صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا واقعاً خطا و اشکالی در قرآن هست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    22
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا واقعاً خطا و اشکالی در قرآن هست؟




    خطاها و اشکالهای قرآن


    مسلمانان معمولا بسیار روی این نکته تکیه میکنند که قرآن، هیچ خطایی ندارد و کاملا از هرگونه خطا و تضاد خالی است، البته این ادعا در خود قران نیز به صورت های مختلف بیان میشود، از جمله در سوره زنان (نساء) آیه 82 که میگوید:

    آیا در قرآن نمی اندیشند؟ هرگاه از سوی دیگری جز خدا میبود، در آن اختلافی بسیار می یافتند.

    البته باید توجه کرد که عدم وجود تناقض در یک کتاب به هیچ عنوان به معنی این نیست که آن کتاب از طرف خدا نوشته شده است. نوشتن یک کتاب بی تناقض از عهده هر کسی بر می آید، اما عکس این قضیه صادق است، یعنی وجود تناقض در یک کتاب میتواند به این معنی باشد که آن کتاب از طرف خدا نوشته نشده است. زیرا خداوند به دلیل علیم بودنش نباید در اظهارات خود دچار تناقض شود.

    بر اساس این آیه، قران برای اینکه ثابت کند
    قران از طرف الله آمده است، استدلال میکند که اگر از طرف خدا نبود، اشکالها و تناقضات و اختلافاتی در آن یافت میشد. بنابر این میتوان نتیجه گرفت که اگر اختلافات و تضادهایی در قرآن پیدا شود، میتوان نتیجه عکس گرفت که این کتاب از سوی دیگری جز الله بوده است.


    با امید آنکه مسلمانان ما را در این مهم برای روشن سازی مردم ایران یاری دهند و دست از پی ورزی و افسونگرایی بردارند و با دیده خرد به آیات بنگرند.




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۵
    نوشته
    84
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4



    دوست گرامي
    يكى از دلائل حقانيت قرآن و اينكه از طرف خدا نازل شده اين است كه در سراسر آن تضاد و اختلاف نيست براى روشن شدن اين حقيقت به توضيح زير توجه فرمائيد.
    " روحيات هر انسانى دائما در تغيير است قانون تكامل در شرائط عادى در صورتى كه وضع استثنايى بوجود نيايد انسان و روحيات افكار او را هم در بر مى‏گيرد و دائما با گذشت روز و ماه و سال، زبان و فكر و سخنان انسانها را دگرگون ميسازد، اگر با دقت نگاه كنيم هرگز نوشته‏هاى يك نفر نويسنده يكسان نيست بلكه آغاز و انجام يك كتاب نيز تفاوت دارد، مخصوصا اگر كسى در كوران حوادث بزرگ قرار گرفته باشد حوادثى كه پايه يك انقلاب فكرى و اجتماعى و عقيده‏اى همه جانبه را پى‏ريزى كند او هر قدر بخواهد سخنان خود را يكسان و يك نواخت و عطف به سابق تحويل دهد قادر نيست، بخصوص اگر او درس نخوانده و پرورش يافته يك محيط كاملا عقب افتاده‏اى باشد.
    اما قرآن كه در مدت 23 سال بر طبق احتياجات و نيازمنديهاى تربيتى مردم در شرائط و ظروف كاملا مختلف نازل شده، كتابى است كه درباره موضوعات كاملا متنوع سخن مى‏گويد و مانند كتابهاى معمولى كه تنها يك بحث اجتماعى يا سياسى يا فلسفى يا حقوقى يا تاريخى را تعقيب مى‏كند نيست، بلكه گاهى در باره توحيد و اسرار آفرينش، و زمانى درباره احكام و قوانين و آداب و سنن، وقت ديگر درباره امتهاى پيشين و سرگذشت تكان دهنده آنان، و زمانى درباره مواعظ و نصايح و عبادات و رابطه بندگان با خدا سخن مى‏گويد، و بگفته دكتر گوستاولبون قرآن كتاب آسمانى مسلمانان منحصر به تعاليم و دستورهاى مذهبى تنها نيست بلكه دستورهاى سياسى و اجتماعى مسلمانان نيز در آن درج است.
    چنين كتاب با اين مشخصات عادتا ممكن نيست خالى از تضاد و تناقض و مختلف گويى و نوسانهاى زياد باشد، اما هنگامى كه مى‏بينيم باتمام اين جهات همه آيات آن هماهنگ، خالى از هر گونه تضاد و اختلاف و ناموزونى است، بخوبى مى‏توانيم حدس بزنيم كه اين كتاب زائيده افكار انسانها نيست بلكه از ناحيه خداوند است چنان كه خود قرآن اين حقيقت را در آيه فوق بيان كرده است". (1)

    بنابراين بخش مورد توجه شما در اين آيه در صدد اين مطالب است
    1. يك دستى و عدم اختلاف در آيات نشان آن است كه سرچشمه‏ى آن، وجودى تغيير ناپذير است. «لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ»
    2. هر چه از طرف خداست حقّ و ثابت و دور از تضاد و پراكندگى و تناقض است. «لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا ...»
    3.در قوانين غير الهى همواره تضاد و تناقض به چشم مى‏خورد. «لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا ...»
    4. اختلاف، تغيير و تكامل، لازمه‏ى نظريات انسان است. «لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً» (2)



    1. تفسير نمونه، ج‏4، ص: 29
    2. تفسير نور، ج‏2، ص: 339



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دو گانه گوییهای قران

    الله? و نیز آِیه 110 سوره النحل که میگویدس: وإذا بدلنا آیه مکان آیه... و همچنین آیه 106 سوره بقره: ما ننسخ من آیه أو ننسها...
    اما موارد استناد پاسخگو شگفتی اولیه مرا به سایه برد و شگفتی دیگری افزود. او چنین استناد کرده بود که آیه به معنای کلمات قرآنی نمی باشد! بلکه به معنای معجزه ها و نشانه های خداوندی است و خدا در جایی این نشانه را به شکل شتر و درجایی نهنگ و درجایی دیگر میوه یا درخت یا هرچیزی قرار میدهد! وبه خاطر اینکه شاید یک نشانه ای در جایی یافت نشود همانند میوه ای و یا مناسب آن مکان و آن زمان نباشد خدا به ناچار از نشانه ای دیگر استفاده میکند! بنابراین جابه جایی و تناسخ آیه های قرآنی بدین معناست. - البته ایشان نگفتند که اگر خدا ناتوان است نهنگ را در بیابان به یک بادیه نشین نمایان کند و به جای آن شتر را مینماید پس دیگه معجزه اش چیست؟-
    دوست من که از این جواب دندان شکن آقای همدانی خوشش آمده بود مرتب به من کافر طعنه میزد و میخندید اما جالب اینجاست که ادمین محترم اتاق ازشخص من- شاید به خاطر آیدیم - پرسید که آیا شما فکر میکنید در آیه های قرآنی تناقضی وجود دارد؟ من که بلافاصله جواب مثبت داده بودم و نوبت برای پاسخگویی درخواست کرده بودم نمیدانم چرا مورد کم مهری قرار گرفتم و به من نوبت نداده شد. اما با مهمان گرامی چه باید می کردم؟ نخست تلاش کردم که این برداشت مسخره را از واژه ?آیه? را برای او روشن سازم, گفتم ببین تمامی تازیان و اندیشمندان آنها میدانند که آیه در قرآن همان سخنان الله است و تو نمیتونی به یک تازی بگویی که آیه یعنی نشانه خدا, همچنین خود شخص خدای مزعوم در قرآن بارها آورده که این قرآن عربی زبان است و اگر میتوانید حتی یک آیه ای مثل آن بیاورید پس چگونه میتوان ادعا کرد که آیه به معنای نشانه است نه به معنای سخنان قرآن؟ برخی تلاش میکنند خود را از تازیان هم تازی تر نشان دهند ولی غافل از اینکه دانشمندان آنها هم نمیتوانند برای اشتباهات خدا چاره بیاندیشند چه به رسد به یک ایرانی که فقط از روی ترجمه قرآن را میخواند و ذهن او انباشته از سخنان و برداشتهای اشتباه روحانیون شیعه مسلکی است که نتیجه گیریها را به سود خود ساخته و پرداخته نموده اند.
    باز هم برای اینکه ذهن میهمان مسلمان خود را روشن سازم به یک نوشته تازی برای یافتن هرچه بیشتر دوگانه گویی در قرآن استناد کردم و چون اوعربی نمیدانست مجبور به ترجمه آن شدم . اگرچه دوست من از پذیرفتن آشکار خودداری کرد اما در چهره او نشانه های تردید نسبت به قرآن را دیدم پس بر آن شدم که این ترجمه را در اختیار همگان قرار بدهم شاید کمکی در آینده به آنها خواهد کرد.
    تناقض گویی در قرآن:

    بالآخره خدا میبخشد کسی را که مؤمنی را عمدا بکشد یا نه؟
    ...ومن یقتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه و أعد له عذابا عظیما
    النساء 4: 93-92
    ... وهرکس مؤمنی را بعمد بکشد مجازات او آتش جهنم است که درآن جاوید معذب خواهد بود و خدا براو خشم ولعن کند و عذابی بسیار شدید مهیا سازد!
    الذین لا یدعون مع الله إلها آخر و لا یقتلون النفس التی حرم الله إلا بالحق ولا یزنون و من یفعل ذلک یلق أثاما یضاعف له العذاب یوم القیامه... إلا من تاب و آمن و عمل صالحا فأولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفورا رحیما
    الفرقان 25: 70-68
    مؤمنان آنانی هستند که با خدای یکتا کسی را شریک نمی خوانند و نفس محرمی را که خدا حرام کرده بقتل نمیرسانند مگر بحق و هرگز گرد عمل زنا نمیگردند که هرکه را اینعمل را کند کیفرش را خواهد یافت و عذابش در قیامت مضاعف شود و با ذلت و خواری در دوزخ مخلد گردد مگرآن کسانی که از گناه توبه کنند و با ایمان بخدا عمل صالح بجای آرند پس خدا گناهان آنها را به ثواب مبدل گرداند که خداوند در حق بندگان بسیار آمرزنده و مهربانست.
    در آیه نخست خدا کسی را که مؤمنی را به قتل برساند نمی بخشد و سرانجام او جهنمی است که در آن جاودان می ماند, اما در دومی واژه مگر آنانی که توبه کنند خدا بدیهای آنان را به ثواب و نیکی تبدیل می کند را می بینیم که با این روش هرکس که نفسی را که خدا قتلش را حرام کرده میتواند بکشد و پس از آن با توبه کردن خدا گناه او را به ثواب تبدیل خواهد کرد!

    آیا خدا همه گناهان را می بخشد یا نه؟
    إن الله یغفر الذنوب جمیعا إنه هو الغفور الرحیم
    الزمر 39: 53
    خداوند همه گناهان شما را خواهد بخشید همانا او خدائی بسیار آمرزنده و مهربان است
    إن الله لا یغفر أن یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء
    النساء4: 48,116
    محقق است که خدا هرکس را که باو شرک آورد نخواهد بخشید و سوای شرک هرکه را بخواهد میبخشد.
    در آیه نخست خدا تمامی گناهان را می بخشد اما دیری نمی گذرد که او متوجه می شود این کار به سود وی نخواهد بود پس در جای دیگر می بینیم که خدا فقط شریک کردن با او را نمی بخشد و به جز این برایش مهم نیست و میتواند از آنها گذشت کند!

    مشرکین دروغ می گویند یا قرآن؟
    ولو شاء الله ما أشرکوا و ما جعلناک علیهم حفیظا و ماأنت علیهم بوکیل(الانعام 107)
    واگر خدا میخواست آنها را از شرک باز میداشت وما تورا نگهبان آنان قرار ندادیم و تو وکیل آنها نخواهی بود.
    سیقول الذین أشرکوا لو شاء الله ما أشرکنا ولا آباءنا ولا حرمنا من شیء کذلک کذب الذین من قبلهم
    ...الانعام 148
    آنان که شرک آوردند خواهند گفت اگر خدا میخواست ما وپدران ما مشرک نمی شدیم و چیزی را حرام نمی کردیم , با این گفتار جاهلانه پیشینیان ایشان نیز پیغمبران را تکذیب میکردند تا آنکه طعم عذاب ما را چشیدند...

    دوگانه گویی قرآن هنگامی که مشرکین دروغ می گویند چون گفته قرآن را تکرار کرده اند که "اگر خدا میخواست ما مشرک نمی شدیم" , جالب اینجاست که مشرکین فقط آنچه را که قرآن گفته تکرار می کنند ولی باز هم آنان را به دروغگویی متهم می کند , چنین به نظر می رسد که قرآن خود را دروغگو می نامد. آیا بازهم عده ای فکر می کنند که خدا بسیار باهوش تر از انسان است؟

    نامه کردارهای کافر روز قیامت از سمت چپش می آید یا پشت سرش؟
    ?فأما من أوتی کتابه بیمینه فسوف یحاسب حسابا یسیرا و ینقلب الی أهله مسرورا و أما من أوتی کتابه وراء ظهره فسوف یدعوا ثبورا و یصلی سعیرا?(الانشقاق 7-12)
    پس هرکس نامه اعمالش را بدست راست او بدهند آن کس را حسابش بسیار زود و آسان کنند و او بسوی کسان و خویشانش شادمان خواهد رفت و اما آنکس که نامه اعمالش از پشت سر دهند او بر هلاک خود آه و فریاد و حسرت بسیار کند و بآتش سوزان دوزخ برافکنند.
    ?...فأما من أوتی کتابه بیمینه... فی جنه عالیه... و أما من أوتی کتابه بشماله.. خذوه فغلوه ثم الجحیم صلوه.. ?(الحاقه 19-31)
    اما کسی که نامه اعمالش را بدست راستش دهند ...در بهشت عالیرتبه ابدی است ..واما آنکس که کتاب اعمالش را بدست چپش دهند گوید ای کاش نامه اعمال مرا بمن نمیدادند ...اورا بگیرید و در غل و زنجیر بکشید تا بدوزخ درافکنید.
    در روز حساب و کتاب هر انسانی کتاب اعمال و رفتارش را نوشته می بیند , و گویا فرشتگان پیشاپیش میدانند که در کتاب چه نوشته شده.برای همین هرکس که در دنیا قبول شده باشد فرشتگان نامه اورا به دست راست او میدهند و این در هر دو سوره خوشبختانه یکی است, ولی مشکل اصلی سر نفر بعدی است چون هرکس که نمره قبولی نگرفته و رد شده باشد این دو سوره سر اینکه نامه اعمالش را از پشت سرش بدهند یا دست چپش با هم اختلاف دارند!البته در متن سوره انشقاق بازهم دوگانه گویی می بینیم همانند این که اهل بهشت به نزد خویشان خودش باز میگردد حال اینکه قرآن این رابطه خویشاوندی را در روز قیامت نفی کرده, براستی اگر یک نفر از خانواده این بهشتی در جهنم باشند چی؟آیا بازهم نزد او خواهد رفت؟

    جای تعجب است که یهودیان به مسیح ایمان ندارند ولی اورا پیامبر خدا می نامند!
    قرآن درباره یهود گفته:
    ?وقولهم إنا قتلنا عیسی ابن مریم رسول الله وما قتلوه و ما صلبوه?
    النساء 157
    وگفته آنان که ما مسیح عیسی فرزند مریم ورسول خدا را کشتیم در صورتیکه اورا نکشتند و نه بدار کشیدند...
    جالب اینجاست که یهودیان به مسیح ایمان نیاوردند و اورا پیامبری از خدا نمی شناختند بلکه او را گمراهی میدانستند که انسانهارا گمراه می کند و بدین ترتیب عاقلانه نیست که اینچنین گفته ای از آنها باشد که ما عیسی مسیح فرزند مریم و پیامبرخدا راکشتیم, چون اگر گفته باشند پس به پیامبری او اعتراف کرده اند!


    چگونه محمد از اولین مسلمانان است درحالیکه قرآن ابراهیم و موسی و نوح و عیسی و حواریونی که صدها و هزاران سال پیش از او بوده اند را مسلمان میداند؟
    محمد بارها گفته که او اولین مسلمان است:
    ?قل اني أمرت أن أکون أول من أسلم? (الأنعام 14)
    بگو که به من امر شده که اولین شخصی باشم که تسلیم حکم خداست و مسلمان شده
    ?لا شریک له و بذلک أمرت و أنا أول المسلمین? (الأنعام 163)
    اورا شریک نیست و بهمین اخلاص کامل مرا فرمان داده و من اولین کس هستم که مطیع و تسلیم امر خدا میباشم.
    ?قل إني أمرت أن أعبد الله ... و أمرت لآن أکون أول المسلمین? (الزمر 11-12)
    ای رسول بگو که من خود مامورم که خدا را پرستش کنم و دینم را برای او خالص گردانم. و مامورم که در تسلیم شدن در برابر او اولین باشم.
    همانطور که دیدیم تا بدینجا محمد از اولین مسلمانهاست و نتیجه می گیریم که پیش از او مسلمانی نبود حال اینکه در آیه های زیر میخوانیم:
    ? وأتل علیهم نبأ نوح إذ قال لقومه.. إن إجري إلا علی الله و أمرت أن أکون من المسلمین?(یونس 71-71)
    ای رسول سرگذشت نوح را براینان بازگو که به امتش گفت ای قوم اگر شما بر مقام بزرگ رسالت من نسبت بخودتان و تذکرات و اندرزهای من و بآیات خدا تکبر و انکار دارید و درمقام حسد و آزارمن برمیایید من تنها به خدا توکل می کنم و از شرشما به او پناه می برم شما هم باتفاق بتان و خدایان باطل خود هر مکر و تدبیری دارید انجام دهید امر بر شما پوشیده نباشد و درباره من هر اندیشه باطلی دارید بکار برید. پس هرگاه شما از حق روی گردانیده و نصیحت مرا بپذیرید من از شما اجری نخواسته بلکه همه اجر رسالت من بر خداست و من خود از جانب حق مامورم که از اهل اسلام و تسلیم حکم او باشم.
    ?ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا ولکن حنیفا مسلما? ( آل عمران 67)
    ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی بلکه به دین حنیف اسلام بود.
    ?أم کنتم شهداء إذ حضر یعقوب الموت .. قالوا نعبد إلهک و إله ابائک إبراهیم و إسماعیل و اسحق إلها واحدا و نحن له مسلمون? (البقره:133)
    شما کی و کجا بودید هنگامیکه یعقوب را مرگ در رسید و به فرزندان خود گفت که شما پس از مرگ من که را می پرستید؟ گفتند می پرستیم خدای تو خدای پدران تو ابراهیم و اسماعیل و اسحق را که معبود یگانه است و ما تسلیم فرمان او هستیم.
    و در جایی از قول یوسف می گوید ...رب ... علمتنی من تأویل الأحادیث .. توفنی مسلما.(یوسف 101)
    آنگاه یوسف رو بدرگاه خدا آورد و عرض کرد بار الها تو مرا سلطنت و عزت بخشیدی و علم رویا و تعبیر خوابها بمن آموختی تویی آفریننده آسمانها و زمین, توئی ولینعمت و محبوب من در دنیا و آخرت , مرا به تسلیم و رضای خود بمیران و با صالحانم محشور فرما.
    ?قال موسی یا قوم إن کنتم آمنتم بالله فعلیه توکلوا إن کنتم مسلمین?( یونس 84)
    و موسی به قوم خود گفت که شما اگر بحقیقت ایمان بخدا آورده اید و اگر براستی تسلیم فرمان او هستید بر خدا توکل کنید.
    ?وجاوزنا ببنی إسرائیل البحر فاتبعهم فرعون و جنوده بغیا و عدوا حتی إذا أدرکه الغرق قال أمنت انه لا إله إلا الذی أمنت به بنوا إسرائیل و أنا من المسلمین.?(یونس 90)
    و ما بنی اسرائیل ر از دریا گذراندیم پس آنگاه فرعون وسپاهش بقلم و تعدی از آنها تعقیب کردند تا چون هنگام غرق او فرا رسید و آنزمان از کردار زشت پشیمان شده گفت اینک من ایمان آوردم و شهادت میدهم جز آن الهی که بنی اسرائیل باو ایمان دارند خدائی نیست و من هم از تسلیم شدگان هستم.
    همچنین از سخنان هدهد و نامه ای که به ملکه سبا می برد ...
    ?وجدتها و قومها یسجدون للشمس من دون الله و زین لهم الشیطان أعمالهم فصدهم عن السبیل فهم لا یهتدون..إنه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم ألا تعلوا علی و أتونی مسلمین?(النمل 31-24)
    آنزن را باتمام رعیتش یافتم که خدا را از یاد برده و بجای خدا خورشید را می پرستیدندو شیطان اعمال زشت آنها را در نظرشان زیبا جلوه داده و بکلی از راه خدا بازداشته تا هرگز بسوی حق هدایت نیابند ..... که آن نامه از جانب سلیمان و عنوانش بنام خدای بخشنده ومهربانست که برمن برتری مجوئید و تسلیم امر من شوید.
    وملکه سبأ در جواب می گوید:
    ?رب إني ظلمت نفسي و أسلمت مع سلیمان لله رب العالمین?(النمل 44)
    گفت بارالها سخت درگذشته بر نفس خویش ستم کردم و اینک با رسول تو سلیمان تسلیم فرمان پروردگار عالمیان گردیدم.
    ?والذین آتیناهم الکتاب من قبله هم به یؤمنون و إذا یتلی علیهم قالوا آمنا به أنه الحق من ربنا إنا کنا من قبله مسلمین.?(القصص 53-52)
    آنانکه به آنها پیش از این(منظور پیش از قرآن است) کتاب آسمانی را فرستادیم به این کتاب قرآن البته ایمان می آورند و چون آیات ما بر آنهاتلاوت شوند گویند ایمان آوردیم زیرا این قرآن بحق از جانب پروردگار ما نازل شده و ما پیش از این نیز تسلیم (مسلمان) بودیم.
    ?قال الحواریون نحن أنصار الله آمنا بالله و أشهد بانا مسلمون? (آل عمران 52)
    شاگردان عیسی گفتند ما یاری کنندگان دین خدائیم و بخداوند ایمان آورده ایم گواهی ده که ما تسلیم فرمان اوئیم.
    برخی از آیات قرآنی هم علاوه بر تناقض دارای ارزشمندگذاری اخلاقی نوین و جالبی در خود می باشند همانند داستان زیر :
    فانتبذت به مکانا قصیا فـأجاءها المخاض إلی جذع النخلۀ قالت یا لیتني مت قبل هذا و کنت نسیا منسیا فناداها من تحتها ألا تحزنی قد جعل ربک تحتک سریا و هزی ...فإما ترین من البشر أحدا فقولی إني نذرت للرحمان صوما فلن أکلم الیوم إنسیا. (مریم 26-22)
    پس مریم بآن پسر بار برداشت و برای اینکه از سرزنش قوم جاهل بر کنار باشد بمکانی دور خلوت گزید. آنگاه که اورا درد زایمان فرا رسید زیر شاخ درخت خرمایی رفت و از شدت اندوه باخود گفت ای کاش من مرده بودم و از صحنه عالم نامم بکلی فراموش شده بود و مریم در آنحال غم و اندیشه بود که از زیر او ندایی برآمد که غمگین مباش که خدای تو از زیر قدم تو چشمه آبی جاری کرد ای مریم شاخه درخت را حرکت ده تا از آن برای تو رطب تازه فرو ریزد و روزی خود را تناول کنی پس از این رطب میل بکن وازاین چشمه آب بنوش و چشم خود روشن بدار و هرکس از جنس بشر را که ببینی با اشاره به او بگو که من برای خدا روزه نذر کرد ه ام وامروزبا هیچکس سخن نخواهم گفت(روزه پیش از این نخوردن و نیاشامیدن و صحبت نکردن بوده) .
    واقعا عجیب به نظر می رسد که فرزندش از زیرش با او صحبت کند که شاخه درخت نخل را تکان دهد و خرما میل کند و آب بیاشامد واگر رهگذری هم دید به او بگوید که من روزه ام. این یکی از ارزشهای نوین اسلام است که در این آیه می بینیم که به مریم دروغ هم یاد می دهد!

    دوگانگی در یکی دیگر از داستانهای قرآن:
    از خواننده گرامی اجازه میخواهم کمی سر او را درد بیاورم و وارد یکی از گفتگوهای سرسخت میان تفسیر کنندگان و دانشمندان علم قرآن شوم که هر کاری کرده اند برای اینکه این ننگ بزرگ قرآنی ودوگانه گویی آشکار را پوشش دهند راه به جایی نبرده اند , البته موشکافی و پرداختن به تمام دانش "صرف و نحو" تازی دراین نوشتار فقط بخاطر آن عده ای است که خود رااز تازیان عربتر و مسلمان تر می دانند و چنین می پندارند که میتوانند برای اشتباهات الله راهکار و چاره ای آن هم از نوع ایرانی بیاندیشند, درواقع اینان برای زنده ماندن باوری که میدانند به مرز پوسیدگی رسیده تلاش بیهوده می کنند ولی این سوال پیش می آید که چگونه عده ای تا بدین حد حتی با ذهن خودشان هم لجبازی می کنند؟
    این داستان مربوط به یونس است برای اینکه در متن نوشتار کمتر به توضیح بپردازیم به ناچار متن آیه های مورد بحث و همچنین تعدادی از معانی واژه های مورد بحث را در زیر می آورم امید است بتوانم این واژه ها را بیشتر با ذهن خواننده ایرانی آشنا سازم تا بتواند از این نوشته نتیجه ای منطقی بگیرد. البته توضیحاتی که در متن نوشتار آمده همه مربوط به خود مفسرین مربوطه است که تلاش _ هرچند بیهوده _ کرده اند تا با پر زرق و برق کردن نوشته های خود بوسیله این توضیحات خواننده را از مسیر اصلی منحرف کنند.

    " فالتقمه الحوت و هو ملیم فلولا انه کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون فنبذناه بالعراء و هو سقیم " (الصافات 142-145)
    وماهی دریا اورا بکام فرو برد درحالی که ملامت شده بود و اگر او بستایش و تسبیح خدا نمی پرداخت تا قیامت در شکم ماهی زیست می کرد.
    " لولا ان تدارکه نعمه من ربه لنبذ بالعرآء و هو مذموم " ( القلم 49)
    که اگر لطف و رحمت پروردگارش نبود با نکوهش بصحرای بی آب و گیاه می افتاد.
    ملیم: ملامت شده, نکوهش شده, نفرین شده,گناهکار,خطاکار
    العراء: خشکی , سرزمین بی آب و علف , زمین خشک و بیابانی
    نبذ: انداختن, افکندن, رها کردن, افتادن,پرتاب کردن وکسی را که بیاندازند یا دور کنند یا رها کنند می گویند نبذ.
    مذموم: ملامت شده , نفرین شده , گناهکار, همانند ملیم.
    سقیم: ناتوان , بی رمق, بی نای و نفس و در فرهنگ تازی به جوجه چند ساعته و ناتوان میگفتند.

    در باره آیه سوره الصافات "الجلالین" آورده : "فنبذناه" یعنی او را انداختیم از درون شکم نهنگ به "بالعراء" یعنی روی زمین و آن به معنای ساحل است حال یک روز یا سه یا هفت روز یا بیست یا چهل روز بعد و او "سقیم" یعنی ناتوان بود به اندازه جوجه از تخم در آمده.
    "ابن کثیر":
    و "أبی هریره" که خدا از او خشنود باد حدیثی آورده از "مسند مرفوع" در تفسیر سوره پیامبران و خداوند گفته " فنبذناه" یعنی او را انداختیم " بالعرا" که معنای آن را "ابن عباس" که خدا از او خشنود باد و دیگران هم آورده اند که آن زمینی است که روی آن هیچ سبزه یا سازه ای نباشد, و نیز گفته شده که در کنار "دجله " می باشد ونیزبرخی گفته اند سرزمین " یمن " است وخدا از همه داناتر است. و همچنین " وهو سقیم" یعنی ناتوانی در بدن که "ابن مسعود" خدا از او خشنود باد گفته: همانند جوجه ای که پری او را نپوشانده ولی "السدی" گفته همانند آهویی که تازه به دنیا آمده و او بی رمق و ناتوان است همین را "ابن عباس" و "ابن زید" که خدا از آنها خشنود باد نیز گفته اند.
    "الطبری":
    در گفته (فنبذناه بالعراء) آورده: به گوشه یافضایی از زمین اورا پرتاب کردیم , جایی که هیچ درخت و چیزی دیگری نبوده.
    "القرطبی"
    درباره این سوره می گوید: "فنبذناه بالعراء" و در "القلم" آورده که "لولا ان تدارکه نعمه من ربه لنبذ بالعراء و هومذموم" (بازگشت به ترجمه آیه) و پاسخ این است که خداوند بزرگ دراین جا خبر میدهد که او را نکوهش نشده در خشکی انداخته و اگر رحمت و بخشش خدا نبود او نکوهش شده در خشکی انداخته شده بود. " النحاس" نیز این را گفته.
    درباره سوره "القلم" نیز مفسرها آورده اند:
    "الطبری"
    درباره: ?لولا ان تدارکه نعمه من ربه? خداوند بزرگ منش می گوید: اگر چنانچه نعمتی از سوی خداوند به داد او نمی رسید و مورد بخشش قرار نمی گرفت و از توبه او از خشمگین ساختن خدا مورد قبول نمی افتاد ?لنبذ بالعراء? (درخشکی می افتاد) و آن فضایی از زمین است . "وهومذموم" که تفسیر کنندگان در آن اختلاف نظر دارند و دو گروه آن را معنا کرده اند,برخی گفته اند معنای آن نکوهش شده یا ملامت شده است که گویندگان آنرا آورده 26901: درباره آن "علی" گفته وگفت: ?الو صالح? تایید کرد, گفت: "معاویه" تایید کرد,
    وبرخی نیز گفته اند یعنی گناهکار است و از گویندگان آن آورده 26902:"ابن عبد الأعلی صحبت کرده و گفته : "المعتمر" تایید کرده واز پدرش به نقل از "بکر" آورده که گفته "هو مذموم" یعنی و گناهکار است.
    "الجلالین"
    ?لولا أن تدارکه? چنانچه به داد او نمیرسید "نعمه" بخششی از سوی خدا از درون شکم نهنگ به "العراء" یعنی گوشه ای از زمین انداخته شده بود درحالیکه نکوهش شده وگناهکار بود ولی او بدون نکوهش انداخته شد.
    "القرطبی"
    یعنی وگرنه گناهکار انداخته می شد ولی ناتوان و "غیر مذموم" انداخته شد ومعنای آن به گفته "ابن عباس" ملامت نشده است. و به گفته "بکر بن عبدالله" بی گناه معنا شده. وهمچنین گفته شده که به معنای رانده شده از هر نیکی. و "العراء" به معنای مساحتی از زمین است که در آن کوه و درخت و پوششی نباشد. و نیز گفته : "ولولا فضل الله لبقی قی بطن الحوت الی یوم القیامه " که اگر بخشش پروردگار نبود تا روز رستاخیز در شکم نهنگ مانده بود و پس از آن در روز رستاخیز ملامت شده به خشکی پرتاب می شد. و این دلالت بر گفته پروردگار دارد که " فلولا أنه کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون" (بازگشت به ترجمه الصافات 143-144)

    اکنون نوبت به ما رسید پس از این گشت و گذار در میان این تلاشهای تفسیر سازی گوناگون:
    آیه سوره "الصافات" می گوید که خدا یونس را در خشکی انداخته.
    درحالیکه در سوره "القلم" می گوید او در خشکی نینداخته شد.
    با درنظر گرفتن تناقض آشکار میان دو سوره تفسیر کنندگان به دنبال راهکاری گردیدند تا از این بن بست بیرون بیایند یا بهتر بگوییم در پی حیله ای برای دل خوش کردن انسانهای ساده لوح و زود باور ولی این حیله آنان در بازی کردن با واژه ها و اشتباهات فقط با هدف منحرف ساختن توجه شنونده از مسئله اصلی و پرداختن به حاشیه بوده ولی این کار نه تنها این مسئله را حل نکرده بلکه خود زمینه ای برای مشکلاتی دشوارتر شد.
    درباره "لولا أن تدرکه نعمه من ربه لنبذ بالعراء و هو مذموم"
    درباره استفاده از واژه "لولا" ? السیوطی? گفته:
    حروف امتناع برای بودن در درون جمله اسمیه استفاده می شود و جواب آن مقارن است با لام چنانچه مثبت باشد.
    " فلولا أنه کان من المسبحین للبث ففی بطنه الی یوم یبعثون" الصافات 144.
    اگر به آیه ای که ?السیوطی? اشاره کرده نگاهی بیاندازیم حقیقت پدیدار خواهد شد و همچنین نیرنگ تفسیر کنندگان قرآن. پس "فلولا أنه کان..." به چه معناست؟
    آیه سعی در این دارد که توضیح دهد او ? یونس ? درون شکم نهنگ تا روز رستاخیز نماند.
    ودر اینجا پاسخ ?لولا? در صورت مثبت بودن باید مقارن حرف لام باشد و جواب ?لولا? در اینجا فعل ?لبث فی البطن? (ماندن در شکم) است وچون ?لولا? حرف امتناع می باشد پس معنی آن این است که درون شکم نهنگ نمانده.
    حال اگر به آیه مورد بررسی برگردیم می بینیم که آن نیز همین شرایط را دارد چون دارای ?لولا? می باشد و لام مقارن است با فعل مثبت پس " لولا أن تدارکه نعمه من ربه لنبذ بالعراء و هو مذموم"
    بدون هیچ راه فراری فقط یک معنا میدهد و آن : به خاطر اینکه نعمت خدا به دادش رسید در خشکی ملامت شده رها نشد. جواب ?لولا? در اینجا فعل ?نبذ بالعراء? (افتادن در خشکی) است و چون ?لولا? از حروف امتناع است بنابراین در خشکی رها نشده بود.
    این در تناقضی آشکار با آیه ای است که در سوره ?الصافات? آمده که میگوید: در خشکی رها شد. بنابراین حیله تفسیر کنندگان این بود که ?وهومذموم? ( واو نکوهش شده یا ملامت شده) را خبر ?لولا? قرار دادند!!! و به جای اینکه فعل مقارن با لام (لنبذ) را نفی کنند (وهو مذموم) را نفی کردند و گفتند که او در خشکی انداخته شد ولی بی گناه یا بدون نکوهش و ملامت!!! قرار دادن ?وهو مذموم? به عنوان امتناع شده به جای ?نبذ? هیچ سند نحوی و صرفی نداشته و یکی از اشتباهات آنان به شمار می رود به علاوه اینکه دردسر را دوچندان می کند چون:
    از سوی دیگر واژه ?مذموم? که بدان اشاره شد همانگونه که تفسیر کنندگان آن توضیح دادند به معنای کسی است که نکوهش شده یا گناهی به گردن او می باشد و خطاکار است و چنانچه تفسیر آنان را درست بشماریم و قبول کنیم که او در خشکی رها شده بود ولی بدون نکوهش آیه ای دیگر را باطل کرده ایم همان آیه که به یاد دارید:"فالتقمه الحوت و هو ملیم"(الصافات 142)
    وبدون اینکه متوجه شوند این ساخته دروغین آنها آیه ای دیگر را نقض کرده پس می بینیم که در سوره ?الصافات? یونس ملامت شده است و لی در آیه ای دیگر او ملامت نشده!!!
    اکنون باز هم از خود میپرسم که چگونه این همه اندیشمند تازی نتوانستند چاره ای برای اشتباه الله بیابند ولی آقایان در pal talk سعی براین دارند که ترجمه ای فارسی و تفسیری فارسی ارائه دهند که شنونده ایرانی آنرا تایید کند.

    بد نیست در پایان برای زنگ تفریح هم که شده به یکی دیگر از دوگانه گوییهای قرآن بپردازیم ,
    و آن دوباره باز میگردد به گفته خود قرآن که یهودیان بیچاره نباید آنرا تکرار کنند چون مورد بی مهری قرار می گیرند:
    هنگامی که محمد در مکه بود در سوره ?مریم? که مکی هم می باشد تاکید بر این داشت که خداوند تمامی انسانها را در آتش جهنم می اندازد و پس از آن مومنین را نجات میدهد ولی ستمکاران را در آنجا رها میکند!
    ? ثم لنحن اعلم بالذین هم اولی بها صلیا و ان منکم الا واردها کان علی ربک حتمامقضیا ثم ننجی الذین اتقوا ونذر الظالمین فیها جثيا?(مریم 72-70)
    آنگاه ما آنهائی را که سزاوار و مستحق آتش دوزخند بهتر می شناسیم. و هیچ یک از شما (نوع بشر) باقی نماند جز آنکه بدوزخ وارد شود و این حکم حتمی پروردگار تواست. پس از ورود همه به دوزخ ما افرادی را که خدا ترس و با تقوی بودند از جهنم نجات خواهیم داد و ستمکارانرا فرو گذاریم تا درآن آتش به زانو درافتند.
    ما هم این حکمت خداوندی را ندانستیم که چیست ولی هنگامی که محمد به مدینه رفت و در آنجا جای گرفت یهودیان را دید که می گویند آنها به جهنم خواهند رفت ولی تا ابد در آنجا نخواهند ماند بلکه چند روزی را سپری خواهند کرد. واین خود همان گفته قرآن بوده ولی میبینیم که در آنجا مورد تهمت و نکوهش قرار می گیرند و آنها دروغگو می شوند!
    ? ذلک بانهم قالوا لن تمسنا النار الا ایاما معدودات و غرهم فی دینهم ما کانوا یفترون?(آل عمران 24)
    بدین سبب گویند مارا هرگز در آتش جز اندک زمانی عذاب نکنند و این سخنان که بدروغ بر خود بسته اند آنها را در دین مغرور گردانیده است.
    ?وقالوا لن تمسنا النار إلا أیاما معدوده قل أتخذتم عند الله عهدا فلن یخلف الله عهده أم تقولوا علی الله ما لا تعلمون(البقره 80)
    ویهود گفتند که هیچ وقت خدا ما را در آتش عذاب نکند مگر چند روزی معدود , بگو به آنان آیا در آنچه دعوی میکنند عهد و پیمانی ازخدا گرفته اید که خدا از آن عهد مسلم هرگز تخلف نکند یا چیزی بخیال جاهلانه خود بخدا نسبت میدهند.
    بله خدا عهد خودش را فراموش میکند و یهودیانی که محمد نسبت به آنان ارادت داشت را مورد تمسخر می گیرد اما میدانم که عده ای از اندیشمندان فارسی زبان ما چنین خواهند گفت که اینان یهودیانی بوده اند که سرکش و ستمکار بوده اند و به خیال خودشان از آتش نجات خواهند یافت حال آنکه الله خیالبافی آنان را باطل کرده ,نخست باید یادآوری کنم که خدا پیش از این آنانیکه خدا ترس هستند را مژده رهایی داده بود نه ستمکاران را و یهودیان چون از خدا باوران بوده اند و محمد هم در مکه این را تایید کرده بود بنابراین این را حق خود می دانستند, ولی اگر خدا ترس و با تقوی هم نبودند مهم نیست فقط باید بگویم دوستان عجله نکنید کافیست بقیه آیه را بخوانید...:
    ? بلی من کسب سیئه و احاطت به خطیئته فاولئک اصحاب النار هم فیها خالدون/والذین امنوا و عملوا الصالحات اولئک اصحاب الجنه هم فیها خالدون?(البقره82-81)
    آری هرکس اعمالی زشت اندوخت و کردار بد بر او چیزه شد چنین کسی هرکه باشد اهل دوزخ است و درآن آتش پیوسته خواهد بود و کسانیکه ایمان آوردند و کارهای نیک و شایسته کردند آنان اهل بهشتند و پیوسته در بهشت جاوید و متنعم خواهند بود.
    در اینجا خدا جهنمیان را از اول در جهنم انداخته و بهشتیان را هم در بهشت و پیوسته بدون انتخاب وانتصابی درآنجا خواهند ماند یعنی این تناقض فقط در بهشت را به سوی یهودیان بیچاره نبسته بلکه سوره نخست هم که گفته بود همه به دوزخ خواهند رفت را نیز نقض میکند.
    جای شگفتی است که چگونه سخنان محمد در مکه و درکنار یهودیان آنجا همگام با آنان و حق و راستی بوده ولی در مدینه و از زبان یهودیان دروغ وبهتان؟
    به امید نابودی نادانی..

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    445
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    اول بروید از روی همان منبع که کپی کردید متن را بدون اشکال و و با فونت درست و بدون این علامت سؤالهای فراوان دوباره کپیکنید تا بتوانیم بخوانیمش ؛ پاسخ هم میدهیم


  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    به اینجا رجوع کنید :
    http://thetrueth.blogfa.com/

    به پایین وبلاگ موارد پاسخ داده شده
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۷/۰۷/۲۲ در ساعت ۲۰:۳۱


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگه راست میگی خودت جواب بده.

    این سایتی که شما گفتید فرافکنی هست . من دارم ایرادات قران رو میگم پس منطقی جواب بدید.
    ویرایش توسط khoshnazar : ۱۳۸۷/۱۰/۰۱ در ساعت ۰۰:۱۵ دلیل: ترکیب پست ها

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    170
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کوروش زرتشتی نمایش پست
    من دارم ایرادات قران رو میگم پس منطقی جواب بدید.
    جناب کوروش چرا شلوغش میکنی ؟ مگر بدنبال حقیقت نیستید؟؟
    ببین ایراد شما به قرآن اینه که درقرآن دوگانگی و تناقض وجود داره درسته؟
    خوب بفرما اول:
    1- تناقض چیست؟
    2- احکام تناقض کدامند؟
    3- شرائط تناقض چیست؟

  10. تشکر


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب nanejoon تناقض یعنی حرف دو پهلو و افریننده نمیشه که حرف دو پهلو بزنه قابل توجه مسلمین که میگویند کل قران از الله هست.

  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    637
    تشکر:
    1
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    41



    سلام به كوروش ايراني

    چرا آفريننده نتونه حرف دوپهلو بزنه؟!

  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    448
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا ﴿93﴾
    برادر زرتشتی عزیز مگر نه اینست که طبق قانون اگر کسی کسی را عمداً بکشد محکوم به اعدام است ؟
    پس چرا دادگاهها همه را محکوم به اعدام نمیکنند !

    وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ﴿107﴾
    صدها چراغ دارد و بیراهه میرود بگذار افتد بیند سزای خویش
    کجا در این ایه خداوند گفته ماانها را مشرک کرده ایم بلکه میفرمایند ما انها را بحال خود رها کرده ایم زیرا در شرک خود اسرار میورزند . در رابطه با شرک هم اسرار بر ان تا دم مرگ است والا کسی که متوجه اشتباه خود شده و بسوی خدا بازگشت نماید عزیز هم میشود شرک هم مصادیق بسیار دارد مثل اینکه بگویم امروز در انگلستان لواط و فحشأ قانونی شده پس کار خوبی است چون انها پیشرفته تر هستند لابد بهتر میدانند . نه ما به قانون خداوند پای بندیم و از انها پیروی نمیکنیم انها هم مانند قوم لوط عاقبت کار خود را خواهند دید
    یا اتش را شریک خدا قرار دهیم که با یک سطل اب خاموش میشود ! یا هرچند عظیم باشد یک تند باد یا رگبار یا رفتن برق یا قطع گاز خاموش میشود و خلاصه قادر به حفاظت از خود نیست !
    ویرایش توسط بهلول2 : ۱۳۸۷/۰۸/۰۳ در ساعت ۰۷:۱۶


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود