جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قران و زندگی

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    753 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قران و زندگی




    در ابتداء به دو حدیث اشاره کرده و سپس به پاسخ شما می پردازیم :
    1- وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَتَى أَخَوَانِ رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالا لَهُ إِنَّا نُرِيدُ الشَّامَ فِي تِجَارَةٍ فَعَلِّمْنَا مَا نَقُولُ فَقَالَ نَعَمْ إِذَا أَوَيْتُمَا إِلَى الْمَنْزِلِ فَصَلِّيَا الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ فَإِذَا وَضَعَ أَحَدُكُمَا جَنْبَهُ عَلَى فِرَاشِهِ بَعْدَ الصَّلَاةِ فَلْيُسَبِّحْ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ ع ثُمَّ لْيَقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ- فَإِنَّهُ مَحْفُوظٌ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَتَّى يُصْبِحَ الْحَدِيثَ؛ (1 )دو برادر به حضور پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله) رسيدند و عرض كردند براى تجارت به شام مى‏رويم، به ما تعليم دهيد چه بگوييم (تا از شر اشرار مصون بمانيم) فرمود: هنگامى كه به منزلگاهى رسيديد و نماز عشا را خوانديد، موقعى كه يكى از شما در بستر قرار مى‏گيرد، تسبيح فاطمه زهرا(سلام ا...علیها) بگويد و سپس آية الكرسى بخواند ، فانه محفوظ من كل شى‏ء حتى يصبح ( مسلما او از همه چيز در امان خواهد بود تا صبح)، سپس در ذيل اين حديث آمده است كه در يكى از منزلگاه ها دزدان قصد هجوم به آنها را داشتند اما هر چه تلاش كردند موفق نشدند .
    2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی ا...علیه وآله ) مَنْ قَرَأَ أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ عِنْدَ النَّوْمِ وُقِيَ فِتْنَةَ الْقَبْرِ؛ (2 ) از حضرت صادق(عليه السلام ) روايت نموده كه گفت رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) فرمود كسى كه الهيكم التكاثر را در موقع خوابش بخواند از فتنه و فشار قبر مصون بماند.
    اما این که چرا این چنین سفارشی شده است ما واقف به تمام دلایل آن نیستیم ولی برخی از آنها را وجود نازنین پیامبر اکرم یا اهل بیت ، اشاره کردند لذا حتما دارای اهداف و تاثیرات سازنده ای بوده که تاکید فروانی بر آنها شده است .
    این نکته را خوب است گفته شود
    که قرآن کتاب هدایت به معارف حق در باب خدا شناسی و معاد شناسی و بیان اخلاق متعالی انسانی است و در ضمن برای اداره صحیح زندگی فردی و اجتماعی انسان ها، احکام حیاتبخش ارائه کرده است. خداوند هدایتش را با مبعوث کردن پیامبر به تدریج نازل کرده است.
    1. قرآن کتاب هدایت بشر به باور های حق، اخلاق متعالی انسانی و بیان کننده احکام و دستور های تضمین کننده سعادت دنیا و آخرت است. هدف قرآن زمانی محقق می شود که ما قرآن را بخوانیم و بفهمیم و به معارفش باور یابیم و به اخلاقش متخلق شویم و به دستورهایش عمل کنیم.
    بنا بر این خواندن از باب مقدمه برای فهمیدن و عمل کردن ارزش دارد و اگر از این باب نباشد، فایده کمی خواهد داشت . پس ما باید سعی کنیم قرآن را به عنوان کتاب خدا بخوانیم و بفهمیم و سرلوحه زندگی قرار دهیم در این صورت تاثیراتش را خواهد گذاشت،
    2. کسی که توجه داشته باشد که قرآن کتاب خدا برای هدایت و دستگیری بشر است و با این توجه قرآن را مس نماید، آن را ببوسد ، آن را تلاوت کند و آن را به همراه داشته باشد، همه این ها ارزشمند می شود و در ساختن روح و روان و فکر و اخلاق و عمل و آخرت او تاثیر گذار خواهد بود.
    3- جسم از مرکب روح است و همانطور که در روانشناسی ثابت شده است آرامش روح در سلامت جسم و اضطراب روح در بیماری جسم نقش به سزائی دارد و این از بدیهیات عصر ماست پس با قرآئت قران مثل آیه الکرسی و سوره تکاثر قبل از خواب ، رسیدن به آرامش و سلامت جسم خود را هم تأمین کرده ایم .
    4. در محضر قرآن بودن، بوسیدن قرآن و تلاوت آیات آن حتی اگر ترجمه را متوجه نشود، برای فردی که آن را به عنوان کتاب خدا می بوسد و تلاوت می کند و ...، آثار بسیار زیادی دارد که ممکن است خیلی از آنها را ما هنوز ندانیم.

    پی نوشت:
    1.كلينى محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، ط- الإسلامية،ناشردار الكتب الإسلامية،چاپ: تهران‏،سال: 1407 ق‏،نوبت چهارم‏، ج‏2، ص 623 ؛ مکارم شیرازی ، تفسير نمونه، ناشر دار الكتب الإسلامية، تهران،سال 1374 ش،نوبت اول، ج‏2، ص 261
    2. شيخ حر عاملى ،وسائل الشيعة،ناشرمؤسسة آل البيت عليهم السلام‏،چاپ : قم‏،سال چاپ 1409 ق، ‏نوبت اول‏،ج‏11، ص395 ؛ علامه طبرسی، مجمع البیان ، مترجمان ، ناشر انتشارات فراهانى، تهران، سال 1360 ش،نوبت اول ،ج‏27، ص 250


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,321
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,238 پست
    حضور
    122 روز 11 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خداوندی که هرچه داریم از اوست . در مورد فواید ایات و کلام خداوند در قران من چنان تجربیاتی دارم که با قلبم انرا درک کرده ام.
    من زمانی از استرس و افکار توام با وحشت برای خانواده ام . در رنج بودم همیشه فکر می کردم که عزیزانم را از دست خواهم داد.
    تا اینکه با انجام کارهایی مانند : خواندن ایت الکرسی و دعای فرج امام زمان و سوره هایی از قران که از حفظ هستم . به ارامشی رسیدم .
    و الان که با شما عزیزان سخن می گویم . باید بگویم که هرگز نتوانستم جلوی مرگ عزیزانم را بگیرم . و هر چه خداوند در زندگیشان مقدر کرده
    همان شده است . نه مرگشان را ونه بیماریشان را توانستم کاری کنم.
    تنها یاد خداوند ارامش قلبها را می تواند باعث شود . و گرنه اراده پروردگار را هیچ کس نمی تواند تغییر بدهد. یا حق.


  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    753 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
    « رُسُلاً مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ کانَ اللَّهُ عَزیزاً حَکیماً؛(1)
    پیامبرانى که بشارت‏دهنده و بیم‏دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند، (و بر همه اتمام حجت شود) و خداوند، توانا و حکیم است‏»
    از این آیه استفاده می شود که اگر رسولانی بشارت دهنده و انذار کننده در میان انسان ها نباشند، انسان ها می توانند در روز قیامت معذور باشند و بگویند که خدایا ! اطلاعی از روز قیامت نداشتیم . راه رسیدن به سعادت را نمی دانستیم اما با ارسال رسولان و إنزال کتب، اتمام حجت صورت می گیرد . کافران در روز قیامت فاقد حجت و عذری برای کفر خود هستند.
    در جای دیگر می فرماید:
    « وَ ما کُنَّا مُعَذِّبینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً ؛(2)
    هرگز (قومى را) مجازات نخواهیم کرد، مگر آن که پیامبرى مبعوث کرده باشیم‏»
    این آیه هم دلالت بر لزوم بعثت انبیا دارد. عذاب قبل از تبیین را نفی می نماید.
    این دو آیه را صرفا به عنوان نمونه ذکر کردیم تا بدانید که هر چیزی که به قرآن و دین نسبت می دهند ، نباید قبول کنید . برای شناخت دین و قرآن یا باید خودتان متخصص شوید یا به متخصصان مراجعه نمایید.
    ارسال رسولان و انزال کتب صرفا به معنای این نیست که برای هر جامعه و در هر عصری حضور جسمانی یک پیامبر خاصی لازم است بلکه همین که پیام پیامبران به انسان ها برسد، اتمام حجت صورت گرفته ، زیرا آنچه مهم است ،ابلاغ رسالت است . ابلاغ اعم از این است که به صورت شفاهی یا کتبی یا ...صورت بگیرد.

    پی نوشت ها:
    1. نساء(4) آیه 165.
    2. إسراء(17) آیه 15.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    490
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست
    خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
    « رُسُلاً مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ کانَ اللَّهُ عَزیزاً حَکیماً؛(1)
    پیامبرانى که بشارت‏دهنده و بیم‏دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند، (و بر همه اتمام حجت شود) و خداوند، توانا و حکیم است‏»
    از این آیه استفاده می شود که اگر رسولانی بشارت دهنده و انذار کننده در میان انسان ها نباشند، انسان ها می توانند در روز قیامت معذور باشند و بگویند که خدایا ! اطلاعی از روز قیامت نداشتیم . راه رسیدن به سعادت را نمی دانستیم اما با ارسال رسولان و إنزال کتب، اتمام حجت صورت می گیرد . کافران در روز قیامت فاقد حجت و عذری برای کفر خود هستند.

    سلام
    از مطلب خوبتون ممنونم
    ولی یه سوال ذهن منو مشغول کرده
    اسلام همیشه به عدل سفارش کرده و من عدل دینم رو قبول دارم ... فقط سوال میکنم تا بیشتر بدونم
    فرض میکنیم من یه نوجوان بزرگ شده در کشوری مثل انگلیس هستم ... از بچگی این توی ذهنم رفته که من اومدم تو این دنیا تا درس بخونم و شغلی پیدا کنم و ازدواج کنم و ...
    کسی هم از دین اسلام برام نگفته و تنها ذهنیت من نسبت به اسلام تبلیغات ماهواره ای هست که خب از وضعیت ماهواره مطلع هستید
    پس در نتیجه دید من به اسلام دیدی کاملا منفی هست
    حال بعد از مثلا 30 سال که فقط درس خوندم و خوش گذروندم و خیلی از کارهایی که کردم از نظر خدا گناه بوده و من از گناه بودنش خبر نداشتم میفتم میمیرم
    حالا تکلیف من چیه؟ آیا این دلیل که من اصلا از دین مطلع نبودم از من قبول میشه؟
    ( قبلا با آدم هایی تو این شرایط برخورد کردم برای همین میپرسم
    )


  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    753 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محب رهبر نمایش پست
    سلام
    از مطلب خوبتون ممنونم
    ولی یه سوال ذهن منو مشغول کرده
    اسلام همیشه به عدل سفارش کرده و من عدل دینم رو قبول دارم ... فقط سوال میکنم تا بیشتر بدونم
    فرض میکنیم من یه نوجوان بزرگ شده در کشوری مثل انگلیس هستم ... از بچگی این توی ذهنم رفته که من اومدم تو این دنیا تا درس بخونم و شغلی پیدا کنم و ازدواج کنم و ...
    کسی هم از دین اسلام برام نگفته و تنها ذهنیت من نسبت به اسلام تبلیغات ماهواره ای هست که خب از وضعیت ماهواره مطلع هستید
    پس در نتیجه دید من به اسلام دیدی کاملا منفی هست
    حال بعد از مثلا 30 سال که فقط درس خوندم و خوش گذروندم و خیلی از کارهایی که کردم از نظر خدا گناه بوده و من از گناه بودنش خبر نداشتم میفتم میمیرم
    حالا تکلیف من چیه؟ آیا این دلیل که من اصلا از دین مطلع نبودم از من قبول میشه؟
    ( قبلا با آدم هایی تو این شرایط برخورد کردم برای همین میپرسم
    )
    با سلام در ابتدا باید اشاره شود :
    هر انسانی در برابر دستور خداوند دارای تکلیف می باشد . کافر نیز مکلف هستند که به اصول و فروع دین عمل نماید. این یک قاعده فقهی است : الکُفَّارُ مُکَلَّفُونَ بِالْفُرُوعِ کَما أَنَّهُمْ مُکَلَّفُونَ بِالأُصُولِ.
    همان طور که شراب خوردن بر مسلمان حرام است ، بر کافر نیز حرام می باشد و یا دزدی و سایر کارهای خلاف برکفار نیز حرام می باشد.
    اگر کسی حرام بودن کاری را نداند ، چنانچه جاهل مقصر باشد، شرعا گناه حساب نمی شود، یعنی هیچ احتمال حرمت در انجام آن کار را ندهد و از نظر عقل و وجدان هم زشتی آن کار روشن نباشد(مانند دزدی و قتل و غارت که قبحش بر همه روشن است ) تکلیفاٌ حرام نیست و گناه ندارد. اگر اثر وضعی داشته باشد ، عملی می شود، مثلا اگر ندانسته مال کسی را تلف کند، گناه نیست، ولی خسارت آن را باید بدهد.
    کفار نیز مکلف به تحقیق هستند، آن ها نیز دارای عقل خدادادی و پیامبری درونی هستند. می دانند که انسان بدون تکلیف نیست، اگر تحقیق کرده باشند و به نتیجه نرسیده اند ، در مورد انجام کار های حرام ممکن است خداوند آن ها را به خاطر رحمت واسعه اش عذاب ننماید، اگر بی توجه به این مسائل باشد و به اصصطلاح فقهی جاهل قاصر باشد،یعنی زمینه تحقیق برای پیدا کردن دین حق و بررسی دین اسلام برای آن ها باشد و دنبال تحقیق دین برحق و احکام آن نروند، هم به خاطر کفر بودن مستحق عذاب می شود و هم به جهت ترک اعمال واجب و یا انجام کارگناه که در اثر کفر مرتکب آن شده اند.(1)

    توضیح این مسله به صورت جامع تر این که :
    تاثیرات گوناگون محیط و مکان تولد و زندگی و محیط تربیتی در مورد مسیری که فرد در زندگی خود برمی گزیند، حقیقتی غیر قابل انکار است و بدیهی است که انتخاب دین و این یکی از مهمترین مسائل تاثیر گذار بر هر فرد در زندگی اوست؛ اما باید توجه داشت که همه این ویژگی های خانوادگی و اجتماعی فرد را ملزم به انتخاب یک مسیر خاص در زندگی نمی کند.
    از نظر جهان بینی اسلامی همه انسان‏ها از آزادی، اختیار و قدرت بر تصمیم‏گیری برخوردارند که خودشان سرنوشت خویش را رقم می‏زنند و به مقتضای عقل و قدرت اختیار خود بايد بر اساس فکر و دانش و درك خود به حقيقت - هر چه كه باشد- رسیده و بدان ايمان بياورند. در این زمینه تكليف براي مسلمان زاده و مسيحي زاده و يهودي زاده و ... مساوي است.
    ما به روشني موارد متعدد نقض را در اين زمينه مي يابيم كه به رغم همه علل محيطي و ژنتيكي و تربيتي و ... باز عنصر اختيار فرد و كنش هاي خودخواسته نقش بسزايي در تعيين جهت حركت فرد در مسير زندگي ايفا مي كند. همه اين علل و عوامل نمي تواند نوعي جبر و عدم اختيار را براي فرد رقم بزند.
    در واقع انسان در اوج فشار عوامل و علل دروني و بيروني براي انجام يك عمل در خود توان ايستادگي و مقاومت در برابر اين فشارها وترك عمل را مي يابد و يا بالعكس در اوج تمايلات دروني در ترك يك عمل و انزجار دروني از انجام آن باز بنا به مصالحي مي تواند خود را متقاعد به عمل و انجام آن عمل نمايد و اين يعني همان عنصر اختيار در بشر.
    به خاطر همين عنصر اختیار و حق انتخاب انسان ها است که مشاهده می کنیم در شرایط مساوی از نظر طبیعی، خانوادگی، ژنتیکی و ... يعني در یک خانواده، شخصی مانند کمیل بن زیاد نخعی از یاران خاص و از اصحاب سرّ امیرالمومنین (ع) قرار می گیرد و برادر دیگر (حارث بن زیاد نخعی) بواسطه جهت گيري هاي خاص رفتاري و رذالت هاي خود به چنان پليدي مي رسد كه قاتل فرزندان مسلم بن عقیل می شود.
    البته قبول داریم که در بسیاری از موارد فرد متاثر از محیط خانواده و محل تربیت به سمت انحراف و اشتباه می رود و به اصلاح تاثیرات منفی محیطی بر اراده و اختیاراو غالب می شود یا بواسطه زمان و مکان زندگی از دستیابی به حقیقت به معنای دقیق کلمه باز می ماند، اما در مورد سرنوشت این گونه افراد نكته دقيقي كه نبايد از ياد برد آن است كه این تفاوت ها با همه جزییات و ظرافت ها مورد ملاحظه و حساب دقیق قرار خواهد گرفت.
    به عبارت روشن تر در نزد خداوند افراد گوناگون در محیط های مختلف و با گرایشات فکری و فرهنگی و باورهای سنتی متفاوت و حتی توانایی های ادراکی متفاوت و اختلاف در دست رسی به حقیقت، به یک گونه مورد سئوال خداوند قرار نخواهند گرفت و خداوند در نوع تکالیف و مسئولیت ها و آزمون ها و محاسبه اعمال به شکلی متفاوت با آن ها برخورد خواهد نمود.
    یکی از سنّت های الهی این است که خداوند برای همه انسان ها به اقتضای داشته ها و توانایی های فکری، جسمی و محیطی و...، مسئولیت‌ها و تکالیف شان را تعیین می نماید. بنا بر توانمندی ها و ابزار و عوامل موفقیت از آن ها بازخواست خواهد کرد. این همان حقیقتی است که با تعابیر مختلف در قرآن به آن اشاره شده مانند:
    « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها؛ (2)خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏كند. ».
    این عدالت خداوند در مقام تشریع و تکلیف است. همچنین در مقام محاسبه و مطالبه و توقعات نیز چنین عدالتی با دقت تمام رعایت می شود :
    « وَ نَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئا؛ (3) ترازوهاى عدل را در روز رستاخیز مى نهیم, پس هیچ کس ستمى نمى بیند».
    در آزمون دنیا شرایط مسابقه و میدان عمل و نوع تکلیف برای انسان ها یکسان نیست. زیرا کاملا روشن است که توان انسان ها در اوضاع نامساوی، نامساوی خواهد بود. خداوند نیز بر اساس اوضاع و با توجه به عنصر اختیار در وجود هر انسان بر او تکلیف می کند تا در میدان مسابقه برای رسیدن به مقام قرب الهی به تلاش و کوشش بپردازد .
    خداوند هرگز نگفته موقعیت هایی که برای شماست، نسبت های مساوی دارند؛ بلکه خداوند نسبت های عادلانه برای آن ها قرار داده است. یعنی اگر ظهر تابستان و در کنار تنور، شاطر و نانوا روزه بگیرد، روزه اش با روزه زمستان فردی که از اذان صبح تا اذان مغرب خوابیده، یکسان نیست. فردی که برای شرکت در نماز جماعت، به مسجد کنار منزل می رود، با فردی که برای شرکت در نماز جماعت باید نصف شهر را بپیماید، هرگز مزد و پاداش مساوی نخواهد داشت. پرهیز از نگاه به نامحرم در ایران و اروپا، یک پاداش را ندارد.
    به همین نسبت عامل سعادت برای فردی که در جنگل های آمازون یا دهکده های بدوی قلب آفریقا زیسته و یا در متن یک کشور مرفه آمریکای شمالی و در انبوه فساد و انحراف و باورهای نادرست رشد یافته و افکارش شکل گرفته و هیچ مجال و زمینه ای برای دست یابی به دین حق نیافته ، عمل نمودن به همان حقایقی است که با عقل و فطرت انسانی خود درست و صحیح می یافته نه چیزی دیگر؛ و حجم و میزان تکالیف و مسئولیت ها و آزمایشات او با فردی که مثلا در یک محیط اسلامی زیسته بسیار بسیار متفاوت خواهد بود .
    در روایات ما هم از انسان هایی نام برده شده که به خاطر تمام نشدن حجت بر ایشان در قیامت یا برزخ به نوعی مورد محاسبه و آزمون قرار می گیرند و بابی در این زمینه در کتاب های روایی باز شده تحت عنوان کسانی که حجت بر آنان تمام نشده است .(4) و اگر این قبیل افراد در یافتن حقیقت کوتاهی نداشتند. ولی شرایط محیطی هیچ گاه به آنان اجازه تحقیق و رسیدن به حقیقت را نداد نمی توان آن ها را گمراه و قطعا جهنمی دانست.
    در عین حال تاکید می کنیم که این قاعده به معنای بی اشکال دانستن عملکرد بسیاری از افراد که در جهل و بی خبری خود از حقیقت مقصرند نیست، کسانی که علی رغم امکان بررسی و تحقیق پیرامون اسلام از این امر استنکاف می ورزند و دغدغه ای در این زمینه ندارند، بلکه این گروه عذری در برابر خداوند ندارند ، اما جاهلان قاصر و بی تقصیر در برابر خداوند بر اساس باورهایی که خود بدان معتقد بودند و مبانی عقل و فطرت انسانی مانند دوری از ظلم و مانند آن مورد محاسبه قرار می گیرند و سرنوشت اخروی آنان رقم می خورد .


    پی نوشت ها :
    1تفسیر نمونه ،ج‏25 ، ص260.
    2. بقره (2) آیه‌286.
    3. انبیا(21)آیه 47.
    4. علامه مجلسی، بحارالانوار، دارالکتب الاسلامیه، تهران، بی تا ، ج 5، ص 289، حدیث 2و 3، باب اطفال و کسانی که در دنیا بر آن ها حجّت تمام نشده است.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    490
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ممنون از پاسخ کاملتون
    یا علی



  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    753 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امام صادق‌(ع) می‌فرماید: "کسی که هر شب سوره واقعه را بخواند....در دنیا سختی‌، فقر، نیازمندی و آفتی از آفت دنیا را نمی‌بیند و از دوستان حضرت علی‌(ع) می‌شود..."(1)

    1. شیخ حر عاملی‌، وسائل الشیعه‌،مؤسسه آل البیت‌، قم‌، ج 6، ص 112.


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    146
    صلوات
    5
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    23 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تاثیر آیات انفاق در افراد مختلف




    (لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‌ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیمٌ: هرگز به نیکوکاری نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و از هرچه انفاق کنید قطعاً خدا بدان داناست.)(آل‌عمران: 92)
    همانطور که در قبل اشاره شد بعضی از افراد این قدر از روح با صفایی برخودار هستند که به محض شنیدن پیام های الهی کاملا منقلب شده و دست به کارهایی میزنند که برای همیشه در تاریخ ماندگار می شود که برای مثال جریان دو نفر از کسانی را که با شنیدن آیه 92 سوره آل عمران نام خودشان را در دفتر تاریخ ثبت کردند را برای شما بیان می کنم:


    1) ابو طلحه انصاری

    او در مدینه نخلستان و باغی زیبا و پر در آمد داشت، پس از نزول آیه فوق به خدمت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله رسید و عرض کرد: می‌دانی که محبوبترین اموال من همین باغ است، و من می‌خواهم آن را در راه خدا انفاق کنم تا ذخیره‌ای برای رستاخیز من باشد، پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود: بخّ بخّ ذلک مال رابح لک: آفرین بر تو، آفرین بر تو، این ثروتی است که برای تو سودمند خواهد بود، سپس فرمود: من صلاح می‌دانم که آن را به خویشاوندان نیازمند خود بدهی، ابو طلحه دستور پیامبر صلّی اللّه علیه و آله را عمل کرد و آن را در میان بستگان خود تقسیم کرد.


    2) زبیده همسر هارون الرشید
    او قرآنی بسیار گرانقیمت داشت که آن را با زر و زیور و جواهرات تزیین کرده بود و علاقه فراوانی به آن داشت، یک روز هنگامی که از همان قرآن تلاوت می‌کرد به آیه لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ رسید، با خواندن آیه در فکر فرو رفت و با خود گفت هیچ چیز مثل این قرآن نزد من محبوب نیست و باید آن را در راه خدا انفاق کنم، کسی را به دنبال جواهر فروشان فرستاد و تزیینات و جواهرات آن را بفروخت و بهای آن را در بیابانهای حجاز برای تهیه آب مورد نیاز بادیه نشینان مصرف کرد که می‌گویند: امروز هم بقایای آن چاه‌ها وجود دارد و به نام او نامیده می‌شود. (تفسیر نمونه ذیل آیه شریفه)

    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس به واسطه اين دعا خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد و در فرجشان تعجیل شد
    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:
    همينگونه شما شیعیان نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود