جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دین پذیری و اجبار

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 8 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    دین پذیری و اجبار





    پرسش:
    چگونه آیه «لا اکراه فی الدین» با آیه ای که می فرماید «و هرکس غیر از اسلام دینی بجوید، هرگز از او پریرفته نشود»(بقره 240) سازگار است؟

    پاسخ:
    در مورد آیه نخست عرض شود که دارای دو پیام است: یکی بیان حقیقتی است و دیگری حکمی که بر آن حقیقت استوار است.
    حقیقتی که این جمله بیان می کند، اجباری نبودن دین و عقیده است ،زیرا دین و عقیده باور قلبی نسبت به حقایق مربوط به مبدا و معاد است که منشأ و انگیزه بخش به سوی عمل است. باور قلبی هم اجبار پذیر نیست. کسی را نمی توان به باور داشتن توحید یا نبوت یا معاد و به دوست داشتن خدا و بندگان صالح خدا و نفرت داشتن از شیطان و دشمنان خدا وادار کرد. قلب از حوزه تسلط انسان ها خارج است. نمی توان کسی را به باور داشتن یا دوست داشتن وادار نمود.
    اگر با فردی با برهان مواجه شدی و ذهن و روحش را قانع کردی، به یقین می رسد. اگر جمال و زیبایی حق را به او نمایاندی، معتقد و عاشق می شود.
    اما پیام دوم آیه، حکم تکلیفی است و این که ای پیامبر و ای مؤمنان! حق ندارید افراد را به زور به دین وارد کنید و به پذیرش اعتقادی وادارید، زیرا دین داری اجباری فقط ظاهرسازی است و مقبول خدا نیست. خدا دینداری واقعی و ریشه دار را می خواهد، نه دینداری اجباری و بی ریشه را. این معنای گزاره «لا اکراه فی الدین» است.
    اما گزاره: «ان الدین عند الله الاسلام»:
    دین به معنای باور به عقاید حق، و آراسته شدن به اخلاق انسانی، و عمل به دستور های خدا است. این دین یکی بیش نیست، زیرا حقیقت چندگانه نیست. همه پیامبران به باور به توحید و نبوت و معاد دعوت کرده اند. دین همه پیامبران یکی بوده و آن تسلیم خدا بودن و باورهای وحیانی را پذیرفتن و به اخلاق خدایی آراسته شدن و احکام وحیانی را عمل کردن است. معنای "دین نزد خدا فقط اسلام( تسلیم امر و خواست و هدایت خدا بودن) است".
    پس نتیجه این که اجبار و اکراه در پذیرش دین نیست. دین باید با اختیار و انتخاب خود شخص صورت گیرد. اصولاً دین به عنوان یک مقوله ایمانی و قلبی چیزی نیست که اجبار پذیر باشد. اگر در آیه دقت کنید، متوجه می شوید که‌ با زبان نفی سخن گفته، نه نهی، یعنی فرمود: در دین اجبار نیست، نه این که نباید اجبار کرد، یعنی اجبار پذیر نیست، نمی توان کسی را به زور انسان معتقد و مومن کرد، چون مربوط به اعتقاد و دل او و انتخاب او می شود.
    اما دین پذیرفته نزد خدا فقط اسلام است، یعنی فقط دین حق مورد پذیرش خدا است.
    بنابراین، حقیقت جوی واقعی کسی است که به تمام مظاهر حق در طول تاریخ ایمان داشته باشد و به کامل‏ترین شریعت عمل کند. "مسلمان حقیقی" در طول تاریخ کسی است که به پیامبر عصر خود و تمام پیامبران پیشین ایمان داشته باشد و در برابر آخرین شریعت و فرمان‏ های خداوند "تسلیم" باشد. (این مطلب به استناد به آیه‏ 285، سوره‏ بقره تأیید می ‏شود)
    اگر فردی صادقانه در پی حقیقت بوده است و در تحقیق خود تنها به بخشی از حقیقت رسیده است، او هم حقیقت جو است ولی مطلبی که در این بین وجود دارد این است که به تمام حقیقت نرسیده است. بلکه تنها به حدی از آن رسیده و در آن مقدار متوقف شده است .
    در مورد ادیان دیگر نیز همین سخن را می توان گفت که با توجه به بشارت هایی که در ادیان دیگر بر آمدن پیامبر خاتم ذکر شده بود، حقیقت جویان واقعی باید در صدد پیروی از پیامبر خاتم بر می آمدند. البته ممکن است عده ای واقعا در تطبیق پیامبر موعود با پیامبر اسلام دچار اشتباه شده باشند که باز به حق جویی آن ها لطمه ای نمی زند.



    لینک اصلی


  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود