جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حافظ و صوفی گری

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    222
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حافظ و صوفی گری




    نظرات متعددی در خصوص اینکه حافظ صوفی بوده یا نه با استناد به اشعارش ارائه شده.حتی اگر بنا را بر این بگذاریم حافظ صوفی نیست اما معاندت و حتای مخالفتی هم با این سبک و سیاق سلوک ندارد و برخی شاهد مثالها در رد این باور ناشی از عدم استنباط صحیح از شعر ایشان بوده .بی شک سلوک حافظ یک مشرب عرفانی است و نزدیک به تصوف.
    به این شعر حافظ دقت کنیم:
    صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
    بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد
    این غزل حافظ بعنوان سندی بر مخالفت وی با تصوف عنوان گریده در حالیکه بازخوانی شعر و شرح آن دقیقا عکس قضیه هست
    صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد: اشاره دارد به اینکه یک انسان صوفی یا صوفی مسلک با دامی که گذاشت از یک مکر و نیرنگی پرده برداشت.
    بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد: و همین صوفی مسلک اساس فسون و حیله دنیا را افشا کرد و با آن به رویارویی پرداخت.
    بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه: اشاره صریح دارد به رسوایی اهل فریب و ریا بخاطر فعلی که از انسان صوفی سر زد یعنی این رسوایی حاصل همان دامی است که انسان صوفی برای دنیا و اهل دنیا قرار داد.
    زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد: چون این دنیا طلبان فریبکار و ریاکار که در قالب دیگری و جلوه دیگری مانند شعبده بازان ظاهر شده بودند نتوانستند با اهل راز که همان صوفی مسلک باشند در شعر حافظ مقابله کنند چون شعبده مجاز است و راز حقیقت.
    ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان: بی شک در این مصرع شاهد رعنای صوفیان مورد انتقاد حافظ قرار نگرفته است بلکه با توصیف آن سعی در انتقال اصل و اساس توجه صوفی مسلکان به یک شاهد و ناظر دارد که حقیقت محض است.
    دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد:راز گشایی و پرده گشایی این شاهد مورد سرمستی و توجه حافظ قرار گرفته و تعبیر جلوه و ناز موید این مطلب است .
    در ادامه این ابیات خواننده متوجه می شود مخاطب کلام صوفی مسلکان نیستند بلکه زاهدان مدعی و ریاکار هستند که مورد انتقاد حافظ قرار گرفته اند و صوفیان صافی با فعل و عمل خود بنیاد این ریا را بر باد دادند که مورد ملامت اهل زهد ریایی هم قرار گرفته اند اما حافظ عنوان میکند که:
    حافظ مکن ملامت رندان ...
    که یک بیان متکلم وحده است و نهایت ادب و متانت حافظ است به این اهل ریا و غیر مستقیم دارد خطاب به ایشان میکند که آی آدمها این دسته افراد(صوفیان رند ) را ملامت نکنید.
    اما ابیات دیگری که گویای مرافقت و همراهی حافظ با صوفی مسلکان هست من باب شاهد مثال تقدیم می شود:
    صوفی از پرتو می راز نهانی دانست
    گوهر هر کس از این لعل توانی دانست
    ...
    بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است
    ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست
    ...
    دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد
    گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
    ...
    صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد
    ور نه اندیشه این کار فراموشش باد
    ...
    پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
    آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد
    ...

    بر در میخانه رفتن کار یک رنگان بود
    خودفروشان را به کوی می فروشان راه نیست
    اهل تحقیق می دانند عبارات ساقی و پیر و میخانه از الفاظ مشایخ تصوف است در بیان حالات و ملکات که بعدها در سایر اشعار عرفا و صوفیان مورد اعتنا قرار گرفت .
    البته اینها نمونه ابیاتی است در نیم نگاه حافظ به صوفی گری اما نباید از نظر دور داشت که هر جا بازاری هست دلال هم هست در برخی از ابیات حافظ اشاره به حیله پشمینه پوشان هم دارد و آنرا رد میکند چون حافظ هم مانند سایر بزرگان اهل سلوک از خطر یک دسته آدم ظاهر ساز و مدعی مطلع بوده و آنرا مکرر گوشزد کرده اند.
    خداوند توفیق بندگی را نصیب همه سالکان و اهل طریق بنماید.


  2. تشکرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود