جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلنوشته های کوچک ما

  1. #6461

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    178
    مورد تشکر
    590 پست
    حضور
    12 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امشب دیگر قصد ندارم که لباس استعاره به تن واژه ها بپوشانم، ساده و بی آلایش می نویسم که دلم شبیه پرنده کوچکی است که اسیر طوفان دلتنگی هاست...
    شبیه رندی فلک زده در سرمای زمستان...
    مانند درخت سروی که موریانه های بی قراری امانش را بریده اند...
    .
    .
    .
    فرقی ندارد، بی تو نسیم های بهاری هم همچون بادهای تابستان ملال آورند...
    بگذار صادقانه بگویم؛ بی قرارم و بوی پیراهن یوسف را میخواهم...
    بیا و مشتی آفتاب بر سایه های دلتنگی بپاشان.

    ا. ح

    ویرایش توسط یوری : ۱۳۹۸/۰۱/۱۱ در ساعت ۰۰:۲۶
    آنچه که نمی توانم بگوییم مهمتر است.


  2. #6462

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,843
    مورد تشکر
    8,761 پست
    حضور
    63 روز 18 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0



    رسید...
    یک چراغ بلند ، یک سطل زباله ی خالی، یک راه باریک... یک برکه ... همان مکان... همان پارکی که اولین بار، به پسرک سلام داد. ایستاده بود... به اطراف نگاه میکرد. گویی باز هم چشمانش دنبال پسرک بود. ناخودآگاه گونه هایش خیس شد. به میله ی چراغ تکیه داد. پاهایش خم شد. نشست روی زمین... سرش را پایین انداخت...
    شانه هایش بالا و پایین میشد.
    چند دقیقه بعد... دستی بر شانه اش گذاشته شد. سرش را بالا آورد. باورش نمیشد. چند بار محکم پلک زد... آخرین اشکهایش هم افتاد... کم کم تاری دیدش رفت... خودش بود! پسرک همان جا بود!
    با همان لبخند همیشگی به چشمان دخترک خیره شده بود.
    دخترک ایستاد... به زور نفس عمیقی کشید... چند بار دیگر پلک زد.... دستانش را بالا آورد... کف دستانش را به سمت پسرک گرفت... پسرک هم کف دستانش را روی دستان کوچک دخترک گذاشت. گرمی دستان پسرک، سردی دستان دخترک را فرو کشید. مگر میشود همچین چیزی؟؟
    .
    .
    .
    .
    از خواب پرید. نشست... دخترک تا به خود آمد، دید گونه هایش خیس خیس است. قلبش تیر می کشید.
    - آه ...
    دستش را روی قلبش گذاشت... موجی از درد از قلبش به کل بدن و کمرش پمپاژ می شد...
    صورتش را خشک کرد... دوباره دراز کشید... و گویی چیزی زمزمه میکرد:
    - آه... فدای قدمت بشم که به خوابم اومدی...

    امیدم تویی، ناامیدم مکن، جز تو یاری ندارم
    سحر شد بگو با کدام آرزو سر به بالین گذارم؟!


  3. #6463

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,237
    مورد تشکر
    9,565 پست
    حضور
    32 روز 10 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    102



    سلام خدمت دوستان گرامی
    به اطلاع جمع گرانقدر برسونم که بنده در حال حاضر تا اطلاع ثانوی، در بیمارستان های ساری و بهشهر حضور دارم. چنانچه عزیزان نیازمند مداوا و یا نیاز دارویی و همچنین خدمات درمانی هستند، به بنده پیام بدهند. در خدمتشون هستیم.

    سرکار محترم شقایق،
    لطفا همتی بنمایید از دوستانی که قادر هستند، جهت کمک رسانی نقدی و یا اقلام دارویی، کمک جمع کنیم.
    همچنین چند روز پیش در گرگان حضور داشتم که یک زن و شوهر گرگانی که تازه ازدواج کرده بودند ملاقات کردم.، در اثر وقوع سیل، خانم دچار حادثه شده که نیازمند هزینه ی جراحی هستند. تنها 5 میلیون تومان از مبلغ (32 میلیون تومان) باقی مانده، اگر همکاران و دل بزرگان کانونی همت نمایند، با جمع این مبلغ، هر چه زودتر خدمات لازم برای ایشان صورت بگیرد. با عنایت بر تذکر شوهر ایشان، چنانچه عزیزان به مبلغ اهدا شده نیز نیاز داشته باشند، به عنوان قرض الحسنه، با ارائه ی شماره حساب شخصی شون، این مبلغ در اسرع وقت، استرداد خواهد شد.

    در صورت وجود همکاری، اعلام بنمایید تا شماره حساب بیمارستان و یا بیمار رو به حضورتان ارسال کنم.با سپاس از لطف شما عزیزان گرانقدر.

    شر به ماهيت وجودي خود، وجود ندارد.
    بلكه شر تنها تعريفي از نبودن خير است.
    شر زماني است كه عشق، خدا، ايمان، و ... در دل ما نباشد.

    آلبرت اينشتين


  4. #6464

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,059
    مورد تشکر
    40,185 پست
    حضور
    121 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط أسئلونی نمایش پست
    جهت کمک رسانی نقدی و یا اقلام دارویی، کمک جمع کنیم.
    سلام بردکتر اسئلونی عزیز رسیدن به خیر خوش اومدین

    ما تیم ویژه امداد و نجات هلال احمر هستیم کارت داریم این جا مشغول امدادرسانی هستیم.

    خداروشکر گروههای جهادی هم حرکت کردند و باید تا حالا رسیده باشند

    جمع آوری کمک های اولیه و امداد و نجات و وسایل مایحتاج زندگی از همه ی ارگان ها داره جمع آوری می شه متاسفانه وسعت ویرانی ها و شکستگی دلها مساوی هست

    خدا خودش به حال بندگانش رحم کنه

    دلنوشته های کوچک ما

  5. تشکرها 2


  6. #6465

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,059
    مورد تشکر
    40,185 پست
    حضور
    121 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    باور نکن تنهاییت را

    من در تو پنهانم ،تو در من

    از من به من نزدیک تر تو

    از تو به تو نزدیک تر من

    باور نکن تنهاییت را

    تا یک دل و یک درد داری

    تا در عبور از کوچه عشق

    بر دوش هم سر میگذاریم

    دل تاب تنهایی ندارد

    باور نکن تنهاییت را

    هر جای این دنیا که باشی

    من باتوام تنهای تنها

    من با توام هرجا که هستی

    حتی اگر با هم نباشیم
    حتی اگر یک لحظه یک روز

    با هم در این عالم نباشیم

    این خانه را بگذار و بگذر

    با من بیا تا کعبه دل

    باور نکن تنهاییت را

    من با تو ام منزل به منزل

    دلنوشته های کوچک ما

  7. #6466

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,059
    مورد تشکر
    40,185 پست
    حضور
    121 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دلنوشته های کوچک ما
    دلنوشته های کوچک ما

  8. #6467

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,059
    مورد تشکر
    40,185 پست
    حضور
    121 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دلنوشته های کوچک ما
    دلنوشته های کوچک ما

  9. #6468

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,059
    مورد تشکر
    40,185 پست
    حضور
    121 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دلنوشته های کوچک ما
    دلنوشته های کوچک ما

  10. #6469

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,059
    مورد تشکر
    40,185 پست
    حضور
    121 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دلنوشته های کوچک ما
    دلنوشته های کوچک ما

  11. #6470

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,059
    مورد تشکر
    40,185 پست
    حضور
    121 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دلنوشته های کوچک ما
    دلنوشته های کوچک ما

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود