جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آشنا نمودن غیرمسلمان با اسلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    آشنا نمودن غیرمسلمان با اسلام





    پرسش:
    روش آشنا کردن افراد غیر مسلمان با اسلام حقیقی چگونه است؟ آیا اعتقاد به این که همه غیر شیعیان ـ که اکثریت مطلق جهان را تشکیل می دهند ـ اهل جهنم باشند، و فقط شیعیان به بهشت بروند، موجب رویگردانی دیگران از مکتب اسلام و تشیع نمی‌شود؟

    پاسخ:
    الف) در باب روش برخورد با این دسته از افراد نمی‌توان یک عملکرد و دستور واحد ارائه داد، چرا که اولا روحیات و اطلاعات افراد متفاوت است، و ثانیا روش برخورد و آگاهی بخشی به همین سه دسته افرادی که در سوال ذکر شده است متفاوت خواهد بود، به همین خاطر تنها می‌توان یک سری ملاک‌های عام را در این خصوص مطرح نمود:
    ـ روش نیکو در برخورد
    بدون شک اخلاق نیکو و روی گشاده در برخورد با هر کسی در جذب او تاثیر دارد، قرآن کریم کلید جذابیت پیامبر(ص) را اخلاق نیکوی او می‌داند: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك‏»؛ به رحمت الهى، در برابر آنان نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراكنده مى‏ شدند.(1)
    امام صادق(ع) نیز می‌فرمایند: «كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُم‏»؛ با غیر از زبانتان (عمل) دیگران را (به دین) فرا بخوانید.(2)
    ـ در نظر گرفتن پیش‌فرض‌های مخاطب
    گاهی مخاطب به خاطر وجود یک سری شبهات، یا پیش فرض‌ها تمایلی به تحقیق در مورد اسلام یا شنیدن سخن شما ندارد، باید بدانیم چه شبهاتی در مورد اسلام در ذهن او نقش بسته، و چه تبلیغات سوئی پیش فرض های او را تشکیل داده است، قبل از هر چیزی باید این نگاه بدبینانه او را برطرف کرد.
    ـ نقد اعتقادات مخاطب به صورت مؤدبانه
    فضای جذب دیگران باید توأم با ملاطفت و دور از هرگونه خشونت و یا اهانت به مقدسات آن ها باشد، روشن است اگر به اعتقادات کسی اهانت شود، او موضع خواهد گرفت و به جای گوش کردن به سخنان طرف مقابل صرفا در صدد دفاع بر می‌آید، قرآن کریم حتی از فحش و اهانت به بت‌ها نهی فرموده است: «وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْم‏»؛ و معبودانى را كه كافران به جاى خدا مى‏ پرستند، دشنام ندهيد، كه آنان هم از روى دشمنى و نادانى خدا را دشنام خواهند داد.(3)
    ـ به کار گرفتن روش تطبیقی در معرفی اسلام
    یکی دیگر از روش‌های مفید در ارائه اسلام، روش تطبیقی و مقایسه ای است، گاهی انسان جنس ارزشمندی دارد اما به خاطر این که آن را با سایر اجناس مشابه مقایسه نکرده است از ارزش آن غافل است، ارزش اسلام در مقایسه است که روشن می‌شود.
    وقتی ظرافت و اتقان اعتقادات اسلامی مانند توحید در ذات و صفات و افعال و ... با اعتقادات شرک آلود سایر ادیان مقایسه شود، برتری اسلام بیشتر هویدا خواهد شد، وقتی قرآن را با سایر کتب مقایسه نمودیم فاصله آن را درک خواهیم کرد، وقتی ایستادگی جدی اسلام در برابر انحرافاتی چون همجنس بازی و ازدواج با محارم و ... را در کنار مثلا سازش مسیحیت با این امور قرار دادیم، نقش یک دین در صعود، یا سقوط انسان روشن می‌شود.
    وقتی اهمیت تعلم در اسلام را در کنار بی تفاوتی سایر ادیان به این امر ببینیم، وقتی نقش اسلام در جامعه را با انزوای سایر ادیان مقایسه کنیم، وقتی جامعیت اسلام را با ادیان حداقلی دیگر مقایسه کنیم، خواهیم دید که اسلام یگانه دینی است که دنیا و آخرت ما را تأمین خواهد کرد، و دینی قابل مقایسه با آن نیست.
    ـ تبیین ابعاد زندگی الگوهای عملی اسلام
    بدون شک بیان سیره و زندگی پیامبر(ص)، و ائمه(ع) به عنوان الگوهای عملی و رفتاری اسلام در پذیرش آن نقش اساسی دارد.
    امام رضا(ع) فرمود: "رحم اللَّه عبداً أحيا أمرَنا... يتعلّموا علومَنا و يعلّمها الناس، فإنّ الناس لو علموا محاسن كلامَنا لا تبعونا"؛ خدا رحمت كند بنده ‏اي كه امر ما را اِحيا كند ... دانش ما را بياموزد و به مردم ياد دهد. اگر مردم با زيبايي‏ هاي كلام ما آشنا شوند، از ما پيروي خواهند كرد.(4)
    نوشتن کتب متعدد از طرف اندیشمندان سایر ادیان در مورد اهل بیت(ع) گویای همین امر است، کتاب «الامام علی(ع) صوت العدالة الانسانیة» توسط جرج جرداق مسیحی، و کتاب «حسین در اندیشه مسیحیت» توسط آنتوان بارا، که او هم مسیحی بوده است و... گویای همین واقعیت است.
    یکی از مصادیق بارز آن، قیام حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است، که هر انسان آزاده‌ای را به تأمل وا می دارد،که یک انسان در راه دفاع از دین خداوند هیچ نقطه توقفی ندارد، و پای دین که در میان باشد جان خودش و فرزندانش، اسارت اهل بیتش(ع) و تمام سختی‌ها در برابر بقاء تعالیم الهی کوچک خواهند بود. حقیقتا هیچ دین و آیینی چنین الگویی را در اختیار ندارد.
    ـ دعوت تدریجی
    یکی از اموری که باید بدان دقت داشت این است که تغییر افراد غالبا به صورت تدریجی حاصل خواهد شد، انسانی که در گذشته محدودیتی نداشته است را نمی‌توان به یکباره محدود نموده و به تمامی تعالیم اسلامی ملزم کرد، خود آیین اسلام نیز برای تحریم مشروب که در عرف اعراب آن زمان امری شایع بود، طی چند مرحله تحریم نموده است، ابتدا آن را نوشیدنی مذموم معرفی می‌کند(5)، سپس از نوشیدن آن هنگام نماز نهی می‌کند(6)، در مرحله بعد آن را نوشیدنی معرفی می‌کند که زیانش بیش از منافعش است(7)، و در مرحله پایانی آن را عنصری پلید و شیطانی معرفی می‌کند.(8)
    ـ پیشرفت دنیوی
    بدون شک عملکرد مسلمانان در پذیرش اسلام از سوی جوامع غیر مسمان نقش بسزایی دارد، همان‌‌طور که دشمنان با ایجاد گروهک‌های افراطی چون القاعده و داعش به دنبال ایجاد اسلام هراسی هستند، اگر جوامع اسلامی بتوانند با پیروی و متابعت از اسلام واقعی، مدینه فاضله مورد نظر اسلام را محقق سازند، بدون شک باز هم مصداق آیه شریفه : «يَدْخُلُونَ في‏ دينِ اللَّهِ أَفْواجاً»؛ گروه، گروه به دین خدا درآیند» محقق خواهد شد.(9)
    این که مقام معظم رهبری(حفظه الله) اینقدر بر پیشرفت علمی و فناوری تأکید دارند به همین خاطر است تا ایران اسلامی بتواند نقش یک الگو برای حکومت و جامعه مسلمان را به دنیا معرفی نماید، جامعه ای که تنها اسلام در آن حکومت می‌کند و قوانین آن را خداوند تعیین نموده است.
    باید در عمل نشان داد که می‌توان با پیروی از اسلام چنین جامعه ای را ایجاد کرد.
    ب) اختصاص بهشت به شیعیان
    اما در مورد اعتقاد به این که بهشت مختص شیعیان است باید دقت کرد ما هرگز چنین اعتقادی نداریم که اکثر انسان ها در جهنم خواهند رفت و شیعیان تنها ساکنین بهشت هستند، چون ملاک اعتقاد یا عدم اعتقاد، و هم چنین عناد و لجاجت یا جهالت انسان ها یک امر قلبی است که درک آن برای ما امکان ندارد، شهید مطهری(ره) در این باره می فرمایند:
    «هيچكس حق ندارد درباره كسى بطور قاطع اظهار نظر كند كه اهل بهشت است يا اهل دوزخ؟ اگر از ما بپرسند: آيا شيخ مرتضى انصارى (ره) با آن زهد و تقوا و ايمان و عمل شناخته شده‏ اش حتما اهل بهشت است يا نه؟ پاسخ ما اين است كه آن اندازه كه ما از آن مرد اطلاع داريم اين است كه در نظام علمى و عملى او، بدى سراغ نداريم، آن چه سراغ داريم خير و نيكى است اما اين كه صددرصد بگوييم اهل بهشت است در اختيار ما نيست‏»(10)
    پس اولا خیلی اجازه اظهار نظر در مورد اشخاص وجود ندارد، مگر در برخی موارد که مانند قاتلین حضرت سیدالشهدا(ع) عدم اعتقاد و سوء رفتار آن ها محرز است و در کلام ائمه(ع) لعن شده اند.
    اسلام فقط ملاک تعیین کرده است، که مثلا دینی غیر از اسلام پذیرفته نمی شود: «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرين‏»؛ و هر كس جز اسلام آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت، از زيانكاران است.(11)
    اما نمی شود گفت پس غیر مسلمانان همه در آتش دوزخ خواهند بود، قرآن کریم می فرماید: «إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطيعُونَ حيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبيلا * فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورا»؛ مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكانى كه براستى تحت فشار قرار گرفته ‏اند، نه چاره‏ اى دارند، و نه راهى مى‏ يابند؛ ممكن است خداوند، آن ها را مورد عفو قرار دهد و خداوند، عفو كننده و آمرزنده است.(12)
    امام صادق(ع) نیز در روایتی می فرمایند: «يَا زُرَارَةُ، حَقّاً عَلَى‏ اللَّهِ‏ أَنْ‏ يُدْخِلَ‏ الضُّلَّالَ‏ الْجَنَّة»؛ اى زرارة! حقّ است بر خدا كه گمراهان (بی تقصیر) را به بهشت ببرد.(13)
    و نیز می فرمایند: «لَوْ أَنَّ الْعِبَادَ إِذَا جَهِلُوا وَقَفُوا وَ لَمْ يَجْحَدُوا لَمْ يَكْفُرُو»؛ اگر مردم آنگاه كه نمى‏ دانند، توقف كنند و در صدد انكار بر نيايند، كافر نمى‏ شوند.(14)
    پس خلود در جهنم و عذاب در جایی است که حق برای طرف روشن بشود و از روی لجاجت آن را نپذیرد، شهید مطهری در این باره می فرمایند: «ائمه (ع) تكيه‏ شان بر اين مطلب بوده كه هر چه بر سر انسان مى‏ آيد از آن است كه حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصّب و عناد بورزد، و يا لااقل در شرايطى باشد كه مى‏ بايست تحقيق و جستجو كند و نكند؛ اما افرادى كه ذاتا و به واسطه قصور فهم و ادراك و يا به علل ديگر در شرايطى بسر مى‏ برند كه مصداق منكر و يا مقصّر در تحقيق و جستجو به شمار نمى‏ روند، آن ها در رديف منكران و مخالفان نيستند.(15)
    البته صرفا قدرت تحقیق ملاک مستضعف بودن نیست، همان طور که فرمودید شاید قدرت تحقیق دیگر امروز برای همه محقق باشد، اما ممکن است شخصی اصلا ملتفت آیین اسلام نیست، یا آن را در سطح تعالیم بودا و هندو و ... می بیند و با رفتار طالبان و داعش و ... واقعا احتمال حقانیت آن را نمی دهد، لذا در موردش تحقیق نمی کند، چنین شخصی نیز مستضعف است و در قیامت در جهنم نخواهد بود.
    اما این که آیا دانشمندان غیر مسلمانی که اکتشافات و اختراعاتی دارند که موجب خدمت به بشریت شده آیا مأجور هستند یا خیر، علاوه بر مرتبط بودن به مطلب بالا، یعنی عدم عناد و لجاجت در پذیرش حق، ثواب عمل خوبشان به نیت آن ها بر می گردد؛ اگر کار خوب به نیت های دنیوی باشد، ولو خود کار خوب است اما عمل کننده اجری نخواهد داشت، اما اگر فعل به نیت الهی یا از روی انسانیت و انسان دوستی باشد، صاحب آن نزد خداوند مأجور خواهد بود، بلکه این قرینه ای بر آن است که در وجود چنین شخصی نور معرفت وجود داشته و رویگردانی او از اسلام و پذیرش خداوند از عناد و لجاجتی سرچشمه نگرفته است.(16)

    _____________________
    (1) آل عمران/159.
    (2) الکافی، شیخ کلینی، نشر دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق، تهران، ج 2، ص 78.
    (3) انعام/108.
    (4) بحار الانوار، علامه مجلسی، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ دوم، 1403ق، بیروت، ج 2، ص 30.
    (5) نحل/67.
    (6) نساء/43.
    (7) بقره/219.
    (8) مائده/90.
    (9) نصر/2.
    (10) مجموعه آثار، شهید مطهری، نشر صدرا، چاپ نهم، 1382ش، تهران، ج 1، ص 272.
    (11) آل عمران/85.
    (12) نساء/98و99.
    (13) الکافی، ج 4، ص 137.
    (14) همان، ج 2، ص 388.
    (15) مجموعه آثار، شهید مطهری، ج 1، ص323.
    (16) ر.ک: همان، ج 1، 270 الی 309.



    لینک اصلی



  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود