صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: احكام راه سبز............(ويژه پسران دبیرستان)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,910
    صلوات
    5880
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    58 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    288

    احكام راه سبز............(ويژه پسران دبیرستان)




    به نام خدا
    نام كتاب : احكام راه سبز
    تهيه و تنظيم : وزارت آموزش و پرورش

    طليعه
    دنياى جوان را هيچ كس جز جوان نمى داند، دنيايى است سبز و پر نشاط، همه چيز در نهايت لطافت و زيبايى در آن يافت مى شود:
    شور و حرارت ، عشق و اميد، تلاش و پشتكار، تفكر، تحقيق ، تصميم ، همت ، بالندگى ، تعاون و همكارى ، دوستى ، همدلى و همراهى .
    جوان در اين دنياى با طراوت ، زير شاخه هاى پر از شكوفه هاى اميد مى نشيند و به چشمه سار هستى مى نگرد، چشمه سارى كه تا بى نهايت امتداد يافته و همه جا را سر سبز كرده است .
    راستى سرچشمه اين هستى كجاست ؟ و به كجا خواهد انجاميد و...
    جوان پس از تفكر و تحقيق به سرچشمه هستى ، خداوند متعال ايمان مى آورد.
    رسالت پيامبران و امامان معصوم را باور مى كند.
    روز واپسين را روز جدا شدن حق از باطل ، و خوبان از بدان مى شناسد.
    و قرآن را آخرين كتاب آسمانى و سروش غيبى مى داند كه بر آخرين پيامبر خدا، حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم نازل شده است .
    جوان در سايه اعتقادات پاك خود به خدا و پاداش هاى اخروى علاقه مند مى شود و به جستجوى اسوه و شخصيت كاملى بر مى آيد كه او را به اين هدف مقدس برساند.
    خداوند به اين نياز جوان پاسخ مى گويد:
    ((قطعا براى شما در اقتدا به رسول خدا سرمشقى نيكوست : براى آن كس ‍ كه به خدا و روز واپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى كند.))
    (1)
    وقتى جوان ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را به عنوان اسوه و مقتداى خود برگزيد، خداوند او را موظف مى كند كه برنامه ها و بايدها و نبايدهاى زندگى را از او فراگيرد و بدانها عمل كند:
    ((آنچه را فرستاده او به شما داد، آن را بگيريد و از آنچه شما را باز داشت باز ايستيد.))
    (2)
    اين جاست كه جوان سليقه خود و ديگران را آگاهانه كنار مى گذارد و در مى يابد كه دستور پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را بايد سرلوحه زندگى خود قرار دهد.
    پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نيز عترت خويش را پس از خود به عنوان اسوه و مقتدا معرفى مى كند و عترت نيز در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام ) اين رسالت را به دوش فقيهان و مراجع تقليد مى گذارد.
    مرجع تقليد، رسالت بيان احكام و بايدها و نبايدهاى زندگى را به عهده مى گيرد، جوان با عشق و شعور به احكامى كه توسط مرجع تقليد خود بيان شده است حرمت مى نهد و بدانها عمل مى كند تا به سعادت ابدى راه يابد.
    كتابى كه پيش رو داريد. بر آن است كه شما جوانان عزيز را با بخشى از احكام دينى تان آشنا سازد.
    به خاطر بسپاريد كه احكام اين كتاب بر اساس فتاواى بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران حضرت امام خمينى قدس سره تنظيم شده و در پاره اى از موارد به فتاواى مقام معظم رهبرى (دام ظله ) اشاره شده است .
    شما مى توانيد رساله مرجع تقليد خود را تهيه و با راهنمايى مربى ، دبير دينى و يا امام جماعت حكم مسائلى را كه در اين كتاب آمده است مطالعه كنيد و چنانچه در مساءله اى فتواى مرجع تقليد شما با آنچه كه در كتاب آمده است فرق داشت بر اساس همان فتواى مرجع تقليد خود عمل نماييد.
    اين مطلب را نيز فراموش نكنيد كه ما از پيشنهادهاى شما عزيزان استقبال مى كنيم

    ویرایش توسط بهار ♥ها : ۱۳۹۳/۱۰/۰۷ در ساعت ۱۰:۳۳

    حدیث قدسی : برای من باش تا من با همه ربوبیتم برای شما باشم. ...
    امام صادق(ع) : : «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ ما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیت آن ربوبیت است، آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد.( مصباح الشّریعه، صفحه ۵۳۶ ، طبق نقل میزان الحکمه، واژه ی عبد).


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,910
    صلوات
    5880
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    58 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    288



    1- ريشه هاى احكام
    جز خدا را بندگى حيف است حيف بى غم او زندگى حيف است حيف

    هر جا مى رويم در سايه سار آن درختيم ، شاخ و برگهاى در هم تنيده ، ميوه هاى انبوه ، شاداب و در دسترس ، تنه تناور، و ريشه هاى مستحكم .
    اين درخت ((دين ))، ريشه هاى مستحكمش ((عقايد))، تنه تناورش ‍ ((اخلاق )) و شاخ و برگهايش ((احكام )) است .
    ريشه احكام ، ((عقايد پاك )) است . و اگر بگوييم همه چيز از ريشه هاست گزاف نگفته ايم .

    دستيابى به دين
    درخت دين از آسمان روييده ، از چشمه سار وحى سيراب گشته ، فرشتگان هماره بر گرد آن در رفت و آمدند همه اش قداست و پاكى است و معصومان پاك آن را به ما نشان داده اند. اگر در عصر آن پاكان مى زيستيم دين را از آنها فرا مى گرفتيم ولى صد حيف كه : ((دست ما كوتاه و خرما بر نخيل ))؛ امام عصر (عليه السلام ) در پس پرده غيبت هستند، چه كنيم ؟

    راه چاره
    آسمان را ديده ايد، اگر ستاره و يا كهكشانى از ديد ما فراتر باشد چه مى كنيم ؟
    سراغ دوربين نجومى مى رويم .
    اگر امروز بر زمين مانده ايم و معصومان حضور ندارند كه ما را تا آسمان بالا برند و درخت دين را به ما بشناسانند، هم آنان به ما گفته اند دوربين را برداريد و ببينيد!
    كدام را مى گوييد؟
    اين را، همين كه دو چشم قوى دارد، اگر از يك چشم آن استفاده كنيد دين را به شما نشان نمى دهد، هر دو چشم .


    حدیث قدسی : برای من باش تا من با همه ربوبیتم برای شما باشم. ...
    امام صادق(ع) : : «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ ما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیت آن ربوبیت است، آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد.( مصباح الشّریعه، صفحه ۵۳۶ ، طبق نقل میزان الحکمه، واژه ی عبد).


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,910
    صلوات
    5880
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    58 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    288



    دو چشم دين شناسى
    اگر ديگران خواستند دوربين قلابى به شما ارائه كنند از آنها نپذيريد، نشانه هايش اينهاست :
    دو چشم دارد: يكى ((عقل ))؛ ديگرى ((نقل )).
    عقل ؛ همان عقل پاك و پيراسته از اوهام و خرافات است ، همان ((عقل فطرى )) كه در نهان و نهاد همه است .
    و نقل ؛ آنچه از سوى خداوند بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وحى شده و در قرآن آمده است و آنچه از سوى انسانهاى پاك و دور از خطا و اشتباه يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و امامان (عليهم السلام ) به عنوان دستور زندگى به ما رسيده است .
    دين شناس
    راه دين شناسى براى همه كس باز است ، ولى استعداد قوى مى خواهد و علاقه اى وافر و سپس تصميم و تلاش چرا كه استفاده كردن از دوربين عقل و نقل علم مى خواهد، تخصص مى خواهد، هنر تشخيص مى خواهد. بايد بداند:
    1. حكم اين مطالب را از كجا بدست مى آوريم ؟
    2. آيات قرآنى در اين باره چه مى گويند؟
    3. احاديث معصومين (عليه السلام ) در اين زمينه چه مى گويند؟
    4. رفتار، گفتار و امضاء معصوم (عليه السلام ) در مورد اين مطلب چيست ؟
    5. عقل فطرى اينجا چه حكمى دارد؟
    آن گاه از مجموعه ((عقل )) و ((نقل )) حكم خدا را بدست آورد. متخصص و كارشناس مسائل دينى را ((دين شناس )) و ((اسلام شناس )) مى گويند و به آن كس كه در زمينه احكام ، تخصص دارد به گونه اى كه ديگران موظفند از او ((تقليد)) و پيروى كنند، ((مرجع تقليد)) مى گويند.


    حدیث قدسی : برای من باش تا من با همه ربوبیتم برای شما باشم. ...
    امام صادق(ع) : : «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ ما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیت آن ربوبیت است، آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد.( مصباح الشّریعه، صفحه ۵۳۶ ، طبق نقل میزان الحکمه، واژه ی عبد).


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,910
    صلوات
    5880
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    58 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    288



    گستره احكام
    هر چيز كه به رشد و تكامل معنوى انسان مرتبط باشد در قلمرو دين است و هرگز دين درباره آنها ساكت ننشسته است ، و هر جا سخن از تكليف و وظيفه است در قلمرو احكام است ، مانند: عبادات ، معاملات ، مسائل فردى ، خانوادگى ، اجتماعى ، سياسى ، حقوقى ، فرهنگى و مسائل حكومتى و كشور دارى .
    بزرگداشت احكام الهى
    مواظب باشيم احكام الهى را از اوج خود پائين نياوريم . احكام الهى تاءمين كننده دنيا و آخرت و مقرب انسان به خداى بزرگ اند. استخفاف احكام به يكى از اين راههاست :
    1. احكام را منحصر در احكام فردى بدانيم .
    2. احكام را فقط در محدوده اجتماع لازم بدانيم .
    3. احكام را تنها تاءمين كننده مسائل دنيوى بدانيم .
    4. احكام را از سياست و حكومت جدا بدانيم .
    5. احكام را تنها تاءمين كننده آخرت بدانيم .


    حدیث قدسی : برای من باش تا من با همه ربوبیتم برای شما باشم. ...
    امام صادق(ع) : : «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ ما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیت آن ربوبیت است، آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد.( مصباح الشّریعه، صفحه ۵۳۶ ، طبق نقل میزان الحکمه، واژه ی عبد).


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,910
    صلوات
    5880
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    58 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    288



    2- پايه هاى فهم احكام
    فلو لا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين .
    پس چرا از هر فرقه اى از آنان ، دسته اى كوچ نمى كنند تا در دين آگاهى پيدا كنند؟
    فقيه براى بدست آوردن احكام به دانشهاى بسيارى نياز دارد كه مى توانيم آنها را پايه هاى فهم احكام بناميم و برخى از آنها عبارتند از:
    1. ادبيات عرب (شامل : صرف ، نحو، معانى ، بيان ، بديع و لغت ).
    2. منطق .
    3. انس و آشنايى با قرآن و احاديث معصومين (عليهم السلام ).
    4. آشنايى با علم رجال براى تشخيص راويان حديث .
    5. اصول فقه (شناخت راه استخراج احكام دين از قرآن و سنت ).
    فقه براى دستيابى به حكم الهى همه توان خود را به كار مى گيرد. او با توان و استعدادى كه در راه استنباط احكام دارد، از مجموعه بررسى هاى خود از قرآن ، سنت و عقل حكم الهى را كشف و در قالب ((فتوا)) به اطلاع ما مى رساند.


    حدیث قدسی : برای من باش تا من با همه ربوبیتم برای شما باشم. ...
    امام صادق(ع) : : «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ ما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیت آن ربوبیت است، آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد.( مصباح الشّریعه، صفحه ۵۳۶ ، طبق نقل میزان الحکمه، واژه ی عبد).


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,910
    صلوات
    5880
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    58 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    288



    تقليد و مرجع تقليد
    كسانى كه توان استنباط احكام را ندارند و يا در راه تحصيل اين رشته از علوم اسلامى هستند ولى هنوز به حد اجتهاد نرسيده اند موظفند از فقيه جامع الشرائط كه به ((مرجع تقليد)) مى گويند تقليد كنند.
    در اسلام ((تخصص )) منهاى ((تعهد)) جايگاهى ندارد؛ ولى از آنجا كه امر دين از همه امور مهمتر است در اين عرصه ، حد اعلاى تخصص و تعهد نياز است ؛ فهم دقيق تر و تقواى شديدتر.

    ويژگى هاى مرجع تقليد
    1. دانا و دانشمند باشد.
    2. به مرحله ((اجتهاد)) رسيده باشد.
    3. بنابر احتياط واجب از همه متخصصين ، داناتر و ورزيده تر باشد (اعلم باشد).
    4. به اوضاع زمان ، آن اندازه كه در تشخيص موضوعات احكام و اظهار نظر جديد فقهى دخالت دارد، آشنا باشد.
    5- عادل باشد؛ آن چنان كه ((گناه كبيره ))
    (6) انجام ندهد و از تكرار ((گناه صغيره )) بپرهيزد.

    ويژگى هاى ديگر
    اگر فقيهى شاخص هاى تخصص و تعهد در او جمع بود، با چهار شرط مى توانيم از او تقليد كنيم :
    1. زنده باشد.
    2. مرد باشد.
    3. بالغ باشد.
    4. شيعه دوازده امامى باشد.
    (7)

    به خاطر بسپاريم كه :
    1. از مرجع تقليدى كه پدر و مادر و معلم ما برگزيده اند نمى توانيم تقليد كنيم ، چه بسا آن مرجع از دنيا رفته باشد. ما بايد از كسى كه زنده است تقليد كنيم .
    (8)
    2. بانوان نيز مى توانند به مرحله اعلاى تعهد و تخصص در فهم احكام دين راه يابند نظير بانوى اصفهانى .
    (9)


    حدیث قدسی : برای من باش تا من با همه ربوبیتم برای شما باشم. ...
    امام صادق(ع) : : «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ ما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیت آن ربوبیت است، آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد.( مصباح الشّریعه، صفحه ۵۳۶ ، طبق نقل میزان الحکمه، واژه ی عبد).


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,910
    صلوات
    5880
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    58 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    288



    راههاى شناخت مرجع تقليد
    مرجع تقليد را از سه راه مى شناسيم :
    1. خودمان يقين پيدا مى كنيم مثلا عالم دينى هستيم و قدرت شناسايى مرجع تقليد را داريم .
    2. دو تن از عالمان عادل كه توان تشخيص دارند او را به ما معرفى مى كنند؛ اين در صورتى است كه دو يا چند تن ديگر از عالمان عادل بر خلاف آن دو نگويند.
    3. گروهى از عالمان دينى كه از عهده تشخيص مرجع تقليد بر مى آيند او را به ما معرفى مى كنند و به ما به گفته آنان اطمينان پيدا مى كنيم .

    زنگ خطر
    برخى اهل هوى و هوس اند مى پرسند كدام مرجع ، فتاوايش آسانتر است . ملاك گزينش در نزد آنان عقل و شرع نيست . از آنها مى پرسيدم : اگر مرگ ، شما و يا فرزند شما را تهديد كند سراغ كدام پزشك را مى گيريد، پزشك متخصص تر و متعهدتر، داناتر و دلسوزتر يا پزشكى كه كمتر پول مى گيرد و نسخه هاى آسان تر و ارزان تر مى نويسد.
    پس عقل حكم مى كند براى دستيابى به احكام الهى كسى را انتخاب كنيم كه از همه ، متخصص تر و متعهدتر باشد در اين صورت درصد دستيابى ما به احكام واقعى بيشتر مى شود.

    بيدار باش
    جوانى است اهل نماز، روزه و احكام دينى ؛ ولى اطلاعات او تنها از مدرسه و منزل و مجالس دينى مذهبى است . هنوز مرجع تقليدى انتخاب نكرده است . اكنون كه متوجه شده است چه كند؟
    در اولين فرصت از راههايى كه گفته شد، مرجع تقليد خود را انتخاب مى كند. آنگاه از طريق رساله يا استفتاءات تكليف خود را نسبت به كارهايى كه در گذشته انجام داده ، جويا مى شود.


    فراگيرى مسائل دينى
    مسائلى را كه انسان بيشتر اوقات به آنها نياز دارد واجب است فرا بگيرد.
    امام صادق (عليه السلام ) از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نقل مى كند كه فرمود:
    اف لكل مسلم لا يجعل فى كل جمعة يوما يتفقه فيه امردينه و يساءل عن دينه .
    تاءسف مى خورم بر مسلمانى كه در هفته (لااقل ) يك روز را براى فهم مسائل دينى و پرسش از آنها قرار نمى دهد.


    حدیث قدسی : برای من باش تا من با همه ربوبیتم برای شما باشم. ...
    امام صادق(ع) : : «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ ما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیت آن ربوبیت است، آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد.( مصباح الشّریعه، صفحه ۵۳۶ ، طبق نقل میزان الحکمه، واژه ی عبد).

  9. تشکرها 2


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,910
    صلوات
    5880
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    58 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    288



    قداست فتوا
    وحى الهى مقدس است چون از سوى خداست و در آن خطا و اشتباه راه ندارد و مرجع تقليد نيز كه به فهم احكام دينى از وحى الهى موفق مى شود و بر اساس آن فتوا مى دهد فتواى او مقدس است چرا كه تلاش كرده تا وحى الهى را بازگو كند.
    گرچه مرجع تقليد، معصوم نيست و ممكن است در مواردى به فهم صحيح وحى نائل نيامده باشد ولى چون تنها راه مطمئن ما به وحى الهى ، فتواى اوست و او نيز در كمال امانت و صداقت آنچه را فهميده است بازگو مى كند فتواى او محترم و مقدس است و به حكم عقل بايد از آن پيروى كنيم .
    پيروى از مرجع تقليد كه به آن ((تقليد)) گفته مى شود، پيروى از كارشناس ‍ و متخصص دينى است و كارى است عاقلانه و سنجيده و منطقى .
    ما به مرجع تقليد عشق مى ورزيم و به او احترام ويژه مى گذاريم و احكام دينى خود را از او فرا مى گيريم .



    حدیث قدسی : برای من باش تا من با همه ربوبیتم برای شما باشم. ...
    امام صادق(ع) : : «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ ما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیت آن ربوبیت است، آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد.( مصباح الشّریعه، صفحه ۵۳۶ ، طبق نقل میزان الحکمه، واژه ی عبد).

  11. تشکرها 2


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,910
    صلوات
    5880
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    58 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    288



    3- قلب جامعه
    موضوع ولايت فقيه چيز تازه اى نيست كه ما آورده باشيم بلكه اين مساءله از اول مورد بحث بوده است .
    جوان ! بگو ببينم چه كردى ؟
    روز جمعه وارد بصره شدم و به مسجد آنجا رفتم ، جماعت بسيارى را ديدم كه بر گرد او حلقه زده اند و از او سؤ ال مى كردند. از آنها راه خواستم ، در آخر مجلس دو زانو نشستم .
    - اى مرد دانشمند! مردى غريبم ، اجازه دارم مساءله اى بپرسم ؟
    - آرى . شما چشم داريد؟
    پسر جانم ! اين چه سؤ الى است ، چيزى را كه مى بينى چگونه از من مى پرسى !
    سؤ الهاى من اين گونه است .
    پسر جانم بپرس اگر چه پرسشهايت نابخردانه است !
    شما چشم داريد؟
    آرى .
    با آن چه مى كنيد؟
    با آن رنگها و اشخاص را مى بينم .
    بينى داريد؟
    آرى .
    با آن چه مى كنيد؟
    با آن مى بويم .
    دهان داريد؟
    آرى .
    با آن چه مى كنيد؟
    با آن مزه ها را مى چشم .
    گوش داريد؟
    آرى .
    با آن چه مى كنيد؟
    با آن صداها را مى شنوم .
    قلب داريد؟
    آرى .
    با آن چه مى كنيد؟
    با آن هر چه را بر اعضا و حواسم در آيد تشخيص مى دهم .
    مگر با وجود اين اعضا از قلب بى نياز نيستيم ؟
    خير.
    چگونه ؟ مگر اعضا، صحيح و سالم نيستند، پس چه نيازى به قلب داريد؟
    پسر جانم ! هرگاه اعضاى بدن در چيزى كه ببويند يا ببينند يا بچشند يا بشنوند ترديد كنند آن را به قلب ارجاع دهند تا ترديدشان برطرف گردد و يقين حاصل كنند.
    پس خدا قلب را براى رفع ترديد اعضا قرار داده است ؟
    آرى .
    قلب لازم است وگرنه براى اعضا يقينى حاصل نخواهد شد؟
    آرى .
    وقتى اين اعتراف ها را از او شنيدم گفتم :
    اى عمرو بن عبيد!
    خداوند اعضاى تو را بدون امامى كه صحيح را تشخيص دهد و ترديد را به يقين تبديل كند وا نگذاشته ، چگونه اين همه مخلوقات را در سرگردانى و ترديد و اختلاف وا گذاشته است . و براى ايشان امامى كه در ترديد و سر گردانى خود به او رجوع كنند قرار نداده است ؟
    ساكت شد و جوابى نداد.
    رو به من گفت :
    تو هشام بن حكمى !!
    آنگاه مرا در آغوش گرفت ، به جاى خود نشانيد و تا من بودم سخن نگفت .
    امام صادق (عليه السلام ) از شنيدن اين گزارش بسيار خوشحال شد و به من فرمود:
    اينها را از كجا آموختى ؟
    گفتم : آنچه را از شما فرا گرفته بودم منظم كردم و به او گفتم .
    فرمود: به خدا سوگند اين سخنان در صحف موسى و ابراهيم هست .


    حدیث قدسی : برای من باش تا من با همه ربوبیتم برای شما باشم. ...
    امام صادق(ع) : : «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ ما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیت آن ربوبیت است، آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد.( مصباح الشّریعه، صفحه ۵۳۶ ، طبق نقل میزان الحکمه، واژه ی عبد).

  13. تشکرها 2


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,910
    صلوات
    5880
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    58 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    288



    ولايت فقيه
    نقش امام را در جامعه شناختيم . سخن اين جاست كه آيا در عصر غيبت ، اعضا و حواس جامعه بدون قلب رها شده اند؟
    همه چيز داريم : قوه مقننه ، قوه قضائيه ، قوه مجريه ، قانون ، مردم ، علما، دانشمندان ، سياستمداران ، ارگانها، نهادها و... يعنى چشم داريم ، ذائقه داريم ، شامه داريم اما قلب جامعه اسلامى كيست ؟
    در عصر غيبت كه امام حضور ندارد بايد به چه كسى رجوع كرد؟
    نامه اى به محضر مبارك امام زمان (عليه السلام ) نوشت و مساءله را از ايشان پرسيد. جواب به خط مبارك آن حضرت به دستش رسيد:
    و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة احاديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجة الله .
    و در پيشامدها - و مسائل دينى - به راويان حديث (فقيهان جامع الشرايط) مراجعه كنيد كه آنان بر شما حجت و راهنمايند و من حجت خدايم .

    اگر جامعه ، قلب نداشته باشد، دين به اسارت مى رود، اما قلب جامعه كيست ؟ امام زمان (عليه السلام ) معرفى كرد ولى مگر مى شود يك بدن چندين قلب داشته باشد؟ اعضاء كار آمد بدن متعدد است ولى قلب هميشه يكى است ، ممكن است چندين عضو، بدن را در حركت و پيمودن مسير و ادامه زندگى كمك كنند ولى يك عضو است كه فرمان مى دهد، پس ‍ پيكره جامعه را يك نفر راهبرى مى كند و آن مجتهدى است كه به عنوان رهبر انتخاب شده است كه همان ولى فقيه است .
    آرى قلب تپنده جامعه اسلامى ((ولى فقيه )) است .
    نگاهبان دين از تحريف ها ((ولى فقيه ))است .
    مهار كننده هوى و هوسهاى جامعه ((ولى فقيه )) است .
    نجات دهنده دين از چنگال دشمنان ((ولى فقيه )) است .
    و مرجع نهايى حل و فصل اختلاف ها ((ولى فقيه )) است .
    دشمنان كه امروز بيش از هميشه قلب جامعه اسلامى را نشانه گرفته اند با اساس دين و اسلام مخالفند، مى خواهند دين را به اسارت ببرند. حضرت على (عليه السلام ) درباره زمان پيش از حكومت الهى خود مى فرمايد:
    (((پيش از اين ) اين دين ، در دست نااهلان اسير بود، درباره آن به هوى و هوس عمل مى كردند و با آن دنيا را مى طلبيدند))


    حدیث قدسی : برای من باش تا من با همه ربوبیتم برای شما باشم. ...
    امام صادق(ع) : : «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ ما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیت آن ربوبیت است، آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد.( مصباح الشّریعه، صفحه ۵۳۶ ، طبق نقل میزان الحکمه، واژه ی عبد).

  15. تشکرها 2


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود