قسم یاد می کند ، در حقیقت با این تعبیر این نکته را یادآور می شود که که عمر و زندگی آدمی در حال غروب می باشد ، «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ» (انبیاء/1) ، وقت در حال تمام شدن است.
    غروب زندگی نزدیک است !


    غروب عمر آدمی درست همانند سپیده زدن زمانه می باشد؛ چطوراست که در اول روز ، سپیدی جوانه می‌زند و کم کم این سپیده ، روز می‌شود و همه جا را روشن می کند ؟!
    ریش‌های سر و صورت ، موها و زلف‌ها هم اول یکی یکی سپیده می‌زنند و در یک چشم به هم زدن می بینیم که این سپیدی ، به طور کامل خودنمایی می کند و خورشید پیری را بر ما مسلط می کند ؛ «حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَكُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ» (بقره/187)، «وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْباً» (مریم/4) .
    هستی و زمانه را هدر ندهیم !


    عمرمان در حال غروب کردن و آب شدن است. به راستی سرمایه های حقیقی ما چیست ؟ باید گفت که همه چیز در این عالم سرمایه های ما هستند ؛ ابر و باد و مه و خورشید و فلک همه سرمایه‌های عظیمی هستند که یکپارچه در خدمت آدمی قرار گرفته اند که از آن ها به بهترین شکل استفاده شود .
    بچه‌ای که در مدرسه درس نمی‌خواند نه اینکه فقط خودش درس نخوانده ، بلکه معلم ، مدیر ، امتحانات، تلفن ، حیاط ، برق و گاز و همه و همه را به هدر داده است ، به عبارتی او کل نظام آموزش و پرورش را معطل کرده است .
    پس کسی که یک سال عمرخود را تلف کرده ، نباید بیان داشته باشد که من عمرم را تلف کرده‌ام . نه! بلکه او خورشید و ماه و همه چیز را تلف کرده است . انسانی که از عمرش استفاده نکرده ، در حقیقت با هستی بازی کرده و همه را معطل نموده است .
    امام علی علیه السلام می فرمایند: «با ایمان راه به سوی كارهای شایسته و با كارهای شایسته، راه به سوی ایمان برده می شود و با ایمان، علم و معرفت آباد می شود»
    ایمان به تنهایی ، برای نجات کافی نیست !


    «وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْرٍ إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» (عصر/3-1)
    در سوره عصر به زمان قسم یاد می کند و می فرماید : قسم به زمان !انسانها در زیانند ، مگر کسانی که ایمان دارند ، «وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» و عمل صالح انجام می دهند .
    ایمان به تنهایی هیچ فایده ای ندارد ؛ ایمان و عمل همیشه توأمان با یکدیگر هستند .
    رابطه ایمان و عمل صالح
    *** از خدا خواهیم توفیق عمل***


    ایمان و عمل صالح ارتباط متقابلی با یكدیگر دارند . در آیات بسیاری از قرآن كریم به عمل صالح نیز بعد از ایمان اشاره شده است.
    این دو درحقیقت مانند دو كفه ترازویی هستند كه سنجش بدون یكی از آن دو ممكن نیست و ایمان بدون عمل صالح، سودی نخواهد داشت. اگر كسی بدون آنكه به برنامه های اسلام عمل كند، ادعای ایمان داشته باشد، ایمانش ، ادعایی بیش نیست و هیچ سودی به حال او نخواهد داشت.(بحار الانوار ، ج 22 ، ص 405)
    قرآن مجید دراین باره می فرماید: « یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیَاتِ رَبِّكَ لاَ یَنفَعُ نَفْسًا إِیمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْرًا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ » (انعام ، 158)
    آثار و فواید پیوند ایمان و عمل صالح


    فواید و ثمراتی كه از توأم بودن ایمان و عمل صالح درقرآن آمده، نشان دهنده این است كه این دو با هم ارتباط تنگاتنگ و مستقیمی دارند. اگر ایمان در اعماق جان نفوذ كند شعاع آن در اعمال انسان خواهد تابید و عمل او را صالح می كند ؛ زیرا عمل صالح، میوه درخت ایمان و ایمان همچون ریشه می باشد ، و وجود میوه شیرین ، دلیل بر سلامت ریشه و ایمان بدون عمل صالح ، درختی بی میوه است . بنابراین ثمره این دو عبارتست از:
    1- زدودن گناهان
    اعمال صالح موجب می شود گناهان گذشته انسان محو شود. خداوند می فرماید: «یكفر عنكم من سیاتكم؛و بخشی از گناهانتان را می زداید.» و «ان الحسنات یذهبن السیئات؛ قطعاً نیكی ها بدی ها را از بین می برند».
    2-عامل سعادت و رستگاری
    معیار سعادت آدمی، ایمان وعمل صالح است: «سعاده الرجل فی احراز دینه و العمل لاخرته»(سفینة النجاة ، ص 110) و سعادت دارای درجات و مراتب مختلفی می باشد. عمل صالح، مرحله اولی از مراحل كمال و سعادت انسانی است و موجب صفا و طهارت در حواس و اعضا می شود. خداوند متعال می فرماید: « مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً ؛ هركس از زن یا مرد عمل صالح انجام دهد، زندگی پاكیزه خواهیم داد و پاداشی بهتر از كردارش به او عطا خواهیم كرد.»(نحل ، 97 )
    عمل صالح زندگی دنیوی و اخروی انسان را تغییر می دهد و حیات طیب در دنیا و آخرت را نصیب افراد مؤمن نیكوكار می سازد. عمل صالح (نیكوكاری) همراه ایمان، بزرگ ترین بهایی است كه خریداران فلاح و رستگاری را به آن می رساند.
    از منظر قرآن، رستگاری محصول عمل صالح و ایمان است. بنابراین ملاك در سعادت، حقیقت ایمان و عمل صالح است، نه صرف ادعای لفظی و زبانی.
    آخرین درجه سعادت، رسیدن به لقای پروردگار است كه با عمل صالح میسر و امكان پذیر می شود: « فَمَن كَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا ؛ هركس به ملاقات پروردگارش امیدوار باشد، باید عمل صالح انجام دهد.»
    در سوره عصر به زمان قسم یاد می کند و می فرماید : قسم به زمان !انسانها در زیانند ، مگر کسانی که ایمان دارند ، «وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» و عمل صالح انجام می دهند. ایمان به تنهایی هیچ فایده ای ندارد ؛ ایمان و عمل همیشه توأمان با یکدیگر هستند
    3-محبت آفرینی و ایجاد دوستی
    *** از خدا خواهیم توفیق عمل***
    از دیگر ثمرات ایمان و عمل صالح، محبت آفرینی است كه خداوند رحمان می فرماید: « إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا ؛ آنان كه ایمان آورده و كارهای شایسته انجام داده اند، خداوند رحمان دوستی آنان را در دل های مردم قرار می دهد. »(مریم ، 96 )
    بنابراین ایجاد دوستی، یكی از ثمرات ایمان و عمل صالح است و از دیگر ثمرات این دو عبارتند از: دادن جزا و پاداش نیكو و ضایع نشدن اجر، كسب خوف و رجاء،مورد مغفرت واقع شدن، خوش عاقبتی، رزق زیاد، بهره مندی از رحمت و موهبت الهی، هدایت از ظلمات به نور، زیانكار نبودن، فوز و پیروزی بزرگ ، وعده بهشت و جاودان بودن آن و...
    باید توجه داشت ثمرات و فوائد مذكور به شرط توأم بودن ایمان وعمل صالح به دست می آید و لازمه حصول آنها منوط به وجود ایمان در كنار عمل صالح است و خداوند عمل صالح را به اندازه توان و طاقت انسان تعیین كرده؛ تا افراد مؤمن بتوانند عمل صالح را در كنار ایمان انجام دهند.
    علاوه بر آیات،روایات زیادی بر ارتباط متقابل ایمان و عمل صالح، تصریح كرده اند كه به برخی از آنها اشاره می شود. پیامبر اكرم(ص) در این زمینه می فرمایند: «ایمان و عمل، دو برادر بسته به یك ریسمانند، خداوند یكی را بدون دیگری نمی پذیرد.»(بحار الانوار ، ج 25 ، ص 211)
    امام علی (ع) نیز چنین فرموده اند: «با ایمان راه به سوی كارهای شایسته و با كارهای شایسته، راه به سوی ایمان برده می شود و با ایمان، علم و معرفت آباد می شود.»(نهج البلاغه)
    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    2,069
    صلوات
    12514
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    18 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1- نيكي عمل مهم است

    قرآن ميفرمايد: «أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» (ملك/2) حال در مورد «أَحْسَنُ عَمَلاً» و كار خوب امروز مقداري صحبت كنيم. پس موضوع ما نشانههاي عمل صالح است. در سوره كهف خداوند ميفرمايد: «لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» (كهف/7) ما مردم را آزمايش ميكنيم تا ببينيم كه کدام عملشان بهتر است. امام صادق ميفرمايند منظور از احسن عملاً، اكثر عملا يعني عمل زياد نيست. زيادي عمل مهم نيست و نيكي عمل مهم است. حال اين عمل صالح چيست؟ اميرالمومنين ميفرمايند: «النَّاسُ أَبْنَاءُ مَا يُحْسِنُونَ» (كافى/ج‏1/ص‏50) مردم پسر كارشان هستند يعني انسان را با كارش شناسايي ميكنند.
    امام صادق عليه السلام :

    عمل براى آخرت

    « إِعْمَلِ الْيَوْمَ فِى الدُّنْيا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ ».

    امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميدِ كاميابى در آخرت را دارى.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود