جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن، توسل و شرک

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 6 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    قرآن، توسل و شرک





    پرسش:
    از آن جا که خداوند در قرآن، ابوجهل و ابولهب و هم کیشانشان را مشرک خطاب می کند، آیا اعتقاد شیعه مبنی بر توسل به معصومین، نوعی شرک در عبادت نیست؟

    پاسخ:
    بر اساس آیات قرآن، اعراب مشرک زمان پیامبر نیز به الله تعالی ایمان داشته اند: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ»[1]
    مفسران با استناد به دسته دیگری از آیات، در توضیح آیات بالا گفته اند بت پرستان عربستان خالق جهان را فقط خداوند می دانستند و به هیچ وجه بتهای ساخته شده به دست انسان را خالق آسمان و زمین نمی دانستند. به تعبير ديگر: آن ها نیز درباره خالقیت خدا قایل به توحید بودند و شرکشان مربوط به جنبه دیگری بود.[2]
    توضیح مطلب این که، شرک نقطه مقابل توحيد است. توحید دارای مراتبی است و در مقابل هر مرتبه، شرکی متناسب با آن قرار دارد، که در ذیل به سه نمونه اشاره می کنیم:
    توحید در ذات (خدا نه دو تاست و نه ترکیبی از اجزا و اعضا است) که نقطه مقابلش «شرک در ذات» است.
    توحید در خالقیت (خدا تنها خالق مستقل جهان است) که نقطه مقابلش «شرک در خالقیت» است.
    توحید در عبادت (تنها خدا شایسته پرستش است) که نقطه مقابلش «شرک در عبادت» است.[3]
    با توجه به برخی از آیات قرآن روشن می شود که اعراب مشرک از بین سه مورد یاد شده تنها قایل به شرک در عبادت بودند یعنی بتها را نیز شایسته پرستش و عبادت می دانستند. بت پرستان باور داشتند بتها ایشان را به خدا نزدیک می کند: «ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى»[4]؛ و شفیعشان نزد خدا خواهند بود: «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ»[5]؛ و از اینرو به عبادت آن ها می پرداختند.
    بنابر این مشرکین مکه و از جمله بزرگان آن ها نظیر ابوجهل، ابولهب، ابوسفیان و... در ذات و خالقیت خدا قایل به شرک نبودند، بلکه در پرستش و عبادت، غیر خدا را هم رتبه او قرار می دادند.
    برخی با استناد به همین آیات، اندیشه شیعه درباره شفاعت و توسل به معصومین را مورد تردید قرار می دهند و می پرسند آیا توسل به پیامبر و اهل بیت و نیز شفاعت طلبیدن از ایشان (که جزو آموزه های قطعی شیعه است) نیز نوعی شرک در عبادت نیست؟ و آیا جایگاهی که شیعه برای معصومین نزد خدا قایل است هم چون باور بت پرستان مکه درباره جایگاه بتها نزد خدا نخواهد بود؟
    با ملاحظه آیات گذشته (زمر/3 و یونس/18) و تطبیق بر آموزه های شیعه روشن می شود میان باور بت پرستان و باور شیعیان تفاوت های اساسی وجود دارد، که به سه مورد اشاره می کنیم:
    1ـ مشرکین عربستان بتهای خود را عبادت و پرستش می کردند در حالی که شیعه معتقد است پرستش و عبادت مختص خداست.
    2ـ بت پرستان برای بتهای بی جان، مقام قرب نزد خداوند قایل بودند بدون این که دلیل و مستندی بر این ادعای خود داشته باشند، در حالی که شیعه، معصومین را (که والاترین و ارزشمندترین مخلوقات حی و با شعور هستند) آن هم با استناد به ادله عقلی و نقلی، دارای مقام قرب به خدا می داند.
    3ـ مطلب مهمتر این که بت پرستان به مقام ربوبیت و الوهیت بتهای خود قایل بودند[6] و از اینرو بود که آن ها را مقرب درگاه الله می پنداشتند و عبادتشان می کردند، در حالی که شیعه الوهیت و ربوبیت را خاص خدا می داند.[7]
    ممکن است گفته شود طبق آیات قرآن دعا نوعی عبادت است: «وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي‏ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ».[8]
    پس طبعا کسی که بجای دعا به درگاه خدا، دعای خود را نزد دیگری (مثل معصومین) ببرد و استجابتش را از دیگری طلب کند، مرتکب شرک در عبادت شده است، یعنی در دعا که نوعی عبادت است، غیر خدا را با خدا شریک کرده است.
    برای پاسخ به این تردید لازم است حقیقت عبادت را تحلیل کنیم. عبادت در لغت به معناى اظهار «خضوع» و «تذلّل» است[9]، اما در اصطلاح قرآنی، به نوع خاصی از خضوع اطلاق می شود، یعنی خضوع و تذلل در برابر کسی یا چیزی با این نیت و اعتقاد که او دارای مقام الوهیت و ربوبیت است.[10] پس هر نوع خضوع و تذللی، عبادت به معنای مصطلح آن نیست.
    بنابر این، شرک در عبادت جایی است که خضوع برای غیر خدا همراه با نیت و اعتقاد به الوهیت و ربوبیت او باشد. وقتی یک شیعه به معصومین متوسل می شود و ایشان را صدا زده و اجابت خواسته خود را از آن ها طلب می کند، معنای خضوع و تذلل در برابر معصومین محقق می شود اما آیا این خضوع را با نیت و اعتقاد به الوهیت و ربوبیت ایشان انجام می دهد؟ آیا شیعیان معصومین را اله و رب خود می پندارند؟
    بدون شک، هیچ یک از شیعیان چنین اعتقادی ندارند بلکه قایلند معصومین هر چه می کنند به اذن و اجازه خدا انجام می دهند و از خود هیچ ندارند. از اینرو توسل و درخواست شفاعت از معصومین هیچ منافاتی با توحید در عبادت ندارد، زیرا معنایی جز واسطه قرار دادن ایشان ندارد.
    در حقیقت شیعه اجابت خواسته اش را از خدا می خواهد، اما دست به دامان آبروداران نزد خدا می شود تا خواسته اش توسط مقربان الهی به خدا عرضه شود. این کار نیز خارج از مدار تعالیم اسلام نیست بلکه توصیه قرآن و سنت نبوی است و روشن است عمل به توصیه قرآن و سنت، خود از مصادیق عبادت خداست.
    خداوند درباره انتخاب واسطه جهت تقرب به او می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ؛ اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! از مخالفت فرمان خدا بپرهيزيد! و وسيله‏ اى براى تقرب به او بجوئيد.»[11] منظور از وسیله در این آیه، معنای وسیعی دارد که یکی از مصادیق روشن آن، وجود مقدس معصومین است.[12]
    همچنین در آیه 97 سوره یوسف نمونه ای از توسل فرزندان یعقوب به او نقل شده است: «قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئينَ؛ گفتند: پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، كه ما خطاكار بوديم!»
    نیز در روایتی از منابع اهل سنت آمده است: مرد كوري نزد پيامبر آمد و گفت: نزد خدا برايم دعا كن تا بینا شوم. پیامبر به او فرمود: دو ركعت نماز بخوان. آن‌گاه بگو: خدایا! از تو مي‌خواهم و به واسطه پيامبرت محمّد به تو توجه مي‌كنم... . هرگاه حاجتي پيدا كردي اين عمل را تكرار كن.[13]
    نمونه دیگر، توسل امام علی به پیامبر است. در خطبه 235 نهج البلاغه می خوانیم: "بِأَبِي أَنْتَ وَأُمّي اذْكُرْنَا عِنْدَ رَبِّكَ، وَاجْعَلْنَا مِنْ بَالِكَ؛ پدر و مادرم به فدايت، ما را نزد پروردگارت ياد كن و ما را در ياد خود داشته باش."
    نتیجه این که، نباید میان شرک در عبادت یعنی پرستش غیر خدا در عرض خدا، و توسل یعنی واسطه قرار دادن اولیای خدا نزد خدا آنهم به فرمایش خود او، خلط نمود.

    _____________
    (1) عنکبوت/ 61. آیات دیگری نیز در همین رابطه وجود دارد: عنکبوت/63؛ لقمان/25؛ زمر/38؛ زخرف/9 و زخرف/87.
    (2) ناصر مكارم شيرازى، تفسیر نمونه، دار الكتب الإسلامية، 1374 ش، چاپ اول، تهران، ج ‏16، ص:336.
    (3) جعفر سبحانى، محاضرات في الإلهيات، تلخيص از على ربانى گلپايگانى، مؤسسه امام صادق (ع)، 1428 ق، چاپ يازدهم، قم، ص 43.
    (4) زمر/ 3.
    (5) یونس/ 18.
    (6) مریم/ 81؛ آل عمران/ 51.
    (7) جعفر سبحانی، سيماى عقائد شيعه‏، ترجمه جواد محدثى‏، نشر مشعر، 1386 ش‏، چاپ اول، تهران، ص 62.
    (8) غافر/60.
    (9) حسين بن محمد راغب اصفهانى، المفردات في غريب القرآن، تحقيق صفوان عدنان داودى، دارالعلم الدار الشامية، 1412 ق، چاپ اول، دمشق بيروت، ص 542.
    (10) على اصغر رضوانى، شيعه شناسى و پاسخ به شبهات‏، نشر مشعر، 1384 ش‏، چاپ دوم‏، تهران، ج ‏1، ص 132.
    (11) مائده/ 35.
    (12) سید محمدحسین طباطبایی، تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوى همدانى، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم، 1374 ش، چاپ پنجم، قم، ج ‏5، ص 545.
    (13) علی اصغر رضوانی، وهابیت و توسل، موسسه فرهنگي هنري مشعر، ۱۳۹۰ ش، تهران، ص 215.



    لینک اصلی



  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود