جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مسئولان نظام و حل مشکلات

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 8 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    مسئولان نظام و حل مشکلات





    پرسش:
    وظیفه متقابل مسئولین ارشد نظام و مردم چیست؟ اگر مردم تشخیص دادند یک مسئول به وظیفه خویش عمل نمی کنند وظیفه آنها چیست؟ چرا رهبری مشکلات مختلف اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و ... مثلا مشکل حجاب را در حل نمی کند؟

    پاسخ:
    ببینید شکل حکومت در ایران مانند بسیاری از کشورهای دیگر مبتنی بر تفکیک قوای سه گانه، یعنی قوه مجریه، مقننه، و قضاییه است که هر کدام استقلال دارند.(1)
    وظایف مسئولین در ایران هم مشابه، وظایف مسئولین همان پست در دیگر حکومت هاست، وزیر اقتصاد، وزیر جنگ، وزیر نیرو، وزیر بهداشت، و... . پس تمام وظایف قانونگذاری، اجرایی، و نظارتی، مانند سایر حکومت های رایج غرب و شرق است، که به اقتضاء جمهوریت، مستقیم یا غیر مستقیم به وسیله مردم انتخاب می‌شوند. منتهی تفاوت حکومت ایران، با سایر حکومت های جمهوری، در روح، باطن و مغز آن است، یعنی حکومت ما، از قانون خاصی پیروی کرده، و هدف خاصی را دنبال می‌کند، و این امر از لفظ «اسلامی» که بعد از جمهوری امده است هویداست.
    پس همان طور که گذشت مسئولین عرصه اقتصاد، دیپلماسی، پزشکی، ورزشی، و... مانند حکومت های غربی هستند، منتهی حکومت ما به اقتضاء «اسلامیة» دو تفاوت با سایر حکومت ها دارد:
    ـ تفاوت اول در ساختار ظاهری، یعنی چند مقام دیگر باید به این شاکله اضافه شوند:
    رهبر: یک اسلام شناس خبره که وظیفه اش نظارت بر عملکرد مسئولین و تصمیم گیری های کلان است، که مطابق با اهداف اسلام و انقلاب باشد.(2)
    دقت کنید لزومی ندارد رهبر جامعه اسلامی، یک اقتصاد دان باشد، یک دیپلمات باشد، یک پزشک باشد، تمام این عرصه ها مسئولین خود را دارند. رهبر جامعه فقط باید یک مدیر اسلام شناس عادل باشد.
    فرمان رهبر دو گونه است، گاهی حکم حکومتی می دهد که در این صورت باید عمل شود، اما گاهی شخص رهبر در مقام توصیه به مسئولین و تعریف اهداف و چشم اندازهاست که ممکن است یک مسئول در تشخیص مصداق آن اشتباه کرده و عمل نکند، این ممکن است. شخص رهبر در چارچوب خاصی دست مردم را برای انتخاب مسئول، و دست مسئولین را برای انتخاب سیاست های جزئی و خرد باز می گذارد تا انتخاب مردم هم در سرنوشتشان دخیل کند. لذا ممکن است که مسئولین مخالف نظر رهبری عمل کنند.
    مجلس خبرگان رهبری: با توجه به این که تشخیص دارا بودن صلاحیت، و حفظ آن در شخص رهبر، برای عامه مردم به راحتی قابل تشخیص نیست، مجلسی متشکل از فقهای خبره که توسط مردم انتخاب می شوند، رهبر را برگزیده، و بر ادامه صلاحیت وی نظارت می کنند.(3)
    شورای نگهبان: شورایی که متشکل از فقها و حقوقدانانی است تا بر مصوبات مجلس نظارت کنند تا با قوانین اسلامی در تعارض نباشد، و هم چنین بر روند انتخابات کشور ناظر باشد.(4)
    مجمع تشخیص مصلحت نظام: این مجمع هم متشکل از برخی مقامات بلند پایه است تا در موارد خاصی مانند رفع اختلافات بین مجلس و شورای نگهبان، یا مواردی که رهبری آن را جهت مشاوره ارجاع می دهد نظر بدهند.(5)
    ـ تفاوت دوم: در قوانین باطنی
    تفاوت هایی در اصل قوانین، و نحوه انتخاب مسئولین و ... مانند:
    1ـ قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی، لایحه های دولت، و قوانین حسابرسی، و مجازاتی قوه قضاییه باید در چارچوب قوانین اسلامی باشد.(6)
    2ـ با توجه به این که قوه نظارت کننده، یا همان قوه قضاییه در جمهوری اسلامی باید طبق قوانین اسلامی قضاوت کند، باید یک فقیه در رأس آن باشد که توسط رهبری تعیین می شود.(7)
    3ـ رئیس رسانه ملی با توجه به وظیفه حساس و خطیر آن و رعایت اصول کلی، توسط رهبری تعیین می‌شود.(8)
    4ـ فرماندهی کل قوای مسلح کشور با رهبری است، و این تنها وظیفه اجرایی شخص رهبر می باشد.
    و قوانین مشابه دیگر.(9)
    مردم ایران، مانند هر ملتی که دوست دار وطن، حکومت و آرمان خویش هستند، وظیفه ای جز کوشش برای اعتلای کشور و رسیدن آن به آرمان ها و چشم اندازهایش ندارند، و البته این امر با ایستادگی محقق خواهد شد، و البته گستره عامی دارد، و شامل مصادیق فراوانی می شود، مانند: کمک به پیشرفت و تعالی حکومت از طریق علم و تولید و ...، انتخاب اصلح برای پست های مختلف در کشور، شرکت در راهپیمایی ها و انتخابات، مصرف کالای داخلی و توسعه اقتصاد ملی، ایستادگی در برابر جنگ سخت و نرم، و ... .
    ـ اما این که اگر مسئولین به وظایفشان عمل نکردند:
    این مسئله دو جور مطرح است، روشن است که هر مسئول و منتخبی آزادی تفکر و اراده دارد، و نباید توقع داشته باشیم تشخیص خود را کنار بگذارد و از گفته ما پیروی کند، گاهی عمل نکردن آن ها به وظایفشان از باب تزاحم انگیزه ها و صلاحدیدها و تفاوت نگرش هاست، یعنی مردم یک عمل را به مصلحت می دانند، اما آن مسئول منتخب، آن را به صلاح ندانسته، و روش دیگری را مناسب تر می داند، روشن است که در این صورت مردم موظف هستند نسبت به شخصی که به او اعتماد کرده اند، اعتمادشان را ادامه دهند.
    اما اگر مسئولی حقیقتا برخلاف مصالح گام بر می دارد بر عهده ارگان های نظارتی است که متناسب با شدت انحراف آن مسئول با او برخورد خواهند کرد. نهادها و ارگان هایی مانند دیوان عالی کشور، سازمان بازرسی کل کشور و... برای چنین اهدافی در قانون اساسی تعریف شده اند.(10)
    پس در هر صورت اعتراض عملی به رفتار مسئولین مختص به ارگان های نظارتی است، اصلا رمز استقلال قوه قضاییه از قوای دیگر همین است. پس ورود عملی مردم می تواند مشکلات عدیده ای را به بار آورد، علاوه بر بی قانونی منجر به هرج و مرج خواهد شد، و هیچ حکومتی چنین قانونی را ترویج و توصیه نکرده است.
    خصوصا این که چون عامه مردم در جریان تصمیم گیری های کلان نیستند ممکن است در قضاوت و تشخیص اشتباه کنند، همان طور که مقام معظم رهبری خطاب به دانشجویان دانشگاه شیراز فرمودند:
    «انتقاد شخصی و مصداق‌سازی نکنید. وقتی شما روی یک مصداق تکیه می کنید، اولاً احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من می بینم دیگر. من مواردی را مشاهده می کنم ـ نه در دانشگاه، در گروه‌های اجتماعی گوناگون ـ که روی یک مصداق خاصی تکیه می کنند؛ یا به‌ عنوان فساد، یا به عنوان کجروی سیاسی، یا به‌ عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و می بینم این جوری نیست و آن کسی که این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است»(11)
    هم چنین در مورد مخالفت رهبری با احادیث در عمل، باید دقت کرد که رهبر به عنوان یک فقیه و مجتهد در برخورد با قضایا و اتفاقاتی که در کشور اتفاق می افتد، نظر دین و شریعت را از منابع آن استخراج کرده و اجرا می کند، پس رهبر در مقابل حرف قرآن و حدیث اختیاری ندارد که با آن ها مخالفت کند، رهبر موظف است فقط آن چه که خداوند و پیامبر(ص)، و معصومین(ع) گفته اند را استنباط و اجرا کند. اما گاهی ممکن است ما با دیدن یک روایت گمان کنیم که رهبر مخالف آن روایت عمل کرده، این صحیح نیست، چرا که اجتهاد و استنباط احکام شرعی به این راحتی نیست، بلکه باید با علومی مثل ادبیات عرب و رجال و اصول و ... آشنا بود تا بتوان نظر قطعی ائمه(ع) را تشخیص داد، پس صرفا با یک روایت نمی توان نظر اسلام را درک کرد، و باید همه روایات را در کنار هم و با قواعد مختص به خودش دید، تا فهمید که رهبری مخالف نظر امام صادق(ع) عمل می کند یا خیر، و این کار مجتهدین مجلس خبرگان است.
    ـ اما این که چرا رهبری مشکلات را حل نمی کند:
    رهبر در نظام اسلامی بالاترین جایگاه و منزلت را دارد و امر و دستورش در هر رابطه ای واجب الاطاعه است، اما بنا بر مصالحی رهبری نباید در تمام زمینه ها حق نظر و رأی را از مسئولین بگیرد و در هر امری، آن چه را که خود می پسندد بر نظر دیگران ترجیح دهد، ولو این که نظر ایشان صحیح تر باشد.
    اولا به این خاطر که در نظام اسلامی ما مقداری از بار مسئولیت، بر دوش منتخبین مردم گذارده شده است، و رهبری باید در چارچوب اسلام و اهداف نظام به مسئولین آزادی و اختیار بدهد تا ضمن احترام به نظر مردم، نقش آن ها در سرنوشتشان نیز حفظ شود، یعنی مردم هر کسی را پسندیدند و به او رأی دادند اختیار عمل داشته باشد، ولو در برخی جزئیات با رهبری اختلاف نظر داشته باشد.
    ثانیا: وظیفه رهبری صرفا إعمال قدرت نیست، بلکه وظیفه رهبری رشد مردم است، یعنی باید اجازه بدهد مردم مسئولین مورد نظر خویش را انتخاب کنند، و نتیجه انتخاب خویش را ببینند و بر اشکالات انتخاب خود آگاه شوند، تا رشد یابند، و هر بار گزینه بهتری انتخاب کنند. به همین خاطر است که در یکی از شماره های مجله یاران، چاپ بنیاد شهید، از شهید بهشتی(ره) نقل شده است که ایشان می گوید وقتی از خیانت بنی صدر به امام(ره) گفتم، ایشان فرمودند: هنوز برای برکناری زود است، مردم باید او را بشناسند.
    پس رهبری قدرت دارد، اما این که در هر امری نظر دیگران را نادیده بگیرد، و به مسئولینی که مردم انتخاب کرده اند، آزادی و اختیار عمل ندهد و صرفا خودش در همه امور تصمیم بگیرد، ولو به مصلحت مردم تمام شود، منطقی نیست.
    در مورد حجاب نیز باید عرض کنم همه نهادهایی که به شکلی مربوط به بحث فرهنگ می شوند در این وادی وظیفه دارند، از نهادهای خرد و کلان، دولتی و خصوصی چون: خانواده و والدین، آموزش و پرورش، وزارت علوم، وزارت فرهنگ، سازمان تبلیغات، صدا و سیما، حوزه های علمیه و روحانیت، کانون های فرهنگی، نیروی انتظامی، و... همه در این عرصه مسئول هستند و باید تلاش کنند، به همین خاطر مقام معظم رهبری هم مردم و هم مسئولین رو به کار فرهنگی دعوت کرده، و امسال رو سال فرهنگ و اقتصاد با عزم ملی و مدیریت جهادی نامگذاری کرده اند، یعنی ایشان از همه توقع دارند، نه یک سازمان یا شخص خاص.
    نکته ای که باید عرض کنم این هست که در این مورد اگر چه کم کاری برخی مسئولین فرهنگی در اون دخالت داره، اما نباید از نقش تخریبی رسانه ها و نهادهای غربی که با بودجه های کلان و برنامه ریزی بلند مدت، این هدف رو دنبال می کنند غافل بود.
    ـ اما در مورد نقش خود مقام معظم رهبری باید به نکاتی توجه داشته باشید:
    اول: طبق قانون هرگز اجرای مسائل فرهنگی بر عهده رهبری نیست.
    دوم: اصلا امکان اجرای فرهنگ توسط رهبری هم وجود ندارد؛ چون عرصه فرهنگ، یک سازمان و یک ارگان نیست، و با ورود اجرایی به این عرصه، امکان رهبری و نظارت بر سایر عرصه ها عملا از دست خواهد رفت، نظارت بر یک سازمانی مثل صدا و سیما نیاز به یک نفر دارد که تمام وقتش را برای آن بگذارد، آن وقت چطور رهبری می تواند اجرای تمام امور فرهنگی را به دست بگیرد؟!
    سوم: این طور نیست که رهبری نسبت به اشتباهات مسئولین فرهنگی بی تفاوت بوده و تذکراتی نیز به مسئولین ندهند، منتهی با توجه به این که ما دشمنان خارجی بسیاری داریم که تمام وقایع داخلی را رصد کرده و به دنبال بزرگ کردن اختلاف نظر مسئولین داخلی دارند خیلی با رسانه ای کردن این تذکرات موافق نیستند.
    چهارم: لازمه حرف شما این هست که هیچ مسئولی از رئیس جمهور گرفته تا رئیس یک بانک حق اختیار و انتخاب ندارند، و فقط باید آن چیزی را انتخاب کنند که رهبری گفته است، یعنی انتخابات فقط برای عوض شدن افراد است، و الا خود رهبر هم رئیس جمهور است و هم وزیر فرهنگ و ... و این ها هیچ آزادی و اختیار عملی ندارند!
    پس باید واقع بین باشیم، ببینید وظیفه رهبری تبین اهداف و چشم اندازها و ترغیب و توصیه مسئولین به پیمودن آن است؛ وقتی مثلا طبق قانون وزیر فرهنگ و ارشاد را باید رئیس جمهور منتخب مردم انتخاب کند و نیمی از نمایندگان مجلس به او رأی اعتماد بدهند، آیا می شود توقع داشت که رهبری در هر جایی که نظرش مخالف با وزیر است حکم حکومتی بدهد؟ این کار به نظر شما موجب این نمی شود که مردم بگویند پس انتخاب ما چه نقشی در سرنوشتمان دارد؟ انتخاب رئیس جمهور توسط مردم، و انتخاب وزیر توسط رئیس جمهور همه اش فرمالیته و صوری است و این رهبر است که رئیس جمهور و وزراء را انتخاب می کند چون فقط باید مطیع او باشند.
    رهبری یک حکومت، خیلی بیش از آن چه که فکر می کنید ظرافت دارد، هم باید مشکلات داخلی را رصد کند، هم جلوی تنش مسئولین را بگیرد، هم مشکلات و دشمنان خارجی را در نظر بگیرد و طوری صحبت نکند که خوراک شبکه های خارجی شود، گاهی نباید موضوعی را مطرح کند، چون سبب بزرگ شدن مشکل و طرح آن از شبکه های خارجی می شود، گاهی طرح موضوعی سبب ناامیدی مردم از انقلاب می شود، هم باید به رأی مردم احترام بگذارد، هم از اصول اسلام حفاظت کند، هم ... . پس رهبری چاره ای ندارد جز این که به جای القاء نظراتش و سلب آزادی از مسئولین، فرهنگ حجاب و عفاف و فرهنگ اسلامی را به گفتمان رایج جامعه تبدیل کند تا مردم در انتخاب رئیس جمهور و نماینده مجلس و ... دغدغه فرهنگی آن کاندیدا را لحاظ کنند، و بعد از انتخاب، از او توقع کار فرهنگی داشته باشند، و همچنین خودشان تشکل ها و مجموعه های فرهنگی غیر دولتی تاسیس کرده و در این مسیر تلاش کنند.
    من در این جا به نمونه هایی از دغدغه رهبری در این خصوص اشاره می کنم تا بدانید دغدغه ایشان بسیار شدید است و هرگز در این مورد بی تفاوت نبوده و نیستند:
    خطاب به دولت آقای خاتمی: حضور دشمن را در پشت پرده فرهنگ و سیاست جدّی بگیرید. این یک واقعیّت است و هر چه می گذرد، این حقیقت که دشمن در مقاصد پلید خود، امید زیادی به مقوله فرهنگ و مسائل سیاسی دارد، بیشتر واضح و آشکار می شود.(12)
    خطاب به دولت آقای احمدی نژاد: آن چه که من لازم می دانم به دوستان دولت توصیه کنم، این است که مسئله‌ی فرهنگ را خیلی جدی بگیرید. اگر چنانچه ما کارهای اقتصادی را ـ هم چنان که در برنامه هست و آرزوهای ما متوجه به آن است ـ انجام بدهیم، اما در زمینه‌ی کار فرهنگی عقب بمانیم، بدانید کشور لطمه خواهد دید.(13)
    از بخش فرهنگ رفع مظلومیت کنید. بخش فرهنگ انصافاً بخش مظلومی است. الآن در گزارش آقای رئیس‌جمهور، اصلاً اسمی از فرهنگ نیامد؛ یا در اولویت‌بندیها این اولویت فدای اولویت های دیگر شد و آن ها تقدم پیدا کرد که در کوتاهی وقت، بیان بشود! این مظلومیت است دیگر. واقعاً مسأله‌ی فرهنگ را دست کم نگیرید. خیلی از مشکلات جامعه‌ی ما با فرهنگ‌سازی حل می‌شود. توجه بکنید که امروز، عمده‌ قوای دشمنان ما در جبهه‌ی فرهنگی دارد کار می‌کند.(14)
    خطاب به اعضای مجلس خبرگان: من از همه شما نگرانترم؛ از زمان حیات مبارک امام هم من همیشه نگران مسائل فرهنگی بوده‌ام. بنابراین لازم است نگرانی باشد؛ اما علاج نگرانی مبارزه است.(15)
    خطاب به مسئولین صدا و سیما: فرهنگ ستون فقرات حیات یک ملت و هویت یک ملت است ... حالا این فرهنگ در دست شما کارکنان صدا و سیماست؛ از مدیرانتان گرفته تا کارکنان گوناگون در بخش های فنی، پشتیبانی های گوناگون، تحقیقات، هنری، تولید برنامه و برنامه‌ سازی های مختلف و در بخش های سیاسی و خبری.(16)
    خطاب به مسئولین فرهنگی کشور: و اما در عرصه‌ی فرهنگ، بنده به معنای واقعىِ کلمه، احساس نگرانی می کنم و حقیقتاً دغدغه دارم. این دغدغه از آن دغدغه‌هایی است که آدمی به خاطر آن، گاهی ممکن است نصفِ شب هم از خواب بیدار شود و به درگاه پروردگار تضرّع کند. من چنین دغدغه‌ای دارم ... حقیقتاً در باب فرهنگ، احساس نگرانىِ عمیقی دارم.(17)
    این‌که شما میبینید بنده مسأله‌ی تهاجم فرهنگی را مطرح کردم و گفتم؛ روی آن اصرار ورزیدم؛ راجع به آن حقیقتاً غصّه خوردم و تلاش کردم و باز هم به فضل الهی تلاش میکنم؛ گاهی در ریزِ مسائل وارد شدم.(18)
    خطاب به مدیران مسئول و سردبیران نشریات دانشجویی: (چادر) حقیقتاً حجاب برتر است؛ هیچ تردیدی در این نباید داشت ... شما با تبلیغات کار کنید ... درباره‌ی حجاب بنشینید واقعاً تحقیق کنید، فکر کنید، از لحاظ دینی هم مثلاً درباره‌اش بحث کنید، یا از بحث هایی که شده استفاده کنید. از لحاظ اجتماعی هم روی همین مسأله‌ی کیفیّت حجاب تکیه کنید؛ به ترویج دیدگاه خودتان بپردازید.(19)
    آن چیزی که در اساس لازم است و مهمتر از همه است، این است که شما ذهن این دختر جوان، یا این زن جوان را ـ که عمده هم خانم های جوان هستند ـ با اهمیت حجاب آشنا کنید؛ یعنی به او تفهیم کنید که حجاب از لحاظ شرعی و از لحاظ منطقی این است ... البته یکی از عواملی هم که در این زمینه تأثیرات منفی دارد، برخی از این فیلم هایی است که بعضی از زندگی های غربی را در دسترس همه می گذارد. این ها در سُست کردن ذهنیّت مردم نسبت به مسأله‌ی حجاب بی تأثیر نیست. البته نسبت به پخش این فیلم ها هم باید تذکّراتی داده شود.(20)

    ______________
    (1) اصل 57 قانون اساسی.
    (2) اصل 107 به بعد.
    (3) اصل 107و 108.
    (4) اصل 91 و 99.
    (5) اصل 112.
    (6) اصل 71، 122، و 167.
    (7) اصل 157.
    (8) اصل 110.
    (9) همان.
    (10) اصل 161، و 174.
    (11) در جمع اساتید و دانشجویان شیراز، 14/2/1387.
    (12) 1381/6/4 در دیدار با اعضای هیئت دولت.
    (13) 1390/6/6در دیدار با اعضای هیئت دولت.
    (14) 1386/6/4در جمع اعضای هیئت دولت.
    (15) 1379/11/27 در دیدار با اعضای مجلس خبرگان.
    (16) 1383/2/28 در دیدار با مسئولین صدا و سیما.
    (17) 1373/4/22 در دیدار با مسئولین فرهنگی کشور.
    (18) همان.
    (19) 1377/12/4.
    (20) همان.
    کلیه سخنان مقام معظم رهبری به نقل از به نقل از
    www.khamenei.ir می باشد.



    لینک اصلی


  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود