جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: 6عاملی که باعث کینه توزی می شود

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,324
    صلوات
    17776
    تعداد دلنوشته
    12
    تشکر:
    1
    حضور
    21 روز 19 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    1

    6عاملی که باعث کینه توزی می شود




    یکی از رذایل اخلاقی کینه است؛ کینه حالتی قلبی است که در ظاهر با دشمنی آشکار می شود. انسان های کینه جو همیشه در عذاب هستند چون فکرشان مشغول به این است که چگونه از طرف مقابل انتقام بگیرند، ولی غافل از این هستند که کسی که می خواهد دیگری را بیازارد ابتدا خود آزرده می شود. متأسفانه این افراد چون همیشه دغدغه فکری عداوت دارند نمی توانند در جهت کمال گام بردارند و طبق احادیث وارده افراد کینه توز از ایمان بهره کافی نبرده اند.

    عوامل کینه توزی

    کینه عبارت است از داشتن عداوت و دشمنیِ دیگری در دل و منتظر فرصت مناسب برای ابراز آن بودن.(1) در قرآن و احادیث موارد متعددی به عنوان عامل کینه ذکر شده است:

    1)بیماردلی

    در قرآن بیمار دلی یكی از عوامل زمینه ساز بغض نسبت به دین و دینداری معرفی شده است: "أَمْ حَسِبَ الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ "(2)؛‌ آیا كسانى كه در دل هایشان مرضى هست، پنداشتند كه خدا هرگز كینه آنان را آشكار نخواهد كرد؟

    بیماردلان غالبا کسانی هستند که ایمانشان ضعیف است و به تدریج به نفاق گرایش می یابند. که تاریخ نشان می دهد گروهی از کسانی که به پیامبر(صلی الله علیه و آله) ایمان آوردند از این دست بوده اند.

    2) وسوسه های شیطان

    شیطان به عنوان اصلی ترین دشمن آدمی همیشه با خطواتش در صدد گمراهی انسان بوده است و برای ایجاد تفرقه و دشمنی بین اهل ایمان کینه را در دلهای آنان می کاشته. که در آیات بسیاری به آن اشاره شده است.(3)

    3) توقعات زیاد

    معصومین(علیهم السلام) توقعات بیش از اندازه را عامل کینه معرفی می کنند، زیرا وقتی فردی از دیگری توقع زیاد داشته باشد و آن شخص نتواند آن توقعات را برآورده سازد در معرض ملامت قرار می گیرد و ملامت شونده کینه ملامت کننده را به دل می گیرد. حضرت علی (علیه السّلام) فرموده اند: "برادرت را با همان وضعی كه دارد تحمل كن و زیاد سرزنش نكن؛ زیرا این كار كینه می آورد."(4)

    جدال و خرده گیری از دیگران دوستی را از بین می برد و دشمنی به بار می آورد. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: از ستیزه جویی در دین بپرهیزید؛ زیرا دل ها را از یاد خدا بازداشته، نفاق را به ارث می گذارد و كینه و دشمنی را زنده می كند

    4)نداشتن فضیلت

    گاهی پیش می آید که فردی نزد دیگران از فضیلتی سخن می گوید که دیگری آن فضیلت را ندارد و این موجب کینه توزی او می شود. حضرت علی(علیه السّلام ): "بپرهیز از بیان علم نزد كسی كه اشتیاقی به آن ندارد و از بیان مقام و شرافت گذشته در نزد كسی كه گذشتة افتخارآمیزی ندارد؛ زیرا این امر موجب كینه توزی او نسبت به تو می گردد."(5)

    5)سخن چینی و شوخی های بیجا

    بدگویی و سخن چینی، در نهایت آشکار می شود و به گوش کسی که از او بد گفته اند، خواهد رسید و همین امر، سبب ایجاد کینه و دشمنی خواهد شد. امیر مۆمنان علی (علیه السلام) می فرماید: "اِیّاکم والنمائم فَاِنَّها تُورثُ الضَغائن"(6)؛ از سخن چینی بپرهیزید که کینه توزی می آورد. در برخی دیگر از روایت ها، شوخی های بی اساس و بدون مرز، از اسباب کینه توزی معرفی می شود. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید:"از شوخی بپرهیزید، زیرا بدخواهی می آورد و کینه بر جای می گذارد و دشنام کوچک به شمار می رود"(7).

    6) جدال و خرده گیری از دیگران

    جدال و خرده گیری از دیگران دوستی را از بین می برد و دشمنی به بار می آورد. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: "از ستیزه جویی در دین بپرهیزید؛ زیرا دل ها را از یاد خدا بازداشته، نفاق را به ارث می گذارد و كینه و دشمنی را زنده می كند."(8)
    جدایی

    آثار کینه

    1) نابودکننده خوبی ها

    امام على (علیه السلام): اَلغِلُّ یُحبِطُ الحَسَناتِ(9)؛ كینه، خوبى ها را نابود مى كند.

    2) ایجاد فتنه

    امام على (علیه السلام): سَبَبُ الفِتَنِ الحِقدُ(10)؛ علت فتنه ها و آشوب ها كینه توزى است.

    3) ایجاد اندوه و عذاب

    امام على (علیه السلام):اَلْحَقودُ مُعَذَّبُ النَّفْسِ، مُتَضاعَفُ لهَمِّ (11)؛ كینه‏توز، روحش در عذاب است و اندوهش دو چندان.


    راه درمان کینه در قرآن

    1)بدی ها را با نیکی پاسخ گویید

    خداوند در قرآن طریقه درمان کینه را بیان کرده آنجا که فرموده: "ادْفَعْ بِالَّتى‏ هِىَ احْسَنُ فَاذَا الَّذِى بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ كَانَّهُ وَلِىُّ حَمیْمٌ"(12) با نیكى، بدى را دفع كن، تا دشمنان سرسخت همچون دوستان، گرم و صمیمى شوند.

    در این آیه خداوند، ما را متوجه می سازد که همه انسانها تشنه محبت هستند حتی کسانی که دلهایشان سرشار از کینه و عداوت است؛ بنابراین با محبت و نیکی می توان کینه ها را برطرف ساخت.
    حضرت علی(علیه السّلام ): "بپرهیز از بیان علم نزد كسی كه اشتیاقی به آن ندارد و از بیان مقام و شرافت گذشته در نزد كسی كه گذشتة افتخارآمیزی ندارد؛ زیرا این امر موجب كینه توزی او نسبت به تو می گردد"

    2) تقویت ایمان

    قرآن ایمان را به عنوان مهمترین عامل زدوده شدن كینه از دل ها برمی شمارد؛ زیرا ایمان، بازگشت به فطرت است و شخصیت شخص را بازسازی می كند و به اعتدال رهنمون می سازد و از بیماری های روحی و روانی ایمن می كند. "وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فیها خالِدُونَ *وَ نَزَعْنا ما فی‏ صُدُورِهِمْ مِنْ غِل‏...."

    (13) و كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‏اند - هیچ كسى را جز به قدر توانش تكلیف نمى‏كنیم - آنان همدم بهشتند [كه‏] در آن جاودانند. و هر گونه كینه‏اى را از سینه‏هایشان مى‏زداییم.

    3) تقوا

    قرآن پرهیزکاران و متقین را وعده بهشت و دوری از کینه داده است." إِنَّ الْمُتَّقینَ فی‏ جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ *ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنینَ*وَ نَزَعْنا ما فی‏ صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى‏ سُرُرٍ مُتَقابِلین‏"(14) بى‏گمان، پرهیزگاران در باغها و چشمه‏سارانند. با سلامت و ایمنى در آنجا داخل شوید. و آنچه كینه [و شایبه‏هاى نفسانى‏] در سینه‏هاى آنان است بركَنیم.


    کلام آخر:

    بنابراین در همه جوامع بخصوص جوامع اسلامی انسانها باید در نتایج کینه ورزی تفکر کنند و بدانند کینه نتیجه ای جز آتش اندوه و عذاب آخرت به همراه ندارد و باید سعی کنند این صفت زشت را که منجر به تفرقه و دشمنی می گردد با ایمان و بخشش و نیکی به دیگران از خود دور سازند تا هم عزت خود را حفظ کنند و هم به آرامش برسند.



    پی نوشت ها:

    1ـ احمد نراقی، معراج السعادت، ص 200

    2ـ محمد/29

    3ـ مائده/90 و91

    4ـ میزان الحكمه،ج3،ص1221

    5ـ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 20، ص 322، ح 696

    6ـ صادق احسان بخش ، آثارالصادقین ، ج 24، ص419

    7ـ كافی ،ج2،ص665.

    8ـ اخلاق الهی، آیت الله مجتبی تهرانی، ج 4، ص209

    9ـ غررالحكم، ج1، ص 168، ح6429

    10ـ همان، ج4، ص 121، ح5522

    11ـ همان، ح 1962

    12ـ فصلت/34

    13ـ اعراف/ 42 و 43

    14ـ حجر/45تا 47


  2. تشکرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود