جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مقدمه ای کوتاه بر عرفان و مسلک های عرفانی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    222
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مقدمه ای کوتاه بر عرفان و مسلک های عرفانی




    عرفان مجموعه ای از باورهای دیرینه انسان است در طلب حقیقت هستی و شناخت آن.
    این جستجو برای کسب معرفت قدمتی به تاریخ بشری دارد و از آغاز هم نام عرفان نداشته بعنی اینطور نبوده از آغاز راه و روش این کسب معرفت و شناخت نامش عرفان باشد.
    کلمه عرفان معادل میستیک یا میستیسیزم یا گنوسیسم است به معنی مرموز و پنهانی و مخفی.در فارسی به عرفان ترجمه شده و دال بر جهان بینی دینی خاصی است که امکان شهود یا درک باطنی حقایق هستی دون واسطه را برای انسان مفروض میداند.
    این تعریف عام همه مسلک های عرفانی است.اما چرا گفتیم مسلک ؟آیا عرفان کثیر است یا بسیط؟
    عرفان یک مقوله بیش نیست.اما جلوه های متنوع دارد.ریشه ایست که شاخ و بالهای زیادی از آن صادر شده.
    عرفان در هر اقلیمی به مقتضای آن اقلیم رشد یافته و با خصوصیات و ویژگی های آئینی آن دیار همسو شده و صبغه بومی گرفته .
    لذا عرفان کثیر نیست.بازتابی است از یک حقیقت و جلوه های یک اصل.
    انکسار نور است در آیئنه های متعدد که نمیتوان مدعی شد این نور کثیر است.
    یا تفکیک نور و ظهور انوارهفتگانه و آنگاه ادعا کنیم این نور با اصلش فرق دارد.
    لذا نمی توان برای عرفان خاستگاه ثابت در نظر گرفت یا مصادره به مطلوب کرد که حقیقت عرفان اینست و نزد ماست و دیگران از آن بی بهره اند یا راه به خطا می روند.
    اما در خصوص عرفان اسلامی بی شک با لحاظ کردن منابع غنی آئین اسلام تردیدی نیست یکی از متقن ترین راههی کشف و شهود حققت این راه است و به جهت آسمانی بودن از دقت نظر بیشتری برخوردار بوده و می تواند مشتاقان را در رسیدن به کمال مطلوب راهگشاتر باشد.
    ولی نمی تواند دستاویزی باشد برای نقد سایر مسلکها چنانکه اصل نفی و اثبات و موضوعیت این عنوان جایگاهیی در عرفان اصیل ندارد.عرفان هرگز در صدد نفی و اثبات نیست و وارد کردن این بحثها در مقوله شناخت خلط مبحث فلسفی و کلامی است و دغدغه ذهن است و گویای اینکه هنوز ذهن به آن درایت و آرامش نرسیده که فارغ از قیل و قال به مشاهده حقیقت بپردازد.امری که متاسفانه امروزه در بسیاری از باصطلاح بررسی ها و مباحثات شاهدش هستیم.
    اما معجون بودن عرفان ! و آمیختگی آن با انواع رسوم و باور سایر ملل و نحل امر غریبی نیست.
    حقیقت مرز ندارد چنانکه اندیشه آدمی اسیر مرزهای جغرافیایی نیست.
    لذا حقایق بسیاری در چهار سوی جهان به ظهور رسیده که در گذشت اعصار منتقل شده و مورد استفاده قرار گرفته و به ظرافتهای نابی نیز نزدیک شده اند.
    این اشتراک در برخی اصول و روش های عرفانی موید همین گستردگی حوزه شناخت عرفان است که فارغ از جزم اندیشی های فلسفی چون نسیم جاری و ساری است و در اعماق وجود و نهاد هر آدم اهل نظری جرقه های بیداری را میزند.
    متخصصین دین اسلام و بزرگواران حاضر در این انجمن اشراف کافی و وافی دارند شباهت های باطنی بین بسیاری از تعالیم عالیه اسلام با سایر ادیان و حتی مکتبهای فکری بشری قدیمی تر وجود دارد و این هرگز به معنای وابستگی یا وام گرفتن و عدم استقلال دین مبین اسلام نیست.
    حتی در مورد برخی سنتهای عصر عرب جاهلی اسلام مخالفتی به خرج نداد من جمله پرهیز از جنگ در ماههای حرام.
    به مصداق یستمعون القول و یتبعون احسنه اسلام هم آنچه از باورهای اصیل و فطری مناسب حال بشریت بود در طول تاریخ جمع آوری کرد و در اصول مدون و نو بنام دین تحویل جامعه انسانی داد.
    وقتی از عرفان اسلامی صحبت میکنیم نمی توانیم از تعالیم اخلاقی و مشترک سایر شیوه های عرفانی چشم پوشی کنیم و اسلام هم بر آنان صحه گذاشته.
    ان شاءالله در فرصتهای بعدی با اشارات کوتاه و در حد بضاعت در خصوص عرفان اسلامی و تصوف و برخی مطالب مورد بحث و مجادله در خدمت عزیزان خواهم بود و حتما از نظرات اساتید حاضر بهره خواهم برد.
    ویرایش توسط moridenur : ۱۳۸۷/۰۶/۰۶ در ساعت ۱۲:۱۶ دلیل: خلاصه کردن مطلب

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود