جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مژده به کانونی ها ( تیتر آدم گولزنک)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76

    مژده به کانونی ها ( تیتر آدم گولزنک)




    به نام خدا
    سلام مجدد و پایانی به کانونی های عزیز امیدوارم هرجا که هستین حالتون توپ توپ باشه. البته نه اونقد که شوت بشین یه وقت.
    دیگه از این تیترای آدم گولزنک زیاد دیدیم مخصوصا توی سایت های تبلیغاتی. البت این تیتر همچین هم آدم گولزنک نیست چون نبودم خودش یه مژده ست.مژده به کانونی ها ( تیتر آدم گولزنک)
    چند شب پیش تو سایت از مدیر محترم سایت درخواست داشتم تا به مدت یه ساعت یا کمتر آی دی منو باز کنند برای گپ و گفت کوتاه با کانونی ها. البته من نمیخواستم بگم اخراجم از سایت چون حداقل کاربران عادی ندونن ولی مدیر گفتن همه میدونن. نمیدونم وقتی اسم من عادیه و هیچ علامتی برای نبودنم در سایت نیست چطور همه میدونن. ( همینجا درخواست اکید دارم به مسئولان سایت که کاربر محروم رو با یه رنگ مشخص کنند.) اگه هدف از نامشخص بودن کاربر اخراجی، ثبات آبروشون هستش پس حداقل بی دلیل اخراجشون نکنین که هم آبروشون الکی نره.
    به هر حال به دلیلی که خودم نمیدونم از سایت به مدت یکسال اخراجم و یک سال هم که بگذره دیگه نه من حال کانون رو دارم نه کانون حال منو. حال هم داشته باشم بازم دلیلی برای بازگشت نیست.پس این آخرین ارسال من توی سایتهمژده به کانونی ها ( تیتر آدم گولزنک)


  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    * چند شب پیش با مدیر صحبت می کردم ایشون گفتند که به دلیل توهین به نظام اخراج شدم ولی خودم مطمئنم همچین چیزی وجود خارجی نداره چون آخرین باری که در مورد نظام به طور جد حرف زدم در دوران انتخابات موسوی و احمدی نژاد بود که به حد کافی هم ضربه ی روحی دیدم و محروم شدم به حد کافی.
    حالا منکه خودم منکراتی، ولی کسی که دم از دین و خدا میزنه باید بدونه علی (ع) فرمودند اگه کسی را شب در حال گناه دیدی فردا به چشم گنه کار به اون نگاه نکن.
    که صد البته کسی که باعث جدایی من و کانون شده به این امر معتقد نبوده که بعد از همه مدت داره کاری که تاوانش رو دادم رو دوباره اعمال قانون می کنه. البته قانون که نیست. اعمال بی قانونی می کنه. چون در دو تاپیکی که در مورد قانون زدم مشخص میشه که مدیران سایت دارن از قانون سوء استفاده می کنند.
    * یه مورد دیگه هم مدیر گفتند من حرفی زدم و شاید دلیل محرومیتم اون بوده: همچین جمله ای بود: نظام جمهوری اسلامی در حرف دم از قرآن می زنن و در عمل کار شیطانی می کنند.
    من منکر این نیستم که این حرف رو زدم ولی در مورد نظام نبوده. یه شعر طنز بوده در مورد مدیران. که این دو بیت بود:
    مرا از کوی رسوایی نترسان
    شدم من پیش از این رسوای ایران
    به فکر خود و هم کیشان خود باش
    عمل اهریمن است و حرف قرآن
    در اصل منظورم پاسخگویان بوده که به طنز گفتم وگرنه قبل از این توی همون تاپیک گفته بودم که قشر کارشناس دارن زحمات زیاد می کشند
    صحبت محرومیت من و رفتار برخی از افراد با من یه رفتار معمولی نبوده و نیست
    در کل هر چی بوده تموم شده. اینقد اذیت شدم توی این 6 ،7 سال فشار روحی بهم اومده که فقط خدا می بینه نه کس دیگه و محرومیت با دلیل و بی دلیل شدم که دیگه توانی برای کانونی بودن در من نمونده.
    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۳/۱۰/۰۸ در ساعت ۱۹:۰۲ دلیل: چند کلمه جزیی


  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    این جمله رو به دوستانی بگم که دم از دین میزنند:
    مقصد همه ی ما خاکه و خدایی که ناظر بر کارهای ماست، پرونده ی ما رو بررسی می کنه نه آدمای اطرافمون که حرفمون رو می شنون یا رفتار متظاهرمون رو می بینند.
    امیدوارم پیش خدا رو سفید باشیم وگرنه رو سفیدی با تظاهر فانیه.
    کسانی که توی این مدت حضورم اینقدر منو اذیت کردند رو هم حلال می کنم ولی مطمئنا خدا بالای سر ماست و اونه که باید رای نهایی رو صادر کنه و اون همه چیز رو در نظر می گیره
    .....
    آقا ما گفتیم تا حالا کار غرتی بازی نکردیم بیایم این دم آخری یه حلالیت بطلبیم بلکه به جمع نخطه دارها بپیوندیم.
    شاعر می فرماید:
    خواهی نشوی رسوا ..... همرنگ نخطه دارها شو
    در بیتی دیگه شاعر می فرماید:
    اگر بار گران بودم که هیچی ..... اگر نامهربان بودم دلم خواست
    خلاصه ی امر اینکه بدی های ما رو ببخشن. هیچ وقت سعی نکردم به کسی بدی کنم. اگه حرفی زدم و با کسی تندی کردم فقط بخاطر این بوده که پیشرفتی در زندگیشون حاصل بشه. حالا ممکنه با لحن تندم ناراحت شده باشن و بد برداشت کرده باشن. باز حلال کنن. حالا بقیه ی حساب میمونه با من و خدا
    در این مدت حضورم در سایت تمام تلاشم رو کردم که بهترین سایت رو داشته باشیم. به هر حال نشد. وقتی فکرم مال اینجا نباشه خودمم نباید باشم. شاید از اول هم نباید می بودم. بعضی آدما رو تحمل کردیم و بعضی ها هم ما رو تحمل کردن. ( اینا رو نمیگم که یکی بگه آخ سیاوش راس میگه و ناگهان یاد یه پست یا موضوعی بیوفتین) اینا رو گفتم چون واقعا هدفم همین بود و همینکه خدا برام مهر تایید بزنه کافیه.
    توی سایت دو رنگ نبودم. شایدم اصلا رنگ نداشتیم ولی بدون تظاهر باشم که توی دنیای امروزی این قشر هیچ طرفداری ندارن و معمولا منفور هستند.
    خب ولش کنین این حرفا رو.

    من که دیگه آخرین حضورم توی کانون هستش.
    اهل آی دی دوم ساختن و دزدکی سایت اومدن هم نیستم چون به شانم نمیخوره. پس قول میدم دیگه شخصیت حقیقیم با هیچ آی دی در کانون نخواهد بود. اما شاید بعنوان مهمان ماهی یکی دو بار به سایت سر بزنم
    شاید نبودنم توی کانون به رشدم کمک کنه و بتونم زندگیمو بهش یه کم سر و سامون بدم.
    کسانی که دوس دارن یه سراغی از من بگیرند آدرس وبلاگم توی امضام هستش و می تونین از طریق نظرات وبلاگ بهم سر بزنین و ایمیلم هم توی پروفایلمه و همچنین توی سایت شعر نو و انجمن شاعران جوان هم هستم+ احتمالا فیسبوق هم خواهد بود
    با سرچ این اسم توی گوگل منو می تونین پیدا کنین
    "اسماعیل رضوانی خو"
    دلم در بیتی بسیار نا بجا می فرماید به خودش که:
    دلا از آشنایانم چه دیدی؟
    که از این سو به آن سوها پریدی؟
    مگر یاران من عاشق نبودند؟
    چرا از عاشقی پا پس کشیدی؟
    میان صحبت یاران وفا بود ...
    مگر از بی وفایی ها شنیدی؟

    دیگه منم بهش می گم که ولمون کن عامو دلت خوشه رفتن اجباریه. یار کجا؟ غار کجا؟ صحبت دیدار کجا؟
    و در جوابش اون بیت که در وصف مدیران نوشتم رو نوشتم
    دلا از آشنایانت حذر کن
    به کوی دشمنان خود سفر کن
    برو جایی که گُل از غم بروید
    منه دیوانه را هم دس به سر کن

    اما دارم سعی می کنم دنیای اینترنتیمو کم کنم.
    در پایان برای همه ی دوستام، عزیزانم و همچین مدیران و خادمان واقعی سایت آرزوی موفقیت می کنم و همچین از خداوند خواهانم شماها رو کنار هم در جمع گرم کانون کنار هم نگه داره و همینطور کانون روز به روز پیشرفت کنه و با این پیشرفت، دوست داران اسلام ناب محمدی رو به کمال برسونه
    .........
    یادها رفتند و ما هم می رویم از یادها ...


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,332
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,251 پست
    حضور
    122 روز 20 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام و خدا قوت به برادر سیاوش عشق : من مدت زیادی نیست که عضو این کانون شده ام . و تنها چند ماه است که به این جمع امده ام .
    هر چند که هنوز مانند غریبه ای هستم که گاهی کلامی می گوید . و خودی نشان میدهد . با توجه به سن و سالم که شاید تقریبا از همه بزرگتر از نظر سنی هستم .باید بگویم که در یک کانونی که به نام خدا و قران اذین است. دور از انتظار است که برای انتقاد و گاهی تذکر به دوستان و انها را به خطا ها و اشتباهات متوجه کردن . کسی را از ان جمع اخراج کرد . اگر ما قصدمان خود سازی و نزدیک شدن به راه ائمه
    علیه السلام است. پس باید مولا علی و امام حسین الگوی ما باشند . وقتی امام حسین (ع) می فرمایند اگر دین ندارید حداقل ازاده باشید. پس چرا ما با ید یکطرفه به قاضی برویم .و براحتی برای کلامی به یکدیگر انگ بزنیم . اگر قرار است که تنها در یک محدوده معین
    گفتگو کنیم و انتقاد ها را نپذیریم . پس چگونه از ازادی و ازادگی که مولا امام حسین بخاطر حفظ ان جان خویش را فدا کرد دم می زنیم. باشد که خداوند ما را در به راه راست هدایت کند . و هرگز در برابر حقایق زندگی چشمهایمان را نبندیم . یا حق .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود