جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلنوشته های کوچک ما

  1. #6821

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,049
    مورد تشکر
    41,320 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    خدایا ، بر من این نعمت را ارزانی دار که :

    بیشتر در پی تسلا دادن باشم تا تسلی یافتن

    و بیشتر در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن . . .

    دلنوشته های کوچک ما

  2. #6822

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,049
    مورد تشکر
    41,320 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    بارالها

    تو نادیده میگیری
    من هم نادیده میگیرم

    تو خطاهایـم را

    من عطاهایت را . . .

    دلنوشته های کوچک ما

  3. #6823

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,049
    مورد تشکر
    41,320 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    اگر از خدا بپرسید کیستی؟

    در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد!


    ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟

    خدا را معرفی خواهیم کرد؟

    دلنوشته های کوچک ما

  4. #6824

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,049
    مورد تشکر
    41,320 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    خدایا !

    خدایاچگونه تورابخوانم درحالی که من، من هستم
    (بااین همه گناه ومعصیت)
    وچگونه ازرحمت توناامیدشوم درحالی که تو، توهستی

    (باآن همه لطف ورحمت)

    خدایا توآنچنانی که من می خواهم

    مرانیزچنان کن که تومی خواهی

    دلنوشته های کوچک ما

  5. تشکر


  6. #6825

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,049
    مورد تشکر
    41,320 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    آموخته ام که وقتی ناامید میشوم

    خداوند با تمام عظمتش ناراحت میشود

    و عاشقانه انتظار میکشد که به رحمتش امیدوار شوم . . .

    دلنوشته های کوچک ما

  7. تشکر


  8. #6826

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,049
    مورد تشکر
    41,320 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    خداوندا! میدانم تنها نجات دهنده هستی و می دانم اگر خوانده شوی پاسخم خواهی داد.

    پس آرامش روحم را در حضور الهی ات تجربه میکنم،

    دردها و رنجهایم را در حضور الهی ات شفا ببخش

    و تنهاییم را با وجود پر لطفت پایان ده

    دلنوشته های کوچک ما

  9. تشکر


  10. #6827

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,049
    مورد تشکر
    41,320 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دلنوشته های کوچک ما
    دلنوشته های کوچک ما

  11. #6828

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,049
    مورد تشکر
    41,320 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    داوینچی موقع کشیدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگی شد: می بایست "نیکی" را به شکل عیسی" و "بدی" را به شکل "یهودا" یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می کرد.کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانی اش را پیدا کند

    روزی دریک مراسم هم سرایی, تصویر کامل مسیح را در چهرة یکی از جوانان هم سرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز بری یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود…

    کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.

    وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: "من این تابلو را قبلاً دیده ام!" داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟! گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه هم سرایی آواز می خواندم, زندگی پراز رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهرة عیسی بشوم!

    *می توان گفت نیکی و بدی یک چهره دارند؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام كى و كجا سر راه انسان قرار بگیرند...

    دلنوشته های کوچک ما

  12. #6829

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,049
    مورد تشکر
    41,320 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دلنوشته های کوچک ما
    دلنوشته های کوچک ما

  13. #6830

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,049
    مورد تشکر
    41,320 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دلنوشته های کوچک ما
    دلنوشته های کوچک ما

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود