جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفاوت قوانین دنیا و برزخ

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 8 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    تفاوت قوانین دنیا و برزخ





    پرسش:
    تفاوت قوانین دنیا با برزخ چگونه است؟ آیا انسان ها بعد از مرگ، بر خلاف دنیا، هیچ پیشرفت و تکامل روحی ندارند؟ همچنین آیا بعد از مرگ عبادتی هست یا خیر، اگر عبادت نمی‌کنند چطور به یاد خدا هستند؟

    پاسخ:
    زندگی انسان از مرگ تا روز قیامت در عالمی به نام برزخ خواهد بود(1)، همان طور که قرآن کریم می فرماید: «حَتىَّ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ ... وَ مِن وَرَائهِم بَرْزَخٌ إِلىَ‏ يَوْمِ يُبْعَثُون‏»؛ تا زمانى كه مرگ يكى از آنان فرارسد،... و پشت سر آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند.(2)
    اما تفاوت قوانین عالم برزخ با دنیا به تفاوت هدف خلقت آن ها باز می گردد. خداوند از خلقت هر کدام از این ها هدف خاصی داشته است، لذا متناسب با آن هدف و غایت با هم اختلاف دارند.
    برای توضیح بهتر، ابتدا به رابطه دنیا و آخرت بپردازیم، با روشن شدن وضعیت آن دو، هدف از عالم برزخ و قوانین آن که مابین دنیا و آخرت است روشن تر خواهد شد، در رابطه دنیا و آخرت، رابطه مانند کشت و برداشت می‌ماند، همانطور که در روایت مشهور پیامبر(ص) آمده است: «الدنیا مزرعة الآخرة»؛ دنیا مزرعه آخرت است.(3)
    یا امام علی(ع) می‌فرمایند: «الْيَوْمَ‏ عَمَلٌ‏ وَ لَا حِسَابَ وَ إِنَّ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَل‏»؛ امروز، روز عمل است، نه حساب؛ و فردا روز حساب است، نه عمل.(4)
    پس عالم دنیا، عالم عمل و تلاش و کوشش هست، و عالم اخرت عالم مزد و پاداش.
    اما فلسفه عالم برزخ این است که اگرچه با مردن دیگر عمل جدید برای انسان ثبت نمی شود اما امکان اضافه شدن ثواب و گناه وجود دارد(5)، چرا که گاهی انسان در دنیا کار خوب یا بدی انجام داده است که هنوز اثرش در دنیا باقی است، برای همین پرونده اش هنوز بسته نشده است، مثلا امام خمینی(ره) که این انقلاب را رهبری کرده و به پیروزی رساندند هر تاثیر مثبتی که در داخل و خارج داشته باشد، ثواب آن به ایشان هم خواهد رسید، یا کسی که مسجدی ساخته، فرزند صالحی تربیت کرده، درختی کاشته یا بالعکس کسی که فرقه کثیفی مثل وهابیت تاسیس کرده، در گناه ریخته شدن خون ها و تجاوزها و تعدی های پیروان این فرقه شریک است.
    یا این که انسان های زنده می توانند برای امواتشان در عالم برزخ صدقات و خیرات بفرستند، و بر ثواب‌های آن ها در عالم برزخ بیفزایند.
    لذا در عالم برزخ فقط از اعتقادات سوال می‌کنند(6)، چرا که بر خلاف ثواب و گناه، پرونده اعتقادات دیگر بسته شده و قابل رشد یا نقص نیست.
    پس اینگونه می شود:
    عالم دنیا: فقط کسب ثواب یا گناه
    عالم برزخ هم کسب ثواب و گناه، و هم پاداش و عذاب
    عالم آخرت: فقط پاداش یا عذاب.
    با این اوصاف یکی از تفاوت ها این شد که در عالم برزخ بر خلاف دنیا دیگر امکان عمل یا گناه وجود ندارد.
    دوم این که در عالم برزخ حسابرسی جزئی وجود دارد بر خلاف دنیا.(7)
    سوم: در عالم برزخ انسان ها، مقداری از ثمره اعمال و رفتار خویش را می بینند و جایگاهشان را در روز قیامت مشاهده می کنند.(8)
    چهارم این که قوانین مادی در عالم برزخ جریان ندارد، چرا که عالم برزخ مادی نیست، و جسم انسان در عالم برزخ نیز، مثالی است، نه مادی.(9)
    پنجم: خوشی ها و ناراحتی های دنیا ممکن است به خاطر ترفیع درجه، امتحان، و... باشد، اما عذاب ها و ثواب های عالم برزخ برای امتحان و ترفیع درجه نیست، اگرچه ممکن است از این حیث که موجب کفاره و پاک شدن از گناهان هستند با یکدیگر اشتراک داشته باشند.(10)
    اما در عالم برزخ، به اقتضاء رسیدن ثواب های باقیات الصالحات، و یا گناهان باقیات السیئات، تغییر و تکامل وجود دارد، چرا که با جسم برزخی هم می‌شود تکامل داشت.(11)
    اما قیامت دیگر نقطه پایان تکامل و نتیجه سیر انسان است، لذا قرآن کریم می فرماید: «لا ینْفَعُ نَفْسًا إیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فی إیمانِها خَیرًا قُلِ انْتَظِرُوا إِنّا مُنْتَظِرُونَ»؛ ايمان‏ آوردن افرادى كه قبلًا ايمان نياورده‏ اند، يا در ايمانشان عمل نيكى انجام نداده ‏اند، سودى به حالشان نخواهد داشت‏.(12)
    یا می فرماید: «فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ الَّذينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُون‏»؛ پس در آن روز كسانى كه ستم كرده‏ اند، عذرخواهى‏ شان به آنان سود نمى‏ دهد، و نه از آنان مى‏ خواهند كه عذرخواهى كنند.(13)
    همچنین تکلیفی بعد از مرگ نیست، تکلیف با مرگ پایان می پذیرد، یعنی دیگر امر واجب و حرام و مستحبی و ... نداریم، نه این که بهشیان هر گناهی خواستند بکنند حلال است، نه، بلکه شخصیت آن ا به ثباتی رسیده است که بر حقیقت زشت و قبیح گنا پی برده اند، لذا دیگر خبری از اعمال زشت در رفتار و گفتارشان نیست: «لا يَسْمَعُونَ فيها لَغْواً وَ لا كِذَّاباً»؛ در آن جا نه سخن بيهوده‏ اى مى‏ شنوند و نه دروغى‏.(14)
    لذا تا کسی پاک نشود از رذائل وارد بهشت نمی شود، همان طور که امام صادق(ع) می فرمایند: «لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ مَنْ فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ حَبَّةٍ مِنْ كِبْر»؛ کسی که ذره ای تکبر در درونش باشد وارد بهشت نخواهد شد.(15)
    اما عبادت با تکلیف فرق دارد، انسان ها همیشه نیازمند ارتباط با خداوند هستند، و شیرین ترین نعمت بهشتیان هم همین مقام رضوان و رضایت الهی است، پس ارتباط با او باید در بهشت شیرین باشد.
    علت این که انسان ها در دنیا با سختی عبادت می کنند چون عشق در کار نیست، وگرنه از ساعت ها نشستن و صحبت کردن با دوستان صمیمیشان خسته نمی شوند، اگر این عشق باشد دیگر ارتباط و عبادت سخت نیست، بلکه دوری سخت است، همان طور که امام علی (ع) در دعای کمیل می فرماید: «فَهَبْنِي يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلَايَ وَ رَبِّي صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى‏ فِرَاقِك‏»؛ ای خدا و ای آقا و ای مولای من، گیرم که بر عذاب تو صبر کردم، اما چگونه بر دوری و جدایی از تو صبر کنم؟
    و پیامبر(ص) هنگام اذان بی تابی کرده و به بلال می فرمودند: «بلال اذان بگو و ما را راحت کن»(16)
    از معصومین که بگذریم برخی عرفا در قنوت نمازشان دعای ابوحمزه ثمالی می خوانده اند، نه از روی سختی، بلکه با لذت، گریه های مرحوم آیت الله بهجت(ره) در نماز گویای لذت های معنوی عظیمی بود که ما از آن محروم بوده و طعم آن را نچشیده ایم، اما در قیامت اهل بهشت همه به این مقام رسیده اند، کسی از روی سختی و با کراهت عبادت نمی کند، آن جا اجباری در کار نیست، ولی هیچ کس حاضر نیست از این لذت بگذرد، همه به خاطر تعالی روحشان و جدا شدن از وابستگی ها و تعلقات شهوانی و دنیوی با عشق خدا را می خوانند و علاوه بر این که خسته نمی شوند، بلکه این بالاترین لذت برای آنهاست.

    _____________________
    (1) مجموعه آثار، استاد شهید مطهری، انتشارات صدرا، چاپ نهم، 1382ش، تهران، ج2، ص520؛ الالهیات، آیت الله سبحانی، المركز العالمي للدراسات الإسلامية، چاپ سوم، 1412ق، قم، ج4، ص233.
    (2) مومنون/99و100.
    (3) مجموعه ورام، ورام بن أبي فراس‏، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى‏، چاپ اول، 1369ش، مشهد، ج 1، ص 183.
    (4) الکافی، شیخ کلینی، دار الكتب الإسلامية، چاپ چهارم، 1407ق، تهران، ج 8، ص 58.
    (5) مجموعه آثار، ج 2، ص 525.
    (6) همان، ص 525.
    (7) ترجمه المیزان، علامه طباطبايى- سيد محمد باقر موسوى همدانى‏، دفتر نشر اسلامی، چاپ پنجم، 1374، قم، ج 11، ص 8.
    (8) الالهیات، ج 4، ص 236؛ ترجمه المیزان، ج 17، ص 509.
    (9) معادشناسی، سید محمد حسین طهرانی، نشر نور ملكوت قرآن‏، چاپ اول، 1423ق، مشهد، ج 2، ص 281.
    (10) بحارالانوار، علامه مجلسی، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ دوم، 1403ق، بیروت، ج 8، ص 40.
    (11) تفسیر تسنیم، آیت الله جوادی آملی، نشر اسراء، چاپ اول، 1378ش، ج 3، ص 242.
    (12) انعام/158.
    (13) روم/57.
    (14) نبأ/35.
    (15) الکافی، شیخ کلینی، ج 2، ص 310.
    (16) بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 79، ص 193.



    لینک اصلی


  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود