جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلنوشته های کوچک ما

  1. #6951

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,808
    مورد تشکر
    41,020 پست
    حضور
    124 روز 11 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    کلافه ای ، خسته ای. خستگی راه بی طاقتت کرده است ؛



    می خواهی بروی یک دل سیر بگیری بخوابی.



    عجب لذتی دارد این خواب وقت خستگی.


    گردش اتوبوس اما نظرت را عوض می کند .


    اتوبوس می پیچد در خیابان امام رضا (علیه السلام)



    همه خیره میشوند به شیشه ی جلوی ماشین .


    دستت را آرام روی سینه می گذاری و می گویی:





    السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع)

    دلنوشته های کوچک ما


  2. #6952

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    849
    مورد تشکر
    5,009 پست
    حضور
    22 روز 23 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فرقی نمی کند پاییز باشد یا زمستان.
    در کرانه ی مرداد هم می توان به بهار رسید.
    یا در روز های آخر آبان. وقتی که دل شکوفه کند ... وقتی در انتظار آمدن کسی باشی که شکل دیگریست ...
    بهار خودش را از پنجره چند جداره دلت می کشاند توی اتاق و حالت بهاری می شود. دست هایت جوانه می زند و ریشه هایت سبز می شوند.
    خودت را به صدای چلچله ها بسپار حتی در این سکوت پاییزی. بهار در راه است...


    از مرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد به نام انسانیت...






  3. تشکرها 2


  4. #6953

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,808
    مورد تشکر
    41,020 پست
    حضور
    124 روز 11 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام

    شب و روزتون به خیر و خوشی

    دلنوشته های کوچک ما

  5. تشکر


  6. #6954

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    849
    مورد تشکر
    5,009 پست
    حضور
    22 روز 23 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ابرهایی که در اندیشه ی دریا هستند
    بغض دارند ولی توی گلو می ریزند

    کوه من گریه نمی کرد و نمی دانستم
    کوه ها اشک ندارند فرو می ریزند..

    "رویا ابراهیمی"


    از مرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد به نام انسانیت...






  7. تشکرها 2


  8. #6955

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    106
    مورد تشکر
    521 پست
    حضور
    1 روز 14 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسمه القدّوس
    روزگار درس عبرت می دهد اما روزمرگی مانع دیدن آن است.

    ای خوش آن چشم که بیند دو قدم پیش ترش
    تا که بازی ندهد دور زمان بیشترش

    الهی هب لی کمال الإنقطاع الیک

  9. تشکر


  10. #6956

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    849
    مورد تشکر
    5,009 پست
    حضور
    22 روز 23 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نزدیکِ اربعین، دلِ جا مانده ها گرفت...
    یک بینوا برای خودش ربنا گرفت...

    هرکس رسید؛ سوال کرد: زائری؟
    از این سوال، دلِ پُرخونِ ما گرفت...

    آقا مگر "بَدان" به حریمت نمیرسند؟
    پس "حُر" که بود که جام بلا گرفت...؟

    باشد؛ محل نده... نبرم اربعین حرم...
    اما بدان؛ که قلبم از این ماجرا گرفت...

    آنقدر گریه میکنم که بگویند عاقبت:
    نوکر ز اشکِ خود سفرِ کربلا گرفت...

    اما ز راهِ دور؛ سلام حضرت حسین...
    بارانِ اشک، از این روضه ها گرفت


    از مرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد به نام انسانیت...






  11. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود