جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پیامبران و صبر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    پیامبران و صبر





    پرسش:
    از طرفی قرآن ما را به صبر کردن مثل پیامبران اولوالعزم خدا دعوت می کند، و از طرفی داستانی را می گوید که در آن نه یک بار بلکه 3 بار پیامبر اولوالعزمش صبر نمی کند؟!

    پاسخ:
    1ـ همان طوری که در سوره احقاف «صَبَرَ‌ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّ‌سُلِ» امر به صبر شده است، در آیات دیگر هم پیامبران اوالعزم صبوری داشته اند و در برابر حوادث سخت و طوفان های شدید مامور به صبر بودند، مثلا حضرت ابراهیم (علیه السلام) در میان آتش افکنده شد و صبوری کرد، یا حضرت موسی(علیه السلام) را تهدید به مرگ کردند و قلبش را از نافرمانی های قومش پرخون کردند و صبوری کرد.(1)
    2ـ حضرت موسی(علیه السلام) به سراغ گمشده مهمی می رفت و دنبال آن می گشت، عزم خود را جزم و تصمیم خویش را راسخ کرده بود که تا مقصود خود را پیدا نکند از پای ننشیند، گمشده ای که ایشان مامور یافتن آن بود در سرنوشت آن بسیار اثر داشت و فصل تازه ای در زندگانی او می گشود، لذا دنبال مرد دانشمندی می گشت تا حقائق تازه ای را به رویش بگشاید.
    3ـ آن چه را که در سوره احقاف امر به صبر شده، مربوط به امور واقعی و یا ظاهری است که دسترسی به آن راحت و سهل است؛ اما در سوره کهف امر به صبر لزومی نیست چون امور ظاهری که انسان از اسرارش آگاه نیست کارآسانی نیست و گناه محسوب نمی شود.(2)
    4ـ آن چه را که در سوره احقاف امر به صبر شده، در برابر امور آخرتی و دستورات الهی است؛ ولی در داستان سوره کهف صبر نکردن بین دو نفر و شخصی بوده است.(3)
    5ـ آن چه که گفته شده در مقام تشریع است که صبر در سوره احقاف از این مصداق است، و آن چه که درسوره کهف بوده و ماموریت حضرت خضر(علیه السلام) و حضرت موسی(علیه السلام) در برابرش قرار گرفته اند، از مقام تکوین بوده است. لذا همان طوری که از نظر تکوین الهی هیچ مانعی ندارد خداوند حتی کودک نابالغی را در حادثه ای جان بستاند(4) برای حضرت موسی (علیه السلام) هم در عالم تکوین، جهت کشف زودتر مطالب صبوری نکند و این عیبی ندارد... .
    توضیح بیشتر:
    1ـ ما دو علم داریم: حضرت خضر (علیه السلام) آگاه به عالم تکوین بود: «آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْما»؛ رحمت (و موهبت عظيمى) از سوى خود به او داده، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم‏.(5)
    حضرت موسی (علیه السلام) مأمور و پیامبر برای عالم تشریع بود: «شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهيمَ وَ مُوسى‏ وَ عيسى‏»؛ آئينى را براى شما تشريع كرد كه به نوح (علیه السلام) توصيه كرده بود و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى(علیه السلام) و عيسى (علیه السلام) سفارش كرديم‏.(6) لذا حیطه دانش خضر(علیه السلام) با حیطه دانش موسی (علیه السلام) متفاوت بود و خضر (علیه السلام) از عالم تکوین آگاهی هایی داشت که موسی (علیه السلام) از آن ها آگاهی نداشت: «وَ كَيْفَ تَصْبرِ عَلىَ‏ مَا لَمْ تحطْ بِهِ خُبرا»؛ و چگونه مى‏ توانى در برابر چيزى كه از رموزش آگاه نيستى شكيبا باشى؟!(7))
    2ـ صبر نکردن حضرت موسی (علیه السلام) به خاطر آگاه نبودن از عالم تکوین می باشد که خضر (علیه السلام) مامور بود، ولی چون موسی (علیه السلام) مأمور به عالم تشریع است، با این که قول داده اعتراضی نکند، ولی نمی تواند از مأموریت الهی خویش دست بکشد، لذا از روی قصد و عمد، مجددا به عملکرد خضر (علیه السلام)، اعتراض می کند، و این به معنای بی صبری غلط به حساب نمی آید و کاملا درست است و منطق حکم می کند، وقتی خلافی در جریان است باید اعتراض کنی و دهان را باز کنی و بی صبری کنی (البته در عالم تشریع غلط است و...).

    _____________
    (1) مکارم شیرازی، تفسیرنمونه، چاپ دهم، ج 21، ص 377.
    (2) همان، ج 12، ص 488.
    (3) همان، ج 12، ص 494.
    (4) همان، ج 12، ص 508
    (5) کهف، 65.
    (6) شوری، 13.
    (7) کهف، 68.



    لینک اصلی


  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود